۲۹/مرداد/۹۰, ۱۶:۵۶
محمد علی فروغی: معروف به ذکاءالملک، فرزند مرحوم محمدحسین خان ذکاءالملک اول، متولد 1294 هـ . ق در تهران است. پدرش از دانشمندان و محققان و شعراء بلندپایة عصر ناصری و مظفری است که در وزارت انطباعات اعتمادالسلطنه ریاست قسمت ترجمه و تألیف با او بود. علاوه بر آن بر مترجمان همایونی ریاست داشت و شاعری توانا، ادیبی دانشمند و مترجمی کمنظیر بود. غالب کتبی که اعتمادالسلطنه به نام خود چاپ کرده است، قسمت اعظم آن نتیجه تحقیق و نگارش فروغی است.
محمدعلی فروغی تحصیلات خود را نزد پدرش آغاز کرد. پس از آموزش زبان پارسی به آموختن مقدمات عربی و قرآن و شرعیات پرداخت. پس از آن ادبیات زبانهای فارسی و عربی را فرا گرفت و در آموزش فلسفه و عرفان و حسنخط همت گماشت و ابتدا زبان فرانسه و بعد زبان انگلیسی را به خوبی فراگرفت و وارد دارالفنون ناصری شد. مدتی به علم طب روی آورد، سالی چند در این علم غوطهور بود تا اینکه طباطت را مطابق ذوق خود نیافت و بر فلسفه و عرفان متمایل شد و تحصیلات خود را در این رشته در مدارس معروف آن روز تهران نزد اساتید بزرگی چون میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا طاهر تنکابنی به حد کمال رسانید و چون مسلط به زبانهای خارجی بود، از نوشته فلاسفه مغرب زمین هم بهرهمند گردید.
پدرش در سال 1314 هـ . ق به انتشار مجلة تربیت همت گماشت. محمدعلی در کار این نشریه دخالتی تام داشت. گذشته از سردبیری آن ترجمههائی از او منتشر میشد. در این روزنامه از قانون و مدرسه و تجدد سخن بسیار آمده است و قریب ده سال منظماً انتشار پیدا میکرد.
در 1317 هـ . ق که میرزا نصرالله خان مشیرالدوله به تشویق دو فرزند خود مؤتمنالملک و مشیرالملک (بعدها مشیرالدوله) مدرسة عالی علوم سیاسی را بنیاد نهاد، محمدحسین فروغی به استادی آنجا برگزیده شد و فرزندش نیز به ترجمة تاریخ برای دانشجویان پرداخت و پس از چندی معلم تاریخ در مدرسه سیاسی گردید. پس از مدتی محمدحسین ذکاءالملک به ریاست مدرسه گمارده شد و فرزندش را به معاونت انتخاب کرد. این وضع تا اوایل مشروطیت ادامه داشت. در این سال ذکاءالملک درگذشت و لقب و شغلش را به فرزند ارشد او واگذار کردند. محمدعلی فروغی با لقب ذکاءالملک به ریاست مدرسه عالی علوم سیاسی منصوب گردید. پس از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس اول که در حقیقت مجلس مؤسسان بود، فروغی برای ریاست دبیرخانه دعوت شد و کار اداری مجلس را انجام میداد. سازمان اداری و تأسیس کتابخانه از کارهای اولیة اوست. در انتخابات دوره دوم مجلس به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و پس از چندی به ریاست مجلس شورای ملی انتخاب گردید. چند ماهی بیشتر در این سمت نبود که جای خود را به مؤتمنالملک سپرد و خود به نیابت ریاست رسید.
ذکاءالملک در سال 1290 ش در کابینة صمصام السلطنه بختیاری ابتدا وزیر مالیه و بعد وزیر عدلیه شد. در کابینه بعدی که به ریاست مشیرالدوله تشکیل یافت، همچنان وزیر عدلیه بود. در دورة سوم وکیل مجلس شد ولی در مجلس باقی نماند تا به ریاست دیوان عالی کشور منصوب شد و سالیان دراز در آن سمت اشتغال داشت. پس از پایان جنگن بینالملل اول، به اتفاق مشاورالممالک انصاری به کنفرانس صلح رفتند ولی موفق به حضور در کنفرانس نشدند و آنها را مؤدبانه جواب کردند. در 1301 ش ذکاءالملک در کابینة مستوفیالممالک وزیر امور خارجه شد و در جدال مستوفی و مدرس نقشی اساسی داشت و غالباً پاسخ مجلسان را او میداد. در کابینة بعدی به ریاست مشیرالدوله وزیر مالیه شد. از 1302 تا 9 آبان 1304 در چهار کابینة رضاخان سردار سپه، دو بار وزیر خارجه و دو بار وزیر مالیه بود تا سرانجام در 9 آبان 1304 مجلس پنجم طرح انقراض قاجاریه را به تصویب رسانید و حکومت موقت را به رضاخان پهلوی سپرد تا مجلس مؤسسان به اصلاح اصول قانون اساسی بپردازد. ذکاءالملک در این تاریخ به کفالت نخستوزیری و سرپرستی دولت تعیین شد.
مجلس مؤسسان در آذرماه 1304 امور سلطنت را به رضاخان پهلوی واگذار کرد و محمدعلی فروغی به عنوان اولین نخستوزیر سلطنت رضاپهلوی معرفی شد. او قریب شش ماه رئیس دولت بود. تاجگذاری رضاشاه، انتخابات دوره ششم قانون نظام اجباری و الغاء القاب و قانون ثبت در دوران نخستوزیری او انجام یا به تصویب رسید. فروغی در اثر دخالتهای تیمورتاش وزیر دربار تاب مقاومت نیاورد و از شاه اجازة استعفا گرفت. شاه استعفای او را پذیرفت مشروط بر اینکه کاری در کابینه قبول کند. پس از مذاکرات لازم، قرار شد فروغی در کابینه بعدی وزیر جنگ باشد ولی کارهای وزارت جنگ را رضاشاه انجام بدهد. جانشین فروغی که پس از لغو القاب حسن مستوفی نام گرفته بود، فروغی را به عنوان وزیر جنگ معرفی کرد و پس از چند فروغی به اتفاق دو فرزند خود (جواد و محسن) از راه روسیه عازم اروپا شد تا ترتیب تحصیل فرزندان خود را تحت نظر علامه محمد قزوینی در پاریس بدهد. برخی از مورخین دربارة این مسافرت مطالب خلاف واقعی عنوان نموده و متذکر شدهاند که انگیزة فروغی در این مسافرت صرفاً برای ملاقات با سلطان احمدشاه و اخذ استعفانامه از وی و پرداخت مبلغی حدود هفت میلیون تومان بوده است در حالی که مرحوم فروغی در تمام عمر نسبت به این مطلب معترض بود و قویاً آن را تکذیب مینمود و اصولاً در پاریس بین او و احمدشاه ملاقاتی دست نداده بود.
فروغی چندماهی در پاریس اقامت گزید تا به سمت سفارت کبرای ایران در آنقره تعیین شد و مراتب تلگرافی به او ابلاغ گردید. مدت مأموریتش در ترکیه دو سال به طول انجامید و در ایجاد حسن روابط دو کشور زحماتی متحمل شد. ذکاءالملک در سفر ترکیه دوستی و نزدیکی زیادی با رجال ترک پیدا کرد مخصوصاً با کمال آتاتورک دوستی او زبانزد بود و همهروزه با رهبر مقتدر و اصلاحطلب ترکیه ملاقات و مذاکره داشت.
در 1308 ش با سمت ریاست هیئت نمایندگی ایران در جامعه ملل به ژنو رفت و به ریاست جامعة ملل انتخاب شد. جامعه ملل در دوران ریاست فروغی، قدمهائی برای رفاه مردم دنیا و صلح کشورها برداشت که یقیناً فروغی نیز سهم بسزائی در این امر مهم دارد. در 1309 به تهران بازگشت و در کابینة حاج مخبرالسلطنه هدایت به وزارت جدیدالتأسیس اقتصاد منصوب شد. پس از دو ماه وزارت امور خارجه هم ضمیمة کار او شد و هر دو وزارتخانه را توأمان اداره میکرد ولی چند ماه بعد وزارت اقتصاد منحل گردید. فروغی تا شهریور 1312 در پست وزارت امور خارجه مستقر بود.
در شهریور 1312 مهدیقلی هدایت پس از شش سال و نیم صدارت، از کار کناره گرفت و محمدعلی فروغی به جای او به نخست وزیری منصوب شد. در دوران نخستوزیری او، کار تأسیس دانشگاه تهران به اتمام رسید. جشن هزارة فردوسی با شرکت مستشرقان و دانشمندان دنیا در طوس برگزار شد. فرهنگستان ایران هم برای احیاء زبان فارسی بنیان گرفت. در دوران نخستوزیری او، رضاشاه برای اولین بار از کشور خارج شد و چند روزی مهمان کمال آتاتورک شد و از نزدیک با ترقیات کشور ترکیه آشنا گردید. فروغی متجاوز از دو سال در رأس دولت بود تا واقعة گوهرشاد پیش آمد. پاکروان استاندار و نوائی رئیس شهربانی، کاسه و کوزه را بر سر محمدولی اسدی نایب التولیه شکستند و او را عامل اصلی قیام معرفی کردند. در آن تاریخ یکی از دختران فروغی، عروس اسدی بود لذا فروغی در مقام شفاعت برآمد ولی آتش غضب رضاشاه تندتر شد، نه تنها شفاعت او را نپذیرفت بلکه فروغی را هم از کار کنار گذاشت، تمام مشاغل او را گرفت و تحت نظر نظمیه در منزل خود نیز زندانی شد. تیمورتاش و سردار اسعد در این دوره از نخستوزیری او در زندان به قتل رسیدند.
فروغی تا 1320 در انزوا به سر میبرد تا اینکه پس از حملة روس و انگلیس به ایران، رضاشاه به سراغ او رفت. در آن ایام پرتلاطم، سکان کشتی ایران را به دست او داد.
فروغی پس از اینکه زمام امور را به دست گرفت، در مقام مذاکره با شوروی و انگلیس برآمد. نتیجه مذاکرات بر این قرار گرفت که رضاشاه از سلطنت کنارهگیری شد. ابتدا قرار بود رژیم تغییر نماید و جمهوری به جای سلطنت انتخاب شود ولی پافشاری فروغی موجب شد که رژیم باقی بماند و فرزند شاه طبق قانون اساسی سلطنت کند. از اقدامات فروغی در این دوره تثبیت انتخابات دوره سیزدهم بود که در زمان رضاشاه و جو دیکتاتوری صورت گرفته بود. قرارداد سه جانبه با متفقین که پس از پایان جنگ ایران را تخلیه کنند، از دیگر اقدامات فروغی است. وی در این دوره نخستوزیری خود با مشکلات بزرگی مواجه شد. مورد هتاکی و حمله رادیوهای خارجی و مطبوعاتی داخلی قرار گرفت. در مجلس به سوی او سنگ پرتاب کردند. رادیوی آلمان او را کلیمیزاده خطاب کرد و ایران تیمورتاش در روزنامه رستاخیز به او نسبت دزدی داد ولی با تمام این مشکلات، فروغی شش ماه دوام کرد و چهاربار کابینه را ترمیم نمود ولی سرانجام توان خود را از دست داد. با وجودی که در مجلس اکثریت داشت، از کار کناره گرفت و خود را مخفی ساخت و زیر بار مسئولیت مجدد نرفت. وکلاء چون از فروغی مأیوس شدند، سهیلی را بدان سمت برگزیدند.
فروغی بعد از نخستوزیری به وزارت دربار منصوب شد و پس از چندی قرار شد با سمت سفیرکبیر به آمریکا عزیمت کند. برایش پذیرش خواستند، موافقت شد و قبل از حرکت فروغی چون بیمار بود، تقاضا نمود در این مأموریت محمود فروغی فرزند کوچکش که عضویت وزارت امور خارجه را داشت با او همراهی کند. این امر احتیاج به تصویبنامه هیئت وزیرات داشت. قوام السلطنه نخستوزیر موضوع را در هیئت دولت مطرح کرد و با مخالفت باقر کاظمی مهذبالدوله مواجه شد. کاظمی در زمره افرادی بود که تمام ترقیات او مدیون فروغی بود. فروغی او را از کارمندی ساده وزارت امور خارجه به سفارت و وزارت رسانید و همیشه برای حمایت از او مورد ایراد و حتی طعن بعضی دوستان قرار میگرفت و انتظار نداشت در آن ایام کاظمی با تقاضای کوچک او مخالفت کند. موضوع چندی در هیئت دولت باقی ماند و اخذ تصمیم به عمل نیامد. فروغی به شدت متأثر شد و بیماری او شدت یافت تا اینکه در آذرماه 1321 در سن 67 سالگی به بیماری سکته درگذشت.
فروغی دارای دو چهره متضاد است، یکی فروغی سیاستمدار، دیگری فروغی دانشمند و ادیب و فیلسوف. در چهره اول تمام مراحل ترقی و مشاغل مهم مملکت را پشت سر گذاشت. او در طول زندگانی سیاسی خود سه بار نخستوزیری، یک بار کفیل نخستوزیری، یک بار رئیس مجلس شورای ملی، پانزده بار وزیر امور خارجه، دارائی، جنگ ، عدلیه ، اقتصاد ملی، یک بار سفیر، وزیر دربار، رئیس جامعه ملل، رئیس مدرسه عالی حقوق و بالاخره رئیس دیوان عالی کشور بوده است.
محمدعلی فروغی در چهره ی دوم فیلسوف و ادیب نیز بود. در جوانی به امر ترجمه اشتغال داشت، چندین جلد تاریخ دنیا را ترجمه و تلخیص کرد که در مدارس آن روز کشور تدریس میشد. بعد به تصحیح دواوین شعر پرداخت. دیوان عمر خیام نیشابوری، دیوان حافظ و دیوان سعدی و از همه مهمتر شاهنامه فردوسی به همت او تصحیح و چاپ شدهاند که هنوز نوشتههای او مورد استفاده است. در تأسیس فرهنگستان و احیاء زبان فارسی جد و جهدی وافر داشت. خود مدتی ریاست فرهنگستان را عهدهدار بود. مقاله مستند «پیام به فرهنگستان» نمونهای از طرز فکر او دربارة زبان فارسی است.
پربارترین دوران حیات علمی فروغی از 1314 تا 1320 است که موفق شد آثار مهمی از خود به یادگار گذارد. سه جلد کتاب سیر حکمت در اروپا و شرح اشارات بوعلی سینا از اهمّ کارهای او در این دوره است. او فلسفه شرق و غرب را به خوبی میدانست، معالوصف از مشورت و مذاکره با دانشمندان و فلاسفه شرق خودداری نمیکرد. در ایامی که سرگرم تهیه سیر حکمت در اروپا و شرح اشارات بوعلی سینا بود، غالباً با میرزا طاهر تنکابنی، سید محمد مشکوه و فاضل تونی در مذاکره و تبادل نظر بود. فروغی در نویسندگی از پیشقدمان سادهنویسی است. مقدماتی که بر بعضی از دواوین نوشته است این رویه را به اثبات میرساند.
ذکاءالملک به خانواده خویش دلبستگی خاصی داشت. پس از فوت پدرش سرپرستی سه خواهر و یک برادر را عهدهدار شد. یک خواهر و برادرش ابوالحسن فروغی تا روز مرگ با ذکاءالملک زندگی میکردند و گذشته از اینکه جمع المال بودند، هرگز آنها را از خود دور نساخت. یکی از خواهران او همسر سرتیپ عبدالرزاق خان بغایری بود. خواهر دیگرش به عقد و ازدواج وقارالسلطنه وصال یکی از فرزندان وصال شیرازی درآمد ولی وقارالسلطنه در 1305 در میانسالی درگذشت و فروغی مادام که حیات داشت، خواهرزادههای خود را چون فرزندان خویش مراقبت میکرد.
ذکاءالملک در جوانی با خواهرزاده نظام السلطنه (رضاقلی) ازدواج کرد و ثمره این وصلت چهار پسر و دو دختر بود. همسر او در سنین سی سالگی مبتلا به سل شد. تلاش اطباء به جائی نرسید. او را از فرزندانش جدا کردند و در قلهک خانهای اجاره و او را تنها در آن منزل قرار دادند تا تنها پزشک متخصص در سل که پزشک سفارش انگلیس بود، از او عیادت کند. او هفتهای یک بار فرزندان خود را از پشت شیشه میدید. معالجات پزشکان مؤثر واقع نشد و ان زن درگذشت. فروغی پس از فوت همسرش، قریب بیست سال زیست و هرگز ازدواج نکرد.
فروغی در جوانی وارد لژ فراماسونی شد.
منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 1، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380
محمدعلی فروغی تحصیلات خود را نزد پدرش آغاز کرد. پس از آموزش زبان پارسی به آموختن مقدمات عربی و قرآن و شرعیات پرداخت. پس از آن ادبیات زبانهای فارسی و عربی را فرا گرفت و در آموزش فلسفه و عرفان و حسنخط همت گماشت و ابتدا زبان فرانسه و بعد زبان انگلیسی را به خوبی فراگرفت و وارد دارالفنون ناصری شد. مدتی به علم طب روی آورد، سالی چند در این علم غوطهور بود تا اینکه طباطت را مطابق ذوق خود نیافت و بر فلسفه و عرفان متمایل شد و تحصیلات خود را در این رشته در مدارس معروف آن روز تهران نزد اساتید بزرگی چون میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا طاهر تنکابنی به حد کمال رسانید و چون مسلط به زبانهای خارجی بود، از نوشته فلاسفه مغرب زمین هم بهرهمند گردید.
پدرش در سال 1314 هـ . ق به انتشار مجلة تربیت همت گماشت. محمدعلی در کار این نشریه دخالتی تام داشت. گذشته از سردبیری آن ترجمههائی از او منتشر میشد. در این روزنامه از قانون و مدرسه و تجدد سخن بسیار آمده است و قریب ده سال منظماً انتشار پیدا میکرد.
در 1317 هـ . ق که میرزا نصرالله خان مشیرالدوله به تشویق دو فرزند خود مؤتمنالملک و مشیرالملک (بعدها مشیرالدوله) مدرسة عالی علوم سیاسی را بنیاد نهاد، محمدحسین فروغی به استادی آنجا برگزیده شد و فرزندش نیز به ترجمة تاریخ برای دانشجویان پرداخت و پس از چندی معلم تاریخ در مدرسه سیاسی گردید. پس از مدتی محمدحسین ذکاءالملک به ریاست مدرسه گمارده شد و فرزندش را به معاونت انتخاب کرد. این وضع تا اوایل مشروطیت ادامه داشت. در این سال ذکاءالملک درگذشت و لقب و شغلش را به فرزند ارشد او واگذار کردند. محمدعلی فروغی با لقب ذکاءالملک به ریاست مدرسه عالی علوم سیاسی منصوب گردید. پس از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس اول که در حقیقت مجلس مؤسسان بود، فروغی برای ریاست دبیرخانه دعوت شد و کار اداری مجلس را انجام میداد. سازمان اداری و تأسیس کتابخانه از کارهای اولیة اوست. در انتخابات دوره دوم مجلس به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و پس از چندی به ریاست مجلس شورای ملی انتخاب گردید. چند ماهی بیشتر در این سمت نبود که جای خود را به مؤتمنالملک سپرد و خود به نیابت ریاست رسید.
ذکاءالملک در سال 1290 ش در کابینة صمصام السلطنه بختیاری ابتدا وزیر مالیه و بعد وزیر عدلیه شد. در کابینه بعدی که به ریاست مشیرالدوله تشکیل یافت، همچنان وزیر عدلیه بود. در دورة سوم وکیل مجلس شد ولی در مجلس باقی نماند تا به ریاست دیوان عالی کشور منصوب شد و سالیان دراز در آن سمت اشتغال داشت. پس از پایان جنگن بینالملل اول، به اتفاق مشاورالممالک انصاری به کنفرانس صلح رفتند ولی موفق به حضور در کنفرانس نشدند و آنها را مؤدبانه جواب کردند. در 1301 ش ذکاءالملک در کابینة مستوفیالممالک وزیر امور خارجه شد و در جدال مستوفی و مدرس نقشی اساسی داشت و غالباً پاسخ مجلسان را او میداد. در کابینة بعدی به ریاست مشیرالدوله وزیر مالیه شد. از 1302 تا 9 آبان 1304 در چهار کابینة رضاخان سردار سپه، دو بار وزیر خارجه و دو بار وزیر مالیه بود تا سرانجام در 9 آبان 1304 مجلس پنجم طرح انقراض قاجاریه را به تصویب رسانید و حکومت موقت را به رضاخان پهلوی سپرد تا مجلس مؤسسان به اصلاح اصول قانون اساسی بپردازد. ذکاءالملک در این تاریخ به کفالت نخستوزیری و سرپرستی دولت تعیین شد.
مجلس مؤسسان در آذرماه 1304 امور سلطنت را به رضاخان پهلوی واگذار کرد و محمدعلی فروغی به عنوان اولین نخستوزیر سلطنت رضاپهلوی معرفی شد. او قریب شش ماه رئیس دولت بود. تاجگذاری رضاشاه، انتخابات دوره ششم قانون نظام اجباری و الغاء القاب و قانون ثبت در دوران نخستوزیری او انجام یا به تصویب رسید. فروغی در اثر دخالتهای تیمورتاش وزیر دربار تاب مقاومت نیاورد و از شاه اجازة استعفا گرفت. شاه استعفای او را پذیرفت مشروط بر اینکه کاری در کابینه قبول کند. پس از مذاکرات لازم، قرار شد فروغی در کابینه بعدی وزیر جنگ باشد ولی کارهای وزارت جنگ را رضاشاه انجام بدهد. جانشین فروغی که پس از لغو القاب حسن مستوفی نام گرفته بود، فروغی را به عنوان وزیر جنگ معرفی کرد و پس از چند فروغی به اتفاق دو فرزند خود (جواد و محسن) از راه روسیه عازم اروپا شد تا ترتیب تحصیل فرزندان خود را تحت نظر علامه محمد قزوینی در پاریس بدهد. برخی از مورخین دربارة این مسافرت مطالب خلاف واقعی عنوان نموده و متذکر شدهاند که انگیزة فروغی در این مسافرت صرفاً برای ملاقات با سلطان احمدشاه و اخذ استعفانامه از وی و پرداخت مبلغی حدود هفت میلیون تومان بوده است در حالی که مرحوم فروغی در تمام عمر نسبت به این مطلب معترض بود و قویاً آن را تکذیب مینمود و اصولاً در پاریس بین او و احمدشاه ملاقاتی دست نداده بود.
فروغی چندماهی در پاریس اقامت گزید تا به سمت سفارت کبرای ایران در آنقره تعیین شد و مراتب تلگرافی به او ابلاغ گردید. مدت مأموریتش در ترکیه دو سال به طول انجامید و در ایجاد حسن روابط دو کشور زحماتی متحمل شد. ذکاءالملک در سفر ترکیه دوستی و نزدیکی زیادی با رجال ترک پیدا کرد مخصوصاً با کمال آتاتورک دوستی او زبانزد بود و همهروزه با رهبر مقتدر و اصلاحطلب ترکیه ملاقات و مذاکره داشت.
در 1308 ش با سمت ریاست هیئت نمایندگی ایران در جامعه ملل به ژنو رفت و به ریاست جامعة ملل انتخاب شد. جامعه ملل در دوران ریاست فروغی، قدمهائی برای رفاه مردم دنیا و صلح کشورها برداشت که یقیناً فروغی نیز سهم بسزائی در این امر مهم دارد. در 1309 به تهران بازگشت و در کابینة حاج مخبرالسلطنه هدایت به وزارت جدیدالتأسیس اقتصاد منصوب شد. پس از دو ماه وزارت امور خارجه هم ضمیمة کار او شد و هر دو وزارتخانه را توأمان اداره میکرد ولی چند ماه بعد وزارت اقتصاد منحل گردید. فروغی تا شهریور 1312 در پست وزارت امور خارجه مستقر بود.
در شهریور 1312 مهدیقلی هدایت پس از شش سال و نیم صدارت، از کار کناره گرفت و محمدعلی فروغی به جای او به نخست وزیری منصوب شد. در دوران نخستوزیری او، کار تأسیس دانشگاه تهران به اتمام رسید. جشن هزارة فردوسی با شرکت مستشرقان و دانشمندان دنیا در طوس برگزار شد. فرهنگستان ایران هم برای احیاء زبان فارسی بنیان گرفت. در دوران نخستوزیری او، رضاشاه برای اولین بار از کشور خارج شد و چند روزی مهمان کمال آتاتورک شد و از نزدیک با ترقیات کشور ترکیه آشنا گردید. فروغی متجاوز از دو سال در رأس دولت بود تا واقعة گوهرشاد پیش آمد. پاکروان استاندار و نوائی رئیس شهربانی، کاسه و کوزه را بر سر محمدولی اسدی نایب التولیه شکستند و او را عامل اصلی قیام معرفی کردند. در آن تاریخ یکی از دختران فروغی، عروس اسدی بود لذا فروغی در مقام شفاعت برآمد ولی آتش غضب رضاشاه تندتر شد، نه تنها شفاعت او را نپذیرفت بلکه فروغی را هم از کار کنار گذاشت، تمام مشاغل او را گرفت و تحت نظر نظمیه در منزل خود نیز زندانی شد. تیمورتاش و سردار اسعد در این دوره از نخستوزیری او در زندان به قتل رسیدند.
فروغی تا 1320 در انزوا به سر میبرد تا اینکه پس از حملة روس و انگلیس به ایران، رضاشاه به سراغ او رفت. در آن ایام پرتلاطم، سکان کشتی ایران را به دست او داد.
فروغی پس از اینکه زمام امور را به دست گرفت، در مقام مذاکره با شوروی و انگلیس برآمد. نتیجه مذاکرات بر این قرار گرفت که رضاشاه از سلطنت کنارهگیری شد. ابتدا قرار بود رژیم تغییر نماید و جمهوری به جای سلطنت انتخاب شود ولی پافشاری فروغی موجب شد که رژیم باقی بماند و فرزند شاه طبق قانون اساسی سلطنت کند. از اقدامات فروغی در این دوره تثبیت انتخابات دوره سیزدهم بود که در زمان رضاشاه و جو دیکتاتوری صورت گرفته بود. قرارداد سه جانبه با متفقین که پس از پایان جنگ ایران را تخلیه کنند، از دیگر اقدامات فروغی است. وی در این دوره نخستوزیری خود با مشکلات بزرگی مواجه شد. مورد هتاکی و حمله رادیوهای خارجی و مطبوعاتی داخلی قرار گرفت. در مجلس به سوی او سنگ پرتاب کردند. رادیوی آلمان او را کلیمیزاده خطاب کرد و ایران تیمورتاش در روزنامه رستاخیز به او نسبت دزدی داد ولی با تمام این مشکلات، فروغی شش ماه دوام کرد و چهاربار کابینه را ترمیم نمود ولی سرانجام توان خود را از دست داد. با وجودی که در مجلس اکثریت داشت، از کار کناره گرفت و خود را مخفی ساخت و زیر بار مسئولیت مجدد نرفت. وکلاء چون از فروغی مأیوس شدند، سهیلی را بدان سمت برگزیدند.
فروغی بعد از نخستوزیری به وزارت دربار منصوب شد و پس از چندی قرار شد با سمت سفیرکبیر به آمریکا عزیمت کند. برایش پذیرش خواستند، موافقت شد و قبل از حرکت فروغی چون بیمار بود، تقاضا نمود در این مأموریت محمود فروغی فرزند کوچکش که عضویت وزارت امور خارجه را داشت با او همراهی کند. این امر احتیاج به تصویبنامه هیئت وزیرات داشت. قوام السلطنه نخستوزیر موضوع را در هیئت دولت مطرح کرد و با مخالفت باقر کاظمی مهذبالدوله مواجه شد. کاظمی در زمره افرادی بود که تمام ترقیات او مدیون فروغی بود. فروغی او را از کارمندی ساده وزارت امور خارجه به سفارت و وزارت رسانید و همیشه برای حمایت از او مورد ایراد و حتی طعن بعضی دوستان قرار میگرفت و انتظار نداشت در آن ایام کاظمی با تقاضای کوچک او مخالفت کند. موضوع چندی در هیئت دولت باقی ماند و اخذ تصمیم به عمل نیامد. فروغی به شدت متأثر شد و بیماری او شدت یافت تا اینکه در آذرماه 1321 در سن 67 سالگی به بیماری سکته درگذشت.
فروغی دارای دو چهره متضاد است، یکی فروغی سیاستمدار، دیگری فروغی دانشمند و ادیب و فیلسوف. در چهره اول تمام مراحل ترقی و مشاغل مهم مملکت را پشت سر گذاشت. او در طول زندگانی سیاسی خود سه بار نخستوزیری، یک بار کفیل نخستوزیری، یک بار رئیس مجلس شورای ملی، پانزده بار وزیر امور خارجه، دارائی، جنگ ، عدلیه ، اقتصاد ملی، یک بار سفیر، وزیر دربار، رئیس جامعه ملل، رئیس مدرسه عالی حقوق و بالاخره رئیس دیوان عالی کشور بوده است.
محمدعلی فروغی در چهره ی دوم فیلسوف و ادیب نیز بود. در جوانی به امر ترجمه اشتغال داشت، چندین جلد تاریخ دنیا را ترجمه و تلخیص کرد که در مدارس آن روز کشور تدریس میشد. بعد به تصحیح دواوین شعر پرداخت. دیوان عمر خیام نیشابوری، دیوان حافظ و دیوان سعدی و از همه مهمتر شاهنامه فردوسی به همت او تصحیح و چاپ شدهاند که هنوز نوشتههای او مورد استفاده است. در تأسیس فرهنگستان و احیاء زبان فارسی جد و جهدی وافر داشت. خود مدتی ریاست فرهنگستان را عهدهدار بود. مقاله مستند «پیام به فرهنگستان» نمونهای از طرز فکر او دربارة زبان فارسی است.
پربارترین دوران حیات علمی فروغی از 1314 تا 1320 است که موفق شد آثار مهمی از خود به یادگار گذارد. سه جلد کتاب سیر حکمت در اروپا و شرح اشارات بوعلی سینا از اهمّ کارهای او در این دوره است. او فلسفه شرق و غرب را به خوبی میدانست، معالوصف از مشورت و مذاکره با دانشمندان و فلاسفه شرق خودداری نمیکرد. در ایامی که سرگرم تهیه سیر حکمت در اروپا و شرح اشارات بوعلی سینا بود، غالباً با میرزا طاهر تنکابنی، سید محمد مشکوه و فاضل تونی در مذاکره و تبادل نظر بود. فروغی در نویسندگی از پیشقدمان سادهنویسی است. مقدماتی که بر بعضی از دواوین نوشته است این رویه را به اثبات میرساند.
ذکاءالملک به خانواده خویش دلبستگی خاصی داشت. پس از فوت پدرش سرپرستی سه خواهر و یک برادر را عهدهدار شد. یک خواهر و برادرش ابوالحسن فروغی تا روز مرگ با ذکاءالملک زندگی میکردند و گذشته از اینکه جمع المال بودند، هرگز آنها را از خود دور نساخت. یکی از خواهران او همسر سرتیپ عبدالرزاق خان بغایری بود. خواهر دیگرش به عقد و ازدواج وقارالسلطنه وصال یکی از فرزندان وصال شیرازی درآمد ولی وقارالسلطنه در 1305 در میانسالی درگذشت و فروغی مادام که حیات داشت، خواهرزادههای خود را چون فرزندان خویش مراقبت میکرد.
ذکاءالملک در جوانی با خواهرزاده نظام السلطنه (رضاقلی) ازدواج کرد و ثمره این وصلت چهار پسر و دو دختر بود. همسر او در سنین سی سالگی مبتلا به سل شد. تلاش اطباء به جائی نرسید. او را از فرزندانش جدا کردند و در قلهک خانهای اجاره و او را تنها در آن منزل قرار دادند تا تنها پزشک متخصص در سل که پزشک سفارش انگلیس بود، از او عیادت کند. او هفتهای یک بار فرزندان خود را از پشت شیشه میدید. معالجات پزشکان مؤثر واقع نشد و ان زن درگذشت. فروغی پس از فوت همسرش، قریب بیست سال زیست و هرگز ازدواج نکرد.
فروغی در جوانی وارد لژ فراماسونی شد.
منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 1، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380

![[تصویر: 100809372255.jpg]](http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/01/26/100809372255.jpg)
![[تصویر: bahar_22.jpg]](http://www.yataahoo.com/wp-content/uploads/bahar_22.jpg)

![[تصویر: Foroughi1-300x283.jpg]](http://iranshahr.org/wp-content/uploads/Foroughi1-300x283.jpg)