۴/اسفند/۹۵, ۰:۱۹
نقل قول:کسی راه نمیفته بگه دیوثیه مدت داشت استفاده از این واژه در رسانه ها مد میشد. اما خوشبختانه فرهنگ جامعه اجازشو نمیده.
نقل قول:کسی راه نمیفته بگه دیوثیه مدت داشت استفاده از این واژه در رسانه ها مد میشد. اما خوشبختانه فرهنگ جامعه اجازشو نمیده.
(۴/اسفند/۹۵ ۰:۱۹)سعدی نوشته است: [ -> ]یه مدت داشت استفاده از این واژه در رسانه ها مد میشد. اما خوشبختانه فرهنگ جامعه اجازشو نمیده.
(۳/اسفند/۹۵ ۲۰:۱۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام آقا رحمن
روایتی که در ارسال اول آمده سندش مشخص نیست:
اما اگر قرار باشه به روایاتی که سند ضعیف دارند تکیه کنیم، روایات شدیدتری هم وجود داره. از جمله اون روایاتی که بیرون رفتن زن از خانه را به طور کلی نهی کرده اند و حبس اجباری زن در خانه را مستحب شمرده اند.
اگر قرار باشه یه عده در خیابون راه بیفتند و به مردم دیوث بگن، یا در روزنامه هاشون مدام از این لفظ استفاده کنند یا اینکه بعد از ازدواج همسرشون رو در خانه حبس کنند، دافعه زیادی نسبت به دین ایجاد میشه.
نقل قول:این حدیث نبوی است و مورد اعتماد است گرچه اسناد در این حدیث ذکر نشده است اما به دو جهت قابل خدشه نیست
1- این جملات در احادیث دیگر موجود است
2-در احادیثی که موضوع آن اخلاقی است ولو اسناد ذکر نشود بر صحت آن مشکلی خاص بوجود نمی آید
http://www.askdin.com/showthread.php?t=42024
نقل قول:2-در احادیثی که موضوع آن اخلاقی است ولو اسناد ذکر نشود بر صحت آن مشکلی خاص بوجود نمی آیددر این مورد هم کارشناس سایت اسلام کوئیست (به مدیریت آیت الله هادوی) نظر دیگری دارند و سند حدیث را در مسائل اخلاقی هم لازم می دونند:
(۴/اسفند/۹۵ ۱۰:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال:جناب سعدي
اخیرا در بعضی از جاها نوشته شده است که پیامبر مردانی را که زنانشان آرایش کنند و از خانه بیرون بیایند، دیوث نامیدهاند. اینها به روایتی از بحار الانوار، جلد ۱۰۳، صفحه ۲۴۹ در این مورد اشاره میکنند. آیا این روایت معتبر است؟
پاسخ:
خلاصه آنکه استناد به این روایات غیر معتبر نادرست است و هر چند آرایش کردن برای غیر همسر چنانچه موجب مفسدهای باشد، معصیت است، اما از مصادیق دیوث نیست و دیوث همان است که در لغت معرفی شده است.
http://www.ehtejaj.com/main/%D8%AF%DB%8C...%AA%D8%9F/
نقل قول: ۱) حدیث اول را شیخ صدوق در الفقیه، حدیث ۴۵۴۲ به صورت مرسل و در اخصال، جلد ۱، ص ۳۷ به صورت مسند روایت کرده است. مرسلات شیخ صدوق در الفقیه از قاعده کلی مرسلات خارج نبوده و معتبر نیست. در ضمن با توجه به اینکه خود ایشان همین حدیث را در الخصال به صورت مسند روایت کردهاند، قاعدتاً سندشان در الفقیه، همین سند الخصال است. سند حدیث الخصال هم به جهت محمد بن فضیل الصیرفی که شیخ الطائفه او را ضعیف و متهم به غلو معرفی کرده است، معتبر نیست. حال بماند که شریس الوابسی هم که محمد بن فضیل ادعا میکند این روایت را از او شنیده، فردی مجهول است. خلاصه انتساب این مطلب به معصوم معتبر نیست.
نقل قول:سند حدیث الخصال هم به جهت محمد بن فضیل الصیرفی که شیخ الطائفه او را ضعیف و متهم به غلو معرفی کرده است، معتبر نیست. حال بماند که شریس الوابسی هم که محمد بن فضیل ادعا میکند این روایت را از او شنیده، فردی مجهول است.
نقل قول:قالَ [رسولُ اللّه ِ] صلى الله عليه و آله:پس اگر این حدیث معتبر باشه، باز هم اون معنایی که فرمودید ازش برداشت نمیشه.
إنَّ الجَنَّةَ لَتُوجَدُ ريحُها مِن مَسيرَةِ خَمسِمائةِ عامٍ ، و لا يَجِدُها عاقٌّ و لا دَيُّوثٌ . قيلَ : يا رسولَ اللّه ِ ، و ما الدَّيُّوثُ ؟ قالَ : الذي تَزنِي امرأتُهُ و هُو يَعلَمُ بها .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بوى بهشت از فاصله پانصد سال راه به مشام مى رسد، اما فرزند نا خلف و شخص ديّوث آن را استشمام نمى كنند. عرض شد : اى پيامبر خدا! ديّوث كيست؟ فرمود : مردى كه زنش زنا دهد و او از آن مطلع باشد.
كتاب من لا يحضره الفقيه : 3/444/4542.