۲۱/مهر/۹۰, ۱۶:۱۳
امروز فیلم بسیار تاثیر گذار ژاندارک رو دیدم.این فیلم بر اساس یک داستان واقعیست و شخصیت اصلی آن بسیار مشهور است.......
البته تقریبا میشه گفت داستان این شخص در تاریخ بی نظیر است و لااقل من چیزی شبیه این نخواندم و نشنیدم!!!
خلاصه کوتاه داستان زندگی وی:
دختری 17 ساله که پس از شنیدن نداها و نشانه هایی، خود را ماموری از طرف خدا برای نجات مردم کشورش می یابد و از ولیعهد فرانسه ارتشی می خواهد، تا سرزمینهای اشغالی توسط انگلیسی ها را آزاد کند.
ابتدا به خواسته های او توجهی نمی شود ولی بعد از اینکه او رهبری سپاه را به عهده می گیرد، باعث پیروزیهای بزرگی می شود و مناطق مهمی را از اشغال در می آورد.
ولیعهد بعد از قرار گرفتن کشورش در وضعیت قدرت، تاجگذاری می کند و پس از آن دیگر به ژاندارک برای تسخیر سایر نقاط از جمله پاریس کمکی نمی کند.
توسط شاه و اطرافیانش به ژاندارک خیانت می شود و او پس از انتقال به انگلیس و محاکمه توسط دادگاههای کلیسایی، در سن 19 سالگی به جرم ارتداد در آتش سوزانده می شود
500 سال بعد او توسط پاپ مقدس به عنوان قدیس (Saint) معرفی می شود!!!
روایت داستان از زبان ویکی پدیا:
http://fa.wikipedia.org/wiki/ژان_دارک
روایت داستان در فیلم:
خوشبختانه یک وبلاگ نویس داستان فیلم را به خوبی تعریف کرده و دقیقا ایشون هم به ابهاماتی که من داشتم رسیده:
http://aftabesahargah.blogfa.com/post-49.aspx
ابهامات داستان ژاندارک
دادگاههای کلیسایی
اگر از آخر ماجرا بخواهیم داستان را بررسی کنیم، بحث دادگاههای کلیسایی خود قصه ی درازی دارد.
25 سال بعد از سوزاندن ژاندارک دادگاهی تشکیل می شود و بر بی گناه او رای می دهد.
470 سال بعد به او عنوان نیکوکار می دهند و 500 سال بعد او را قدیس می نامند
به هر حال سابقه ی سیاه دادگاههای قرون وسطی به همین یک مورد ختم نمی شود و واقعا حضور فعال کشیشان در قتلش، بیگناهی او را قوت می بخشد
فرماندهی جنگ ندیده
به اعتراف خود او از همان ابتدای کار، او نه آموزش نظامی دیده.نه تا به حال در نبردی حضور داشته.نه حتی سواد خواندن و نوشتن دارد.چه رسد به اینکه بخواهد فرماندهی جنگهای پیچیده ی کلاسیک را بر عهده بگیرد و از آن عجیبتر، به پیروزیهای مهمی دست یابد!
البته ممکن است در ظاهر کمی پیروزیهای او شانسی و آبکی باشد و با جنگهای خیالی که عموما هالیوود به ما نشان می دهد همخوانی نداشته باشد، اما در واقع استفاده از عناصر غافلگیری ، جنگ روانی و حرکات حماسی، باعث پیروزیهای او شد
جنگ به نام خدا
در اکثر جاهای فیلم او خود را ماموری از طرف خدا می خواند و قبل از هر حمله ای از انگلیسی ها می خواست که عقب نشینی کنند تا خونی ریخته نشود.
البته در برخی جاها نیز خود را محور قرار می داد که البته نمی شود به فیلم اعتماد کاملی داشت.جالب اینکه او در پایان جنگها نیز از خونریزی ها و کشتارها ناراحت بود
در یکی از آخرین نبردهایش، او رو در روی سپاهیان انگلیسی قرار گرفته و آنها را به ترک جنگ فرا می خواند.انگلیسی ها به هر دلیلی صحنه نبرد را ترک می کنند
درگیری با پادشاه
وقتی پادشاه به قدرتی نسبی رسید و دیگر سپاهی به ژاندارک برای جنگیدن نداد،او با گستاخی تمام به اتاق خصوصی شاه وارد شد و به شدت از او انتقاد کرد.
سپس نامه های مردمی که از شهرهای اشغال شده برای او فرستاده شده بود، به سمت شاه پرتاب کرد....
ژاندارک بسیار برای مردم فرانسه غمیگن بود. مخصوصا مردم شهرهای اشغالی و از سوی دیگر از محبوبیت شدیدی بین مردم برخوردار بود و همان زمان مردم او را مقدس می پنداشتند
ملاقات با شیطان(فیلم)
از دوستانی که فیلم را ندیدن تقاضا می کنم در مورد این قسمت به هیچ وجه نظر ندن
در انتهای فیلم و زمانیکه به این قهرمان خیانت می شود، او در زندان با موجودی شبیه انسان با ردای سیاه ملاقات می کند که می تواند صورتهای مختلفی از خود نشان دهد و این صورتها شبیه همانهاییست که ژاندارک در سالهای قبل میدیده!!!
خوب مسلما به هر بیننده با کمترین آگاهی این القا می شود که نه تنها ژاندارک ماموریتی از طرف خدا نداشته، بلکه رسما به دستور شیطان برای دفاع از وطن خود قیام کرده :s
سخنان این موجود که فقط ژاندارک او را می بیند بسیار طولانیست ولی ماحصل آنها ایسنت که ژاندارک در آخر کار برای موجود اعتراف می کند و او هم مثل یک کشیش مراسم اعتراف را برگزار می کند
به نظرم داستان ژاندارک به دلیل اینکه شخصیت بسیار خاص و کم نظیری در تاریخ است، حتما باید در موردش بررسی های دقیقی صورت گیرد.مخصوصا با وجود ابهاماتی که وجود دارد و این فیلمی که ساخته شد، خیلی ماجرا پیچیده تر شد!!!
چرا فیلمی از یک قهرمان ساخته می شود و در پایان ملاقات با آن موجود به آن اضافه می شود؟
و در واقع سوال مهم . کلیدی اینست: آیا ژاندارک از شیطان دستور می گرفت؟
در پایان چند نقل قول از ژاندارک
«من در همه امور به آفریدگارم به خداوند توکل میکنم و او را از ته قلبم دوست دارم.»
هنگامی که کشیشهای دانشگاه پوآتیه از او پرسیدند مگر خدا برای نجات فرانسه به کمک سربازها نیاز دارد پاسخ داد: «سربازها میجنگند و پروردگار به آنها پیروزی میدهد.»
«اگر محکوم شده و به دادگاه آورده شوم، و ببینم که مشعل را روشن و هیزمها را آماده میکنند و جلاد آمادهاست که آتش را برافروزد، حتی اگر در میان شعلههای آتش باشم باز هم چیزی به غیر از این نخواهم گفت و تا لحظه مرگ حرفم همین چیزی است که در این دادگاه گفتهام»
«مرا پیش خداوند بفرستید، همانکسی که از پیش او آمدهام» "محاکمه در روآن"
«از همه شما که در اینجا ایستادهاید خواهش میکنم که اگر ظلمی به شما کردهام مرا ببخشید و برایم دعا کنید» "ژان در اعدامگاه، میدان ویومارشه، روآن،۳۰ می ۱۴۳۱"
![[تصویر: 7.JPG]](http://alaemezohoor.persiangig.com/Messenger/7.JPG)
البته تقریبا میشه گفت داستان این شخص در تاریخ بی نظیر است و لااقل من چیزی شبیه این نخواندم و نشنیدم!!!
![[تصویر: 1.jpg]](http://alaemezohoor.persiangig.com/Messenger/1.jpg)
خلاصه کوتاه داستان زندگی وی:
دختری 17 ساله که پس از شنیدن نداها و نشانه هایی، خود را ماموری از طرف خدا برای نجات مردم کشورش می یابد و از ولیعهد فرانسه ارتشی می خواهد، تا سرزمینهای اشغالی توسط انگلیسی ها را آزاد کند.
ابتدا به خواسته های او توجهی نمی شود ولی بعد از اینکه او رهبری سپاه را به عهده می گیرد، باعث پیروزیهای بزرگی می شود و مناطق مهمی را از اشغال در می آورد.
ولیعهد بعد از قرار گرفتن کشورش در وضعیت قدرت، تاجگذاری می کند و پس از آن دیگر به ژاندارک برای تسخیر سایر نقاط از جمله پاریس کمکی نمی کند.
توسط شاه و اطرافیانش به ژاندارک خیانت می شود و او پس از انتقال به انگلیس و محاکمه توسط دادگاههای کلیسایی، در سن 19 سالگی به جرم ارتداد در آتش سوزانده می شود
500 سال بعد او توسط پاپ مقدس به عنوان قدیس (Saint) معرفی می شود!!!
روایت داستان از زبان ویکی پدیا:
http://fa.wikipedia.org/wiki/ژان_دارک
روایت داستان در فیلم:
خوشبختانه یک وبلاگ نویس داستان فیلم را به خوبی تعریف کرده و دقیقا ایشون هم به ابهاماتی که من داشتم رسیده:
http://aftabesahargah.blogfa.com/post-49.aspx
ابهامات داستان ژاندارک
دادگاههای کلیسایی
اگر از آخر ماجرا بخواهیم داستان را بررسی کنیم، بحث دادگاههای کلیسایی خود قصه ی درازی دارد.
25 سال بعد از سوزاندن ژاندارک دادگاهی تشکیل می شود و بر بی گناه او رای می دهد.
470 سال بعد به او عنوان نیکوکار می دهند و 500 سال بعد او را قدیس می نامند
به هر حال سابقه ی سیاه دادگاههای قرون وسطی به همین یک مورد ختم نمی شود و واقعا حضور فعال کشیشان در قتلش، بیگناهی او را قوت می بخشد
فرماندهی جنگ ندیده
به اعتراف خود او از همان ابتدای کار، او نه آموزش نظامی دیده.نه تا به حال در نبردی حضور داشته.نه حتی سواد خواندن و نوشتن دارد.چه رسد به اینکه بخواهد فرماندهی جنگهای پیچیده ی کلاسیک را بر عهده بگیرد و از آن عجیبتر، به پیروزیهای مهمی دست یابد!
البته ممکن است در ظاهر کمی پیروزیهای او شانسی و آبکی باشد و با جنگهای خیالی که عموما هالیوود به ما نشان می دهد همخوانی نداشته باشد، اما در واقع استفاده از عناصر غافلگیری ، جنگ روانی و حرکات حماسی، باعث پیروزیهای او شد
![[تصویر: 2.jpg]](http://alaemezohoor.persiangig.com/Messenger/2.jpg)
جنگ به نام خدا
در اکثر جاهای فیلم او خود را ماموری از طرف خدا می خواند و قبل از هر حمله ای از انگلیسی ها می خواست که عقب نشینی کنند تا خونی ریخته نشود.
البته در برخی جاها نیز خود را محور قرار می داد که البته نمی شود به فیلم اعتماد کاملی داشت.جالب اینکه او در پایان جنگها نیز از خونریزی ها و کشتارها ناراحت بود
در یکی از آخرین نبردهایش، او رو در روی سپاهیان انگلیسی قرار گرفته و آنها را به ترک جنگ فرا می خواند.انگلیسی ها به هر دلیلی صحنه نبرد را ترک می کنند
درگیری با پادشاه
وقتی پادشاه به قدرتی نسبی رسید و دیگر سپاهی به ژاندارک برای جنگیدن نداد،او با گستاخی تمام به اتاق خصوصی شاه وارد شد و به شدت از او انتقاد کرد.
سپس نامه های مردمی که از شهرهای اشغال شده برای او فرستاده شده بود، به سمت شاه پرتاب کرد....
ژاندارک بسیار برای مردم فرانسه غمیگن بود. مخصوصا مردم شهرهای اشغالی و از سوی دیگر از محبوبیت شدیدی بین مردم برخوردار بود و همان زمان مردم او را مقدس می پنداشتند
ملاقات با شیطان(فیلم)
از دوستانی که فیلم را ندیدن تقاضا می کنم در مورد این قسمت به هیچ وجه نظر ندن
در انتهای فیلم و زمانیکه به این قهرمان خیانت می شود، او در زندان با موجودی شبیه انسان با ردای سیاه ملاقات می کند که می تواند صورتهای مختلفی از خود نشان دهد و این صورتها شبیه همانهاییست که ژاندارک در سالهای قبل میدیده!!!
خوب مسلما به هر بیننده با کمترین آگاهی این القا می شود که نه تنها ژاندارک ماموریتی از طرف خدا نداشته، بلکه رسما به دستور شیطان برای دفاع از وطن خود قیام کرده :s
سخنان این موجود که فقط ژاندارک او را می بیند بسیار طولانیست ولی ماحصل آنها ایسنت که ژاندارک در آخر کار برای موجود اعتراف می کند و او هم مثل یک کشیش مراسم اعتراف را برگزار می کند
به نظرم داستان ژاندارک به دلیل اینکه شخصیت بسیار خاص و کم نظیری در تاریخ است، حتما باید در موردش بررسی های دقیقی صورت گیرد.مخصوصا با وجود ابهاماتی که وجود دارد و این فیلمی که ساخته شد، خیلی ماجرا پیچیده تر شد!!!
چرا فیلمی از یک قهرمان ساخته می شود و در پایان ملاقات با آن موجود به آن اضافه می شود؟
و در واقع سوال مهم . کلیدی اینست: آیا ژاندارک از شیطان دستور می گرفت؟
در پایان چند نقل قول از ژاندارک
«من در همه امور به آفریدگارم به خداوند توکل میکنم و او را از ته قلبم دوست دارم.»
هنگامی که کشیشهای دانشگاه پوآتیه از او پرسیدند مگر خدا برای نجات فرانسه به کمک سربازها نیاز دارد پاسخ داد: «سربازها میجنگند و پروردگار به آنها پیروزی میدهد.»
«اگر محکوم شده و به دادگاه آورده شوم، و ببینم که مشعل را روشن و هیزمها را آماده میکنند و جلاد آمادهاست که آتش را برافروزد، حتی اگر در میان شعلههای آتش باشم باز هم چیزی به غیر از این نخواهم گفت و تا لحظه مرگ حرفم همین چیزی است که در این دادگاه گفتهام»
«مرا پیش خداوند بفرستید، همانکسی که از پیش او آمدهام» "محاکمه در روآن"
«از همه شما که در اینجا ایستادهاید خواهش میکنم که اگر ظلمی به شما کردهام مرا ببخشید و برایم دعا کنید» "ژان در اعدامگاه، میدان ویومارشه، روآن،۳۰ می ۱۴۳۱"

