تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیا خداناباوری نوعی روشن‌فکری است؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۲:۲۲)سعدی نوشته است: [ -> ]اگر تفکر و تعقل جواب نده توی شک می مونیم. یعنی هم احتمال درستی رو در نظر می گیریم هم احتمال نادرستی رو.
توی شک موندن و بیشتر تحقیق کردن بهتره یا اینکه یک مکتبی که ممکنه اشتباه باشه رو پذیرفتن؟ مثلا یک آتئیست توی شک باشه بهتر نیست؟
در مورد سوالی که درباره حضرت موسی (علیه السلام) پرسیدم جواب من اینه که بعد از اینکه معجزه حضرت رو دیدم از اون به بعد تمام حرفهاش رو میپذیرم و هر کسی بر خلاف حرفهای اون چیزی گفت قبول نمیکنم. کسی که معجزه نداشته باشه نمیتونه ادعا بکنه حرفهایی که در مورد مسائل فرا زمانی و فرا مکانی میزنه دقیقا درسته. معجزه هست که نشون میده این شخص به یک منبع بزرگی متصل هست و حرفهایی که داره میزنه صرفا تعقل و تفکرات خودش نیست. نشون میده که این شخص واسطه است بین اون منبع بزرگ و بقیه مردم
(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۲:۳۶)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]
(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۲:۲۲)سعدی نوشته است: [ -> ]اگر تفکر و تعقل جواب نده توی شک می مونیم. یعنی هم احتمال درستی رو در نظر می گیریم هم احتمال نادرستی رو.
توی شک موندن و بیشتر تحقیق کردن بهتره یا اینکه یک مکتبی که ممکنه اشتباه باشه رو پذیرفتن؟ مثلا یک آتئیست توی شک باشه بهتر نیست؟
اصلا مسئله بهتر و بدتر بودنش نیست. منطق حکم می کنه که وقتی دلیل کافی نداریم توی شک بمونیم.
فرد حتی اگر تصمیم بگیره بر اساس یک مکتب خاص کار کنه، باید جاهایی که شک وجود داره رو در نظر بگیره.

آگاهی از شکها مانع از خیلی انحرافات میشه. مثلاً اگر داعشی ها یک درصد احتمال نادرستی راهشون رو می دادند، به این شدت به جنایت دست نمی زنند. یا اگر یک آتئیست احتمال نادرستی عقیده اش رو در نظر بگیره، درگیر خیلی از مشکلات نمیشه.

وقتی باید تا جای ممکن فرد سعی کنه در زمینه های با اهمیت اهی رو پیدا کنه که به آگاهی برسه و شکش برطرف بشه.

(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۲:۳۶)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]بعد از اینکه معجزه حضرت رو دیدم از اون به بعد تمام حرفهاش رو میپذیرم
در این صورت فردی که معجزه را دیده دلیل داره برای پذیرش.
(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۳:۱۹)سعدی نوشته است: [ -> ]اصلا مسئله بهتر و بدتر بودنش نیست. منطق حکم می کنه که وقتی دلیل کافی نداریم توی شک بمونیم.
فرد حتی اگر تصمیم بگیره بر اساس یک مکتب خاص کار کنه، باید جاهایی که شک وجود داره رو در نظر بگیره.

آگاهی از شکها مانع از خیلی انحرافات میشه. مثلاً اگر داعشی ها یک درصد احتمال نادرستی راهشون رو می دادند، به این شدت به جنایت دست نمی زنند. یا اگر یک آتئیست احتمال نادرستی عقیده اش رو در نظر بگیره، درگیر خیلی از مشکلات نمیشه.

وقتی باید تا جای ممکن فرد سعی کنه در زمینه های با اهمیت اهی رو پیدا کنه که به آگاهی برسه و شکش برطرف بشه.

ما معمولا داعش و آتئیست ها و غیره رو مثال میزنیم. مثال زدن خوبه اما در صورتیکه آدم از خودش غافل نشه. یه موقع آدم چشمش رو باز میکنه میبینه اونم داره کار داعش رو انجام میده فقط به یک صورت دیگه. در مورد مسائل درون دینی موضوع پیچیده میشه. شما فرض کنید یک آتئیست به اینکه خدایی وجود داره اعتقاد پیدا کرد. اونوقت باید چیکار کنه؟ تازه مواجه میشه با کلی مکتب دینی خداباور که باید یکیشون رو انتخاب کنه. فرض کنید بر حسب اتفاق یا تحقیق اسلام رو انتخاب کرد باز مواجه میشه با کلی مذهب که باید یکیشون رو انتخاب کنه. اگه تحقیق کرد و فهمید تشیع درست میگه باز مواجه میشه با فرقه های مختلف تشیع که باید یکی رو انتخاب کنه. اگه تشیع اثنی عشری رو انتخاب کرد در انتها مواجه میشه با دو گروه که یکسری قائل به ولایت فقیه هستن و شعارشون مرگ بر ضد ولایت فقیه هست و مخالفانشون رو یا میکشن یا حبس خونگی میکنن و یکسری هم شیعه اثنی عشری مخالف ولایت فقیه هستن و طرف مقابل رو تکفیر میکنن! پس موضوع ساده نیست و نمیتونیم این بیرون بشینیم و اونها رو به همین سادگی شماتت کنیم. اونها این قضایا رو میبینن و ادعای روشن فکری میکنن
جناب حقیقتجو
فرض کنید سازمانهای فعال در تبلیغ اسلام، چند تا دلیل محکم و درست و حسابی برای اعتقادات مطرح کنند و به شما بگن که این استدلالها هیچ ایرادی نداره. بعد شما بررسی می کنید و می بینید بله هیچ ایرادی بهشون وارد نیست. بعد شما تحقیق می کنید و می بینید واقعاً این دلایل خوب و بدون اشکال اند و می پذیرید. اینجوری کار خیلی ساده میشه.

اما نهادهای فعال در زمینه ترویج دین زیاد علاقه ای به زدودن مغلطه ها ندارند. وقتی شما می خواهید تحقیق کنید در مورد دین، با چند صد تا استدلال مواجه میشید که حداقل اکثرشون مغلطه اند. بعد باید از بین کلی مغلطه بگردید ببینید یک دلیل درست و حسابی پیدا میشه یا خیر. مثل پیدا کردن یک سوزن در انبار کاه ...

مشخص کردن و کنار گذاشتن مغلطه ها خدمت بزرگی به جامعه است. باید مغلطه ها کنار گذاشته بشه تا ببینیم آیا استدلال درستی در انتها باقی می مونه یا خیر. نهادهای رسمی زیاد سراغ این کار نمیرن اما خوشبختانه جوانانی هستند که بدون هیچ مزد و منتی دارند این کار رو انجام میدن. اگر کار مفیدی برای پیشبرد منطق بخواد انجام بشه احتمالا از طرف همین افراده نه از طرف سازمانهای دارای بودجه میلیاردی.

یه بحث توی سایت askdin داشتیم با عنوان "محکمترین دلیل برای اثبات وحیانی بودن اسلام چیست؟". کلی دلیل رو بررسی کردیم تا اینکه در صفحه 46 به یه دلیلی رسیدیم که نتونستیم ردش کنیم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=59337
این دلیل هم توسط دو تا از کاربرای عادی سایت مطرح شد نه از طرف پاسخگویانی که برای فعالیتشون حقوق دریافت می کنند.
من که گفتم پذیرفتن دین اسلام تازه شروع کار هست. یک آتئیست اگه دین اسلام رو با استدلال پذیرفت تازه مواجه میشه با کلی مذهب و فرقه که باید یکی از اونها رو انتخاب کنه. تمام این مذاهب و فرقه ها که درست نیستن. فقط یکی درسته. ما میگیم شیعه اثنی عشری درسته و با استدلال هم ثابت میکنیم. اما موضوع به اینجا ختم نمیشه. توی همین مذهب اختلافات بسیار هست. یک آتئیست چطور میتونه بفهمه چی درسته. یک عالم شیعی یک چیز میگه یکی دیگه دقیقا عکس اون رو میگه. هر دو هم بر اساس عقل و برهان دارن میگن. تکلیف چی میشه این وسط؟
ما در حد توانمون وظیفه داریم. تا جایی که بتونیم و ارزش تلاش کردن داشته باشه سعیمون رو می کنیم. این که بررسی کدوم اختلافات برای سعادت انسان ضروریه هم می تونه جای سوال باشه.
(۱۳/مرداد/۹۶ ۲۲:۳۰)سعدی نوشته است: [ -> ]ما در حد توانمون وظیفه داریم. تا جایی که بتونیم و ارزش تلاش کردن داشته باشه سعیمون رو می کنیم. این که بررسی کدوم اختلافات برای سعادت انسان ضروریه هم می تونه جای سوال باشه.
اینکه خدا انسانها رو به میزان عقلی که بهشون داده پاداش و کیفر میده شنیدم. اما اینکه در حد توانمون وظیفه داریم رو متوجه نمیشم؟
یعنی راه حق اینقدر تاریکه که به سختی میشه پیداش کرد؟ یا اینکه قدرتهایی پشت پرده هستن که نمیزارن راه حق دیده بشه؟
تا حالا دیدین بر سر اختلافات بزرگ درون شیعی مناظره ای تشکیل بشه؟ مگه امام های ما مناظره نمیکردن با مخالفانشون؟ اگه کسی حرف حق رو بزنه بهترین راهش مناظره با مخالفانش هست یا زندانی کردن اونها؟ اگه کسی زندانی کرد مخالفانش رو چه نتیجه ای میشه گرفت؟
وقتی مسائل اینطور هست چطور میشه از یک آتئیست انتظار داشت بیاد وارد راه حق بشه! اول راه حق مشخص بشه بعد از بقیه دعوت بشه که بیان به سمتش. به نظر خود من اگه قرار هست کسی بیاد توی مذهب و فرقه ی اشتباهی همون نیاد بهتره چون مذهب اشتباهی مثل یک چاقوی دولبه است که دو طرفش برنده است.
(۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۰۰)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]یعنی راه حق اینقدر تاریکه که به سختی میشه پیداش کرد؟ یا اینکه قدرتهایی پشت پرده هستن که نمیزارن راه حق دیده بشه؟
قدرتهای پشت پرده نمیشه گفت ... به هر حال انواع بی صداقتی ها، خبرهای دروغ، مغلطه ها و ... وجود دارند که بررسیشون وقت زیادی از شما می گیره و کار رو سخت می کنه.

اگر گروهی بیان رو با رعایت صداقت راه را برای دیگران روشن کنند که خیلی عالی میشه. در غیر این صورت باید خود افراد تلاش کنند و تا جای ممکن سعی کنند تحقیق کنند و این نقش کمکی رو برای دیگران هم بازی کنند.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع