۵/مرداد/۹۰, ۱۴:۴۷
به نام خدا
در مورد این مقاله باید بگم که واقعا یکی از زیباترین مقالاتی بوده که من خوندم باهاش حال کردم(حس زیبایی بهم دست داده)
من این مقاله رو در چند بخش به دوستان ارائه میدم...چون به نظرم اگه همشو یکجا قرار بدم اجحاف میشه در حقش،چون خیلی طولانیه و ممکنه بعضی از دوستان نصفه کاره رهاش کنن.
در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.
برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) از بزرگان و اکابر یهود می گوید:
"هر فرد یهودی که به ماشیح معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر پیامبران بنی اسرائیل است(1)
برخی نیز خنثی بودن و عدم دخالت این آیات ، در زندگی خاخام ها و حاکمان یهود را عامل در امان ماندنشان از تحریف می دانند .
عده ای بر این عقیده هستند که آنچه یهودیان را در تمام برهه های تاریخ پر فراز و نشیبشان هماره متحد نگاه داشته اعتقاد ایشان به ظهور منجی (ما شیح) بوده است برخی دیگر نیز این امر- مصون ماندن نسبی آیات مربوط به آخر الزمان- را از معجزات الهی می پندارند .
دلیل هرچه باشد نتیجه این است که در میان کتب دینی یهود و پیامبران بنی اسرائیل شاهد فراز های بسیاری هستیم که به موضوع آخر الزمان ، نشانه ها ، و شخص موعود اختصاص دارد و حتی در برخی کتب مانند زبور حضرت داوود(علیه السلام) مسائل آخر الزمانی و نشانه های منجی یک سوم این کتاب را در بر گرفته است.
تعدادی از این آیات ، به ظهور حضرت مسیح (علیه السلام) دلالت داشته و با شخص ایشان تطابق فراوان دارد لیکن در بررسی شکلی و محتوایی برخی آیات عهد عتیق به مواردی بر می خوریم که به طرز عجیب و باور نکردنی با مسائل مربوط به منجی شیعیان حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همخوانی کامل دارد.
به گونه ای که جای هیچ تردیدی را برای هر انسان منصفی باقی نمی گذارد.
از اسفار پنجگانه تورات در سفر(sefr) پیدایش آمده است:
" خدا وند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت: به ذریه تو این زمین را می بخشم ،تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید "(2)
آیاتی از این دست سبب شده است تا برخی یهودیان ، تمامی زمین را ارث پدری خود دانسته و اندیشه های صهیونیستی مستخرج از این آیات تجاوز به دیگر سرزمین ها را جایز بشمارد.
و در جایی دیگر خطاب به ابراهیم (علیه السلام) داریم:
" تورا بسیار بار ور گردانم و امتهای بسیار از تو پدیدار کنم ،پادشاهان از تو بوجود آیند.عهد خود را در میان خویش و تو و ذریه بعد تو استوار گردانم که نسل بعد از نسل جاودانی باشد "
ودر فرازی دیگر خداوند خطاب به حضرت ابراهیم اورا پدر امتها می نامد:
" نام تو بعد از این آبرام خوانده نشود بلکه نامت آبراهیم خواهد بود زیرا تو را پدر امتهای فراوان گردانیدم. (3)
در آیه ای دیگر خداوند علاوه بر اشاره به وراثت زمین به صالحان در آخر الزمان سخن از ذریه کثیر ابراهیم (علیه السلام) می کند:
4. به سوی آسمان بنگر- ستارگان را بشمار اگر خواهی ذریه تو نیز چنین خواهد بود ، تورا از کلدانیان(بین النهرین) بیرون آوردم تا زمین را به ارث تو بخشم (4)
چنان که مستحضر هستید در آیه اول خداوند متعال وعده حکمرانی ذریه حضرت ابراهیم بر جهان را می دهد و در آیه بعدی آنرا عهدی بین خود و ابراهیم (علیه السلام) معرفی می نماید.
به راستی عهد میان حضرت ابرهیم و خداوند متعال چیست؟ در خواست این نبی الهی از خدا چه بوده است؟ وراثت زمین به ذریه او؟
بی شک بهترین راه پاسخ به چنین سوالاتی نگاه به کلام الله مجید است چنانکه قرآن برخی موارد فوق را تایید نموده و پرده از رازی بزرگ برمی دارد، آنجا که در تایید آیه سوم :
"تورا پدر امتهای فراوان گردانیدم "
می فرماید:
"...مله ابیکم ابراهیم و هو سمئکم المسلمین من قبل و فی هذا ..."
"از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید ،خداوند شمارا در کتابهای پیشین ودر این کتاب مسلمان نامید".(5)
ولی نکته بسیار بسیار مهم در آیه چهارم است که سخن از عهدی بین خدا و ابراهیم (علیه السلام) می رود، این موضوع به طرز عجیبی در قرآن پاسخ داده شده است چنانکه می خوانیم:
" و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن قال انی جاعلک لناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین"
"هنگامی که پروردگار ابراهیم،اورا با دستوراتی آزمود و او به طور کامل از عهده آنها برآمد،خداوند به او فرمود:من تورا امام و پیشوای مردم قرار دادم.ابراهیم گفت:از دودمان و ذریه من نیز امامانی قرار بده ، خداوند فرمود عهد من به ستمکاران نمی رسد"(6)
پس در واقع عهد بین حضرت حق و پیامبرش رسیدن افرادی خاص از ذریه ابراهیم (علیه السلام) به مقام امامت است که شامل ستمکاران نمی شود، چرایی پاسخ خداوند نسبت به در خواست حضرت ابراهیم مبنی بر امام قرار دادن ذریه اش را می بایست اینگونه واکاوی نمود.
ادامه دارد.....
پینوشت:
1-نشریه بینا- نشریه کلیمیان ایران- سال اول (1378 )شماره 4
2-(باب 12- فراز 7)
3-(باب17-فراز20) و (باب18-فراز18). آنچنان که در منابع دینی یهود آمده است خدا پس از امتحان حضرت ابراهیم و سارا به خاطر سربلند بیرون آمدن از این آزمون الهی به نام های ایشان "ه" اضافه فرمود و آبرام و سار به ابراهیم و ساره بدل گشتند
4-(13-15) (15-5 تا 8).
5-سوره حج آیه 78
6- سوره بقره آیه 124
در مورد این مقاله باید بگم که واقعا یکی از زیباترین مقالاتی بوده که من خوندم باهاش حال کردم(حس زیبایی بهم دست داده)
من این مقاله رو در چند بخش به دوستان ارائه میدم...چون به نظرم اگه همشو یکجا قرار بدم اجحاف میشه در حقش،چون خیلی طولانیه و ممکنه بعضی از دوستان نصفه کاره رهاش کنن.
بسم الله الرحمن الرحیم
مهدی موعود در تورات
مهدی موعود در تورات
در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.
برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) از بزرگان و اکابر یهود می گوید:
"هر فرد یهودی که به ماشیح معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر پیامبران بنی اسرائیل است(1)
برخی نیز خنثی بودن و عدم دخالت این آیات ، در زندگی خاخام ها و حاکمان یهود را عامل در امان ماندنشان از تحریف می دانند .
عده ای بر این عقیده هستند که آنچه یهودیان را در تمام برهه های تاریخ پر فراز و نشیبشان هماره متحد نگاه داشته اعتقاد ایشان به ظهور منجی (ما شیح) بوده است برخی دیگر نیز این امر- مصون ماندن نسبی آیات مربوط به آخر الزمان- را از معجزات الهی می پندارند .
دلیل هرچه باشد نتیجه این است که در میان کتب دینی یهود و پیامبران بنی اسرائیل شاهد فراز های بسیاری هستیم که به موضوع آخر الزمان ، نشانه ها ، و شخص موعود اختصاص دارد و حتی در برخی کتب مانند زبور حضرت داوود(علیه السلام) مسائل آخر الزمانی و نشانه های منجی یک سوم این کتاب را در بر گرفته است.
تعدادی از این آیات ، به ظهور حضرت مسیح (علیه السلام) دلالت داشته و با شخص ایشان تطابق فراوان دارد لیکن در بررسی شکلی و محتوایی برخی آیات عهد عتیق به مواردی بر می خوریم که به طرز عجیب و باور نکردنی با مسائل مربوط به منجی شیعیان حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همخوانی کامل دارد.
به گونه ای که جای هیچ تردیدی را برای هر انسان منصفی باقی نمی گذارد.
از اسفار پنجگانه تورات در سفر(sefr) پیدایش آمده است:
" خدا وند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت: به ذریه تو این زمین را می بخشم ،تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید "(2)
آیاتی از این دست سبب شده است تا برخی یهودیان ، تمامی زمین را ارث پدری خود دانسته و اندیشه های صهیونیستی مستخرج از این آیات تجاوز به دیگر سرزمین ها را جایز بشمارد.
و در جایی دیگر خطاب به ابراهیم (علیه السلام) داریم:
" تورا بسیار بار ور گردانم و امتهای بسیار از تو پدیدار کنم ،پادشاهان از تو بوجود آیند.عهد خود را در میان خویش و تو و ذریه بعد تو استوار گردانم که نسل بعد از نسل جاودانی باشد "
ودر فرازی دیگر خداوند خطاب به حضرت ابراهیم اورا پدر امتها می نامد:
" نام تو بعد از این آبرام خوانده نشود بلکه نامت آبراهیم خواهد بود زیرا تو را پدر امتهای فراوان گردانیدم. (3)
در آیه ای دیگر خداوند علاوه بر اشاره به وراثت زمین به صالحان در آخر الزمان سخن از ذریه کثیر ابراهیم (علیه السلام) می کند:
4. به سوی آسمان بنگر- ستارگان را بشمار اگر خواهی ذریه تو نیز چنین خواهد بود ، تورا از کلدانیان(بین النهرین) بیرون آوردم تا زمین را به ارث تو بخشم (4)
چنان که مستحضر هستید در آیه اول خداوند متعال وعده حکمرانی ذریه حضرت ابراهیم بر جهان را می دهد و در آیه بعدی آنرا عهدی بین خود و ابراهیم (علیه السلام) معرفی می نماید.
به راستی عهد میان حضرت ابرهیم و خداوند متعال چیست؟ در خواست این نبی الهی از خدا چه بوده است؟ وراثت زمین به ذریه او؟
بی شک بهترین راه پاسخ به چنین سوالاتی نگاه به کلام الله مجید است چنانکه قرآن برخی موارد فوق را تایید نموده و پرده از رازی بزرگ برمی دارد، آنجا که در تایید آیه سوم :
"تورا پدر امتهای فراوان گردانیدم "
می فرماید:
"...مله ابیکم ابراهیم و هو سمئکم المسلمین من قبل و فی هذا ..."
"از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید ،خداوند شمارا در کتابهای پیشین ودر این کتاب مسلمان نامید".(5)
ولی نکته بسیار بسیار مهم در آیه چهارم است که سخن از عهدی بین خدا و ابراهیم (علیه السلام) می رود، این موضوع به طرز عجیبی در قرآن پاسخ داده شده است چنانکه می خوانیم:
" و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن قال انی جاعلک لناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین"
"هنگامی که پروردگار ابراهیم،اورا با دستوراتی آزمود و او به طور کامل از عهده آنها برآمد،خداوند به او فرمود:من تورا امام و پیشوای مردم قرار دادم.ابراهیم گفت:از دودمان و ذریه من نیز امامانی قرار بده ، خداوند فرمود عهد من به ستمکاران نمی رسد"(6)
پس در واقع عهد بین حضرت حق و پیامبرش رسیدن افرادی خاص از ذریه ابراهیم (علیه السلام) به مقام امامت است که شامل ستمکاران نمی شود، چرایی پاسخ خداوند نسبت به در خواست حضرت ابراهیم مبنی بر امام قرار دادن ذریه اش را می بایست اینگونه واکاوی نمود.
ادامه دارد.....
پینوشت:
1-نشریه بینا- نشریه کلیمیان ایران- سال اول (1378 )شماره 4
2-(باب 12- فراز 7)
3-(باب17-فراز20) و (باب18-فراز18). آنچنان که در منابع دینی یهود آمده است خدا پس از امتحان حضرت ابراهیم و سارا به خاطر سربلند بیرون آمدن از این آزمون الهی به نام های ایشان "ه" اضافه فرمود و آبرام و سار به ابراهیم و ساره بدل گشتند
4-(13-15) (15-5 تا 8).
5-سوره حج آیه 78
6- سوره بقره آیه 124