تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: در چه صورت می توان کار افراد را به یک گروه تعمیم داد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
خیلی اوقات، برداشت ما از مسائل وابسته به پیشفرضهای ما میشه. بهش میگن "جهتگیری شناختی حمایت از انتخاب" یعنی ما تمایل داریم طوری نتیجه گیری کنیم که بر نظرات قبلیمون صحه بگذاره.

اینجاست که بحثهای مبنایی خیلی کاربرد پیدا می کنند. وقتی مبنا نباشه، بحثهای مصداقی تبدیل به جدلهای بی نتیجه میشن. مثل چیزی که در خیلی از تاپیکها داریم.
(۶/اسفند/۹۶ ۲۰:۰۰)سعدی نوشته است: [ -> ]پس معیار شما هم اینه که باید ببینیم اون عمل تروریستی در عقاید مخفی یا آشکار اون گروه جایز دونسته شده یا خیر.

این معیار گاهی ما رو به خطا می اندازه. همون طور که وقتی برخی افراد می خوان در مورد اسلام تحقیق کنند، حتی با وجود اینکه به منابع اصلی مثل قرآن رجوع می کنند به نتایج نادرستی می رسند، چون به ظاهر متون دینی و برداشتهای شخصی از اون تکیه می کنند.

برای رفع این مشکل، دیدگاه نوین گرامی پیشنهاد فرمودند که به سراغ علمای اون مذاهب بریم و نظر اونها رو بمرسیم. این هم می تونه ما رو به نتایج خیلی خوشبینانه برسونه چون ممکنه اون افراد بخواهند بعضی اعتقادات رو سانسور کنند و یک تصویر روتوش شده از عقایدشون ارائه کنند.

شاید راه حل، مراجعه همزمان به منابع موافق و مخالف باشه. اما این کار از طرفی زمان بره و از طرف دیگه ممکنه ما به دلایلی، از مراجعه به منابع موافق یا مخالف منع شده باشیم و نتونیم دو طرف رو به درستی ببینیم.

راه سریعتر، مراجعه به کسانیه که موضوع رو تحلیل کرده اند و در قالب مقالات کوتاه در نشریات و سایتها ارائه داده اند. اما از کجا بدونیم که اون افراد شیوه صحیح تحقیق و معیارهای درست رو رعایت کرده اند؟

دو معیار هم در صفحه قبل از طرف جناب عبدالرحمن پیشنهاد شد.
به طور خلاصه، پیشنهادشون این بود که اگر موارد خشنی در گذشته وجود داشت که توسط این گروه محکوم نشده بود، یا اگر در محکوم کردن این کار قصدی برای بهتر نشان دادن وجهه گروه در افکار عمومی وجود داشت، اعلام برائت رو از اونها نپذیریم.

مشکل اینه که اگر فرضا همون فرد اروپایی بخواد با این معیار اسلام رو بسنجه، به اشتباه می افته. چون از طرفی ممکنه برخی موارد تاریخی رو ببینید که خیلی از دوستان به طور واضح حاضر به محکوم کردن اونها نیستند. از سوی دیگر، به هر حال دیدگاه عمومی برای هر گروهی اهمیت داره. ما از طرفی از صمیم قلبمون با حنایات داعش مخالفیم و از سوی دیگر، واقعا دوست هم نواریم که این جنایات به پای ما نوشته بشه و باعث بدنامی ما بشه. این دو با هم منافاتی ندارند.


سعدی عزیز
همه راه ها معایب و مزایایی دارند اما سوال اینجاست :
آیا لزومی داره که ما نسبت به تمام تفکرات، عقاید، اشخاص ، گروه ها و ... قضاوتی داشته باشیم ؟!!! آیا کسی ما رو مجبور به قضاوت پیرامون افراد و گروه ها کرده ؟!!! آیا همه افراد جامعه در موقعیتی اند که لزوما باید در مورد فلان فرقه قضاوتی داشته باشند ؟!!!


چه مشکلی دارد که ما تنها اون تفکرات و افرادی رو که شناخت شون برامون ضروری است و در زندگی مون تاثیر گذار است رو از طریق راه صحیح شناخت که همونطور که گفتید مراجعه همزمان به منابع و علمای مخالف و موافق هست، بشناسیم و در مورد سایر گروه ها و شخصیت ها قضاوتی نداشته باشیم ؟!!!


مثلا از من بپرسند شما در مورد آیین مزدکیان چه قضاوتی دارید؟ میگم که صرفا یکسری کلیات در موردش میدونم اما قضاوتی در موردش ندارم . اینطوری دیگه زمان هم نمیبره.
همینطور در مورد تمام اشخاصی که تو زندگیم هستند، همسایه ، فامیل ، همکلاسی ، استاد و ... فقط اونهایی رو که واقعا شناخت دارم در موردشون قضاوت هایی میتونم بکنم و در مورد بقیه افراد صرفا یکسری ظواهر رو میدونم و میگم در موردشون قضاوتی ندارم.


دقیقا چرا ما باید در مورد همه قضاوت کنیم ؟!!!
دقیقا همینطوره دیدگاه گرامی. احادیث و توصیه های اخلاقی داریم که نظر شما رو تایید و توصیه می کنند.

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): يا أ باذر! إ ذا سُئِلْتَ عَنْ عِلمٍ لا تَعْلَمُهُ فَقُلْ: لا أ عْلَمُهُ، تَنْجُ مِنْ تَبِعَتِهِ، وَلاتُفْتِ بِما لا عِلْمَ لَكَ بِهِ، تَنْجُ مِنْ عَذابِ اللّهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ .( بحارالأنوار ج : 74 ص : 78)
«... اي ابوذر! وقتي از چيزي سؤ ال شد كه نمي داني، بگو: «نمي دانم». كه هم از پيامدهاي ناجور آنچه نمي داني نجات يابي، و هم از عذاب خداوند در قيامت!...»

http://akhlagh.porsemani.ir/content/ار...استاد
(۱۳/اسفند/۹۶ ۲۲:۵۸)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]دقیقا چرا ما باید در مورد همه قضاوت کنیم ؟!!!

خوب مجبوریم

ببین الان میشنویی یه جا یه نفر با یه اتوبوس چند نفر رو زیر گرفته

قبل از همه چیز باید ببینیم کاری که انجام شده (حق ) بوده یا (باطل) .

هر نظر و حرف و ... همه بعد تعیین حق و باطل معنی پیدا میکنه .

(وقتی میبینی یه سری آدم هستند که زیاد دوست ندارن حق و باطل روشن بشه ، حتی اگه ظاهر کاملا مذهبی دارند ، تازه میفهمی روشن شدن حق و باطل چه قدر مهمه )
(۱۴/اسفند/۹۶ ۳:۰۱)عمار94 نوشته است: [ -> ]ببین الان میشنویی یه جا یه نفر با یه اتوبوس چند نفر رو زیر گرفته

یا مثلا می شنویم یه وانت چند نفرو زیر گرفته ! تازه چند بار هم از روشون رد شده !
آقا عمار
زیر گرفتن مردم که مشخصه یه کار باطله. فقط بحث بر سر اینه که مقصر این کار چه کسیه.

خانم پارمیس
اون موردی که فرمودید هم نیاز به بررسی داره. چه بسا ممکنه فردی سر خود یا حتی با هدف بدنام کردن یک گروه به چنین کاری دست بزنه.

(۱۴/اسفند/۹۶ ۳:۰۱)عمار94 نوشته است: [ -> ]خوب مجبوریم
اگر مجبور به قضاوت باشیم، باید قبل از قضاوت خوب تحقیق کنیم.
(۱۲/اسفند/۹۶ ۲۲:۴۸)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام عبدالرحمن گرامی
پس نظر شما اینه که یک مسلمان نمی تونه مسلمانان دیگر را به قتل برسونه. پس اگر فردی مسلمانان رو به قتل رسوند، نمی تونه مسلمان باشه.

درستی یا نادرستی این قاعده بستگی داره به اینکه منظور ما از مسلمان چی باشه. اگر منظور ما از مسلمان کسانی باشند که اصول دین را قبول دارند و قرآن را کتابی الهی می دانند، این قاعده شما مثالهای نقض زیادی پیدا می کنه. خیلی ها هستند که با وجود هم دین بودن، به دلایلی مثل تفاوت در جزئیات اعتقادات یا حتی یک اختلاف سیاسی و جناحی با هم دشمن میشن.

برای رفع این مسئله، گاهی تعریف "دیندار واقعی" مطرح میشه یعنی کسی که علاوه بر اعتقاد، به آموزه های مذهبش هم پایبنده. بر این اساس، اگر آموزه های مذهب با تروریسم مخالف باشه، فردی که چنین کاری انجام داده رو مذهبی واقعی به حساب نمیاریم.

به این صورت می رسیم به همون معیاری که در ابتدا اشاره شد. یعنی باید ببینیم آیا اون مذهب، کاری که انجام شده رو جایز می دونه یا خیر.

اون مطلب اینه


فرق بین اینه که من چی میخوام (انسان گرایی) یا اینکه خدا چی میخواد (خدا گرایی)

وقتی انسان گرایی حاکم بشه دیگه فرقی نمیکنه درویش باشه یا وهابی یا هرچیزی

و طبیعتاً مسلمان با اسلام فرق داره

من به عنوان مسلمان (امیدوارم باشم) الگو دارم از ابتدا تا همین الان

شما هم الگوهای تمامی این مکاتب رو بیارید وسط

نتیجه مشخصه
به نظر بنده راه و طریق و سبک زندگی یا الهی ( صراط مستقیم) هست یا شیطانی ( چون راه فقط یکی هست پس بقیه راه گمراهی هست).
اگر غیر این فکر میکنید دلیل بیارید .
و اینکه دلیل تبعیت کردن از این مدل سبک زندگی به کجا میرسه؟
حدیث داریم در مورد هفتاد و دو فرقه شدن مسلمانان و ظلالت . چرا باید تایید کنیم یا حتی بگیم نمی‌دونیم ؟ ...

(۱۴/اسفند/۹۶ ۱۰:۳۰)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]اون مطلب اینه


فرق بین اینه که من چی میخوام (انسان گرایی) یا اینکه خدا چی میخواد (خدا گرایی)

وقتی انسان گرایی حاکم بشه دیگه فرقی نمیکنه درویش باشه یا وهابی یا هرچیزی

و طبیعتاً مسلمان با اسلام فرق داره

من به عنوان مسلمان (امیدوارم باشم) الگو دارم از ابتدا تا همین الان

شما هم الگوهای تمامی این مکاتب رو بیارید وسط

نتیجه مشخصه
بله الگو و تبعیت خیلی مشخص کننده است در سبک زندگی و معنویت و ...
سلام
دقت کنید بحث بر سر درستی اعتقادات نیست. بحث سر اینه که چه کسی رو میشه در یک حادثه تروریستی مقصر دونست.
(۱۴/اسفند/۹۶ ۱۶:۱۳)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
دقت کنید بحث بر سر درستی اعتقادات نیست. بحث سر اینه که چه کسی رو میشه در یک حادثه تروریستی مقصر دونست.


همونطور که گفتم

باید بپرسی که چه تفکری

چه سبک زندگی

اون شخص شخص جاهل و البته قاتلیه

باید دید تفکرش چیه

سر اون هرم چیه

و سر اون هرم چه زیر شاخه هایی داره

دونه های یه پازل

بچینش کنار هم
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع