(۱۵/دی/۹۵ ۱۰:۳۴)سعدی نوشته است: [ -> ]محمد صدرای گرامی
خب این در شرایطی گفته شده که چیزی به اسم حبس ابد وجود نداشته. کشورهایی هم که توان ساخت زندان رو داشتند صرفاً به عنوان یک شکنجه گاه ازش استفاده می کردند. اما جدیداً ایده هایی مطرح شده مبنی بر اینکه در زندان باید به فرد آموزشهایی داده بشه که شخصیتش رو اصلاح کنه.
دوست عزیز
یعنی باز شما خداوند رو به عدم داشتن اطلاعات کافی متهم می کنید؟
آیا خداوند متعال از ایده حبس ابد اطلاع نداشته؟ یا نمی تونسته اون رو ابداع کنه؟ (کلمه و ترکیبات سجن با کسره س بارها در قرآن و در مورد جهنمیان آمده. در داستان حضرت یوسف نیز وجود دارد. ضمناً مفهوم ابد با بیان خلد مثل هم فیها خالدون در قرآن بارها آمده)
این اشکال در مورد موضوع دیگه ای در زمان یکی از معصومین مطرح شده که در اون زمان این تکنولوژی نبوده و ایشون هم به شدت با اون اشکال مخالفت کردند.
اشکال خیلی ضعیفیه. یعنی خدا از روند تکنولوژی خبر نداشته؟ ضمناً در اون صورت باید بگیم دین اسلام برای تمام دوران ها مناسب نیست و باید یه دین دیگه کامل کننده بعد از اون بیاد که در تناقض با بدیهیات محسوب میشه.
پ.ن.
اشکال شما خیلی ضعیفه حضرت یوسف سالها در زندان موند و اگر خداوند نظری بر ایشان نداشتند تا ابد در اون زندان باقی می موندند. یعنی چی که حبس ابد نبوده؟ اتفاقاً بوده.
پ.ن.
جواب اشکال دوم شما رو هم به شکل کاملاً جنرال خداوند متعال در قرآن داده. در جهنم برخی میگن خدایا ما رو برگردون دنیا قول میدیم کار خوب انجام میدیم و خودمون رو عوض می کنیم. قبول دارید که در جهنم که تمام آثار عمل عیانه قول اونها به صداقت نزدیک تره.
در جواب خداوند میگه هرگز شما اگر باز هم برگردید بازهم همون کارها رو خواهید کرد.
خیر با شما مخالفم برخی هرگز برنمی گردند و این امری بدیهی در قرآنه.
در ضمن حکم قصاص اصلاً ربطی به برگشت اون شخص نداره حق طبیعی شخصیه که از دنیا رفته. در واقع حق طبیعی انسان محسوب میشه. شخصی که قراره اعدام بشه می تونه توبه کنه ولی حکم قصاص رو عوض نمی کنه.
محمد گرامی
به نظر شما چرا با وجود اینکه مجازات حبس ابد امروزه توسط فقیهان پذیرفته شدهُ در صدر اسلام نمونه ای از اجرای اون وجود نداره؟
بله مصر توانایی ساخت بناهای محکم رو داشته اما عربستان این توانایی رو نداشته. خیلی از احکام هستند که تابع شرایط زمان و پیشرفت تکنولوژی اند. مثلاً در احادیث توصیه شده که مردم در هنگام شیوع طاعون در خانه خود بمانند و فردی که به این توصیه عمل کند در صورتی که از طاعون فوت کند شهید محسوب می شود.
http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(gkps4b...g/jafarian
اما الآن که درمانش کشف شده دیگه فرد نباید داخل خونه بمونه بلکه باید بره بیمارستان. اون زمان راه درمانش وجود نداشته به همین خاطر دین یک گزینه دیگر در اختیار در اختیار بشر قرار داده. اما الآن که راه درمان طاعون رو پیدا کرده ایم دیگه اون گزینه رو باید بگذاریم کنار و به گزینه بهتر عمل کنیم.
خیلی از دانشهای مورد نیاز بشر از طریق وحی به انسان آموخته نشده اند. شاید حکمت این بوده که انسانها خودشون برخی علوم رو فرابگیرند و کشف کنند.
البته تا جایی که من سرچ کردم متوجه شدم زندان در گذشته سیاهچاله ای بوده یعنی عمق رو حفر میکردند و طرف رو زندونی میکردند . پس میشد زندان ساخته بشه . حجاج هم زندان بزرگی داشته . چند هزار نفر رو زندانی کرده بود پس بازهم •شاید• اینجا کاربرد نداره

برادر محمد صدرا به نکته مهمی اشاره فرمودند قصاص و توبه باهم منافات یا همرمانی لازم نیست داشته باشند یا نداشته باشند .
تشکر
سلام
اشاره فاطمه خانم گرامی باعث شد در این مورد سرچ کنم. زندان در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبوده اما توسط حضرت علی (علیه السلام) در کوفه به وجود آمد:
http://www.hawzah.net/fa/article/view/85407
نقل قول:نخستین زندان در اسلام را حضرت علی علیه السلام در کوفه از بوریای فارس ساخت و آنجا را «نافع » نامید و سپس زندان دیگری از خاک و گل بنا کرد و اسم آنجا را «مخیس » (نرم کردن) گذاشت، کیفر حبس بر پایه تفکر اسلامی و توبه بوده است[sup] (13) [/sup].
اهمیت اقدامات اصلاحی حضرت امیر علیه السلام زمانی آشکار می گردد که بدانیم جوامع اروپایی که خود را مدعی صیانت از حقوق بشر می دانند، تا یکی دو قرن اخیر کمترین اطلاعی در خصوص نحوه برخورد صحیح با زندانیان نداشتند و زندانهای مخوف و مملو از زندانی آنها، جایگاه شکنجه و اعمال مجازاتهای طاقت فرسا بوده است .
انجام دادن عبادتهای شرعی، و تنظیم برنامه های تهذیبی و آموزش قرآن و فرا گرفتن سواد خواندن و نوشتن در دو زندان «نافع » و «مخیس » کاملا مراعات می شده و یکی از برنامه های اجباری بوده است[sup] (14) [/sup]. اقدامات گوناگون حضرت، جهت مراعات حال زندانیان بیانگر نگاه اسلام به زندان و زندانی است . اصولا نامگذاری آن دو زندان توسط حضرت نیز بر پایه تفکر اصلاحی بوده است . چه; نافع و مخیس به معنای مفید بودن، فایده رساندن، نرم و اصلاح شدن می باشد [sup](15) [/sup].
آیات قرآن در شرایطی نازل شده اند که مجازات زندان وجود نداشته. وقتی زندان ساخته شده، معنیش اینه که مجازات زندان جایگزین برخی روشهای دیگر مجازات شده که قبلاً رایج بوده. ساخت یک زندان با محوریت مسائل تربیتی، یک ایده مترقی است و باید دید که بعد از ایجاد این گزینه، توصیه های دینی در مورد قصاص به چه صورت است؟ آیا باز هم به قصاص به عنوان بهترین راه حل نگاه شده یا اینکه تربیت فرد در چنین جاهایی به عنوان جایگزین توصیه شده است؟
(۱۵/دی/۹۵ ۱۲:۳۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
اشاره فاطمه خانم گرامی باعث شد در این مورد سرچ کنم. زندان در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبوده اما توسط حضرت علی (علیه السلام) در کوفه به وجود آمد:
http://www.hawzah.net/fa/article/view/85407
آیات قرآن در شرایطی نازل شده اند که مجازات زندان وجود نداشته. وقتی زندان ساخته شده، معنیش اینه که مجازات زندان جایگزین برخی روشهای دیگر مجازات شده که قبلاً رایج بوده. ساخت یک زندان با محوریت مسائل تربیتی، یک ایده مترقی است و باید دید که بعد از ایجاد این گزینه، توصیه های دینی در مورد قصاص به چه صورت است؟ آیا باز هم به قصاص به عنوان بهترین راه حل نگاه شده یا اینکه تربیت فرد در چنین جاهایی به عنوان جایگزین توصیه شده است؟
علیکم السلام
نه !ببینید اینکه معنیش چی هست رو ما نمیتونیم استخراج کنیم مگر نظر فقیه رو بیاریم که اینطوری بوده یا هست یا نیست !
مسایل تربیتی سرجای خودش هست اما قصاص و تعیین حدود دقیقا در قرآن کریم اومده و مسئله ش جداست . اینها رو باهام قاطی نکنیم .
اینکه قاتل هم تربیت بشه یا بخشیده بشه خوبه . اما قصاص و حق بخشش یا نبخشیدن حق از برای صاحب حق هست که خداوند اجازه داده و واگزار کرده .
اما من به شخصه برای خودم اعدام رو به حبس ابد ترجیح میدم
در مورد رابطه ی فراوانی جرم و قصاص هم عرض شد که عوامل در جوامع مختلف و تاثیر گذاری های متفرق دارند ،عوامل مزاحم تحقیق هم زیادن . نمیشه سنجید و فقط یه عامل رو در نظر گرفت و بقیه رو فرو گذاشت !
سلام
برخی جرائم هم هستند که اعدام برای کاهششون اصلا کارایی نداره. مثلاً فرض کنید یک فردی به خاطر ایدئولوژی تروریستی که داشته می خواسته بیاد خودشو منفجر کنه و حالا دستگیرش کردند و می خوان اعدامش کنند. خب این فرد پیش خودش خیال می کرده که بعد از مرگ قراره بره توی جوی شیر و عسل شنا کنه و به همین خاطر از اعدام نمی ترسه.
چنین افرادی اگر کم سن و سال باشند، میشه توی زندان بهشون فهموند که هیچ دلیل منطقی برای نظراتشون وجود نداره. میشه با مقاهیم انسانی آشناشون کرد و حداقل در زندان این شانس رو پیدا می کنه که زندگی با این مفاهیم انسانی رو تجربه کنه.
آقا عمار
سوال شما اینه که از کجا بدونیم حق با اون داعشیه یا حق با ماست؟ اون باید ما رو اعدام کنه یا ما او رو؟ اون باید فرهنگ ما رو اصلاح کنه یا ما فرهنگ اون رو اصلاح کنیم؟
حقیقتش داعشی ها تقریباً ایمانگرا هستند، یعنی استدلال رو تا جایی قابل استناد می دونند که با اعتقادات فعلیشون در تضاد نباشه. این یه قدری کار رو سخت می کنه چون باید اول به فرد فهموند که عقل چیز خوبیه. میشه از این فرد پرسید که از کجا می دونی نظراتت درسته؟ اگر قراره چیزی غیر از عقل رو ملاک تشخیص حق و باطل قرار بدیم، از کجا بدونیم که اون معیار صحیحه؟ در نهایت ما هر معیاری که بخواهیم برای تشخیص حق و باطل در نظر بگیریم، مجبوریم از عقل کمک بگیریم و کنار گذاشتنش موجب تناقض میشه.
وقتی فرد منطق رو پذیرفت دیگه کار راحته. اگر این فرد واقعا دلایل محکمی داره برای درستی این نظرات و این رفتارها، در این صورت می تونه با منطق حرفش رو به کرسی بنشونه و دیگه نیازی به این کارها نیست. منظورم از دلیل محکم اون چیزیه که بتونه ازش در مقابل افراد منتقد دفاع کنه. اگر هم نداشته باشه، در این صورت خودش هم نمی تونه از صحت نظراتش مطمئن باشه چه رسد به اینکه بخواد اونها رو به دیگران بقبولانه.
حقیقتشو بخوای چنین فردی خودش هم می دونه که ممکنه نظراتش نادرست باشه. نشونش هم اینه که از تحقیق در مورد درستی نظراتش فرار می کنه چون میترسه چیزی رو ببینه که اعتقاد قبلیش رو زیر سوال ببره. خود این فرد هم اگر دقت کنه میبینه که توجیهاتی که برای تجاوز به زنان ایزدی آورده شده غیر منطقی اند و هدف اصلی مسائل مادی است.
نقل قول:حقیقتش داعشی ها تقریباً ایمانگرا هستند، یعنی استدلال رو تا جایی قابل استناد می دونند که با اعتقادات فعلیشون در تضاد نباشه. این یه قدری کار رو سخت می کنه چون باید اول به فرد فهموند که عقل چیز خوبیه. میشه از این فرد پرسید که از کجا می دونی نظراتت درسته؟ اگر قراره چیزی غیر از عقل رو ملاک تشخیص حق و باطل قرار بدیم، از کجا بدونیم که اون معیار صحیحه؟ در نهایت ما هر معیاری که بخواهیم برای تشخیص حق و باطل در نظر بگیریم، مجبوریم از عقل کمک بگیریم و کنار گذاشتنش موجب تناقض میشه.
یه موجود خیلی باید کثیف باشه که برای زدن مفهوم ایمان اینطور مهمل و چرت و پرت بگه
و این از داعشی های وطنی برمیاد
خودت که هیچ سریع القلم هم نمیتونه
اینو ثابت کنه
یه داعشی اصلا ایمانی نداره
یه سری تفکر خام رو تو کلشون کردن و درشو بستن دیگه به استدلال و این حرفا کار ندارن
قاطبه این موجودات افراد رذل و وبشی هستند اهل همه جور گناهی هستند
(۱۶/دی/۹۵ ۷:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]آقا عمار
سوال شما اینه که از کجا بدونیم حق با اون داعشیه یا حق با ماست؟ اون باید ما رو اعدام کنه یا ما او رو؟ اون باید فرهنگ ما رو اصلاح کنه یا ما فرهنگ اون رو اصلاح کنیم؟
داستان تعریف نفرمایید ! همین اول کاری داری ادعا میکنی تو داری عقلی و منطقی با قضیه برخورد میکنی و اون داعشیه ایدولوژیک ! این وسط یخ زرنگی کوچک هم کردی و مفاهیم انسانی از دیدگاه من رو هم کلا حذف کردی

!
اما من که قابل حذف نیستم

ضمنا نمیتونی بهم بر چسب ایدولیست بودن بزنی ! تازه خودت که قبل از همه معتقد به ایده اولوژی هستی ! فقط فرقش اینه تو تکیه ی صرف بر عقل (که من نمیدونم چه قدر کامل هست) و احساسات (که به نظرم به شدت تحت تاثیر مواردی مثل .... هست) داری !
اصلا یه دسته بندی میکنم ! تو رتبه ی اول مفاهیم من درسته تو رتبه ی دوم مفاهیم داعش درسته تو رتبه ی سوم مفاهیم چوب خشک درسته تو رتبه ی چهارم استدلال های اقای سخن گو درسته تو رتبه ی پنجم هم مفاهیم تو درسته !
حالا از کجا بدونیم این دسته بندی درسته یا غلط
عبدالرحمن گرامی
اگر منظورت از داعش همون مردانی هست که دارند جلوی دوربین سر میبرند داستان یه جوره ! اگه منظورت بدنه ی تکفیری پشت قضیه باشه داستان یه جور دیگه است !
طی برخوردی که با برخی شبه تکفیری های وطنی داشتم .به نظرم بررسی قضیه یه کم پیچیده تر است .
ضمنا فراموش نکنید که اصل بولد شدن داعش به این خاطر بود که یه عده بدتر از داعش ، داعش رو سپر خودشون بکنند !