ممنونم دوستان
به پرسش اصلی شروع کننده ی موضوع که بنده هستم هم پاسخ بدید ضمن بحث های خودتون.
حقیقتش ایشون کمی وارد فاز تجمل گرایی شدن
اتفاقا در زندگی کارگری بزرگ شدن
و در محل کارشون، زندگی های متفاوتی می بینن که ظاهرا از زندگی خودشون ناراضی شدن.
کلا توجهشون بیشتر به مادیات جلب شده تا معنویات در زندگی.
بازم ممنونم از همه تون
(۱۳/آذر/۹۵ ۱۷:۳۰)soheyl68 نوشته است: [ -> ]ممنونم دوستان
به پرسش اصلی شروع کننده ی موضوع که بنده هستم هم پاسخ بدید ضمن بحث های خودتون.
حقیقتش ایشون کمی وارد فاز تجمل گرایی شدن
اتفاقا در زندگی کارگری بزرگ شدن
و در محل کارشون، زندگی های متفاوتی می بینن که ظاهرا از زندگی خودشون ناراضی شدن.
کلا توجهشون بیشتر به مادیات جلب شده تا معنویات در زندگی.
بازم ممنونم از همه تون
می بینید زینب خانم؟! این نوع فکر شما این آسیب را هم دارد برای جامعه! اگر همه با زهد زندگی می کردند در یک ارمان شهر، ایا این اتفاق می افتاد؟
بسم الله
با اجازه بنده یک جمع بندی بکنم و بیش از این موجب انحراف موضوع اصلی نشوم.
به نظر بنده دین اسلام با رفاه و حتی زندگی ثروتمندانه مخالف نیست. و حتی در روایات داریم که خانه ی بزرگ نعمت است برای مومن.
ازطرفی دیگر هم دین اسلام حرف از زهد زده است.
شاید کمی تناقض به نظر برسد. بالاخره زهد یا خانه ی بزرگ و ثروتمندانه؟!
برخی جواب اشتباه به این پاسخ می دهند و می گویند که هر کسی که پول داشت ثروتمندانه زندگی کند و هر کسی که نداشت فقیرانه. من می توانم و بنز می خرم و کسی که نمی تواند دوچرخه بخرد. اما نباید به من حسودی کند و باید به داشته اش راضی باشد!!!
اما به نظر بنده پاسخ صحیح را باید در تعریف درست
زهد در اسلام پیدا کرد .
شهید مطهری:
زهد مربوط به مال و ثروت و حتی مقامات دنیایی است. شما اگر بپرسید که در اسلام مال و ثروت خوب است یا بد؟ جواب این است که مال و ثروت دنیا برای چه هدفی؟ ثروت خودش قدرت است، پست و مقام هم قدرت است ، این قدرت را شما برای چه هدف و منطوری می خواهید؟ یک وقت جنابعالی آدمی هستید که بنده و اسیر شهوات خودتان ، می خواهید به وسیله ی این مال و ثروت که قدرت است هوسهای فردی و شخصی خودتان را اشباع کنید ،اگر شما بنده ی هوای نفس باشید ، هرچه را در راه هوای نفس مصرف کنید ، خواه مال و ثروت باشد و خواه جان و مقام و علم و عبادت و دین، هر چیزی که در خدمت هوا و هوس قرار گیرد بد می شود. اما اگر هواپرست نبودید و خودی را از خود دور کردید و در اجتماع اهداف اجتماعی و خدایی داشتید، آن وقت مال و ثروت را که قدرت است در طریق هدف مقدس خودتان به کار بردید،این عبادت است.جاه و مقام را هم اگر شما برای هدفهای معنوی خودتان خواستید این هم عبادت است، این را از خودم نمی گویم بلکه تعبیر امام صادق علیه السلام است.... نتیجه آنکه زهد قدرت روحی است نه ضعف اقتصادی. ))
پیشنهاد می کنم کتاب احیای تفکر اسلامی شهید مطهری را بخوانیم. کتابی کوچک که شاید در دو روز مطالعه ی ان تمام شود اما بسیار مفید .
نقل قول:اولا جناب عبدالرحمن لطفا با خوندن ۱۰ درصد نوشته های من قضاوت نکنین.
اگر بخوایم نوشته های شما رو بخونیم باید مرخصی ساعتی بگیریم
نقل قول:اگه دستم درد کنه چی؟
اگه مثلا ۲۰ هزار تومن بیفتک کوب بخرم که با گوشتکوب کمتر ضربه بزنم چی؟
بذارم اسدا... جان بره بیرون بخوره؟
اما چیزی که همسرم علاقه نداره من هم نخریدم.
مثلا تستر که فرمودین.
یا بستنی ساز یا پشمک ساز یا پاپ کورن ساز و ...
القصه که سلامت شرط اول زندگیه.
چطوره که اون خانوم جهیزیه ۱۰۰ نفرو بده ولی رو ویلچیر راه بره؟
یا شوهرش یه خدمتکار ۲۴ ساعته براش بگیره و اون هم مثل خانوم هاویشام از خونه بیرون نره؟
چیزی که بهش رسیدم در این چند ماهه اینه که اگر خانم هنرمند باشه با حداقل امکانات میتونه بهترین کدبانو گری هارو انجام بده
با گوشت کوب کسی ناقص و معلول نمیشه به نظر من
خیلی از وسایل حقیقتاً باعث معلولیت ذهنی افراد میشن (یعنی باعث میشن شخص ابتکار عملش کور بشه و بدنش تنبل)
نقل قول:کدوم فاز؟ کمک به مستمندان یا تجمل گرایی؟
بیخیالی یعنی من برای همسرم گوشی 3 تومنی بخرم در حالی که میدونم فامیلم محتاج به دو تومن قرض فوریه
این به نظر من گناه و دینه
من نمیگم همه میتونن اینطور باشن ولی با این تفکر بیخیالی جامعه رو به انحطاط میره
قبول دارم در عمل سخته ولی اگر همسران سازگار باشن این مسائل براشون بدیهی و پیش پا افتادس
نقل قول:این حرف هایی که بنده زدم از روی احساس یا عدم واقع گرایی نیست! بلکه بسیاری مواقع به این ها فکر می کنم تا هدف و روش زندگی خودم رو درست تعیین کنم. هستند بسیاری افراد که در عین توانمندی زاهدانه زندگی می کنند تا معیارهای جامعه را تغییر ندهند! تعدادشان هم کم نیست!
شما حرفات خیلی قشنگه و عالی
دعا کن همسر آیندت باهات همراه باشه وگرنه نه تنها دنیا بلکه آخرتت رو هم از دست میدی
خدا رو شکر به لطف امام حسین از این لحاظ ما هیچ مشکلی نداریم
ضمن اینکه زن هیچ وظیفه ای در مورد کار کردن نداره
چه داخل چه بیرون خانه که من در مورد اول در حد وسعم و در مورد دوم کاملا از پسش بر اومدم بازم به لطف امام حسین
پاسخ ندادید
ببینید مشکل رو مطرح کردم؛
ایشون زندگی مجلل می خواد و همسرشون هم کار می کنه و درآمدی داره که مردم باهاش زندگی می کنن و خانم هم کار می کنه و درآمدش رو برای خودش و خونه ش داره خرج می کنه. اما این خانم بیشتر می خواد.
پرسشی که در ذهن منه اینه که وقتی کسی این طوریه، چه کاری از دست اطرافیان برمیاد که ایشون درک کنن زندگی خوبی دارن و خیلی ها دارن تو این وضعیت زندگی می کنن.
خدارو شکر خونه و خودرو در حد معمول زندگی اطرافیان دارن و ...
مشکل اینه که ایشون سر کار زندگی های مجلل رو می بینن و کمی خواسته هاشون از زندگی تغییر کرده.
فکر می کنم بهترین راه حل اینه که افراد بزرگتر که روی ایشون بیشترین تاثیرو دارن با ایشون صحبت کنن که این اتفاق افتاده و ایشون هم سر خونه و زندگی شون هستن، اما رضایت ندارن. یعنی اون ذهنیت و خواسته هایی که زندگی رو می پاشونه وجود داره.
یکی از اقدامات هم اینه که ایشون سر کار نرن و یا محل کارشونو تغییر بدن که فکر نمی کنم شدنی باشه با توجه به مسائلی که جاش نیست اینجا بگم.
شما چه راه حل عملی ای دارید؟!
با تشکر از شما
سلام برادر گرامی
خوب هر کس یک ذهنیت هایی داره ،یک پیش زمینه هایی برای زندگی .یه اهداف برای زندگی ...خوب باید دید ای خانم ذهنیتش چی هست .طبیعتا همه دوست دارند کیفیت زندگی کردن شون خوب باشه اما این خوبی رو هر کس یک طوری تفسیر میکنه و معنایی که از زندگی کردن در ذهن خودش داره متفاوت !
- پیش زمینه زندگی
- و کسانی باهاشون نشست و برخواست دارند ... در ایجاد و استمرار این ذهنیت اثرشون از همه قوی تر هست .
جواب شما اینه که تفسیر از راحتی و هر معنی ذهنی دیگه کاملا شخصی هست !!!
آدم باید کسی رو پیدا کنه که افق زندگیش اگر با اون طرف یکسان نباشه ،لااقل نزدیک باشه . به قول شوهر خواهرم کله هاشون به هم بخوره !
اصلا تفسیر آدمها از مذهبی بودن فرق میکنه !!باید تفحص کرد قویا !
حالا که ازدواج کردن و در این مورد باهم مشکل دارند ...
- باید با هم سطح مالی خودشون حشر و نشر داشته باشند و حسرت زندگی بالاتر نخورند .
آدم وقتی مقایسه میکنه خودش رو با دیگری این مشکلات پیش میاد
و اینکه سطح خودشون رو درک کنند و بشناسند .
آقا سطح زندگی ما همینه !! باید صبر کنیم ... زحمت بکشیم تا ارتقاء پیدا کنه !
شاید هم أین یک خلأ هست که اون خانم از این طریق در صدد رفع هستند !؟
یک مسئله دیگر هم هست در پست بعد عرض میکنم

یه دسته هستن ، کلا میگن همین بسه چرا بیشتر تلاش کنیم .
یه دسته هستن ، میگن من زندگی بهتری میخوام، تلاش بیشتری هم میکنن .
یه دسته هم هستن میگن من زندگی بهتری میخوام ، میشینن فقط حسرت میخورن .
کاش دسته ی اول ودسته ی سوم به تور هم نیفتن .
(۱۳/آذر/۹۵ ۲۲:۲۸)Eve نوشته است: [ -> ]یه دسته هستن ، کلا میگن همین بسه چرا بیشتر تلاش کنیم .
یه دسته هستن ، میگن من زندگی بهتری میخوام، تلاش بیشتری هم میکنن .
یه دسته هم هستن میگن من زندگی بهتری میخوام ، میشینن فقط حسرت میخورن .
کاش دسته ی اول ودسته ی سوم به تور هم نیفتن .
مواردی هم هست دسته ی دوم و سوم به هم می خورن؛
اما تلاش دسته ی دوم، پاسخگوی اون زندگی بهتر خواستنه و اون حسرت ها نیست.
این جاست که اون تلاشگره هم بی انگیزه می شه و

(۱۳/آذر/۹۵ ۱۶:۴۶)Islam نوشته است: [ -> ]بسم تعالی
خواهرم زهد در اسلام یعنی زندگی عادی داشتن در حد متوسط جامعه! الان هم فکر کنم متوسط جامعه با ماهی حدود 1.5 میلیون زندگی میکند( و حتی کمتر). پس زهد امروزه یعنی با ماهیانه 1.5 میلیون زندگی کردن. حالا اینکه فلانی چشمش دنبال چیزی که من خریدم نباشد و حد خودش را بداند( سبحان الله! مگر خون ادم پولدار رنگین تر است؟!! ) و من ماکروفر خریدم او با قابلمه راضی شود و... همه اش توجیه است .
به نام حق
سلام
حرف های شما رو با زینب خانم مطالعه کردم
می دانید اشکال نظر شما چیست؟
زهد و تقوا رو با تلاش برای زندگی سالم اشتباه برداشت کردید.
البته حرف های زینب خانم رو هم خیلی متوجه نشدم ولی ظاهرا ایشان تمام تلاششون رو برای منع همسرشون از خوردن چیزهای مضر می کنند که این کار از نظر من فداکاری است.
وادار کردن کسی برای حفظ سلامتی خیلی ارزشمند است.
شما روایات کتاب حلیة المتقین علامه مجلسی رو مطالعه بفرمایید
شخصی از امام علیه السلام می پرسد آیا اسراف نیست روغن زیتون و فلان و... به نوعی استفاده کنم؟ که اینجا نحوه استفاده رو بنده ذکر نکردم امام در روایت پاسخ می دهند
هرآنچه برای سلامتی مصرف می کنید اسراف نیست
پس بدانید هر چه برای سلامتی مصرف می کنید اسراف نیست و بدانید خداوند روزی رسان است
و خداوند می فرماید:
والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما
علت ذکر این آیه شریفه رو اینجا بیان نمی کنم
البته هر چه باشه قابلمه از ماکروفر خیلی چیز بهتری است گاهی فقر باعث سلامتی است...
.
(۱۳/آذر/۹۵ ۲۱:۳۷)soheyl68 نوشته است: [ -> ]پاسخ ندادید
ببینید مشکل رو مطرح کردم؛
ایشون زندگی مجلل می خواد و همسرشون هم کار می کنه و درآمدی داره که مردم باهاش زندگی می کنن و خانم هم کار می کنه و درآمدش رو برای خودش و خونه ش داره خرج می کنه. اما این خانم بیشتر می خواد.
پرسشی که در ذهن منه اینه که وقتی کسی این طوریه، چه کاری از دست اطرافیان برمیاد که ایشون درک کنن زندگی خوبی دارن و خیلی ها دارن تو این وضعیت زندگی می کنن.
خدارو شکر خونه و خودرو در حد معمول زندگی اطرافیان دارن و ...
مشکل اینه که ایشون سر کار زندگی های مجلل رو می بینن و کمی خواسته هاشون از زندگی تغییر کرده.
با تشکر از شما
خب مشکل این فرد فکری است.
یعنی قدر زندگی را نمی داند و در خیالات و آرزوهای ناچیز متوقف شده
دراه حل این است که دانش و علم این فرد بالا بره و معرفت دینی او بیشتر بشود
خداوند خودش هر که را بخواهد هدایت می کند شما تلاشتون رو داشته باشید و او را به خدا بسپارید
(۱۳/آذر/۹۵ ۲۳:۰۹)متفکر نوشته است: [ -> ]به نام حق
سلام
حرف های شما رو با زینب خانم مطالعه کردم
می دانید اشکال نظر شما چیست؟
زهد و تقوا رو با تلاش برای زندگی سالم اشتباه برداشت کردید.
البته حرف های زینب خانم رو هم خیلی متوجه نشدم ولی ظاهرا ایشان تمام تلاششون رو برای منع همسرشون از خوردن چیزهای مضر می کنند که این کار از نظر من فداکاری است.
وادار کردن کسی برای حفظ سلامتی خیلی ارزشمند است.
شما روایات کتاب حلیة المتقین علامه مجلسی رو مطالعه بفرمایید
شخصی از امام علیه السلام می پرسد آیا اسراف نیست روغن زیتون و فلان و... به نوعی استفاده کنم؟ که اینجا نحوه استفاده رو بنده ذکر نکردم امام در روایت پاسخ می دهند هرآنچه برای سلامتی مصرف می کنید اسراف نیست
پس بدانید هر چه برای سلامتی مصرف می کنید اسراف نیست و بدانید خداوند روزی رسان است
و خداوند می فرماید: والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما
علت ذکر این آیه شریفه رو اینجا بیان نمی کنم
البته هر چه باشه قابلمه از ماکروفر خیلی چیز بهتری است گاهی فقر باعث سلامتی است...
.
بنده زهد را در پست اخیرم توضیح دادم. همان پستی که از شهید مطهری نقل کردم. و در انتها نوشتم که زهد به معنی ضعف اقتصادی نیست، بلکه به معنی قدرت روحی است.
قدرت روحی هم یعنی فرد ثروتمند از این ثروت (به قول شهید مطهری قدرت) در راه درست و الهی استفاده کند. نه اینکه چیزی بخرد که دیگران نمی توانند و از این رو موجب حسرت دیگران و در نهایت تغییر معیارها در جامعه شود.
بحث هم واقعا روغن زیتون و اینها نیست. بله این هنر است که خانمی با هزینه ی معقولی ، کار مفیدی برای خانواده انجام دهد. اما هزینه ی غیر ضروری یا انتخاب کردن کار آسان که هزینه بر است به جای انتخاب کاری که شاید کمی سخت تر باشد اما نتیجه اش جلوگیری از حسرت دیگران و زهد باشد، این مورد بحث بود.
بنده این رو حتما باید بگم که پست های بنده بسیار کلی بود وقصد اشاره به کاربر زینب خانم رو نداشتم. و الا ایشون ده ها برابر بیشتر از امثال بنده به فکر دین و کمک به مظلومین هستند. دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
یا علی
(۱۳/آذر/۹۵ ۲۲:۲۸)Eve نوشته است: [ -> ]یه دسته هستن ، کلا میگن همین بسه چرا بیشتر تلاش کنیم .
یه دسته هستن ، میگن من زندگی بهتری میخوام، تلاش بیشتری هم میکنن .
یه دسته هم هستن میگن من زندگی بهتری میخوام ، میشینن فقط حسرت میخورن .
کاش دسته ی اول ودسته ی سوم به تور هم نیفتن .
به نظر بنده هر سه دسته در اشتباه هستند. دسته ی چهارمی هست که میگن همین کافیه اما ما تلاشمون رو برای به دست اوردن بیشتر می کنیم.اگر خدا خواست به ان می رسیم .