۱۰/شهریور/۹۰, ۱۲:۲۹
دوران بدوی
امروزه فرقه ها و گروه های شیطان پرست برای این که به نوعی مقبولیت در افکار عمومی دست یابند، سعی دارند پیشینه تاریخی موهومی را پشتوانه ی افکار خود معرفی نمایند. غالبا در این هویت سازی تاریخی اغراقاتی صورت گرفته و تاریخچه سیاه و ننگین شیطان گرایی را روشن جلوه داده و بدینوسیله پذیرش عمومی جوامع نسبت به آموزه های شیطانی این گروه ها افزایش یابد. فلذا برای درک بهتر وضعیت امروزی جریان شیطان گرایی و آشنایی با مفاهیم و آموزه های شیطانی این جریان باید ریشه ها و سیر تاریخی این جریان را بررسی نموده تا مانع سوء استفاده سردمداران جریان شیطانگرایی از این پیشینه تاریخی سیاه شویم.
به طور کلی می توان تاریخچه شیطان گرایی را در 4 دوره تاریخی دسته بندی نمود.
1. دوران بدوی که شامل دوران باستان و تمدن های باستانی می شود.
2. دوران قرون وسطی که مربوط به قرون چهارم تا پانزدهم میلادی می شود.
3. دوران مدرن که مشتمل بر قرون شانزدهم تا نوزدهم میلادی می گردد.
4. دوران معاصر شامل قرن های بیستم و بیست و یکم میلادی.
شیطانگرایی بدوی
وقتي كتاب هايي كه در زمينه تاريخ تمدن و تاريخ اديان نگاشته شده است را ورق مي زنيم،یکی از مشخصه های بارزی که در اعتقادات اقوام اولیه و تمدن های باستانی به وفور یافت می شود،اعتقاد به دو نیروی خیر و شر است که همواره با یکدیگر در تقابل بوده اند،به طوری که در میان اقوام اولیه بین النهرین این دو اصل کاملا به یکدیگر پیوسته بودند و همواره در کنار خدایان خیر و خوبی ها خدایانی با ماهیت شیطانی نیز تصویر می شده است.اسطوره هایی همچون اهریمن و اهورامزدا در ایران باستان،ست و اوزیریس در مصر باستان از این نمونه اند.
در این میان به مواردي بر مي خوريم كه خداياني با ماهيت شيطاني توسط برخي قبايل بدوي ستايش مي شده اند.چنانچه که گذشت این نیرو در عرض و تقابل نیروی خیر در جهان نگریسته می شد. بدینوسیله این تفکر در زندگی مردم جاری و ساری شد که هر گاه خیری می رسید از آن ایزد بود و هر گاه شر می رسید از آن شیطان.رفته رفته اعتقاد به شیطان و تاثیر او در زندگی انسان تقویت شد و از او به عنوان نیرویی مقدس یاد می شد که نباید او را رنجاند چون خشمگین می شود و آسیبی از ناحیه ی او به ما می رسد.
باور به اینکه شر و شیطان مستقلاً منشأ قدرت و اثر در عالم است، به باورهای ثنوی و دوگانهگرایی در الوهیت و ربوبیت انجامید و مردم گمان کردند که با نیایش خدای خیر و رحمت به تنهایی منافعشان تأمین نمیشود و لازم است که نیروهای شر را هم ستایش کنند و برای تعظیم و تجلیل شیطان نیز برنامههایی داشته باشند.لذا برای جلب رضایت او مراسمات و مناسکی به وجود آمد.
یکی از برجسته ترین این مناسک آئین قربانی برای خدایان است. میان اقوام ابتدایی سراسر جهان قربانی برای فرونشاندن خشم خدایان انواعی داشته که از ریختن جرعه ای آب یا شراب تا اهدای گیاهان و محصولات،ذبح حیوانات و کودکان وبزرگسالان،همچنین به آتش افکندن کودکان را شامل می شود.[1] طریقه ونوع آئین قربانی در میان اقوام مختلف بسیار متنوع است.دربسیاری از اقوام این آئین به صورتی پیچیده در آمده است که افرادی خاص، که"کاهن" خوانده می شوند، در محلی خاص و با اعمال خاص آن را انجام می دهند.[2]
آئین شیطانی قربانی انسان خصوصا نوزادان پسر را در بسیاری از تمدن های باستانی می توان مشاهده کرد.از آن جمله می توان به اقوامی همچون آزتک ها،بابلی ها،کنعانی ها اشاره کرد که برای خوشنودی خدایان خود همچون تسکاتلیپوکا،بعل و مولوخ قربانیانی از جنس انسان اهدا می نموده اند.در اکتشافات باستان شناسی اخیر نیز در یکی از تپه های باستانشناسی در نزدیکی تونس، یکی از مراکز پرستش بعل، 6000 خمره پیدا شد که همگی پر از بقایای سوخته نوزادها بودند. [3]
در میان مجموعه متون مقدس آئین هندوئیسم که با عنوان "وداها"[4] شهرت دارد، ودایی به نام "یجور ودا"[5] به معنای "ودای قربانی" وجود دارد که در آن می توان لیست نام های خدایان و قربانی مورد علاقه هر یک را پیدا کرد. نمونه هایی از قربانی کردن انسان در میان برخی روستانشینان هندو مذهب در هندوستان، تا دوران های نزدیک به ما نیز وجود داشته است. برخی از هندوان در سال های نه چندان دور هر ساله برای خدای مادر، "کالی"[6] و "شیوا"[7]، انسان قربانی میکردند و همیشه این باور در هندویسم بوده که شیوا از گوشت انسان تغذیه میکند. هر جمعه در معبد شیوا در "تنجور"[8] یک کودک مذکر را قربانی میکردند. این عمل به طور رسمی تنها در قرن نوزدهم متوقف شد.[9]
از دیگر آئین ها و مراسمات شیطانی که در میان اقوام ابتدایی مشاهده می شود، برگزاری انواع و اقسام مراسمات جادوگری است.در این آئین ها غالبا افرادی برجسته از میان قبایل با ارتباط با ارواح شرور و خبیث مدعی بودند که دارای قدرت های شیطانی بوده و می توانند این قدرت ها را در راستای رسیدن به مقاصد شوم خود استفاده نمایند. البته در علومی مانند تاریخ ادیان آئین ها و مراسمات جادوگری در میان قبایل بدوی به معنای عام تری به کار می رود و تنها صورت های شیطانی آن مدنظر نمی باشد.بلکه صورت های مشابه همچون انجام اعمال و خواندن اوراد مخصوص برای تسخیر یا دفع نیروی موجود در طبیعت(مانا)[10] و یا درمانگری بوسیله جادو را نیز شامل می شود.[11]
[1] . آشنایی با ادیان بزرگ،ص12
[2] . تاریخ جامع ادیان،ص22
[3] . (نک. آفرینش در اساطیر آمریکا،سید حسن حسینی)همچنین(نک. دین و اسطوره در آمریکای وسطا،مهران کندری)همچنین (نک.مقاله گذری بر موضوع قربانی انسان در آئین های رازآلود)
[4] . Vedas
[5] . Yajur-Veda
[6] . Kali
[7] . Shiva
[8] . Tanjour
[9] . مقاله گذری بر موضوع قربانی انسان در آئین های رازآلود
[10] . مقصود از مانا يك قوه و نيروى بى تعين است كه در همه جا پراكنده و منتشر، و بين همه موجودات بى جان و جاندار، مقدس و غير مقدس ، مشترك است.(تاریخ ادیان و مذاهب جهان،ج1)
[11] . در مباحث تاریخ ادیان غالبا به افرادی که متصدی این امور به معنای عام جادوگری در میان قبایل بودند،شمن گفته می شود.میرچا الیاده از محققین برجسته حوزه ادیان در کتاب خود با عنوان "شمنیسم،فنون کهن خلسه" آورده است: "اعتقاد بر این است که او(شمن) مانند همه پزشکان قادر به درمان است و مانند همه جادوگران قادر است معجزاتی از نوع معجزات مرتاضان، خواه بدوی یا مدرن انجام دهد.اما علاوه بر این او هادی روح به دنیای مردگان است و ممکن است کاهن،عارف و شاعر نیز باشد" (شمنیسم فنون کهن خلسه،ص40)
امروزه فرقه ها و گروه های شیطان پرست برای این که به نوعی مقبولیت در افکار عمومی دست یابند، سعی دارند پیشینه تاریخی موهومی را پشتوانه ی افکار خود معرفی نمایند. غالبا در این هویت سازی تاریخی اغراقاتی صورت گرفته و تاریخچه سیاه و ننگین شیطان گرایی را روشن جلوه داده و بدینوسیله پذیرش عمومی جوامع نسبت به آموزه های شیطانی این گروه ها افزایش یابد. فلذا برای درک بهتر وضعیت امروزی جریان شیطان گرایی و آشنایی با مفاهیم و آموزه های شیطانی این جریان باید ریشه ها و سیر تاریخی این جریان را بررسی نموده تا مانع سوء استفاده سردمداران جریان شیطانگرایی از این پیشینه تاریخی سیاه شویم.
به طور کلی می توان تاریخچه شیطان گرایی را در 4 دوره تاریخی دسته بندی نمود.
1. دوران بدوی که شامل دوران باستان و تمدن های باستانی می شود.
2. دوران قرون وسطی که مربوط به قرون چهارم تا پانزدهم میلادی می شود.
3. دوران مدرن که مشتمل بر قرون شانزدهم تا نوزدهم میلادی می گردد.
4. دوران معاصر شامل قرن های بیستم و بیست و یکم میلادی.
شیطانگرایی بدوی
وقتي كتاب هايي كه در زمينه تاريخ تمدن و تاريخ اديان نگاشته شده است را ورق مي زنيم،یکی از مشخصه های بارزی که در اعتقادات اقوام اولیه و تمدن های باستانی به وفور یافت می شود،اعتقاد به دو نیروی خیر و شر است که همواره با یکدیگر در تقابل بوده اند،به طوری که در میان اقوام اولیه بین النهرین این دو اصل کاملا به یکدیگر پیوسته بودند و همواره در کنار خدایان خیر و خوبی ها خدایانی با ماهیت شیطانی نیز تصویر می شده است.اسطوره هایی همچون اهریمن و اهورامزدا در ایران باستان،ست و اوزیریس در مصر باستان از این نمونه اند.
در این میان به مواردي بر مي خوريم كه خداياني با ماهيت شيطاني توسط برخي قبايل بدوي ستايش مي شده اند.چنانچه که گذشت این نیرو در عرض و تقابل نیروی خیر در جهان نگریسته می شد. بدینوسیله این تفکر در زندگی مردم جاری و ساری شد که هر گاه خیری می رسید از آن ایزد بود و هر گاه شر می رسید از آن شیطان.رفته رفته اعتقاد به شیطان و تاثیر او در زندگی انسان تقویت شد و از او به عنوان نیرویی مقدس یاد می شد که نباید او را رنجاند چون خشمگین می شود و آسیبی از ناحیه ی او به ما می رسد.
باور به اینکه شر و شیطان مستقلاً منشأ قدرت و اثر در عالم است، به باورهای ثنوی و دوگانهگرایی در الوهیت و ربوبیت انجامید و مردم گمان کردند که با نیایش خدای خیر و رحمت به تنهایی منافعشان تأمین نمیشود و لازم است که نیروهای شر را هم ستایش کنند و برای تعظیم و تجلیل شیطان نیز برنامههایی داشته باشند.لذا برای جلب رضایت او مراسمات و مناسکی به وجود آمد.
یکی از برجسته ترین این مناسک آئین قربانی برای خدایان است. میان اقوام ابتدایی سراسر جهان قربانی برای فرونشاندن خشم خدایان انواعی داشته که از ریختن جرعه ای آب یا شراب تا اهدای گیاهان و محصولات،ذبح حیوانات و کودکان وبزرگسالان،همچنین به آتش افکندن کودکان را شامل می شود.[1] طریقه ونوع آئین قربانی در میان اقوام مختلف بسیار متنوع است.دربسیاری از اقوام این آئین به صورتی پیچیده در آمده است که افرادی خاص، که"کاهن" خوانده می شوند، در محلی خاص و با اعمال خاص آن را انجام می دهند.[2]
آئین شیطانی قربانی انسان خصوصا نوزادان پسر را در بسیاری از تمدن های باستانی می توان مشاهده کرد.از آن جمله می توان به اقوامی همچون آزتک ها،بابلی ها،کنعانی ها اشاره کرد که برای خوشنودی خدایان خود همچون تسکاتلیپوکا،بعل و مولوخ قربانیانی از جنس انسان اهدا می نموده اند.در اکتشافات باستان شناسی اخیر نیز در یکی از تپه های باستانشناسی در نزدیکی تونس، یکی از مراکز پرستش بعل، 6000 خمره پیدا شد که همگی پر از بقایای سوخته نوزادها بودند. [3]
در میان مجموعه متون مقدس آئین هندوئیسم که با عنوان "وداها"[4] شهرت دارد، ودایی به نام "یجور ودا"[5] به معنای "ودای قربانی" وجود دارد که در آن می توان لیست نام های خدایان و قربانی مورد علاقه هر یک را پیدا کرد. نمونه هایی از قربانی کردن انسان در میان برخی روستانشینان هندو مذهب در هندوستان، تا دوران های نزدیک به ما نیز وجود داشته است. برخی از هندوان در سال های نه چندان دور هر ساله برای خدای مادر، "کالی"[6] و "شیوا"[7]، انسان قربانی میکردند و همیشه این باور در هندویسم بوده که شیوا از گوشت انسان تغذیه میکند. هر جمعه در معبد شیوا در "تنجور"[8] یک کودک مذکر را قربانی میکردند. این عمل به طور رسمی تنها در قرن نوزدهم متوقف شد.[9]
از دیگر آئین ها و مراسمات شیطانی که در میان اقوام ابتدایی مشاهده می شود، برگزاری انواع و اقسام مراسمات جادوگری است.در این آئین ها غالبا افرادی برجسته از میان قبایل با ارتباط با ارواح شرور و خبیث مدعی بودند که دارای قدرت های شیطانی بوده و می توانند این قدرت ها را در راستای رسیدن به مقاصد شوم خود استفاده نمایند. البته در علومی مانند تاریخ ادیان آئین ها و مراسمات جادوگری در میان قبایل بدوی به معنای عام تری به کار می رود و تنها صورت های شیطانی آن مدنظر نمی باشد.بلکه صورت های مشابه همچون انجام اعمال و خواندن اوراد مخصوص برای تسخیر یا دفع نیروی موجود در طبیعت(مانا)[10] و یا درمانگری بوسیله جادو را نیز شامل می شود.[11]
[1] . آشنایی با ادیان بزرگ،ص12
[2] . تاریخ جامع ادیان،ص22
[3] . (نک. آفرینش در اساطیر آمریکا،سید حسن حسینی)همچنین(نک. دین و اسطوره در آمریکای وسطا،مهران کندری)همچنین (نک.مقاله گذری بر موضوع قربانی انسان در آئین های رازآلود)
[4] . Vedas
[5] . Yajur-Veda
[6] . Kali
[7] . Shiva
[8] . Tanjour
[9] . مقاله گذری بر موضوع قربانی انسان در آئین های رازآلود
[10] . مقصود از مانا يك قوه و نيروى بى تعين است كه در همه جا پراكنده و منتشر، و بين همه موجودات بى جان و جاندار، مقدس و غير مقدس ، مشترك است.(تاریخ ادیان و مذاهب جهان،ج1)
[11] . در مباحث تاریخ ادیان غالبا به افرادی که متصدی این امور به معنای عام جادوگری در میان قبایل بودند،شمن گفته می شود.میرچا الیاده از محققین برجسته حوزه ادیان در کتاب خود با عنوان "شمنیسم،فنون کهن خلسه" آورده است: "اعتقاد بر این است که او(شمن) مانند همه پزشکان قادر به درمان است و مانند همه جادوگران قادر است معجزاتی از نوع معجزات مرتاضان، خواه بدوی یا مدرن انجام دهد.اما علاوه بر این او هادی روح به دنیای مردگان است و ممکن است کاهن،عارف و شاعر نیز باشد" (شمنیسم فنون کهن خلسه،ص40)