تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تفاوت ورع با تقوا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
یکی از واژه هایی که زیاد در روایات تکرار میشود ، لغت " ورع " است. از جمله فرمایش بسیار مهم امام علی علیه السلام است که در واقع انتظار ائمه علیهم السلام و انتظارامام زمان (علیه السلام) را از ما خیلی واضح مشخص میکند. حضرت در ضمن نامه به یکی از کارگزاران میفرمایند : اعینونی بالورع و اجتهاد و عفت و سداد . حضرت میخواهند که ما با این 4 عنصر ایشان را یاری کنیم . معمولا در ترجمه کلمه ورع را به ترس یا تقوا برمیگردانند در حالیکه معنای ورع با تقوا تفاوت دارد . در واقع ورع مرحله ای بالاتر از تقواست و حالتی از حذر است که در انسان شکل گرفته و همین حالت او را بسیار بسیار محتاط نموده است تا انجا که نه تنها از گناه که حتی از شبهه هم بیمناک و فراری است و حریمی را در اطراف خود ایجاد میکند و همین است که در روایات از تقوا به لباس و از ورع به سپر تعبیر شده است . خوب با این بیان از ورع میشود آفتی را برای آن تصور کرد و آن " بیکاری " است . در واقع ممکن است آدم از شدت احتیاط از هر اقدامی جدا شود و گوشه عزلت گیرد و ما میبینیم که چگونه حضرت بلافاصله بعد از آن به " اجتهاد" دعوت میکنند. یعنی از ما میخواهند تا به اندازه تمامی امکانات و ظرفیت کار کنیم (اجتهاد با اقدام متفاوت است و اقدامیست که با همه وجود انجام شود ) و در عین حال آن حالت مراقبت را هم داشته باشیم . ورع ثمره درختی است که ریشه آن عشق و دلدادگی است . انسانی که عاشق وجودیست از هر عملی که شاید او را ناراحت کند نه تنها دوری میکند که هراسان است و این معنای ورع است .

منبع: پیام وصل
در تکمیل صحبت های جناب مسافر یک نمونه عملی از ورع هم خدمت دوستان تقدیم میکنم
شیخ رجبعلی خیاط هیچ گاه لباس آستین کوتاه ندوخت، به علت احتمال مفسده ای که میداد در نگاه نامحرم به بازوان نامحرم بیاندازد اتفاق بیافتد
الله اکبر!
خودایا به ما اول تقوایی عنایت کن و بعدهم دمت گرم یه مقدار ورعSmile
شنیده بودم که ایمان چهار مرحله دارد:
زهد، تقوا، ورع، رضا.
البته ترتیب درست آنها یادم نیست. جستجو هم کردم و نتیجه نداشت.
از دوستان خواهش می کنم در صورت اطلاع مرا نیز راهنمایی کنند.
محمد جان ترتیبی که گفتی درسته و این مضمون یکی از احادیث مولا علی هست
این آیه در قرآن که یا ایها النفس المطمئنه إرجعی الا ربک راضیةًمرضیه نشان از همین آخرین مرحله ایمان داره
در احادیث اومده که منظور نظر این آیه شریفه آقا امام حسین در گودی قتلهگاه هستند که در اون لحظات می فرمایند إلهی رضاً به رضاک (خدایا راضی ام به رضای تو) و در حقیقت این مرحله رضا یعنی مرحله ای که بنده مختارانه اراده خود را در اراده خداوند فانی میکنه از روی معرفت و حب و عشق به پروردگارش و با این فانی کردن ارادش در اراده خدا در حقیقت خودیتش رو نابود میکنه و به اصطلاح عرفا فنای فالله براش دست میده که غایت آمال عارفین است
یا علی
آدرس های مرجع