تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دشمن شناسی از منظر امام علی (علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۷/شهریور/۹۰ ۱۳:۱۰)wakeup2012 نوشته است: [ -> ]به نام خدا

اگر مسئولین ما فقط یک بار نهج الابلاغه را به طور کامل میخواندند ، ایران سرور همه کشور های دنیا میشد

دوست عزیز دزست میگی ولی امثال من و شما شاید یروز مسئول جایی بشیم
شما خودت خوندی؟

من بدون هیچ رودر وایسی میگم به دو هفته نمی کشه برای خودم تهیه کردم!
برای اینکه تو تلویزیون نمی دونم برنامه بود یارو می گفت یه مسیحی رو میشناسه که26 بار نهج البلاغه رو خونده ولی من شیعه یبار کامل نخوندم!
(5) استفاده از جهالت مردم
يكي از شگردهاي دشمنان اين است كه سعي مي كنند پيوسته مردم را در جهل و ناداني نگه دارند و براي مبارزه از اين روش بهره ها مي گيرند.

از ديدگاه علي(علیه السلام) طلحه و زبير با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به پا كنند.
امام(علیه السلام) دراين باره خطاب به مردم بصره مي فرمايد:
سرزمين شما به آب نزديك است و از آسمان دور، عقل هايتان سبك و افكار شما سفيهانه است، پس هدف خوبي براي تيراندازانيد و لقمه چربي براي مفتخواران و صيدي براي صيادان!

افراد جاهل، سريع ابزار و آلت دست زيرك ها قرار مي گيرند و سد راه مصالح عاليه اسلامي واقع مي شوند.
هميشه منافقان بي دين، مقدس نماهاي احمق را عليه حكومت اسلامي برمي انگيزانند.


(6) مكر و حيله
علي(علیه السلام) مكر و حيله را از اصولي ترين روش هاي دشمنان اسلام مي داند و علت اتخاذ اين روش را در دوري آن ها از اخلاق و معنويت عنوان مي كند.
زيرا سياست درنظر آن ها عبارت است از مكر و حيله، و از سياست چيزي جز آن نمي فهمند.
شورشگران بصره نيز از راه مكر و حيله وارد صحنه كارزار شدند.
اينها از اولين كساني بودند كه با آن حضرت بيعت كردند و بعداً پيمان خود را شكستند.
يكي از آن ها مروان بن حكم بود. وي در جنگ جمل اسير شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسين(علیه السلام) آزاد شد. پس حسنين(علیه السلام) از امام علي(علیه السلام) خواستند كه مروان مي خواهد با شما بيعت كند.
حضرت بالحني خشم آلود فرمود:
«مگر او پس از قتل عثمان با من بيعت نكرد. هرگز نيازي به بيعت او ندارم دستش دست يهودي (دست خيانتكار و بي وفا) است، اگر با دستش بيعت كند، با پشت خود به شكستن پيمان اقدام مي كند.»

زماني كه عده اي مي گفتند معاويه از علي(علیه السلام) سياستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود:
«به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مكر و حيله نيستم.»

بنابراين يكي از راهكارهاي دشمنان اسلام از ديدگاه علي(علیه السلام) استفاده از مكر و حيله است.
اين مكر و حيله در زمان هاي مختلف به اشكال متفاوت رخ مي نمايد.
(7) تبليغات و جوسازي

يكي ديگر از شگردهاي هميشگي اهل باطل، جوسازي و تبليغات منفي است.
دشمنان با ايجاد جريان هاي انحرافي، افرادي را اسير خود كرده به دنبال خويش مي كشانند.

علي(علیه السلام) مي فرمايد:
«اي مردم! در طريق هدايت از كمي افراد وحشت نكنيد زيرا مردم در اطراف سفره اي اجتماع كرده اند كه مدت سيري آن كوتاه و گرسنگي آن طولاني است.»

امام(علیه السلام) از تبليغات دشمنان به رعد و برق تعبير مي كند و تأكيد مي كند كه آنان از طريق سرو صدا هم نمي توانند به نتيجه برسند زيرا باطل محكوم به فنا است و آن ها مرد شعار هستند نه مرد عمل، ولي اهل ايمان اول عمل مي كند بعد شعار مي دهد.
«قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتي نوقع ولانسيل حتي نمطر
بازيگران كارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هياهو و خروش، شكست خوردند ولي ما براي تهديد ديگران رعدآسا نمي خروشيم تا شكست دشمن تهديد عملي براي آنان گردد و تا باران سيل آور نبارانيم سيلي به راه نمي اندازيم
(8) ايجاد اختلاف و تفرقه در صف مسلمين
برنده ترين سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از اين طريق مي كوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار كند.
اميرالمؤمنين(علیه السلام) بيشترين تاكيد را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند كه براي استحكام نظام و حركت اجتماعي وحدت و هماهنگي، لازم و تفرقه زيانبخش است.
آن حضرت بيان مي دارند كه دشمنان وي از طريق تفرقه در صفوف يارانش توانستند غائله جمل و صفين را به وجود آورند و مردم را به شورش عليه حكومت اسلامي دعوت كنند. آن حضرت درباره دشمنانش مي فرمايد:
بر مأموران من و خزانه داران بيت المال مسلمين كه در اختيار من است وارد شدند و در شهري كه همه مردمش در اطاعت و بيعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعيت آن ها را كه همه با من بودند به شورش واداشتند.

از نظر حضرت علي(علیه السلام)، تفرقه، آثاري همچون از ياد بردن اهداف الهي، حضور دشمن دركشور و شكست و نابودي و ذلت مؤمن را به همراه دارد.
وحدت در نزد علي(علیه السلام) آن چنان مهم و با ارزش است كه به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامي بيست و پنج سال سكوت را درپيش گرفت.
راستش من تازه شروع به خوندن این کتاب ارزشمند کردم . چون هنوز سنی ندارم تازه با این مسائل آشنا شدم .

وقتی مطالب این تاپیک رو میخوندم دقیقا کارهایی رو که در فتنه 88 توسط دشمن انجام می شد در خاطرم اومد . دقیقا همین تکنیک ها استفاده شده بود.!!
(9) فرصت طلبي
دشمنان اسلام تا فرصت لازم را به دست آورند به بهانه هاي مختلف عليه حكومت اسلامي قيام مي كنند.
در واقع، يكي از ويژگي هاي دشمنان اسلام فرصت طلبي آن ها است.
آن حضرت خاندان ابوسفيان و قاسطين را فرصت طلباني معرفي مي كند كه هيچ گاه قلبا به اسلام گرايش پيدا نكردند و هرگاه فرصتي حاصل مي شد، دست به شورش مي زدند.
مهمترين نشانه اين فرصت طلبي برخوردهاي نابخردانه آنان با حكومت علي(علیه السلام) بود و بر همين اساس بود كه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با الهام الهي، باطن معاويه را شناخته و طبق نص صريح اهل سنت بارها او را مورد لعنت و نفرين قرار داده و محشورشان در قيامت بر غير امت اسلام را براي او پيش بيني كرده است.
بنابراين، از ديدگاه علي(علیه السلام) دشمن هميشه در كمين است و تا فرصت به دست آورد، حمله ور مي شود.



(10) استفاده ابزاري از مقدسات
يكي از شيوه هاي دشمنان در طول تاريخ، استفاده ابزاري از مقدسات بوده است.
سوءاستفاده از تقدسات، گريزگاه حق گريزي در طول تاريخ بوده است.
استفاده معاويه در جنگ صفين از قرآن براي فريب ياران علي(علیه السلام) نمونه اي از اين شيوه است.


حضرت علي(علیه السلام) پس از فتنه تحكيم، در نامه اي به معاويه نوشت:
«ثم انك قد دعوتني الي حكم القرآن و لقد علمت انك لست من اهل القرآن و لاحكمه تريد»
تو مرا به حكم قرآن دعوت كردي در حالي كه اهل قرآن نيستي و حكم او را نمي خواهي»

از نظر علي(علیه السلام) خوارج، گروهي خشكه مقدس و جاهل مقدس مآب بودند و دشمنان نيز با تفسيرهاي غلط از دين از اين جماعت بهره ها گرفتند و آن ها را عليه علي(علیه السلام) شوراندند.
شيوه هاي برخورد علي(علیه السلام) با دشمنان

1- هوشياري در برابر دشمن

حضرت علي(علیه السلام) تاكيد دارد، كه بايد پيوسته در برابر دشمن هوشيار بود و هرگز دشمن را كوچك نشمرد. همچنين فرموده اند:
«لاتأمن عدوا و ان شكر»
«از دشمن در امان نباش، هر چند از شما سپاسگزاري مي كند.»
از نظر علي(علیه السلام) بايد پيوسته دشمن را زير نظر داشت، اگر لحظه اي از دشمن غفلت كنيم، آسيب هاي فراواني از ناحيه دشمن وارد مي شود. ايشان مي فرمايند:
«من نام عن عدوه انبهته المكائد»
«كسي كه از دشمن غفلت كند، حيله ها و كيدهاي دشمن بيدارش خواهد ساخت.»
حضرت علي(علیه السلام) در سفارش به مالك اشتر در پذيرش صلح شرافتمندانه مي فرمايند:
«زنهار، زنهار، سخت از دشمنت پس از پذيرش صلح برحذر باش، چرا كه دشمن گاهي نزديك مي شود كه غافلگير سازد. بنابراين دورانديشي را به كار ببند و خوش بيني را متهم كن.»
علي(علیه السلام) مهمترين ويژگي خود را هوشياري در برابر دشمن مي داند و مي فرمايد:
«به خدا سوگند من همچون كفتار نيستم كه با ضربات آرام و ملايم در برابر لانه اش به خواب رود تا صياد به او رسد و دشمني كه در كمين او است غافلگيرش كند(من غافلگير نمي شوم)»
حضرت با بيان اين سخن، توطئه طلحه و زبير را در به دست گرفتن بصره و كوفه ناكام گذاشت.


2-شيوه منطق و استدلال
دومين شيوه برخورد مولاي متقيان علي(علیه السلام) در برابر دشمنان، اتخاذ راههاي اصولي، منطقي و شيوه استدلال است. حضرت به استناد آيه قرآن كه مي فرمايد:
«ادع الي سبيل ربك بالحكمه» با روش منطقي، دشمنان را مهار كرده و از اين طريق مي آموزد كه همواره منطق و استدلال را در مبارزه نبايد فراموش كرد.
«زبير مي پندارد كه بيعتش تنها با دست بوده نه با دل، پس او اقرار به بيعت مي كند ولي مدعي است كه با قلب نبوده است، بنابراين، بر او لازم است بر اين ادعا دليل روشني بياورد وگرنه بايد به بيعت خود بازگردد و به آن وفادار باشد.»
گرفتن بهانه از دست دشمن
دشمنان علي(علیه السلام) براي منفور جلوه دادن چهره و حكومت علي(علیه السلام) پيراهن عثمان را علم كردند و ايشان را قاتل عثمان خطاب كردند.
آن حضرت در خطبه هاي مختلف به تحليل اين ماجرا مي پردازد و از اين طريق بهانه را از دست دشمن مي گيرد زيرا مي دانست كه اگر اين بهانه در جامعه دامنگير شود، موفقيت بزرگي براي دشمن محسوب مي شود.


3- مبارزه تا محو كامل دشمن
اميرالمؤمنين(علیه السلام) آخرين راه حل را به كارگيري زور در مقابله با دشمن مي داند.
آن حضرت معتقد است گاهي دشمن از طريق مسالمت آميز اصلاح نمي شود و ادامه وجود آن باعث فساد و ظلم در جامعه مي شود و بايد نابود شود:
«... پس اگر از آن سر باز زنند لبه تيز شمشير را در اختيار آن ها قرار مي دهم و اين كار براي درمان باطل و ياري حق كفايت مي كند.»
درس هاي غيرت آموز

آنچه اسلام واقعي را پس از پيامبر(علیه السلام) از انحرافات نجات داد رفتار علي(علیه السلام) در زمينه دشمن شناسي و شيوه برخورد با دشمنان بوده است.
دشمن شناسي در نظر مولاعلي(علیه السلام) آن قدر مهم و بااهميت است كه آن حضرت شناخت دشمن را رمز بينش مي دانند و تاكيد مي كنند كه جدي نگرفتن دشمن و توهم فرض كردن دشمن به معني نشناختن دشمن است.

امام(علیه السلام) با اين بيان تذكر مي دهند كه دشمن همواره در كمين نشسته است و بايد مراقب و هوشيار بود.

علي(علیه السلام) يكي از رسالت هاي خطير انبيا و امامان معصوم(علیه السلام) را شناسايي دشمن و معرفي آن ها به مردم عنوان مي كند كه از اين طريق سلامت جامعه را تضمين مي كردند. دوران حكومت علي(علیه السلام) مملو از درس هاي عبرت آموز در زمينه دشمن شناسي است؛
زيرا در مدت 5 سال حكومت، تمام هم و غم خود را صرف مبارزه با دشمن و هدايت منحرفان كرده است.


اين تجربه گرانقدر بايد الگوي حكومت هاي اسلامي بويژه جمهوري اسلامي قرار گيرد.
پيروي از سيره امام علي(علیه السلام) و عبرت گرفتن از رفتار آن حضرت در شيوه برخورد و شناسايي دشمن مي تواند ما را در شناسايي دشمنان ياري دهد.


اميرالمؤمنين(علیه السلام) به كرات از خطر جريان نفاق در جامعه اسلامي سخن مي گويد و تأكيد دارد كه دشمنان با چهره نفاق، ارزش هاي اسلامي را زير سؤال مي برند و زمينه هاي استحاله نظام اسلامي را فراهم مي كنند.
علي(علیه السلام) آن روز با جاهلان مقدس مآب مواجه بود و جامعه اسلامي امروز ما نيز با افراد به اصطلاح روشنفكر و غربزده روبرو است.
هر دو جريان در يك نقطه اشتراك دارند و آن فهم نادرست از مباني و تعاليم اسلام است، اين ناآگاهي و جهالت باعث شده است تا در مقابل نظام اسلامي جبهه گيري كنند.


منبع: برداشت از ويژه نامه پيام حوزه ش29و28
و درود خدا بر او فرمود :
هر گاه نیکوکاری بر روزگار و مردم غالب آید، اگر کسی به دیگری گمان بد برد که از
او عمل زشتی سر زده، ستمکار است . و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود،
و کسی به دیگری خوش گمان باشد، خود را فریب داده است .

حضرت علی ع (حکمت 114 )
شرح حدیثی شیرین با بیان شیوای رهبرم



فی الکافی عن الصادق علیه السلام: إصبر علی أعداء النعم. فإنّک لن تکافئ من عصی الله فیک بأفضل من أن تطیع الله فیه.
أعداء النعم عبارت‌اند از کسانی که با نعمت‌هایی که خدای متعال در وجود شما به ودیعت گذاشته یا به شما عطا کرده، دشمن هستند. شما عالمید، او دشمن علم شماست. شما صاحب مثلاً فلان امتیاز هستید در بیان، در خصوصیات، در عقل، در رفتار، او دشمن این خصوصیات شماست. او کیست؟
او حاسد است. مرحوم فیض در تفسیر این حدیث می‌فرمایند: «آن دشمن عبارت است از حُسّاد» آدمی که به شما حسد می‌ورزد، در واقع دشمن امتیازات شماست، والّا شما اگر یک خطایی بکنید، یک کار بدی انجام بدهید، دچار یک ضعفی، ذلتی، فقری خدای نکرده باشید که او به شما حسد نمی‌کند.


این حسد او بر امتیازات شماست. پس او دشمن نعمت‌هایی است که خدا به شما داده، حال در مقابل این دشمن انسان چه کند؟ مقابله به مثل کند؟ او غیبت می‌کند، انسان او را غیبت کند؟ او از انسان بدگویی می‌کند، فحاشی می‌کند، انسان در مقابل او فحاشی کند؟ می‌فرمایند: إصبر علی أعداء النعم، صبر کن

! بهترین کار در مقابل این چنین آدمی که بر شما حسد می‌ورزد و در واقع دشمن نعم خدا و امتیازاتی است که خدا به شما داده، صبر است
آنگاه حضرت استدلالی بیان می‌فرمایند که خیلی استدلال لطیفی است: فإنّک لن تکافئ من عصی الله فیک بأفضل من أن تطیع الله فیه؛ کسی در مورد شما خدای متعال را معصیت می‌کند، معصیت او این است که از شما بدگویی می‌کند، غیبت می‌کند، به شما اهانت می‌کند، این، معصیت خداست.
بهترین کار، بهترین مکافئه، هم آوردی در مقابل یک چنین کسی این است که شما در مورد او خدا را اطاعت کنید. چه استدلال لطیفی است! او در مورد شما خدا را معصیت می‌کند، شما در مورد او خدا را اطاعت کنید! اطاعت خدا این است که از گناه او بگذرید.
حداقل این‌که با او مقابله به مثل نکنید. در امر شخصی بهترین کار این است که انسان مقابله به مثل نکند «و إن تعفوا أقرب للتقوی» عفوش کنید. این اطاعت خداست. حتی دعایش کنید. چنانچه از سیره‌ی بزرگان و ائمه‌ی هدی(علیهم‌السلام) نقل شده، کسی به آن‌ها بدی کرد، فحاشی کرد، آن‌ها به او احسان کردند. او معصیت کرد خدا را در مورد آن‌ها، آن‌ها اطاعت کردند خدا را در مورد او؛ چه کاری بهتر، برتر از این‌که تو خدا را در مورد او اطاعت کنی، هم آوردی و مقابله نمی‌کنی، چه حدیث لطیف و شیرینی است!
منبع:
http://password.parsiblog.com/
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع