تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کتاب جالب "طوبی محبت"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
کتابی رو که میخواهم معرفی کنم شاید اسمش رو شنیده باشین
کتاب " طوبی محبت "
این کتاب شامل حکایت ها و و مجالس پند آموز حاج میرزا اسماعیل دولابی هست که در قالب کتاب گردآوری شده است .

من اولین بار اسم این کتاب رو از یکی از اقوام شنیدم . به ما گفت کتاب خوبیه و انگار با آدم صحبت میکنه و یک چیز جالبی رو هم راجب این کتاب گفت .
برامون تعریف کرد تا به حال چند بار راجب موضوع مهمی که در فکرش بوده همون موقع که کتاب رو باز میکنه راجب همون نیت یک مطلبی میاد .
ما حرفش رو باور نکردیم . بهمون پیشنهاد کرد که امتحان کنیم . برادرم امتحان کرد و خیلی جالب بود راجب همون موضوعی اومد که تا چند دقیقه قبلش داشتیم راجبش بحث میکردیم . انگار اون مطلب رو برای برادرم نوشته بودن .

من هم اون کتاب رو قرض گرفتم و خوندم . 3 بار هم برای 3 نیتی که در ذهنم بود کتاب رو باز کردم . و انقدر درست بود که من شگفت زده شده بودم . تازه راهکار هم گفته بود !!!

از مقدمه جلد اول اين مجموعه انتخاب شده است :
.. دو طريق در باب سلوک به حق تعالي وجود دارد . يکي راه جذبه و رحمت حق است که در اين راه بارقه اي از دوست به سالک مي خورد و در واقع کشش دوست ، سالک را پيش مي برد و اين يک دعوت خصوصي براي اوست و از سالک اين طريق به مجذوب سالک تعبير مي شود .

به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه

کشش چونبودازآن سوچه سود کوشيدن

راه دوم آن است که سالک بايد آنقدر مجاهده کند و رياضت بکشد تا به جذبه حق برسد و سالک اين طريق را ، سالک مجذوب گويند . در حقيقت هردو طريق جذبه حق تعالي است که سالک را به مقصد مي رساند .

بين اين دو طريق تفاوتهاي زيادي است که در صدد بيان آنها نيستيم و فقط به ذکر روايت مهمي که اين دو طريق را بيان مي کند بسنده مي کنيم .

مرحوم مجلسي نيز اين روايت در بحارالانوار ذکر کرده است . اين حديث مشتمل بر بسياري از حقايق رباني و اسرار الهي است .

و اکنون قسمتهايي از متن حديث :

امام صادق (علیه السلام) در حديثي به يونس بن ظيبان فرمودند :

« صاحبان خرد با تفکر عمل مي کنند تا محبت خدا را به دست آورند . همانا وقتي که قلب ، محبت را تحصيل نمايد و به آن نوراني گردد ، لطف سرازير مي شود . آن گاه او اهل فايده شده و بر اساس حکمت سخن خواهد گفت پس زيرک شده و با قدرت عمل مي نمايد و به طبقات هفتگانه آشنا مي شود .

هنگامي که به اين مرحله رسيد ، بر اساس لطف و حکمت و بيان يک حرکت و دگرگوني در تفکرات او پديد مي آيد و خواست و محبت خويش را در راه خالقش صرف مي نمايد . به اين ترتيب به مقام برتر دست پيدا کرده و خدا را با چشم دل مشاهده خواهد نمود و حکمت را به غير روش حکما ، علم را به غير راه علما و صدق را به غير شيوه صديقين به دست خواهد آورد ....

.... و کساني که آن راه ( طريق رياضت و خشوع و عبادت ) را مي پيمايند ، يا موفق مي شوند يا ناکام مي مانند و اکثر آنها نا موفق خواهند بود ، چراکه حق خدا را رعايت ننموده و به اوامر وي ( به طور کامل) عمل نکرده اند . اين صفت کسي است که حق شناخت و محبت او را بجا نياورده است . پس مبادا فريب نماز و روزه و سخنان و علوم آنها را بخوري ! آنان درازگوشاني فراري هستند .... »
خداییش خیلی قشنگه!
راستی از این گونه کتابها که کرامات انسانهای بزرگ رو نوشته زیاده!
بزرگ ترین شون نفس المهمومه!
معمولاً هر عالمی پرورده امام یا یکی از اولیاء است. مثلاً شنیده ایم علامه حسن زاده از آب دهان امام رضا علیه السلام نوشید و به معرفت رسید. محمد اسماعیل دولابی با لطف امام حسین علیه السلام دولابی شد و البته درباره امام چیزهایی گفت که از هیچ کس نشنیده بودیم: حرفهایی درباره علت قیام امام و درباره معنای جاودان کربلا. با این حال این تمام حرفهای او نیست.

برای شناختن دولابی باید از شناخت اسوه او مدد بگیریم : سلمان فارسی. دولابی سلمان فارسی را یک عالم آرام می دانست که کمتر از ابوذر حدیث نقل کرده اما از او ایمانش بالاتر بود و با محبت علم را از اهل بیت می گرفت. دولابی با تذکر به شخصیت سلمان، به تفکر بدون روشهای معمول توصیه می کند: تفکر خلاف عادت. او این نوع تفکر را در حدیث اولوالالباب می بیند و ترویج می کند.

صادق اهل بيت(علیه السلام) فرمود:اهل حكمت، حكمت را با سكوت به ارث بردند،و اهل دانش، دانش را با طلب و تحصيل به ارث بردند،و اهل صدق (صديقين) صدق را با خشوع و عبادت.و فرمود: هركس اين روش‎ها را در پيش گيرد يا به سفلي و پستي مي‎گرايد يا به رفعت مي‎رسد و بيشتر آنان به پستي مي‎گرايند و به رفعت دست نمي‎يابند. چراكه حق خداوند را مراعات نمي‎كنند و به آن‎چه امر كرده، عمل نمي‎نمايند و اين صفت كسي است كه خداوند را بدان‎گونه كه سزاوار است، نمي‎شناسد و آن‎گونه كه شايسته است، دوست نمي‎دارد. بنابراين نمازها، روزه‎ها، روايت‎ها و علم‎هاي آنان تو را نفريبد كه «آنان خراني گريزنده‎اند» و فرمود(علیه السلام): ان اولي الالباب الذين عملوا بالفكره حتي ورثوا منه حب ا... و ورث الحكمه بغير ما ورثه الحكماء . صاحبان خرد ناب با تفكر، حب‎ا... را به ارث بردند... و از آنان است كسي كه حكمت را به طريقي غير از طريق حكما به ارث مي‎برد.

این حدیث چه می خواهد بگوید؟ بزرگترین استاد مرحوم دولابی ، آیت ا... انصاری همدانی است. چرا او از همه بزرگتر بود. مرحوم دولابی می گوید چون اهل توحید بود و دین نداشت! من این جمله را این گونه می فهمم: او باروشها و مناسک معمول (کثرات موجود در دنیا) زندگی نمی کرد. او بایکی بود و بس. او اهل توحید بود نه کثرت و روشها و طریقها. این توحید البته از راه محبت حاصل می شود. از راهی که سلمان فارسی رفت.

--------------------

مرحوم دولابی شخصیت محبوب و مشهوری دارد. روزنامه ها و مجلات علمی و عامه پسند، تلویزیون و بسیاری وبلاگها و سایتها از او می گویند. حتی یک فیلم سینمایی با نگاه جدی به شخصیت و افکارش هم ساخته شده است. منظورم فیلم یک تکه نان ساخته کمال تبریزی است که چهره ای ساده، خندان، اسرارآمیز و چند چهره که سخنانی اصیل و مؤثر می گوید، از او به تصویر کشیده است. همه اینها در حالی است که تصور اکثر مخاطبان از او یک انسان پاک و نظرکرده و حداکثر یک عارف سالک واصل است.

او از یک نظر شبیه آدمهای منحصربه فردی است که با یک جهش در زندگی صاحب بصیرت و تولدی دوباره می شوند. این اتفاق برای او توسط امام حسین علیه السلام افتاده است. اما این همه چیز درباره دولابی را نمی گوید. او برخلاف خیاط، نعل بند، پینه دوز و دیگر بزرگانی که خارج از روند معمول درس و مدرسه به علم و حکمت و کرامت رسیدند فقط موعظه نمی کند و اخلاق نمی گوید بلکه صاحب سخن و تفکر هم هست. شاید دیگر عارفان و بزرگان این تفاوت را با مرحوم دولابی داشته باشند که لب به سخن باز نکردند و از حقایق این جهان جز در حد همان مواعظ و حل مشکلات روحی اشخاص چیزی به زبان نیاوردند. دولابی خود تا چند سال پایانی عمرش اجازه نشر از راه دور آثارش (کتاب، اینترنت و...) را نمی داد اما گویی احساس کرد که جامعه پذیرای سخنان منحصربه فرد و خلاف عادت او را شده است، و همین اتفاق هم افتاد و او با سرعت باور نکردنی در میان مردم جدی گرفته شد.

«محمد اسماعیل دولابی یک متفکر است». این اصل حرف من است که هنوز بسیاری آن را نمی فهمند یا باور ندارند. گفتارهای دولابی با منظومه فکری من کاملاً سازگار است و او را تنها به خاطر تبرک و تیمن! مطرح نمی کنم. می خواهم بیشتر راجع به او بگویم. شاید بیشتر بفهمیم که تفکر چیست!
[تصویر: IMAGE634787246249361179.jpg]

شما هم باید از خدا راضی باشید+چند نکته خواندنی از یک عارف محبوب مردمی [تصویر: 1.png]
کتاب -
«افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت، به دعایی، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید؛ با خودتان خلوت کنید، به قرآن نگاه کنید یا اینکه اصلا ساکت بنشینید. این خیلی قیمتی است...»

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «طوبای محبت» دربردارنده شرح جلسات اخلاقی مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی، از عرفای محبوب و معاصر تهران، یکی از بهترین پیشنهادهای خواندنی در روزها و شب های ماه مبارک رمضان است. کتابی که با زبانی ساده به شرح برخی خصائل اخلاقی و طرایف دینی پرداخته است. در بخشهایی از این کتاب هم می توانید توصیه های میرزا اسماعیل درباره ماه مبارک رمضان را پیدا کنید. این کتاب را که تا کنون در چهار مجلد منتشر شده موسسه فرهنگی طوبای محبت وباهمکاری انتشارات محبت منتشر کرده است.

در ادامه بخش هایی از این مجموعه چهار جلدی را با هم مرور می کنیم:
شبهای ماه رمضان است، اغلب شما جوان هستید. وضو بگیرید.نماز بخوانید. کم حرف بزنید. کم قصه بگویید. این چیزهایی که تلویزیون نشان می دهند یا برای تفریح است یا برای بچه ها. شما که روزه دارید کمتر این و آن را گوش دهید. کمی به کارهایتان برسید. به کار نفس خودتان برسید. نیم ساعت یا یک ساعت بعد از نماز در سجاده بنشینید و خدا را یاد کنید. افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت، به دعایی، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید. با خودتان خلوت کنید. به قرآن نگاه کنید. یا اینکه اصلا ساکت بنشینید. این خیلی قیمتی است. آدم افطار حقیقی را با خدا می کند. افطار حقیقی که خوردن نیست. ابعثُ حیّا، آن افطار است...
*
شما محبت به خدا و ائمه داشته باشید و شب و نیمه شب هم انتظارش را داشته باشید، او هم کم کم دیر یا زود خود را نشان می دهد. آن وقت آیا جان نرود؟ گفت: او طوری جان ما را می گیرد که حالی مان نمی شود. یک وقت می بینید در شهر و عالم دیگری نشسته ایم و داریم یکدیگر را نگاه می کنیم.
*
در حج کسی را دیدم گفت التماس دعا دارم. گفتم التماس دعا یعنی چه؟ گفت یعنی حجی که آمده ام قبول کند.
گفتم خودت آن را قبول داری؟ گفت نه.
گفتم: «اگر من بگویم قبول کند مرا هم می گیرند. می گویند صاحبش آن را قبول ندارد، آیا تو بیشتر از صاحبش دلت می سوزد.اقلا خودت اول بپذیر که خدا به تو توفیق داده است و تو را به سرزمین مکه آورده است.»
نماز می خوانی و عبادت می کنی و خدا را می خوانی بگو الهی شکر. چهار پنج بار الهی شکر بگو تا لااقل شیرینی شکر به لبت برسد. کم کم از خدا ممنون می شوی.
دستگاه قلب و جان چنین است. از خدای خود که راضی شدید خدا هم از شما راضی می شود. می شوید راضیه مرضیه. شاکر و مشکور.
*
در حدیث قدسی از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که خداوند فرمود اگر کسی از خواب بیدار شد و وضو نگرفت، به من جفا کرده است. وقتی آدمی غصه دار می شود، از خواب بیدار شده است. هشیار می شود که انگار اینجا خیلی جای بد و خطرناکی است. همین طور است وقتی که خوشحال می شود. و اگر وضو گرفت و دو رکعت نماز نخواند به من جفا کرده است. اگر نماز خواند و دعا نکرد، با من صحبت نکرد که خدایا چنین و چنان کن، مومنین را ببخش، و احتیاجش را نگفت، به من جفا کرده است. و اگر من دعای او را اجابت نکردم من به او جفا کرده ام.
یعنی من خدای جفا کار نیستم و خلقم را اذیت نمی کنم.
همه این مقدمه ها برای این جمله آخر است تا به ما بفهماند که جفاکار نیست و خالقی است که خلق را برای اذیت شدن نیافریده است.
*
وقتی که هشت در ِ بهشت به روی کسی باز باشد، هر کاری که او می کند با بهشت و عطر و بوی آن کار دارد.
وقتی به او می گویند ثواب به تو می دهیم، می گوید ثواب را می خواهم چه کنم. همین کاری که می کنم ثواب است. نماز که می خواند اگر به او بگویند خدا نمازت را قبول کند، می گوید قبول کرده است که دارم می خوانم. پس ذکر خدا، هشت در بهشت است. تا با هر کدام ذکر او می شود، هر هشت در باز می شود.
*
کار های خدا را امضا کن. اگر امضا نکنی، غصه ها را خورده ای و همه از کیسه ات رفته است.
اگر دانستیم خدا خیر ما را می خواهد غصه نمی خوریم. کارهایی که او می کند همه برای ما خوب است. پس با اختیار خود آن را امضا کن.
*
حضرت امیر علیه السلام فرمود: «هر گاه کسی محزون می شود، چیزی از علم های سابقش را به همراه ندارد. کسی که یک عالم نور دیده، حال عبادت دیده، حال قرآن دیده... الان که محزون شده هیچ کدام همراه او نیست. چون اگر با او باشد نمی گذارد غم و غصه بیاید.»

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از بزرگان اهل معرفت بود که در پی کسب رضایت پدر، دست ازخواسته قلبی و آرزوی بزرگش که تحصیل علم در حوزه نجف اشرف بود برداشت و به همین سبب مورد عنایت ویژه حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) قرار گرفت و متواضعانه سالها در تهران جلسات درس اخلاق برگزار می کرد.

ساکنان تهران برای خرید این مجموعه خواندنی و تاثیرگذار کافی است با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ «سام» تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. (در صورت کامل بودن تمام مجلدها) سایر هموطنان نیز با پرداخت هزینه پستی می توانند این آثار را تلفنی سفارش بدهند.

[/B]
آدرس های مرجع