۲۴/آذر/۸۹, ۱۶:۵۰
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ها را رو کردن است.[1]
و در اصطلاح، وارسی و بررسی نوشتار، گفتار یا رفتاری برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی، بایستگی و نبایستگی، بودها و نبودها و درستی و نادرستی آنها است.[3]
هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال می کند.[4]
مفهوم نصیحت
یکی از واژه هایی که به معنای انتقاد سالم است؛ نصیحت (خیرخواهی) می باشد که از واژه های پر کاربرد قرآنی و روایی است.
نَصح به معنای خالص شدن و خالص کردن؛ و نُصح به معنای خلوص و بی غل و غش بودن است.
بنابراین ناصح، کلام و عمل خود را از هر ناخالصی پاک نموده و انگیزهای جز خیرخواهی ندارد و همچنین بدون هیچ گونه غرض شخصی، و صرفاً برای منافع و مصالح فرد یا جمع، اقدام می کند.
عیب جویی و انتقاد
در روایات بسیاری، از عیب جویی و سرزنش مؤمن، به شدت نهی شده است.
امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می فرمایند:
"... آن کس که جز به حساب نفس خویش پردازد، خود را در تاریکی ها، سرگردان و در هلاکت افکنده است و شیاطین، او را به سرکشی و طغیان می کشانند و رفتار زشت او را در دیده اش زیبا می نمایانند."[5]
علی رغم اینکه انتقاد در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه با عیب جویی است، اما منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. و همچنین هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرضِ انتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد انتقاد است.
اهمیت و ضرورت انتقاد و انتقاد پذیری
در آموزه های دینی، به مقوله نقد و نقدپذیری، اهمیت فراوان داده شده است. واژه های؛ نصیحت، تذکر، موعظه، استماع قول، اتّباع احسن، تواصی به حق، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، هر یک به گونه ای، اهمیت و جایگاه نقد و نقدپذیری را بیان می کنند.
امام سجاد(علیه السلام) در حدیثی زیان بی توجهی به انتقاد سازنده را این گونه گوشزد می کند:
"چه بسا اشخاصی که از بس خوبی شان را گفتند و مدح شان نمودند، فریب خوردند [و فاسد شدند] و چه بسا افرادی که چون از عیب شان چشم پوشی شد [و مورد انتقاد قرار نگرفتند]، مغرور شدند."[9]
امام صادق(علیه السلام) در مقام معرفی بهترین دوستان، چنین گفته است:
"بهترین دوستان در نزد من کسانی اند که عیوب و نواقص من را به من هدیه دهند."[10]
هر چند امام(علیه السلام) از مقام عصمت برخوردار بوده و هرگز نقص و عیبی در وجود و گفتار و کردار او راه ندارد، اما بهترین دوستان خود را کسی معرفی می کند که اگر عیب و نقصی از آن حضرت به نظرش می رسد، بدون ملاحظه، آن را به او گوشزد کند، کمترین فایده این کار آن است که سوء تفاهم پیش آمده را می توان در فضایی صمیمی و دوستانه رفع کرد.
امام علی(علیه السلام) فرمودند:
"کسی که عیب و کاستیهای تو را پنهان کند [و به منظور اصلاح، آنها را به تو تذکر ندهد] دشمن
توست."[11]
امام موسی بن جعفر(علیه السلام) درباره برنامه ریزی زندگی مومنان و جایگاه انتقاد و انتقاد پذیری می­فرمایند:
"... و بخشی را برای رفت و آمد با برادران دینی مورد اعتمادی که از عیب هایتان باخبرند و بی خدعه و نیرنگ آنها را به شما گوشزد می کنند، ویژه سازید."[12]
روحیهی انتقاد پذیری
در این که تمام اقشار جامعه به نقد و انتقاد سالم و سازنده نیازمندند؛ تردیدی نیست، اما این، نیمی از کار است، نیم دیگر که در واقع کامل کننده کار است،نقد پذیری و به کار بستن انتقاد ناقدان است.امام علی(علیه السلام) میفرمایند:
"بزرگترین توفیقها پذیرش نصیحت (قبول کردن و عمل کردن آن) است."[13]
"کسی که اهل پذیرش سخن حق و اصلاح است، از تباهی نجات مییابد و از رسوایی در امان میماند."[14]
"هر که با نصیحت مخالفت کند، هلاک گردد."[15]
مقصود از روحیه ی نقدپذیری، ظرفیت شنیدن هر نقدی است که متوجه انسان شود، خواه این نقد حق باشد و خواه باطل [و خواه از ناحیه دوست باشد و یا دشمن]. اما گفتنی است این ظرفیت به معنای قبول همه نقدها نیست.[16] رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
"حق را از هر کوچک و بزرگی که برای تو می آورد بپذیر، اگر چه او دشمن تو باشد."[17]
آثار انتقاد و انتقادپذیری
1- کمک به افراد و مدیران و کارگزاران جهت برطرف ساختن عیوب: در این زمینه، امام علی(علیه السلام) می­فرمایند:
"کسی که تو را راهنمایی و ارشاد می کند؛ دلسوز توست، به تو خوبی می کند، به عواقب کار تو می اندیشد و کاستی هایت را جبران می نماید، بنابراین، اطاعت از او موجب هدایت توست و مخالفت با او مایه تباهی و زیانت."[19]
2- اصلاح جامعه: با انتقاد سازنده و سالم است که عیوب افراد و مدیران و کارگزاران، شناسایی و رفع و دفع شده و همین امر است که اصلاح، تکامل و پیشرفت جامعه را به بار می­آورد.
3- نقد آینه ای است که ما را به خودمان نشان می دهد؛ ملا محسن فیض کاشانی در شرح این حدیث که رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: "المومن مرآة المومن؛ مومن آینه مومن است" می­گوید: همان گونه که با ایستادن در برابر آینه به عیبهای آشکار صورت خود پی می بریم، برادر مومن ما نیز آینه ای است که عیبهای ما را نشان می دهد؛ عیبهایی که به تنهایی نمی توانیم آن ها را ببینیم.[20] بنابراین می­توان نقد را آینه­ای دانست که ما را به خودمان نشان می­دهد و همچنین از نگرش مردم نسبت به خودمان باخبر می سازد.
4- ایجاد محبت و دوستی: امیر المومنین علی(علیه السلام) فرمودند:
"خیرخواهی و ارشاد، محبت و دوستی به بار می آورد."[21]
اگر چه انتقاد در ابتدا شاید موجب تلخی و تندی شود اما تلخی نخستین آن با دستآوردهای شیرین آن از میان می رود. توجه به انتقاد وارد و بجا، منجر به رفع عیوب و محبت و دوستی می گردد. و در صورت وارد نبودن انتقاد و توجیه کردن شخص، باعث از بین رفتن ذهنیت اشتباه و ایجاد محبت و دوستی می گردد.
یا حق
منبع:
http://asemane-aabi.blogfa.com/post-172.aspx
پی نوشت :
[1] معطوف، لویس، المنجد؛ج 2، ص 1990
[3] شریفی، احمد حسین؛آیین زندگی، ص 82 – 84
[4] پزشک اگر جویای عیب و علت "بیمار" خویش است ، عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد
[5] نهج البلاغه، خطبه 157
[9] مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج 75، ص 139
[10] حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 413
[11] آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 253، ح 8211
[12] حرانی، تحف العقول،ص 748
[13] محمدی ری شهری،میزان الحکمه، ج 12، ص220، ح 20230
[14] آمدی، پیشین، ص 277، ح 8344
[15] همان، ص 153، ح 7743
[16] اسلامی، سید حسن؛ اخلاق نقد، ص 115 - 116
[17] کلانتری، علی اکبر؛ پیشین، ص 255
[19] محمدی ری شهری، پیشین، ص 215، ح 20201
[20] فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج 3، ص 334
[21] آمدی، پیشین، ج 1، ص 212، ح 844
....