۲۷/مهر/۹۶, ۱۲:۰۲
سالها عادت کردهایم که در هر مسالهای از مردم طلبکار باشیم بطوریکه گناه همهچیز را گردن آنها میاندازیم. از قحطی و خشکسالی گرفته تا سیل و زلزله. مقصر کمرنگ شدن ارزشها و فراموشی شهدا هم مردمند. مردمی که با بیتوجهی به احکام الهی مخصوصا حجاب، مسبب این همه بدبختی و مصیبت در کشور هستند. تقریبا در فکر و ذهن اکثر بزرگان انقلابی اصولگرا و شخصیتهای مذهبی و روحانی، چنین برداشتی از مردم و جامعه وجود دارد. دلیل این برداشت هم چیزی نیست جز مشاهده تغییر ذائقه و رفتار مردم. اما هرگز کسی مقصر این ماجرا را بزرگان دین و دنیای مردم و تغییر رفتار و ذائقه خود آنها ندانست.
مردم گناهی ندارند جز اینکه فراز و فرود شعارها و آرمانها و تغییر و تحولات مسوولان خود را در طول سه چهار دهه گذشته دیده و خوب فهمیدهاند که به راحتیِ آب خوردن میتوان با لباس دین دروغ گفت و همچنان در قدرت ماند. این مردم میبینند که در نظام دینی هم دقیقا مثل یک نظام سکولار و لاییک، برای رسیدن به قدرت، دست به هر کاری میزنند و اصلا هم نگران سیل و زلزله و عذاب الهی نیستند. با این فرق که در جوامع سکولار، اخلاقیاتی وجود دارد که تجاوز مسوولان از آن، اعتراض مردم و احتمالا برکناری آن مسوولان را در پی دارد. آنجا دروغ و سوءاستفاده از قدرت، از بدترین جرمهایی است که قابل گذشت نیست اما در جامعه دینی ما حتی شنیدن دروغ و خبر اختلاس هم دیگر موجب تعجب مردم نمیشود! آنجا هدف،سعادت دنیوی است پس مخالف هرچیزی هستند که مانع این سعادت باشد. اینجا هدف، سعادت اخروی و بهشتی کردن مردم است اما مسوولان کشور به بهانه اختلافات سیاسی یا رقابت انتخاباتی یا پیروزی در مناظره و یا حمایت از جناح و قبیله، به راحتی دروغ میگویند و تهمت میزنند، فردا هم پشتسر هم نماز میخوانند. انگار نه انگار که دیروز یکدیگر را به انواع گناهان متهم میکردند. نتیجه چنین رفتاری در گذر زمان، نه تنها دنیای مردم که حتی ایمان و اعتقاد اخروی آنها را هم نابود میکند.
اینکه امروز نامزد اصولگرا به نامزد اعتدالی و اصلاحطلب میگوید دزد و فردا نماز را به امامتش میخواند؛ یا اینکه اصلاحطلب به اصولگرا میگوید "دولت نظامی" و فردا سپاه را نیروی محبوب و مردمی میداند؛ اینرا چطور میشود توجیه کرد؟ جز اینکه هدف، وسیله را توجیه میکند؟ گاهی برای رسیدن به قدرت، گاهی هم برای حفظ قدرت. آنهم از سوی کسانی که مدعی پیروی از امام معصومی هستند که قدرت برایش هیچ ارزشی نداشت و برای رسیدن به آن، هرگز حیله و نیرنگی بکار نبرد. وگرنه اگر ادعای دین نداشتیم و روحانی و مجتهد و مجتهدزاده نبودیم و مثل جوامع سکولار، صرفا دنیا برایمان مهم بود، هیچکدام این مسایل هم کمترین اهمیتی نداشتند.
ذائقه مردم را همین بزرگان تغییر دادهاند، وقتی ذائقه خودشان تغییر کرد و شبانهروز مشغول سبقت گرفتن از هم برای رسیدن به قدرت و ثروت شدند. (البته در هردو جناح انسانهای شریف و پاکدستی هستند ولی در اصل قضیه و کلیت ماجرا نقشی ندارند) طبعا از میان مردم عادی، آنها که دستشان میرسد سعی میکنند از ثروت عقب نمانند. بقیه هم در تلاش برای جبران این عقبماندگی در جهاتی دیگر.
در این میان، اساتید اخلاق و بزرگان دین و ائمهجمعه هم مشغولیات خاص خودشان را دارند. یکی درگیر این است که چرا فلان روزنامه به او گفته حجتالاسلام و نگفته آیتالله! دیگری مشغول اثبات تاثیر بدحجابی بر سیل و زلزله. دیگری حواسش به اجرا نشدن کنسرت در محدوده خراسان است. دیگری نگران بالا رفتن پای زنان ورزشکار؛ آنیکی مشغول خاطرهگویی از لحظه تولد رهبری! آندیگری همچنان درگیر بیسوادی مردم در تعیین سرنوشت خود. آنیکی نگران احترام مردم به فردوسی، آنیکی نگران تجمع مردم در مقبره کوروش، آنیکی نگران چهارشنبهسوری، آنیکی نگران عید نوروز...
در حاشیه همه این نگرانیها، گروهی با خیال راحت مشغول اختلاس و چاپیدن ملت و کسب رانت و امتیاز و مجوز واردات و صادرات و ... هستند. خمسشان را هم احتمالا سروقت دودستی تقدیم میکنند و مالشان را حلال. کارگران بیچاره هم که چندماه از حقوق و دستمزد محروم ماندهاند، ابتدا باتومی نوش جان میکنند تا اگر فردا حقوقشان واریز شد، قدرش را بیشتر بدانند.
من دلم فقط به حال ملتی میسوزد که مسوولان و بزرگانشان، نگران جهنمی شدن آنها هستند و مدام درگیرند که آیا وظیفه ما، هدایت مردم به سمت بهشت هست یا نه؟ اما کسی نگران بهشتی شدن خود مسوولان نیست. اگر جهنمی درکار باشد و اگر ما مردم بیچاره جایمان در آن جهنم باشد، قطعا گناهش گردن آنهایی است که در همه این سالها مشغول بازی کردن با ایمان و اعتقاداتمان بودند. بدا به حال این مردم بیچاره و مظلوم که بعد از مشاهده این همه دزدی و دروغ و ریا، قرار است صرفا بخاطر موی سر زنان و اندکی شادی و نشاط به جهنم بروند.
امید حسینی-آهستان
مردم گناهی ندارند جز اینکه فراز و فرود شعارها و آرمانها و تغییر و تحولات مسوولان خود را در طول سه چهار دهه گذشته دیده و خوب فهمیدهاند که به راحتیِ آب خوردن میتوان با لباس دین دروغ گفت و همچنان در قدرت ماند. این مردم میبینند که در نظام دینی هم دقیقا مثل یک نظام سکولار و لاییک، برای رسیدن به قدرت، دست به هر کاری میزنند و اصلا هم نگران سیل و زلزله و عذاب الهی نیستند. با این فرق که در جوامع سکولار، اخلاقیاتی وجود دارد که تجاوز مسوولان از آن، اعتراض مردم و احتمالا برکناری آن مسوولان را در پی دارد. آنجا دروغ و سوءاستفاده از قدرت، از بدترین جرمهایی است که قابل گذشت نیست اما در جامعه دینی ما حتی شنیدن دروغ و خبر اختلاس هم دیگر موجب تعجب مردم نمیشود! آنجا هدف،سعادت دنیوی است پس مخالف هرچیزی هستند که مانع این سعادت باشد. اینجا هدف، سعادت اخروی و بهشتی کردن مردم است اما مسوولان کشور به بهانه اختلافات سیاسی یا رقابت انتخاباتی یا پیروزی در مناظره و یا حمایت از جناح و قبیله، به راحتی دروغ میگویند و تهمت میزنند، فردا هم پشتسر هم نماز میخوانند. انگار نه انگار که دیروز یکدیگر را به انواع گناهان متهم میکردند. نتیجه چنین رفتاری در گذر زمان، نه تنها دنیای مردم که حتی ایمان و اعتقاد اخروی آنها را هم نابود میکند.
اینکه امروز نامزد اصولگرا به نامزد اعتدالی و اصلاحطلب میگوید دزد و فردا نماز را به امامتش میخواند؛ یا اینکه اصلاحطلب به اصولگرا میگوید "دولت نظامی" و فردا سپاه را نیروی محبوب و مردمی میداند؛ اینرا چطور میشود توجیه کرد؟ جز اینکه هدف، وسیله را توجیه میکند؟ گاهی برای رسیدن به قدرت، گاهی هم برای حفظ قدرت. آنهم از سوی کسانی که مدعی پیروی از امام معصومی هستند که قدرت برایش هیچ ارزشی نداشت و برای رسیدن به آن، هرگز حیله و نیرنگی بکار نبرد. وگرنه اگر ادعای دین نداشتیم و روحانی و مجتهد و مجتهدزاده نبودیم و مثل جوامع سکولار، صرفا دنیا برایمان مهم بود، هیچکدام این مسایل هم کمترین اهمیتی نداشتند.
ذائقه مردم را همین بزرگان تغییر دادهاند، وقتی ذائقه خودشان تغییر کرد و شبانهروز مشغول سبقت گرفتن از هم برای رسیدن به قدرت و ثروت شدند. (البته در هردو جناح انسانهای شریف و پاکدستی هستند ولی در اصل قضیه و کلیت ماجرا نقشی ندارند) طبعا از میان مردم عادی، آنها که دستشان میرسد سعی میکنند از ثروت عقب نمانند. بقیه هم در تلاش برای جبران این عقبماندگی در جهاتی دیگر.
در این میان، اساتید اخلاق و بزرگان دین و ائمهجمعه هم مشغولیات خاص خودشان را دارند. یکی درگیر این است که چرا فلان روزنامه به او گفته حجتالاسلام و نگفته آیتالله! دیگری مشغول اثبات تاثیر بدحجابی بر سیل و زلزله. دیگری حواسش به اجرا نشدن کنسرت در محدوده خراسان است. دیگری نگران بالا رفتن پای زنان ورزشکار؛ آنیکی مشغول خاطرهگویی از لحظه تولد رهبری! آندیگری همچنان درگیر بیسوادی مردم در تعیین سرنوشت خود. آنیکی نگران احترام مردم به فردوسی، آنیکی نگران تجمع مردم در مقبره کوروش، آنیکی نگران چهارشنبهسوری، آنیکی نگران عید نوروز...
در حاشیه همه این نگرانیها، گروهی با خیال راحت مشغول اختلاس و چاپیدن ملت و کسب رانت و امتیاز و مجوز واردات و صادرات و ... هستند. خمسشان را هم احتمالا سروقت دودستی تقدیم میکنند و مالشان را حلال. کارگران بیچاره هم که چندماه از حقوق و دستمزد محروم ماندهاند، ابتدا باتومی نوش جان میکنند تا اگر فردا حقوقشان واریز شد، قدرش را بیشتر بدانند.
من دلم فقط به حال ملتی میسوزد که مسوولان و بزرگانشان، نگران جهنمی شدن آنها هستند و مدام درگیرند که آیا وظیفه ما، هدایت مردم به سمت بهشت هست یا نه؟ اما کسی نگران بهشتی شدن خود مسوولان نیست. اگر جهنمی درکار باشد و اگر ما مردم بیچاره جایمان در آن جهنم باشد، قطعا گناهش گردن آنهایی است که در همه این سالها مشغول بازی کردن با ایمان و اعتقاداتمان بودند. بدا به حال این مردم بیچاره و مظلوم که بعد از مشاهده این همه دزدی و دروغ و ریا، قرار است صرفا بخاطر موی سر زنان و اندکی شادی و نشاط به جهنم بروند.
امید حسینی-آهستان