تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) اصلاح یا حذف؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
مقدمه : جبهه مردمی نیروهای انقلاب جبهه ای است که به گفته سازندگانش با هدف وحدت و یکپارچگی نیروهای انقلابی شکل گرفته و داراری بدنه ای انقلابی از سراسر کشور هست که بعضی از این افراد در اسفند 94 نقش آفرینی کردن و ادعا شده تصمیم گیری از پایین به بالاست
سوال اساسی اینه که این جبهه باید اصلاح بشه یا باید این جبهه حذف و تخریب بشه؟
طبق نظر اساتید انقلابی ایجاد این جبهه کار خوبی هست. میتونه امیدی برای جریان انقلابی باشه البته به شرط رفع نواقص، در راس آن نیاز به اصلاحاتی هست و باید حتما نواقص و عیوب آن برطرف بشه تا مفید باشه وگرنه ممکنه بی اثر یا مضر باشه
متاسفانه جریان فتنه و حلقه انحرافی مرتبا مطالبی بر علیه این جبهه منتشر میکنند که خیلی از این مطالب بدون سند هست که بعدا براتون میزارم
مثلا حلقه انحرافی (حامی بقایی) به صحبتهای شخصی مثل باهنر یا رضایی که یکی از صدها حامی این جریان هستند اشاره میکنن درصورتی که مثلا باهنر نه عضو هیات موسس هست و نه مسئولیتی در این جبهه داره

_______________________________________________________________________________________

ابتدا نظرات دکتر زاکانی دکتر حسن عباسی دکتر سعید جلیلی و حجت الاسلام آقا تهرانی رو میزارم و بعد بعضی از حامیان این گروه
عکس اعضای هیات موسس جمنا

[تصویر: 500x348x24.jpg.pagespeed.ic.Y0-L-_sgUB.jpg]

حجت الاسلام آقا تهرانی دبیر کل جبهه پایداری (حزب اصلی حامی جلیلی در 92)
وی با اشاره به همکاری جبهه پایداری با جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، ادامه داد: پس از 5 ماه جبهه مردمی به سراغ ما آمد، در حالی که بسیاری از کارها شده است؛ اما دعا می کنیم که دوستان در بهترین راه موفق باشند و به اصلح برسند و اگر واقعا به اصلح برسند دوستان را یاری خواهیم کرد.

ما به وظیفه خود عمل می کنیم، ابراز داشت: ما نتیجه را بیرون از تکلیف نمی دانیم، برخی خیال می کنند که نتیجه برای ما مهم نیست، واقعا دلمان می خواهد که آقایان به اصلح برسند و اگر رسیدند بحث وحدت دیگر مطرح نیست بلکه وظیفه می دانیم بایستیم و حمایت کنیم حتی از ما نباشد چون از شاخصه ها این نیست که شخص پایداری باشد.
منبع : http://www.rajanews.com/news/266458/%D9%...9%84%D8%AD
____________________________________________

دکتر علیرضا زاکانی :
وقتی شما نگاه میکنید می بینید که یک سازوکار وحدته، از قبل که برخی گروهها توی اتاق های دربسته می نشستن تصمیم میگرفتن خب خیلی فرق کرده اومده مشارکت شهرستانی استانی رو آورده
اما نقصش چیه؟ نقصش این هستش که برخی از دوستان انقلابی توش نیستن باید دنبال بکنن همدیگر رو تحمل کنن برن باز کنن اون آغوش باز رو برای همه جریانات انقلابی داشته باشن این نقصشه
عیبش کدومه عیبشم این هستش که برخی دارن پرچم داری میکنن که اون اشکالاتی که شما گفتین توشون هست و نمیتونن پیش نماز و پرچم دار باشن لذا این سامانه اگه میخواد موفق بشه باید این عیب و نقصش رو برطرف کنه و شفاف عمل کنه و شفاف عمل کنه
فیلم منبع این متن در انتها قرار داده میشه
_____________________________________________

دکتر حسن عباسی :
جبهه مردمی نیروهای انقلاب، پدیده‌ی میمون و مبارکی‌ست که شکل‌گیری آن را تبریک عرض کردیم. همه‌ی خانم‌ها و آقایان حاضر در آن، محترم هستند. اما باید دانست که بین افراد متدین و محترم، با افراد انقلابی فرق وجود دارد. نمی‌توان جبهه‌ای انقلابی تشکیل داد که یکی از افراد حاضر آن، در مجله‌ی رسمی ارگان حزب کارگزاران در اقتصاد لیبرالی، عضو شورای سیاست‌گذاری باشد.

در ادامه نقدها و ایرادهای زیادی گفته شده که به خاطر طولانی بودن در ارسال بعدی به طور کامل تقدیم میشه
منبع در زیر هست در صورت امکان حتما بخونید : http://dr-abbasi.ir/13551/%D8%AC%D8%A8%D...D8%A8.html
لینک دانلود : dl-abbasi.ir/yekta/1395/Image/Matn/Jebhe_Mardomi/1%20%281%29.mp3

صحبت کوتاه تر دکتر عباسی :
نکته ی کلیدی که وجود دارد، الان یک گروه ۸ نفره معرفی شده اند بعضی از جریان ها و گروه های خودی هم پشت سر این ها راه افتاده اند و من بنا بر وظیفه ای که دارم باید آسیب شناسی کنم. آسیب شناسی کار هم این است که این ۸ نفری که مطرح شده اند نصفشان لیبرال می باشند. یعنی این ترکیب ناخالصی دارد. بعضی از این آقایان صراحتا مبانی نظریشان لیبرالی است و صراحتا در گروه ها و جریان هایی رفت و آمد و حشر و نشر فکری و مذهبی و تئوریک دارند که هیچ چیزی متفاوت از همین جریانات حاکم فعلی سرکار نیستند. یعنی صورت ظاهر این است که اکنون این دولت یک دولت متمایز است که آدمهای آن لیبرال اند و رسما پشت تریبون می گویند. مانند وزیر راه که سال گذشته می گوید اگر می خواهیم توسعه پیدا کنیم باید لیبرالیزم را پیاده کنیم. امام راحل(رحمة الله علیه) هم فرمودند تا من زنده هستم نخواهم گذاشت کشور به دست لیبرال ها بیفتد. این وزیر لیبرال که اینقدر مردانگی دارد که صراحتا می گوید لیبرال است.

وی افزود: شما اکنون در این لیستی که داده شده است آقای آل اسحاق را می بینید که دکترای اقتصاد لیبرالی دارد و در مجله ی تجارت فردا با آقای آخوندی و نیلی و با بقیه لیبرالها با هم شورای سیاست گذاری تنها مجله ی اقتصاد لیبرالی در کشور هستند. حال شما شورای سیاست گذاری این مجله را ببینید: آل اسحاق بعد آخوندی.
...
پس چه کسی روبروش است؟ اینجاست وقتی که خط آقا را نشناسیم دچار مشکل می شویم. اگر ما شاخص های مورد نظر حضرت آقا و حضرت امام را می دانستیم و نفی لیبرالیسم مد نظرمان بود هیچ وقت این آدمها خودشان را جلو نمی انداختند و جبهه مردمی انقلاب اسلامی تشکیل بدهند. ولی الان یقه ی آل اسحاق را می گریم که آیا شما نماینده ی حزب موتلفه اید؟ حزب موتلفه مگر نمی گوید که اصولگرا و انقلابی است؟ جنابعالی توی مجله ی لیبرالی تجارت فردا چه می کنید؟

[بقیه انتقادات از آقای آل اسحاق رو از منبع میتونید بخونید]
شما اگر انقلابی بودی حتما اشراف داشتی به دیدگاه مقام معظم رهبری که می فرماید: لیبرالیسم تشت بی آبروییش از بام به زمین افتاده است. بعد از سه سال و نیم که شما کنار نشسته ای و یکبار ندیدیم که این سیستم را نقد کنی اکنون موقع انتخابات پیدایتان شده و سهم می خواهید، سهم موتلفه، سهم آن…، سهم آن…، سهم آن…نه دیگر نمی شود. انقلابیگری با سهم خواهی جور درنمی آید. اگر هم که موتلفه قرار است کسی را بفرستد این همه آدم انقلابی دارد مانند آقای ترقی و دوستان انقلابی دیگر که خط امامی جدی هستند.

[بقیه انتقادات از آقای آل اسحاق رو از منبع میتونید بخونید] باز آنجا هم نمیداند چرا آنجا است؟اینگونه آدم ها از اول اشتباهی بوده اند.
آدمی که بود و نبودش و وجودش در اینطرف جبهه یا آنطرف جبهه مشخص نیست. این آدمها وجودشان سم است. جبهه نباید فریب اینگونه افرادی را بخورد.

آقای دکتر مرندی چطور انقلابی است؟
آقای دکتر مرندی در این مملکت مدیر پروژه تحت عنوان وازکتومی بود. رهبر انقلاب سال۸۹ در بجنورد فرمودند اشتباه کردیم در قضیه طرح تعدیل تعداد فرزند و کاهش جمعیت. ایشان گفتند من هم در این قضیه مقصرام. ولی رئیس دولت وقت که در اول دهه ۷۰ این طرح را اجرا کرد هم عذرخواهی نکند. وزیر مربوطه اش که آقای مرندی بود و طرحهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و بهداشت جهانی را پیاده می کرد که الان کشور پیر شده است فقط رهبری دارد خودش را مواخذه می کند، ایشان هنوز از طرحش دفاع می کند، اینگونه انقلابی هستید؟

یا خانم دستجردی به چی انقلابی است؟ کدام ویژگی انقلابی را در دوره ی وزارتش رقم زده بود؟
یا آقای خسروی وفا و دیگران…

این چیزها باید برای ما شفاف بشود.

بالاخره قبول داریم که آقای طالب زاده انقلابی است.

حاج آقای رحیمیان قبول داریم موقعی که جریان چپ خط امامی روبروی رهبری ایستاد ایشان چون در آن جریان بود آمد و روبروی آن جریان ایستاد. بزنگاه فتنه که بود ما آقای رحیمیان را شناختیم. او پای رهبری و ولایت ایستاد.

همان جریانی که بنی صدر را کنار گذاشت اکنون خودش سر درمدار لیبرالی است. مگر آقای هاشمی و روحانی و دیگران نبودند در مجلس علیه بنی صدر حرف می زدند؟
روز بعدش آقای هاشمی رفسنجانی یک سخنرانی کرد و تفسیر عمیقی از لیبرالیسم ارائه داد. اکنون خود این دوستان افتخارشان این است که اقتصاد لیبرالی را در جامعه پیاده می کنند.
منبع : http://armanpress.ir/fa/news/51353/%D9%8...9%88%D8%AA
لینک دانلود : http://armanpress.ir/files/fa/multimedia...13_127.mp4
________________________________________________

دکتر سعید جلیلی :
درباره فعالیت‌های جبهه نیروهای مردمی انقلاب اسلامی اظهار داشت: کسانی که یک نگاه مشترک و نگاه مبتنی بر تفکر انقلاب دارند حتماً هم‌افزایی آنها اهمیت دارد.

وی بیان داشت: هرچقدر این نگاه هم‌افزا شود، سبب تقویت نیروها شده و مهمترین بحث در این زمینه این است که، ما بتوانیم یک وحدت گفتمانی ایجاد کنیم، البته اگر افرادی در جهت این هم‌افزایی کار کنند بسیار ارزشمند است اما باید توجه داشت که این هم‌افزایی مبتنی بر چه گفتمانی باشد.

شاخص این گفتمان باید شاخص گفتمان مقام معظم رهبری باشد، تصریح کرد: ویژگی این تفکر ‌این است، که خود را پیرو ولایت دانسته و باید به موقع نشان داده شود که ما در این موضوع چه وحدت گفتمانی می‌خواهیم اجرا کنیم.
منبع
________________________________________________________________________________

نظرات اساتید انقلابی مطرح شده در فوق رد یا تایید نمیشه فقط برای مطالعه است


افرادی همچون آقایان پناهیان، بذرپاش کریمی قدوسی،زریبافان، نادران و ... حمایت کردن
ممکنه بعضی افراد در لیست بعد حمایتش رو تکذیب یا پس گرفته باشن و حمایت بعضی از این افراد به نظر مشروط میاد و به شرط اصلاح و عملکرد درست هست و نمیشه گفت حمایتشون تا آخر هست
لیست حامیان : https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/...8%A7%D8%A8
http://www.yjc.ir/fa/news/5937947/%D8%B3...A%AF%D8%B1
http://www.mehrnews.com/news/3877167/%D8...8%A7%D9%85

-------------------------
فیلم زاکانی : لینک صفحه دانلود : http://s1.picofile.com/file/8287315400/24.mp4.html
لیبرالیسم در جبهه مردمی نیروهای انقلاب!

دکتر حسن عباسی : جبهه مردمی نیروهای انقلاب، پدیده‌ی میمون و مبارکی‌ست که شکل‌گیری آن را تبریک عرض کردیم. همه‌ی خانم‌ها و آقایان حاضر در آن، محترم هستند. اما باید دانست که بین افراد متدین و محترم، با افراد انقلابی فرق وجود دارد. نمی‌توان جبهه‌ای انقلابی تشکیل داد که یکی از افراد حاضر آن، در مجله‌ی رسمی ارگان حزب کارگزاران در اقتصاد لیبرالی، عضو شورای سیاست‌گذاری باشد.
تعریف و فهم این دوستان ما از «انقلابی» چیست و سابقه‌ی انقلابی برخی‌شان در نظر و عمل چگونه است؟ تکلیف‌تان را با خود روشن کنید؛ یا اصول‌گرا و انقلابی هستید، یا خیر! کسی می‌تواند خود را انقلابی و اصول‌گرا بداند که بر اصول و چارچوبی که امام راحل[sup](رحمة الله علیه)[/sup] معین نموده است، پایبند باشد. امام عزیز فرمود: «تا من هستم نخواهم گذاشت این حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد[۱] فردی، آنقدر ولنگاری فکری و ذهنی دارد که هم عضو شورای سیاست‌گذاری مجله‌ی منحط لیبرالیسم اقتصادی کشور است، هم خود را عضوی از جبهه‌ی مردمی نیروهای انقلاب می‌داند. در این افراد انقلابی‌نما، هیچ بغضی نسبت به لیبرالیسم وجود ندارد. اینکه آقای آل اسحاق، یک لیبرال است، به خودشان و حزب مؤتلفه بازمی‌گردد. اما اگر ایشان در جبهه مردمی نیروهای انقلاب جای گیرند، با تفکر ما که تریبون نیروهای مردمی انقلاب در دست‌مان است و باید حق آن را ادا کنیم، روبرو خواهید بود و ما تمام قد برابر آن می‌ایستیم.
[تصویر: 1%20%282%29.jpg]
شخص آقای دکتر مرندی، فردی‌ست که وازکتومی را در سفره‌ی این ملت قرار داد؛ و زمانی که امام مسلمین در بجنورد، برای مسأله‌ی کاهش جمعیت خود را مقصر دانستند و گفتند شیری را باز کردیم و فراموش شد ببندیم، آقای مرندی حتی حاضر به عذرخواهی نشدند!
[تصویر: 1%20%285%29.jpg]
کسانی که جبهه‌ی نیروهای مردمی انقلاب را تشکیل داده‌اید، انقلابی، تعریف دارد. شما باید بین خود و کفرِ لیبرالی مرز قائل شوید. با همین ولنگاری، بازرگان و بنی‌صدر را در سفره‌ی این انقلاب گذاشتند و با همین سازوکار، در دولت سازندگی و اصلاحات، لیبرالیسم نهادینه شد. یا آگاه هستید که ایشان لیبرال هستند، یا خیر؛ اگر آگاه نیستید که وامصیبتا! به آقای احمدی‌نژاد رأی دادیم وقتی سرکار آمد گفت شما انقلابیون و خانواده شهدا و علما وظیفه‌تان تا همین‌جا بود؛ از اینجا به بعد «اللهم عجل لولیک الفرج» در پشت تریبون می‌گویم و سپس اقتصاد جمهوری اسلامی را به دست استادان لیبرال دانشگاه علمه طبا‌طبایی (آقای جمشید پژویان و شاگردان‌شان) می‌سپارم.
همان کاری که در مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان تهران انجام شد و همان بلایی که بر سر بزرگانی چون آیت‌الله محمد یزدی و آیت‌الله مصباح یزدی درآوردید که بر اثر برنامه‌ریزی غلط برخی‌ها بود، تا جایی که امام مسلمین، نبود این دو بزرگوار را خسارت قلمداد کردند، این‌بار نیز می‌خواهید همین بازی را در مسأله ریاست جمهوری درآورید. زمان فرصت‌سوزی نیست. ملت هشتاد میلیونی بالغ و رشید این مملکت، ۳۸ سال است که با امام مسلمین همراهی کردند؛ این ملت شایستگی زندگی بهتر از این را دارند پس انسان‌های لایقی نیز باید در دستگاه‌های مختلف مدیریت کنند.
  1. جبهه‌ی مردمی نیروهای انقلاب، نصفش ناخالصی دارد، باید پالایش شود. در تفکر انقلابی، نیاز به آدم‌های هُرهُری مسلک نداریم، کسانی که هرکجا بارشان خورد، می‌روند. از این‌گونه افراد در ۳۸ سال گذشته ضربات زیادی خورده‌ایم. ما از این کلاه‌ها سرمان نمی‌رود؛
  2. باید افراد امتحان‌پس داده‌ی انقلاب را در صحنه حاضر کنیم. هرکس روی کار آمد، به ما بگوید چگونه می‌خواهد اقتصاد دینی تولید کند. مرجع عالیقدری چون آیت‌الله جوادی آملی در درس خارج فقه خود بغض کرده و می‌گرید که هرچه فریاد می‌زنیم سیستم بانک بروی‌ست، گوش کسی بدهکار نیست.[۲] سپس معاون یکی از بانک‌ها که در آمریکا چند واحد اقتصاد فروپاشیده را خوانده مصاحبه کرده و می‌گوید: «مراجع تحت القائات عوام هستند»[۳] کسی که ۵۰ سال تفسیر قرآن می‌کند، تحت القائات عوام است! کسانی که به عنوان کاندیدا از جبهه‌ی خودی می‌آیند، تکلیف ما را روشن کنند. ما عناصر لیبرال درون حزب‌اللهی‌ها را خوب می‌شناسیم؛ من هنوز اقتصاددان حزب‌اللهی نمی‌شناسم که خود را از شیر مادر اقتصاد لیبرالی گرفته باشد. اقتصاددانان دانشگاه علامه طباطبایی و بهشتی و تهران و شریف و امام صادق[sup](علیه السلام)[/sup] بفرمایند مبتنی بر نظریات چه کسی می‌خواهند اقتصاد را اصلاح و از شر اقتصاد لیبرالی خلاص کنند؟ مینارد کینز؟!
نهاد تصمیم‌سازی کشور، در مجمع تشخیص مصلحت، سال ۸۲ کتابی با عنوان سند حکومتی چاپ می‌کند (کتاب نظام‌های اقتصادی) که طرح جامع استراتژیک اقتصاد ایران معرفی می‌شود؛ این سند در صفحه ۷۸۲ خود، الگوی نئولیبرالیسم را الگوی مطلوب توسعه‌ی ایران معرفی می‌کند. سپس سخنگوی دولت در تابستان سال گذشته اعلام می‌کند که همین کتاب، مبنای برنامه‌ی ششم کشور است. در مقابل انحراف نئولیبرالیسم که رباخواری جدید است، هیچ‌یک از اقتصاد دانان حزب‌اللهی موضع نگرفتند. به دلیل آنکه خود دوستان ما نیز، نئولیبرالی هستند.
چرا اساتید اقتصاد، نسبت به کتاب «دفاع از ربا»[۴] لال شدند؟ چرا از اندیشه‌ی ضاله‌ای که در این کتاب‌ها خواندند و به خورد این ملت دادند، استغفار نکردند؟ ناکارآمدی‌های تئوری‌های اینان بود که زندگی مردم را خراب کرد.
ما جنگ را با حسن باقری جلو بردیم که یک روز دانشگاه نظامی نرفته بود و نتیجه این اعتماد، آزادسازی خرمشهر شد. امام مسلمین فرمود: «اینکه جوانی جنگ ندید، استراتژیست جنگ بشود، معجزه انقلاب است»[۵] از این معجزه‌ها در جوان‌ها زیاد داریم؛ حتماً باید یک فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد ربوی بیاید کار را دست بگیرد؟ به چهار جوان اعتماد کنید که آلودگی نداشته و فکر جدید داشته باشند و اقتصاد را جمع و جور کنند.
هر کسی از جبهه‌ی خودی کاندیدا می‌شود، باید روشن و شفاف بگوید که مدل جایگزین او چیست و چه می‌خواهد پیاده کند، سپس آن را در یک وب‌سایتی قرار دهد تا دانشجویان و طلاب بروند نظرشان را بدهند. نگویید «اقتصاد مقاومتی» که حضرت آقا فرمودند: چرا اینقدر این واژه را بکار می‌برید، پیاده هم نمی‌کنید؟! نگویید اول رئیس‌جمهور بشوم و بعد، اقتصاد و سیاست خارجه را به دکتر فلانی و فلانی می‌سپارم. این دکتراها را بگذارید در کوزه و آبش را بخورید. چراکه رهبر انقلاب فرمود: «مبنای علوم انسانی غرب، غیرتوحیدی، مادی و غیرالهی‌ست»؟[sup][۶][/sup] یعنی هرکس در این رشته‌ها دکترا دارد، علم او تثلیثی است.
موجب آبروریزی نظام دانشگاهی کشور است که رئیس کرسی‌های نظریه‌پردازی شورای عالی انقلاب فرهنگی در فروردین امسال اعلام کرد (بعد از ۱۵ سال از زمانی که باید این کرسی‌ها برگزار می‌شد،) «اگر از میان ۷۰ هزار استاد دانشگاه، از هر هزار نفر، یک نفر کرسی برگزار می‌کرد، امروز ما ۷۰ کرسی نظریه‌پردازی داشتیم.» آیا دکترا گرفتن از دانشگاه‌هایی که هفت نفر در آن پیدا نمی‌شوند که توانایی برگزاری کرسی نظریه‌پردازی را داشته باشند، معیار درستی برای وزیر شدن است؟ دست از این معیارهای غلط و منحط و پوسیده‌ و طاغوتی غربی بردارید.
صریح و روشن بگویید طرح جایگزین کسانی که می‌خواهید به عنوان تکنوکرات سرکار بیاورید، چیست. بگویید رکود، تورم، اشتغال، تجارت و هر چیز دیگری را چگونه می‌خواهند حل کنند؛ حواله‌ی استادان اقتصاد نکنید. علوم انسانی غربی، و علم اقتصاد که به گفته‌ی استیگلیتز – برنده‌ی جایزه نوبل اقتصاد- سقوط آزاد کرده است،[۷] تشت بی‌آبرویی‌شان زمین افتاده است. ما زیر این بار که کسانی به اسم اسلام و انقلاب سرکار بیایند و بخواهند مجدداً لیبرالیسم را پیاده سازند، نخواهیم رفت.
[تصویر: 1%20%281%29.jpg]
جبهه‌ی مقابل، دچار ابهام بوده و نگران رد صلاحیت رئیس‌جمهور فعلی هستند. اینکه برخی از اعتدالیون و اصلاح‌طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح می‌کنند، به این علت است که نمی‌دانند صلاحیت او تأیید خواهد شد، یا خیر. مواضع رئیس جمهور (حسن روحانی) در ۳۲ حوزه در تقابل جدی با با مواضع رهبری‌ست؛ شورای نگهبان چگونه می‌خواهد اورا تأیید صلاحیت کند؟ اما جبهه‌ی مقابل، فرد جایگزین نیز ندارد؛ بر اثر دو استراتژی غلط، کف‌گیرشان به ته دیگ خورده است. نخست آنکه گفتند به مردم می‌گوییم دولت قبلی همه‌چیز را خراب و آوار کرده است و ما در حال آواربرداری هستیم و لذا انتظار مردم از ما برای انجام کار، کم می‌شود؛ غافل از آنکه مردم بسیار هوشمندتر از این هستند. این استراتژی به شکست انجامید. استراتژی غلط بعدی آن بود که همه‌ی هست و نیست‌شان را در سبد مذاکرات هسته‌ای و برجام گذاشتند و مردم امروز در حال دیدن اثرات آفتاب تابان برجام هستند. پس این استراتژی نیز به شکست رسید. امروز حتی نمی‌توانند آقای ظریف را به عنوان کاندیدای آلترناتیو مدنظر داشته باشند زیرا دیپلماسی، بی‌اعتبار شده است. انسجام‌شان نیز به علت اتفاق اخیر (وفات آقای هاشمی رفسنجانی) دچار مشکل شده است. اما مواضع‌شان در قبال لیبرالیسم، شفاف است، لذا نگران جبهه لیبرال نیستیم.
تنها مسأله‌ی نگران کننده و اذیت‌آور این است که در جبهه‌ی خودمان افراد بی‌خاصیت و خنثی‌ای هستند که بین لیبرال بودن یا مسلمان انقلابی بودن، هیچ تفکیکی قائل نیستند. مردم ما با هزار مصیبت و بدبختی، افرادی را سرکار می‌آورند اما بعد می‌بینند که همان رویه‌های لیبرال سابق پیاده می‌شود. لذا منتظر هستیم تا جبهه مردمی نیروهای انقلاب، خودش را تطهیر و بازسازی کند و منقح و مرتب و منزه و پاکیزه از این ولنگاری‌های فکری و اخلاقی شود و یک نسل جدید انقلابی را پای کار بیاورد. انتخابات آینده، انتخابات بین اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان نیست؛ بین لیبرال‌ها و انقلابیون است. حال که تقابل بین انقلابیون و لیبرال‌هاست، پذیرفتن یک فرد لیبرال در جبهه‌ی انقلابیون را نباید از ما انتظار داشته باشید. انتخابات آینده انتخاباتی‌ست بسیار شفاف و صریح؛ بسیاری از خودی‌ها، دوره‌شان تمام شده است باید بنشینند کنار؛ اگر هم در دوره‌هایی وزیر و وکیل بوده‌اند، اشتباه بوده است؛ بعد از چند سال معلوم شد که لیبرال هستند. این یعنی به نام اسلام، به کام لیبرالیسم.
+ دانلود فایل صوتی
——————————-
  • اما این لیبرالیسم چیست که با مبانی اسلامی تضاد بنیادین دارد؟
در یهود و مسیحیت و اسلام، چهار مفهوم داریم: حرام و مکروه –حلال و مستحب. حد وسط این دو «مباح» است که انجام آن ثوابی ندارد و ترک آن نیز عقابی ندارد. از حرام و مکروه نهی شدیم (نهی از منکر) و به حلال و مستحب امر شدیم (امر به معروف)؛ حال اگر کسی بگوید حرام و حلال و مستحب و مکروه وجود ندارد، همه‌ی اعمال مباح هستند، چنین فردی اباحه‌گر نامیده می‌شود؛ اباحه‌گر، معنای لیبرال است. زیرا لیبرالیسم در بطن خود مفهومی به نام «لسه‌فر» دارد؛ به معنی «بگذار هر چه می‌خواهد انجام دهد» لیبرالیسم که بیاید، شریعت و حرام و حلال جایی نخواهند داشت.
_____________________________________________________________________________________

مطالب فوق رد یا تایید نمی شود
جا داره یه بار دیگه به پست جناب میعاد اشاره کنم که خیلی جامع به این قضیه اشاره کردند.

نقل قول: ░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

گروه قارچی اصولگرایان - جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب)

خانم "مرضیه وحید دستجردی" (سخنگوی جمنا و نزدیک به برادران لاریجانی) اخیـراً گفـتـه است:
((ما نمی توانیـم افراد را به زور همراه کنیم که با ما همکاری کنند. جز یک نفر یعنی آقای جلیـلی
همه اعلام همـکاری کـردنـد که البـتـه بسیار امید داریم که آقای جلیلی هم همراه جبهه شود.))
پیشـتـر نیـز آقـای "کمال‌الدین سجادی"، سخنگوی جبهه پیروان نیز رابطه با "جمنا" اظهار داشتند:
((همان‌ گونه که اصلاح ‌طلبان فهرستی با عنوان امید برای مجـلس شورای اسلامی مطرح کردند
که درواقع فهرست اصلاح‌طلبی با "یک کلمه جـدیـد" بود، می ‌توان این‌گونه استنباط کرد که کلمه
اصلاح‌طلب و اصولگرا جاذبه قبل را نداشته باشد، بنابراین عنوان نیـروهای انقلاب و مردمی جاذبه
بهتری دارد و از قدرت کلماتی مانند اصلاح‌طلبی و اصولگرایی به اندازه کافی استفاده شده است
و اکنون می‌طلبد یک لغت دیگر و یک گفتمان مشابه و تازه‌تری مطرح شود.))
صحبـت های ایشـان بیانـگر ایـن موضـوع است که فقـط قـرار به پـوسـت انـدازی و مـاسک جدید
برای "وحدت قبیلگی" است و هسته ی منازعه ی سیاسی همان دوگانه ی کاذب سابـق است.

[تصویر: Image_GHLK_01.jpg]
حتی آقـای "محمدرضا باهنـر" ضمن انتقاد از آقای "سعید جلیلی" و در دفاع از "جمنا" گـفتـه بود:
((کسانیکه می ‌خواهنـد زیرآبـی بروند، با یک افت سنگین مواجه خواهند شد؛ اینکه کسی تصور
کنـد با 5 الی 6 میلیـون رأی می‌تواند مزاحمت ایجاد کند و سبد رأی فلان جریان را بشکند، چنین
چیزی نیـست و چنین کاندیدایی نهایتا می ‌تواند 500 هزار الی 600 هزار رأی کاندیـدای یک جریان
را خراب کند.))
این اظـهارات، واکنـش آقـای "علی جعفری" (نزدیک به آقای دکتر سعید جلیلی) را در پی داشت

[تصویر: Ali_Jafari.jpg]
و ایشان در چند یادداشت در نقد "جمنا" اینگونه بیان کردند: ((باید از محـمدرضـا باهنر تشکر کرد،
که هر طور شده تلاش میکند به مردم بفهمانـد، سعید جلیـلی از طیف اشراف سیاسی نیست.
ثانیاً در صـورت کانـدیداتـوری دکتـر جلـیـلی شـفـاف کـردن مرز میـان وی و امثـال محمدرضا باهنر،
علی اکبر ولایتی، محـسـن رضـایـی، محمد ابوتـرابی فرد، علی لاریجانی و احمد توکلی، بهترین
هدیه ای است که "این جریان" [جبهه ی مردمی نیروهای انقلاب] می توانند به جلیـلی بدهند.
ثالثا کسی که هنرش تنظیم لیستی است که سرلیست آن در تهران، از فریده اولاد قبـاد و دختر
صفدر حسینی 30 بر صفر شکست می خورد، چگونه از موفقیت حتمی مکانیسم تکراری، برای
"وحدت قبیلگی" صحبت می کند؟...
بر "فرض محال" که سامانه وحدت جواب بدهد و گزینه ی مورد نظر جبهه ی به اصطلاح مردمی
نیروهای انقلاب، رئیـس جمهور بشود. به نـظـر شما رئیـس جمـهـوری که از ابتدا وامدار همه ی
طیف های سیاسی اصولگراست، چگـونـه می خواهد دولت تشکیل بدهد؟ رئیـس جمهوری که
یک طیـف حامیانش لابیست هایی همـچون محمدرضا باهنر است و یک طیف دیگرش نظامیانی
مثـل محـسـن رضـایـی، قـدرت انـتـخـاب یـک فـرمـانـدار را هـم نخـواهـد داشـت، چـه مـانـده به
تشکیل کابینـه. با چنین مکانیزمی، گزینه منتخب جَمنا به فرض رأی آوری، هرچقدر هم که قوی
باشد، ضعیف ترین رئیس جمهور تاریخ جمهـوری اسلامی خـواهد بود))✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: یعنـی اگر یک خـط از ایـن یادداشت هـای آقـای "علی جعفری" را خود آقای دکتر جلیلی
و کاملاً صریــح بیـان کننـد؛ واقعـاً می تـوان امیـد به مـوج آفرینـی را از ایشـان داشت اما با این
سیاست ورزی غلط و البته مظلومانه ای - که بیشتر ذاتی است - را در پیش گرفته اند........ .
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
(۵/اسفند/۹۵ ۶:۰۸)Silence نوشته است: [ -> ]جا داره یه بار دیگه به پست جناب میعاد اشاره کنم که خیلی جامع به این قضیه اشاره کردند.
سلام
ببینید خود آقای دکتر جلیلی طبق نقل قول ایشون و دیگران مخالف این جبهه نیستن و تشکیل این جبهه رو قبول دارن ولی نقدی نسبت به این جبهه دارن اینکه عضو یک جبهه نشیم با اینکه کلا جبهه رو تخریب کنیم فرق اساسی داره

فردی مثل باهنر هیچ مسئولیتی در جبهه نداره و عضو موسس هم نیست چه معنی داره حرفش به پای جبهه نوشته بشه؟ این جز تخریب جبهه معنی نداره، جبهه چندصد حامی داره

جبهه همونطور که آقای جلیلی گفتن باید اصولش رو مشخص کنه وحدت روی اصول باشه این نیاز به اصلاح داره نه تخریب

حرف آقای جعفری ملاک نیست دبیرکل جبهه پایداری حزب اصلی حامی جلیلی نظرش مشخص هست
بهتره اگه کسی اطمینان داره که مسئول جبهه باهنر هست یا جبهه با لاریجانی ارتباط داره و پشت پرده اینها هستن با سند و مدرک بگه نه ادعاهای بدون مدرک
بعد اینها ادعا کردن که انتخاب از پایین به بالاست یعنی بدنه جبهه گزینه اصلی رو انتخاب میکنه و گفتن جبهه طبق سهمیه احزاب نیست و در نتیجه شخص منتخب وامدار حذب یا شخص خاصی نیست

هدف بنده حمایت از جبهه نیست این جبهه باید اصلاح بشه و شفاف و با وحدت روی اصول باشه تا مورد حمایت قرار بگیره برای خودم جبهه پایداری معتبرتره
ولی تخریبش با حرفهای بدون سند ومدرک هم درست نیست

اصولگرانماها دارن به بهانه حمایت جمنا از یه طرف جلیلی رو تخریب میکنن از یه طرف یه عده (متاسفانه انقلابی) مثلا به خاطر حمایت از جلیلی دارن کل جمنا و کاندیداهای دیگه رو تخریب میکنن
این دو مثل لبه قیچی میمونه که هر دو طرف جبهه خودی تخریب میشه و به نفع روحانیه
(۵/اسفند/۹۵ ۱۰:۰۵)میثم2 نوشته است: [ -> ]اصولگرانماها دارن به بهانه حمایت جمنا از یه طرف جلیلی رو تخریب میکنن از یه طرف یه عده (متاسفانه انقلابی) مثلا به خاطر حمایت از جلیلی دارن کل جمنا و کاندیداهای دیگه رو تخریب میکنن
این دو مثل لبه قیچی میمونه که هر دو طرف جبهه خودی تخریب میشه و به نفع روحانیه


بله و این همون دعوای جلیلی - قالیباف چهار سال پیش است Confused
کی قراره به این نتیجه برسیم که به خاطر منافع بزرگتر باید از برخی منافع کوچکتر صرف نظر کرد ، نمیدونم !!!
به نام خدا

اول: آنهايي كه دهه شصت را به خاطر دارند، خوب به خاطر مي آورند روزهايي را كه حضرت امام(رحمة الله علیه) و كساني چون سيد مرتضي آويني بزرگترين خطر را براي انقلاب، كساني نمي دانستند كه در خيابان ها مردم را ترور مي كردند، آنها خطرِ ليبرالها و غرب گراها (منفعت طلبان) را از منافقين بيشتر مي دانستند.


دوم: غربگرايان، تكنوكراتها، ليبرالها و در يك كلام؛ منفعت طلبها، در تمامِ دهه شصت تلاش مي كردند تا از رياست جمهوري و مجلس تا جايگاههايي چون قائم مقامي رهبري را از موقعيتي كه در قانون اساسي آمده است، به مختصاتِ منفعت طلبي كوچ دهند.
جنگِ امام(رحمة الله علیه) و ياران صديق اش، در واقع مبارزه با اين كوچ بود.


سوم: جمنا را خطرناك ترين جريان شكل گرفته در تاريخ انقلاب مي دانيم، چرا كه؛ نه همچون مهدي بازرگان كراوات مي پوشد، نه مثلِ بني صدر اسناد جاسوسي اش از لانه جاسوسي آمريكا بيرون آمده است، نه مثل منافقين روي مردمِ كوچه و بازار اسلحه كشيده است، نه مثلِ منتظري ساده لوح است، نه صداقتِ تكنوكراتهاي سازندگي را در مقابله با اصولِ انقلابي گري دارد و نه همچون فتنه به خيابانها آمده است.

جمنا فكر همه چيز را كرده است. مو لاي درزِ كارهايش نمي رود. اما خروجي اش همان اتفاقي است كه جرياناتِ منفعت گرا در چهاردهه گذشته دنبال آن بوده اند: كوچ دادنِ جريانِ انقلاب اسلامي از موقعيتِ حقيقي اش در قانون اساسي و بيانات امام(رحمة الله علیه) و مقام معظم رهبري به مختصاتِ منفعت طلبي و البته سوزاندنِ سرمايه هايي كه نظام طي اين چهاردهه جمع كرده است!


چهارم: جمنا البته يك تفاوت اساسي با جرياناتِ قبل از خود دارد و آن هم اين است كه همه ي آنها حداكثر تلاششان كوچ دادنِ يكي از ساختارهاي نظام(چون مجلس، رياست جمهوري، جايگاه قائم مقامي رهبري و ..) به موقعيتِ منفعت طلبي بود اما جمنا جريانِ انقلابِ اسلامي را در سطحِ توده ها هدف گرفته است.


پنجم: تاريخِ ايران در يكصد سالِ اخير بارهاي بار در اين موقعيت دچار بوده است، اما ايران زمين در ذات خودش فرزنداني را پرورش داده است كه در هر دوره اي به پا خواسته اند تا به قيمتِ نابودي خودشان در مقابل اين كوچِ اجباري بياستند.


ششم:خبرِ انصرافِ احتمالي سعيد جليلي، آنهم در اين "دچار شدگيِ" دوباره تاريخ، هر آشنا به تاريخي را به اين باور مي رساند كه نكند سالهاست ايران زمين قادر به بازتوليد آن نسلهاي از جان گذشته نيست و نكند جامعه ي ايراني واقعا به موقعيت اي كه سالهاست ساختارهاي نظام كوچ كرده اند، رفته است و اميدواري ما صرفا يك توهم است!
سعيد جليلي بايد بداند؛ اگر در يك صد سالِ اخير قرار بود فرزندانِ دليرِ وطن، زير هر فشاري كم بياورند، امروز اثري از اين انقلاب نبود.

ايشان بايد توجه كند كه عباس ميرزا اگر چه مُرد و تركمن چاي را امضا نكرد و شكست خورد اما تاريخ او را پيروز مي داند.

اگر چه ميرزايِ تنهاي جنگل، سرش را داد و شكست خورد اما ايران او را فرزند خوب خودش مي داند!

اگر چه رئيس علي كشته شد و دلوار به آتش كشيده شد، اما او تا ابد بر آستانه ي خليج فارس ايستاده است!

اگر چه مسجدِ گوهر شاد حمامِ خون شد و رضا خان كشف حجاب كرد و مرشد محمود اصفهاني از داغِ چادري كه از سر زنش كشيدند دق كرد و مرد اما وطن او را مي ستايد.

اگر چه مدرس حتي يك راي هم در انتخابات نياورد اما سرزمين مادري اش او را تنها پيروزِ انتخاباتهاي عصر منحوس پهلوي مي داند!

اگر چه حسين فاطمي شكست خورد و تيرباران شد و ايران را فاحشه هاي شهر نو و جاسوسان آمريكايي فتح كردند اما ايراني ها هشتاد سالِ بعد براي ثبت نام در رياست جمهوري بايد از خياباني عبور كنند كه به اسم اوست!

اگر چه طيب حاجي رضايي را به دار آويختند و تلاش كردند تا او را به لجن بكشانند اما خميني كبير سالروز شهادتِ يارانِ مظلومِ او را تا ابد عزاي عمومي اعلام كرد.

اگر چه درياقلي را از آبادان بيرون انداخته بودند اما ايراني ها بعدها فقط داستانِ مردانگي او را در كتابهاي كودكانشان درج كردند!

اگر چه فيلم هاي آويني را در همين نظام ممنوع كرده بودند و همه ي منفعت طلبانِ دهه شصت(از ليبرالها تا كيهان و صدا و سيما) او را نكوهش مي كردند اما امروز هر كسي مي خواهد انقلابي باشد از او مي گويد!


هفتم: آقاي جليلي!
مثلِ هميشه سوار بر همان پرايدِ قديمي ات، به همان خيابانِ شهيد فاطمي برو تا باورمان نشود كه ايران ديگر توانِ توليدِ فرزنداني از خود گذشته را ندارد!
به خيابانِ فاطمي برو، حتي اگر همچون مدرس يك راي هم نياوري!
به نام خدا

تجربه به بنده ثابت کرده که اصولگرا و اصلاح طلب جفتشان یکی هستند و گاهی نمایشی حرفهای بر ضد یکدیگر میزنند، اینها فقط به فکر قدرت بیشتر هستند، نه به فکر اسلام هستند نه به فکر رهبر هستند و نه به فکر کشور هستند که اگر بودند این وضع مصیبت بار کشور در همه زمینه ها نبود.
(۲۵/فروردین/۹۶ ۱۴:۲۷)مصباح نوشته است: [ -> ]به نام خدا

اول: آنهايي كه دهه شصت را به خاطر دارند، خوب به خاطر مي آورند روزهايي را كه حضرت امام(رحمة الله علیه) و كساني چون سيد مرتضي آويني بزرگترين خطر را براي انقلاب، كساني نمي دانستند كه در خيابان ها مردم را ترور مي كردند، آنها خطرِ ليبرالها و غرب گراها (منفعت طلبان) را از منافقين بيشتر مي دانستند.


دوم: غربگرايان، تكنوكراتها، ليبرالها و در يك كلام؛ منفعت طلبها، در تمامِ دهه شصت تلاش مي كردند تا از رياست جمهوري و مجلس تا جايگاههايي چون قائم مقامي رهبري را از موقعيتي كه در قانون اساسي آمده است، به مختصاتِ منفعت طلبي كوچ دهند.
جنگِ امام(رحمة الله علیه) و ياران صديق اش، در واقع مبارزه با اين كوچ بود.


سوم: جمنا را خطرناك ترين جريان شكل گرفته در تاريخ انقلاب مي دانيم، چرا كه؛ نه همچون مهدي بازرگان كراوات مي پوشد، نه مثلِ بني صدر اسناد جاسوسي اش از لانه جاسوسي آمريكا بيرون آمده است، نه مثل منافقين روي مردمِ كوچه و بازار اسلحه كشيده است، نه مثلِ منتظري ساده لوح است، نه صداقتِ تكنوكراتهاي سازندگي را در مقابله با اصولِ انقلابي گري دارد و نه همچون فتنه به خيابانها آمده است.

جمنا فكر همه چيز را كرده است. مو لاي درزِ كارهايش نمي رود. اما خروجي اش همان اتفاقي است كه جرياناتِ منفعت گرا در چهاردهه گذشته دنبال آن بوده اند: كوچ دادنِ جريانِ انقلاب اسلامي از موقعيتِ حقيقي اش در قانون اساسي و بيانات امام(رحمة الله علیه) و مقام معظم رهبري به مختصاتِ منفعت طلبي و البته سوزاندنِ سرمايه هايي كه نظام طي اين چهاردهه جمع كرده است!


چهارم: جمنا البته يك تفاوت اساسي با جرياناتِ قبل از خود دارد و آن هم اين است كه همه ي آنها حداكثر تلاششان كوچ دادنِ يكي از ساختارهاي نظام(چون مجلس، رياست جمهوري، جايگاه قائم مقامي رهبري و ..) به موقعيتِ منفعت طلبي بود اما جمنا جريانِ انقلابِ اسلامي را در سطحِ توده ها هدف گرفته است.


پنجم: تاريخِ ايران در يكصد سالِ اخير بارهاي بار در اين موقعيت دچار بوده است، اما ايران زمين در ذات خودش فرزنداني را پرورش داده است كه در هر دوره اي به پا خواسته اند تا به قيمتِ نابودي خودشان در مقابل اين كوچِ اجباري بياستند.


ششم:خبرِ انصرافِ احتمالي سعيد جليلي، آنهم در اين "دچار شدگيِ" دوباره تاريخ، هر آشنا به تاريخي را به اين باور مي رساند كه نكند سالهاست ايران زمين قادر به بازتوليد آن نسلهاي از جان گذشته نيست و نكند جامعه ي ايراني واقعا به موقعيت اي كه سالهاست ساختارهاي نظام كوچ كرده اند، رفته است و اميدواري ما صرفا يك توهم است!
سعيد جليلي بايد بداند؛ اگر در يك صد سالِ اخير قرار بود فرزندانِ دليرِ وطن، زير هر فشاري كم بياورند، امروز اثري از اين انقلاب نبود.

ايشان بايد توجه كند كه عباس ميرزا اگر چه مُرد و تركمن چاي را امضا نكرد و شكست خورد اما تاريخ او را پيروز مي داند.

اگر چه ميرزايِ تنهاي جنگل، سرش را داد و شكست خورد اما ايران او را فرزند خوب خودش مي داند!

اگر چه رئيس علي كشته شد و دلوار به آتش كشيده شد، اما او تا ابد بر آستانه ي خليج فارس ايستاده است!

اگر چه مسجدِ گوهر شاد حمامِ خون شد و رضا خان كشف حجاب كرد و مرشد محمود اصفهاني از داغِ چادري كه از سر زنش كشيدند دق كرد و مرد اما وطن او را مي ستايد.

اگر چه مدرس حتي يك راي هم در انتخابات نياورد اما سرزمين مادري اش او را تنها پيروزِ انتخاباتهاي عصر منحوس پهلوي مي داند!

اگر چه حسين فاطمي شكست خورد و تيرباران شد و ايران را فاحشه هاي شهر نو و جاسوسان آمريكايي فتح كردند اما ايراني ها هشتاد سالِ بعد براي ثبت نام در رياست جمهوري بايد از خياباني عبور كنند كه به اسم اوست!

اگر چه طيب حاجي رضايي را به دار آويختند و تلاش كردند تا او را به لجن بكشانند اما خميني كبير سالروز شهادتِ يارانِ مظلومِ او را تا ابد عزاي عمومي اعلام كرد.

اگر چه درياقلي را از آبادان بيرون انداخته بودند اما ايراني ها بعدها فقط داستانِ مردانگي او را در كتابهاي كودكانشان درج كردند!

اگر چه فيلم هاي آويني را در همين نظام ممنوع كرده بودند و همه ي منفعت طلبانِ دهه شصت(از ليبرالها تا كيهان و صدا و سيما) او را نكوهش مي كردند اما امروز هر كسي مي خواهد انقلابي باشد از او مي گويد!


هفتم: آقاي جليلي!
مثلِ هميشه سوار بر همان پرايدِ قديمي ات، به همان خيابانِ شهيد فاطمي برو تا باورمان نشود كه ايران ديگر توانِ توليدِ فرزنداني از خود گذشته را ندارد!
به خيابانِ فاطمي برو، حتي اگر همچون مدرس يك راي هم نياوري!
سلام
شما این همه ادعا در مورد جمنا داشتین ولی حتی یک دلیل نیاوردین اون ایراداتی که گرفتین اکثرش حسن بود
وقتی رهبر انقلاب از وحدت نیروهای انقلاب صحبت میکنند چرا ما باید اینطور برخورد کنیم؟
چطور میشه بدون دلیل فقط طبق حدس و گمان اینطور یه جریان با کلی اعضا و حامیان انقلابی رو رد کنیم
این روش انقلابه؟ لطفا برای ادعاهایی که دارید دلیل بیارید این روش مناسب نیست

جلیلی با این انصرافش نشون داد نظرش با افرادی که به نام طرفدار جلیلی بقیه انقلابیون رو هدف قرار میدادن مخالفه که اگه هم نظر بود انصراف نمیداد
هر چند به نظر بنده بهتر بود ثبت نام میکرد و بعدا به نفع آقای رئیسی انصراف میداد

هم رهبر انقلاب و هم علمای ما فرمودن نتیجه هم مهمه، میشه نتیجه اهمیت نداشته باشه؟
علامه مصباح فرمودن اگه لازم بشه دفع افسد به فاسد میکنم

__________________________________________________________________________-

(۲۵/فروردین/۹۶ ۱۶:۰۳)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

تجربه به بنده ثابت کرده که اصولگرا و اصلاح طلب جفتشان یکی هستند و گاهی نمایشی حرفهای بر ضد یکدیگر میزنند، اینها فقط به فکر قدرت بیشتر هستند، نه به فکر اسلام هستند نه به فکر رهبر هستند و نه به فکر کشور هستند که اگر بودند این وضع مصیبت بار کشور در همه زمینه ها نبود.

سلام
درست نیست همه را با هم یکی یکی بگیریم بعضی از اصولگراها انقلابی هستن بعضی مشکل دارن

دولت دست خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد و روحانی بود دولتی که اختیارات گسترده داره و اکثر قسمتهای اقتصادی دستشه پس مقصر اصلی اینها هستن
هرچند بعضی اصولگراها هم با عملکرد بد تو مجلس تو این دخیل بودن و نقش کمکی داشتن
ولی افراد انقلابی هم بین اصولگراها (کم یا زیاد) بودن که هم مقابل فتنه هم اصلاحات هم خاتمی هم کرنست و هم برجام و هم انحراف ایستادن منصفانه نیست اینها رو با هم یکی بگیریم و حرکات رو نمایشی بدونیم
(۲۵/فروردین/۹۶ ۱۶:۲۹)میثم2 نوشته است: [ -> ]سلام
شما این همه ادعا در مورد جمنا داشتین ولی حتی یک دلیل نیاوردین اون ایراداتی که گرفتین اکثرش حسن بود
وقتی رهبر انقلاب از وحدت نیروهای انقلاب صحبت میکنند چرا ما باید اینطور برخورد کنیم؟
چطور میشه بدون دلیل فقط طبق حدس و گمان اینطور یه جریان با کلی اعضا و حامیان انقلابی رو رد کنیم
این روش انقلابه؟ لطفا برای ادعاهایی که دارید دلیل بیارید این روش مناسب نیست

جلیلی با این انصرافش نشون داد نظرش با افرادی که به نام طرفدار جلیلی بقیه انقلابیون رو هدف قرار میدادن مخالفه که اگه هم نظر بود انصراف نمیداد
هر چند به نظر بنده بهتر بود ثبت نام میکرد و بعدا به نفع آقای رئیسی انصراف میداد

هم رهبر انقلاب و هم علمای ما فرمودن نتیجه هم مهمه، میشه نتیجه اهمیت نداشته باشه؟
علامه مصباح فرمودن اگه لازم بشه دفع افسد به فاسد میکنم

__________________________________________________________________________-


سلام
درست نیست همه را با هم یکی یکی بگیریم بعضی از اصولگراها انقلابی هستن بعضی مشکل دارن

دولت دست خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد و روحانی بود دولتی که اختیارات گسترده داره و اکثر قسمتهای اقتصادی دستشه پس مقصر اصلی اینها هستن
هرچند بعضی اصولگراها هم با عملکرد بد تو مجلس تو این دخیل بودن و نقش کمکی داشتن
ولی افراد انقلابی هم بین اصولگراها (کم یا زیاد) بودن که هم مقابل فتنه هم اصلاحات هم خاتمی هم کرنست و هم برجام و هم انحراف ایستادن منصفانه نیست اینها رو با هم یکی بگیریم و حرکات رو نمایشی بدونیم


به نام خدا

انقلابی ترینشان دکتر جلیلی بود که زیر بار جمنا نرفت.

اصولگرایی انقلابی به تاریخ پیوسته.
(۲۵/فروردین/۹۶ ۱۶:۴۴)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

انقلابی ترینشان دکتر جلیلی بود که زیر بار جمنا نرفت.

اصولگرایی انقلابی به تاریخ پیوسته.
جلیلی با روش جمنا مشکل داشت چون ساختار جمنا هنوز کامل نیست چون جمنا ممکن بود به اصلح برسه و ممکن بود به اصلح نرسه ولی از آقای جلیلی میخواست قطعی امضا کنن که به نفع گزینه حمنا کنار بره خب ایشون بر اساس احتمال نمیتونست امضای قطعی بده به خاطر همین گفت حجیتی ندارم که به نفع فلان کنار برم
این معنیش مقابله و دشمنی و تخریب جمنا نیست حتی یه جمله از ایشون در تخریب و رد جمنا نداریم

زاکانی نادران نبویان آقا تهرانی سردار کوثری ، قدوسی و ذوالنور قاسمی بذرپاش و خیلی های دیگه اینا انقلابی هستن
اگه همه اینا رو با اصلاحات همدست میدونید خب مدرک بدید این افراد چه مشکلی دارن؟
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع