تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: لحظات اخر زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام چگونه گذشت؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی خبر بیماری امام حسن عسکری را شنیدم ، خود را به منزل حضرت رساندم. ایشان در بستر بیماری بود. مدتی کنار بستر ایشان نشستم و با حالت غم و اندوه به جمال مبارک ایشان نگریستم. داروی ایشان را اوردند. امام ظرف دارو را برداشتند اما از شدت رعشه و لرزی که بر دست های ایشان عارض شده بود ، ظرف دارو بر دندان های مبارک حضرت می خورد و ایشان نتوانستند آن را میل کنند!
فرزند خردسال خود را که در اتاق دیگری در حال عبادت بود فراخواندند . وی که به نزد پدر امد سلام کرد . همین که چشم پدر به او افتاد گریست و فرمود: پسرم تو سید و بزرگ خانواده ما هستی ، من به سوی پروردگار خود رحلت می کنم ، مقداری از ان دارو را بر دهان من بگذار.


پس از خوردن دارو کودک حوله ای روی دامان پدر انداخت و پدرش را وضوء داد. حضرت ابو محمد امام حسن عسکری نماز را انجام داد و خطاب به فرزندش فرمود: اى فرزندم ! تو را بشارت باد، كه تو صاحب الزّمان و مهدى اين امّت هستى ، تو حجّت و خليفه خدا بر روى زمين مى باشى ، تو وصىّ من و نيز خاتم ائمّه و اهل بيت عصمت و طهارت خواهى بود. و جدّت ، پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله تو را هم نام خود معرّفى نموده است .


در همين لحظات حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام به وسيله آن سمّ و زهرى كه توسّط معتصم به او خورانيده شده بودرحلت نمود و به شهادت رسيد.


به نقل از اسماعيل بن علىّ معروف به ابوسهل نوبختى.( با کمی دخل و تصرف)
منبع: كتاب الغيبة شيخ طوسى : ص 271، ح 237، بحارالا نوار: ج 52، ص ‍ 16، ح 14


http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/i.../Index.htm
آدرس های مرجع