(۱۲/مهر/۹۶ ۱۰:۳۷)mbanki نوشته است: [ -> ]مدیر محترم
سلام در یکی از تاپیک ها بنده در موضوع تفکیک رهبری از مرجعیت وماجرای غدیردرخواست کردم تا درباره اون بحث بشه اما تمایلی نشون داده نشد .بنده خودم در مورد آنها مروری کردم وبطور خلاصه درزیر می نویسم. اگر موافق نیستید میتوانید حذف کنید ویا بجای دیگر منتقل کنید ویا اینکه دوستان محبت کنند نظر بنویسند در هرحال تشکر میکنم
تفکیک رهبری از مرجعیت وارتباط آن با غدیر
قانون اساسی درسال68 اصلاح شد وشرط مرجعیت از شروط رهبری حذف شد وآیت الله خامنه ای بدون داشتن مرجعیت برهبری انتخاب شدند .میدونیم که مرجعیت دینی براساس نامه امام زمان به آخرین نایب خود حدود 12 قرنه که ادامه داشته ویکی از شئون مرجعیت خلافت ویا همان رهبری جامعه است ودرسال 57 ملت ایران با بیعت با مرجعیت دینی (امام راحل) ایشون رهبری امت را برعهده گرفتند .اگر این امررو با ماجرای غدیرمقایسه کنیم نشون میده که مساله نبوت وامامت از همون زمان آدم تا پایان عمر دنیا همیشه ادامه داشته ودرعصر غیبت برعهده مراجع دینی است .اما خلافت ورهبری جامعه در چند برهه توسط بیعت مردم با پیامبران وامامان معصوم پیش آمده ولی بسیار اندک بوده واین امر با دیگران انجام شده است مانند دوران داود وسلیمان نبی وحکومت پیامبر درمدینه ویا حکومت مولا درکوفه واخیرا امام راحل درایران .
شما تو بحث غدیر پذیرا نشدی که در غدیر چه مطالبی رو نقض عهد کردن . تا زمانی که اون رو روشن نکردید ، هرگز بنده به این این قسمت پاسخ نمیدم .
امامت و خلافت و جانشینی در امور دین و دنیا و ... طبق نصوص بر امام بود . اما شوما چی میگفتی ؟؟؟؟
این ایات :
وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَْرْضِ خَلِيفَة. البقرة/30.
به خاطر بياور) هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روي زمين، جانشيني [ نماينده اي ] قرار خواهم داد.
جناب قرطبی میگه : هذه الآية أصل في نصب إمام وخليفة يسمع له ويطاع لتجتمع به الكلمة وتنفذ به أحكام الخليفة ولا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة ولا بين الأئمة... .
ودليلنا قول الله تعالي : «إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَْرْضِ خَلِيفَة» وقوله تعالي : «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَْرْضِ» أي يجعل منهم خلفاء إلي غير ذلك من الآي.
شما باز بگو ... مردم خلیفه انخاب کنن .
در بحث اینکه خلیفه رو حتی خود رسول هم به خواست خودش انتخاب نمیتونست بکنه هم دلیل اومد : الأمر إلي الله يضعه حيث يشاء که توضیحاتش گفته شد .
حالا با اینهمه اگه امت میخواستن سعدت مند نشن دست خودشون بود که مسیر حق رو در ظاهر کج کنن و کردن و کژی حاصل شد از نگاه خلاف در دین و اصول دین .
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . الرعد/11
امیر کلام هم تاکید میکنن به اینکه :
لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلي الله عليه و اله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّي بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلحَق التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ.
الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَي أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَي مُنْتَقَلِهِ. ( نهج البلاغه )
اینهم نتیحه نافرمانی از امر خدا :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَي اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ُ مِن أَمْرِهِمْ . الاحزاب/36.
هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارد هنگامي كه خدا و پيامبرش امري را لازم بدانند، اختياري(در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر كس نافرماني خدا و رسولش را كند، به گمراهي آشكاري گرفتار شده است.
ترجمه زدم که شاید راه گشا باشه .
اینهم نتیجه ای که امیرالمومنین بیان میکنن و این نتیجه 25 ساد کژی
...فدَعْ عَنْكَ قُرَيْشاً وَ تَرْكَاضَهُمْ فِي الضَّلَالِ وَ تَجْوَالَهُمْ فِي الشِّقَاقِ وَ جِمَاحَهُمْ فِي التِّيهِ فَإِنَّهُمْ قَدْ أَجْمَعُوا عَلَي حَرْبِي كَإِجْمَاعِهِمْ عَلَي حَرْبِ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله ) قَبْلِي فَجَزَتْ قُرَيْشاً عَنِّي الْجَوَازِي فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِي وَ سَلَبُونِي سُلْطَانَ ابْنِ أُمِّي...
مردم خواستن دیگه

3 فرد رو باهاشون بیعت کردن تا موجب این شد که
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلي الله عليه وآله وسلم ) نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ مُهَيْمِناً عَلَي الْمُرْسَلِينَ فَلَمَّا مَضَي (عليه السلام)تَنَازَعَ الْمُسْلِمُونَ الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ فَوَاللَّهِ مَا كَانَ يُلْقَي فِي رُوعِي وَ لَا يَخْطُرُ بِبَالِي أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ (صلي الله عليه وآله وسلم) عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ لَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّي مِنْ بَعْدِهِ فَمَا رَاعَنِي إِلَّا انْثِيَالُ النَّاسِ عَلَي فُلَانٍ يُبَايِعُونَهُ فَأَمْسَكْتُ يَدِي حَتَّي رَأَيْتُ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ يَدْعُونَ إِلَي مَحْقِ دَيْنِ مُحَمَّدٍ ( صلي الله عليه وآله )...
جناب بانکی گل ( یا هر اسم دیگه ) نتیجه بیعتشکتی در غدیر ئ بیعت با غیر غدیر میشه این
قوله : فأمسكت يدي ، أي امتنعت عن بيعته ، حتي رأيت راجعة الناس.
دقت کنین این رو که /:
بيعت مردم، موانع اجراي حكومت را از بين برده و زمينه تشكيل حكومت را مهيا مي سازد، نه اينكه به حكومت حاكم اسلامي، مشروعيت ببخشد.
... فَخَشِيتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ أَنْ أَرَي فِيهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً تَكُونُ الْمُصِيبَةُ بِهِ عَلَيَّ أَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلَايَتِكُمُ الَّتِي إِنَّمَا هِيَ مَتَاعُ أَيَّامٍ قَلَائِلَ يَزُولُ مِنْهَا مَا كَانَ كَمَا يَزُولُ السَّرَابُ أَوْ كَمَا يَتَقَشَّعُ السَّحَابُ فَنَهَضْتُ فِي تِلْكَ الْأَحْدَاثِ حَتَّي زَاحَ الْبَاطِلُ وَزَهَقَ وَاطْمَأَنَّ الدِّينُ وَ تَنَهْنَهَ... .
اگه کسی که تو بحث امثال غدیر گیر داره اگه کمی خطبه 92 رو بخونه بدون کینه و مرض خیلی مطالب رو درک میکنه امان از وقتی که بخوای با حالت ... بری دنبال این مباحث اعتقادی . حتما خطبه 37 رو هم مطالعه کنید
نظر شما که بازهم مخالف نص هست .
مردم نخواستن.
باشه اینجا هم کسی نمیخواد پاسخ بده _ البته کسی دوست داشت بیاد و بگه اما دوباره توی پاسخهاتون مغلطه کنید رسما اش پشت پا باید بپزید .

هروقت اینها رو پذیرا شدید بگید که اگه مناسب بود بحث عصر حاظر رو پیش ببریم . البته قبول این مطالب یعنی عدم قبول مطالب پیشین .
پ.ن . رهبری ( خلافت و جانشینی نه امامت ) جامعه در نگاه شما مهم نیست کی باشه ، نگاه شما و هدفتون چیز دیگست ، تو اصل اشکال دارین .
اینم خوبه نقلبشه . یادم نیست شما بودید یا دوست دیگری که گفت انبیا اومدن حالا نشد حکومت تشکیل بدن ایا اشکالی داره _ یا اینکه بر خدا اشکالی ایجاد میشه ؟_ به چنین مضمونی بود
پاسخش رو جایی برخورد کردم گفتم بگم شاید توی درک مطالب کمک کنه
اراده خدا تعلق گرفته بود که انبیاء حکومت کنند حالا نشد آیا می شود گفت خدا می خواسته دیگران که ظالم هستند حاکم بشوند!!! باید به این نکته توجه داشت امامت و حکومت الهی به دست مردم نیست چه مردم بخواهند یا نخواهند امام علی علیه السلام خلیفه خدا در زمین است اما مسئله حکومت ظاهری بر مردم بخشی از شئون امامت الهی است که مردم با اختیار خود اگر قبول کنند و بیعت کنند، امام بر آنها حاکم می شود والا مردم به دلائلی نپذیرند حکومت ظاهری امام دیگر نیست ولی امامت ایشان وجود دارد و با عدم قبولی مردم از بین نمی رود .