۱/شهریور/۹۰, ۱۳:۲۶
* تقلید:
از خانواده- خصوصاً والدین-،دوستان و همسالان،محیط اجتماعی و...(احمد با روزبه که شاگرد اول کلاس هم هست،توی یه کلاسن؛ حالا وقتی که روزبه لباس A می پوشه،اونم خوشش میاد و ...)
* نمایش خود:
آدما خودشون رو از طُرق مختلف به نمایش عمومی می گذارند:
- طریقه راه رفتن و نشستن
- نوع بیان و سخن گفتن
- طرز خوردن
- آداب معاشرتهای عمومی
- و ایضاً "لباس و پوشش" !
* احراز و ابراز هویت و شخصیت:
رفتار ما معرف شخصیت و هویت درونی و بیرونی ماست.
ماها از طریق کلامی و غیر کلامی(زبان بدن) به محیط اطرافمون می فهمونیم که چه کسی هستیم؟
و به چه نقشی علاقه مندیم؟
عباراتی چون:
"من اینجوریم"
"میخوام اینطوری باشم"
" عقیده من اینه"
"اینو دوست دارم"
"از اون بدم میاد"
و... در همین راستاست.
* تعلق به گروه:
بشر موجودی اجتماعیه و لذا دوست داره که توی یه گروه خودشو وارد کنه و یه جورایی بگه:
" من دوستون دارم"(یعنی شما هم دوسم داشته باشین)!
در این حالته که برای پذیرش در یه گروه باید به رفتارهای اون گروه هم وفادار باقی بمونه تا طرد نشه.
( علی با علاقه تمام و کلی پشتکار توی گروه تاتر مدرسه پذیرفته میشه، بچه ها مثلاً لباس B می پوشن؛ علی برای اینکه زودتر و بهتر توی گروه جا وا کنه، همون لباسو انتخاب میکنه و...)
* بیان اعتراض:
فیلم "ریش قرمز" اگه دیده باشین، یه جوونی بود که از حرفه طبابت خوشش نمی اومد و لذا لباس مخصوص طبیبان اون دوره رو نمی پوشید و ...
یا مثلاً یه گروه از کارگران از شرکت شون معترضن و خلاصه با پوشیدن یه لباس همراه با نوشته های اعتراضی یا استفاده از رنگهای محرک، یه جورایی عرض اندام میکنن!
* حفظ استقلال:
نوجوونی و دوره پُرتلاطم بلوغ و اونهمه مشکلات!
تازه "بایدها و نبایدهای" خانواده سر جای خود!
نوجوون هم برای این که فریاد بزنه:
"من هم هستم" و "دیگه بزرگ شدم"
دست به انتخاب لباسی میزنه که ...
* بیان تفاوتها از طریق "منفی بافی":
در خصوص پوشیدن لباس ؛
جملاتی نظیر
" خودم بهتر میدونم چی بپوشم"
"من رو امر و نهی نکنین"
"کاری به کارم نداشته باشید"
و...
همه شیوه ها و ابزارهایی هستند که نوجون میخواد به والدین و اطرافیانش بگه که :
حالا اون فرق کرده و دیگه "کودک" به حساب نمیاد!
در واقع ویژگی منفی بافی، وسیله ای برای بیان احساسات یه نوجونه...
از خانواده- خصوصاً والدین-،دوستان و همسالان،محیط اجتماعی و...(احمد با روزبه که شاگرد اول کلاس هم هست،توی یه کلاسن؛ حالا وقتی که روزبه لباس A می پوشه،اونم خوشش میاد و ...)
* نمایش خود:
آدما خودشون رو از طُرق مختلف به نمایش عمومی می گذارند:
- طریقه راه رفتن و نشستن
- نوع بیان و سخن گفتن
- طرز خوردن
- آداب معاشرتهای عمومی
- و ایضاً "لباس و پوشش" !
* احراز و ابراز هویت و شخصیت:
رفتار ما معرف شخصیت و هویت درونی و بیرونی ماست.
ماها از طریق کلامی و غیر کلامی(زبان بدن) به محیط اطرافمون می فهمونیم که چه کسی هستیم؟
و به چه نقشی علاقه مندیم؟
عباراتی چون:
"من اینجوریم"
"میخوام اینطوری باشم"
" عقیده من اینه"
"اینو دوست دارم"
"از اون بدم میاد"
و... در همین راستاست.
* تعلق به گروه:
بشر موجودی اجتماعیه و لذا دوست داره که توی یه گروه خودشو وارد کنه و یه جورایی بگه:
" من دوستون دارم"(یعنی شما هم دوسم داشته باشین)!
در این حالته که برای پذیرش در یه گروه باید به رفتارهای اون گروه هم وفادار باقی بمونه تا طرد نشه.
( علی با علاقه تمام و کلی پشتکار توی گروه تاتر مدرسه پذیرفته میشه، بچه ها مثلاً لباس B می پوشن؛ علی برای اینکه زودتر و بهتر توی گروه جا وا کنه، همون لباسو انتخاب میکنه و...)
* بیان اعتراض:
فیلم "ریش قرمز" اگه دیده باشین، یه جوونی بود که از حرفه طبابت خوشش نمی اومد و لذا لباس مخصوص طبیبان اون دوره رو نمی پوشید و ...
یا مثلاً یه گروه از کارگران از شرکت شون معترضن و خلاصه با پوشیدن یه لباس همراه با نوشته های اعتراضی یا استفاده از رنگهای محرک، یه جورایی عرض اندام میکنن!
* حفظ استقلال:
نوجوونی و دوره پُرتلاطم بلوغ و اونهمه مشکلات!
تازه "بایدها و نبایدهای" خانواده سر جای خود!
نوجوون هم برای این که فریاد بزنه:
"من هم هستم" و "دیگه بزرگ شدم"
دست به انتخاب لباسی میزنه که ...
* بیان تفاوتها از طریق "منفی بافی":
در خصوص پوشیدن لباس ؛
جملاتی نظیر
" خودم بهتر میدونم چی بپوشم"
"من رو امر و نهی نکنین"
"کاری به کارم نداشته باشید"
و...
همه شیوه ها و ابزارهایی هستند که نوجون میخواد به والدین و اطرافیانش بگه که :
حالا اون فرق کرده و دیگه "کودک" به حساب نمیاد!
در واقع ویژگی منفی بافی، وسیله ای برای بیان احساسات یه نوجونه...