تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مباحثی پیرامون عالم ذر و عوالم دیگر!!!#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
تا حالا نتونستم آنچنان که باید راجب این موضوع تحقیق کنم .
هدفم از ایجاد این تاپیک بحث و گفتگو راجب عالم ذر هست
طبق آیه 172سوره اعراف

"وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ "

به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذریة آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. [چرا چنین کرد؟] برای اینکه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم.»

آیا این موضوع که قبلا از آفرینش و آمدن به این دنیا در عالم دیگری به نام عالم ذر بودیم درسته؟
بسم الله الرحمن الرحیم
به زودی جواب مقتضی خدمت دوستان ارائه خواهد شد
با سلام
تا بحال به کلمه "انسان" توجه کرده اید؟
بعضی ها ريشه كلمه انسان را كلمه "انس" می دانند بدين معنی‌ كه انسان موجودی است كه زود انس می گيرد. بعضی ديگر ريشه آن را "نسی" يا همان ريشه كلمه نسيان می‌ دانند، يعنی انسان موجودی است كه زود فراموش می كند.شايد تركيب اين دو تعريف صحيح تر باشد: انسان موجودی است كه زود انس می گيرد و زود فراموش می‌ كند.

حال به چند آیه از قرآن که در آن کلمه "انسان" آورده شده توجه کنید:
* و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود
* انسان را از نطفه‏اى آفريده است آنگاه ستيزه‏جويى آشكار است
* و چون انسان را آسيبى رسد ما را به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده مى‏خواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم چنان مى‏رود كه گويى ما را براى گرفتاريى كه به او رسيده نخوانده است اين گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مى‏دادند زينت داده شده است
* آيا انسان به ياد نمى‏آورد كه ما او را قبلا آفريده‏ايم و حال آنكه چيزى نبوده است

انسان فراموشکار کار است و یکی از مهمترین چیزهایی که ما فراموش کرده ایم، گفتن این جمله است:

"قالُوا بَلی شَهِدْنا"
"گفتند: آری، گواهی می‌دهیم"


البته تفسیر کلمه "انسان" در قرآن بسیار وسیع می باشد.
محمد جان اندکی صبر کنی جواب نسبتاً مبسوطی رو بر اساس آیات و روایات تقدیم میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
قبلاً در پُستِ حقیقت ایمان و کفر چیست در مورد عالم ذر توضیحاتی ارائه شده
بله ما قبل از این عالم در عالم (بلکه عوالم) دیگری بوده ایم که به این عالم قبل از دنیا عالم ذر گفته می شود
و نه تنها ما بلکه تمام مخلوقات بوده اند
اینکه چرا یک تکه آهن میشود ذوالفقار مولا علی
یک تکه آهن میشود شمشیری که با آن گلوی حضرت اباعبدالله بریده میشود
اینکه چرا یک اسب میشود ذوالجناح امام حسین
و یک اسب، اسبی میشود که بر پیکر اباعبدالله میتازد
اینکه چرا ما دراین زمان و از این پدر و مادر و در این کشور به دنیا آمدیم نه در زمان و مکانی دیگر
و بسیاری از سوالات دیگر
اینکه چرا یک شخص ولد الزنا میشود و چرا یک شخص با یک دنیا از حب اهل بیت به دنیا می آید یا شخصی با بیماری مادر زاد به دنیا می آید
قسمتی (نه همه آن) به عالم ذر و عملکرد ما در آن عالم بر میگردد
البته این مطلقاً به این معنا نیست که اراجیف و تحریفاتی که در مکاتب ساختگی، مِن باب چیزی شبیه عالم ذر ما دارند به این معنا که همه ی اینها را انسان ها خودشان انتخاب کرده اند بهشان داده شده و نعوذاً باالله مثلا خدا یه منو داده به آدما و یه سری چیزا رو از توش انتخاب کرده باشند
نه، اما چیزی که هست طبق همین آیه قرآن که اشاره شده به آن در آنجا یک سری اطلاعات داده شده و بعد متناسب با این اطلاعات پرسشی شده (الست بربکم) (آیا من پروردگار شما نیستم؟)
14 نفر قبل از تمام مخلوقات آفرینش پیش از همه پاسخ دادند: (قالوا بلی) (گفتند بله)
و بعد به دنبال این 14 تن عده ای این 14 تن را در جواب مشایعت کردند
و بعد از آن، پروردگار، همانطور که هر ادعایی در این دنیا هم باید در ادعایش امتحان پس دهد آتشی می افروزد و می فرماید هر کس می گوید که من رب او هستم باید به داخل این آتش برود و باز 14تن پیشگام این کار بودند و پس از ایشان عده ای آنها را مشایعت کردند
14 معصوم از آنجا که مختارانه و از روی آگاهی بالاترین میثاقها را در عالم ذر در عبودیت و بندگی خدا داده اند و اراده و اختیار خود را فانی در خواست و اراده خداوند کرده اند لذا شایسته شدند تا خلیفه اعظم خداوند در هستی و مجرای فیض شوند، ضمن اینکه به واسطه همین میثاق بالاترین رنج و عظیمترین ابتلائات در تاریخ هم بر این خاندان رفته است و می رود (یا صاحب الزمان)
و اما بعد از اینکه این 14 تن، برگزیده ی ویژه خداوند و خلیفه اعظم خداوند در هستی شدند و با فانی کردن اراده خود از روی آگاهی و مختارانه محل واقع شدن خواست و مشیت خدا شدند کسانی هم که طبق خواست خدا بیشترین کرنش را در برابر این برگزیدگان خدا داشتند به بالاتری مقام ها نایل شدند
به طور مثال در حدیث است که حضرت عیسی مسیح به واسطه شدت خضوعش در برابر مولا علی به عنوان آیتی بر جهانیان برگزیده شد و مقام پیامبران اولوالعظم همه به خاطر کرنش و خضوعشان در برابر مقام خلیفه اللهی 14 معصوم بوده و ولایت مولا علی از تمام انبیا ستانده شده و همه انبیا و شیعیان از کسانی هستند که در امتحان ولایت پذیری نسبت به مولا علی امتحان پس داده اند که البته خود مولا علی متولی به ولایت رسول اکرم هستند ولی بر طبق احادیث و به گواه تاریخ خدا نخواسته که ولایت پذیری رسول اکرم محل ابتلای اصلی ایمان و کفر باشد بلکه ولایت امیر المومنین که ادامه ولایت رسول اکرم است محل ابتلای امتحان خداوند در مورد ایمان خلایق است
و ولایت مولا از تمام مخلوقات ستانده شده و هر شخص متناسب با شدت ولایت پذیری که نسبت به مولا علی نشان داده است در این دنیا با ویژگیهایی متناسب با آن ولایت پذیری وارد شده.
و در ضمن آن به اصطلاح میوه ممنوعه ای که حضرت آدم به آن طمع کرد، مقام ولایت بود که به اصطلاح، بزرگتر از دهان پدر بزرگِ بزرگوارمان بود
حال حتی این که چرا یک میوه میرود در شکم یک مومن جای میگرد و یک میوه میرود در شکم یک کافر، باز مقداری از آن به همین عالم ذر باز میگردد
حدیث داریم که در شب عاشورا که حضرت زینب سلام الله علیه مقداری مضطرب بودند از باب استواری یاران امام حسین، ایشان در پاسخ به این پرسشِ بانو می فرمایند که این یاران من از عالم ذر با من هم پیمان شدند بر سر یاری من
خلاصه صحبت ها درباره عالم ذر بسیار است
و اگر انسانی بخواهد عدل خدا را خوب بفهمد باید کل قصه را از عالم ذر و عالم دنیا و عالم برزخ و تا انتهای روز قیامت ببیند و بعد از حکم نهایی پروردگار در مورد عدل خداوند نظر دهد نه این که فی المثل یک صفحه از یک رمان را باز کند و یک جمله بخواند که پدری محکم به گوش پسرش سیلی زد و بعد بگوید عجب پدر ظالمی!
عالمِ دنیا در حقیقت لطفی است به اون کسانی که جواب درستی به الست بربکم نداده اند و در آزمون آتش شرکت نکرده اند ، خداوند از سر فضل و کرمش دوباره فرصتی داده تا ایشان به سعادت باز گردند و کسانی که در آن عالم پاسخ درست داده اند صد در صد اینجا نخواهند لغزید و جهنمی نخواهند شد و اینها در اینجا درحقیقت بر مراتب قرب خود می افزایند
اما یک نکته مهم!!!! کسی نمیداند که چه کسی در عالم ذر چه پاسخی داده و به واسطه ی آن دلش خوش باشد که ما که کارمان ردیف است، و بعلاوه کسانی که جزو پیشگامان پاسخ درست و روندگان به آزمون آتش پرودگار بوده اند کسانی هستند که عاشقانه و از رو محبت خدایش خویش را می پرستند و چه بهشتی باشد چه نباشد در بندگیشان اثری ندارد
اما یک سوال مطرح میشود که اگه این عالم بوده پس چرا ما چیزی از آن یادمان نمی آید
جواب این است که مگر ما تمام خاطرات درون رَحِم مادرمان و دوران نوزادی و کودکیمان و یا حتی دوران متأخرترش به یادمان می آید؟
اما تمام این دوران و انتخاب هایی که در این دوران انجام داده ایم بر آن چیزی که امروز هستیم نقش دارد
در دعاها، ما فرازی داریم که خدایا نام مرا از دفتر اشقیا به دفتر سعادتمندان انتقال ده یعنی انسان میتواند با اختیار خود حتی از انتهای دوزخ تا عرش سیر کند (به لطف و عنایت خدا!!!) و بالعکسش هم امکان پذیر است
البته به شرطها و شروطها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتماً دوستان مقاله حقیقت ایمان و کفر را مطالعه بنمایند
یا علی و حق نگهدارتان
سلام مطلبتان خیلی عالی بود اما در اینجا جای یک سوال خالی است که چرا کسی در عالم ذر جزو پذیرندگان خداوندی خداوند و ولایت می شود اما شخص دیگری این را نمی پذیرد و این که اساسا اگر ما ریشه ی نپذیرفتن ولایت را در دنیا و نیز مسلمان یا نا مسلمان به دنیا آمدن را در عالم ذر می بینیم پس بر طبق قاعده پذیرفتن خداوند و ولایت در عالم ذر نیز باید ریشه ای داشته باشد و اینکه چرا کسی در عالم ذر باید دارای اراده قوی و دوری از رذایل اخلاقی مثل قدرت طلبی انسان که می توان گفت بخشی از ریشه ی مخالفت با خداوند و مخصوصا ولایت است باشد ولی انسان دیگری دارای این صفات نباشد ؟
در پایان از علی110 می خواهم مرا در این پرسش راهنمایی کند. ممنون . یا علی
استاد انسان در اسلام ما میگفت که عالم ذر خیلی از علما مانندآیت الله طباطبایی طور دیگری تفسیر کردند.و این عالم از قبل وجود نداشته و منظور دیگری است که مطلبش را پیدا کنم حتما قرار میدهم .

یک بحثی هم که سر کلاس پیش اومد این بود که در قران بارها جایگاه گناهکاران رو در جهنم جاوادنه " خالدون " ذکر کرده .استاد ما میگفت دو تا تفسیر وارد هست .گنهکاران یا مدت بسیار بسیار طولانی در جهنم خواهند ماند یا تعداد کسانی که تا ابد در جهنم جاودانه هستند و پاک نمیشوند امثال فرعون و یزید و ... هستند.
سلام دوستان
واقعا هنوز جاي سوال هست كه وجود داره يا نه اما به نظر من ميرسه كه بايد وجود داشته باشه چون در غير اين صورت قدرت انتخاب ما انسان ها زير سوال ميره بزرگترين تفاوت ما انسان ها با ساير موجودات همين قدرت انتخابمون هست اگه ما توي انتخاب جايگاهمون روي زمين هيچ دخالتي نداشته باشيم علاوه بر قدرت انتخاب ما آيه الست هم زير سوال ميره و اين آيه زير سوال بره ...!!!!!!!!!!
استدلالم درسته اگه مشكلي داره راهنماييم كنيد.ممنون
باز تأکید میکنم اختیار در عالم ذر به این شکل نیست که نعوذاً بالله خدا یه منو به آدما بده بگه شما چون مختار هستید انتخاب کنید قدتون و رنگ پوستتون و محل تولدتون و ویژگیهای ضاهری و باطنی و...
نه به هیچ وجه اختیار یعنی به انسان یک سری اطلاعات داده میشه و حقایقی بیان میشه بعد متناسب با این اطلاعات سوالی پرسیده میشه و بین دو جواب بله و خیر انسان اختیار داره و بین زود گفتن و یا دیر گفتن پاسخ اختیار داره اما اینکه بعد از این پاسخ متناسب با پاسخمان چه رخ میده با خداست
اختیار همان نعمتی است که بر مبنای آن از پایین ترین درکات جهنم تا عرش خدا ایمان انسان ها و قرب و بعدشون به خدا رده بندی میشه
نعمت و رحمت با هم فرق داره
خدا از رحمت بازخواست نمیکنه اما از نعمت چرا، بازخواست میکنه
دوستان قرآن ، صحیفه و نهج البلاغه را بیشتر مطالعه بفرماید
بیشتر دعا و مناجات کنید و خود را در مقابل خدا بشکنید
ما شدیداً نیازمند اعتراف به فقر و عجز خودمان در برابر خدا به خصوص بعد از نماز و سر سجاده هستیم
توسل رو باید بیشتر کنیم در زندگیمون
و برای همدیگه دعا کنیم
دمتون گرم برای پدر و مادر حقیر هم دعا بفرماید
یا علی
علی آقا من از همان ابتدا نسبت به پرداختن به این موضوع مخالف بودم. اینکه از یک آیه یک نتیجه قطعی صادر بشود یا آیه را تاویل کنیم غلط است. شما می توانید تفاسیر مختلفی را بخوانید اما در نهایت همه آنها نظر انسان است. در مورد عالم ذر این یک بحثی است که جای و مکان خودش را دارد. باید نتیجه خودش را از آن گرفت. همینطور نمی شود در موردش صحبت کرد. روایات و مطالبی هم که عنوان شده در این باره، یک بحث معرفتی است. بحث هایی از این دست در حال حاضر چه فایده ای دارد؟ یا مثلا بحث مربوط به جبر و اختیار؟ اینها مواردی هستند که مقدمات و ماخرات زیادی دارند. اگر به آنها به درستی پرداخته نشود، خود محل ایجاد اشکال و بحث می شوند. در ضمن نتایجی هم که از آن بدست می آید در صورت عدم پرداخت صحیح، گاها خطرناک است.
در کل به نظر بنده، آنچه که مهم است اینست که همه انسان ها بلااستثنا دارای ظرفیت ها و سرمایه هایی هستند و با این سرمایه ها باید کار کنند و در آخر هم بر اساس همین سرمایه ها ارزیابی می شوند. و شاید معنی "لایکلف الله نفس الا وسعها" هم همین باشد. مثلا ممکن است یکی 10 میلیون سرمایه در بازار داشته باشد و یکی 100 میلیون. اگر هر دو در طول یک ماه 700 هزارتومان سود کسب کنند، گر چه مقادر سودشان یکسان است، اما آنکه سرمایه اولیه 10 برابری داشته معلوم است که کم کاری کرده و متضرر شده است... این چیزی است که منطقی و روشن است. و همین باید ملاک عمل ما باشد تا خدای نکرده ناامید و یا مغرور نشویم.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع