۲۱/فروردین/۹۶, ۱۵:۵۵
بسم الله.
شاید یه کم زیاد بشه. ولی تحلیلی است که انشالله به کار میاید. امیدوارم دوستان با نظرات و نقدهایشان مستفیضمان کنند.
6-آنچه از تشکیل جبهه مردمی انقلاب اسلامی و اتفاقات پس از آن خصوصاً خبر صحیح یا جعلی درخواست اعضای خبرگان رهبری برای ورود برخی افراد به انتخابات بر میآید، این است که متاسفانه حادثه انتخابات 76 و هزینه رهبری برای یک کاندیدا در حال وقوع است و این بهترین فرصت برای دشمن است که به دو قطبی شدن جامعه به دست همه جناحهای سیاسی راست و چپ دامن بزند و حادثه و پیامدهای منفی فضای انتخابات 76 تکرار شود.
شاید یه کم زیاد بشه. ولی تحلیلی است که انشالله به کار میاید. امیدوارم دوستان با نظرات و نقدهایشان مستفیضمان کنند.
سوراخ گزیدگی دوباره در انتخابات 96
«هشدار به علاقه مندان نظام و رهبری»
[font=B Nazanin]1- نسبت به انتخابات سال96 ریاست جمهوری میتوان پیش بینی هایی داشت و تدابیری اندیشید که حاصل آن تقویت جایگاه نظام اسلامی باشد و توجه کرد که خلاف آن میتواند موجب تغییر این فرصت به تهدید یا نتیجهای ضعیف شود.
2- استشمام فضای جهانی و داخلی حاکی است که مهمتر از اینکه چه فرد یا جناحی بر اریکه قدرت ریاست جمهوری مینشیند؛ چه اتفاقی در سطح عمومی جامعه نسبت به نظام میافتد. اعتماد عمومی به نظام سرمایهای نیست که بتوان آن را با هیچ امر دیگری معامله کرد. در این میان حفظ جایگاه و اعتماد به رهبری، حاکم بر همه امور است.
3- تجربه انتخابات 76 و دلسوزیهای افراطی برای امر ریاست جمهوری و نگرانیهای افروخته شده نسبت به یکی از کاندیداها، موجب آن شد که علاقهمندان به نظام و رهبری دچار اشتباه راهبردی شده و حیثیت رهبری نظام را در معرض تندباد احساسات انتخاباتی قرار دهند. حاصل آنکه بسیج همه کشور و هزینه غیرمستقیم و رهبری و تابلو کردن نظام برای دفاع از آقای ناطق نوری، نتیجهاش آن بود که حرمت رهبری شکسته شود. این اشتباه هرگز نباید تکرار شد.
4- مهمترین حساسیت انتخاباتی مردم ایران آن است که احساس کنند قرار است کسی برای آنها تعیین تکلیف کند. این موضوع حتی در رفتار شخصی افراد نسبت به مناسک دینی که به آن اعتقاد دارند – و حتی دوست دارند که بتوانند به آن عمل کنند- روی میدهد. در یک کلام جامعه ایران به فشار و تعیین تکلیف و اجبار از سوی هرکسی
(حتی اولیای دین) پاسخ منفی میدهد و این نکتهای است که دلسوزان نظام نباید از آن غفلت کنند. درصد آدمهایی که به خاطر تکلیف شرعی یا نظر بزرگان دینی نسبت به انتخاب افراد برای تصدی پستهای نظام از جمله ریاست جمهوری مبادرت میکنند بسیار پایین بوده و اصلاً تعیین کننده نیست. بنابراین هرگونه هزینه از بزرگان دین و
رهبری درست نتیجه عکس خواهد داد.
5-نهی صریح رهبری از ورود آقای احمدی نژاد به انتخابات و پیامدهای اجتماعی ورود ایشان نشان میدهد که آنچه مهم است پرهیز جدی از دو قطبی شدن جامعه است. در این راستا هر امری که موجب دو قطبی شدن در جامعه شود مذموم است. در این میان فاجعه آن خواهد بود که در تلقی القا شده به جامعه از سوی دوست یا دشمن این
مسأله جا بیفتد که در یک قطب، رهبری و وابستگان به ایشان اعم از دفتر و نمایندگان ولی فقیه و نهادهای وابسته به رهبری هستند و در طرف دیگر اصلاح طلبان و روشنفکران جامعه.
6-آنچه از تشکیل جبهه مردمی انقلاب اسلامی و اتفاقات پس از آن خصوصاً خبر صحیح یا جعلی درخواست اعضای خبرگان رهبری برای ورود برخی افراد به انتخابات بر میآید، این است که متاسفانه حادثه انتخابات 76 و هزینه رهبری برای یک کاندیدا در حال وقوع است و این بهترین فرصت برای دشمن است که به دو قطبی شدن جامعه به دست همه جناحهای سیاسی راست و چپ دامن بزند و حادثه و پیامدهای منفی فضای انتخابات 76 تکرار شود.
7-امروزه برخی از گروههای سیاسی به دلایل مختلف تداعی کننده تابلوی رهبری هستند؛ خصوصاً آنکه این موضوع به صورتهای ویژه با رفتارها و ادعاهای خاص ظهور پیدا میکند. تشکیل جبهه مردمی انقلاب اسلامی یقیناً یکی از این نمادهاست. بنابراین رفتار این جبهه ناخودآگاه به حساب دستگاه رهبری و حداقل دفتر ایشان گذاشته خواهد شد و با تبلیغات دشمن و نادانی دوستان این نماد جدیتر خواهد شد. معرفی کاندیدای خاص از سوی این جبهه (علیرغم فضای رقابت بین افراد جبهه و نداشن فضل ویژه بر دیگران) به این موضوع بیشتر دامن خواهد زد که لابد با نظر رهبری و دفتر ایشان همه کنار رفتهاند تا فلانی باقی مانده است و هرچه انتساب مستقیم فرد مذکور به رهبری و دفتر بیشتر باشد این خطر بیشتر خواهد بود.
8-رفتار سیاسی و انتخاباتی مردم در دورههای قبلی ریاست جمهوری نشان میدهد که دامن زدن به موضوع نارضایتی عمومی از امور اجرایی و معیشتی بیش از آن که مردم را به سمت جناح مقابل دولت بکشد به سمت کاندیداهای غیر جناحی خواهد کشید. آرای بالای آقای احمد توکلی در دور دوم انتخاب آقای هاشمی در سال 1372 شاهد این مدعاست.
9-پیشبینی آن است که دو قطبی شدن انتخابات -علاوه بر رأی بالای نامزد اصلاح طلبان- منجر به رأی بالای لیستی آنان در شوراهای شهر خواهد شد. در عین حال تجربه قبلی از جمله انتخابات دور دوم شورای شهر تهران حاکی از آن است که در یک فضای غیر قطبی و جناحی تنوع انتخاب به سمت سلامت و کارآمدی خواهد بود.
10-نگارنده معتقد است که به دلیل آنچه ذکر شد انتخابات ریاست جمهوری نباید به هیچ وجه دو قطبی شود و در فضای فعلی عمومی و رسانهای کشور معرفی کاندیدای واحد جبهه مردمی انقلاب اسلامی یا القای اشخاص بعنوان کاندیدای مورد نظر رهبری و دفتر ایشان به این امر به صورت جدی دامن خواهد زد. بنابراین پیشنهاد جدی آن است که جبهه مذکور کاندیدای خاصی را معرفی نکند و همانند سال 1384 اجازه دهد هریک از کاندیداها به صورت مستقل در میدان انتخابات 1396 ریاست جمهوری حاضر و در مناظرات تلویزیونی و مجامع مردمی نسبت به کسب آرا در مرحله اول اقدام کنند. در این صورت احتمال آنکه فردی از آنان به دور دوم راه یابد قابل تصورتر خواهد بود.
