۲/دی/۹۶, ۱۵:۰۳
(۱۱/آبان/۸۹ ۱۳:۳۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]بحث روايتى (شامل رواياتى در ذيل آيه 102 پيرامون سحر)
در تفسير عياشى و قمى در ذيل آيه (وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ...) ،
از امام باقر علیه السلام روايت آوردهاند، كه در ضمن آن فرموده:
پس همين كه سليمان از دنيا رفت، ابليس سحر را درست كرده، آن را در طومارى پيچيد، و بر پشت آن طومار نوشت:
اين آن علمى است كه آصف بن برخيا براى سلطنت سليمان بن داوود نوشته، و اين از ذخائر و گنجينههاى علم است،
هر كس چنين و چنان بخواهد، بايد چنين و چنان كند،
آن گاه آن طومار را در زير تخت سليمان دفن كرد،
آن گاه ايشان را به¬در آوردن آن طومار راهنمايى كرد، و بيرون آورده برايشان خواند.
لا جرم كفارِ یهود گفتند:
عجب، اينكه سليمان بر همه ما چيره گشت بخاطر داشتن چنين سحرى بوده،
ولى مؤمنين گفتند:
نه، سلطنت سليمان از ناحيه خدا و خود او بنده خدا و پيامبر او بود،
( عياشى ج 1 ص 52 حديث 74 و تفسير قمى ج 1 ص 55)
و آيه (وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ) در خصوص همين مطلب نازل شده است.
متن روايت شريف:
فَلَمَّا هَلَک سُلَیمَانُ وَضَعَ إِبْلِیسُ السِّحْرَ وَ کتَبَهُ فِی کتَابٍ ثُمَّ طَوَاهُ وَ کتَبَ عَلَى ظَهْرِهِ هَذَا مَا وَضَعَ آصَفُ بْنُ بَرْخِیا لِلْمَلِک سُلَیمَانَ بْنِ دَاوُدَ مِنْ ذَخَائِرِ کنُوزِ الْعِلْمِ مَنْ أَرَادَ کذَا وَ کذَا فَلْیفْعَلْ کذَا وَ کذَا ثُمَّ دَفَنَهُ تَحْتَ السَّرِیرِ ثُمَّ اسْتَشَارَهُ لَهُم فَقَرَأَهُ فَقَالَ الْکافِرُونَ مَا کانَ سُلَیمَانُ یغْلِبُنَا إِلَّا بِهَذَا وَ قَالَ الْمُؤْمِنُونَ بَلْ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ نَبِیه
و قال المؤمنون بل هو عبد الله ونبیه فقال الله جل ذکره «وَ اتّبَعُوا ما تَتلُوا الشّیاطِینُ عَلی مُلکِ سُلَیمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیمانُ وَ لکِنّ الشّیاطِینَ کَفَرُوا یُعَلّمُونَ النّاسَ السّحرَ وَ ما أُنزِلَ عَلَی المَلَکَینِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ» إلی قوله فَیَتَعَلّمُونَ مِنهُما ما یُفَرّقُونَ بِهِ بَینَ المَرءِ وَ زَوجِهِ وَ ما هُم بِضارّینَ بِهِ مِن أَحَدٍ إِلّا بِإِذنِ اللّهِ.
صهیونیستها در حفاریهای بیت المقدس به دنبال چی بودهاند و هستند؟
ابلیس آموزگار سحر به یهود!
(۱۱/آبان/۸۹ ۱۳:۳۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]و در كتاب عيون اخبار الرضا، در داستانِ گفتگوىِ حضرت رضا علیه السلام با مأمون، آمده: كه حضرت فرمود:
هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه سحر را بمردم ياد دادند، تا بوسيله آن از سحر ساحران ايمن بوده و سحر آنان را باطل كنند و اين علم را به احدى تعليم نمىكردند، مگر آنكه هشدار مي¬دادند كه ما فتنه و وسيله آزمايش شمائيم،
مبادا با بكار بردن نابجاى اين علم كفر بورزيد، ولى جمعى از مردم با استعمال آن كافر شدند، و با عمل كردن بر خلاف آنچه دستور داشتند كافر شدند چون بین مرد و زنش را جدايى مىانداختند، كه خداى تعالى در باره آن فرموده: (وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ). (عيون اخبار الرضا ج 1 ص 271 حديث 2)
متن روايت شريف بالا:
و أما هاروت وماروت فکانا ملکین علما الناس السحر لیحترزوا عن سحر السحرة ویبطلوا به کیدهم و ما علما احدا من ذلک شیئا إلا قالا له: (انما نحن فتنه فلا تکفر) فکفر قوم باستعمالهم لما امروا بالاحتراز منه وجعلوا یفرقون بما تعلموه بین المرء وزوجه قال الله عز وجل: (وما هم بضارین من أحد إلا باذن الله)
از این آیه مشخص می شود که امکان دارد فرشتگانی به شکل انسان در بین مردم معاشرت کنند!
وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ
﴿۱۰۲﴾
(۱۱/آبان/۸۹ ۱۳:۳۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]{وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُونَ (96 البقره)
و آنان را مسلّماً حریصترین مردم به زندگى، و [حتى حريصتر] از كسانى كه شرك مىورزند خواهى يافت. هر يك از ايشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنين عمرى هم به او داده شود، وى را از عذاب دور نتواند داشت. و خدا بر آنچه مىكنند بيناست. (96)}
و برای بدست آوردن آن از هر چیزی و راهی و وسیله¬ای استفاده می کنند
و یکی از مهم¬ترین این ابزار سحر است که برای بهره¬مندی از آثار آن باید به انواع فسق و فجور دست زنند!! امّا چرا؟!!
از آنجا که منبع اصلی انتشار سحر ابلیس و پیروانِ جنّی او است
هر که بخواهد آن را از منبعِ اصلی اخذ کند باید رضایت استاد را جلب نماید و دست به کارهایی بزند که با آن کارها در نزد ابلیس مقرب شود
و پر واضح است که چه اعمالی باعث تقرب به ابلیس می¬شود؛
دقیقاً عکس آن اعمالی که انسان را در درگاه خداوند مقرب می¬نماید
و همان اعمالی که موجب خشم خداوند است،
به ویژه گناهان کبیره ای که در قرآن به آنها اشاره شده مانند قتل نفس، لواط، زنا (به خصوص زنای با محارم) ، خوردن مال ربا و باقیماندن بر جنابت و ... و حال آنکه هرچه شاگرد امکانات ویژه¬تری طلب کند به طبع آن باید متحمل گناهان عظیم¬تری شود.)[
]اما گناهی که بسیار محبوب ابلیس است چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آن گناهی است که به سبب آن ابدیت انسانها نابود شود
یعنی نابودی اعتقادات صحیح ایمان
راهش چیست
ایجاد فرقه های انحرافی در دین حق
ایجاد فرقه ها و عرفانها و مکاتب انحرافی
و... خلاصه هر چیزی که باعث شود انسانها به ایمانی که سعادت ابدی آنها را تأمین کنند نرسند
و این یکی از رازهای پدید آمدن اینهمه فرقه و مکتب انحرافی و گونه گون و غالباً راز آلود و با قابلیت ایجاد ارتباط با ماورا در صورت انجام دادن احکام آن مکاتب انحرافی است
که اتفاقاً این مفهوم ماورای ماده و نیاز بشر آخرالزمانی زده شده از مادیات محض به فراماده هم ابلیس میداند
عرفان های نو ظهور و مکاتب و فرقه های انحرافی از کجا حمایت میشوند با این حساب؟؟؟؟[
در تأييد عبارات بالا حديث شريفي از حضرت امام صادق عليه السلام:
و اتبعوا ما تتلوا الشياطين بولاية الشياطين على ملك سليمان.
به خاطر تبيعت از شيطان بود كه شياطين با آنان حرف میزدند.
الكافي: ج8، ص 290
يعني تعبيت از شيطان مقدمه لازم براي ارتباط برقرار كردن با شياطين است!