تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
“پينوکيو” ٬يکي از آثار کلاسيک کمپاني ديزني ٬ در سال ۱۹۴۰ اجازه ي پخش يافت و هنوز هم مورد توجه کودکان و بزرگسالان بسياری در سراسر جهان قرار دارد . با اين حال ٬ داستان اين عروسک چوبي خيمه شب بازي در بر دارنده ي يک تمثيل عميق معنوي بر مبناي آموزه هاي سري مي باشد که به ندرت در باره ي آن صحبت شده است . در اين مقاله ٬ به منشاء اين داستان و لايه هاي پنهان آن خواهيم پرداخت.
[تصویر: pinocchio2.jpg]
آیا باور میکنید پينوکيو يکي از عميق ترين فيلمهائي ست که تاکنون ديده اید؟ آيا اين داستان کنايه اي از عالم روحانى و جوامع مدرن بود؟ آيا شما متوجه اشاراتي شده اید که به اسرار مکتوم رهنمون مي شد؟

ديگر نيازي به گفتن ندارد که امروزه اين فيلم در فرهنگ عامه داراي چه جايگاه ويژه اي است . اصلاً :

- چند درصد از مردم اين فيلم را نديده اند؟

-از طرف ديگر ٬ چند درصد از مردم از مفاهيم پنهان در اين داستان اطلاع دارند؟

در پس داستان يک عروسک خيمه شب بازي که سعي مي کند پسر خوبي باشد٬ يک تمثيل عميق معنوي نهفته که ريشه در مکاتب سري علوم ماورائي دارد. از ديد يک تازه وارد٬ اين داستان کودکانه درباره ي “خوب بودن” ٬ که پر از درسهائي از قبيل “دروغ نگفتن” است ٬ به نياز بشر براي کسب خرد و روشن ضميري اشاره دارد . فضاي بي رحم داستان پينوکيو٬ يک منظره ي ترسناک و ظالمانه از دنياي مدرن ما را نمايش داده و شايد راه فرار از دام ها وخطرات آن را تبيين مي کند . با توجه به پيشينه ي نويسنده ي اين داستان و مراجعه به منابع کتب ادبي مي توان به مفهوم اسرار آميز پنهان در ماجراهاي پينوکيو پي برد.



منشاء داستان پينوکيو

--------------------------------------------------------------------------------
[تصویر: 200px-CarloCollodiStandard.jpg]

کارلو لورنزيني مشهور به کارلو کولودي که معروفترین اثرش همین داستان پینوکیو است!

داستان پينوکيو در ابتدا توسط کارلو لورنزيني (با نام ادبي کارلو کولودي)٬ بين سالهاي ۱۸۸۱ و ۱۸۸۳ در ايتاليا نوشته شد . لورنزيني کار نويسندگي را با نوشتن طنزهاي سياسي براي روزنامه آغاز کرد (روزنامه هاي Il Lampione و Il Fanfulla ). در سال ۱۸۷۵ ٬ او وارد دنياي ادبيات کودک شد و از اين راه براي انتقال عقايد سياسي خود بهره جست . بعنوان مثال سري داستانهاي “Giannettino” غالبا به وحدت ايتاليا اشاره دارد.

لورنزيني بسيار علاقه مند بود که از يک کاراکتر مهربان و دوست داشتني و در عين حال متقلب وگستاخ براي بيان اعتقادات خود بصورت تمثيل وار استفاده کند. در سال ۱۸۸۰ او شروع به نوشتن Storia di un burattino (=داستان يک عروسک خيمه شب بازي) کرد که بعدا به ماجراهاي پينوکيو شهرت يافت . اين داستان بصورت هفتگي در روزنامه ي Il Giornale dei Bambin (اولين روزنامه ي مخصوص کودکان در ايتاليا) چاپ مي شد.

ماجراهاي پينوکيو٬ يک داستان تخيلي است که ماجراهاي يک عروسک خيمه شب بازي لجباز و کله شق را در مسير تبديل شدن به يک پسر واقعي بيان مي کند . اين داستان در سال ۱۸۸۳ به چاپ رسيد.
[تصویر: pinocchio1-0ec0e1-e1261582797772.jpg]

آثار لورنزيني تنها سياسي نبودند . نوشته هاي او ٬ بخصوص ماجراهاي پينوکيو٬ شامل جنبه هاي متافيزيکي نيزهست که غالبا از ديد خوانندگان پنهان مي ماند . واقعيت مهمي که بايد به آن توجه ویژه داشت اين است که عمق آثار لورنزيني از آنجا روشن مي شود که بدانيم او يک فراماسون فعال بوده. درمقاله اي با نام Pinocchio, mio Fratello (=پينوکيو٬ برادر من) ٬ يک فراماسون ايتاليائي به نام جيوواني مالولتي (Giovanni Malevolti) پيشينه ي ماسوني لورنزيني را چنين شرح مي دهد:

“ورود کارلو کولودي به فراماسونري ٬ بااينکه در هيچ سند رسمي ثبت نشده ٬ از سوي همگان موضوعي پذيرفته شده و قابل استناد است . آلدو ملا٬ يک غير فراماسون است که عموما به عنوان تاريخ نگار رسمي فراماسونري شناخته مي شود . وي با اطمينان ورود اين نويسنده به تشکيلات ماسوني را تائيد مي کند . علاوه بر اين ٬ وقايع زندگي کولودي نيز بر اين فرضيه صحه مي گذارد: از جمله ي اين اتفاقات٬ تاسيس يک روزنامه با نام “ Il Lampione” (=ديدگاه) در سال ۱۸۴۸ بود که توسط خود لورنزيني چنين توصيف گرديد: “روشني بخش کسانيست که در تاريکيها سرگردان هستند”؛ وي همچنين خود را بعنوان “مريد دو آتشه ي ماتزيني” که يک فراماسون برجسته ي ايتاليائي و نيز يک انقلابي بود ٬ معرفي مي کرد.

نام کولودي را مي توان در سندي که توسط گرند لژ تمام انگلستان منتشر شده و در آن ليستي از فراماسونهاي مشهور گردآوري گرديده ٬ مشاهده کرد.

مالولتي ادامه مي دهد:

“دو راه براي خواندن داستان”ماجراهاي پينوکيو” وجود دارد . راه اول ٬ که من آن را “خواندن عوامانه” مي نامم ٬ اين است که خواننده که به احتمال قوي يک کودک است ٬ راجع به زندگي ناگوار يک عروسک خيمه شب بازي چيزهائي مي آموزد . اما راه دوم٬ خواندن داستان از نقطه نظر ماسوني بوده که نماد گرائي عميق آن مکمل روايت ساده و خطي وقايع است”

لورنزيني داستان پينوکيو را در ادامه ي مسير عقايد کهن مذکور در متون سري نوشت : يک داستان ساده که مورد توجه توده ي مردم قرار مي گيرد و مفاهيم پنهان خود را تنها براي “کساني که در جريان هستند” فاش مي کند .



تحليل فيلم

--------------------------------------------------------------------------------

در این مقاله انیمیشن پیونکیو ساخته ی والت دیزنی مورد بررسی قرار گرفته تفاوت هاي بسياري ميان کتاب کولودي و فيلم کمپاني ديزني وجود دارد . در فيلم ٬ مسير داستان ساده تر شده و پينوکيو تبديل به شخصيتي ساده ٬ خوش گذران و بي خيال مي شود در صورتي که در کتاب اصلي کاراکتري خودسر ٬ ناسپاس و کله شق دارد . با اين حال ٬ تمام عناصر اصلي در فيلم حضور دارند و پيام نهفته در کتاب دست نخورده باقي مانده است . ضمن این که این انیمیشن با انیمیشنهای پینوکیو ی دیگر کمپانیها و مورد نمایش در آمده توسط صدا و سیمای ایران تفاوت چندانی ندارد .



پيدايش پينوکيو

--------------------------------------------------------------------------------
[تصویر: pino1-e1261624911367.jpg]
فيلم با ژپتو آغاز مي شود ٬ يک نجار و عروسک ساز ايتاليائي که در حال تراشيدن يک قطعه چوب براي ساختن يک عروسک خيمه شب بازي است . او اين عروسک را به شکل يک انسان مي سازد ولي عروسک موجودي بي جان است . ژپتو به نوعي نماد خالق(“Demiurge”) افلاطون و ديگر فلاسفه است. “Demiurge” واژه اي يوناني بوده و به معناي سازنده٬ صنعتگر و يا استادکار مي باشد . به بيان فلسفي٬ خالق يا سازنده “ خداي کوچکتر” جهان مادي است ؛ او کسي است که موجودات ناکامل را که تسليم دامها و حيله هاي دنياي مادي مي شوند ٬ خلق مي کند . خانه ي ژپتو پر از ساعتهائيست که خود او آنها را ساخته . همانطور که مي دانيد ٬ ساعت وسيله ي سنجش زمان ٬ يعني يکي از بزرگترين محدوديت هاي جهان مادي ما است .

“خارج از عالم روحاني که به خالق يا موجود فناناپذير منحصر است ٬ ما بخاطر خلق وجود فيزيکي خود٬ نسبت به کسي که ما را خلق کرده مسئول بوده و مي بايست براي ايجاد ارتباط با او رنجهائي را متحمل شويم ” منلي پي هال٬ آموزه هاي سري تمام اعصار

ژپتو يک عروسک خيمه شب بازي ساخت و سپس متوجه شد که به کمک “خداي بزرگتر” نياز دارد تا بارقه ي الهي مورد نياز براي تبديل شدن عروسک به يک “پسر واقعي” را به پينوکيو اعطا کند . به بيان رمزي ٬ پسر واقعي نماد انسان روشن ضمير مي باشد . خوب ٬ حالا او چه مي کند؟ “او روبروي يک ستاره زانو زده و دعا مي کند”. او از خداي بزرگتر (معمار بزرگ ماسونها) مي خواهد تا با نيروي الهي خود در جسم بي جان پينوکيو روح بدمد.
[تصویر: pino21-e1262020075841.jpg]
آيا اين ستاره همان صبح ٬ ستاره ي مقدس فراماسونريست؟

نکته ی جالب توجه اینجاست که سالها بعد و در سال ۲۰۰۹ در انیمیشن ۹ که با همکاری تیم برتون ساخته شد ، شخصیت مشابه ژپتو نه با دعا بلکه با استفاده از روشهایی کابالیستی به تعدادی عروسک جان میبخشد ، البته انیمیشن ۹ نه در این مورد و نه درموارد دیگر به هیچ عنوان دست به بیان مفاهیم بصورت نمادین نمیزند .

“پري آبي” که ما او را با نام فرشته ی مو آبی میشناسیم٬ نماینده ی خداست و به زمين مي آيد تا به پينوکيو فهم کيهاني و يا از منظر عرفا “عقل” را اعطا نمايد.

“اين عقيده مورد پذيرش عرفاي مسيحي است که رستگاري بشريت با نزول عقل امکان پذير است. عقل که والاترين وجود روحاني مافوق خالق بوده و قابليت ورود به سرشت انسان را دارد٬ ابديت آگاهانه را به موجودات خلق شده توسط خالق اعطا مي کند. “همان منبع
[تصویر: pino3-e1261841613366.jpg]
پري افسونگر نعمت حيات و اختيار (دقیقاً همانند یک انسان) را به پينوکيو اعطا مي کند . حالا با وجود اينکه او زنده است ولي هنوز يک “پسر واقعي” نيست . مکاتب سري مي آموزند که زندگي تنها پس از روشنيدگي آغاز مي شود . هر چيزي غير از اين ٬ بجز فرسايش تدريجي نيست . زمانيکه پينوکيو مي پرسد “آيا من يک پسر واقعي هستم؟” پري پاسخ مي دهد ”نه پينوکيو٬ اينکه آرزوي ژپتو بطور کامل درباره ي تو محقق شود کاملا به خودت بستگي دارد . ثابت کن که شجاع٬ راستگو و متواضع هستي؛ در اينصورت ٬ روزي تو يک پسر واقعي خواهي شد”.

موضوع اعتماد به نفس و تزکيه ي نفس نه از ادیان الهی بلکه قويا از آموزه هاي شبه عرفاني و ماسوني الهام گرفته شده است: رستگاري روح چيزيست که از خويشتنداري ٬ خودآگاهي و قدرت اراده ي بسيار قوي حاصل مي شود . ماسونها بطور نمادين٬ اين فرايند را به زبري اوليه و تکامل نهائي سنگ صیقل داده شده تشبيه مي کنند.

“ در تفکر فراماسونري٬ يک سنگ زبر استعاره از اولويت يک فراماسون ناآگاه براي يافتن روشني است. يک سنگ صيقلي نماد فراماسونيست که با استفاده از آموزه هاي ماسوني٬ براي رسيدن به يک زندگي شرافتمندانه تلاش مي کند وتمام کوشش خود را براي کسب روشني انجام مي دهد . در مرتبه ي “همکار صنعتگر” ما شاهد استفاده از سنگهاي زبر و صيقل يافته هستيم . درسي که بايد آموخته شود اين است که بوسيله ي آموزش و کسب آگاهي٬ شخص مي تواند به وجود روحاني و معنوي خود دست يابد. همانند انسان ٬ هر سنگ زبر در ابتدا موجودي ناکامل است . با آموزش٬ جلب محبت و عشق برادرانه٬ انسان مي تواند سنگ وجودي خود را به شکلي در آورد که مطابق نمونه ي مجازي آزموده شده و در حدود مرزهاي خويش که موهبتي از جانب خالق است محدود شده باشد.” لژ تعليمات ماسوني

به همين صورت که ماسونها فرايند روشنيدگي را با تبديل يک سنگ زبر به سنگي صاف نشان مي دهند٬ پينوکيو سفر خود را از تکه چوبي بي شکل آغاز و بسوي هموار کردن وجود خود گام بر مي دارد تا در نهايت به يک پسر واقعي تبديل شود. هر چند که هيچ چيز او را خراب نميکند. يک فرايند کيميا گونه ي دروني براي اينکه او سزاوار روشنيدگي شود مورد نياز است. او بايد وارد زندگي شده٬ با وسوسه هاي آن مبارزه کند و با استفاده از وجدان و ضمير خود (که بصورت جيميني جيرجيرک تجسم يافته) راه درست را انتخاب نمايد.قدم اول اين است که او بايد به مدرسه برود(نماد آگاهي). پس از آن٬ وسوسه هاي زندگي به سرعت بر سر راه پينوکيو قرار مي گيرند.


وسوسه ي شهرت و ثروت
--------------------------------------------------------------------------------


در مسير مدرسه ٬ پينوکيو به روباه مکار و گربه بر مي خورد که او را تحت عنوان “راهنمائي به سوي مسير ساده ي موفقيت” فريب مي دهند . عليرغم هشدارهاي وجدان خود٬ اين عروسک خيمه شب بازي اغوا شده و در نهايت توسط آنها به استرومبلي که صاحب يک خيمه شب بازي دوره گرد بود٬ فروخته مي شود.

پينوکيو در خلال اجراي نمايش٬ با جوانب مثبت اين “راه آسان” که عبارت بودند از شهرت٬ ثروت و حتي عروسک هاي زن زيبا آشنا مي شود.
[تصویر: pino4-e1261928357928.jpg]
ولي پينوکيو به زودي متوجه هزينه ي سنگين اين موفقيت ظاهري مي گردد: او ديگر نمي تواند پدر (خالق) خود را ببيند٬ پولي که او بدست مي آورد تنها استرومبلي که “گرداننده” ي اوست را ثروتمند مي سازد٬ و در نهايت سرنوشتي که پس از کهنه شدن در انتظارش است را مشاهده مي کند.
[تصویر: pino5-e1261929082735.jpg]
اين يک تصوير ترسناک از عقبت ستارگان مشهور نيست؟ اساساً او چيزي بيشتر از يک عروسک خيمه شب بازي نيست . پس از مشاهده ي ماهيت حقيقي اين “راه سهل الوصول”٬ پينوکيو متوجه موقعيت ناراحت کننده ي خود مي شود.او به لطف گرداننده ي ظالم خود ٬مانند يک حيوان در قفس زندگي مي کند.او با فروش روح خود فريب خورده بود.
[تصویر: pino6-e1261929882491.jpg]
پس از آن پينوکيو به وجدان و ضمير آگاه خود باز مي گردد(جيميني جيرجيرک و در یک نسخه دیگر جوجه اردکی به نام جینا) و سعي مي کند از آنجا فرار کند. با اين حال تمام وجدانهاي خوب دنيا هم نمي توانند او را نجات دهند؛ جيرجيرک نمي تواند قفل را باز کند. چيزي بجز مداخله يک نيروي الهي قادر به نجات او نيست. ولي تا زمانيکه او با پري (پيام آور الهي) و مهم تر از آن با خودش صادق نباشد٬ اين کار امکان پذير نمي باشد.
[تصویر: pino7-e1261944041822.jpg]
در نسخه ی به نمایش درآمده توسط تلوزیون ایران روباه و گربه م پینوکیو را ترغیب به کاشت یک سکه برای رویاندن درخت سکه میکنند که پیامی مشابه بهمراه دارد .


وسوسه ي لذت هاي مادی
--------------------------------------------------------------------------------

پس از آنکه پينوکيو به راه درست باز مي گردد٬ روباه مکار بار ديگر او را براي رفتن به “جزيره ي خوشي “ فريب مي دهد؛جائيکه در آن هيچ مدرسه (آگاهي) و قانوني (اخلاق) وجود ندارد. در آنجا بچه ها مي توانند بخورند٬ بياشامند٬ سيگار بکشند٬ بجنگند و هر آنچه را که مي خواهند نابود کنند:همه ي اينها زير نظر درشکه چي انجام مي گيرد.
[تصویر: pino8-e1261945111186.jpg]
جزيره ي خوشي یا همان شهربازی استعاره از “زندگي مادي” است که مشخصه هاي اصلي آن جهل٬ تلاش براي بهره بردن از لذتهاي آني و ارضاي پست ترين تمايلات نفسانی زودگذر است. درشکه چي با علم به اين موضوع که اين بهترين روش به بردگي کشيدن کودکان است آنها را به اين شيوه زندگي ترغيب مي کند.پسر بچه هائي که در اين سبک زندگي غيرعاقلانه افراط مي کنند به الاغ تبديل شده و تحت استثمار درشکه چي براي کار در معدن قرار مي گيرند. اين يک تصوير ترسناک ديگر از توده ي جاهل مردم است. در دنیا واقعی هم انسان با تحت تاثیر روشهای کنترل ذهن قرار گرفتن برده ی نفس خود میگردد!
[تصویر: pino9-e1261946217816.jpg]
خود پينوکيو هم پس از مدتي به يک الاغ تغيير شکل مي يابد. به بيان رمزي٬ او به هويت مادي خود که به شکل اين حيوان لجوج تجسم يافته٬ نزديک تر است.اين قسمت از داستان به ماجراي ”مسخ شدگان” يا “ الاغ طلائي” نوشته ي آپوليوس اشاره دارد؛ يک اثر کلاسيک که در مکاتب سري همچون فراماسونري آموزش داده مي شود.
[تصویر: Apuleius1650.jpg]
مسخ شدگان داستان زندگي شخصي به نام لوسيوس را روايت مي کند که به طلسم ها و اوراد جادوگري بسيار علاقه مند است و ناگهان به سودای انجام یک طلسم مادی، کالبد انسانی خویش را از دست داده و به یک الاغ تبديل مي شود.اين حادثه منجر به ماجراهائي طولاني و دشوار شده و در نهايت الهه ي زراعت و فراواني ٬ايزيس٬ او را به کالبد انسانی خویش برمی‌گرداند. داستان مسخ شدگان٬ از نظر خط کلي داستان٬ کنايه هاي معنوي و شکل ورود به اسرار با ماجراي پينوکيو مشابهت بسیار دارد.

پينوکيو٬ بار ديگر به خود مي آيد و از زندان زندگي پست مادي يا همان جزيره ي خوشي فرار مي کند.



آغاز مسير تعالي
--------------------------------------------------------------------------------
[تصویر: pino10-e1261949121648.jpg]
پينوکيو به خانه باز گشته تا به پدرش ملحق شود ولي بمحض ورود٬ با خانه ي خالي مواجه مي گردد.سپس متوجه مي شود که يک نهنگ بزرگ ژپتو را بلعيده است. اين عروسک خيمه شب بازي به درون آب پريده و براي يافتن سازنده ي خود وارد دهان نهنگ مي شود . اين ورود نهائي اوست ؛ جائيکه او بايد از تاريکي يک زندگي ناآگاهانه (بطور نمادين شکم وال) بسوي کسب نور معنوي بگريزد.

در اينجا٬ کارلو کولودي به شدت از داستان کلاسيک يونس نبي که در کتب ديني مسيحي ٬ اسلامي و يهودي نيز آمده٬ الهام گرفته است. مي توان شرح اين داستان را در آموزه هاي سري (و نه کتب معتبر دینی) چنين يافت:

“يونس شخصيت اصلي “داستان يونس” است. او کسي است که از جانب خدا ماموريت يافت تا به شهر نينوا رفته و رسالت خود را ابلاغ کند. اما يونس سرپيچي کرد و براي فرار از پيشگاه خداوند به سمت يافا (شهري در فلسطين اشغالي) گريخت. پس از آن به مقصد شهر ترشيش سوار يک کشتي شد. در همين زمان يک طوفان بزرگ رخ داد و ملوانان با اطلاع از اينکه اين يک طوفان عادي نيست(حاصل خشم خدایان است) ٬ با قرعه کشي تصميم گرفتند که يونس بايد قرباني شود. يونس نيز اين تصميم را پذيرفته و اظهار مي کند در صورت انداختن وي به دريا٬ طوفان تمام خواهد شد. ملوانان تلاش مي کنند تا کشتي را به ساحل برسانند ولي نااميدي از انجام اين کار موجب مي شود که در نهايت او را به دريا پرتاب کنند. در اين هنگام دريا آرام گرفت و يونس به طرز معجزه آسائي توسط يک ماهي بزرگ که از جانب خدا آماده شده بود٬ بلعيده شده و نجات مي يابد. او سه روز و سه شب در شکم ماهي محبوس بود.(فصل اول- بخش ۱۷) در فصل دوم آمده است که يونس در شکم ماهي بخاطر اين مصيبت به درگاه خدا دعا کرد ومتعهد شد تا شکرگزار بوده و به وعده ي خود با خدا عمل کند.سپس خدا به ماهي فرمان داد تا يونس را از شکم خود خارج نمايد”
[تصویر: jonah1-e1261949633796.jpg]
يونس پس از بازگشت معنوي.

منلي پي هال درمورد معناي رمزي ماجراي يونس و نهنگ چنين مي گويد:

“زمانيکه بعنوان نمادين از شيطان استفاده مي شود٬ ماهي کنايه از زمين (ماهيت پست آدمي) و آرامگاه(مدفن اسرار) است.بنابراين٬ همانطور که مسيح سه روز در گور مدفون بود٬ يونس نيز سه روز در شکم “ماهي بزرگ” محبوس شد. امروزه٬ بسياري از پدران مقدس در کليساها بر اين باورند که “وال”ي که يونس را بلعيد نماد خداي پدر است که وقتي پيامبر نااميد به دريا پرتاب مي شد٬ او را درون وجود خود پذيرفت تا به مکاني امن برساند.داستان يونس در حقيقت اسطوره ي ورود به اسرار بوده و “ماهي بزرگ” نمادي از تاريکي جهليست که انسان را آنزمان که از کشتي به دريا (زندگي) پرتاب مي شود(به دنيا مي آيد)٬ در بر گرفته است.” منلي پي هال٬ آموزه هاي سري تمام اعصار
[تصویر: JonahWhale.jpg]
يونس به فرمان خدا از دهان نهنگ بيرون مي آيد.

پينوکيو از ميان سختي هاي ورود عبور کرد و از تاريکي هاي جهالت بيرون آمد. او همانند عيسي مسيح٬ رستاخيزي را از درون آرامگاه خود تجربه نمود. اکنون او يک “پسر واقعي” است؛ يک انسان روشن ضمير که موانع زندگي مادي را براي پذيرش ماهيت والاتر خويش ٬ درهم شکست. جيميني جيرجيرک نيز يک مدال طلا از پري هديه مي گيرد که بيانگر موفقيت فرايند کيميائي تبديل ضمير هوشيار پينوکيو از يک فلز بي ارزش به طلاست. “کار بزرگ کيميا” به انجام رسيده. حالا چه کاري باقي مي ماند؟ البته نواختن آکاردئون و يک جشن حسابي!!
[تصویر: pino11-e1261969909112.jpg]


منبع : وبلاگ ماسون یاب (برای دانلود فایل پیدی اف و مشاهده متن کامل این مقاله و مشاهده مقالات بیشتر به MasonYab.com مراجعه کنید)
با تشکر از مقاله ای که نوشتید اما این داستان تنها یک داستان اگزیستنسیالیستی است نه چیز بیشتر .
ژپتو نمادی از خدا در فلسفه است ...خدای ساعت ساز !!!
در فلسفه خدا فقط انسان را می افریند و او را رها میکند =>>>علت جدایی پینوکیو از ژپتو
اگزیستنسیالیسم مکتب اصالت موجود یعنی = من هیچ چیز نیستم باید کاری کنم که دیده شوم ! این سیرورت و شدن از طریق سه سوال میشود ان را بررسی کرد .

1.چه زمانی؟
2.با چه کسی؟
3.چه طور ؟

چه زمانی پینوکیو انسان میشود = بعد از اینکه به اغوش پدر(خدا) میرود
با چه کسی انسان میشود = همراه با ژپتو
چه طور انسان میشود = با نجات پدر

تنها انتقادی که میشود به داستان کرد از نظر حقیر این است که مخلوق خالق رو نجات میدهد ...یعنی اومانیسم و انسان محوری که ذات فلسفه ی غرب است . و اگر نه داستان پر از اموزه ها برای کودکان است . اگر بخواهیم در نمونه ی بزرگسالانه اگزیستنسیالیسم را بررسی کنیم فیلم مرد دویست ساله شاهکاری که رابین ویلیامز در ان نقش افرینی کرد را توصیه میکنم ...روباتی که انسان میشود و با اختراعات خود خالقین خود را نجات میدهد ان فیلم هم پر از اموزه های انسانی است . در مورد این فیلم ها تنها محوریت انسان و ضعف خدا را میتوان مورد انتقاد قرار داد چرا که در دین اسلام خداوند به غیر از مفهوم خالق مفهوم رب را نیز داراست رب یعنی کسی که ما را میپرورد یعنی ما را رها نمیکند اما در دین مسیحیت و یهودیت و فلسفه خدا ما را مثله ساعتی میسازد کوک میکند و رها میکند .

یا علی
بی خیال بابا
دویست بار داده به تنها چیزی که فکر نکردم همین حرفای شما بود آخه بچه 5 ساله نه 10 ساله نه 15 ساله چه میفهمه کنایه چیه دبیرستانیش تو کنکور کنایه رو غلط جواب میده بابا
یکی از دلایلی که اینا بعد از این همه سال نتیجه بزرگی نگرفتن همین خوش خیالی و توهم تغییر تفکر ملت از طریق همین لایه های پنهان روانشناسی اومانیستی هست چرا که صرف هزینه و عمر زیادی میطلبه که عاقبتش همین عقب موندن از کورس چین و هند و ایرانه
بزارین بازم هزینه کنن چون جای بسی خوشحالی ماست که هیچ تمدن کهنی روی زمین تحت تاثیر چند تبلیغ و جنگ نرم تغییر فرهنگ نداده[font=B Lotus][/font][font=B Mitra]
(۸/شهریور/۹۰ ۵:۴۸)dani نوشته است: [ -> ]بی خیال بابا
دویست بار داده به تنها چیزی که فکر نکردم همین حرفای شما بود آخه بچه 5 ساله نه 10 ساله نه 15 ساله چه میفهمه کنایه چیه دبیرستانیش تو کنکور کنایه رو غلط جواب میده بابا
یکی از دلایلی که اینا بعد از این همه سال نتیجه بزرگی نگرفتن همین خوش خیالی و توهم تغییر تفکر ملت از طریق همین لایه های پنهان روانشناسی اومانیستی هست چرا که صرف هزینه و عمر زیادی میطلبه که عاقبتش همین عقب موندن از کورس چین و هند و ایرانه
بزارین بازم هزینه کنن چون جای بسی خوشحالی ماست که هیچ تمدن کهنی روی زمین تحت تاثیر چند تبلیغ و جنگ نرم تغییر فرهنگ نداده[/font][font=B Mitra]


این دیگه از اون حرفها بود . . .

میتونم بپرسم شما چرا در تالار عضو هستید و مطالب رو رسد میکنید؟

(۲۳/آبان/۹۰ ۱۲:۵۵)Mason_yab نوشته است: [ -> ]
(۸/شهریور/۹۰ ۵:۴۸) نوشته است: [ -> ]


این دیگه از اون حرفها بود . . .

میتونم بپرسم شما چرا در تالار عضو هستید و مطالب رو رسد میکنید؟


سلام
بیخیال پسر

این از اولین پست های من توی تالار بود.......این تالار فقط مخصوص مطالبی با محوریت فراماسونی نیست......مطالب اینجا ترکیبی از مذهب و سیاست و وضعیت اجتماعی در داخل و خارج کشور هست و صرف اینکه من به این تاپیک انتقاد کردم دلیل نمیشه سایر بخش های تالار رو نادیده بگیرم......

یاعلی
(بسم الله الرحمن الرحیم)
كارتون قديمي پينوكيو كه شركت فيلمسازي والت ديزني آن را در سال 1940 منتشر ساخت، هنوز مورد توجه كودكان و بزرگسالان اقصي نقاط جهان قرار مي‌گيرد. اما، داستان اين عروسك چوبي مبتنی بر یک تمثیل عمیق معنوی و برپايه آموزه‌هاي سری است كه به ندرت درباره آنها سخن به ميان مي‌آيد. در اين گزارش، ما به منشا و ريشه شكل‌گيري اين داستان انيميشني و نيز لایه‌‌هاي پنهان آن نگاه اجمالي خواهيم انداخت.

[تصویر: 1363519128_291428_427.jpg]
كارتون پينوكيو يكي از پيچيده‌ترين فيلم‌هايي است که برای کودکان ساخته شده است. آيا اين كارتون مي‌تواند داستان نمادین مبالغه‌آميزي از معنويت و جامعه مدرن باشد؟ آيا در اين فيلم نشانه‌هايي از عضویت در آیین‌های مرموز و اسرارآمیز وجود دارد؟

البته نيازي به گفتن نيست، اين فيلم در حال حاضر محصول پرکاربردی در فرهنگ عمومي جامعه امروز است. تا به حال چند نفر اين كارتون را نديده‌اند؟ از سوي ديگر، چند نفر از مفاهیم پنهان كارتون پينوكيو اطلاع دارند؟ در پشت پرده ماجراي اين عروسك خيمه شب بازي كه تلاش دارد تا تا پسر خوبی باشد، يك تمثیل عميق معنوي نهفته است كه ريشه در مكاتب سری علوم خفیه دارد.

از زاويه نگاه يك مبتدي، داستان كودكانه پينوكيو كه درباره "خوب بودن" است و نكات قابل تاملي درباره "دروغ نگفتن" دارد، در نهايت به اثري كلاسيك براي بزرگسالان در راستاي تلاش برای رسیدن به خردمندی و روشنگري معنوي تبديل مي‌شود. فضای بی‌رحم داستان پينوكيو تصوير هولناكي از دنياي مدرن ما را نمایش داده و شايد قصد دارد تا راه فرار از دام‌هاي اين دنياي مدرن را به ما نشان دهد. با توجه به سابقه حرفه‌اي نويسنده داستان و مراجعه به منابع کتب ادبی می‌توان به مفاهيم اسرارآمیز پنهان در كارتون پينوكيو پی برد.

خاستكاه شكل‌گيري داستان پينوكيو



[تصویر: 285547_854.jpg]
كارلو لورنزيني
نویسنده داستان پینوکیو، از اعضای فعال فراماسونری بود

داستان پينوكيو اولين بار توسط فردي به نام "كارلو لورنزيني"(ملقب به كارلو كولودي) بين سالهاي 1881 و 1883 در ايتاليا به رشته تحرير در آمد. لورنزيني اين حرفه را از مقاله‌نويسي در روزنامه‌ها آغاز كرد و در اغلب موارد براي بيان ديدگاه‌هاي سياسي خود از روش طنزنويسي بهره مي‌جست. لورنزيني در سال 1875 وارد دنياي ادبيات كودكان شد و از اين طريق تلاش كرد تا عقايد سياسي خود را به مخاطب انتقال دهد. براي مثال؛ سري داستان‌هاي Giannettino كه عمدتاً به وحدت ايتاليا اشاره داشت.

لورنزيني در واقع بسیار علاقمند بود تا از یک كاراكتر دوست داشتني و مهربان و در عين حال متقلب با هدف بیان عقاید خود از طريق ادبيات تمثيلي بهره گرديد. وي در سال 1880 نگارش داستان Storia di un burattino (داستان عروسك خيمه شب بازي) را آغاز كرد كه بعدها به ماجراهاي پينوكيو شهرت یافت. این داستان هر هفته در روزنامه Il Giornale dei Bambini (روزنامه ايتاليايي ويژه كودكان) به چاپ مي‌رسيد.

ماجراهاي پينوكيو، يك قصه خيالي است كه ماجراهاي يك عروسك چوبي خودراي و لجباز را در مسیر تبدیل شدن به یک پسر واقعی شرح مي‌دهد. اين داستان در سال 1883 به چاپ رسيد.

[تصویر: 285548_553.jpg]

آثار لورنزینی صرفاً سياسي نبودند. دست‌نوشته‌های او، بويژه ماجراهاي پينوكيو زواياي پنهان متافيزيكي و ماوراي طبيعي بسياري را در خود داشتند كه اغلب از ديد خوانندگان امروزي پنهان می‌مانند. يكي از حقايق مهم براي درك كامل لايه‌هاي عميق اثر لورنزيني اينست كه وي يكي از اعضاي فعال فراماسونري بود.

در مقاله‌اي با عنوان پينوكيو، برادر من، "جيوواني مالولتي"(Giovanni Malevolti) از فراماسونرهاي ايتاليا سابقه ماسوني كارلو لورنزيني را چنين توصيف مي‌كند:

"ورود كارلو به مكتب فراماسونري، با اینکه در هیچ سند رسمی ثبت نشده، اما از سوی همگان پذيرفته شده و قابل استناد است.

"آلدو مولا"(Aldo Mola)، يك فرد غيرماسوني كه معمولاً ‌از وي به عنوان تاریخ‌نگار رسمي مكتب فراماسونري ياد مي‌كنند، با اطمينان ورود لورنزيني به فرقه فراماسونري را تاييد كرده است.

به نظر مي‌رسد حوادثي در زندگي او رخ داده است كه اين نظريه را به سادگي تاييد مي‌كند: تاسیس روزنامه‌ای تحت عنوان Il Lampione (موسوم به فانوس دريايي) در سال 1848 كه لورنزيني در باب آن چنین اظهار داشت: "روشنی‌بخش کسانی است که در تاریکی سرگردان هستند." لورنزيني همچنين خود را شاگرد متعصب ماتزيني (از انقلابيون و فراماسونرهاي برجسته ايتاليا) معرفی می‌کرد."

[تصویر: 288893_350.jpg]
لورنزيني داستان پينوكيو را با الگوبرداري از عقاید قديمي و کهن
در متون سری و رمزگونه به رشته تحرير درآورد


نام كولودي را مي‌توان در سندي يافت كه مركز بزرگ فراماسونرهاي بريتانيا آن را به چاپ رسانده و در آن لیستی از فراماسونرهاي معروف گردآوری شده است.
مالولتي چنين ادامه مي‌دهد:
براي مطالعه داستان "ماجراهاي پينوكيو" دو روش وجود دارد. اولين روش همان است كه من آن را "غیرمذهبی و عوامانه " توصيف مي‌كنم زيرا كه خواننده، به احتمال زياد يك كودك است، درباره اتفاقات ناگواري كه براي اين عروسك چوبي رخ مي‌دهد، مطالبي را ياد مي‌گيرد. روش دوم، مطالعه اين داستان از نگاه ماسوني نويسنده آن است كه نمادگرايي درون آن، بدون هيچ‌گونه جايگزيني، مکمل روايت ساده و خطي حوادث است.

لورنزيني داستان پينوكيو را با الگوبرداري از عقاید قديمي و کهن در متون سری و رمزگونه به رشته تحرير درآورد: روايت ساده‌اي از يك داستان كه مورد توجه عامه قرار می‌گیرد و مفاهیم پنهان خود را تنها برای "کسانی که در جریان هستند" فاش می‌کند.

تحليل فيلم
تفاوت‌هاي بسياري بين كتاب كولودي و فيلم والت ديزني وجود دارد. د فیلم والت دیزنی، طرح داستان ساده‌تر شده و پينوكيو به شخصيتي ساده، خوش‌گذران و بی‌خیال تبديل شده است تا كاراكتري خودراي و ناسپاس در كتاب اصلي. با اين وجود، همه عناصر اصلي داستان در اين فيلم به عاريت گرفته شده حال آنكه پيام مخفي داستان هنوز دست نخورده باقي مانده است.

[تصویر: 291425_175.jpg]
والت دیزنی در 1940 انیمیشن پینوکیو را ساخت
تا یکی از مهم ترین آموزه های ماسونی برای کودکان
به راحتی در دسترس آنها قرار گیرد
[/b]

«خلق» شخصيت داستان
[/b]

فيلم با پدر "ژپتو" (Geppetto)، يك چوب‌ تراش ايتاليايي‌، ‌آغاز مي‌شود كه در حال ساخت يك عروسك خيمه شب‌بازي از يك تكه چوب است. او این عروسک را به شکل یک انسان می‌سازد اما عروسك موجودی بی‌جان است.

[تصویر: 291429_809.jpg]
ژپتو، همان نماد "خالق" (Demiurge)
فلسفه افلاطون و عارفان مسيحي است.

ژپتو، از جهت ديگر، همان نماد "خالق"(Demiurge) فلسفه افلاطون و عارفان مسيحي است. واژه "خالق" به صورت تحت‌اللفظي در زبان يوناني "خالق، صنعت‌گر يا استادکار" ترجمه مي‌شود. در زبان فلسفه، خالق یا سازنده "خداي کوچکتر" جهان مادی است، خالقي كه موجودات ناقص را خلق مي‌كند كه در دام زرق و برق زندگي مادي گرفتار مي‌شوند. خانه ژپتو مملو از ساعت‌هايي است كه ساخته دست اوست و همانطور كه احتمالاً مي‌دانيد از اين ساعت‌ها براي سنجش زمان استفاده مي‌شود، يعني يكي از محدوديت‌هاي بزرگ اين سياره خاكي.

[تصویر: 1363519182_285549_828.jpg]
پدر ژپتو عروسك زيبايي را «خلق» كرده است
ژپتو عروسك زيبايي را خلق كرده است اما پس از آن متوجه مي‌شود كه به كمك "خداي بزرگتر" نياز دارد تا به پينوكيو روحي الهي اعطا نمايد كه براي تبديل شدن به يك "پسر واقعي" يا به بیان رمزی يك انسان روشن‌ضمير به آن نياز است. پس، او چه كار مي‌كند؟ وي "رو به ستاره‌اي در وسط آسمان زانو زده و دعا مي‌كند." ژپتو از خداي بزرگتر (بنيانگذار كبير فراماسون‌ها) مي‌خواهد تا روحي الهي در وجود پينوكيو بدمد.

[تصویر: 1363519132_285550_393.jpg]
ژپنو در محضر «تک چشم» زانو می زند
و برای عروسک چوبی خود حلول روح را درخواست می کند

آيا اين ستاره مي‌تواند همان ستاره صورت فلکی شعراي يماني یا ستاره درخشان فراماسونري باشد؟

"پري آبي رنگ" ، نماينده خداي بزرگ، سپس به زمين فرود مي‌آيد تا به پينوكيو فهم اين جهاني، یا به تعبیر عرفا "عقل" را اعطا نماید.

[تصویر: 1363519182_285551_663.jpg]
"پري آبي رنگ" ، نماينده خداي بزرگ، به زمين فرود مي‌آيد
تا به پينوكيو فهم اين جهاني یا "عقل" را اعطا نماید.
پري نعمت زندگی و اختيار را به پينوكيو هديه داد. اگرچه او زنده است اما هنوز يك "پسر واقعي" نيست. مكاتب سری مي‌آموزند كه زندگي واقعي تنها پس از روشنگري آغاز مي‌شود. هر چيزي غیر از آن چیزی جز زوال تدريجي نيست.

زمانيكه پينوكيو مي پرسد:"آيا من يك پسربجه واقعي هستم؟" پري پاسخ مي‌دهد: "نه پينوكيو. تحقق آرزوي ژپتو كاملاً به تو بستگي دارد. شجاعت، راستگويي و تواضع خودت را ثابت كن، در اينصورت مطمئناً روزي يك پسر واقعي خواهي شد."

موضوع اتکاء به نفس قوياً از آموزه‌هاي عارفان مسيحي/فراماسونري الهام مي‌گيرد: رستگاري روح مسئله‌اي است كه از طريق خویشتنداری و خودشناسي معنا پيدا می‌كند. فراماسونرها این فرآيند را با ادبيات تمثيلي سنگ زبر و تکامل سنگ صیقل داده شده نمادسازي مي‌كنند.

"در تفكرات فراماسونري، سنگ زبر و ناهموار استعاره از اولویت یک فراماسون ناآگاه برای روشنگري است. يك سنگ صیقلی نيز نماد يك فراماسون است كه از طريق آموزه‌های فراماسونري در راستاي تحقق يك زندگي شرافتمندانه گام بر مي‌دارد و با پشتكار فراوان سعي مي‌كند به روشنگري دست يابد. درسي كه بايد آموخت اينست كه با استفاده از ابزارهاي آموزشي و فراگيري علم و دانش، انسان می‌تواند شخصيت معنوي و اخلاقي خود را بهبود بخشد. همانند انسان، هر سنگ زبر و ناهموار در ابتدا موجودی ناقص است. انسان با آموزش، تربيت و عشق برادرانه می‌تواند سنگ وجودی خود را به گونه‌ای بسازد که مورد آزمون قرار گرفته و در حدود مرزهای خود شکل گرفته باشد."

به همان روشي كه فراماسونرها فرآيند روشنگري را با تبديل یک سنگ زبر و ناهموار به صاف نشان مي‌دهند، پينوكيو نيز سفر خود را با تكه ناهمواري از چوپ آغاز مي‌كند و به دنبال آنست تا سطوح خود را هموار ساخته و در نهايت به يك پسر واقعي تبديل شود. چنين اتفاقي باید حادث گردد تا او لايق روشنگري شود و او به يك فرآيند كيمياگري دروني نياز است. وي بايد زندگي كند، با وسوسه‌هاي خود مبارزه نمايد و با استفاده از وجدان خود، بايد راه صحيح را پيدا كند. اولين گام رفتن به مدرسه (نماد علم و دانش) است. پس از آن، وسوسه‌هاي زندگي بلافاصله مسير پينوكيو را تغيير مي‌دهند.

وسوسه شهرت و ثروت
روباه مكار(نماد افراد دروغگو) و گربه پينوكيو را در مسير رفتن به مدرسه فريب مي‌دهند تا "براي كسب موفقيت راه آسان را در پيش بگيرد": حرفه هنرپيشگي. عليرغم هشدارهاي وجدانش، عروسك چوبي از شخصيت‌هاي مرموز و ناشناس پيروي كرده و به "استرومبولي"(Stromboli)، يك عروسك‌گردان خشن و پرخاشگر فروخته مي‌شود.

[تصویر: 291437_882.jpg]
روباه مكار(نماد افراد دروغگو) و گربه
پينوكيو را در مسير رفتن به مدرسه فريب مي‌دهند

[تصویر: 291438_809.jpg]
پينوكيو به يك عروسك‌گردان خشن و پرخاشگر فروخته مي‌شود
پينوكيو در حين نمايش با جنبه‌هاي مثبت "راه آسان" نيز آشنا مي‌شود: شهرت، ثروت.
اما پينوكيو خيلي زود متوجه مي‌شود كه اين موفقيت ظاهري هزينه هاي گزافي را به دنبال دارد: اينكه وي نمي‌تواند براي ديدن پدر ژپتو(همان خالق خود) به خانه بازگردد، پولي كه او بدست مي‌آورد صرفاً براي ثروتمند شدن استرومبولي، عروسك‌گردان نمايش‌ها، است و با گذشت زمان هرچه سن او بالاتر مي‌رود، بهتر مي‌فهمد چه سرنوشتي در انتظار اوست.

[تصویر: 285553_362.jpg]

تصويري نسبتاً تاريك و وحشت‌انگيز از هنرپيشگي ظاهر می شود. وي در می یابد که اساساً چيزي بيش از يك عروسك خيمه شب بازي نبوده است. پس از درك ماهيت واقعي "راه آسان"، پينوكيو متوجه مي‌شود كه دچار افسردگي شده است. او به لطف عروسک‌گردان ظالم خود مانند حيواني در قفس نگهداري مي‌شود. در واقع او با فروش روح خود فريب خورده بود.

[تصویر: 1363519173_285554_370.jpg]
او به لطف عروسک‌گردان ظالم خود مانند حيواني در قفس نگهداري مي‌شود.
در واقع او با فروش روح خود فريب خورده بود.
پس از آن پينوكيو دوباره به وجدان و ضمير آگاه خود بازمی‌گرددو تلاش مي‌كند تا از آنجا فرار كند. اما همه افراد با وجدان خوب در جهان هم نمي‌توانند او را نجات دهند و نمي‌تواند اين قفل را باز كند. براي نجات او باز هم به دخالت نيروي الهي نياز است اما به شرط آنكه قبل از آن به پري (فرستاده الهي) و البته مهم‌تر از آن، به خودش حقيقت را بگويد.

[تصویر: 285555_483.jpg]


وسوسه‌هاي لذت‌های دنيوي
پس از بازگشت به راه صواب، پينوكيو يكبار ديگر توسط روباه مكار فريب مي‌خورد تا به "جزيره خوشی" برود، مكاني بدون مدرسه(نماد علم و دانش) و قوانين(نماد اصول اخلاقي). كودكان مي‌توانند تحت نظر مرد كالسكه‌چي بخورند، بنوشند، سيگار بكشند، با هم گلاويز شده و با اراده خويش همه چيز را تخريب كنند.

[تصویر: 285556_972.jpg]

جزيره خوشي استعاره از "زندگي دنيوي" است كه جهل و نادانی، تلاش براي بهره بردن از لذت‌های زودگذر و ارضاي پست‌ترین تمایلات نفسانی از ويژگي‌هاي آنست. مرد كالسكه‌چي با علم به اينكه اين راهي كامل براي به بردگي كشاندن افراد است، آنها را مدام تشويق مي‌كند. پسراني كه در اين سبك زندگي به شكل احمقانه‌اي افراط مي‌كنند، در نهايت به الاغ تبديل شده و براي كار در معدن از سوي مرد كالسكه‌چي مورد استثمار قرار مي‌گيرند. این نيز تصویر هولناک دیگري از توده مردم جاهل و نادان است.

[تصویر: 285557_695.jpg]

پينوكيو نيز به تدريج به الاغ تبديل مي‌شود. به بیان رمزی، در واقع او به هویت مادي نزديك‌تر مي‌شود تا خود معنوي كه اين حيوان لجوج نماد و تجسم آن است.
[تصویر: 1363519176_291427_606.jpg]
پينوكيو نيز به تدريج به الاغ تبديل مي‌شود.
به بیان رمزی، در واقع او به هویت مادي نزديك‌تر مي‌شود تا خود معنوي
كه اين حيوان لجوج نماد و تجسم آن است

اين بخش از داستان اشاره ادبي به اثر كلاسيك "اپوليوس"(Apuleius) نويسنده رومي تحت عنوان "مسخ‌شدگان" یا "الاغ طلايي" است كه در مكاتب سري همچون فراماسونري مورد مطالعه قرار مي‌گيرد.

[تصویر: 285558_505.jpg]

مسخ‌شدگان ماجراي "لوسيوس"(Lucius) را تشريح مي‌نمايد كه به دليل حماقت خويش با عجايب جادوگري فريب خورد و به الاغ تغيير هويت داد. اين مسئله وي را به سفري طولاني و طاقت‌فرسا سوق داد كه در نهايت نيز توسط "ايزيس" (Isis) نجات يافت و به فرقه سري او پيوست. ماجراي اين مسخ‌شدگي به دليل خط کلی داستان، تمثيل معنوي و شکل ورود به اسرار شباهت‌هاي فراواني به ماجراي پينوكيو دارد. پينوكيو پس از آنكه به خود می‌آید، از قفس زندگي دنيوي و جزيره خوشي فرار مي‌كند.

آغاز مسیر روشنگری
پينوكيو براي ديدار دوباره پدر خويش به خانه باز مي‌گردد اما در خانه كسي نيست. وي مي‌فهمد كه ژپتو توسط نهنگي عظيم‌الجثه بلعيده شده است. پس از آن، عروسك چوبي خود را به آب مي‌اندازد و براي پيدا كردن خالق خويش وارد شكم نهنگ مي‌شود. اين آخرين مرحله ورود او به مسیر روشنگری است كه بايد از تاريكي و ظلمت زندگي جاهلانه خويش(كه نماد آن شكم نهنگ غول پيكر است) گريخته و نور معنوي را بدست آورد.

[تصویر: 285559_324.jpg]

يكبار ديگر، كارلو كولودي به شدت تحت تاثير داستان قديمي سير و سلوك معنوي: كتاب يونس پيامبر قرار گرفت. جریان حضرت يونس و نهنگ در مكاتب سري مطالعه مي‌شوند.



[تصویر: 285561_538.jpg]
يونس به فرمان خداوند از شكم نهنگ بيرون مي‌آيد

پينوكيو دشواري‌هاي مسیر ورود به روشنگری را پشت سر گذاشته و از تاريكي جهالت بيرون مي‌آيد. حال وي يك "پسر واقعي" است، انساني روشن‌ضمير كه زنجيرهاي زندگي مادي را پاره كرده و به خود والايش رسيده است. او يك نشان طلايي از پري دريافت مي‌دارد كه بيانگر موفقيت در طي كردن مسير كيمياگري تغيير هويت پينوكيو از فلزي سخت به طلا است. "هدف بزرگ" تحقق يافته است. پس چه كاري باقي مانده است؟ البته، یک جشن حسابی!

[تصویر: 285562_258.jpg]
حال وي يك "پسر واقعي" است، انساني روشن‌ضمير
كه زنجيرهاي زندگي مادي را پاره كرده و به خود والايش رسيده است.

نتيجه‌گيري
اگر از زوايه ديد کودکانه خود فاصله گرفته و سپس به داستان پینوکیو بنگریم، داستان پينوكيو به جاي يك سري ماجراهاي تصادفي، به يك ادبيات تمثيلي معنوي عمیق و نمادين تبديل مي‌شود. جزئيات اين فيلم كه ظاهراً بي‌معني و نامفهوم است ناگهان به حقيقتي اسرارآميز و مرموز تبديل شده يا حداقل جوامع بی‌رحم امروزی را نشان می‌دهند. كارلو كولودي، نويسنده داستان با الهام از داستان‌های قديمي فراطبيعي نظير مسخ‌شدگان و يونس و نهنگ تلاش کرد تا داستانی با موضوع ورود به مکتب را به سبك امروزي بنویسد که مهم‌ترين جنبه زندگي فراماسونري است.

[تصویر: 291431_675.jpg]



داستانی با یک قرن قدمت


داستان پينوكيو نمونه‌اي از جنبه انسانی‌تر آموزه‌هاي سري است. این داستان بر پايه آموزه‌هاي فراماسونري استوار است و توجه عمیق به آن فاش مي‌سازد كه این آموزه‌ها پيشينه فلسفي افرادي است که كنترل رسانه‌هاي جمعي را در اختيار دارند.

هرچند وفاداري كارتون والت ديزني به مكتب فراماسونري همواره مورد اختلاف بوده است اما انتخاب اين داستان به عنوان دومين فيلم انيميشني كه در اين استوديو فيلمسازي ساخته شده است، مطالب بسياري براي بازگو كردن دارد.

بسياري از جزئيات نمادين كه به اين فيلم اضافه شده است بيانگر درك عميق مفاهیم سری كتاب كولودي است. با توجه به تیراژ بالای نسخه قابل پخش فيلم پينوكيو و موفقيت جهاني آن مي‌توان گفت كه همه جهان شاهد طي كردن مسير روشنگري بوده‌اند اما عده اندكي آن را به طور كامل درك كردند.

موضوع مهمی که در این داستان کمتر مورد توجه قرار گرفته، «خلق» یک انسان توسط انسان دیگر است؛ موضوعی که این روزها توسط جریانی مبهم و مرموز در ایران نیز تکرار می شود.

[تصویر: 291436_391.jpg]
چرا رسانه های صهیونیستی حدود یک قرن است
که «داستان» پینوکیو را زنده نگاه می دارند؟
[b]منبع:جنبش سایبری313
آدرس های مرجع