نقد حجت الاسلام غفاری
سلام رضا جان
خدمت آقای قنبریان سلام بنده رو برسونید و بفرمایید
۱- بنده از اون افرادی که ایشون فرمودند تحت تاثیر عبدالله هاشم هستند نبوده ام بلکه از کسانی که در اوایل دهه هشتاد نظریه ارتباط دجال و فراماسونری رو مطرح کردم
شاید اولین یا دومین نفری که موضوع رو مطرح کردند
۲- بنده معتقد نیستم دجال همان سازمان فراماسونری است بلکه اگر مقاله دجال شناسی بنده رو که حدود سال ۸۴ تا ۸۶ تالیف شده مطالعه کرده باشند دو نظریه مربوط به دجال رو مطرح و طبق یک نظریه یکی از مصادیق بودن این سازمان رو برای دجال عنوان کرده ام
۳- بخاطر اینکه بنده نمیتونم مرتب بیام اینترنت به نظرم اگه به ایشون تلفن بنده رو بدید و ارتباطمون مستقیم باشه بهتره
۴- از بنده به عنوان یکی از مدرسین مهدویت کشوری درخواست هایی از اساتید تهران شده تا مقاله ای در رد دیدگاه آقای قنبریان بنویسم که بنده بخاطر وجود مصالحی از این اقدام صرف نظر کردم
۵- معمولا اساتید کشوری مهدویت و دشمن شناسی با همدیگر مرتبت هستند و قبل از ابراز نظرات جدید با هم مشورت می کنند و عواقب کار رو می سنجند ، بنده به عنوان اینکه هم روحانی هستم و هم تحصیلات تخصصی ام در حوزه مهدویت و دشمن شناسی بوده با صاحب نظران قم و تهران مرتبت هستم و بعضا با هم مشورت می کنیم ، لذا از آقای قنبریان هم انتظار می ره به عنوان یک استاد با تماس مستقیم تلفنی جوانب کار رو با اساتید دیگر بسنجند
۶- کسانی که از بنده سوالی دارم بفرمایید اول اون مقاله دجال شناسی بنده از سایت دریافت و مطالعه کنند و اگر سوالی بود بهم ایمیل بزنند
پاسخ حجت الاسلام قنبریان به نقد ایشان
بسمه تعالی
با سلام و عرض تهیت
1- اینکه چه کسی اولین بار فراماسونری را به دجال شناسانده و تطبیق داده، این روزها مورد تقاخر و تقدم طلبی شده است. شیخ عمران، هاشم عبدالله، سایت وعده صادق یا آقای غفاری و ... ؟! اما کاش لااقل این مدعیان سبقت در این کشف بزرگ یکی پا جلو بگذارد و از بافته های خود دفاع کند! در قسمتی از سلسله بحثهای این کمترین – که دانشجویانی، آنرا بنام "فرماسونری دجال آخرالزمان نیست!" بر روی اینترنت گذاشتند – همه این شباهت تراشی ها نقد شد و جوابی – البته جز بی مهری و اندکی خودبینی – از سوی این دوستان نشنیدیم .
آقای غفاری ما را به "دجال شناسی" حواله دادند. در یک pdf
65 صفحه ای مطالب ایشان بنام "دجال شناسی، سازمان مخفی فراماسونری" ملاحظه شد. خدمت این دوست ارجمند عرض کنم سرور عزیزم، آنچه در این مقاله دیده می شود نه تخصصی است و نه استاد مهدویت و دانشگاه می خواهد. یک دانشجوی معمولی با یک وبگردی و سرچ ساده می تواند بیش از اینها – که عمدتاً درباره فراماسونری و نمادهای آن است و می دانید کسانی بیشتر و بهتر از شما طرح می کنند را جمع کند. برای شما سید جلیل القدر حیف است در نقد اولتان ما را آب به آسیاب دشمن ریز بخوانید و در جواب دومتان هم چند بار پُز تخصصی مهدویت و ... بدهید. جد شما و مولای ما امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود : "اذا تفقّه الوضیع ترفّع و اذا تفقه الرفیع تواضع" (غررالحکم 262 و 263) بعید ندانید آخوند دهی هم نو بیاورد و عمیق بگوید. صاحب کرسی ها اگر واقعاً عمیق اندیش باشند متواضع خواهند شد.
2- در مقاله حضرتعالی نه درایت درستی از روایات هست و نه تحقیق جدید درباره فراماسونری.
درباره ارتباط فراماسونری و دجال (که محل بحث ماست) هم در دو صفحه محدود، ادعای سستی کرده اید :
* در شمارش احتمالات درباره دجال در صفحه 11 نوشته اید : "... دجال را به دوصورت می توان تفسیرنمود :
1- شخص حقیقی که بیشتر در مصادر اهل سنت به آن اشاره شده است.
2- جنبشی فرهنگی و ضد دینی که روایات شیعی بیشتر مشعر به آن است ..."
نقد: دوست عزیز از کجا می گویید روایات شیعی مشعر به جنبش فرهنگی بودن دجال است؟!
الف) روایاتی در شیعه درباره دجال نقل شده که کاملاً منطبق بر شخص بودن دجال است و هیچ راه تأویل به جنبش و تمدن و سازمان بودن دجال ندارد. جالب اینکه این روایات در مجامع روایی سنی نیست. از جمله این روایات یکی روایت "صندوق قهر جهنم" است که مرحوم "کلینی" در" کافی" شریف و "مفید" در "المجالس" و "صدوق" در "حضال" با سندهای متفاوت آورده اند مبنی بر اینکه 12 نفر در تابوتی در قهر جهنم عذاب می شوند که از جمله آنها دجال است. آیا متصور است یک جریان فرهنگی یا سازمان فراماسونری - با حیثیت سازمانی و جمعی خود - یکی از افراد همنشین با افراد شمارش شده در این روایت (نمرود، فرعون، سامری و ...) باشد و در یک صندوق جمع شده، در قعر جهنم عذاب شوند؟!!
ب) توصیفات امام علی (علیه السلام) به اصبغ بن نباته چه فرق جوهری با روایات سنی دارد که اینها را مشعر به شخص دانستن دجال و روایات مثل آن از شیعه را ناظر به جنبش فرهنگی بودن خوانده اید؟!
شرط تحقیقی حرف زدن در هر زمینه گردآوری تمام روایات باب و سپس "داوری" با توجه به اصول تفسیر و حکمت است. آیا همه روایات باب دجال را ملاحظه کرده اید؟ سنداً و دلالتاً آنها را کاویده اید؟! از مقاله شما چنین چیزی به چشم نمی خورد. در روایات امام علی (علیه السلام) هم همان اوصاف چشم و الاغ و ... برای دجال هست که خودتان در عنوان بعد اشاره کردید، چگونه اینها مشعر به فرهنگی بودن و آنها ناظر به شخص است؟!
* از آن سطحی تر، وجه شباهتی است که می شمارید.
دیگران ده الی پانزده قرینه برای انطباق دجال بر فراماسونری شمرده بودند که همه با اشکال مواجهه بود. شما فقط شباهت چشم دجال و آرم فراماسونری را شمرده اید و در توجیه و تأویل الاغ سفید دجال هم چنین گفته اید :
"یعنی مرکب آنها (فراماسونرها) بجای جنگ و خونریزی که نماد آن رنگ قرمز است بر مرکبی سفید سوارند(و بر الاغی سفید سوار است) و بوسیله آن اهداف قرمز پشت پرده خود را به پیش می برند"!!! (ص3 pdf
)
دوست عزیز واقعاً این حرف های شعرگونه و مضحک را تحقیق و تخصصی مهدویت می دانید؟!
در همان روایت مود بحث شما :
- از کوهی جلو و پشت دجال (الخرائج ج 3 ص 1135 ) سخن است. آنرا روی نماد فراماسونری به ما نشان دهید!
- چشم خوشه انگور مانند راست دجال (بحار ج 32 ص 252) را بگویید کجای آرم (یا دلار به گفته دیگران) است؟ و یا تأولیش در سازمان فراماسونری چیست؟!
- خروجش از اصفهان (بحار ج 51 ص 70 ) با شروع فراماسونری از اسکاتلند و رشد آن در انگلیس والان آمریکا و به قول حامیان نظریه انطباق در مرحله آخر در اسرائیل را برایمان توضیح دهید؟!
سرور روحانیم حتماً فرق بین "من" ابتدائیت و "الی الغایت" را می شناسد پس موجه نیست روایات سجستان و افغانستان را پیش بکشید و مثل برخی بگویید منظور لشکرکشی ناتو و آمریکا به اینجاست!
این حرف باطل است چون چه "اصفهان " چه سجستان" هردو با "من" آمده است (یخرج من بلده یقال لها اصفهان-روایت اصبغ بن نباته از امام علی (علیه السلام)). (ظهور الدجال من المشرق من سجستان – بحار ج 51 ص 70). "من" برای ابتدا است درحالیکه لشکرکشی به افغانستان و عراق، افغانستان غایت است نه ابتدا !
- اگر روایات سنی را تلقی به قبول کرده اید شباهت دجال با "ابن قطن خزاعی" (صحیح بخاری/6508 و صحیح مسلم/5228) را باهمان فراماسونری بودنش برایمان تأویل ببرید! زن بیوه و نقش او در فراماسونری و تأویلش را شنیدیم، ابن قطن خزاعی کجای ماجرا و سازمان فراماسونری است؟!!!
- بر اساس کدام متد تفسیری قائل به این همه مجاز اندر مجاز برای معانی روایات می شوید؟!
- اگر مراد از الاغ سفید، نفاق فراماسونری است که زیر چتر صلح (با نماد سفید) جنگ افروزی (با نماد قرمز) می کند، فکر نمی کنید معصوم کمی ذوق استعاره و مجاز بیشتر از شما داشته باشد که از پیراهن و جامه و پرچم و ... برای این مقصود استفاده کند نه خر سفید! یا لکه خون در چشم!
آخر کدام صاحب ذوقی مرکب و الاغ (یا لکه خونین در چشم) را کنایه از و استعاره از نفاق و کذّاب بودن و دورویی گرفته است؟! اقلاً یک شاهد از ابیات عرب یا مثلها و کنایات ملل در اینباره برایمان بیاورید.
تازه فاصله پاها و گوشهای این الاغ را چه می کنید؟! اینکه فرموده فاصله بین دوقدمش یک میل راه است (الخرائج ج3 ص 1135) یا فاصله دو گوشش چنین است (بحار ج 52 ص 195) را طبق ذوق سلیمتان و تأویل مرکب و الاغ او به نفاق را چگونه برایمان تفسیر می کنید؟!
3- دوست گرامی تواضع شرط تحقیق، و مباحثه راه رشد مطالب علمی است. آوردن یک قلمبه بجا یا بی جا بنام "ترمینولوژی روایت" حرف سطحی را محققانه نمی کند. به هم پریدن ها و به رخ کشیدنها هم موجب تعظیم شعائر مهدوی نمی شود . دجال هرچه باشد (چه نظر من چه نظر شما) کشفش بدون "توسعه منهج مهدوی" دربین مبلغان و مستضعفین مهدویت موجب تعجیل ظهور نمی شود. بنده فقط با انطباق فراماسونری و دجال مخافم و رجعتی بودن او را هم درحد احتمال -البته علمی و موجه- طرح کرده ام و صد بار برزمینه ساز بودن فراماسونری و مانند آن برای خروج دجال پا فشرده ام پس همه تحقیقات شما گرامیان هم در طرح بحث من جا می گیرد. اگر دست از انطباق عینی ایندو بردارید دست همه شما دوستان و محققان دشمن شناس را می بوسم و منتظرم مباحث این حقیر را با نقد عالمانه و مستدل خویش غنا بخشید. خداوند همه ما را از هواها و هوسها بخصوص شهرت طلبی و غرور مصون دارد و همه را از یاران مخلص امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد.
محسن قنبریان