بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
سرخپوستان؛ ونشانه های فرهنگ وتمدن ایرانی
در عصر دل انگیز آخرین روز پاییز، نشست شصت و هشتم موسسه ی موعود (عجل الله تعالی فرجه)، با موضوع «کشف قاره ی امریکا و حضور ایرانیان در آن قاره» برگزار شد. شب یلدای امسال با موضوعی که سخنران محترم، دکتر «حمید شفیع زاده» مطرح کردند، تبدیل به یکی از عجیب ترین شبهای سال شد. خصوصاً که به لطف (!) رسانه های غرب و شرق، شایعه ی آخرین شب جهان هم در گوشه و کنار شهر پیچیده بود!
سرخپوستان؛ ونشانه های فرهنگ وتمدن ایرانی
در عصر دل انگیز آخرین روز پاییز، نشست شصت و هشتم موسسه ی موعود (عجل الله تعالی فرجه)، با موضوع «کشف قاره ی امریکا و حضور ایرانیان در آن قاره» برگزار شد. شب یلدای امسال با موضوعی که سخنران محترم، دکتر «حمید شفیع زاده» مطرح کردند، تبدیل به یکی از عجیب ترین شبهای سال شد. خصوصاً که به لطف (!) رسانه های غرب و شرق، شایعه ی آخرین شب جهان هم در گوشه و کنار شهر پیچیده بود!
چیزی که برای موعودیان در این همایش چندان هم عجیب نبود این خبر بود: «یهودیان با دست بردن به تاریخ، آن را تحریف کردند.» و دسته ای از اطلاعات هم برای بیشتر مردم تازگی داشت: «کریستف کلمب امریکا را از روی نقشه ای که مسلمانان تهیه کرده بودند، پیدا کرد؛ آن را کشف نکرد!» و «ایرانیان، سالها بود که در امریکا ساکن بودند و تمدن بزرگی داشتند.» و «امریکا، پرو، آمازون و برزیل نامهایی است که ریشه ی فارسی دارد؛ ایرانیان امریکا را نام گذاری کردند.»
یهودیان، سارقان تاریخ
چندان هم دور از ذهن نیست که حقایق تارخی بسیاری از چشم ما پنهان مانده باشد. خصوصاً که منابع معتبر تاریخی در بیشتر اعصار، در دست غربیان ویهودیان بوده است و آنها نیز با هدف حاکمیت بر جهان، بارها در آن دست برده و تاریخ را تحریف کرده وبسیاری ازاسناد را ازبین برده اند. دکتر شفیع زاده در توضیح این مطلب، مثالهایی از چندین دروغ بزرگ تاریخ ارائه دادند:
بد نیست همین جا بگوییم که آقای شفیع زاده، با ارائه ی تصاویر و سندهایی سخنان خود را ثابت می کردند.
ایرانیان، نقشه ی دقیق کل جهان را کشیدند
دکتر شفیع زاده، پس از بیان چند دروغ از تاریخ تحریف شده، بیان کردند که اعلام کشف قاره ی امریکا توسط کریستف کلمب یکی دیگر از تحریفات ودروغ های تاریخی است . ایشان با نشان دادن نقشه های متعددی قبل از تاریخ کشف امریکا، ثابت کرد که ایرانیان و مسلمانان، در حوالی سالهای 1300 نقشه های کاملی از کل جهان تهیه وترسیم کرده بودند و به طور کامل و با جزئیات، کشورهای امریکا و استرالیا را در آن مشخص و حتی نام گذاری کرده بودند.
ایشان همچنان، نقشه های کشیده شده توسط انگلیسی ها تا سالهای 1600 را نشان دادند و بیان کردند که اروپاییان در نقشه کشی بسیار ضعیف بودند و حتی تا سالهای زیادی، استرالیا را در قطب جنوب ترسیم می کردند
شفیع زاده بعد از این افزود:«در تاریخ آمده است که انگلیسی ها تا سال 1485 قادر به دریانوردی نبوده اند و کریستف کلمب برای دریانوردی، همراه با خودش چندین تن از اعراب را برد.
در اسل 1589 در اسپانیا کتابی چاپ شد و استاد دریانوردان اروپایی را به تصویر کشیدوانجا نشان داده شده که این استادمردی بود با کلاه نمدی و لباس و مشخصات یک ایرانی.» سپس ایشان عکس این دریانورد را برای مردم نمایش دادند و اضافه کردند: «نخستین ساعت دقیق اروپائیان در سال 1761 م. ساخته شد. بنابراین اروپائیان اصلاً قادر نبودند که در دریا سفر کنند. این در حالی است که قدیمی ترین ساعت توسط مسلمانان سالها قبل در اسپانیا ساخته شده بود.»
سرخپوستان، اقوام متمدن ایرانی
سخنران نشست، در ادامه ی سخنان خود، به این حقیقت تلخ اشاره کردند که در فیلمها و کارتونهایی که ما تا به حال دیده ایم، سرخپوستها انسانهای وحشی و بی تمدن معرفی شده اند در حالی که هنوز در برخی مناطق، آثاری از یکی از زیباترین شهرهای جهان که آن را «تنوچتیتلان» می خواندند موجود است.
سپس با نشان دادن چند عکس از بقایای این شهر، افزود: «در توصیف این شهر، گفته اند که آنقدر بوی گل در فضای آن پخش بود که انسان را سرمست می کرد و این شهر علاوه بر معماری خاصی که داشت، بسیار سرسبز هم بود.
در ضمن سرخپوستها، از جمله اقوام مایا، آزتک و اینکا، در علوم پزشکی بسیار متبحر بودند. از جمله اینکه، جراحی روده و معده و دیگر جراحی ها را به درستی انجام می دادند و حتی برق و لیرز و هواپیما را هم می شناختند.»
بعد از این، آقای شفیع زاده به بحث مفصلی درباره حضور ایرانیان در امریکای جنوبی و شمالی قبل از حضور کریستف کلمب پرداخت. ایشان، باتطبیق اثاری باستانی از مناطقی در ایران و کشورهای امریکای جنوبی از جمله مکزیک و پاناما، نشان دادند که هر دو قوم، عقاید مشترک، زبان مشترک، نمادهای مشترک و آئینهای مشترک و حتی صنایع دستی (قالی) با طرح مشترک داشتند.
سپس افزودند: «تمام شهرهای امریکا توسط ایرانیان، نامگذاری شده بود. امریکا، از «مارکان» گرفته شده بود. مارکان، به معنای مارگونه است و به دلیل شکل خاص قاره ی امریکا آن را به این نام می خواندند. «پرو»، در واقع از «پر رود» گرفته شده است. چرا که پرو، پر رودترین کشور جهان است. پاناما، در گذشته، داریان نام داشته و از نام داریوش انتخاب شده است. مکزیک، از ماخلو، گرفته شده است. زبان این منطقه شبیه به ترک هاست و به خاطر این ماخلو نامیده شده بود که گروه های ماه پرست در این منطقه زندگی می کرده اند.»
سخنرانی تا پاسی از شب ادامه داشت وحضار تصاویر بسیاری را مشاهده کردند. قرار است بزودی تحقیقات حاصل شده توسط موسسه فرهنگی موعود منتشر شود. ان شا الله
یادآوری می کنیم سلسله نشست های ماهانه موعود در آخرین پنجشنبه هر ماه شمسی؛ راس ساعت دو و نیم عصر درمحل سالن مرکز آفرینشهای کانون پرورش فکری واقع در خیابان حجاب برگزار می شود.
موعود
تا امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیاید، قیامت نمی شود! +گزارش نشست 68 موعود
احوال بنی اسرائیل را به صورت جدی مطالعه کنید. ما آنها را صرفا در هیئت سیاسی اسرائیل وصهیونیسم سیاسی می بینیم. در حالی که لایه بسیار نازکی از بنی اسرائیل، در فلسطین اشغالی است. تمام توطئه ی بنی اسرائیل در سرزمین فلسطین اشغالی کنار مدیترانه، خلاصه نمی شود؛ به همین دلیل است که ما باناخواسته درمیان توطئه ی آنها نفس می کشیم و در کنارش زندگی می کنیم امّا آنها را نمی بینیم.
تا امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیاید، قیامت نمی شود!
گزارش نشست شصت و هشتم؛ سخنرانی شفیعی سروستانی
در آخرین شب از فصل پاییز، در شب میلاد خجسته ی امام موسی بن کاظم (علیه السلام)، استاد «اسماعیل شفیعی سروستانی» در مقدمه ی نشست شصت و هشتم از سلسله نشستهای موسسه ی فرهنگی موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه) درباره ی شایعه ی ودروغ بزرگ "پایان دنیا "سخن گفتند. ایشان با اشاره به این موضوع که دشمنان از غفلت مسلمانان ومستضعفان جهان سوءاستفاده کرده و با کمک رسانه ها شایعه کرده اند که شب یلدا آخرین شب جهان است و پس از آن پایان دنیا اتفاق می افتد، افزودند:
«اولاً: این همه گفتگو از پایان دنیا و سخن گفتن از آخرالزمان، که خصوصاً در 10 سال اخیر بسیار شایع شده و این روزها به نقطه ی اوج خود رسیده، حاصل سه موضوع است:
1) حاصل غلبه ی بحرانها و بن بست ها در حیات فرهنگی وتمدنی انسان امروز است که از نیمه ی دوم قرن بیستم شدت گرفته است. طبیعی است که در اوج بحران ذهن انسان متوجه و معطوف به آخرالزمان وپایان شود. علی الخصوص در شرق و مناطقی که فرهنگ دینی دارند وبه تبع ان مترصد خبرگیری از وقایع اخرالزمان اند. (لوح فشرده ی «این است آخرالزمان» حاوی مشروح این نکته است.)
2) خستگی و فسردگی از زندگی تکنولوژیک وماشینی ، در میان ازدحام فراگیر وهمه جانبه گویی بشر اقتضا و طلب خلاصی و پایان می کند.
3) یکی از علل شیوع این گفتگوهاودامن زننده به آن رسانه ها هستند.
ائمه (علیه السلام) بحران ها را می دیدند
«ثانیاً: وقتی به منابع دینی نگاه می کنیم،درمی یابیم حجم گفتگو از مهدویت و منجی گرایی بسیار زیاد است. چنانکه از روزهای نخست بعثت نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این گفتگو آغاز شده باید پرسید چرا؟! چرا این قدر به این مطب پرداختند؟
متاسفانه علی رغم توجه حضرات معصومین (علیه السلام) به این موضوع و مضمون، مسلمانان به مسئله ی مهدویت، بی توجه و غافل اند. این توجه خاص معصومان (علیه السلام)چند علت دارد:
1) به دلیل بزرگی بحرانهایی که پیش روی ما می دیدند.. ائمه معصومین (علیه السلام) می دانستند و می دیدند که مسلمانان با بحرانهای مختلفی رو به رو می شوند به همین دلیل به گفتگو از مهدویت و صحبت از منجی از گرایی پرداختند.
2) سیر بشرحسب مقدرات الهی در مسیر کمال است؛ سیر کمالی به جایی می رسد که در آخرالزمان، عالم، نماینده ی کمال دین را تجربه می کند و مصداق کمال را در تمام مناسبات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر معاملات ببیند.
3) وجود دشمنان مترصد، یکی از دلایل امامان(علیه السلام) برای گفتگو از مهدویت است. آنان می دیدند که ما پیشاپیش مان مجموعه ی بحرانها را به ملاقات خواهیم نشست.و هم مجموعه ی دشمنان پیچیده ی کمربسته ای که مترصد مقابله با دین و دینداران هستند تا اعتقاد مردم را بربایند.
ما مسلمانان و شیعیان، از دشمنان خود بسیار غافلیم. شیطان را نمی شناسیم، یهود و بنی اسرائیل را نمی شناسیم و جهان اسلام با پیچیدگی های عمل بنی اسرائیل که با هدایت ابلیس عمل می کند، اشنا نیستند. به همین خاطر است که بسیاری ازمخاطرات را متوجه نشده و ساده ازکنار انها می گذرند.
بنی اسرائیل، مترصد است تاآینده را از آن خود کند
ثالثاً: بنی اسرائیل علیه بنی اسماعیل سالهاست که در مقابله است و برای به نتیجه رسیدن سرمایه گذاری کرده است و تا امروز نه استراحتی داشته و نه در این کار توقف کرده است. حداقل از فردایی که موقعیت بنی اسماعیل و آینده ی آنان اعلام شد، آنان با قدرت به میدان آمدند و تلاش می کنند قبل از بنی اسماعیل و پیش از آنکه حجت حی خداوند بتواند آن موقعیت را بدست بیاورد، آن را غصب کنند و مسیر آینده ی تاریخ را به نفع خودشان تغییر دهند.
آنها در این موضوع تردید نمی کنند که آینده را از آن خودشان سازند. بنی اسراییل4000 سال است که مترصد اقدامات پیش دستانه اند.
رابعاً: به نتیجه رسیدن بنی اسرائیل وتصاحب مملکت جهانی مستلزم دست یافتن آنان به چند مورد است:
1. آگاهی درباره ی جزئیات واقعه وشرایط پیش رو
2. بنی اسرائیل می داند برای سبقت گرفتن و پیش دستی، باید از استراتژی، مقصد و ترفندهای بنی اسماعیل و مسلمانان آگاه باشد و جالب این است که این استراتژی را می توان در منابع شیعه و سنی و در میان روایات دریافت.
بنی اسرائیل، آگاهی دقیقی از اوضاع گذشته، کنونی و آینده ی جهان (مطابق انچه حضرات معصومین پیش بینی وبیان کرده اند) دارد و می داند که مسلمانان قبل ازظهور، حین و پس از ظهور چه کارهایی می کنند. چون آنها بر خودشان، آگاهی یافتن از نکات ریز را واجب دانستند. مسلمین و شیعیان- با اغماض- یک صدم بنی اسرائیل در باره ی وقایع اینده اگاهی ندارند.
3. بنی اسرائیل، برای به نتیجه رسیدن، مترصد بحران و نیازمند بحران سازی است تا بتواند اهدافش را به وسیله ی آن محقق کند.
4. پیشدستی مستلزم فریب مستضعفان است. بنی اسراییل اگر قبل از واقعه ی شریف ظهور، اقدامات پیش دستانه انجام ندهد، بازی را باخته است. شاید بپرسید مگر بنی اسرائیل نمی داند که بنی اسماعیل پیروز نهایی میدان است؟ خیر؛ این نگاه دین مدارانه ی ماست. آنها اعتقاد دارند که هر چه انسان بخواهد می تواند انجام دهد. انسان می تواند مسیر تاریخ و مقصد تاریخ را خودش تعیین کند. به همین دلیل است که با تمام قوا وارد عمل شده اند و این عقل مکاره را به کار می گیرند و به نتیجه هم می رسند. اگر چه انها نتیجه ی نهایی را به دست نمی آورند ولی ظهور را به تاخیر می اندازند، انرژی مستضعفان را می گیرند و از کشتگان آنها پشته می سازند.
5.یکی از ابزار بنی اسرائیل برای پیشبرد اهدافش، «شبیه سازی» است. آنها چون می دانند که نزد مسلمانان از نشانه ها گفته شده است و می دانند که اگر مسلمانان از خواب غفلت بیدار شوند به سراغ نشانه ها خواهند رفت و می دانند که مسلمانان، مطالعه ی جدی در این نشانه ها ندارند و جزئیات را بررسی نگرده اند، بنابراین شبیه سازی می کنند.
آنها وقایع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی را چنان شبیه سازی می کنند که مسلمین تازه از خواب بیدار شده، گمان کنند که نشانه های اصلی را می بینند و وارد میدان می شوند. از همین روست که امر بر بسیاری از مسلمین مشتبه شده و متوجه شبیه سازی نمی شوند.
مثلاً در سوریه، درگیری های فراوانی ایجاد می کنند و مسلمانی که بدون مطالعه ی جدی، این وقایع را بنگرد، گمان می کند که اینوقایع، همان آشفتگی پیش بینی شده درباره زمان خروج سفیانی است. در حالی که اگر در جزئیات درنگ کنند، می بیند که این آشفتگی ها، حاوی همه نشانه هایی نیست که ائمه (علیه السلام) ان رابرشمرده اند.
بنی اسرائیل، در نهایت، با شبیه سازی و وارد کردن مستضغفین به میدانی ساختگی، تمام توان آنها راازبین می برند و چون اناری که آبش را کشیده باشند، به گوشه ای می اندازند و حکومت خودشان را بر دوش آنها بنا می کنند. مستضغفین هم در حالی که فکر می کنند دارند به امام خود خدمت می کنند، به خدمت آنان درمی آیند.
حال ما مسلمانان چه باید کنیم؟
الف) به همه ی شما توصیه می کنم که در دستور کار خود و خانواده و خانه تان، مطالعه وکسب آگاهی دقیق درباره وقایع آخرالزمانی را قرار دهید.منابع روایی ما حاوی بسیاری از دقایق است که بایدمطالعه شوند.
ب) احوال بنی اسرائیل را به صورت جدی مطالعه کنید. ما آنها را صرفا در هیئت سیاسی اسرائیل وصهیونیسم سیاسی می بینیم. در حالی که لایه بسیار نازکی از بنی اسرائیل، در فلسطین اشغالی است. تمام توطئه ی بنی اسرائیل در سرزمین فلسطین اشغالی کنار مدیترانه، خلاصه نمی شود؛ به همین دلیل است که ما باناخواسته درمیان توطئه ی آنها نفس می کشیم و در کنارش زندگی می کنیم امّا آنها را نمی بینیم. در حالی که تمام مناسبات انسان امروز، آلوده به منویات بنی اسرائیلی است.
در نهایت باید عرض کنم که جای تاسف نه، بلکه جای گریه و زاری است که پس از گذشت بیش از 30 سال از انقلاب اسلامی، در ام القرای جهان مستضعفان حتی 2 واحد درس اختیاری در هیچ مرکزی وجود ندارد که «یهود شناسی» را ارائه دهد. در حالی که بزرگترین دشمن ما، اطلاعات دقیق و جزئی از دین ما و عملکرد اسلامی ما دارد، ما حتی یک قدم برای شناخت آنان برنداشته ایم.
آیا براستی، انسانهای ناآگاهی مثل ما، قرار است حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را یاری کنند؟!
موعود
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله