شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
6 - امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میفرمایند :
((... در حوادث و پیشامد ها به راویان حدیث ما رجوع کنید . زیرا انان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر شما ...))
در مورد این روایت گفته اند : منظور از حوادث واقعه مسایل و احکام شرعی نیست بدیهی است که در اینگونه موارد باید به
فقها رجوع کنند در زمان ائمه هم به فقها رجوع میکردند . و از انان میپرسیدند . بلکه منظور پیشامد های اجتماعی بوده است و
حضرت میفرمایند که فقها حجت من بر شمایند . و خودشان حجت خدا . پس فقها حجت بر مردم هستند . و امور و کارهای
مسلمین من جمله حکومت به انان واگذار شده است
7 - عمر بن حنظله از امام صادق (علیه السلام):
او میگوید امام صادق (علیه السلام) در باره 2 نفر از دوستانمان (شیعه)که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث . و به قضات برای رسیدگی
مراجعه کرده بودند سوال کردم که ایا این رواست فرمود (( هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند در حقیقت
به طاغوت مراجعه کرده است و هر چه را که به حکم انها بگیرد . در حقیقت به طور حرام میگیرد . گر چه ان را که دریافت میکند حق ثابت
او باشد زیرا که ان را به حکم و با رای طاغوت و ان قدرتی گرفته که خدا دستور داده به ان کافر شود ...))
... پرسیدم چه باید بکنند . فرمود (( باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث مار ا روایت کرده . و در حلال و حرام ما مطالعه نموده . بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده ام.))
از این روایت مطالب زیادی استفاده میگردد منجمله اینکه معصوم (علیه السلام) علاوه بر منصب قضا حکومت را با تعبیر حاکم بودن به فقها واگذار نموده اند
همان 58
اصول کافی ج 1 ص 86 حدیث 10
8 - پیامبر اسلام :
((...براستی علما وارثان پیامبرانند و پیامبران هیچ گونه پولی به میراث نمیگذارند . بلکه علم به میراث میگذارند . بنابرین هر کس بهره ای از علم فراگیرد . بهره فراوانی برده باشد ))
ایشان در مورد این روایت بحث مبسوطی و سوال و جوابهای متعددی مطرح نموده اند و استدلال کرده اند که وارث انبیا بودن وقتی برای انان فضیلت است که مانند انبیا ولایت (حکومت) بر مردم داشته و واجب الاطاعه باشند
ایشان به ایات و روایات دیگری نیز در این زمینه استناد نموده اند مه هب جهت طولانی نشدن مطلب از بیان ان پرهیز میشود .
در بحث بعدی و تاپیک بعدی انتصاب ولی فقیه در قانون اساسی مورد بحث قرار میگیرد .
التماس دعا
همان 58- اصول کافی ج1 ص 42 حدیث 1
به ام خدا
در تاپیک قبلی در مورد ضرورت وجود ولی فقیه در حکومت اسلامی بحث کردیم .
در تاپیک حاضر در مورد وظایف و اختیارات رهبری در قانون اساسی خواهیم پرداخت .
دوستان محبت کنند اگر سوال و یا اشکالی میبینند در پایان بحث مطرح بفرمایند .
امید است در پایان این تاپیک به این سوال که چرا ولی فقیه فلان کار را انجام میدهد یا نمیدهد جواب داده شود
قبل از هر چیز باید بدانیم قانون اساسی ایران قوا را تفکیک و برای هر کدام وظایف خاصی تعیین کرده است ....
[/font]
[font=B Nazanin]نقطه نظرات کلی
اصل یکصد و دهم قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبری را طی 11 بند بر شمرده است (وضایف مجموعه
مسئولیتهایی است که شخص بر اساس ضابطه قانونی مکلف به انجام ان است در حالی که در اختیار حق انتخاب وجود
دارد یعنی شخص بر اساس صلاحدید و تمایل خود اقدام مینماید بدون انکه تکلیفی نسبت به ان داشته باشدترک وظبفه
مسئولیت افرین است و لی ترک اختیار مسئولیتی به دنبال ندارد )
در مورد این اصل و بطور کلی وظایف و اختیارات رهبری 2 دیدگاه وجود دارد :
نظر اول : محدود و محصور بودن وظایف و اختیارات رهبری بر طبق قانون اساسی
بر اساس این نظر رهبر دارای اختیارات محدود و مذکور در قانون اساسی است و نمیتواند فراتر از ان اقدام نماید .
دلایل طرفداران این نظر عمدتا موارد زیر است
1 - ... ادامه دارد به امید خدا
التماس دعا
1 _ هدف از ایجاد قانون اساسی ایجاد نظام منضبط قانونیست و صلاحیتهای زمامداران از ان به دست میاید. لذا قانون اساسی ایران نیز حدود ولایت مطلقه فقیه را مشخص میسازد و وجود قدرتی ما فوق قانون اساسی که قانون برتر و مادر است ان را امری لغو عبث میسازد
2 _ اصول اول (تشکیل حکومت با رای مردم ) بند 8 اصل سوم (مشارک عامه مردم در تعیین سرنوشت خویش . ششم (امور با اتکا به رای مردم هفتم (شوراها از ارکان تصمیم گیری) پنجاه و ششم (حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش) یکصد و هفتم (انتخاب غیر مستقیم رهبر توسط مردم ) مشخص میسازد که موضوع ولایت فقیه در چهارچوب حاکمیت ملی مطرح است و نه فراتر از ان
3 _ قانون مدیریت سیاسی کشور را ضابطه مند میسازد لذا طبق اصل 57 (عمل طبق قانون ) 110 (احصاء وظائف و اختیارات رهبری ) اختیارات رهبری محصور گردیده است . لذا ولایت فقیه در محدوده قانون اساسی و ارکان ان میباشد
4 _ حقوق و ازادی های مردم بر اساس اصول نهم (تضمین ازادی های مشروع)و اصل 56 (عدم امکان حق تعیین سرنوشت ) تثبیت گردیده لذا ولایت مطلقه مقام رهبری . در حدود حقوق بلا منازع و غیر قابل سلب مردم دارای اعتبار است (دکتر سید محمد هاشمی حقوق اساسی جلد 2 -73-78)
5 _ گرچه ولایت فقیه در اصل 57 مطلقه تفسیر شده ولی رهبری در جمهوری اسلامس ایران نوعی اقتدار مهار شده است . ضوابط قانونی کلیه اختیارات رهبری را بوسیله قانون محدود میسازد و قانون اساسی مسئولیت ها و نهادهایی را که در اختیار ولی فقیه هستند تعیین نموده است .(عباسعلی عمید زنجانی -فقه سیاسی ص 269)
6 _ طبق اصل 107 :
رهبر در برابر قانون با سایر افراد کشور مساوی است
لذا قانون بر رهبر نیز مجراست و تفوقی برای وی نسبت به قوانین وجود ندارد
نظر دوم :....
نظر دوم : اختیارات ولی فقیه فراتر از قانون اساسی است
بر اساس این نظریه ولی فقیه دارای اختیارات مطلقه است و موارد مذکور در اصل یکصد و دهم قانون اساسی بعنوان وصادیق و نمونه هایی از اختیارات رهبری است . و لذا اختیارات وی فراتر از قانون میباشد
دلایل این گروه بطور خلاصه :
1 _ بر اساس اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی :
((قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارت است از ... که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت ... اعمال میگردد...))
در این اصل اولا به مطلق بودن ولایت تصریح شده است ثانیا مفهوم اینکه قوای 3 گانه زیر نظر ولایت فقیه است اطاعت انها از مقام مزبور میباشد لذا قوه مقننه نیز باید در نهایت امر از اوامر ولی فقیه تبعیت کند .
2 _ بر اساس اصل یکصد و هفتم قانون اساسی:
((... رهبر منتخب خبرگان . ولایت امر و همه مسئولیت های ناشی از ان را به عهده خواهد داشت...))
لذا همه مسئولیت های ناشی از ان بر عهده رهبری است و انچه در اصل یکصد و دهم ذکر شده محدود کننده نیست و از باب مثال و مصادیق ان است
3 _ ....
ادامه دارد به امید خدا
سلام دوستان
ماه رمضان هم رسید ان شاالله بهترین بهره رو ازین ماه ببریم.
دوستان چند وقت سوالی ذهنم رو به شدت مشغول کرده دوست دارم این سوال رو اینجا مطرح کنم امیدوارم
جوابم رو بگیرم.
سوال اینه: آیا ما حق تحقیق درباره شخص ولی فقیه رو داریم؟ اگر این حق رو داریم تا چه میزان؟ و اگر این حق رو نداریم چرا؟
سلام
شما نه تنها اجازه دارید ، بلکه وظیفه دارید همیشه در مورد کسی که ولی امر شما است تحقیق کنید، الا معصوم.
تصور من بر اینه که عموم مردم حق تحقیق درباره ولی فقیه رو ندارن بلکه این امر بر عهده عده ای از فقها گذاشته شده.و انها وظیفه عزل و نصب ولی رو بر عهده دارن.
سلام
ببینید ، ما به عنوان پیروان بدون شرط یک انسان ، می بایست دائما از صحت شرایط اون شخص نسبت به پیروی اطمینان حاصل کنیم.
اگر شخص معصوم باشه ، خوب خود خدا تضمین کرده شرایط اون شخص رو ، یا اگر مستقیما از طرف معصوم انتخاب شده ، معصوم خودش با ولایتی که از خداوند داره صحت شرایط شخص رو بررسی می کنه.
اما اگر شخص معصوم نیست ، و به صورت غیر مستقیم از طرف معصوم صلاحیت پیدا کرده (مثلا راوی حدیث هست) ، باید دائما ما شرایط صلاحیتش رو بررسی کنیم ، یا از شخص یا اشخاص مورد اعتمادی در بررسی این شرایط بهره ببریم (مثلا یک مجتهد جامع الشرایط) و در این حالت ما باید اون شخص ثانوی رو مورد بررسی قرار بدیم.
مثلا اگر ما مجلس خبرگان رو به عنوان نهاد بررسی ولی فقیه قبول داریم ، دائما باید بر روی اعضای اون نظارت داشته باشیم و اصلاح رو انتخاب کنیم.
یا مثلا اگر عالم و مجتهد مورد اعتمادی رو می شناسیم که ولی فقیه رو زیر نظر داره ، باید اون شخص مجتهد رو دائما در بوته آزمایش قرار بدیم.