تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (B+)معجزه شق القمر + ناسا + !!!»
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۲۱/بهمن/۸۹ ۰:۴۵)mir464 نوشته است: [ -> ]با سلام
لطفا منبع را ذكر كنيد تا بتوانيم بيشتر در اين مورد تحقيق كنيم.

در تاپیک شماره 6 منبع شبهات مطرح شده است.
در تاپیک شماره هفت نیز توضیحات کامل می باشد.
سلام
خبر این قضیه چند وقت پیش توی ایمیلم اومده بود.
خیلی عجیب و جالبه
در اين باره آثاری است كه نشان‌گر اين موضوع است كه اين معجزه را تنها در عربستان نديده‌اند بلكه در كشورهای ديگر هم ديده شده است در يكی از نسخه هاي خطی هندی كه در موزه بريتانيا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شق‌القمر در 14 قرن پيش سخن گفته شده است و يكی از دانشمندان اسلامی به‌نام دكتر «محمد حميدا» در كتابش كه درباره زندگی پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است آن را نقل كرده است: يكی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند اين انشقاق را در زمان خود مشاهده كرده و مردم اين مشاهده را نقل كردند و بعد كه عده‌ای از تجار مسلمان به هندوستان سفر می‌كنند زمانی كه به اين شهر می‌رسند خبر شق‌القمر را می‌شنوند و می‌گويند ما در هندوستان اين واقعه را مشاهده كرديم اين تجار صحت حرف آن‌ها را تأييد می‌كنند و می‌گويند اين معجزه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و پادشاه هند فرزند خود را به عربستان می‌فرستند تا تحقيق كند و زمانی كه متوجه می‌شود اين معجزه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود مسلمان می‌شود.

«وَیَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ»" آن كسانی كه اهل علم هستند متوجه می‌شوند آن‌چه كه بر تو نازل شده است حق است."


منبع : http://www.helal.ir/helal/modules.php?na...nt&sid=406
علّامه بزرگوار و فقيه اهل البيت عليهم السلام آيه اللَّه العظمى نجفى مرعشى هم در زمان حیاتشان فرموده بودند:
در چند سال قبل در پكن پايتخت كشور چين كمونيست، ساختمانى خراب شد و آنجا را حفّارى كردند در زير زمين و سرداب ستونهايى نمايان شد كه بر بالاى ستونى بخط چينى نوشته بود اين بناء در سال دو نيمه شدن ماه انجام گرفت، و حساب كردند با سال هشتم از بعثت مطابق آمد، پس در جرائد نوشتند، و از مصر هم جماعتى رفتند و آن را ديده و در مجلّات مصرى منعكس نمودند. ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏24، ص: 12
Blushقربون اين پيامبر رحمت برم كه مردم آخر الزمانم از كرامت و معجزاتش بي نصيب نميذاره. بيخود نيس كه خيليا به مسلمونيتشون مي نازن! Sleepy
نقل قول: در اين باره آثاری است كه نشان‌گر اين موضوع است كه اين معجزه را تنها در عربستان نديده‌اند بلكه در كشورهای ديگر هم ديده شده است در يكی از نسخه هاي خطی هندی كه در موزه بريتانيا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شق‌القمر در 14 قرن پيش سخن گفته شده است و يكی از دانشمندان اسلامی به‌نام دكتر «محمد حميدا» در كتابش كه درباره زندگی پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است آن را نقل كرده است: يكی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند اين انشقاق را در زمان خود مشاهده كرده و مردم اين مشاهده را نقل كردند و بعد كه عده‌ای از تجار مسلمان به هندوستان سفر می‌كنند زمانی كه به اين شهر می‌رسند خبر شق‌القمر را می‌شنوند و می‌گويند ما در هندوستان اين واقعه را مشاهده كرديم اين تجار صحت حرف آن‌ها را تأييد می‌كنند و می‌گويند اين معجزه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و پادشاه هند فرزند خود را به عربستان می‌فرستند تا تحقيق كند و زمانی كه متوجه می‌شود اين معجزه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود مسلمان می‌شود.

«وَیَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ»" آن كسانی كه اهل علم هستند متوجه می‌شوند آن‌چه كه بر تو نازل شده است حق است."


منبع : http://www.helal.ir/helal/modules.php?na...nt&sid=406

فقدان شاهد: تا کنون هیچ سند علمی و تاریخی قابل اعتماد که نشان بدهد 1400 سال قبل ماه شکافته شده است، ارائه نگردیده. در این زمینه تنها شواهد موجود مربوط به روایات و احادیثی است که توسط خود مسلمین بیان شده و یا تواریخی که به دست خود مسلمین و بر اساس همین روایات و داستانها نوشته شده اند. اینگونه روایات و داستانها صرفا ساخته و پرداخته های اذهان خیالپرداز مسلمانانی بوده است که پس از وفات پیامبر، شروع به ترفیع مرتبت پیامبر نمودند و انواع و اقسام معجزات و امور محیر العقول را به ایشان نسبت دادند. در صورتیکه پیامبر هرگز چنین اعمالی را انجام نداده است بلکه خود او نیز در قرآن صراحتا به عجز خود بر معجزه معترف بوده است. هیچ گاه پیامبر اسلام در طول زندگانی خود عمل محیر العقولی را به خویش نسبت نداد و هرگز ادعا ننمود که توانای انجام معجزه دارد. واقعه ی دو نیم شدن ماه نیز مانند معجزات دیگر از قبیل سایه نداشتن پیامبر، سلام سنگ و چوب بر ایشان، حرکت درخت و سنگ در زمان قضای حاجت ایشان و دیدن پشت سر و شفا بخشی بول ایشان و ...، تماما برساخته های تاریخی هستند که به تدریج بدلیل تکرار کتبی و شفاهی فراوان آنها، توسط اکثر مسلمین پذیرفته و جزء عقاید آنان گشته و هیچگونه شکی را در آنها خوش نمیدارند.

مشاهده ی واقعه دو نیم شدن ماه، لااقل توسط نیمی از مردم کره ی زمین قابل مشاهده بوده است، اما از هیچکدام از این ممالک و اقوام، گزارش موثقی مبنی بر مشاهده ی آن وجود ندارد. اگر چنین واقعه ای رخ میداد، نه تنها مردم عرب، بلکه حتما تمام جهان آن روز را بسیار تکان میداد بگونه ای که گزارشات فراوانی از آن نگاشته میشد و تاثیر انفجاری بر عقاید تمام مردمان میگذاشت. در تفاسیر و روایات آمده است که این معجزه نه تنها توسط افراد همراه پیامبر مشاهده شده است، بلکه برخی کاروان هایی که در راه مسافرت بوده اند نیز آنرا مشاهده کرده و بر دیدن آن گواهی داده اند. پس چگونه ممکن است که دو نیم شدن ماه فقط در روایات اسلامی ذکر شده است و هیچ گونه گزارشی در کتب تاریخی و علمی و نجومی دیگر کشورها نیست؟ قابل ذکر است که در همین زمان در یونان، رصدخانه ها و آکادمی نجوم وجود داشته اند که از صدها سال قبل برپا بوده اند.

چگونه میتوان قبول کرد در روزگاری که رصدخانه هایی در کشورهای مختلف وجود داشته، و بطور متوالی منجمان چینی و یونانی و کاهنان مصری چشم به آسمان داشته اند، چنین اتقاق شگرفی را در مقابل چشم خود ندیده وگزارش نکرده باشند؟ همانطور که میدانیم، مصریان بیش از 5000 سال قبل، با نجوم و حرکات سماوی آشنایی کامل داشته اند و بطور مستمر آسمان توسط کاهنین مذهبی با اهداف مذهبی و پیشگویی آینده زیر نظر بوده است. یونانیان و آتـنی ها نیز لااقل از 2500 سال قبل با نجوم آشنایی داشته و مستمرا اجرام سماوی را رصد میکرده اند و هرگز نمیتوان قبول کرد که چنین واقعه ی عظیمی در مقابل چشمان همه ی جهانیان رخ دهد ولی گزارشات مبسوطی از آن باقی نمانده باشد.

برخی از مفسرین در جواب این ایراد گفته اند که فقط نیمی از مردم زمین که در آنجا شب بوده، قادر به دیدن این واقعه بوده اند، و گفته اند که در همین نیمکره نیز عده ی زیادی از مردم در خواب بوده اند، در مناطق دیگر نیز هوا ابری بوده و ماه مشهود نبوده است... . و در نهایت با هزار توجیه گیری عبث و مضحک سعی میکنند که توجیهی برای آن بتراشند. جالبتر اینکه در نهایت نیز میگویند آن دسته از مردمان هم که در آن شب بیدار بوده اند، سر به پایین داشته و به بالای سر خود نگاه نکرده اند! بطلان و بی پایگی این گونه دلیل تراشی ها نیز بر خواننده پوشیده نیست و چنین توجیهات پوچی نیاز به رد کردن ندارند. بدون شک عدم مشاهده و عدم وجود گزارشات از واقعه عظیمی چون دو نیم شدن ماه در مقابل چشم جهانیان، را نمیتوان با اینگونه دلیل تراشی ها توجیه نمود.

در برخی دیگر از تفاسیر گفته شده است که تمام گزارشاتی که از این واقعه در کتب تاریخ در دنیا نوشته شده بوده، توسط دشمنان اسلام و پیامبر حذف شده اند تا از اینطریق حقانیت پیامبر بر آیندگان ثابت نشود. بلاهت این توجیه گری نیز روشن است. هرگز پذیرفته نیست که بگوییم در تمام دنیا و در میان اقوام و ممالک مختلف و دور از هم، توطئه ای هماهنگ و گسترده بر علیه پیامبر رخ داده و گزارش این معجزه از تمام کتب تاریخی و علمی همه ی کشورها حذف شده باشد! این اظهار نظر بیشتر نشان دهنده ی «توهم توطئه» ی مفسر (و احیانا نگاه متعصبانه ی او) است تا دلیلی بر فقدان گزارش شکافته شدن ماه!

البته برخی نیز ادعا کرده اند که این واقعه توسط یک پادشاه هندی مشاهده شده است و وی پس از مشاهده ی این واقعه و خبردار شدن از اینکه این عمل توسط پیامبر اسلام انجام شده است، مسلمان شده. و نیز ادعا میکنند که این گزارش در کتابی نیز نگاشته شده است. اما این افراد از خود سوال نکرده اند که چگونه است از میان تمام افرادی که شرایط مشاهده ی ماه را به لحاظ جوی و مکانی داشته اند، فقط همین یک نفر و آن هم مخصوصا یک پادشاه(!) آنرا مشاهده کرده است.
پس این ایه درباره ی چه موضوعی نازل شده است
(اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ) ؟
(۲۲/تیر/۹۱ ۲۲:۱۴)binam12 نوشته است: [ -> ]پس این ایه درباره ی چه موضوعی نازل شده است
(اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ) ؟
انتساب این عمل به پیامبر خلاف عقل و شواهد علمی و خلاف نص صریح قرآن است که پیامبر را فاقد معجزه میداند.
نقل قول:بنابراین معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر انجام نشده است و منطقی تر این است که کلمه ی «ساعت» را در این آیه بمعنای «آخرت» در نظر بگیریم. یعنی شق القمر را واقعه ای بدانیم که در آخرت رخ خواهد داد و آنرا بیانی سمبولیک از تغییر در قوانین حاکم بر اجرام سماوی یا فروپاشی اجرام سماوی و قوانین حاکم بر آنها و نظایر آن بدانیم. خصوصا اینکه زمان فعل این جمله، ماضی محقق الوقوع است که در زبان عرب، خبر از وقوع یک مسئلۀ قطعی در آینده می دهد. در پایان به یکی از تفاسیر معقول و خرد پسندی که در مورد این دو آیه وجود دارد اشاره می شود:
«یا محمد روز قیامت نزدیک میشود از علائم آن روز اینست که کره قمر منشق شده محو میگردد. خلاصه و تاویل از علائم قیامت آنست که کره ماه شکافته خواهد شد.»
تفسیر «کشف الحقایق» / جلد 3 / صفحه ی 454
نقل قول:انتساب این عمل به پیامبر خلاف عقل و شواهد علمی و خلاف نص صریح قرآن است که پیامبر را فاقد معجزه میداند.

کدام نص صریح قرآن پیامبر را فاقد معجزه می داند؟؟؟؟؟؟

نقل قول: بنابراین معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر انجام نشده است و منطقی تر این است که کلمه ی «ساعت» را در این آیه بمعنای «آخرت» در نظر بگیریم. یعنی شق القمر را واقعه ای بدانیم که در آخرت رخ خواهد داد و آنرا بیانی سمبولیک از تغییر در قوانین حاکم بر اجرام سماوی یا فروپاشی اجرام سماوی و قوانین حاکم بر آنها و نظایر آن بدانیم. خصوصا اینکه زمان فعل این جمله، ماضی محقق الوقوع است که در زبان عرب، خبر از وقوع یک مسئلۀ قطعی در آینده می دهد. در پایان به یکی از تفاسیر معقول و خرد پسندی که در مورد این دو آیه وجود دارد اشاره می شود:
«یا محمد روز قیامت نزدیک میشود از علائم آن روز اینست که کره قمر منشق شده محو میگردد. خلاصه و تاویل از علائم قیامت آنست که کره ماه شکافته خواهد شد.»


عموم مفسران شيعه و اهل سنت گفته ‏اند: آيه مباركه:
«اقتربت الساعة و انشق القمر،و ان يروا آية يعرضوا و يقولوا سحرمستمر».
-قيامت نزديك شد و ماه شكافت،و اگر معجزه ‏اى ببينند روى بگردانند وگويند جادوئى است مستمر.

درباره همين معجزه شق القمر نازل شده و همان داستان رابازگو ميكند كه مشركان درخواست چنين معجزه‏اى كردند و چون ‏به وقوع پيوست روى گردانده و گفتند:جادوئى است مانندجادوهاى ديگر.

تنها از حسن و عطا و بلخى نقل شده كه گفته‏ اند:«انشق‏»در اينجا بمعناى‏«سينشق‏»است‏ يعنى بزودى در قيامت ماه دونيم خواهد شد و اينكه بلفظ ماضى آمده بخاطر اينكه محققا واقع ‏خواهد شد،ولى اين تفسير بگفته علامه طباطبائى و ديگران بسياربى ‏پايه است و دلالت آيه بعدى كه مى ‏فرمايد:«و ان يرو آية‏يعرضوا،و يقولوا سحر مستمر»آنرا رد مى‏كند براى اينكه سياق آن‏ آيه روشن‏ترين شاهد است‏ بر اينكه منظور از«آيت‏»معجزه بقول ‏مطلق است،كه شامل دو نيم كردن ماه هم ميشود،يعنى حتى‏ اگر دو نيم شدن ماه را هم ببينند ميگويند سحرى است‏ پشت ‏سر هم،و معلوم است كه روز قيامت روز پرده پوشى نيست، روزيست كه همه حقايق ظهور مى ‏كند،و در آنروز همه در بدر دنبال معرفت مى ‏گردند،تا بآن پناهنده شوند.و معنا ندارد درچنين روزى هم بعد از ديدن‏«شق القمر»باز بگويند اين سحرى ‏است مستمر،پس هيچ چاره‏اى نيست جز اينكه بگوئيم شق القمرآيت و معجزه‏اى بوده،كه واقع شده،تا مردم را بسوى حق وصدق دلالت كند،و چنين چيزى را ممكن است انكار كنند وبگويند سحر است.

نظير تفسير بالا در بى‏ پايگى گفتار بعضى ديگر است كه ‏گفته ‏اند:كلمه‏«آيت‏»اشاره است‏ بآن مطلبى كه رياضى دانان‏اين عصر بآن پى برده ‏اند،و آن اينستكه كره ماه از زمين جداشده،همانطور كه خود زمين هم از خورشيد جدا شده،پس جمله‏«و انشق القمر»اشاره است ‏بيك حقيقت علمى،كه در عصرنزول آيه كشف نشده بود،بعد از صدها قرن كشف شد.

وجه بى ‏پايگى اين تفسير اينستكه در صورتى كه گفتاررياضى دانان صحيح باشد آيه بعدى كه مى ‏فرمايد:«و ان يروا آية‏يعرضوا و يقولوا سحر مستمر»با آن نمى ‏سازد،براى اينكه از احدى ‏نقل نشده كه گفته باشد خود ماه سحرى است مستمر.

علاوه بر اينكه جدا شدن ماه از زمين اشتقاق است،و آنچه درآيه شريفه آمده انشقاق است،و انشقاق را جز بپاره شدن چيزى‏و دو نيم شدن آن اطلاق نمى ‏كنند،و هرگز جدا شدن چيزى از چيز ديگر كه قبلا با آن يكى بوده را انشقاق نمى‏ گويند.

و نظير وجه بالا در بى پايگى اين وجه است كه بعضى اختياركرده گفته ‏اند:انشقاق قمر بمعناى برطرف شدن لمت‏شب‏هنگام طلوع آن است،و نيز اينكه بعضى ديگر گفته ‏اند:انشقاق‏ قمر كنايه است از ظهور امر و روشن شدن حق.
البته اين آيه خالى از اين اشاره نيست،كه انشقاق قمر يكى ‏از لوازم نزديكى ساعت است.

منبع: با یخرده دستکاری www.hawzah.net

اینکه این معجزه از بسیاری از صحابه شیعه و سنی نقل شده دیگر جای شک نمیذاره، و باید پذیرفت که، شکافته شدن ماه یکی از نشانه های نزدیکی قیامت است، همانطور که ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یکی دیگر از نشانه هاست .

بسم الله الرحمن الرحیم

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿١﴾ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿٢﴾ أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿٣﴾ بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿٤﴾ بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ﴿٦﴾ فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿٧﴾ وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿٨﴾ وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ﴿٩﴾ يَقُولُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ﴿١٠﴾ كَلَّا لَا وَزَرَ ﴿١١﴾ إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ﴿١٢﴾ يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿١٣﴾ بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ ﴿١٥﴾ لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿١٦﴾ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿١٧﴾ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩﴾
به نام الله بخشنده مهربان
به روز قيامت سوگند مي خورم، ( 1 ) و به نفس سرزنش گر قسم مي خورم. ( 2 ) آيا انسان گمان مي کند که ما هرگز استخوان هايش را جمع نخواهيم کرد؟ ( 3 ) چرا در حالي که تواناييم که [خطوط] سر انگشتانش را درست و نيکو بازسازي کنيم، ( 4 ) [نه اينکه به گمان او قيامتي در کار نباشد] بلکه انسان مي خواهد [با دست و پا زدن در شک و ترديد] فرارويش را [از اعتقاد به قيامت که بازدارنده اي قوي است] باز کند [تا براي ارتکاب هر گناهي آزاد باشد!] ( 5 ) [با حالتي آميخته با ترديد] مي پرسد: روز قيامت چه وقت است؟ ( 6 ) پس هنگامي [است] که چشم [از سختي و هولناکي آن] خيره شود، ( 7 ) و ماه تاريک و بي نور گردد، ( 8 ) و خورشيد و ماه به هم جمع شوند. ( 9 ) آن روز انسان گويد: گريزگاه کجاست؟ ( 10 ) اين چنين نيست، هرگز پناهگاهي وجود ندارد. ( 11 ) آن روزقرارگاه [نهايي] فقط به سوي پروردگار توست. ( 12 ) آن روز است که انسان را به اعمالي که از ديرباز يا پس از آن انجام داده، آگاه مي کنند. ( 13 ) بلکه انسان خود به وضع خويش بيناست. ( 14 ) و هر چند [براي توجيه گناهانش] بهانه ها بتراشد ( 15 ) [پيش از پايان يافتن وحي به وسيله جبرئيل] زبانت را به حرکت در نياور تا در خواندن آن شتاب ورزي. ( 16 ) بي ترديد گردآوردن و [به هم پيوند دادن آيات که بر تو وحي مي شود و چگونگي] قرائتش بر عهده ماست، ( 17 ) پس هنگامي که آن را [به طور کامل] خوانديم، [به همان صورت] خواندنش را دنبال کن. ( 18 ) سپس توضيح و بيانش نيز بر عهده ماست. ( 19 )
نقل قول: 2 - خود پیامبر اذعان دارد که معجزه ای ندارد: پیامبر بارها در جواب افرادی که از ایشان طلب معجزه میکردند، می فرمودند که نمی توانند معجزه بکنند و یا با توجیهات مختلف از انجام معجزه شانه خالی میکردند. بعنوان نمونه میتوان به آیات 181 و 184 سوره ی «آل عمران» و آیه ی 7 سوره ی «رعد» و آیه ی 37 سوره ی «انعام» و آیه ی 59 سوره ی «اسراء» و آیاتی دیگر اشاره نمود.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع