تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نقش سینمای ھالیوود در اقتصاد آمریکا و مقایسه آن باسینمای ایر
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
مقدمه
شاید در نگاه اول قرابت آنچنانی میان سینما و اقتصاد وجود نداشته باشد اما با ورود تکنولوژی به عرصه فرھنگ و ھنر
و شکل گیری مقوله «صنعت فرھنک»بحث ارتباط اقتصاد و سینما از دو منظر مثبت و منفی از طریق حوزه ھای جامعه
شناختی ،فلسفه و ارتباطات مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
تابلو برجسته
والتر بنیامین فیلسوف مشھور چپ آلمانی معتقد بود:با تکثیر آثار ھنری ،این آثار منش اصلی یعنی قداست و تجلی
خاص خویش را از کف دادند.ولی آدورنو با تذکربه بنیامین یادآور می شودکه این ھمگانی شدن ھنر فقط یک معنا
دارد،ھنر تابع قانون بازار می شود .(آدورنو،43)
ماکس ھورکھایمر و تئودور آدورنو حضور تکنولوژی در عرصه ھنر را موجب از بین رفتن اصالت اثر ھنری می دانستند وجمله معروف آدورنو نیز موئد ھمین نکته می باشد که اعضای خانواده اکنون با گرامافون به موسیقی گوش می دھند
به جای آنکه خودشان بنوازند .(ھمان،44)
ولی امروزه حراج ھای میلیاردی آثار ھنری،موضوع معیشت ھنرمندان و ارتباط تنگاتنگ تبلیغات و سرمایه داری ضرورت بیشتری را در ارتباط ھنر و اقتصاد موجب گردیده است .البته تفکر چپ انتقادی شآن و استقلال برای ھنر قائلند و
اساسا ارتباط ھنر با پول و بازار را موجب به ابتذال کشیده شدن ھنر می دانند ولی در جامعه لیبرال سرمایه داری
ھنر نیز مانند سایر حوزه ھای زندگی بشر ارتباط تنگاتنگی با سرمایه داری دارد و از یک طرف ھنر برای ادامه حیات
نیاز به حمایت بنگاه ھای اقتصادی دارد و از طرف دیگر جامعه سرمایه داری در امر تبایغات و درآمد بیشتر به ھنر و
ھنرمندان به عنوان یک ابزار نگاه می کند.
در آمریکا بخش عظیمی از درآمدھای خود را از بخش ھنر و فرھنگ به دست می آورند .مد،تبلیغات و فیلم سازی از
جمله حوزه ھای پردرآمد بخش ھنر و فرھنگ می باشند.
بھر صورت میان این دو نوع نگرش تفریطی و افراطی شاید بتوان با قائل شدن یک نگاه اعتدال گونه این مقوله را
منطقی و اصولی مورد بحث و بررسی قرار دارد .یعنی اینکه می شود برخلاف چپ ھا کاملا به مقوله اقتصاد و ھنر
بصورت منفی نگاه نکرد و یا اینکه ھمچون لیبرال سرمایه داری آنقدر ابزارگونه به ھنر نگاه نکنیم که موجب ابتذال آن
گردیم .شکی نیست که جامعه ھنری بویژه سینما به عنوان ھنر مورد بحث در این مقاله برای ادامه حیات خود نیاز به
فعالیت اقتصادی و توجه به این مھم دارد .اما سینما چگونه به این مقوله وارد می شود؟و کارکرد سینما در اقتصاد و
نقش اقتصاد در سینما چیست؟
این موارد بصورت خلاصه در ادامه مورد بحث قرار خواھیم داد اما نکته جالب در مورد سینما آن است که این ھنر
به عنوان یک ھنر نمایشی در ھمه جوامع بویژه آمریکا علاوه بر کارکردھای ساختاری در بخش محتوا نیز توجیحات
اقتصادی و مادی را نیز در خود دارد و بسیاری از فیلم ھای آمریکایی تاکنون صرفا پردازش اقتصادی و یا راه حلی
اقتصادی برای وضعیت کشور بوده اند.
ما اوج این وضعیت و این گونه از کارکرد سینما را در سینمای آمریکا «ھالیوود» می بینیم ،اما قبل از ھر چیز ھالیوود
چیست؟
ھالیوود چیست؟
ھالیوود (wood-holly)ناحیه ای در لس آنجلس (کالیفرنیا)آمریکاست که در شمال غربی مرکز شھر واقع شده است .
شھرت ھالیوود به خاطر استودیوھای فیلم سازی آن است و واژه ھالیوود اغلب به عنوان کنایه ای برای صنعت سینما
و تلویزیون به کار برده می شود .امروزه بسیاری از صنعت ھای فیلم سازی در مناطقی ھمانند «بریانک» و «وست
ساید»پراکنده شده اند .ولی صنایع فرعی مھم ھمانند تدوین ،جلوه ھای وسایل فیلم ،پیش تولید و کمپانی ھای
نوری در ھالیوود باقی مانده اند .

بسیاری از سالن ھای تئاتر تاریخی ھالیوود برای صحنه ھای کنسرت ھا و تئاترھای مھم و میزبانی مراسم آکادمی
اسکار بکار می روند .ھالیوود مقصد مشھوری برای زندگانی ھای شبانه و توریست ھا و خانه ای برای کسانی که
قدم بر شھرت می گذارنده است .(مک لوھان،45)
ھالیوود اگرچه رسانه اصلی جامعه آمریکا محسوب می شود و کاراکترھای آن توجیحی برای سیاست ھای سلطه
جویانه غرب می باشند اما خود دارای رسانه ھای فراوان دیگری است که در خدمت او ھستند ،شاید بشود گفت
«ھالیوود رسانه آمریکاست و آمریکا رسانه ھالییود»
ھالیوود در تمام بحران ھا و اتفاقات به داد جامعه آمریکا رسیده است ھر گاه بحرانی اتفاق افتاده است حال سیاسی
یا اقتصادی ھالیوود وارد گود شده است و به توجیح سیاست ھای آمریکا پرداخته است بویژه در قضیه جنگ آمریکا
علیه به اصطلاح «تروریسم»، ھالیوود با ساخت بی نھایت فیلم ھای میلیاردی به تبیین و تشریح و توجیح سیاست
ھای آمریکا پرداختند.ھم چنین در بحران اخیر مالی که دامن آمریکا و اکثر کشورھای غربی را گرفته بود ھالیوود از یک
طرف با ساخت فیلم ھایی پیرامون ھمین موضوع سعی در وارونه جلوه دادن حقایق داشت و از طرف دیگر کمک نمود
تا سیاست مداران آمریکایی را به عنوان عامل شکل گیری این بحران تبرئه نماید و از طرف دیگر خود عامل درآمدزایی
بالا برای اقتصاد آمریکا باشد.بطور مثال در تابستان سال 2011 به رغم کاھش شدید اقتصادی آمریکا و افزایش نرخ
بیکاری فروش تابستانی تا اواسط آگوست 3/8 میلیارد بود و تعداد تماشاگران سینما نسبت به سال گذشته 2/8
افزایش یافته است.(ویژه نامه جنگ نرم)
ھالیوود یک پدیده اجتماعی ،فرھنگی و صنعتی است و بزرگ ترین و تاثیرگذارترین مرکز تولید فرھنگی جھان در یک
قرن گذشته بوده است .اما پیش از ھر چیز ھالیوود شکلی از تولید صنعتی محصولات فرھنگی است وبه قول ادوارد
جی اپستاین نویسنده کتاب «اقتصاد دان ھالیوودی :واقعیت مالی پنھان در فیلم»،ھالیوود یک ماشین پول سازی
است ،اما این ماشین پول سازی چگونه کار می کند .اپستاین می گوید :که تا سال 1948 استودیوھای ھالیوودی
تنھا یک منبع درآمد گیشه سینما بود ،اما با فراگیری تلویزیون ،استودیوھای ھالیوودی مجبور شدند راه ھای جدیدی
را برای درآمدزایی پیدا کنند .روش جدید آن ھا تمرکز بر بازسرگرمی ھای خانگی بود .تا سال 2003 درآمدھای
استودیوھای ھالیوودی از بازار سرگرمی خانگی،تلویزیون،ویدئو بازیھای رایانه ای و دی وی دی ،پنج برابر بیشتر از
فروش فیلم ھا در گیشه بود.(اپستاین،98)
در اقتصاد جدید صنعت سرگرمی نه تنھا فروش گیشه ای فیلم ھا سھم کمتری در درآمدھا دارد، بلکه با توجه به
رشد فزاینده ھزینه ھای بازاریابی فیلم ھا برای اکران سینمایی ،سود ناشی از فروش فیلم ھا به شدت کاھش یافته
است و حتی در برخی موارد به صفر رسیده استوھم اکنون تقریبا تمام درآمد استودیوھای ھالیوودی از فروش
محصولات خانگی (مانند دی وی دی فیلم ھا) و پخش تلویزیونی تولیدات شان است.
این امر موجب شده است که استودیوھا و شرکت ھای فیلم سازی بتوانند محصولات خود را حتی به آدم ھایی که
اھل سینما رفتن نیستند بفروشند و این در واقع ھمان حقوق مادی و معنوی فیلم ھا و سریال ھای تلویزیونی است
که تولید کرده اند.با فروش این حقوق از طریق رسانه ھای مختلف تولید استودیوھا حتی از فیلم ھایی که چندین
دھه پیش تولید شده اند ھم درآمدزایی دارند.
مثلا استودیو شرکت تایم وارنر (شرکت مادی استودیو فیلم سازی برادران وارنر )را در نظر بگیرید .این شرکت بیش از
45 ھزار ساعت فیلم،کارتون وبرنامه تلویزیونی تولید کرده است این برنامه ھا به بیش از 40 زبان دنیا دوبله شده و یا
با زیرنویس فروخته شده اند و در بیش از 175 کشور جھان از طریق شبکه ھای تلویزیونی ،ماھواره ای ،کابلی
و...پخش می شوند.این محصولات معمولا با روش «یا ھمه یا ھیچ»که مطابق قوانین ضد انحصاری آمریکا در این
ممنوع است فروخته می شوند.در این روش محصولات در بسته ای که شامل یک یا چند فیلم پرطرفدار و تعدادی
فیلم کم طرفدار و یا ارزان قیمت است فروخته می شوند .در واقع با این شیوه فیلم ھایی که در شرایط عادی شانس
چندانی برای فروخته شدن ندارند به شکلی اجباری به مشتریان ارایه می شوند که خود موجب افزایش سود شرکت
ھا می شوند.
بر اساس اعلام شرکت برادران وارنر در سال 2009 فقط برنامه ھای تلویزیونی که به این شکل فروخته شده اند بیش
از 2 میلیارد سود برای این شرکت در بر داشته اند.چنین درآمدی ،حتی با کسر ھزینه ھای جانبی و حقوق کارکنان به
راحتی می تواند ھزینه فیلم ھای جدید یک شرکت را تامین کند.
و البته استودیوھا درآمد ھنگفتی را از طریق فروش و کرایه dvd ھا نصیب شرکت ھا می کنند اگرچه فروش dvd و
مجموعه ھای تلویزیونی طی سال ھای اخیر اندکی کاھش یافته اند. اما یک روش جدید برای درآمدزایی در حال
ظھور است . حقوق دیجیتالی برای پخش اینترنتی با این که در شرایط فعلی این روش درآمد اندکی را نصیب استودیو
ھا می کند اما با افزایش استفاده از تلفن ھای ھمراه ھوشمند ،نت بوک ھا –تبلت ھا ،کنسول ھای بازی و دیگر
ابزارھای دیجیتال مشابه در بلند مدت پیش بینی می شود که درآمدھای پخش اینترنتی به شکل نجومی افزایش
یابد.
اپستاین می گوید :نبوغ ھالیوود در این جاست که این مساله را که مخاطبان فیلم ھا خیال را به واقعیت ترجیح می
دھند به خوبی درک کرده است و ھمین موضوع است که ذات تجارت فیلم و محصولات را شکل می دھد.
اپستاین که در سال 2000 نیز کتاب «فیلم ھای بزرگ:پول و قدرت در ھالیوود» را منتشر کرده است ،در مورد یکی از
روش ھای دیگر درآمدزایی شرکت ھای بزرگ فیلم سازی می گوید:
«امروزه فیلم ھا با استفاده از یک فایل دیجیتالی به شکل دیجیتالی به نمایش در می آیند .اما شرکت ھای فیلم
سازی استودیوھا و شرکت ھای توزیع فیلم ھمچنان برای پخش دیجیتالی پول دریافت می کنند.آن ھا این مسئله را
به شکل عمومی مطرح نمی کنند .آن ھا برای آنچه کپی دیجیتالی می خوانند پول می گیرند آن ھم در صورتی که
یک کپی دیجیتالی فقط 50 دلار ھزینه دارد .بنابر این یک تقلب بزرگ در جریان است و آن ھا برای چیزی پول می گیرند
که وجود ندارد.
آمار فروش فیلم ھا
روزنامه ھا و وب سایت ھای اینترنتی مختلف در دوره ھای زمانی مختلف(ھفتگی یا ماھانه) آمار فروش فیلم ھا را
اعلام می کنند .اما این آمار چه معنایی دارد .آیا مثلا اگر فروش ھفتگی فیلم شرکت الف 100 میلیون دلار بود به این
معنی است که این شرکت 100 میلیون دلار درآمد داشته است ؟در واقع این طور نیست بلکه در آمریکا حدود 40 تا
50 درصد این درآمد به سینماھای نمایش دھنده می رسد و در دیگر نقاط جھان این درصد حتی از این ھم بیشتر
است با افزایش بی سابقه ھزینه ھای تبلیغات و بازاریابی فیلم ھا که در برخی موارد برابر 50 درصد ھزینه ھای تولید
فیلم است سود شرکت ھای فیلم سازی به شدت کاھش یافته است و حتی در بسیاری موارد تولید و نمایش فیلم
ھا زیان ده شده است .(طباطبایی،214)
به طور کلی در آمریکا 40 ھزار سالن نمایش فیلم در 7 ھزار مجموعه سینمایی وجود دارد .صنعت سینمای این کشور
حدود 2 میلیون و پانصد ھزار شغل ایجاد کرده است و حقوق سالیانه کارکنان این صنعت حدود 41/1 میلیارد دلار است
.جالب است که بیش از ھفتاد درصد صادرات آمریکا از طریق کالاھای فرھنگی صورت میگیرد و البته با اتفاقاتی که در
فن آوری ھای جھانی ایجاد شده است ،سیطره و ھژمونی آمریکا در جھان بیشتر از طریق فرھنگی می باشد و مھم
تر اینکه این نوع از سلطه پایدارتر و قوی تر می باشد .این نوع صادرات کالا علاوه بر درآمد مستیقیمی که از فروش
شان عاید کشور صادر کننده می شود موجب تغییرات ساختاری و فرھنگی در کشور مقصد می گردند و به اصطلاح
استحاله فرھنگی ایجاد می نمایند.(ھمان،162)
یک فیلم می تواند علاوه بر فروش خود بانی تبلیغ برای نوع خاصی از پوشش و یا یک کالای جدید برای کشور مقصد
باشد و حتی امروزه با تمرکز قدرت ھای بزرگ بر موضوع فوتبال از قابلیت ھای آن در جھت منافع اقتصادی استفاده
می نمایند
نفوذ ھالیوود در کشورھای دیگر فرھنگ و تمدن آن کشورھا را نیز در معرض نابودی قرار داده است .ھالیوود مبلغ
کوکاکولا،محصولات فورد و مک دونالد می باشد.
منھای این نقش ان چنانکه پیشتر اشاره شد خود درآمد ناشی از فروش مستقیم محصولات فرھنگی غرب نیز رقم
بسیار بالایی است بگونه ای که گفته می شود درآمد ناشی از فروش فیلم سیصد به کارگردانی مک اسنایدر که
تحریف تاریخ ودر جھت ایران ھراسی و اھانت به فرھنگ و تمدن ایرانیان بود فروشی بیش از درآمد ناخالص ملی
کشورمان در یک سال داشت.


بھر حال راجع به ھالیوود و کارکردھای اقتصادی آن می توان زیاد گفت و نوشت اما شاید برای روشن شدن بھتر این
موضوع بد نباشد مقایسه ای داشته باشیم میان ھالیوود و سینمای سایر کشورھا بویژه کشور خودمان ایران.
اما در اینجا آمار کوتاھی از درآمد بازیکنان را به عنوان نمونه تقدیم می کنیم:
در گزارش نشریه فوربس در سال 2011 آمده است : دستمزد ستاره ھای ھالیوود ھیچ وقت قاعده مشخصی نداشته
است و این که بخواھید میزان دستمزد یک بازیگر را با استعداد و توانایی حقیقی او مقایسه کنید جای بحث دارد.
در سال 2011»شاتر آیلند» و «آغاز»(تلقین) با بازی دی کاپریو روی ھم بیش از 1/2 میلیارد دلار در دنیا فروختند و
باعث شدند درآمد این بازیگر به 77 دلار برسد.
از سوی دیگر جانی دپ با 50 میلیون دلار و اسمیت با 36 میلیون دلار وضع بدی نداشتند، حتی تام ھنکس بازیگر
پیش کسوت ھالیوود که فیلم جدید او«لری کراون» در گیشه ھای فروش خیلی موفق نبود،درآمد معقولی داشت.
درآمد ھنکس در مقایسه با دی کاپریو ناچیز به نظر می رسد،اما 35 میلیون دلار او باز 5 میلیون دلار بیشتر از درآمد
آنجلینا جولی و سارا جسیکا پارکر است که ماه پیش به اتفاق صدرنشین فھرست پردرآمدترین بازیگران زن ھالیوود
شدند.
این رقم ھا را دقیق شویم متوجه فاصله این درآمدھا حتی با پر درآمدترین شغل ھا در کشورھای فقیر می شویم.
بعد از دی کاپریو ،جانی دپ با 50 میلیون دلار ،ادام سندلر با 40 میلیون دلار سوم و ویل اسمیت با 39 میلیون دلار در
رتبه چھارم قرار دارد.این قراردادھا از قراردادھای نجومی ستارگان فوتبال نیز بیشتر است. بھر حال این موارد صرفا
جھت نمونه بود تا روشن شود فیلم و سینمایی که درآمد بازیکنانش در این حد باشد چه بودجه ھای ھنگفتی را در
پشت سر خود دارد.
ھالیوود و سینمای جھان
کل سرمایه گذاری سینما در جھان در سال 2004، 22 میلیارد و 601 میلیون دلار بوده است که ھمین حدود نیز از
اکران به سینما بازگشته است بنابراین سود اصلی سینما در جھان از نمایش ھای خانگی و تلویزیونی حاصل می
شود.
قیمت تمام شده یک فیلم به طور متوسط در آمریکا 22میلیون دلاراست و در ھند 120 میلیون تومان است .بنابراین
ھندیھا با115میلیون دلار در سال 926فیلم می سازند.البته از این تعداد حدودا 100 فیلم مطرح و از میان آنھا فقط 20
فیلم برتر وجود دارد و سطح بقیه نازل است.
در ایران قیمت تمام شده ھر فیلم به طور متوسط 250 میلیون است .در ایران ھر سال 50 تا 70 فیلم ساخته می
شود .
از نظر درآمد سالن نیز آمار جالبی وجود دارد و تفاوت کشورھای بزرگ عرصه فرھنگ با کشورھای کوچک به وضوح
نشان داده می شود .در آمریکا 10 میلیارد،در ژاپن 2 میلیارد، در انگلیس و فرانسه 1 میلیارد و ھند 700 میلیون دلار
درآمد دارد.پس با این اختلاف فاحش طبیعی است که آمریکا با سینمای ھالیوود خود نفوذ گسترده ای در جھان
داشته باشد.
ھمین درآمد و البته اھمیتی که مردم برای سینما قائلند موجب شده است طی سا ل ھای اخیر تعداد سالن سینما
در آمریکا از 26 ھزار به 36، فرانسه از 4300 به 5300 ،در آلمان از 3700 به 4800 ،اسپانیا 1800 به 4300،ژاپن 1700
به 3800 ،کره 629 به 1400،ترکیه 410 به 1030 و در ایران قبل از انقلاب 500 سالن وجود داشت که اکنون 300 سالن
باقی مانده است که از این تعداد فقط 220 مورد فعال است و این تقلیل ظرفیت سینمای ما به 1/4 قبل رسیده است.
کل درآمد ما از سینما در ایران در سال ھای اخیر حداکثر 20 میلیارد تومان است که از این مقدار 50 درصد سھم
سینماھا و 35 درصد الی 40 درصد درآمد تولید کننده و 10 تا 15 درصد ھم ھزینه اکران مثل تبلیغ است . یعنی یک
ھزارم درآمد کل سینما در جھان از آن ایران است . و این آمارھا ھرگز نمی تواند رضایت بخش باشد .(ھمان،69(
حالا شما به این وضعیت اسف بار تعطیلی سالن ھای سینما در کشور را اضافه نمایید. متاسفانه مثل قارچ در کشور
تالارھای عروسی و مجتمع ھای تفریحی خالی از فضاھای فرھنگی رشد می کند ولی سالن ھای سینما بنا به علت ھای مختلف پشت سر ھم تعطیل می شوند. کمبود مخاطب مشکل اصلی سینمای ماست و آن نیز به علت ضعف محتوایی و ساختاری در سینمای ماست .بحران کپی رایت و تکثیر خیابانی نیز مزید بر علت گردیده اند. شعارھا و سیاست ھای فراوانی جھت نجات وضعیت سینما طی این سالھا داده شده است اما تاکنون ھیچ کدام کار ساز نبوده است. کسادی بازار سینما به ساختار و محتوای فیلم ھا نیز سرایت کرده است و طی سال ھای اخیر ماحصل سینمای ما انگشت شمار فیلم ھای خوب بوده است و مابقی مجموعه ای است از فیلم ھای به ظاھر طنز و آکنده از لودگی است که به صرف حضور چند چھره ی کلیشه ای توقع جذب مخاطب را داریم. این در حالی است که سینمای ما دارای جایگاه و اعتبار بسیار بالایی است و تاکنون برخلاف سایر ھنرھا توانسته است در عرصه جانی بدرخشد و چھره ھای مطرحی را به سینمای جھان معرفی نماید .ھمین امسال بود که در مراسم جھانی اسکار فیلم «جدایی نادر از سیمین» توانست اسکار بخش بھترین فیلم خارجی را از آن خود کند و حالا اصغر فرھادی به عنوان کارگردانی جھانی مطرح می باشد .البته قبل از فرھادی عباس کیارستمی،محسن مخملبلف ،جعفر پناھی و... به عنوان چھره ھای جھانی شناخته می شوند. زمانی سوزان سانتاگ گفته بود:من اصلا ادبیات شما را نمی شناسم اما از آنجا که سینمای شما خوب است،شک ندارم که ادبیات تان ھم خوب است . ولی متاسفانه در حال حاضر سینمای ما اصلا وضعیت خوبی ندارد و دخل و خرج آن با ھم جور نمی شود و نه تنھا کمکی به اقتصاد کشور نمی کند که خود محتاج یاری و حمایت بخش دولتی می باشد و جالب آنکه نمی توان دورنمایی روشنی نیز برای آن متصور شد . اما شاید بد نباشد در پایان آسیب شناسی کوتاھی در مورد مشکلات سینمای ایران داشته باشیم و ببینیم ریشه این مشکلات و نارسایی ھا در کجاست .شاید اولین و تاثیرگذارترین موضوعی که به ذھن متبادر می شود آمد و رفت مدیران سینمایی در کشور است و مدیر تا اینکه بیاید و برنامه ھای خود را پیاده نماید متوجه می شود موعد رفتن است .نکته دیگر این است که بیشتر مدیران سینمایی ما غیر سینمایی ھستند و بدرستی دغدغه ی سینمای ما را نمی دانند. اما یکی دیگر از مشکلات سینمای ما عدم مشروعیت این سینما می باشد .این سینما مطابق با موازین و اعتقادات مردم نیست و ھنوز ھم ساختار سینمای ما نسبت به قبل از انقلاب تغییر چندانی نکرده است و حتی بسیاری از ھمان چھره ھا ھنوز در سینما حضور دارند. و البته بیشمار موارد دیگر را می توان به عنوان مشکل نام برد ولی راه حل برای گریز از این مشکلات چیست ؟که در این میان می توان موارد زیر را به عنوان راه حل برای نجات سینمای ایران توصیه نمود: اول اینکه باید در تولید چه در بخش ھای فنی و چه موضوع به سطح استاندار برسیم و سعی کنیم از ابتذال دوری گزینیم متاسفانه دیده می شود گاھی برای بالا بردن آمارھا به ساخت و تولید ھر نوع فیلمی مبادرت می ورزیم. اما مشکل بزرگ و زیربنایی سینمای ما کمبود سالن ھای سینما می باشد در آمارھای قبلی که ارایه گردید این معضل تا حدی اشاره شد ولی باید دانست که این مشکل تا مادامی که پابرجاست برنامه ریزی در سایر بخش ھا چندان منطقی نیست در بسیاری از شھرستانھای ما حتی یک سالن کوچک سینما نیز موجود نمی باشد. و البته راه حل سوم و موثر این است که تولید مشترک و پخش جھانی را جدی بگیریم . متاسفانه در کشور ما ھر گونه موفقیتی در عرصه جھانی بد تعبیر می شود و ما آن را به توھم توطئه نسبت می دھیم ما ھنوز نتوانسته ایم تکلیف خود را با سینمای جھان مشخص نماییم.موفقیت در عرصه جھانی ھنر ھرگز نمی تواند از شان و اعتبار اثر ھنری بکاھد بلکه برعکس به تقویت سینما می تواند کمک بنماید.

نتیجه گیری :


ھدف این تحقیق صرفا مروری کوتاه بر مقوله سینما و یکی از مھمترین حوزه ھای مرتبط با آن یعنی اقتصاد می باشد .ما در این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده کردیم ھم چنین سایت ھای مرتبط با این مقوله را بررسی کردیم.و قرابت و نیاز سینما و اقتصاد را تا حدودی مطرح نمودیم و البته نقش و جایگاه صنعت فرھنگ در دنیای جدید را اشاره کردیم و ھمان گونه که اشاره شد در حال حاضر یکی از منابع درآمد کشورھا در حیات اقتصادی شان از راه فروش تولیدات صنعتی می باشد و البته اینکه در این راه باید مراقب بود که این درھم آمیختگی به اصالت ھنر ضربه و خدشه ای وارد ننماید، اصلی اساسی و مھم می باشد.

منابع :
1 -علی طباطبایی الف،ھالیوود و فرجام آن،تھران ،نشر ھلال ،1386
2 -رشید پور ع،اقتصاد فرھنگ و ھنر ،تھران ،فکر بکر ،1387
3 -دادلی الف،تئوری اساسی فیلم ،مسعود مدنی ،انتشارات عکس معاصر ،1365
4-درباره سینما(سینما به روایت مک لوھان)،فارابی،پائیز 1386
5-ھورکھایمر و آدورنو،دیالکتیک روشنگری ،ترجمه مراد فرھادپور و امید مھرگان ، گام نو ، 1387
artyasuj.ir
نویسنده : محسن خرامین
آدرس های مرجع