![[تصویر: SNAG-0004.jpg]](http://fa.alalam-news.com/sites/fa/files/imagecache/news_node_view_image/news_image/10/12/02/SNAG-0004.jpg)
ستون نویس یک روزنامه امریکایی انتشار اسناد در ویکی لیکس را پروژه ای صهیونیستی در جهت ایران هراسی خواند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم روزنامه " وترنس تودی " در مقاله ای به قلم جو کویین نوشت من ظاهرا ان لحظه به یادماندنی را که رسانه های بزرگ خبری به ناگهان جنگ ستیز شدند از دست داده ام ؛ اما اکنون دیگر کسی نمی تواند انکار کند که ما شاهد دست به دست هم دادن ویکی لیکس و رسانه های بزرگ خبری برای افشای حقیقت زشت حملات امریکا به عراق و افغانستان هستیم و افزون بر ان با افشاگری های اخیر می توانیم دریابیم که وزارت خارجه امریکا درباره رهبران جهان واقعا چه می اندیشد ایا جملات پیشین من درست بودند منظورم این است که ایا واقعا این همان اتفاقی است که دارد اکنون رخ می دهد .
ایا دیدگاه جنگ ستیزی رسانه ها درست است خیر اشتباه است انچه اکنون دارد رخ می دهد این است که رسانه های خبری ویکی لیکس را ارتقای درجه دادند تا این سایت بتواند همان دروغ های قدیمی را این بار با ظاهری اغواکننده و با جلای افشاگری به خورد مردم بدهد و مردم نیزبتوانند این دروغ ها را راحت تر هضم کنند خود این دروغ ها دیگر مرا سرخورده نمی کنند و من درک می کنم که چرا عموم مردم به این راحتی تحمیق می شوند.
اما باید اذعان کنم که وقتی می بینم سایت های متفاوت خبری انهم بی هیچ دست و پا زدنی جام شوکران ویکی لیکس را سر می کشند واقعا سرخورده می شوم سایت هایی همچون " کانتر پانچ " ، " گلوبال ریسرچ " ، " شهروندان برای دولتی مشروع " و " خانه شفاف سازی اطلاعات " همگی در حال نشر داستان های ویکی لیکس هستند بی ان که هیچ نشانی از تفکر انتقادی درمقالات ان ها دیده شود.
از همان روز نخست صفحات ویکی لیکس جنگ افغانستان و جنگ عراق هیچ چیز جدیدی را منتشر نکردند که پیش از این در دسترس عموم قرار نگرفته باشد.
خبر استفاده امریکا از جوخه های ترور در عراق و افغانستان جدید بود ؟ خیر قدیمی بود . هفت سال پیش روزنامه گاردین به ما اطلاع داد که در عراق نه تنها جوخه های ضربت امریکایی هستند بلکه این جوخه ها توسط اسرائیل اموزش داده می شوند به هر حال ایا ایده استفاده از جوخه های ضربت برای ردیابی و سرکوب طالبان شرور در افغانستان تکان دهنده تر از واقعیتی است که در اوایل امسال بر تمام صفحات خبری پاشیده شد و حاکی از امضای لایحه ای توسط اوباما برای قانونی کردن ترور شهروندان امریکایی توسط سازمان سیا بود.
خبر پرداخت های کلان امریکا به رسانه های عراق و افغان برای پوشش مثبت خبری از خود نه تنها قدیمی است بلکه فقط نصف داستان است . ایا ما به همین زودی گروه لینکلن با ان مدیر استثنایی اش یعنی " کریستین بیلی " را فراموش کرده ایم در سال 2005 گروه لینکلن توانست قراردادی 100 ملیون دلاری برای کنترل کامل رسانه های عراقی از طریق نشریات خود در عراق و همچنین پروژه به انحصار در اوردن صنعت تبلیغات سازی این کشور را از ان خود کند.
همه جزئیات مربوط به این قضیه در رسانه های خبری بزرگ منتشر شدند اما هیچ یک از ان ها هیچ کاری برای توقف جنگ قلابی و بی پایان نبرد علیه تروریسم انجام نداد حالا چرا ما را ترغیب می کنند که انتظار داشته باشیم اسناد ویکی لیکس که دقیقا همان اطلاعات را هم منتشر می کنند عاقبت بهتری از اسلاف خود دارند.
ایا دقیقا به این خاطر نیست که این جزئیات به همین زودی ها دوباره به همان حفره حافظه ای می افتند تا جزئیات تکراری دیگری که از نظر راهبردی مهم ترند دوباره به طرز تهوع اوری به خورد مردم داده شوند؟ و این روند تا بی نهایت بار ادامه یابد.
" جولیان اسانژ" و ویکی لیکس از براورد تقلبی شمارش اجساد در عراق برای شمارش عراقی های کشته شده استفاده می کنند.
ایا خبر ان که امریکا هزاران شهروند بی گناه عراقی و افغان را در عراق و افغانستان کشته است جدید است ؟ خیر قدیمی است در واقع اسناد ویکی لیکس در زمینه کشته های عراق و افغانستان از براورد به مراتب کمتر گروه بی اعتبار شمارش اجساد در عراق استفاده می کنند تا براورد به مراتب واقع گرایانه تر گروه سیاست خارجی عادلانه را که میزان کشته ها را فقط در عراق 5 میلیون نفر اعلام کرده بود تایید نکرده باشند.
اما جر و بحث درباره مسلمانان مرده دیگر این روزها چندان هم مهم نیست ، وانگهی افشاگری های تمام عیار رسانه های بزرگ خبری از خلافکاری های امریکا در عراق و افغانستان که به خودی خود چیز بدی نیست هست؟ اگر کار ویکی لیکس به همین جا ختم شده بود من هم خیلی خوشحال می شدم که از اقای مرموز اسانژ و از منابع به همان قدر مرموز اسنادش تشکر و قدردانی کنم اما اسناد ویکی لیکس درباره چیزی بیشتر از صرف امارهای دلبخواهی کشته ها در جنگ های کشورگشایانه صحبت می کنند این اسناد پافراتر نهاده و به دنبال حمایت از ادامه و گسترش این جنگ ها به ویژه به ایران و پاکستان اند.
به عنوان مثال صفحات ویکی لیکس افغانستان شواهدی ارائه می دهند که حاکی از کمک رسانی پاکستان به طالبان دارد و ادعا می کنند که درست برخلاف گزارشها این پاکستان و نه سازمان سیا است که دارد به طالبان کمک می کند.
گزارشهای پی در پی درباره ان که نیروهای غربی در افغانستان از بالگردهای خود برای جابه جایی مبارزان طالبان استفاده می کنند به شدت از سوی ارتش انکار شده است و به بی اعتمادی مردم نسبت به نیروهایی که قرار است در کشور نظم ایجاد کنند دامن زده است.
یکی از این گزارشها داستان یکی از سربازان یگان 209 ارتش ملی افغانستان است که علیه شورش های فزاینده ولایت قندوز در شمال افغانستان می جنگیده است وی که در طول چند ماه اخیر در چندین نبرد شدید علیه مخالفان مسلح شرکت کرده است می گوید درست وقتی که پلیس و ارتش توانستند طالبان را در یکی از روستاهای منطقه قلعه زال محاصره کنند ما دیدیم که بالگردهایی با گروه های پشتیبان فرود امدند انها توانستند دوستان خود را از حلقه محاصره ما نجات دهند و حتی ارتش ملی افغانستان را در چند جبهه شکست دهند.
اما جمع بندی روزنامه انگلیسی گاردین از صفحات ویکی لیکس جنگ افعانستان چنین بود چگونه یکی از واحد های سری و سیاه پوش نیروهای ویژه توانست رهبران طالبان را برای اعدام یا بازداشت بدون محاکمه شکار کند.
2 چگونه امریکا شواهد مربوط به دستیابی طالبان به موشک های مرگبار زمین به هوا را مخفی کرده است.
3 چگونه فرماندهان ناتو از اقدامات دو کشور همسایه ایران و پاکستان دردامن زدن به شورش ها وحشت دارند.
" چگونه طالبان با افزایش چشمگیر استفاده از بمب های جاده ای کشتار و خونریزی فزاینده ای به راه انداخته است و تا به حال 2000 شهروند افغان را از این طریق کشته است.
ایا قرار است چنین افشاگری هایی برای دولت امریکا مشکل تراشی کنند؟ ایا قرار است که خشم عمومی را به جوش اورند ؟ ایا مردمی که حتی به نام طالبان هم شرطی شده اند و ان را برابر با هیولاهایی شرور می پندارند از دست یگان سری نیروهای ویژه برای شکار بدون محاکمه طالبان عصبانی می شوند ؟یا درست برعکس در خفا نسبت به ان احساس افتخار می کنند ؟ ایا افشای ان که طالبان به موشک های زمین به هوا دست یافته است به ادعای دولت امریکا درباره به راه انداختن جنگی سهمگین در افغانستان علیه دشمنی هولناک ضربه می زند یا درست برعکس ان را تقویت می کند ؟
اهمیت لاپوشانی چنین به اصطلاح واقعیتی از جانب نیروهای ائتلاف در چیست ؟ ایا این خبرکه طالبان به طرز چشمگیری بر بمب گذاری های جاده ای خود افزوده اند و بیش از 2000 شهروند را کشته اند به دولت امریکا ضربه می زند یا درست برعکس به ان کمک می کند تا شواهدی دال بر موجه بودن جنگ خود در افغانستان بیابد؟
روزنامه دیگری که به صفحات ویکی لیکس جنگ افغانستان پرداخت روزنامه نیویورک تایمز بود سرتیتر و جمع بندی این روزنامه چنین بود : " سرویس جاسوسی پاکستان به شورشی ها کمک می کند "
سرنوشتی که برای پست دیده بانی امریکا در کیتینگ نزدیک به شهر کامدیش در ولایت نورستان افغانستان رقم خورد نمودی از بی شمار سرخوردگی های نیروهای ائتلاف است شمار کم نیروها همکاران غیرقابل اعتماد افغان و شورش هایی که مدام در حال افزایش اند.
گزارشهای نظامی و اطلاعاتی که اخیرا منتشر شده اند تاریخی بی واسطه از زاویه دید نیروهای امریکایی فراهم می کنند نیروهایی که جنگ و بازسازی واقعی را ان ها انجام می دهند.
بنابراین به لطف ویکی لیکس یعنی همان عزیزکرده غیرمنتظره رسانه های خبری جهان دارد اگاه می شود که دشمن در افغانستان قدرتمندتر می شود ، که ایران و پاکستان باید به عنوان مقصر شناخته شوند و دست اخر ان که نیروهای باشهامت امریکایی در افغانستان مشغول بازسازی این کشور هستند.
اما پاکستان و طالبان تنها اماج های اطلاعات نادرست و گمراه کننده این اسناد نیستند .
همان طور که اسناد بیشتری منتشر می شوند این واقعیت نیز بیشتر روشن می شود که خال هدف این اسناد ایران است . دور نخست افشاگریهای ویکی لیکس حاوی افشاگری هیجان انگیز درباره ایران بود که ما ان را به نقل از روزنامه تلگراف انگلیس گزارش می کنیم.
ویکی لیکس چگونه ایران برای حملات القاعده در عراق جلیقه های انتحاری طراحی کرد.
بنابر گزارشهای منتشر شده در ویکی لیکس نیروهای برخوردار از حمایت ایران نه تنها به شورشیانی که به نیروهای ائتلاف حمله می کردند تدارکات می رساندند بلکه انواعی جدید از جلیقه های انتحاری نیز برای القاعده طراحی می کردند.
جنگ طلبان واشنگتن و تل اویو حتی در رویاهایشان هم خواب ان را نمی دیدند که چنین اطلاعات سری فاش شوند و این قدر با ارای ان ها همسو باشند.
چند روز پیش نیز ویکی لیکس بخش هایی از اسناد جدید خود را منتشر کرد وقتی مفاد ان ها را می خواندم اگر بگویم که حیرت زده شدم درباره واکنش ام اغراق کرده ام ؛ زیرا به هیچ وجه غیر منتظره نبودند و خودم هم می توانستم از این قماش افشاگری ها بنویسم افشاگری جدید این بود :
ویکی لیکس : ایران از کره شمالی موشک هایی گرفته است که با ان ها می تواند اروپا را هدف قرار دهد.
باید اذعان کنم که این یکی دیگر کاملا باورکردنی است چون هر چه باشد همه می دانند که صدام نیز چند سال پیش از همین توانمندی برخوردار شده بود. یادتان هست که در واقع این افشاگری درباره توانمندی تهدیدامیز ایران برای اروپا حتی از ادعاهای جذاب پرونده عراق نیز قابل قبول تراست زیرا این افشاگری ها را ویکی لیکس منتشر کرده است ویکی لیکسی که یک سازمان افشاگر راستگوی خدایی است . درست نمی گویم؟ منظورم ان است که هیچ رقم امکان ان وجود ندارد که عوامل دولت های اسرائیل و امریکا توانسته باشند از سازمان ویکی لیکس برای انتشار تبلیغات خود استفاده کنند . درست نمی گویم؟
ایا هیچ کس در جامعه دگراندیش خبری نیست که بتواند ماجرا را ان گونه که هست ببیند کره شمالی برای حمله به اروپا به ایران موشک می دهد ان هم درست در زمانی که امریکا و اسرائیل به طور مستمر می کوشند تا ایران را به عنوان یک اهریمن در جهان جلوه دهند و ناو هواپیمابر امریکا نیز راهی سواحل کره شده است ایا همه این مسائل طوری چیده شده اند که بیش از حد شفاف باشند یا استعداد من با خواندن کتاب عملیات روانی برای احمق ها ناگهان شکفته و من درک محیرالعقولی از چگونگی ساز و کار تبلیغات سیاسی پیدا کرده ام.
ایا هیچ کسی واقعا باور دارد که با فاش شدن ان که یک نفر در وزارت خارجه امریکا سارکوزی را امپراطور برهنه می پندارد اسیبی جدی به روابط فرانسه و امریکا وارد شده است ایا وزارت خارجه امریکا می خواست این مساله را به عنوان یک راز نگه دارد این مساله برای 60 درصد مردم فرانسه که سال ها پیش به خیابان ها ریختند و بطور علنی ان را اظهار داشتند که به هیچ وجه راز نبود درباره افشاگری مربوط به برلوسکونی که یک رهبر اروپایی لا ابالی ازخودراضی و نالایق خوانده شده است چه ؟ ایا القاب " خرفت " ، " دچار جنون خودبزرگ بینی " ، " روانی " و " بچه باز" که ایتالیایی ها و اروپایی ها به برلوسکونی نسبت می دهند بهتر نبود ؟
ایا وزارت خارجه امریکا پیش از ان که پرونده های سری درباره رهبران خارجی جهان تلنبار کند روزنامه ها را نمی خواند.
ویکی لیکس اسراری واهی و قبلا جارزده شده درباره روسای جمهور و نخست وزیرهای جهان فاش می کند مثلا درباره کیم جونگ ایل دیکتاتور کره شمالی چه می گوید . بنابر این گزارشهای مخرب وی پیرمردی پفکی است . ایا قرار است که این افشاگری بین امریکا و کره شمالی شکاف دیپلماتیکی به وجود اورد و این شکاف دیپلماتیک دقیقا در چه زمانی رخ خواهد داد ؟ قبل از ان که امریکا به همراه نوچه اش یعنی کره جنوبی کیم و چند میلیون نفر در کره شمالی را بمباران و به عصر حجر واصل کنند یا بعد از ان درباره احمدی نژاد رئیس جمهور ایران که هیتلرخوانده شده است چه ایا کسی انتظار می کشد تا دولت اوباما از این ادعای خود برگردد یا ان را از مردم پنهان کند و مهم تر از همه ایا همه ما دسته جمعی الزایمر گرفته ایم چه کسی به کرات از ایران و رئیس جمهوری منتخب مردم ان با عناوین المان نازی و هیتلر جدید نام برده است ؟
کسی یادش نمی اید خب این هم یک راهنمایی من در این مقاله چند بار از اسرائیل نام بردم چرا خب بگذارید یکی از دلایل این کار را از زبان خود ویکی لیکس بشنویم :
در اسرائیل نیز نخست وزیر بنیامین نتانیاهو گفت که با افشاگری های ویکی لیکس درباره گستره نگرانی های اعراب و جامعه بین الملل درباره ایران و برنامه هسته ای اش وی خود را کاملا موجه و محق می بیند .
نتانیاهو گفت : اسرائیل از انتشارات ویکی لیکس به هیچ وجه اسیب ندیده است این اسناد نشان می دهند که بسیاری از منابع از ارزیابی های اسرائیل به ویژه درباره ایران پشتیبانی می کنند منطقه ما گرفتار داستان پردازی است که در نتیجه 60 سال تبلیغات به وجود امده و اسرائیل را به عنوان بزرگترین تهدید جلوه می دهد در واقع رهبران درک می کنند که این دیدگاه دیگر ورشکسته شده است برای نخستین بار در تاریخ درباره ان که ایران تهدید واقعی است اتفاق نظر وجود دارد.
این واقعیت نیز که اسرائیل شبکه جاسوسی ریشه دوانده ای در امریکا دارد یک دانش عمومی است و نمونه بارز ان نیز گروه بدنام دانشجویان هنر اسرائیلی است. به عنوان مثال اف بی ای در سال 2005 اعلام کرد که اسرائیل برنامه ای فعال برای گرداوری اطلاعات مالکیتی در امریکا دارد.
گزارش اف بی ای نیز می گوید که یکی از شیوه های کلیدی اسرائیل برای جاسوسی نفوذ رایانه ای است و درباره این تصادف عجیب و غریب چه دارید بگویید که در همان روزی که ویکی لیکس اسناد مربوط به نکات کلیدی برنامه هسته ای ایران را منتشر می کند سازمان جاسوسی اسرائیل موسوم به موساد یکی از دانشمندان هسته ای ایران را در تهران به قتل می رساند و یکی دیگر را نیز مجروح می کند.
در تعیین منبع اسناد ویکی لیکس ما باید فقط یک سوال از خود بپرسیم چه کسی از انتشار اسناد محرمانه در مطبوعات از طریق ویکی لیکس نفع می برد ؟ اسنادی که با اعمال فشار بر امریکا ان را ناچار به کنترل نسبی خسارات وارده می کنند و همزمان ایران را به عنوان بزرگترین تهدید موجود برای صلح جهانی جلوه می دهند.
برای درک تاثیر کلی ویکی لیکس برمردم ما سرانجام باید پاسخ این سوال را بدهیم ویکی لیکس در اموزن شناسایی انقدر کم می اورد که من می توانم با کمال اطمینان اعلام کنم که به احتمال زیاد اسناد این سایت اصل نیستند و اگر هم باشند به احتمال زیاد به گونه ای جرح و تعدیل شده اند تا در خدمت اهداف صهیونیستی اسرائیل باشند.
العالم