تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پند‌هاي حكيمانه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم

مولا اميرالمؤمنين علي عليه السلام:
الحِكمَةُ ضَالّةُ المؤمنِ، فاطْلُبوها و لَو عندَ المُشرِكِ تكونوا أحَقَّ بها و أهلَها.
حكمت، گمشده مؤمن است؛ پس آن را بجوييد گر چه نزد مشرك باشد زيرا كه شما بدان سزاوارتر و شايسته تريد.

و در سخن ديگري مي‌فرمايند:
الْحِكْمَةُ ضالَّةُ المُؤْمِنِ، فخُذِ الحِكْمَةَ و لَو مِن أهلِ النِّفاقِ .
حكمت، گمشده مؤمن است؛ پس، آن را، گر چه از منافقان، فرا بگير.



پند حكيمانه شماره 1:
.Do not argument and Criticism and insult and blame and gossip anyone.
با كسي جدل نكن، از كسي ايراد نگير، به كسي توهين نكن، كسي را سرزنش نكن و غيبت هيچ كس را هم انجام نده.


سخن حكيمانه شماره 2:
اگر موفق شديد به كسي خيانت كنيد آن شخص را احمق فرض نكنيد بلكه بدانيد او خيلي بيشتر از آنچه لياقت داشته‌ايد، به شما اعتماد كرده است.
باب مارلي
كريستيانو رونالدو:
فاصله بین هیچ و اندک، خیلی زیاد است.

برنده، گوش می دهد.بازنده، فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.
?امروز اسلام به دست ما سپرده شده است و از ما امانت داریش را می خواهند.

?اگر ما امروز به این گروه هایی که مخالف بااسلام هستند و بااسم اسلام پیش ما نفوذ دارند میکنند اگر امروز گول بخوریم از اینها خدای نخواسته دنبال اینها برویم امانتی که دست ما بوده است به آن خیانت کرده ایم.

صحیفه نور،جلد۱۲، صفحه۲۰۲
"نباید اجازه داد افراد طبقه پایین وقت جامعه را با کتاب تلف کنند"
از کتاب دنیای قشنگ نو
اين قدر به تاريكي لعنت نفرستيد
يك شمع روشن كنيد.
به نام خدا
(۱۸/آذر/۹۶ ۲۳:۰۲)amirak نوشته است: [ -> ]"نباید اجازه داد افراد طبقه پایین وقت جامعه را با کتاب تلف کنند"
از کتاب دنیای قشنگ نو
اینو متوجه نشدم!
یعنی افرادی که طبقه پایین در نظر داشته، کتاب می نویسن و نباید اجازه بدیم با این کار وقت مارو بگیرن؟ Huh
در کتاب فوق، بچه هایی (قرار است در آینده در جامعه کارگری کنند) را از همان ایتدا طوری شرطی می کنند که از کتاب خواندن متنفر شوند.

امروز هم متاسفانه با گوشی و تب لت و غیره کتاب خوانی بسیار کم شده.
روزی حضرت علی (علیه السلام) نزد اصحاب خود فرمودند:
من دلم خیلی بحال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.

اصحاب پرسیدند چطور ؟
مولا فرمودند:

آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود:

شما دو توهین به من کردید; اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید
و دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟

شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم.

آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند:

به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمانی محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند .

مواظب باشیم برای دو لقمه بیشتر؛ در این زمان علی فروشی نکنیم...
فقر ما را از قید موازین متعارف رفتار و اخلاق آسوده می سازد.
از کتاب آس و پاسها
(۲۳/آذر/۹۶ ۲۲:۳۱)amirak نوشته است: [ -> ]فقر ما را از قید موازین متعارف رفتار و اخلاق آسوده می سازد.
از کتاب آس و پاسها
سلام
منظورش این بوده؟ "فقر باعث می شه پایبند به موازین متعارف رفتار و اخلاق نباشیم".
اگر منظورش این بوده از "آسوده می سازد" استفاده نمی کرد!
به نظر شما منظورش این بوده؟ "فقر ما باعث می شه به موازین متعارف رفتار و اخلاق مقید نباشیم".
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع