تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دگرها خواندی این نیز بخوان/ حقیقت نماز
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که اسرار و حقیقت نماز چیست؟؟
اصلا چرا نماز این شکلی است؟ راجع به اسرار نماز اهل بیت علیهم السلام نکات
ارزشمندی بیان فرموده اند اما اینکه اولین نماز چگونه بود و این نماز که به ما دستور داده اند
از چه حقیقتی سرچشمه می گیرد کمتر می دانیم

حقیقت نماز کنونی ما بر گرفته از نمازی است که حضرت رسول ص در شب معراج بجا آوردند
کیفیت دقیق و شرح جزئیات این نماز کمتر در فضای مجازی منتشر گردیده و بنده هم که قبلا
آنرا در کتاب حیات القلوب علامه مجلسی خوانده بودم کلی جستجو کردم تا متن کامل به همراه جزئیات را
پیدا کردم .

نمازی که ما می خوانیم جهت پیدایش شمه ای از آن حالات و خضوع و خشوع پیامبر ص در ماست
حوصله کنید و بخوانید، ضرر نمی کنید!!!


شیخ‌ صدوق‌ رحمة‌ الله به‌ سند خود از عمر بن‌ اذینه‌ روایت‌ می‌کند و او از حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) روایت‌ کرده‌ که‌ جمعی‌از اصحاب‌ در مجلس‌ حضرت‌ حاضر بودند ؛پس‌ حضرت‌ فرمودند:ای‌ عمر بن‌ اذینه‌ چگونه‌ می‌بینی‌ آنچه‌ که‌ این‌ طایفه‌ ناصبی‌ دراذان‌ و نمازشان‌ به‌ عمل‌ می‌آورند. من‌ گفتم‌:فدایت‌ شوم‌ آنها می‌گویند، ابی‌ بن‌ کعب‌ کیفیت‌ آن‌ را در خواب‌ دیده‌ است‌. حضرت‌فرمود:دروغ‌ می‌گویند به‌ درستی‌ که‌ خداوند عزیز جبار پیغمبر خود را 9 هفت‌ مرتبه‌ به‌ معراج‌ برد، دفعه‌ اول‌ از آنها خداوند برکت‌فرستاد، بر او، و دفعه‌ دوم‌ تعلیم‌ نمود او را آنچه‌ را فرض‌ کرده‌ است‌ بر او، فرو فرستاد خداوند عزیز جبار محملی‌ از نور که‌ در آن‌چهل‌ نوع‌ از انواع‌ نور بود که‌ آنها فرا گرفته‌ بود عرش‌ خداوند عزوجل‌ را که‌ می‌پوشانیدند دیده‌های‌ نظر کنندگان‌ را، اما یکی‌ از آنهازرد بود؛ پس‌ به‌ این‌ جهت‌ زردی‌، زرد شده‌ است‌ و یکی‌ از آنها سرخ‌ بود و سرخی‌ از او سرخ‌ شده‌ است‌ و یکی‌ از آنها سفید بود و ازاین‌ جهت‌ سفیدی‌، سفید شده‌ است‌ و باقی‌ به‌ شماره‌ چیزهای‌ دیگر که‌ خداوند خلق‌ فرموده‌ است‌ آن‌ نورها و رنگها را و در آن‌محمل‌ بود حلقه‌های‌ بسیاری‌ و زنجیرها از نقره‌؛ پس‌ حضرت‌ در آن‌ محمل‌ نشست‌ ؛ پس‌ با آن‌ بالا رفت‌ به‌ آسمان‌ دنیا؛ پس‌ ملائکه‌آسمان‌ اول‌ پراکنده‌ شدند به‌ اطراف‌ آسمان‌ و به‌ سجده‌ افتادند و گفتند سبوح‌ قدّوس‌ ربنا و رب‌ الملائکة‌ و الروح‌، چه‌ شبیه‌ است‌ این‌نور به‌ نور پروردکار ما؛ پس‌ جبرئیل‌ گفت‌ الله اکبر، الله اکبر؛ ( حقیقت اقامه) پس‌ ملائکه‌ ساکت‌ شدند و درهای‌ آسمان‌ گشوده‌ شده‌ و ملائکه‌ گردآمدند ؛ پس‌ از آن‌ آمدند و بر حضرت‌ رسول‌ خدا(ص‌) سلام‌ کردند فوج‌ فوج‌ ؛ پس‌ گفتند یا محمد چگونه‌ است‌ حال‌ برادر تو،حضرت‌ فرمود:به‌ خیر است‌، ملائکه‌ گفتند:چون‌ او را دیدی‌ سلام‌ ما را به‌ او برسان‌ ؛ پس‌ پیغمبر(ص‌) گفت‌:او را می‌شناسید،گفتند:چگونه‌ او را نمی‌شناسیم‌ و حال‌ آنکه‌ خداوند پیمان‌ و عهد تو و او را از ما گرفته‌ است‌ و ما بر تو و او صلوات‌ می‌فرستیم‌ ؛ پس‌افزود بر او چهل‌ نوع‌ دیگر از انواع‌ نور که‌ هیچ‌ یک‌ از آنها شباهت‌ به‌ نورهای‌ اولی‌ نداشت‌ و در محل‌ او افزود حلقه‌ هایی‌ و زنجیرهایی‌؛ پس‌ او را بالا برد به‌ آسمان‌ دوم‌ چون‌ نزدیک‌ آسمان‌ رسید ملائکه‌ به‌ اطراف‌ آسمان‌ پراکنده‌ شدند و به‌ سجده‌ افتادند گفتند:سبوح‌ قدس‌ ربنا و رب‌ الملائکه‌ و الروح‌، چه‌ شبیه‌ است‌ این‌ نور به‌ نور پروردگار ما؛ پس‌ جبرئیل‌ گفت‌:اشهد ان‌ لا اله‌ الا الله، اشهدان‌ لا اله‌ الا الله ؛ پس‌ ملائکه‌ جمع‌ شدند و گشوده‌ شد درهای‌ آسمان‌، ملائکه‌ گفتند:ای‌ جبرئیل‌ این‌ کیست‌ که‌ با تو است‌، گفت‌:این‌محمد است‌، گفتند:آیا مبعوث‌ شده‌ است‌، گفت‌:بلی‌ رسول‌ خدا فرمود:پس‌ ملائکه‌ نزد من‌ آمدند مانند کسی‌ که‌ معانقه‌ کند و سلام‌نمودند بر من‌ گفتند:برادر خود را از ما سلام‌ برسان‌، من‌ گفتم‌ او را می‌شناسید، گفتند:چگونه‌ او را نمی‌شناسیم‌ و حال‌ آنکه‌ خداوندگرفته‌ است‌ پیمان‌ تو و پیمان‌ او و شیعیان‌ او از ما تا روز قیامت‌ و ما در هر روز پنج‌ نوبت‌ به‌ روی‌ شیعیان‌ او نظاره‌ می‌کنیم‌، حضرت‌می‌فرماید:مقصود آنها در پنج‌ وقت‌ نماز است‌؛ پس‌ رسول‌ خدا فرمود:پس‌ خداوند عزوجل‌ زیاد نمود به‌ نور من‌ چهل‌ نوع‌ دیگر ازانواع‌ نور که‌ شباهت‌ به‌ نورهای‌ اولی‌ نداشتند و زیاد کرد در حلقه‌ها و زنجیرها ؛ پس‌ مرا بالا برد به‌ آسمان‌ سوم‌؛ پس‌ ملائکه‌ آسمان‌سوم‌ به‌ اطراف‌ آسمان‌ پراکنده‌ شدند و به‌ سجده‌ افتادند، گفتند:سبّوح‌ قدوّس‌ ربنا و رب‌ الملائکه‌ و الروح‌، این‌ چه‌ نوری‌ است‌ که‌شباهت‌ به‌ پروردگار ما دارد؛ پس‌ جبرئیل‌ گفت‌:اشهد ان‌ محمدا رسول‌ الله ؛ پس‌ ملائکه‌ جمع‌ شدند و گشودند درهای‌ آسمان‌ را وگفتند مرحبا به‌ اول‌ و مرحبا به‌ آخر و مرحبا به‌ حاشر و مرحبا به‌ ناشر، محمد خاتم‌ پیغمبران‌ و علی‌ بهترین‌ اوصیا، رسول‌ خدافرمود:پس‌ سلام‌ نمودند بر من‌ و از من‌ سؤال‌ نمودند از برادرم‌ علی‌ گفتم‌:او در زمین‌ جانشین‌ من‌ است‌، آیا می‌شناسید او را گفتند:بلی‌ چگونه‌ او را نشناسیم‌ و حال‌ آنکه‌ در هر سالی‌ یک‌ مرتبه‌ به‌ زیارت‌ بیت‌ المعمور می‌رویم‌ و بر آن‌ است‌ ورق‌ سفیدی‌ که‌ در آن‌نام‌ محمد و علی‌ و فاطمه‌ و حسن‌ و حسین‌ و سائر ائمه‌ و شیعیان‌ آنها تا روز قیامت‌ نقش‌ است‌ و ما تبرک‌ می‌جوئیم‌ به‌ دست‌ مالیدن‌بر سرهای‌ آنها؛ پس‌ خداوند عزوجل‌ افزود مرا چهل‌ نوع‌ دیگر از انواع‌ نور که‌ هیچ‌ یک‌ از آنها شبیه‌ به‌ نورهای‌ پیشین‌ نبود و زیادنمود مرا حلقه‌ها و زنجیرها؛ پس‌ مرا بالا برد به‌ آسمان‌ چهارم‌ و ملائکه‌ آسمان‌ چیزی‌ نگفتند و شنیدم‌ همهمه‌ را که‌ گویا در سینه‌صدائی‌ پیچیده‌ و گشودند درهای‌ آسمان‌ را به‌ سوی‌ من‌ و بیرون‌ آمدند و معانقه‌ می‌کردند؛ پس‌ جبرئیل‌ گفت‌:حی‌ علی‌ الصلوة‌ حی‌علی‌ الصلوة‌؛ حی‌ علی‌ الفلاح‌، حی‌ علی‌ الفلاح‌ ؛ پس‌ ملائکه‌ گفتند:دو آوازی‌ است‌ که‌ هر دو مقرون‌ به‌ یکدیگرند؛ به‌ محمد بر پای‌نمود نماز و به‌ سبب‌ علی‌ است‌ رستگاری‌؛ پس‌ جبرئیل‌ گفت‌:قد قامت‌ الصلوة‌، ملائکه‌ گفتند:آن‌ برای‌ شیعه‌ او است‌ که‌ بر پا بدارندآن‌ را تا روز قیامت‌؛ پس‌ ملائکه‌ جمع‌ شدند و گفتند به‌ پیغمبر که‌ کجا گذاشتی‌ برادر خود را و چگونه‌ است‌ حال‌ او رسول‌ خدافرمود:آیا او را می‌شناسید گفتند:بلی‌ و شیعه‌ او را هم‌ می‌شناسیم‌ و آن‌ نوریست‌ در اطراف‌ عرش‌ و به‌ درستی‌ که‌ هر آیینه‌ در بیث‌المعمور ورقی‌ از نور است‌ که‌ در آن‌ نوشته‌ است‌ نام‌ محمد و علی‌ و فاطمه‌ و حسن‌ و حسین‌ و ائمه‌ و شیعیان‌ آنها، یکی‌ از آنها زیاد وکم‌ نمی‌شود، به‌ درستی‌ که‌ آن‌ پیمانی‌ است‌ که‌ خداوند از ما گرفته‌ است‌ و آن‌ در هر روز جمعه‌ بر ما خوانده‌ می‌شود،

کیفیت نماز:

رسول‌ خدافرمود:من‌ برای‌ شکر خدا سجده‌ به‌ جا آوردم‌؛ پس‌ گفتند یا محمد بردار سر خود را، پس‌ من‌ سر بر داشتم‌ ناگاه‌ دیدم‌ طنابهای‌آسمان‌ کشیده‌ شد و حجابها برداشته‌ شده‌ است‌ ؛ پس‌ گوینده‌ به‌ من‌ گفت‌ سر خود بزیر افکن‌ و مشاهده‌ نما چه‌ چیزی‌ می‌بینی‌ ؛ پس‌سر خود را به‌ زیر افکندم‌ و نظر کردم‌ (به‌ خانه‌ای‌ مثل‌ خانه‌ شما همان خانه کعبه) به‌ خانه‌ شما این‌ و حرم‌ شما همین‌، پس‌ آن‌ مثل‌ حرم‌ این‌ خانه‌است‌، مقابل‌ او است‌ که‌ اگر می‌افکندم‌ چیزی‌ را از دست‌ خود در آن‌ می‌افتاد نه‌ جای‌ دیگر؛ پس‌ آن‌ ملک‌ گفت‌:ای‌ محمد این‌ حرم‌ است‌ و توئی‌ حرام‌ و به‌ درستی‌ که‌ برای‌ هر چیزی‌ مثالی‌ هست‌ ؛

پس‌ خداوند عزوجل‌ گفت‌:به‌ من‌ که‌ای‌ محمد دراز کن‌ دست‌ خودرا می‌رسد به‌ دست‌ تو آبی‌ که‌ روان‌ است‌ از ساق‌ عرش‌ من‌ از طرف‌ راست‌ ؛ پس‌ آب‌ فرو ریخت‌ ؛ پس‌ من‌ آنرا به‌ دست‌ راست‌خودم‌ گرفتم‌ ؛ پس‌ به‌ این‌ جهت‌ است‌ که‌ اول‌ وضو به‌ دست‌ راست‌ قرار گرفت‌ ؛ پس‌ گفت‌ یا محمد بگیر این‌ آب‌ را و بشوی‌ روی‌خود را و او را شستن‌ روی‌ یاد داد و به‌ درستی‌ که‌ تو می‌خواهی‌ نظر کنی‌ به‌ عظمت‌ و بزرگواری‌ من‌، باید پاکیزه‌ باشی‌ ؛ پس‌ بشوی‌بازوی‌ راست‌ و چپ‌ خود را او را یاد داد شستن‌ دستها، گفت‌ زیرا که‌ تو می‌خواهی‌ برداری‌ به‌ دستهای‌ خود کلام‌ مرا و مسح‌ کن‌ به‌زیادتی‌ آنچه‌ در دست‌ تو است‌ از آب‌، سر و پاهای‌ خود را تا کعبین‌ خود و او را یاد داد مسح‌ سر و پا و گفت‌ من‌ می‌خواهم‌ که‌ مسح‌کنم‌ سر تو را و برکت‌ فرستم‌ بر تو و اما مسح‌ پاهای‌ تو، من‌ می‌خواهم‌ تو را ببرم‌ به‌ جایی‌ که‌ کسی‌ را به‌ آنجا نبرده‌ باشم‌ پیش‌ از تو ونرود به‌ آنجا کسی‌ بعد از تو ؛ پس‌ این‌ است‌ علت‌ وضو و اذان‌ ؛

پس‌ گفت‌:ای‌ محمد رو بروی‌ حجرالاسود برو و آن‌ مقابل‌ من‌ است‌ ومرا تکبیر کن‌ به‌ شماره‌ حجابهای‌ من‌ ؛ پس‌ به‌ این‌ جهت‌ تکبیر هفت‌ عدد شد زیرا که‌ حجابها هفت‌ اند و گشود قرائت‌ را نزد قطع‌شدن‌ حجابها ؛پس‌ از این‌ جهت‌ تکبیرات‌ افتتاح‌ سنت‌ شده‌ است‌ و حجابها مطابق‌ سه‌ است‌ به‌ شماره‌ نوری‌ که‌ فرو فرستاد بر محمدسه‌ دفعه‌ ؛ پس‌ از این‌ جهت‌ است‌ که‌ افتتاح‌ سه‌ مرتبه‌ است‌ ؛ پس‌ از این‌ جهت‌ تکبیر هفت‌ است‌ و افتتاح‌ شش‌ است‌ ؛

پس‌ چون‌فارق‌ از تکبیر و افتتاح‌ شد خداوند عزوجل‌ فرمود الان‌ به‌ من‌ واصل‌ شدی‌ ؛ پس‌ نام‌ مرا ذکر نما ؛ پس‌ رسول‌ خدا گفت‌:بسم‌ اللهالرحمن‌ الرحیم‌ ؛ پس‌ به‌ این‌ علت‌ بسم‌ الله الرحمن‌ الرحیم‌ قرار داده‌ شد در اول‌ هر سوره‌ ؛ پس‌ خداوند فرمود:مرا حمد کن‌ ؛ پس‌پیغمبر گفت‌:الحمد لله رب‌ العالمین‌ و پیامبر در نفس‌ خود گفت‌ شکراً ؛ پس‌ خداوند فرمود:ای‌ محمد آیا بریدی‌ حمد مرا؛ پس‌ نام‌مرا ببر ؛ پس‌ از این‌ علت‌ قرار داده‌ شد است‌ در سوره‌ حمد الرحمن‌ الرحیم‌ دو مرتبه‌ ؛

پس‌ چون‌ رسید به‌ و لاالظالین‌، پیغمبر گفت‌:الحمد لله رب‌ العالمین‌ شکرا ؛ پس‌ خداوند عزیز جبار گفت‌:بریدی‌ حمد مرا ؛ پس‌ ببر نام‌ مرا به‌ اسم‌ من‌ ؛پس‌ کفت‌:بسم‌ الله الرحمن‌رحیم‌ ؛ پس‌ از این‌ جهت‌ قرار داده‌ شد بسم‌ لله الرحمن‌ الرحیم‌ بعد از حمد در ابتدای‌ سوره‌ دیگر ؛

پس‌ گفت‌ به‌ او بخوان‌ قل‌ هو اللهاحد را چنانچه‌ نازل‌ شده‌ است‌ به‌ درستی‌ که‌ آن‌ نسبت‌ و نعمت‌ است‌ ؛ پس‌ بزیر آور دستهای‌ خود را و بگذار آنها را بر زانوهای‌ خودو نگاه‌ کن‌ به‌ عرش‌ من‌، رسول‌ خدا فرمود:پس‌ نظر نمودم‌ به‌ عظمت‌ و بزرگی‌ که‌ نفس‌ من‌ قطع‌ شد و غشی‌ بر من‌ عارض‌ شد ؛ پس‌الهام‌ شدم‌ که‌ گفت‌ سبحان‌ ربی‌ العظیم‌ و بحمده‌ به‌ جهت‌ بزرگی‌ آنچه‌ را که‌ دیدم‌ ؛پس‌ چون‌ این‌ کلمه‌ را گفتم‌ ظاهر شد بیهوشی‌ من‌ تاآنکه‌ هفت‌ مرتبه‌ آن‌ را گفتم‌ الهام‌ شد آن‌ ذکر پس‌ نفس‌ من‌ به‌ سوی‌ من‌ برگشت‌ چنانکه‌ اول‌ بود ؛پس‌ از این‌ جهت‌ است‌ که‌ سنت‌گردد در رکوع‌ گفتن‌ سبحان‌ ربی‌ العظیم‌ و بحمده‌ ؛

پس‌ خداوند فرمود:بلند نما سر خود را چون‌ سر خود را بلند نمودم‌ نظر نمودم‌ به‌چیزی‌ که‌ از مشاهده‌ آن‌ عقل‌ من‌ زایل‌ شد ؛ پس‌ به‌ صورت‌ و دو دست‌ بر زمین‌ قرار گرفتم‌ و الهام‌ شد که‌ گفتم‌:سبحان‌ ربی‌ الاعلی‌ وبحمده‌ به‌ جهت‌ بلندی‌ رتبه‌ آنچه‌ دیدم‌ ؛ پس‌ هفت‌ مرتبه‌ آن‌ را گفتم‌ ؛ پس‌ از آن‌ نفس‌ من‌ برگشت‌ به‌ حال‌ اول‌ همچنان‌ که‌ یک‌ مرتبه‌این‌ ذکر را بر زبان‌ جاری‌ نمودم‌ ظاهر شد بر من‌ بیهوشی‌ ؛ پس‌ نشستم‌ ؛ پس‌ گردید ذکر سجود در آن‌ سبحان‌ ربی‌ الاعلی‌ و بحمده‌ وگردید نشستن‌ میان‌ دو سجده‌ جلسه‌ استراحت‌ از بیهوشی‌ و بلندی‌ آنچه‌ که‌ دیدم‌ ؛

پس‌ الهام‌ نمود مرا پرودگار عزوجل‌ و وا داشت‌نفس‌ من‌ مرا که‌ بلند نمایم‌ سر خود را ؛ پس‌ بلند نمودم‌ و نظر نمودم‌ به‌ آن‌ بلندی‌ ؛ پس‌ غش‌ بر من‌ عارض‌ شد به‌ رو در افتادم‌ و به‌زمین‌ آوردم‌ صورت‌ و دستهای‌ خود را و گفتم‌ سبحان‌ ربی‌ الاعلی‌ و بحمده‌ هفت‌ مرتبه‌ ؛ پس‌ بلند نمودم‌ سر خود را و نشستم‌ پیش‌از قیام‌ که‌ دفعه‌ دیگر نظر در بلندی‌ مرتبه‌ و جلال‌ نمایم‌ ؛ پس‌ به‌ این‌ جهت‌ دو سجده‌ و یک‌ رکعت‌ شد و به‌ جهت‌ این‌ گردید نشستن‌پیش‌ از برخواستن‌ نشست‌ سبکی‌،

چون‌ پس‌ از آن‌ برخواستم‌ خطاب‌ رسید که‌ ای‌ محمد بخوان‌ حمد مرا ؛ پس‌ آنرا به‌ همان‌ نحو که‌اول‌ خوانده‌ بودم‌ خواندم‌ ؛ پس‌ از آن‌ گفت‌ بخوان‌ انا انزلناه‌ را که‌ آن‌ نسبت‌ تو و نسبت‌ به‌ اهل‌ بیت‌ تو است‌ تا روز قیامت‌ ؛ پس‌ از آن‌رکوع‌ کردم‌ و در رکوع‌ و سجود مثل‌ آنچه‌ اول‌ گفته‌ بودم‌ گفتم‌ و خواستم‌ که‌ برخیزم‌ وحی‌ رسید که‌ ای‌ محمد یاد کن‌ آنچه‌ را به‌ توانعام‌ کردم‌ و نام‌ مرا به‌ زبان‌ جاری‌ نما ؛ پس‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ مرا الهام‌ کرد که‌ گفتم‌:بسم‌ الله و بالله لا اله‌ الا الله و الاسماءالحسنی‌ کلها لله ؛ پس‌ گفت‌ به‌ من‌ که‌ای‌ محمد بر خود و اهل‌ بیت‌ خود صلوات‌ فرست‌ ؛ پس‌ گفتم‌ :صلی‌ الله علی‌ّ و علی‌ اهل‌ بیتی‌ ؛ پس‌ ملتفت‌ شدم‌ ناگاه‌ صفهای‌ ملائکه‌ و پیغمبران‌ و فرستاده‌ شده‌کان‌ در عظمت‌ ایستاه‌اند، وحی‌ رسید که‌ یا محمدسلام‌ کن‌ ؛ پس‌ گفتم‌:السلام‌ علیکم‌ و رحمة‌ الله و برکاته‌ ؛ پس‌ گفت‌ ای‌ محمد به‌ درستی‌ که‌ منم‌ سلام‌ و تحیة‌ و رحمت‌ و برکتها تو وذریه‌ تو را ،پس‌ خداوند عزوجل‌ امر نمود مرا به‌ جانب‌ چپ‌ ملتفت‌ نشوم‌ و اول‌ سوره‌ای‌ را که‌ بعد از قل‌ هو الله شنیدم‌ انا انزلناه‌ فی‌لیلة‌ القدر بود ؛

پس‌ به‌ جهت‌ این‌ سنت‌ شد که‌ سلام‌ اول‌ برابر قبله‌ باشد و از این‌ جهت‌ است‌ که‌ گردید تسبیح‌ در رکوع‌ و سجود برای‌شکر گفتن‌ او و سمع‌ الله لمن‌ حمده‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ که‌ پیغمبر فرمود :شنیدم‌ ناله‌ ملائکه‌ را ؛ پس‌ گفتم‌ :سمع‌ الله لمن‌ حمده‌ به‌تسبیح‌ و تحلیل‌ ؛ پس‌ به‌ این‌ جهت‌ است‌ که‌ حکم‌ چنان‌ است‌ که‌ در دو رکعت‌ اولی‌ هر چه‌ روی‌ دهد از شکیات‌ ،نماز او باطل‌ است‌و بر او لازم‌ است‌ اعاده‌ آن‌ و آن‌ است‌ واجب‌ اول‌ و آن‌ اول‌ نمازی‌ است‌ که‌ نزد زوال‌ واجب‌ شده‌ به‌ غیر نماز ظهر.»
الکافی‌ ج‌ :3 ص‌ :483بَاب‌ُ النَّوَادِرِ علل‌ الشرائع‌ ج‌ :2 ص‌ :312 باب‌ 1، علل‌ الوضوء و الاذان‌ و الصلاة‌




بسم الله



راز گرفتن وضو :


از روایاتی که تاکید میکند وضو را سرّی است که در باطن وضو گیرنده جویای طهارت تاثیر میگذارد ،روایتی است که شماری از اصحاب آن را چنین نقل کره اند :

گروهی از یهود خدمت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسیده و مسائلی را از حضرت پرسیدند،از جمله گفتند :

یا محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای ما بگو این چهار عضو برای چه باید شسته شود با اینکه از تمیزترین مواضع بدن به شمار می آیند ؟
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:

شیطان ، آدم (علیه السلام) را وسوسه کرد ،آدم به درختی که از آن نهی شده بود نزدیک شد،وقتی به آن نگریست آبرویش رفت،سپس ایستاد و به طرف درخت رفت - این نخستین گامی بود که به طرف گناه برداشته شد- سپس دست برد و از میوه آن درخت برگرفت و خورد،در این هنگام ،زیور و پوشش خود را از دست داد ، دست بر سر گذاشت و گریست ، چون خداوند توبه او را پذیرفت،بر او و فرزندانش واجب کرد که همین اعضا را بشویند، پس خداوند به او فرمان داد که چون به درخت نگریسته روی خویش را بشوید و چون با دو دست تناول کرده آن دو را نیز تا آرنج شستشو دهد ، و چون دست بر سر گذاشت ، فرمان به مسح سر داد و نیز امر به مسح دو پا فرمود ، زیرا با آنها به سوی گناه رفته است.


جامع احادیث شیعه / جلد 2 / ص 282
بسم الله


راز رکوع


از امیر المومنین (علیه السلام) سوال شد معنای رکوع چیست ؟ ایشان فرمودند :

معنای آن (کشیدن گردن در رکوع) این است که خدایا به تو ایمان آورم ، گرچه گردنم را بزنی.

جامع احادیث شیعه / ص 199
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اما در مورد سجده

از امیر المومنین (علیه السلام) درباره معنای سجود پرسش شد حضرت فرمودند :


معنای سجده اول این است که خدایا مرا از آن آفریدی ،- یعنی از خاک- . معنای سر برداشتن از سجود این است که مرا از زمین خارج کردی و سجده دوم،یعنی مرا دوباره به زمین بازخواهی گردانید،و سر برداشتن از سجده دوم،یعنی دگر بار مرا از زمین بیرون می آوری ، و معنای گفتن ((سبحان ربّی الاعلی و بحمده )) این است که ((سبحان)) به معنای منزه داشتن پروردگار و ((اعلی)) یعنی در آسمانها برتر و بالاتر به گونه ای است که همه بندگان پایین تر از اویند و همه را با بلند مرتبه گی خویش مقهور ساخته ، تدبیر امور به دست اوست و نیکیها و برتری ها به سوی او بالا می روند .
آدرس های مرجع