بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
قبلاً در پُستِ
حقیقت ایمان و کفر چیست در مورد عالم ذر توضیحاتی ارائه شده
بله ما قبل از این عالم در عالم (بلکه عوالم) دیگری بوده ایم که به این عالم قبل از دنیا عالم ذر گفته می شود
و نه تنها ما بلکه تمام مخلوقات بوده اند
اینکه چرا یک تکه آهن میشود ذوالفقار مولا علی
یک تکه آهن میشود شمشیری که با آن گلوی حضرت اباعبدالله بریده میشود
اینکه چرا یک اسب میشود ذوالجناح امام حسین
و یک اسب، اسبی میشود که بر پیکر اباعبدالله میتازد
اینکه چرا ما دراین زمان و از این پدر و مادر و در این کشور به دنیا آمدیم نه در زمان و مکانی دیگر
و بسیاری از سوالات دیگر
اینکه چرا یک شخص ولد الزنا میشود و چرا یک شخص با یک دنیا از حب اهل بیت به دنیا می آید یا شخصی با بیماری مادر زاد به دنیا می آید
قسمتی (نه همه آن) به عالم ذر و عملکرد ما در آن عالم بر میگردد
البته این مطلقاً به این معنا نیست که اراجیف و تحریفاتی که در مکاتب ساختگی، مِن باب چیزی شبیه عالم ذر ما دارند به این معنا که همه ی اینها را انسان ها خودشان انتخاب کرده اند بهشان داده شده و نعوذاً باالله مثلا خدا یه منو داده به آدما و یه سری چیزا رو از توش انتخاب کرده باشند
نه، اما چیزی که هست طبق همین آیه قرآن که اشاره شده به آن در آنجا یک سری اطلاعات داده شده و بعد متناسب با این اطلاعات پرسشی شده (الست بربکم) (آیا من پروردگار شما نیستم؟)
14 نفر قبل از تمام مخلوقات آفرینش پیش از همه پاسخ دادند: (قالوا بلی) (گفتند بله)
و بعد به دنبال این 14 تن عده ای این 14 تن را در جواب مشایعت کردند
و بعد از آن، پروردگار، همانطور که هر ادعایی در این دنیا هم باید در ادعایش امتحان پس دهد آتشی می افروزد و می فرماید هر کس می گوید که من رب او هستم باید به داخل این آتش برود و باز 14تن پیشگام این کار بودند و پس از ایشان عده ای آنها را مشایعت کردند
14 معصوم از آنجا که مختارانه و از روی آگاهی بالاترین میثاقها را در عالم ذر در عبودیت و بندگی خدا داده اند و اراده و اختیار خود را فانی در خواست و اراده خداوند کرده اند لذا شایسته شدند تا خلیفه اعظم خداوند در هستی و مجرای فیض شوند، ضمن اینکه به واسطه همین میثاق بالاترین رنج و عظیمترین ابتلائات در تاریخ هم بر این خاندان رفته است و می رود (یا صاحب الزمان)
و اما بعد از اینکه این 14 تن، برگزیده ی ویژه خداوند و خلیفه اعظم خداوند در هستی شدند و با فانی کردن اراده خود از روی آگاهی و مختارانه محل واقع شدن خواست و مشیت خدا شدند کسانی هم که طبق خواست خدا بیشترین کرنش را در برابر این برگزیدگان خدا داشتند به بالاتری مقام ها نایل شدند
به طور مثال در حدیث است که حضرت عیسی مسیح به واسطه شدت خضوعش در برابر مولا علی به عنوان آیتی بر جهانیان برگزیده شد و مقام پیامبران اولوالعظم همه به خاطر کرنش و خضوعشان در برابر مقام خلیفه اللهی 14 معصوم بوده و ولایت مولا علی از تمام انبیا ستانده شده و همه انبیا و شیعیان از کسانی هستند که در امتحان ولایت پذیری نسبت به مولا علی امتحان پس داده اند که البته خود مولا علی متولی به ولایت رسول اکرم هستند ولی بر طبق احادیث و به گواه تاریخ خدا نخواسته که ولایت پذیری رسول اکرم محل ابتلای اصلی ایمان و کفر باشد بلکه ولایت امیر المومنین که ادامه ولایت رسول اکرم است محل ابتلای امتحان خداوند در مورد ایمان خلایق است
و ولایت مولا از تمام مخلوقات ستانده شده و هر شخص متناسب با شدت ولایت پذیری که نسبت به مولا علی نشان داده است در این دنیا با ویژگیهایی متناسب با آن ولایت پذیری وارد شده.
و در ضمن آن به اصطلاح میوه ممنوعه ای که حضرت آدم به آن طمع کرد، مقام ولایت بود که به اصطلاح، بزرگتر از دهان پدر بزرگِ بزرگوارمان بود
حال حتی این که چرا یک میوه میرود در شکم یک مومن جای میگرد و یک میوه میرود در شکم یک کافر، باز مقداری از آن به همین عالم ذر باز میگردد
حدیث داریم که در شب عاشورا که حضرت زینب سلام الله علیه مقداری مضطرب بودند از باب استواری یاران امام حسین، ایشان در پاسخ به این پرسشِ بانو می فرمایند که این یاران من از عالم ذر با من هم پیمان شدند بر سر یاری من
خلاصه صحبت ها درباره عالم ذر بسیار است
و اگر انسانی بخواهد عدل خدا را خوب بفهمد باید کل قصه را از عالم ذر و عالم دنیا و عالم برزخ و تا انتهای روز قیامت ببیند و بعد از حکم نهایی پروردگار در مورد عدل خداوند نظر دهد نه این که فی المثل یک صفحه از یک رمان را باز کند و یک جمله بخواند که پدری محکم به گوش پسرش سیلی زد و بعد بگوید عجب پدر ظالمی!
عالمِ دنیا در حقیقت لطفی است به اون کسانی که جواب درستی به الست بربکم نداده اند و در آزمون آتش شرکت نکرده اند ، خداوند از سر فضل و کرمش دوباره فرصتی داده تا ایشان به سعادت باز گردند و کسانی که در آن عالم پاسخ درست داده اند صد در صد اینجا نخواهند لغزید و جهنمی نخواهند شد و اینها در اینجا درحقیقت بر مراتب قرب خود می افزایند
اما یک نکته مهم!!!! کسی نمیداند که چه کسی در عالم ذر چه پاسخی داده و به واسطه ی آن دلش خوش باشد که ما که کارمان ردیف است، و بعلاوه کسانی که جزو پیشگامان پاسخ درست و روندگان به آزمون آتش پرودگار بوده اند کسانی هستند که عاشقانه و از رو محبت خدایش خویش را می پرستند و چه بهشتی باشد چه نباشد در بندگیشان اثری ندارد
اما یک سوال مطرح میشود که اگه این عالم بوده پس چرا ما چیزی از آن یادمان نمی آید
جواب این است که مگر ما تمام خاطرات درون رَحِم مادرمان و دوران نوزادی و کودکیمان و یا حتی دوران متأخرترش به یادمان می آید؟
اما تمام این دوران و انتخاب هایی که در این دوران انجام داده ایم بر آن چیزی که امروز هستیم نقش دارد
در دعاها، ما فرازی داریم که خدایا نام مرا از دفتر اشقیا به دفتر سعادتمندان انتقال ده یعنی انسان میتواند با اختیار خود حتی از انتهای دوزخ تا عرش سیر کند (به لطف و عنایت خدا!!!) و بالعکسش هم امکان پذیر است
البته به شرطها و شروطها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتماً دوستان مقاله
حقیقت ایمان و کفر را مطالعه بنمایند
یا علی و حق نگهدارتان