تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (C+)اشكهاي ارامنه و مسيحيان در سوگ امام حسين(علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
این حسین(علیه السلام) کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا (علیه السلام) و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازه‌ای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسین (علیه السلام) می‌گریند و عزاداری می‌کنند.

ارمنی‌های ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت می‌کنند و صدها عزادار اقلیت‌هاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم می‌آیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینه‌زنى می‌پردازند.

در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار می‌کنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (علیه السلام) اشک می‌ریزند.

دانشجویان ‌مسیحی‌ ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (علیه السلام)

[تصویر: 592541210_orig.Bmp]

[تصویر: 747921210_orig.Bmp]

[تصویر: 545711210_orig.Bmp]

به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (سلام الله علیها)، گریه در سوگ آزاده‌ترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (علیه السلام) را ندارند.

منبع:
iranian-band.blogfa.com
عنايات قمر بني هاشم عليه السلام به مسيحيان

ديدي گفتم ابالفضل شما باب الحوائج است:

جناب حجه الاسلام آقاي حاج شيخ فضل الله شفيعي قمي حامي و مروج مكتب اهل بيت عليهم السلام طي نامه‌اي به انتشارات مكتب الحسين عليه السلام كرامت زير را يادآورد شده‌اند:
1. حقير در سال 1355 تهران منبر رفتم. يكي از گويندگان برايم نقل كرد :
در محلي ده شب منبر مي‌رفتم. يكي از شبها بعد از منبر نوجواني مرا به خانه‌اي دعوت كرد و گفت پدرم با شما كار دارد. پس از ورود به خانة مزبور، شخصي را در روي تخت مشاهده كردم كه بيمار بود. وي مرا كنار خود طلبيد و گفت: آقاي محترم من شخصي مسيحي هستم و مسلمان نيستم ولي به ابوالفضل شما اعتقاد دارم. دكتر مرا جواب كرده و اين مرضي كه دارم خوب شدني نيست. پدرم با اين مرض مرد برادرم هم با اين مرض مرد من هم با همين مرض ساعت آخر عمر را سپري مي‌كنم اگر شما شفاي مرا از حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام بگيريد قول مي‌دهم مسلمان شوم
من بدنم لرزيد! با اين بيمار رو به موت چه كنم؟! بالاخره براي شفاي او متوسل به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام شدم يكي دو شب از مجلس مانده بود، نوجوان پيدا شد و بعد از منبر مرا به خانه دعوت كرد. پيش خود گفتم حتما آن مرد مرده است و ما رسوا شده‌ايم! متزلزل و نگران، همراه او رفتم. داخل خانه كه شدم ديدم آن مرد از روي تخت پايين آمد تا چشمش به من افتاد بنا كرد به گريه كردن و گفتن:
ديدي گفتم ابوالفضل شما باب الحوائج است، به من عنايت كرد و من خوب شدم. الان شهادتين را بگو تا من مسلمان شوم. آري از بركت حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام من شفا يافته اسلام اختيار كرده‌ام و شيعه شده‌ام!
[تصویر: ba196c7a6e89.jpg]
آقاي حاج جواد افشار، معروف به حاج افشار، مرقوم داشته‌اند:
2. حدود سي سال قبل يكي از آقايان منبري تهران براي يكي از آقايان منبري قم ماجرايي را دربارة كرامت و عنايت حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام نقل كرده بود كه از آن برمي‌آمد افراد مختلف، چه مسلمان باشند و چه خارج از دين اسلام، چه مسيحي باشند و چه يهودي و يا ساير اديان ، چنانچه از آن حضرت چيزي را بخواهند حضرت به آنان توجه خواهد نمود. ماجراي مزبور از اين قرار بود. آقاي منبري تهران مي‌گويد:
يك روز عصر از روضه برمي‌گشتم، گذارم به ده متري ارامنه افتاد. خانمي ارمني را ديدم كه جلوي درب منزل نشسته بود. وقتي كه نظرش به من افتاد بلند شد سلام كرد و گفت: آقا، يك روضه حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام براي من مي‌‌خواني؟ گفتم: آري ، مي‌خوانم . مرا به داخل منزل راهنمايي كرد. وارد اطاق شده روي صندلي نشستم و شروع به خواندن روضه كردم. آن خانمه رفت درب حياط، جاي خودش نشست. روضه را تمام كردم و بيرون آمدم. آن زن گفت: فردا هم بياييد و روضه بخوانيد. گفتم: مي‌آيم. فردا رفتم و به همان ترتيب روضه خواندم و بيرون آمدم. باز گفت : فردا بيا. فردا مجددا آمدم، روضه را خواندم و بيرون آمدم، وي پاكتي به من داد.
قدري كه از خانه دور شدم، پاكت را باز كردم، ديدم چهارده تومان و پنج ريال در پاكت گذاشته است. تعجب كردم و با خود گفتم كه، اگر مي‌خواست روضه‌اي پنج تومان به من بدهد قاعدتا پانزده تومان مي‌بايست بدهد و اگر هم روضه‌اي چهار تومان در نظر داشت، باز 12 تومان مي‌شد. پس اين پنج ريالي يك امايي دارد. روز بعد با وجود اينكه راهم از آن طرف نبود، براي اينكه معماي پنج ريالي را بفهمم، از آن محل رد شدم. ديدم آن خانم همانجا درب منزلش نشسته است. نزد او رفتم و گفتم: خانم، سؤالي از شما دارم، فكر نكنيد مي‌خواهم بگويم پول كم كرده‌ايد، چون روية ما روضه خوانها اين است كه پول هر روضه را 5 ريال يا 4 ريال يا 3 ريال مي‌دهند شما 14 تومان و 5 ريال به من داديد. مي‌خواهم علتش را بدانم.
گفت: شوهر من سر هر كاري مي‌رفت دو ماه يا سه ماه كار مي‌كرد و سپس جوابش مي‌كردند، لذا چند ماه بيكار مي‌شد تا دوباره كاري به دست مي‌آورد، باز مي‌رفت سركار و مجددا بزودي جوابش مي‌كردند. هميشه گرفتار بوديم و زندگي بدي داشتيم. تا اينكه يك روز به يكي از دوستان كه خانم مسلماني است، شرح زندگيم را گفتم و اظهار داشتم كه ديگر خسته شده‌ام، نمي‌دانم چمار كنم تا از اين بدبختي نجات پيدا كنم. آن خانم مسلمان به من گفت: به شوهر بگو اين دفعه كه كاري گير آورد و سركار رفت، با حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام ما مسلمانها شريك شود، ان شاءالله ديگر جوابش نمي‌كنند. شب ماجرا را به شوهرم گفتم و پيغام آن خانم مسلمان را به او رساندم كه هر موقع سركار رفتي با حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام مسلمانها شريك شود و افزودم كه : بيا، اين پيشنهاد را قبول كن و هر وقت كاري گرفتي با حضرت اباالفضل عليه السلام شريك شو
شوهرم قبول كرد. پس از چند روز كاري گيرش آمد و رفت سركار و با حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام پيمان شراكت بست.
حالا مدت يك سال است كه كار مي‌كند. در اين مدت، مخارج ضروري زندگي را انجام داده، براي بچه‌ها و خودمان لباس خريده‌ايم و... با اين حال، در آخر سال 29 تومان اضافه آورده‌ايم كه 5/14 تومان آن سهم خودمان، و نيم ديگر آن سهم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام است . نمي‌دانستيم چكار كنيم و سهم آن حضرت عليه السلام را به چه كسي بدهيم، تا اينكه چشمم به شما خورد، يادم آمد كه مسلمانها روضة ابوالفضل العباس عليه السلام مي‌خوانند، اين بود كه به شما گفتم بياييد سه روز روضه بخوانيد.


اینها تنها مشتی از خروار هست که نوشتم،برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب ماه ترین(زندگی و کرامات حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) )_انتشارات موعود مراجعه کنید.(و این عنایات و کرامات همچنان ادامه دارد...)
کتاب ماه ترین


[تصویر: b846c55b4bde.jpg]
سلام
صفا دادی با مطلبت من هم خیلی از این مطالب شنیدم واقعاً تکان دهنده هستند قربان وفایش
(۳/دی/۸۹ ۱۷:۵۳)EMPERATOR نوشته است: [ -> ]سلام
صفا دادی با مطلبت من هم خیلی از این مطالب شنیدم واقعاً تکان دهنده هستند قربان وفایش


دوست من حالا که اینقدر مثل خودم به حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) علاقه داری یه مصاحبه ای که با خادم و و كفشدار بارگاه مللکوتی حضرت اباالفضل(علیه السلام) كه 36 سال در اين شغل بوده و از 12نسل قبل در اين شغل بوده‌‌اند،و خود شاهد معجزات و کرامات فراوانی بوده رو برا ی شما و دیگر دوستان به صورت PDF برای دانلود میذارم.
لازم به ذکر هست که این مصاحبه ذر صبح روز عرفه 1389 در منزل شيخ عباس كشوان برگزار شده است.
اي ماه بني‌هاشم خورشيد لقاء عباس***اي نور دل زينب، شمس شهدا عباس(لینک دانلود)
بنام ستار معاصی عاصیان


عشق تو مرا الست ومنکم ببعید

هجر تو مرا ان عذابی لشدید

بر گرد لبت نوشته یحیی و یمیت

من مات من العشق فقط مات شهید

*****

آن دم که شود اذا السماء فطرت

وانگه که شود اذا النجوم کدرت

من چنگ زنم دامنت اندر سئلت

گویم صنما بای ذنب قتلت

شيخ بهايي



یا علی (علیه السلام) مدد است.
ببخشید ولی جناب "seyed mohsen" این لینک دانلودتون مشکل داره...
(۱۶/شهریور/۹۰ ۱۴:۲۵)mehrnaz نوشته است: [ -> ]ببخشید ولی جناب "seyed mohsen" این لینک دانلودتون مشکل داره...

سلام علیکم
لینک جدید:

https://myaccount.dropsend.com/file/79d5a72da099bdb6
بنام ستار معاصی عاصیان
[highlight=#f5f5ff]ای اتصال نوری ما تا خدا حسین

بی تو نبود خلقت ما كیمیا حسین
ای نور تو امانت اصلاب شامخه
گشتی شهود خلق وعیان شدخدا حسین
دنیا و آخرت به جمالت جلا گرفت
عالم حجاب محض و تو بدر الدجا حسین
روشن تر از درخشش خورشید مشرقین
در جان ماست نور جمال شما حسین
تسلیم عشق هول قیامت نمی چشد
ای سایه ی ولای تو تایید ما حسین
بی تو بشر قابل ذكر و ثنا نبود
تو آمدی و شد گل ما بر ملا حسین
خیل ملك به طینت ما سجده كرد وگفت
مسجود ماست آیه ای از هل اتا حسین
هر جا كه هست نور خدا سجده واجب است
آری به پیشگاه خدا سجده واجب است....[/highlight]
آدرس های مرجع