تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اگه مقداری از خرج سالیانه شما اضافه می ماند خمس می دادید یا خیر ؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۲۸/آذر/۹۱ ۱۳:۵۷)مهرآریا نوشته است: [ -> ]خمس طبق آیه صریح قرآن بر غنایم جنگی است و نه چیز دیگر !


آیه ۴۱ سوره انفال، آیه خمس نام دارد. "واعلموا انما غنمتم من شى ء فأن لله خمسه و للرسول و لذى القربى

و الیتمى والمسکین و ابن السبیل ان کنتم آمنتم بالله ... ؛ بدانید! هر غنیمتی به دست آورید یک پنجم آن

خاص خداوند و پیامبر و خویشاوندان (او) و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است ؛ اگر به خداوند ایمان

دارید و ... ".


خمس راملاهای تشیع ساخته اند که عوام الناس را بدوشند چون خمس فقط و فقط بر غنمیت است نه اینکه به زور

تفسیر و تاویل بخواهند خمس را بر همه نوع درآمد عمومیت بخشند.

مطمئنم که این آیه را نه شنیده اید و نه خوانده اید چون کل اطلاعات افراد متعصب شیعی از اسلام و قرآن , فقط

حرفهای ملاهاست و هرگز خود نه قرآن را خوانده اند ونه دیگر کتب را !
گرامی یا شما قرآن نخواندید یا عربی نمیدانید یا کینه شخصی از تشیع دارید که در همه تاپیک ها مخالفت می ورزید!
معنی غنم: دست‏یابی به چیزی بدون مشقت و سختی است.
هرچه انسان بی‏مشقت به دست آورد، غنیمت به حساب می‏آید.(کتاب العین، واژۀ غنم)


(۲۸/آذر/۹۱ ۱۵:۱۴)faateme313 نوشته است: [ -> ]....می ورزید!
معنی غنم: دست‏یابی به چیزی بدون مشقت و سختی است.
هرچه انسان بی‏مشقت به دست آورد، غنیمت به حساب می‏آید.(کتاب العین، واژۀ غنم)



پس طبق تفسیر شما یک کشاورز که به سختی بسیار گندم بدست آورده یا یک ماهیگیر یا معلم یا اکثر شغل ها که

مشقت زیادی دارند هرگز نباید خمس بدهند ! و تنها کسانی که باید خمس بدهند روحانیون و مسئولان حکومتی و

نماینده ها و مدیران اسلامی و بازاری ها هستند !
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۰۸)مهرآریا نوشته است: [ -> ]پس طبق تفسیر شما یک کشاورز که به سختی بسیار گندم بدست آورده یا یک ماهیگیر یا معلم یا اکثر شغل ها که

مشقت زیادی دارند هرگز نباید خمس بدهند ! و تنها کسانی که باید خمس بدهند روحانیون و مسئولان حکومتی و

نماینده ها و مدیران اسلامی و بازاری ها هستند !

بحث ما اعتقادیست !
اینکه به چه کسی و چه شرایطی خمس تعلق میگیرد را مراجع تعیین میکنند نه من و شما!
آلوسی را که قبول دارید الحمدلله؟!



آلوسى نيز در تفسير روح المعانى غنم را در اصل لغت به معناى هر گونه سود و منفعت دانسته است

وغنم في الأصل من الغنم بمعنى الربح
روح المعانى ، ج 10 ، ص 2.
غنم
در اصل به معناي سود به کار برده مي شده است .

همان
گونه كه از اظهارات اين مفسر معلوم شد غنيمت به كار رفته در آيه عموميت داشته و شامل مطلق فائده و منفعتى كه انسان در زندگى از هر راهى به دست آورده باشد مى شود و غنيمت در آيه اختصاصى به غنيمت جنگى ندارد.
پاسخ دهید!
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۴)faateme313 نوشته است: [ -> ]بحث ما اعتقادیست !
اینکه به چه کسی و چه شرایطی خمس تعلق میگیرد را مراجع تعیین میکنند نه من و شما!
آلوسی را که قبول دارید الحمدلله؟!



آلوسى نيز در تفسير روح المعانى غنم را در اصل لغت به معناى هر گونه سود و منفعت دانسته است

وغنم في الأصل من الغنم بمعنى الربح
روح المعانى ، ج 10 ، ص 2.
غنم
در اصل به معناي سود به کار برده مي شده است .

همان
گونه كه از اظهارات اين مفسر معلوم شد غنيمت به كار رفته در آيه عموميت داشته و شامل مطلق فائده و منفعتى كه انسان در زندگى از هر راهى به دست آورده باشد مى شود و غنيمت در آيه اختصاصى به غنيمت جنگى ندارد.
پاسخ دهید!

هیچ می دانستی که بسیاری از متقدمین فقهای شیعه در قرون اولیه ، به اباحه خمس معتقد بودند ،(آيا معنای

اباحه را می دانی؟! )
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۹)مهرآریا نوشته است: [ -> ]هیچ می دانستی که بسیاری از متقدمین فقهای شیعه در قرون اولیه ، به اباحه خمس معتقد بودند ،(آيا معنای

اباحه را می دانی؟! )
نه فقط جنابعالی میدانی شیخ الاسلام مهر آریا!
شما معنی پاسخ دادن در صورت کم اوردن در مقابل منابع خودتان را طرح شبهه جدید میدانی؟!
با سند حرف بزن!

روايات بسيارى از پيامبر اكرم نقل شده كه به اصحاب خويش دستور به گرفتن خمس داده اند و يا هنگامى كه افرادى به ايشان مراجعه مى كردند در ضمن دستورات دينى، وجوب پرداخت خمس را يادآور مى شدند در حالى كه هيچ جنگ و نبردى هم در كار نبود . تا غنيمت جنگى از آن برداشت شود، در ذيل به برخى از آن روايات اشاره مى شود :
1. لما و قد عبدالقيس لرسول الله فقالوا: ان بيننا و بينك المشركين و انا لا نصل اليك الاّ فى اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنة و ندعو اليه من ورائنا. قال: آمركم باربع و انهاكم عن اربع، آمركم بالايمان بالله و هل تدرون ما الايمان؟ شهادة ان لااله الاّالله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و تعطوا الخمس من المغنم .


صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 250 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 35 .
در اين حديث پيامبر از اهالى عبدالقيس نخواسته است كه غنيمت هاى جنگى را پرداخت نمايند زيرا آنان از خوف مشركين نمى توانستند نزد پيامبر بيايند بنابر اين جنگى در كار نبوده تا مقصود از غنيمت در حديث غنيمت جنگى باشد.
2. بسم الله الرحمن الرحيم هذا عهد من النبى رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه الى اليمن، امره بتقوى الله فى أمره كله و ان يأخذ من المغانم خمس الله و ما كتب على المؤمنين من الصدقه من العقار عشر ما سقى البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقى الغرب (اى الدلوا العظيمة) .
سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 256 و فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 81 .
3. من محمد النبىّ للفجيع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من المغانم خمس الله .
الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 270.
4. كتب لخبادة الازدى وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاة وآتوا الزكاة واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبى وفارقوا المشركين فانّ لهم ذمة الله وذمة محمدبن عبدالله .

همان، ص 305 و 304.
5 . كتب لملوك حمير : و آتيتم الزكاة و اعطيتم من الغنائم خمس الله و سهم النبى و صفيّه و ما كتب الله على الؤمنين من الصدقة .
سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 258.
6. كتب لنبى ثعلبة بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوة و آتى الزكاة و اعطى خمس المغنم و سهم النبى و الصّفى .
اُسدالغابة، ج 3، ص 34.
7 . كتب الى بعض أفخاذ جهينه: من اسلم منهم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من الغنائم

پاسخ لطفا! شبهه نه!معنای پاسخ را میدانی؟!

باز هم ما جواب دادیم و باز جناب مخالف به آسمانها عروج کرد!!
روايات بسيارى از پيامبر اكرم نقل شده كه به اصحاب خويش دستور به گرفتن خمس داده اند و يا هنگامى كه افرادى به ايشان مراجعه مى كردند در ضمن دستورات دينى، وجوب پرداخت خمس را يادآور مى شدند در حالى كه هيچ جنگ و نبردى هم در كار نبود . تا غنيمت جنگى از آن برداشت شود، در ذيل به برخى از آن روايات اشاره مى شود :

1. لما و قد عبدالقيس لرسول الله فقالوا: ان بيننا و بينك المشركين و انا لا نصل اليك الاّ فى اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنة و ندعو اليه من ورائنا. قال: آمركم باربع و انهاكم عن اربع، آمركم بالايمان بالله و هل تدرون ما الايمان؟ شهادة ان لااله الاّالله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و تعطوا الخمس من المغنم .

صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 250 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 35 .

در اين حديث پيامبر از اهالى عبدالقيس نخواسته است كه غنيمت هاى جنگى را پرداخت نمايند زيرا آنان از خوف مشركين نمى توانستند نزد پيامبر بيايند بنابر اين جنگى در كار نبوده تا مقصود از غنيمت در حديث غنيمت جنگى باشد.

2. بسم الله الرحمن الرحيم هذا عهد من النبى رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه الى اليمن، امره بتقوى الله فى أمره كله و ان يأخذ من المغانم خمس الله و ما كتب على المؤمنين من الصدقه من العقار عشر ما سقى البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقى الغرب (اى الدلوا العظيمة) .

سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 256 و فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 81 .

3. من محمد النبىّ للفجيع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من المغانم خمس الله .

الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 270.

4. كتب لخبادة الازدى وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاة وآتوا الزكاة واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبى وفارقوا المشركين فانّ لهم ذمة الله وذمة محمدبن عبدالله .

همان، ص 305 و 304.

5 . كتب لملوك حمير : و آتيتم الزكاة و اعطيتم من الغنائم خمس الله و سهم النبى و صفيّه و ما كتب الله على الؤمنين من الصدقة .

سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 258.

6. كتب لنبى ثعلبة بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوة و آتى الزكاة و اعطى خمس المغنم و سهم النبى و الصّفى .

اُسدالغابة، ج 3، ص 34.

7 . كتب الى بعض أفخاذ جهينه: من اسلم منهم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من الغنائم الخمس .

الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 271 .

در اين نامه هايى كه پيامبر به قبائل مختلف عرب فرستاده است سه احتمال وجود دارد :

1. مقصود از غنيمت اموالى بوده كه آنان از طريق غارت و تاراج به دست آورده اند. اين احتمال درست نيست؛ زيرا حضرت به طور صريح از غارت گرى نهى فرموده است .

قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): «ان النهبة ليست باحلّ من الميتة» .

سنن ابو داود، ج 2، ص 12.

2. ممكن است مقصود غنائم جنگى باشد كه مسلمانان از طريق جنگ و جهاد به دست آورده اند اين احتمال نيز باطل است ؛ زيرا اولاً، جنگ و جهاد بدون اذن پيامبر جايز نبوده است و معلوم هم نيست كه از حضرت اذن گرفته باشند ، خصوصاً اهالى عبدالقيس كه امكان ارتباط با پيامبر را جز در ماه هاى حرام نداشتند ، علاوه بر اين كه پيامبر خودش غنائم جنگى را تقسيم مى كرد و معنا نداشته كه پيامبر از آنان بخواهد كه اين تقسيم را انجام دهند .

3. احتمال سوم اين كه مقصود از غنيمت ، كسب و تجارت باشد ؛ يعنى در همه موارد فوق پيامبر دستور داده كه مردم از مازاد بر كسب و تجارت خود خمس پرداخت نمايند .

الاعتصام بالكتاب و السنة ، ص 104.

جالب تر از همه اينها آنچه که در بخاري است که در آن آمده در عنبر و مرواريد خمس است !!! عنبر ماده ايست خوشبو که با غواصي يا شکار بعضي ماهي ها بدست مي آمد وموافق قول شيعه است . حال اهل تسنن که خمس را مربوط به غنائم جنگي مي دانند در کدام جنگ به مقابله با ماهي عنبر وبا قلاب ماهي گيري رفته اند خدا مي داند!!!
======================
همانطور كه از مبسوط سرخسي ج 2ص211 باب المعادن بدست مي آيد اهل تسنن خمس را تنها مربوط به چيزي مي دانند که از جنگ بدست آيد و لذا خمس در معدن را منوط به معدني مي کند که در زمين گرفته شده از کفار بدست آيد مانند گنج و لذا در وجوب خمس در لؤلؤ و عنبر اشکال مي کند . چون آن دو هيچ ربطي به جنگ ندارند اما ما در صحيح بخاري مي بينيم که در لولو وعنبر خمس است واين نمي تواند باشد مگر طبق نظر شيعه :

وهذا لأن المعنى الذي لأجله وجب الخمس في الكنز موجود في المعدن فإن الذهب والفضة تحدث في المعدن من عروق كانت موجودة حين كانت هذه الأرض في يد أهل الحرب ثم وقعت في يد المسلمين بإيجاف الخيل فتعلق حق مصارف الخمس بتلك العروق فيثبت فيما يحدث منها فكان هذا والكنز سواء من هذا الوجه

المبسوط للسرخسي ج2/ص211

اين (وجوب خمس در معدن) از آن جهت است که علتي که سبب وجوب خمس در گنج شد سبب وجود آن در معدن هم مي شود پس به درستيکه طلا و نقره در زمين درست مي شود از رگه هايي که در زمين به هنگام تسلط کفار حربي بر آن موجود بوده است سپس با جنگ به دست مسلمانان افتاده است پس حق خمس به آن رگه ها تعلق گرفته است پس هرچه که از ان رگه ها هم بدست آيد همان حکم را داردپس گنج ومعدن از اين جهت يکي هستند

اين کلام وي صريح است در اينکه اگر معدن در زمين مسلمانان باشد وبا جنگ از کفار بدست نيايد خمس ندارد.

ثم وجوب الخمس فيما يوجد في الركاز لمعنى لا يوجد ذلك المعنى في الموجود في البحر وهو أنه كان في يد أهل الحرب وقع في يد المسلمين بإيجاف الخيل والركاب وما في البحر ليس في يد أحد قط لأن قهر الماء يمنع قهر غيره ولهذا قال مشايخنا لو وجد الذهب والفضة في قعر البحر لم يجب فيهما شيء

المبسوط للسرخسي ، ج2 ، ص213 .

وجوب خمس در آنچه که از گنج بدست مي آيد به خاطر علتي است که در آنچه در درياست يافت نمي شود . وآن علت بودن گنج است در دست کفار حربي وسپس به دست مسلمانان افتاده است با جنگ . اما آنچه که در درياست در دست هيچ کس نبوده است چون آب مانع تسلط هيچ کس بر آن نبوده است (يعني مورد سلطه کفار نبوده) وبه همين دليل بزرگان ما گفته اند اگر چيزي از طلا يا نقره را در کف دريا پيدا کرد چيزي در آن نيست

اين کلام نيز صريح است در اين که طبق موازين عادي اهل تسنن به عنبر ولولو که از دريا مي آيد خمس تعلق نمي گيرد اما در صحيح بخاري مي بينيم :

صحيح البخاري ج2/ص544 باب ما يستخرج من البحر

وَقَالَ الْحَسَنُ فِي الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ
افرادی نظیر این مهر آریا و از این دست باعث میشوند دوستان همسنگر ما بیشتر تحقیق کنن و با حواب های موثق و مستدل خودشون درستی راه ما رو بیشتر نشون بدهند ... این جاست که میگن عدو شود سبب خیر ....
بارها و بارها دیده ایم افرادی نظیر همین مهر آریا از بحث منطقی و مستدل فراری هستند و تا در زمینه ای دوستان هوشیار ما وارد میدان میشوند سریع به دنبال بحث حاشیه ای دیگه و شبهه دیگه هستند ... باز عدو شود سبب خیر ...
موفق باشید
هو الرزاق
قابل توجه همه عزیزانی که این تاپیک رو خوندند.
و قابل توجه دوستان دیگری که می فرمایند: اوضاع اقتصادی خراب است و ما در آمدمان به خمس نمی رسد و ....
پیشنهاد حقیر این است که یکبار هم که شده به واحد محاسبات خمسی مرجع تقلیدشان مراجعه کنند. فقط یکبار امتحان کنید.!!!
ببینید دوستان فلسفه خمس از نظر حقیر اینه که خدا می خواهد ببیند شما حاضرید در راه رضای خدا از اموالتان بگذرید یا خیر؟؟؟؟
یه نکته ای هم که حقیر به اش رسیدم و از تمامی کسانی که این کار را می کنند پرسیدم دریافته ام که جای خالیه اون پولی رو که واسه خمس می دید رو امکان نداره احساس کنید.
حقیر این چند مدتی که خمس می دم به مراتب وضع مالیم بهتر از دورانیست که خمس نمی دادم.
اینو محض ریا نمی گم. چون کار شاقی نیست. اینم مثل نماز خوندن ، روزه گرفتن و .... از تکالیف و واجبات است.
باورتون نمی شه تا امتحان نکنید. یکی از ابزار افزایش رزق همین خمسه.
یا علی
التماس2آ
سلام
البته اینی که آقا حسام می فرمایند یک دلیلش هست ، دلیل اصلی خمس دادن هم این هست که اصلا یک پنجم درآمد هر کسی مال خودش نیست از ابتدا.
می دونید ، مثل این هست که من به شما 100 میلیون بدم ، بگم برسونش به کسی ، بعد می گم نه ولش کن ، 20 میلیونش رو بردار ، ولی حتما دست طرف برسونی ، بعدمی گم اصلا نصفش رو بردار ، نصفش رو برسون دست طرف ، بعد می گم اصلا ولش کن ، 80 میلیونش رو خودت بردار ، مابقیش رو برسون دست طرف ، شما آدم منصف ، چنین کاری نمی کنید؟
خوب خدا هم به شما یک مالی رو می ده ، میگه هشتاد درصدش مال خودت ، بیست درصدش رو بده به فلانی و فلانی ، کسی این کار رو انجام نده ، شما ملامتش نمی کنید؟
(۲۹/آذر/۹۱ ۱۰:۰۹)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
البته اینی که آقا حسام می فرمایند یک دلیلش هست ، دلیل اصلی خمس دادن هم این هست که اصلا یک پنجم درآمد هر کسی مال خودش نیست از ابتدا.
می دونید ، مثل این هست که من به شما 100 میلیون بدم ، بگم برسونش به کسی ، بعد می گم نه ولش کن ، 20 میلیونش رو بردار ، ولی حتما دست طرف برسونی ، بعدمی گم اصلا نصفش رو بردار ، نصفش رو برسون دست طرف ، بعد می گم اصلا ولش کن ، 80 میلیونش رو خودت بردار ، مابقیش رو برسون دست طرف ، شما آدم منصف ، چنین کاری نمی کنید؟
خوب خدا هم به شما یک مالی رو می ده ، میگه هشتاد درصدش مال خودت ، بیست درصدش رو بده به فلانی و فلانی ، کسی این کار رو انجام نده ، شما ملامتش نمی کنید؟

با سلام البته دوستان ما هیجوقت نمیتونیم به تمامی حکمت های یک امر پی ببریم و اینها قطعا بخشی از علت ها هستند لذا ما باید همیشه راجع به یک حکمتی ه میخوایم بگیم دو کلمه رو اولش بذاریم شاید یکی از علت هایش و بعد اون حکمتی که فکر میکنیم رو بیان کنیم
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع