با سلام خدمت دوستان
من میخواستم نظرم را در مورد اون کلمه الله که روی ابراج البیت قرار داره بگم که بنظر من امکان داره که این الله و اون هلال روی برج که بهش لقب شاخ شیطان را داده اند با فراماسونرهای طیف Shriner ربط پیدا کنه بدین معنی که منظور از الله و اون هلال خداوند یکتا نیست بلکه اون معنی را میده که این طیف از اون استفاده میکنند یعنی به عنوان نام یکی از بتهای بزرگ زمان جاهلیت در مکه و به عنوان الهه ماه و برج ابراج البت هم به عنوان نماد اون بت در مقابل خانه خدا و یکتاپرستی ساخته شده است.البته نمیدونم درست میگم یا نه این نظر منه و من با توجه به آرم این گروه فراماسون :
و مطالبی که درباره این طیف خواندم به این نتیجه رسیدم:
فراماسونری طیف
Shriner
فراماسونری برای نفوذ در اسلام به طرق مختلفی اقدام کرد، ولی به خواست خدا نتوانست خللی در اسلام وارد کند. یکی از گروه های فراماسونری که جهت نفوذ در اسلام شکل گرفته است، فراماسونری طیف Shriner در آمریکا می باشد. این طیف که نام دیگر آن «Ancient Arabic Order of the Nobles of the Mystic Shrine » یا « آیین عربی باستانی نجیب زادگان معبد سری » می باشد و به اختصار (A.A.O.N.M.S) نامیده می شود،(129) در جهت احیای آیین های الحادی و بت پرستی اعراب جاهلی تأسیس شده است. اعضای گروه ماسونی Shriner قبل از عضویت در این گروه، می بایست در گروه های دیگر ماسونی شرکت کرده و مدارج بالای ماسونی را کسب نمایند؛ به طوری که تنها ماسون های درجه ی 32 به بالا می توانند وارد طیف Shriner شوند. (از این مطلب می توان نتیجه گرفت که ماسون های طیف Shriner، علاوه بر اعتقاد به قوانین این طیف، به قوانین سایر گروه های ماسونی نیز پایبندند.).
همان گونه که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، فراماسون ها الهه های ملل باستان را بزرگ می دارند. در این راستا، فراماسونر های طیف Shriner همانند اعراب جاهلی عربستان در زمان قبل از بعثت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، بت هایی همچون لات و عزی و ... را مورد تقدیس قرار می دهند. اعضای این طیف، در دعا های خود کلمه ی « الله » را به کار می برند. زیرا آن ها « الله » را اسم مذکر اللات (نام بت بزرگ زمان جاهلیت) می دانند و کلمه ی الله را در دعاهای خود به عنوان « الهه ی ماه » استفاده می کنند، نه خدای یکتا.(130)
از دیگر علامت هایی که فراماسونر های این طیف استفاده می کنند، علامت « ماه و ستاره »، و « کلاه عثمانی » است.(131)
علاوه بر این، در نماد های فراماسونر های طیف Shriner، مجسمه ی فرعون نیز به چشم می خورد.(132) (حضور مجسمه ی فرعون در نماد طیف Shriner نشان می دهد که اعضای این طیف، علاوه بر اعتقاد به الهه های اعراب جاهلی، کماکان به بقیه ی نماد ها و آداب و سنن ماسونی پایبندند. به نحوی که همچون فراماسونر های گروه های ماسونی دیگر، از نماد های مصر باستان نیز استفاده می نمایند.)
به نظر می رسد فراماسونر های طیف Shriner از این توطئه ها برای بدنام کردن اسلام استفاده می کنند. برای مثال این حرکت آنان موجب شده است تا بعضی مسیحیان از موقعیت سو ء استفاده کرده و به اسلام تهمت زده و اسلام را مرتبط با فراماسونری معرفی کنند؟! برای نمونه در بعضی از سایت های مسیحی گفته شده است که شاید فراماسونری با اسلام ارتباط داشته باشد، چرا که در طیف Shriner از کلمه ی « الله » و علایم « ماه و ستاره » استفاده می شود. اما نکته ای که بیش از همه موجب تأسف است، این است که ما مسلمانان هنوز جوابی به این ادعاهای پوچ نداده ایم!؟
پاسخی که می توان به این ادعا های سخیف داد، بدین ترتیب است:
1 – یکی از مسایلی که سبب شده است تا مسیحیان مغرض، به دین مبین اسلام تهمت زنند و اسلام را با فراماسونری مرتبط دانند، استفاده ی فراماسون های طیف Shriner از کلمه ی « الله » در دعاهایشان می باشد.
اما پاسخ ما به این ادعا ها چیست؟
در مورد لفظ « الله » باید گفت که این کلمه تنها توسط مسلمانان مورد استفاده قرار نمی گرفته است؛ بلکه در زمان قبل از پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز وجود داشته است و مشرکین شبه جزیره ی عربستان نیز از این لفظ، استفاده می کردند. در واقع آنان نیز قایل به خدای بزرگ بودند و آن را « الله » می نامیدند، (133) ولی در عقاید منحرف آنان، « الله » نیز شریک داشته و خدایان دیگری نیز در کنار « الله » مورد پرستش قرار می گرفته اند(134) که از آن جمله می توان به لات و عزی و ... اشاره کرد. به عبارت دیگر مشرکان عربستان وجود « الله » را انکار نمی کردند، ولی برای خداوند متعال شریک قرار می دادند.(135) برای فهم بهتر این مطلب بهتر است نگاهی گذرا به تاریخ و عقاید اعراب جاهلی بیندازیم:
بنا بر شواهد محکم، اکثر اعراب حجاز و عربستان شمالی (اعراب عدنانی) فرزندان حضرت اسماعیل (علیه السلام) و نوادگان حضرت ابراهیم (علیه السلام) می باشند.(136) با این پیشینه به راحتی می توان فهمید که دین اعراب عدنانی در ابتدا یکتاپرستی بوده است و این اعتقاد را از حضرت ابراهیم (علیه السلام) به ارث برده بودند. اما در طول تاریخ و در اثر مجاورت با همسایگان بت پرست و سایر قبایل عرب، دچار انحرافات اعتقادی شده و از یکتا پرستی خارج شده اند.(137) (البته اجداد پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همگی حنفی و پیرو آیین یکتاپرستی حضرت ابراهیم (علیه السلام) بودند و هیچ گاه بت پرستی اختیار نکردند. هاشم، عبدالمطلب، عبدالله، ابوطالب و اکثر فرزندان عبدالمطلب (بجز ابولهب) نیز حنفی بودند و هیچگاه بت نپرستیدند. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز در زمان قبل از بعثت حنفی بوده اند. بنابراین خاندان پیامبر همواره پاک و مطهر زیسته اند.)(138)
همان گونه که ذکر شد اعراب عربستان ( به جز خاندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ) در زمان جاهلی مشرک بودند و علاوه بر خداوند بزرگ « الله »، خدایان دیگری مانند لات و هبل و... را نیز می پرستیدند. شواهدی که نشان می دهد آن ها « الله » را هم در بین خدایان متعدد خود می پرستیدند، عبارتند از:
A– خداوند در قرآن مجید می فرمایند: مشرکان برای «الله» شریک قایل می شدند.(139)
B – اسم پدر پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) « عبدالله » بوده است.
همان طور که می دانیم، پدر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دوران قبل از اسلام وفات یافته اند. بنابراین وجود کلمه ی « الله » در نام ایشان نشان می دهد که در زمان قبل از اسلام نیز لفظ جلاله ی « الله » استعمال می شده است، هر چند که برداشت مشرکان از کلمه ی « الله » انحرافی بوده است.
نکته ی مهمی که باید در اینجا توضیح داده شود، این است که گرچه حضرت عبدالله حنفی بوده اند، اما این که در نامشان کلمه ی « الله » وجود دارد، نشان می دهد که این کلمه در بین دیگر افراد جامعه که اکثراً مشرک بوده اند نیز معنا داشته است؛ وگرنه آن ها معنای کلمه ی عبدالله را نمی فهمیدند. از این مطلب می توان دریافت که مشرکان مکه در قبل از اسلام نیز کلمه ی « الله » را به خوبی می شناختند و این کلمه ی مقدس علاوه بر دوران اسلامی، در دوران قبل از اسلام نیز به کار می رفته است (هر چند که دیدگاه مشرکان در این رابطه انحرافی بوده است.).
C – در عهد نامه ای که بین مشرکین مکه بسته شد و نتیجه ی آن محاصره ی اقتصادی مسلمانان در شعب ابی طالب بود، کلمه ی « الله » وجود داشت.
در آخرین سال های حیات حضرت ابوطالب (علیه السلام)، عهدنامه ای بین مشرکین مکه منعقد شد که به محاصره ی اقتصادی مسلمانان در شعب ابی طالب انجامید. بعد از سه سال، با معجزه ای که از جانب خداوند متعال روی داد، عهدنامه توسط موریانه ها خورده شد و از آن فقط عبارت « بسمک اللهم » باقی ماند و بدین ترتیب محاصره ی اقتصادی پایان یافت.(140) نکته ی مهمی که از این واقعه می توان استنباط کرد، این است که مشرکان مکه نیز به « الله » اعتقاد داشتند و این کلمه را در نوشته های خود مورد استفاده قرار می دادند، اما اعتقاد آنان منحرف بوده و برای خداوند متعال شریک قایل می شدند.
با توجه به شواهد بالا دریافتیم که لفظ « الله » در دوران قبل از اسلام نیز در بین اعراب جاهلی به کار می رفته است؛ اما استنباط آنان از این کلمه انحرافی بوده است.
با توجه به مطالب ذکر شده، درمی یابیم که استفاده ی گروه ماسونی Shriner از کلمه ی « الله » و اعتقاد همزمان آنان به دیگر خدایان جاهلی مانند لات و عزی و... ، دقیقاً مطابق با عقاید اعراب جاهلی قبل از اسلام بوده و این اعتقاد آنان، به دین مبین اسلام هیچ ارتباطی ندارد. بدین ترتیب، ادعای بعضی از سایت های مسیحی که استفاده ی فراماسون های طیف Shriner از کلمه ی « الله » را نشانه ی ارتباط این فراماسون ها با اسلام می دانند، رد می شود. چرا که استفاده ی آنان از کلمه ی « الله » در کنار سایر الهه های عربستان جاهلی، نشان دهنده ی اعتقاد آنان به سنن عربستان جاهلی است، نه چیز دیگر.
همچنین این مسأله که ماسون های طیف Shriner، « الله » را « الهه ی ماه » می دانند، نشان می دهد که دید آنان نسبت به « الله »، دید منحرف و کفر آمیزی است. در حالی که در دین اسلام، کلمه ی جلاله ی « الله »، منزه از این گونه سخنان گزاف است و این لفظ مقدس، در دین اسلام تنها لایق خداوند قادر یکتا است. علاوه بر این، خداوند متعال در کتاب مقدس قرآن مجید، به صراحت از ماه و خورشید و آسمان و زمین به عنوان مخلوقات خدا نام برده است (دقیقاً بر خلاف ماسون های طیف Shriner که « الله » را « الهه ی ماه » می دانند). این مسأله نیز خود سند دیگری بر رد ادعای سایت های مسیحی، در مورد ارتباط اسلام با طیف Shriner است.
فراماسونر های طیف Shriner، علامت « ماه و ستاره » را نشانه ی « الهه ی ماه » جاهلی می دانند و (نعوذبالله) کلمه ی « الله » را به « الهه ی ماه » و علامت « ماه و ستاره » منسوب می کنند. همچنین این فراماسونر ها فکر می کنند که دولت عثمانی در صدد نشر این افکار جاهلی بوده است! (استفاده ی فراماسونر های طیف Shriner از کلاه عثمانی نیز این توضیح را تأیید می نماید.). این مسأله نیز یکی دیگر از مسایلی است که سایت های مسیحی از آن به عنوان دستاویزی برای مرتبط نمودن اسلام و طیف Shriner استفاده می کنند.
حالا دوستان با توجه به این مطالب نظرشون در مورد ایده بنده چیست؟