تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: 11 هزار روایت طبی داریم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
دیدگاه امام خمینی درباره طب سنتی



این مطلب از کتاب کشف الاسرار ایشان چاپ قدیم، صفحه ۲۷۹الی۲۸۱ آورده شده است:

این کتاب اثری است از امام خمینی که در سال ۱۳۲۳ هجری شمسی (۱۳۶۴ هـ .ق) نوشته شده است.

یک نظری به طب یونان این نویسنده به عادت همیشه بی مراعات تناسب می گوید: “در کشوری که دانشگاهی داشته مانند جندی شاپور که درس خواندگانش پزشک پادشاهان بودند کار به جایی رسید که پزشکانش یا از یهودیها شدند و یا از کسانی که پیش خود تحفه حکیم مؤمنی را خوانده بودند.”

استادان دانشگاه جندی شاپور همان اطباء رومی و یونانی بودند که طب عالی یونان را به دانش آموزان ایران آموختند و طب یونانی را در کشور رواج دادند . اکنون باید دید چه کسانی طب یونان را که برای علاج کلیۀ امراض مزاجی بهترین وسیله بود و با سهل ترین راه مطابق اقتصاد این خدمت را بهتر از طب امروز اروپا انجام می داد از میان بردند و ریشۀ آن را برای همیشه از جهان برانداختند و چنین خیانت بزرگی بخصوص به کشور ایران کردند .

همه می دانیم که در این قرن اخیر که طب اروپایی به ایران آمد و در قسمت جراحی از آن چیزهایی دیدند و البته قدمهای بزرگی هم در این قسمت برداشته گر چه نصیبی چندان از آن عاید ما نشده ومعلوم هم نیست بشود لکن باز کم و بیش خدمت هایی بتوده کرده است . ایرانی ها و خصوصأ زمامداران یکباره خود را باخته و بطوری در همه چیز تسلیم اروپایی شدند که خود با طب یونانی با همۀ قوی به مبارزه برخاستند و بقیه از یادگارهای اطباء یونان را که در ایران در گوشه و کنار یافت می شد به طوری محدود کردند و در فشار گذاشتند که آنها معلومات خود را برای دیگران ابراز نکردند و با خود در زیر خاک همراه بردند و مشتی جوانان بی تجربه را با تحصیلات بسیار ناقص و گرفتن دیپلم با وسایط و پارتی بازی ها و آنچه شما بهتر می دانید دولت بر آن دستۀ کمی که یادگاری های طب یونانی بودند چیره کرده و اساس آن طب را از جهان برای همیشه برچیدند و امروز که دکترهای بزرگ کشور بر خطای خود آگاه شدند و پیش آنها ثابت شد که برای علاج ناخوشیهای مزاجی از قبیل تیفوس و تیفوئید و مانند آنها چارۀ جز عمل بر طبق دستورات یونانی نیست و علاجهای اروپایی خدمت شایانی نمی تواند به اینگونه مریض ها بکند جز افسوس و ندامت راهی ندارند .

امروز در تمام کشور ایران که به قول شما دانشگاهی مانند جندی شاپور داشته یک نفر که قانون ابوعلی را بفهمد معلوم نیست باشد و این ضربتی است که این کشور از دست اجانب بوسیلۀ زمامداران بی خرد ما خورد .

یکی از دکتر های امروزی می گفت: بر ما و بر دکترهای بزرگ این کشور ثابت شد که کاری از طب اروپا جز جراحی بر نمی آید و داروهای اروپایی معالج نیست بلکه مسکن هایی است که ما بکار می بریم و انتظار آن داریم که مرض دورۀ خود را تمام کند و یا به خوبی یا به هلاکت منجر شود . گفتیم پس چرا دکترها این مطلب را به مردم نمی گویند، گفت : کسی قدرت این گفتار را ندارد و درست گفت .

امروزه همه چیز کشور ما با هم جور است و تا یک شجاعت ادبی در نویسندگان ما پیدا نشود اصلاح آن نخواهد شد . امروزه اگر کسی از طب اروپایی یا زندگی اروپامآبی انتقاد می کند مورد هُو و جنجال بسیار واقع خواهد شد و از نظر جوانان تحصیل کردۀ ما ساقط می شود . لکن با همه حال ممکن است در بین آنها کسانی به فکر بیفتند و سنجش هائی کرده راهی به خطا کاری های خود پیدا کنند و برای دوره های بعد از این طرفدارانی برای این مسلک هم پیدا شود و قدمهایی برای سعادت نسل آتیه برداشته شود .

هان ای نویسندگان قدری به خود آیید و از بی خردان نهراسید و گفتنیها را بگویید و زندگی پر آشوب اروپا چشم شما را از حقایق نبندد.

همه شنیدید در زمان تصدی رضا خان همین شاه کنونی به تیفوئید مبتلا شد در وقتیکه تمام دکترهای درجۀ اول کشور از درمان آن مأیوس شدند . طبیب طالقانی با دستور طب قدیم او را علاج کرد . خوب بود با چنین امتحانی رضاخان با زمامداران آن روز به فکر این بیفتد که طب کشور خود ما نیز باید دست کم در حساب بیاید لکن به قدری این ها خود را باختند و انگاره را ازدست دادند که حاضر نیستند برای خود جزئی فضیلتی قائل شوند وبا حس وهوش خود هرطورشده است مبارزه می کنند که مبادا بر خلاف اروپا سخنی بگویند.

پی نوشت:

همانگونه که قبلا هم گفته ام و نظر آیت الله تبریزیان را آورده ام آمیختن طب اسلامی با یونان مانند مسیحیت است که طب اسلامی را دچار تحریف کرده است ولیکن حقایقی در مطلب بالا وجود دارد که از سالها قبل هم به آن پی برده شده است .
دقیقا چیزی که همه متوجه شده اند از قدیمی ها و الان اینست: که از طب مدرن به جز جراحی نفعی نریسده مگر دارو و عوارضش
سلام جناب متفکر
نقل قول:یکی از دکتر های امروزی می گفت: بر ما و بر دکترهای بزرگ این کشور ثابت شد که کاری از طب اروپا جز جراحی بر نمی آید و داروهای اروپایی معالج نیست بلکه مسکن هایی است که ما بکار می بریم و انتظار آن داریم که مرض دورۀ خود را تمام کند و یا به خوبی یا به هلاکت منجر شود .
به نظر شما چه اتفاقی افتاد که طاعون (که زمانی کشته های میلیونی میگرفت) ریشه کن شد؟ چه چیزی شیوع سل رو کم کرد؟ چرا فلج اطفال در کشور ریشه کن شده؟ آیا مسکنها این کارها رو کرده اند؟ اصلاً چرا این بیماریها قبلاً ریشه کن نشدند؟ مگر طب یونانی وجود نداشت؟

نقل قول:امروز که دکترهای بزرگ کشور بر خطای خود آگاه شدند و پیش آنها ثابت شد که برای علاج ناخوشیهای مزاجی از قبیل تیفوس و تیفوئید و مانند آنها چارۀ جز عمل بر طبق دستورات یونانی نیست و علاجهای اروپایی خدمت شایانی نمی تواند به اینگونه مریض ها بکند جز افسوس و ندامت راهی ندارند .
امروزه شیوع تیفوس خیلی کم شده. اگر معتقدید طب جدید قادر به درمان این بیماریها نیست، دلیل و مدرک بیارید.
از یکی از دوستان فرهیخته سوال کردم. فرمودند که تب تیفوئیدی عاملش باکتری است و درمانش هم آنتی بیوتیک است.

پس این که گفته شده درمانی براش نیست غلطه ... این که دارو را فقط مسکن بدانیم هم غلطه (چون مسکن با آنتی بیوتیک فرق داره).
(۲۹/بهمن/۹۵ ۱۸:۳۲)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال در مورد صحت احادیث ذکر شده را در سایت اسک دین مطرح کردم و پس از پاسخ جوابش خدمتتون ارائه میشه. معمولاً پاسخگویی دو سه روز زمان می بره.
در مورد صحت روایاتی که پیرامون "داروی پیامبر" نقل شده اند از کارشناس سایت askdin سوال کردم. فرمودند که راویان این حدیث جزء غلو کنندگان بوده اند:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=58392&p=911427

پس نه دلیل روایی قوی براش هست و نه دلیل تجربی محکم. جای تعجب نداره که حوزه های علمیه حاضر نشده اند بخشی از بودجه شون رو صرف تحقیق در زمینه این دارو کنند. تشویق بیمار به کنار گذاشتن طب رایج می تونه باعث به تاخیر افتادن درمان و بدتر شدن حال بیمار بشه. و متاسفانه این کار داره تحت نام اسلام و با استفاده از احساسات مردم انجام میشه.
کارشناس محترم سایت askdin ، فرمودند که کارایی این دارو باید توسط کسانی که تخصص پزشکی دارند بررسی شود:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=5...post912457
مجید نوشته است:با صلوات بر محمد و آل محمد
و عرض سلام و ادب
پرسش‌گر گرامی نظر بنده در مورد سند روایت بود اگر شما بتوانید از پزشکانی که در این امر تخصص دارند سوال بفرمایید بهتر خواهد بود چرا که روایت از امور پزشکی می باشد و از امور فقهی و احکام نیست تا با رد شدن سند بتوان آن را کنار زد و در ضمن باید قرائن دیگر را نیز در نظر گرفت.
من الله التوفیق
متفکر گرامی
آیا به نظر شما تجویز دارویی که نه پایه روایی قوی داره و نه از نظر تجربی آزمایش شده، کار درستی است؟ آیا نباید با کسانی که با سلامت مردم بازی می کنند برخورد بشه؟
(۱۳/اسفند/۹۵ ۲۰:۲۵)سعدی نوشته است: [ -> ]متفکر گرامی
آیا به نظر شما تجویز دارویی که نه پایه روایی قوی داره و نه از نظر تجربی آزمایش شده، کار درستی است؟ آیا نباید با کسانی که با سلامت مردم بازی می کنند برخورد بشه؟

بسم الله الرحمن الرحیم

تمام روایات چه طبی باشند چه مربوط به مباحث مختلف دیگر نظیر توحید و احکام و اخلاق و ... می بایست توسط محدثین بررسی بشوند .
شما وقتی صبر نمی کنی تا مطلب به طور منظم پیش برود و تند تند هر چیزی که به ذهنت میاد می نویسی و مطالب رو به هم می زنی قطعا نباید انتظار داشته باشی پاسخی هم به شما داده شود.

اما در خصوص آزمایش این نظری است که شما پذیرفته ای و جای بحثش هم اینجا نیست . ما به آزمایش احتیاج نداریم همین الان هم به شما بگم مثلا داروی فلوس چه تاثیری می گذارد کافی است از کسی که پیش از اینها مصرف کرده سوال بپرسید.
تجربه چند هزار ساله هیچ بحثی درش نیست. تنها دشمن دارد.
در مورد روایت که نظر کارشناس محترم پرسیده شد و لینک داده شد.

اما در مورد تجربه: شما به تجربه یک نفر نمی تونید استناد کنید، در این صورت خیلی از عوامل می تونند موجب خطا در نتیجه گیری بشن مثل خطا در تشخیص بیماریها.

فرض کنید فردی آزمایش داده و بیماریش سرطان تشخیص داده شده. اما ممکنه آزمایش خطا داشته باشه و این فرد واقعاً مبتلا به سرطان نباشه. در این صورت دفعه بعد که آزمایش رو انجام میده، متوجه میشه که مبتلا به بیماری نیست. حالا اگر این فرد بین دو تا آزمایش روش درمانی خاصی رو به کار برده باشه، سلامتیش رو مدیون اون روش می دونه.

(۲۵/بهمن/۹۵ ۲۰:۵۲)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]آزمایشات پزشکی هم مثل چیزهای دیگه خطا دارند خصوصا وقتی برخی آزمایشگاه ها روش ها و دستگاه های ارزون تر رو به روش ها و دستگاه های دقیق تر ترجیح بدند ... یا گاهی پزشک تو تفسیر آزمایش و تطبیقش با علائم بیمار اشتباه میکنه .


تو ایران رایج نیست اما تو کشور های پیشرفته تر ، داخل بیمارستان باید یک بیوشیمیست بالینی داخل تیم پزشک متخصص باشد . و پزشک قبل از اینکه آزمایش بنویسه برای مریض باید با بیوشیمیست بالینی مشورت کند ... حتی تو تفسیر آزمایش باید ازش کمک بگیرد ... اما خب خیلی استاندارد های پایین تر از اینم رعایت نمیشه !!!

اگر قراره درستی روشها اثبات بشه، باید یه کار آماری درست انجام بشه. خوشبختانه مراکز علمی هم برای بررسی این ادعاها ایجاد شده اما برخی ترجیح میدن به جای مطرح کردن نظریاتشون در یک فضای علمی، مستقیماً به سراغ رسانه ها برن.

به هر حال اگر ایشون واقعاً می تونند تمام بیماریها رو درمان کنند، دلیلی نداره که برای اثبات کارشون اقدام نکنند.

این که می فرمایید تجربه هزار ساله پشت این روش هست، حداقل در مورد سرطانهای بدخیم درست نیست. خود ابوعلی سینا، سرطان بدخیم رو غیر قابل درمان می دونسته (اگر شک داشتید می تونم منبع بدم، باید سرچ کنم و پیداش کنم) و این یعنی تجربه کافی حداقل در این مورد وجود نداره.

اگر واقعاً طبیبان سنتی قادر به درمان "تمام بیماریها" بودند، چرا بیماریهایی مثل طاعون و سل در زمانهای قدیم درمان نمیشد؟ چرا از این داروهای همه کاره استفاده نمی کردند؟
(۱۴/اسفند/۹۵ ۹:۲۸)سعدی نوشته است: [ -> ]در مورد روایت که نظر کارشناس محترم پرسیده شد و لینک داده شد.

اما در مورد تجربه: شما به تجربه یک نفر نمی تونید استناد کنید، در این صورت خیلی از عوامل می تونند موجب خطا در نتیجه گیری بشن مثل خطا در تشخیص بیماریها.

فرض کنید فردی آزمایش داده و بیماریش سرطان تشخیص داده شده. اما ممکنه آزمایش خطا داشته باشه و این فرد واقعاً مبتلا به سرطان نباشه. در این صورت دفعه بعد که آزمایش رو انجام میده، متوجه میشه که مبتلا به بیماری نیست. حالا اگر این فرد بین دو تا آزمایش روش درمانی خاصی رو به کار برده باشه، سلامتیش رو مدیون اون روش می دونه.

نه بابا راست میگی؟؟؟؟؟

بنده نوشتم تجربه چند هزار ساله اون وقت می نویسی تجربه یک نفر؟
(۱۴/اسفند/۹۵ ۱۳:۰۳)متفکر نوشته است: [ -> ]بنده نوشتم تجربه چند هزار ساله اون وقت می نویسی تجربه یک نفر؟
تجربه چند هزار ساله در زمینه درمان سرطانهای بدخیم؟

نظر ابوعلی سینا در مورد سرطان رو می تونید در لینک زیر بخونید. طب نظر ایشان اگر غده سرطانی در ابتدای پیدایش بود، برای درمان باید غده و پیرامونش رو در بیاریم. اما اگر پیشرفت کرد دیگه راه علاجی نداره ... آیا این روش درمان پیشرفته تر از طب جدیده؟
http://article.tebyan.net/31590/%D8%B9%D...8%A7%D9%86
نقل قول:اگر در سرآغاز پیدایش ورم سرطان به علاج بپردازی ممکن است بتوانی در حالتی که هست آن را نگهداری و نگذاری بزرگ تر شود و بیشتر نمود کند و نگذاری به چرکین شدن برسد.
گاه گاهی اتفاق افتاده که چون در سرآغاز پیدایش ورم سرطانی به علاجش پرداخته اند، از بین رفته و بیمار شفا یافته است. اما اگر ورم ریشه دوانید و خود را محکم کرد، علاجی ندارد و شفا نمی یابد.
امروز هنوز مناسب ترین راه درمان سرطان را در بسیاری از موارد جراحی می دانیم و برداشتن ضایعه، اولین هدف جراحان سرطان است. شرط موفقیت در این باره آن است که سرطان در مراحل اولیه کشف و تحت درمان قرار گرفته باشد.
شیخ الرئیس نیز معتقد است: اگر ورم سرطان کوچک باشد، شاید به وسیله ی قطع کردن از بین برود و دستور عمل کردن و بریدن سرطان را چنین می گوید:
باید علاوه بر اصل ورم، هر چه که از ورم تاثیرپذیر و از آن منشعب شده و در پیرامون ورم موجود است و می دانی که ممکن است به همه ی رگ ها چنگ بزند، همه را به کلی ریشه کن کنی و از بیخ و بن برآوری و چیزی از آن باقی نماند که از ورم آبیاری شود. بگذار خون زیادی از اثر جراحی از جای جراحی خارج شده و بیرون بریزد.

اگر دارویی برای "تمام بیماریها" از قدیم شناخته شده بوده، پس چرا ازش استفاده نکرده اند؟ چرا وقتی طاعون کشته های میلیونی می گرفت، از این داروی همه کاره برای درمان بیماران استفاده نمیشد؟
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع