۱۰/شهریور/۹۰, ۱۳:۰۴
از ابتدای خلقت انسان انسان ها سعی به انتخاب بهترین سبک پوشش بوده اند در ایران اسلامی نیز در هر عصر انسانها به سبک خاص پوشش گرایش پیدا می کردند و در برخی از موارد نیز سبک خاصی از پوشش به آنها تحمیل می شد این تغیرات تا انجا صورت می گرفت که با اصوی اعتقادی افراد متفاوت نبود اما دیر زمانی نمی گذرد که سبک پو شش و نوع پوشش در ایران تغییر کرده است و گاها سبک های پوششی مشاهده می شود که در آن نه تنها با فرهنگ ایرانی همخوانی ندارد بلکه به ترویج فرهنگ بیگانه می پردازند اکثر ما مد را برای چنین چیزی در نظر می گیریم.
هنگامی که سخن از مد به میان می آید ذهن ها سراغ مد لباس و چهره می رود، اما باید دانست مد همیشه و همه جا بد نیست . چرا ما فقط مد را به معنای قرضی و وارداتی ببینیم .
دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران- نگاهی تازه به این موضوع می کند و می گوید: در خصوص مسائل مد گرایی و گزاره هایی از این دست باید این را در نظر داشت که مد بازتاب و انعکاس لایه های زیرین فرهنگی جامعه است; یعنی وقتی فرهنگ جامعه از یک عمق و غنایی برخوردار باشد و از یک دستمایه های فلسفی بهره برد، بازتاب و انعکاس این دستمایه های فرهنگی در رو بنای جامعه به صورت ظاهر تجلی پیدامی کند . این تجلی در هر عصر و هر مقطع و هر دوره که عموما این دوره ها امروزه مقاطع ده ساله را در بر می گیرد، تحقق می یابد . این رویکردها، نسبت به زیر ساخت های فکری و فلسفی جامعه که بازتابشان را به صورت مد می بینیم، جدیدند; ولی عمری به درازای زیر ساخت های فکری مردم دارند .
عباسی معتقد است: هیچ گاه مد و پدیده های نو در ظاهر رفتار و گفتار و کردار افراد دفعتا بوجود نمی آیند، حتما از ریشه خاصی نشات می گیرند که آن ریشه در مبانی فلسفی جامعه وجود دارد و به عمق ها و لایه های زیرین جامعه بر می گردد پس اگر بخواهیم انعکاس لایه های زیر ین فرهنگی جامعه را علنی و شفاف و عریان ببینیم، در قالب مد خودش را نشان می دهد . البته مد گاه جعلی است و گاه اصیل و ریشه دار است; یعنی از لایه های زیرین جامعه و نشات گرفته است اگر مد تقلیدی آگاهانه یا جاهلانه از گزاره های مربوط به مبانی فکری یک جامعه دیگر باشد، جعلی است و نوعی حرکت تقلیدی شمرده می شود .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران برای بهتر مشخص شدن این شقوق ، باید بر گردیم به سطوح فرهنگی و جوانبی که در حوزه سطوح فرهنگی مختلف می توان این مدها را دید ما در فرهنگ خواص یا در فرهنگ نخبگان و نخبگان فرهنگی مساله مد را می بینیم; در حوزه فرهنگ عوام، عوام الناس فرهنگی، هم مد را به یک شکل دیگری می بینیم; در حوزه فرهنگ عمومی هم که حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام محسوب می شود، باز مد را به صورت دیگری می بینیم . در فرهنگ خواص مساله مدگرایی عمدتا بر می گردد به پز روشنفکری; چون حوزه فرهنگ خواص و نخبگان فرهنگی هر جامعه که قرار است فرهنگ ساز باشند، عموما سعی می کنند در حوزه عقلانیت نوعی مد فرهنگی را ارائه کنند .
وی افزود: امروز به طور عمومی مساله ای را که خیلی برجسته می بینیم پدیده تلقی های پست مدرن است; برای نمونه امروز ارزیابی های پست مدرن در حوزه هنر و حوزه اندیشه و تلقی های پست مدرن از نظر دکوراسیون زندگی شخصی و آداب و سلوک اجتماعی در یک فرد، این یک مد روشنفکری است; مدی است که در پز روشنفکری خودش را نشان می دهد، ولی به هر جهت مد است و طبیعتا چون مساله پست مدرنیست مساله ما نیست و از بیرون از جامعه نشات گرفته در فرهنگ خواص مد گرایی نخبگان فرهنگی ما این را بر می تابد .
دکتر عباسی یاد آور شد: در حوزه مطالعات زنان هم تلقی های فمنیستی داشتن مد است . بدون این که بسیاری از کسانی که در حوزه مدهای فمنیستی رفتار فمنیستی را بر می تابند بخواهند زیر ساخت های اساسی و فلسفی فمنیزم را ارزیابی کنند . شما وقتی نگاه می کنید می بینید این ها هم در واقع چون موجی است در دنیا، مساله فمنیزم به ویژه فمنیزم چپ و حتی فمنیزم رادیکال این را بر می تابند و اساسا در حوزه مساله زنان مسائل مربوط به زنان در رفتار اجتماعی شان گزاره هایی از فمنیزم که تلقی فلسفی خاصی در تلقی های مدرن و مدرنیته محسوب می شود، به عنوان یک مد در جامعه جاری و ساری می شود .
وی تصریح کرد : در حوزه محیط زیست به همین نسبت، در حوزه جنبش فالونیزم یا نهضت آزادی خواهی مردان در مقابل فمنیزم باز به همین نسبت اخیرا در حوزه ترنس مدرنیزم، به موازات پست مدرنیزم داشتن تلقی های این چنینی، عمدتا چون که در سراسر جهان غرب امروز این گزاره ها از نظر فرهنگی برجسته است و برتافته می شود، در جامعه ما هم با کمال تاسف می بینیم که به عنوان یک مد روشنفکری مد نظر هست و سعی می کنند این ها را جدی بگیرند و بربتابند . در حوزه فرهنگ عوام در مقابل فرهنگ خواص، در حوزه فرهنگ توده ای در مقابل فرهنگ نخبگان یا حوزه ماسکالچر و فرهنگ انبوه هم مساله مدگرایی را به صورت عینی تر و برجسته تر در سر و صورت و ظاهر رفتار افراد می بینیم .
دکتر حسن عباسی متغیر فرهنگ خواص عقلانیت است و متغیر فرهنگ عوام هیجانات و احساسات است . آنچه به هیجانات و احساسات عوام الناس در واقع دامن می زند، گزاره هایی است که از سوی شاخص هایی که مد را ترویج می دهند مثل هنر پیشگان، خوانندگان موسیقی های جاز و راک و پاپ و حتی ورزشکاران رقم می خورد و دامن زده می شود . می بینیم در نشریات زرد، در نظام سینمایی که عمدتا طعنه می زند و نشات می گیرد از گزاره های هالیوود، مؤلفه هایی که از سینمای هالیوود بر می تابد و همچنین موسیقی منتج از این حوزه به صورت جدی بر تافته می شود . صورت ظاهرش را هم در نوع آرایش و سرو وضع پسران و دختران و در نوع پوشش آن ها می توانیم ببینیم .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران فرهنگ عمومی را حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام می داند و می افزاید: انعکاس این گونه مدگرایی یعنی مدگرایی روشنفکری و شبه روشنفکری و مدگرایی لمپنی با هم ترکیب می شوند و چهره ای از اجتماعی ارائه می کنند که شما در آن معجونی از حوزه های خواص و عوام را می بینید . در این عرصه گزاره هایی از شبه روشنفکری و لمپنیزم تلفیق شده است . این واقعیت را امروزه می توانیم به صورت عمومی ببینیم .
وی مدگرایی را نشات گرفته از تحولات اجتماعی دانست و یادآور شد : جنبش دانشجویی دهه 60 فرانسه و جنبش های ضد جنگ ایالات متحده در دهه 60تا80 تمام این ها دست به دست هم می دهند و نگاه اعتراضی افرادی که در این جنبش ها شرکت می کنند، مدل لباس، مدل شعار، مدل موسیقی و مدل سرو وضع و آرایشی را به ارمغان می آورد که شما می بینید حاصل جمع این مدها به مرور در جهان انعکاس پیدا می کند . فرض بفرمایید در حوزه روشنفکری و شبه روشنفکری وقایع پس از جنبش دانشجویی دهه 1960 فرانسه در تمام کشورهایی که از تلقی های چپ و سوسیالیستی می خواستند نشات بگیرند، به صورت یک پز روشنفکری در مجامع جهان سوم کپی برداری شد بدون این که بدانند مبنای آن اعتراضات چه بوده است .
دکتر حسن عباسی یاد آور شد: طبیعتا این مدگرایی و اقتباس از بیرون نه درحوزه روشنفکری اش نتیجه مثبتی داده و نه در حوزه فرهنگ عوام . این که یکباره یک فیلمی مثل تایتانیک در غرب معروفیت و محبوبیت پیدا می کند بی محابا در همه جهان از جمله جهان سوم و در کشور خود ما هنر پیشه های فیلم شاخص می شوند و افراد آن فیلم و نوع پوشش و نوع آرایش کاراکترهای فیلم این جا مبنا قرار می گیرد، این دیگر بستگی به آن موج های اجتماعی ندارد این تاثیر خاصی است از یک فیلم که به صورت تک مضراب موضوعیت پیدا می کند همین مساله را شما ببرید در آرایش یک ورزشکار کافی است یک فوتبالیستی مثلا موهایش را ببافد، پس از مقطعی این تبدیل به مد می شود . پس این ها - در واقع عرض کردم - اقتباس هایی است که هم در حوزه فرهنگ خواص و هم در حوزه فرهنگ عوام ناشیانه است; اقتباس ناشیانه ای از بیرون مرزها هیچ کدام مبنای مناسب و بومی ندارد.
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران- در ارتش مدرن که متاثر از همین عقلانیت بود، افرادی که در این ارتش ها رژه می روند، کاملا سرو وضع و پوششان هیکل و قد و قواره شان، تجهیزات و تسلیحاتشان یک خط شاخص را دنبال می کند; یعنی یک انضباط پولادین . همین خط را شما در کارخانه می بینید که کاملا در خط تولید همین عقلانیت و نظم رعایت شده و همین نظم و دیسیپلین را دارد . در موسیقی، موسیقی کلاسیک غرب، آنچه از بتهوون، موتزارت، شوپن، چایکفسکی و دیگران مانده شما ببینید صدها نفر یکباره در یک ارکستر بزرگ در حال نواختن هستند و آرشه ویولون آن ها وقتی با هم و هماهنگ حرکت می کند کانه این یکنواختی و همطرازی آرشه ویولون نوازندگان در واقع سرنیزه همان سربازان ارتش کلاسیک و ارتش مدرن است که دارند رژه می روند . این انضباط در ظاهر هنرمندهای این ادوار هم هویدا است . کاملا کت و شلوارها مرتب، پاپیون ها و کراوات ها منظم و آرایش موها کاملا مشخص و مرتب و منظم است; اما وقتی می بینیم عقلانیتی که قرار بود مدرنیته با آن بشر را به سعادت برساند به بن بست می رسد و این دیسیپلین افراطی خسته می کند انسان غربی را، در اعتراض به این تلقی فلسفی و دیسیپلین فولادین، یکباره شما می بیند در موسیقی جاز، راک و پاپ غربی و بلوز و سایر گزاره هایشان، یک شلختگی و به هم ریختگی به خصوص وجود دارد . در پاپ می بینید که سرو وضع خواننده ها و سرو وضع نوازنده ها، سرو وضع کسانی که می رقصند در واقع کاملا متفاوت از آن گزاره است . دیگر آن انضباطی که شما در آن گزاره موسیقی کلاسیک غربی می بینید نه در سازها هست و نه در سرو وضع کسانی که این موسیقی را اجرا می کنند و نه در کسانی که موسیقی را می شنوند .
وی یاد آور شد : این جا مد کاملا برعکس می شود و مد توده ای است، پاپ است موها کاملا به هم ریخته است از گزاره های تیفوسی به بعد استفاده می کنند پوشش ها وقتی نگاه می کنید شلوارها دیگر هماهنگ نیست شلوارها گشاد است تاجایی که از پاهادارد می افتد، کفش ها بی قواره و بزرگ، پیراهن ها گشاد و رو افتاده تمام این موارد در واقع نوعی اعتراض، نوعی دهن کجی و نوعی چهره معکوس همان نظم و دیسیپلین مقطع مدرن بود. این تلقی را شمابه سادگی در ارزیابی پست مدرنیست ها می بینید; یعنی مثلا شما به قطعاتی که پینک فلوید اجرا می کردند، به خصوص آنچه که در مجموع در فیلم «دیوار» جمع بندی شد، اعتراض به همان نظم مدرن بود و بر هم زدن آن نظم . از این نظم در کلاس ها، این نظم و یکپارچگی در نظامی که مثل یک کارخانه مثل یک ارتش همه چیز را یکدست ساماندهی و ارزیابی می کند، این را به یک نسبت می بینیم که واکنش به او صورت می گیرد و آن را به هم می زند . حالا یک ساختار شکنی می بینیم در نوع پوشش و گویش و آن انضباط و مؤدب بودنی که قبلا تقدیس می شد در مدرنیته . حالا در شرایط پست مدرن ارزش نه در مؤدب بودن در گفتار نه در آن مبادی آداب بودن، بلکه در شلختگی و در گونه ای پاپ زیستن و بی قاعده عمل کردن وبدون دیسیپلین بودن است .
دکتر حسن عباسی یادآور شد: این یک زیر ساخت فلسفی را بر می تافته که هم در مدرنیته و هم در پست مدرنیته از یک مبانی دیگری دارد خط می گیرد این مساله یک جامعه دیگری است; ولی وقتی همین ها آن جا برتافته شد، وارد جامعه غریبه ای مثل جامعه ما می شود طبیعی است که جعلی است یک مسائل دیگری را بر می تابد از این منظر وقتی ما نگاه می کنیم، می بینیم که کارکردها و ارزیابی ها و چارچوب ها تفاوت دارد مد و مدگرایی در واقع نوعی نوگرایی است; یعنی ما نمی توانیم بخواهیم که نسل بعدی مثل نسل فعلی و نسل قبلی پوششان، گویششان، و رفتارشان خط و ربط داشته باشد .
هنگامی که سخن از مد به میان می آید ذهن ها سراغ مد لباس و چهره می رود، اما باید دانست مد همیشه و همه جا بد نیست . چرا ما فقط مد را به معنای قرضی و وارداتی ببینیم .
دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران- نگاهی تازه به این موضوع می کند و می گوید: در خصوص مسائل مد گرایی و گزاره هایی از این دست باید این را در نظر داشت که مد بازتاب و انعکاس لایه های زیرین فرهنگی جامعه است; یعنی وقتی فرهنگ جامعه از یک عمق و غنایی برخوردار باشد و از یک دستمایه های فلسفی بهره برد، بازتاب و انعکاس این دستمایه های فرهنگی در رو بنای جامعه به صورت ظاهر تجلی پیدامی کند . این تجلی در هر عصر و هر مقطع و هر دوره که عموما این دوره ها امروزه مقاطع ده ساله را در بر می گیرد، تحقق می یابد . این رویکردها، نسبت به زیر ساخت های فکری و فلسفی جامعه که بازتابشان را به صورت مد می بینیم، جدیدند; ولی عمری به درازای زیر ساخت های فکری مردم دارند .
عباسی معتقد است: هیچ گاه مد و پدیده های نو در ظاهر رفتار و گفتار و کردار افراد دفعتا بوجود نمی آیند، حتما از ریشه خاصی نشات می گیرند که آن ریشه در مبانی فلسفی جامعه وجود دارد و به عمق ها و لایه های زیرین جامعه بر می گردد پس اگر بخواهیم انعکاس لایه های زیر ین فرهنگی جامعه را علنی و شفاف و عریان ببینیم، در قالب مد خودش را نشان می دهد . البته مد گاه جعلی است و گاه اصیل و ریشه دار است; یعنی از لایه های زیرین جامعه و نشات گرفته است اگر مد تقلیدی آگاهانه یا جاهلانه از گزاره های مربوط به مبانی فکری یک جامعه دیگر باشد، جعلی است و نوعی حرکت تقلیدی شمرده می شود .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران برای بهتر مشخص شدن این شقوق ، باید بر گردیم به سطوح فرهنگی و جوانبی که در حوزه سطوح فرهنگی مختلف می توان این مدها را دید ما در فرهنگ خواص یا در فرهنگ نخبگان و نخبگان فرهنگی مساله مد را می بینیم; در حوزه فرهنگ عوام، عوام الناس فرهنگی، هم مد را به یک شکل دیگری می بینیم; در حوزه فرهنگ عمومی هم که حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام محسوب می شود، باز مد را به صورت دیگری می بینیم . در فرهنگ خواص مساله مدگرایی عمدتا بر می گردد به پز روشنفکری; چون حوزه فرهنگ خواص و نخبگان فرهنگی هر جامعه که قرار است فرهنگ ساز باشند، عموما سعی می کنند در حوزه عقلانیت نوعی مد فرهنگی را ارائه کنند .
وی افزود: امروز به طور عمومی مساله ای را که خیلی برجسته می بینیم پدیده تلقی های پست مدرن است; برای نمونه امروز ارزیابی های پست مدرن در حوزه هنر و حوزه اندیشه و تلقی های پست مدرن از نظر دکوراسیون زندگی شخصی و آداب و سلوک اجتماعی در یک فرد، این یک مد روشنفکری است; مدی است که در پز روشنفکری خودش را نشان می دهد، ولی به هر جهت مد است و طبیعتا چون مساله پست مدرنیست مساله ما نیست و از بیرون از جامعه نشات گرفته در فرهنگ خواص مد گرایی نخبگان فرهنگی ما این را بر می تابد .
دکتر عباسی یاد آور شد: در حوزه مطالعات زنان هم تلقی های فمنیستی داشتن مد است . بدون این که بسیاری از کسانی که در حوزه مدهای فمنیستی رفتار فمنیستی را بر می تابند بخواهند زیر ساخت های اساسی و فلسفی فمنیزم را ارزیابی کنند . شما وقتی نگاه می کنید می بینید این ها هم در واقع چون موجی است در دنیا، مساله فمنیزم به ویژه فمنیزم چپ و حتی فمنیزم رادیکال این را بر می تابند و اساسا در حوزه مساله زنان مسائل مربوط به زنان در رفتار اجتماعی شان گزاره هایی از فمنیزم که تلقی فلسفی خاصی در تلقی های مدرن و مدرنیته محسوب می شود، به عنوان یک مد در جامعه جاری و ساری می شود .
وی تصریح کرد : در حوزه محیط زیست به همین نسبت، در حوزه جنبش فالونیزم یا نهضت آزادی خواهی مردان در مقابل فمنیزم باز به همین نسبت اخیرا در حوزه ترنس مدرنیزم، به موازات پست مدرنیزم داشتن تلقی های این چنینی، عمدتا چون که در سراسر جهان غرب امروز این گزاره ها از نظر فرهنگی برجسته است و برتافته می شود، در جامعه ما هم با کمال تاسف می بینیم که به عنوان یک مد روشنفکری مد نظر هست و سعی می کنند این ها را جدی بگیرند و بربتابند . در حوزه فرهنگ عوام در مقابل فرهنگ خواص، در حوزه فرهنگ توده ای در مقابل فرهنگ نخبگان یا حوزه ماسکالچر و فرهنگ انبوه هم مساله مدگرایی را به صورت عینی تر و برجسته تر در سر و صورت و ظاهر رفتار افراد می بینیم .
دکتر حسن عباسی متغیر فرهنگ خواص عقلانیت است و متغیر فرهنگ عوام هیجانات و احساسات است . آنچه به هیجانات و احساسات عوام الناس در واقع دامن می زند، گزاره هایی است که از سوی شاخص هایی که مد را ترویج می دهند مثل هنر پیشگان، خوانندگان موسیقی های جاز و راک و پاپ و حتی ورزشکاران رقم می خورد و دامن زده می شود . می بینیم در نشریات زرد، در نظام سینمایی که عمدتا طعنه می زند و نشات می گیرد از گزاره های هالیوود، مؤلفه هایی که از سینمای هالیوود بر می تابد و همچنین موسیقی منتج از این حوزه به صورت جدی بر تافته می شود . صورت ظاهرش را هم در نوع آرایش و سرو وضع پسران و دختران و در نوع پوشش آن ها می توانیم ببینیم .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران فرهنگ عمومی را حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام می داند و می افزاید: انعکاس این گونه مدگرایی یعنی مدگرایی روشنفکری و شبه روشنفکری و مدگرایی لمپنی با هم ترکیب می شوند و چهره ای از اجتماعی ارائه می کنند که شما در آن معجونی از حوزه های خواص و عوام را می بینید . در این عرصه گزاره هایی از شبه روشنفکری و لمپنیزم تلفیق شده است . این واقعیت را امروزه می توانیم به صورت عمومی ببینیم .
وی مدگرایی را نشات گرفته از تحولات اجتماعی دانست و یادآور شد : جنبش دانشجویی دهه 60 فرانسه و جنبش های ضد جنگ ایالات متحده در دهه 60تا80 تمام این ها دست به دست هم می دهند و نگاه اعتراضی افرادی که در این جنبش ها شرکت می کنند، مدل لباس، مدل شعار، مدل موسیقی و مدل سرو وضع و آرایشی را به ارمغان می آورد که شما می بینید حاصل جمع این مدها به مرور در جهان انعکاس پیدا می کند . فرض بفرمایید در حوزه روشنفکری و شبه روشنفکری وقایع پس از جنبش دانشجویی دهه 1960 فرانسه در تمام کشورهایی که از تلقی های چپ و سوسیالیستی می خواستند نشات بگیرند، به صورت یک پز روشنفکری در مجامع جهان سوم کپی برداری شد بدون این که بدانند مبنای آن اعتراضات چه بوده است .
دکتر حسن عباسی یاد آور شد: طبیعتا این مدگرایی و اقتباس از بیرون نه درحوزه روشنفکری اش نتیجه مثبتی داده و نه در حوزه فرهنگ عوام . این که یکباره یک فیلمی مثل تایتانیک در غرب معروفیت و محبوبیت پیدا می کند بی محابا در همه جهان از جمله جهان سوم و در کشور خود ما هنر پیشه های فیلم شاخص می شوند و افراد آن فیلم و نوع پوشش و نوع آرایش کاراکترهای فیلم این جا مبنا قرار می گیرد، این دیگر بستگی به آن موج های اجتماعی ندارد این تاثیر خاصی است از یک فیلم که به صورت تک مضراب موضوعیت پیدا می کند همین مساله را شما ببرید در آرایش یک ورزشکار کافی است یک فوتبالیستی مثلا موهایش را ببافد، پس از مقطعی این تبدیل به مد می شود . پس این ها - در واقع عرض کردم - اقتباس هایی است که هم در حوزه فرهنگ خواص و هم در حوزه فرهنگ عوام ناشیانه است; اقتباس ناشیانه ای از بیرون مرزها هیچ کدام مبنای مناسب و بومی ندارد.
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران- در ارتش مدرن که متاثر از همین عقلانیت بود، افرادی که در این ارتش ها رژه می روند، کاملا سرو وضع و پوششان هیکل و قد و قواره شان، تجهیزات و تسلیحاتشان یک خط شاخص را دنبال می کند; یعنی یک انضباط پولادین . همین خط را شما در کارخانه می بینید که کاملا در خط تولید همین عقلانیت و نظم رعایت شده و همین نظم و دیسیپلین را دارد . در موسیقی، موسیقی کلاسیک غرب، آنچه از بتهوون، موتزارت، شوپن، چایکفسکی و دیگران مانده شما ببینید صدها نفر یکباره در یک ارکستر بزرگ در حال نواختن هستند و آرشه ویولون آن ها وقتی با هم و هماهنگ حرکت می کند کانه این یکنواختی و همطرازی آرشه ویولون نوازندگان در واقع سرنیزه همان سربازان ارتش کلاسیک و ارتش مدرن است که دارند رژه می روند . این انضباط در ظاهر هنرمندهای این ادوار هم هویدا است . کاملا کت و شلوارها مرتب، پاپیون ها و کراوات ها منظم و آرایش موها کاملا مشخص و مرتب و منظم است; اما وقتی می بینیم عقلانیتی که قرار بود مدرنیته با آن بشر را به سعادت برساند به بن بست می رسد و این دیسیپلین افراطی خسته می کند انسان غربی را، در اعتراض به این تلقی فلسفی و دیسیپلین فولادین، یکباره شما می بیند در موسیقی جاز، راک و پاپ غربی و بلوز و سایر گزاره هایشان، یک شلختگی و به هم ریختگی به خصوص وجود دارد . در پاپ می بینید که سرو وضع خواننده ها و سرو وضع نوازنده ها، سرو وضع کسانی که می رقصند در واقع کاملا متفاوت از آن گزاره است . دیگر آن انضباطی که شما در آن گزاره موسیقی کلاسیک غربی می بینید نه در سازها هست و نه در سرو وضع کسانی که این موسیقی را اجرا می کنند و نه در کسانی که موسیقی را می شنوند .
وی یاد آور شد : این جا مد کاملا برعکس می شود و مد توده ای است، پاپ است موها کاملا به هم ریخته است از گزاره های تیفوسی به بعد استفاده می کنند پوشش ها وقتی نگاه می کنید شلوارها دیگر هماهنگ نیست شلوارها گشاد است تاجایی که از پاهادارد می افتد، کفش ها بی قواره و بزرگ، پیراهن ها گشاد و رو افتاده تمام این موارد در واقع نوعی اعتراض، نوعی دهن کجی و نوعی چهره معکوس همان نظم و دیسیپلین مقطع مدرن بود. این تلقی را شمابه سادگی در ارزیابی پست مدرنیست ها می بینید; یعنی مثلا شما به قطعاتی که پینک فلوید اجرا می کردند، به خصوص آنچه که در مجموع در فیلم «دیوار» جمع بندی شد، اعتراض به همان نظم مدرن بود و بر هم زدن آن نظم . از این نظم در کلاس ها، این نظم و یکپارچگی در نظامی که مثل یک کارخانه مثل یک ارتش همه چیز را یکدست ساماندهی و ارزیابی می کند، این را به یک نسبت می بینیم که واکنش به او صورت می گیرد و آن را به هم می زند . حالا یک ساختار شکنی می بینیم در نوع پوشش و گویش و آن انضباط و مؤدب بودنی که قبلا تقدیس می شد در مدرنیته . حالا در شرایط پست مدرن ارزش نه در مؤدب بودن در گفتار نه در آن مبادی آداب بودن، بلکه در شلختگی و در گونه ای پاپ زیستن و بی قاعده عمل کردن وبدون دیسیپلین بودن است .
دکتر حسن عباسی یادآور شد: این یک زیر ساخت فلسفی را بر می تافته که هم در مدرنیته و هم در پست مدرنیته از یک مبانی دیگری دارد خط می گیرد این مساله یک جامعه دیگری است; ولی وقتی همین ها آن جا برتافته شد، وارد جامعه غریبه ای مثل جامعه ما می شود طبیعی است که جعلی است یک مسائل دیگری را بر می تابد از این منظر وقتی ما نگاه می کنیم، می بینیم که کارکردها و ارزیابی ها و چارچوب ها تفاوت دارد مد و مدگرایی در واقع نوعی نوگرایی است; یعنی ما نمی توانیم بخواهیم که نسل بعدی مثل نسل فعلی و نسل قبلی پوششان، گویششان، و رفتارشان خط و ربط داشته باشد .