مبحث جدیدی که تازه باب شده بیشتر به چشم میاد وجود جهان های موازیه
می خواستم اگه بشه دوستانی که در مورد این مبحث چه از لحاظ تفسیر قرآن و احادیث و چه از دید علمی اطلاعاتی دارن اینجا بزارن تا انشا الله همه بتونن استفاده کنن .
من درباره احاديث فردا ميامو صحبت ميكنم. البته اين حديث شايد بد نباشه:
لا جبر و لا تفويض، بل امر بين الامرين، = يعني نه جبر مطلق و نه اختيار كامل، بلكه چيزي ميان اين دو
من معني اينو خوب نفهيدم تا با مفاهيم فيزيك كوانتومي آشنا شدم
البته به زبان عاميانه توي فيلم Flash Forward خيلي دربارش بحث ميشه، يا فيلم LOST . البته كليت مفهوم اونا به من ربطي نداره، اما كليسا خيلي جبر گراست و به اختيار اعتقادي نداره
از نظر فيزيكي يه نظزيه فيزيك كوانتوميه، كه مربوط به مكان الكترون در ابر الكترونيه، كه ثابت ميكنن در هر لحظه هر جايي ميتونه باشه، كه خوب نتايجش ميشه دنياهاي موازي، يعني همه احتمالات همزمان با هم موجودند



ببينم بقيه چي جواب ميدن تا فردا شب بيام بازم صحبت كنيم

این بخش نظریه ی کوانتوم دوستمن در مورد حرکت الکترون ها اثبات نشده هست و خود انیشتین هم بیشترین مشکل رو با این قسمت نظریه کوانتوم داشته
به علاوه برداشتهای شخصی در آیات و روایات همون بدعتِ دوست من، منظور من اینه که برداشتهای شخصی از آیات و روایات رو در مورد موضوعات مختلف به اسم نظر اسلام مطرح نکنیم!!!!
از همه ی اینها مهمتر (البته این برای کسی هست که میخواد کاری برای امام زمانش انجام بده و واقعاً بندگی خدا رو بکنه) این همه توصیه ویژه شده در اسلام نسبت به بسیاری از موارد که خود قرآن و 14 معصوم میگن محوری ترین مسایل برای واقع شدن ظهور هست. ما بیشتر دنبال سرگرمی های خودمونیم و خیلی آن چیزی که خدا میگه مهم است و بهش بپردازید رو باهاش کاری نداریم
به هر حال خود دانید
اما هر آنچه میخواهید بگویید این مضمون آیات قرآن را فراموش نکنید
چرا چیزی میگویید که به آن علمی ندارید؟
موفق و منصور باشید دوستان
ممنون ازنظراتتون
من مشتاقانه منتظر نظراتتون هستم
در ضمن منتظرم که مطالب جناب saleh_mgh در مورد احادیث رو ببینم.
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
تا جایی که به نظر بنده می رسد، این تاپیک کمی گنگ است. مخصوصا لفظ موازی به گنگی آن دامن می زند.
جهان های موازی بیشتر در داستان های علمی - تخیلی و یا نظریه های صدتا یک غاز اثبات نشده فیزیکی مطرح است.
اما از منظر دینی "سماوات" بر وجود جهان هایی به جز این جهان (زمین و کهکشان ها) اشاره می کند که در حال حاضر وجود دارند.
یک نگاه دینی هم از آن منظر به جهان دیگر (لفظ موازی را به علت گنگ بودنش استفاده نمی کنم) می پردازد که ما قائل به وجود عالم برزخ هستیم و مردگان بعد از مرگ بدانجا برده می شوند و با اینکه احکام و ویژگی های خودش را دارد اما از این عالم متاثر می شود. (مثال ساده اش اینست که برای آمرزش روح اموات خودتان فاتحه می خوانید). البته یک عالم آخرت هم داریم...
باز یک نظر دیگر هم در دیدگاه عرفا وجود دارد که این دنیا را تصویر و مجاز یک عالم دیگر می دانند.
خلاصه آنکه هر کسی از یک دیدگاه به این موضوع پرداخته است. در بعضی موارد لفظ "عالم" مشترک است ولی کلا کلاسه بندی اش فرق می کند.
حال شما باید ببینید در کدام فضا می خواهید به بررسی بپردازید.
جناب مسافر ازتون ممنونم
اگه میتونین مطلب رو باز تر کنین تا بتونیم استفاده کنیم
اللهم عجل لولیک الفرج
دو نكته رو در ابتدا ميگم، اول اين كه اينجا بهتره كه بحث رو اول علمي باز كنيم و بعد وارد جنبه هاي حديثي و قرآني و پيدا كردن مصاديق بريم.
دوم اين كه طلب علم بهترين كاريه كه براي كمك به ظهور ميش كرد، تا شما عالم نباشيد، نميتونيد خيلي از حقايق رو درك كنيد و متاسفانه در زمينه علمي خيلي عقبيم، و كسي كه حقيقت رو درك نكنه، نميتونه دنبال حق باشه، هر كسي با يه نمايش علمي يه بلايي به سرش مياره!
بگذريم.
جهان هاي موازي در ويكي پديا
اول جهان موازي رو شروع ميكنم:
نظريه ريسمان در ويكي پديا
يك نقل قول از ويكي پديا:
""" نظریهٔ ریسمان شاخهای از فیزیک نظری و بیشتر مربوط به حوزه فیزیک انرژیهای بالاست .این نظریه در ابتدا برای توجیه کامل نیروی هستهای قوی به وجود آمد ولی پس از مدتی با گسترش کرومودینامیک کوانتومی کنار گذاشته شد و در حدود سالهای ۱۹۸۰ دو باره برای اتحاد نیروی گرانشی و برطرف کردن ناهنجاریهای تئوری ابر گرانش وارد صحنه شد. بنا بر آن ماده در بنیادینترین صورت خود نه ذره بلکه ریسمان مانند است. یعنی تمام ذرات بنیادین (مثل الکترون، پوزیترون و فوتون) اگر با بزرگنمایی خیلی خیلی زیاد نگریستهشوند ریسماندیس هستند. ریسمان میتواند بسته (مثل حلقه) یا باز (مثل بند کفش) باشد.
همانطور که حالتهای مختلف نوسانی در سیمهای سازهای زهی مثل گیتار صداها(نتها)ی گوناگونی ایجاد میکند، حالتهای مختلف نوسانی این ریسمانهای بنیادین نیز به صورت ذرات بنیادین گوناگون جلوهگر میشود.
خاصیت مهم اَبَرْریسمان که فیزیکدانان را به سمت خود کشاند این بود که این نظریه به طرزی بسیار طبیعی گرانش (نسبیت عام) و مدل استاندارد (نظریهٔ میدان کوانتوم) که سه نیروی دیگر موجود در طبیعت (یعنی نیروی الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی هستهای قوی) را توصیف میکند به هم مرتبط میسازد.
..... به علاوه این سوال بنیادیتر هم مطرح است که آیا اصلاً نظریه-م وجود دارد؟ چرا طبیعت باید موجودی قانونمند و در درجهٔ بعد قابل فهم باشد. اینشتین معتقد بود که غیرقابلفهمترین چیز در مورد طبیعت ایناست که طبیعت قابل فهم است. .....
..... همچنین این احتمال (هرچند بسیار اندک) وجود دارد که روزی ثابت شود نظریهٔ ریسمان اساسا نادرست است. اتفاقی شبیه این امر در مورد نظریهٔ متغیر پنهان چندین سال قبل رخ داد. ریسمانکارها معتقدند که شانس از بیخ و بن نادرست بودن نظریهٔ ریسمان بسیار بسیار اندک و حتی نزدیک صفر است. چرا که تاکنون شواهد بسیار زیادی مبنی بر صحت آن یافت شدهاست. ممکن است آزمایشهای آینده جهت تحقیقات را تغییر دهد ولی احتمال تکذیب این نظریه چنانکه که گفته شد تقریباً صفر است."""
آخرين نظريه اي كه درباره شكل واقعي جهان وجود داره نظريه ريسمان (M-theory) يا جهان تاري است، يعني عالم هاي متفاوتي در كنار يكديگر وجود دارند كه از لحاظ رياضي مانند تارهايي در كنار هم ديگر هستند. به اين نظريه جهان هاي موازي هم ميگن؛ در هر نقطه از زمان و مكان ما ميتونه چندين موجود مختلف وجود داشته باشه!
مثلا هم جسم شما وجود داره و هم جن- وارد بحث ملك نميشم چون ماي نيست، البته جايي هم نگفتن كه مادي نيست! ولي جن مادي هست، همونطوري كه جن از آتش (يك نمود ماده) خلق شده.

البته نظريه جهان هاي موازي از نتايج مكانيك كوانتوميه و ميشه اونو با نظريه ريسمان بهتر بيان كرد.
خوب اين بخش اول بحث!

فردا امتحان كنترل دارم و هيچي نخوندم!

:s
راستي يه حديث درباره آسمان ها:
آسمان اول مانند حلقه اي در ميان يك بيابان در مقابل آسمان دوم است (آسمان دوم بيابان) و به همين ترتيب همه آسمان ها را با يكديگر مقايسه ميكنه. فقط الان منبعش يادم نيست، ولي توي مبحث خلقت در اصول كافي از اين مدل حديث هاي عجبيب و محير العقول زياده@
سلام دوستان
یه حدیث از امام محمد باقر علیه السلام داریم که
خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار انسان خلق کرد که تو آخرین گونه ی آن هستی و در آخرین این عوالم
این حدیث به خلقت عواملی ماقبل این عالم وانسانهایی ماقبل از ما اشاره داره و اشرف مخلوقات خداوند بر طبق احادیث همین نوعی است که از هبوط آدم ابوالبشر تا قیام قیامت در این دنیا خواهند آمد.
البته این حدیث به جهان های موازی اشاره ای ندارد بلکه به جهان هایی ما قبل ما اشاره دارد
اما در مورد جهان های موازی
جهان های موازی به شکلی که در فیلم های هالیوود نشان داده میشه که اصلاً وجود ندارد
آنچه رو هم که فرضیه های فیزیک جدید اظهار میکنند باز مورد تأیید دین نیست با توجه به این که صراحتاً مفهوم تناسخ رو میخوان از توش بکشند بیرون (یه چیزی شبیه نظریه ی تکامل داروین!)
اما اونچه که در باره ی جهان های موازی در اسلام آمده از 2 مورد قابل بحث هست
یکی در همین عالم دنیا که میشه عالم دخان (اجنه) و عالم ما انسانها که به طور موازی در کنار هم وجود دارد و راههایی برای ارتباط بین این دو وجود داره
یکی هم به صورت سطوحی متعالی تر از عالم دنیا که دیگه لفظ موازی چندان براش مناسب نیست چرا که عالم برزخ بر عالم دنیا محیط است (بر طبق روایات عالم دنیا به عالم برزخ مانند حلقه ای است در بیابان)
و عالم قیامت و آخرت هم محیط بر عالم برزخ است به همین نسبت که باز گفته شد
و البته انسان در همین عالم دنیا میتواند به این عوالم رفت و آمد داشته باشد اما به شرطها شروطها
خداوند در سوره الرحمان میفرماید
یا معشرالجن و الانس إنستطعتم أن تنفذوا من اقطار السماوات و الارض فنفذوا لا تنفذون إلا بسلطان
ترجمه ساده اش این هست که ای گروه جن و انس اگر بخواهید از اقطار آسمان ها و زمین بگذرید، قادر نیستید مگر با إذن پروردگار، یعنی راه آمد و شد به این عوامل با این به اصطلاح علوم مدرن امکان پذیر نیست راهش بندگی خداست و سنخیت پیدا کردن روح انسان با این عوامل روحانی!!!!!!
و تا این روح اینقدر گرفتار تن و خواسته های نفسش هست نمیتواند با عوالم روحانی ارتباط برقرار کند.
ما داریم علمایی را که به برزخ در همین دنیا آمد شد داشتند و حتی سلمان و ابوحمزه هم توسط مولاعلی و امام سجاد به بهشت هم برده شدند و باز گشته اند ولی سنخیت لازم است و بندگی خدا!!!!
البته این که با هدف این جور چیزها و کرامات و... آدم بندگی خدارو بکنه هیچ بعید نیست مثل بلعم باعورا که اسم اعظم هم داشت یه دفه پاش بلغزه و به اسفل السافلین بره.
چرا به دنیا میگن دنیا؟
ریشه دنیا از د ن ی هست و معناش پست ترین هست
دنیا پست ترین عالم در میان عوالم هست و هر مخلوقی در این عالم دنیا صورتی در عالم برزخ و صورتی هم در عالم قیامت و صورت هم در عوالم بهشت و جهنم داره یعنی به طور مثال وقتی میگن مثلاً نماز شب در برزخ میشه نور قبر مومن این حقیقت عملی هست که توسط ما خلق شده و در برزخ به این شکل نمود پیدا میکنه
و همینطور هم وقی میگن در روز قیامت انسان مغرور به شکل مورچه ای زیر دست و پا له میشه اینهم حقیقت غرور در عالم قیامت هست و وقتی می گن غیبت در جهنم مانند عقربی هست که زبان و دهان را نیش میزنه این هم حقیقت این عمل در عالم آخرت در جهنم هست
خلاصه هر مخلوقی در عالم ماده صورتی متناسب با سایر عوامل با خودش داره
و این معنی این هست که در قیامت حقیقت اعمال به انسان برمیگرده.
آقا بيشتر حرفايي كه من ميخواستم درباره موازي ها با احاديث بزنم، ولي بازم حرف دارم

صالح جان من معنی جمله ی شما رو متوجه نشدم
ممکنه اصلاح بفرماید جمله بندی رو برادر؟