تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ادعیه مهدوی(مجموعه ی ادعیه،زیارات و نمازهای امام زمان«عج»)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله الرحمن الرحیم

در عصر ما که گرفتاری و فشارها از هر سو متوجه شیعیان در اقصی نقاط جهان و خصوصا کشور ماست دعا و استغاثه محظر رب بی نیاز و توجه به حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)،جهت تعجیل در فرج و رفع نگرانی ها و گرفتاری ها و نجات و اصلاح مومنین بسیار مفید می باشد.


از این رو این تایپیک رو ایجاد کردم تا ادعیه،زیارات و نمازهای مهدوی رو به صورت خلاصه در چند پست خدمت اعضای تالار ارائه بدهم،باشد که مورد قبول حضرتش واقع شود.

[تصویر: Mouood135.jpg]

كجاست منتظر تو؟ چه انتظار غریبی

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیب تر كه چه آسان‏‏‏‏‎‎‎‎,نبودنت شده عادت

چه كودكانه سپردیم دل به بازی قسمت

چه بیخیال نشستیم چه كوششی؟ چه وفایی؟

فقط نشستم و گفتم خدا كند كه بیایی؟!
سید بزرگوار،«رضی الدین علی بن طاووس(رحمة الله علیه)» در کتاب«مهیج الدعوات» از «عبدالله بن سنان» نقل کرده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
به زودی شبهه ای شما را فرا میگیرد،پس شما بدون راهنما و امامی هدایت کننده،باقی خواهید ماند و نجات پیدا نمی کند،مگر کسی که به وسیله ی «دعای غریق» خدا را بخواند.
«عبدالله بن سنان»گفت: دعای غریق چگونه است؟
حضرت فرمودند: می خوانی:

یا اللَّهُ یا رَحمنُ یا رحیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثبِّت قَلبِی عَلی دِینکَ




دعاها و زیارات وارده درباره حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بین شیعیان بسیار مهم تلقی شده و مردم بسیار به آن دعاها و زیارات می پردازند. زیرا حضرت مهدی صاحب عصر و زمان و امید ما به حساب می آید. با توجه به روایات، دعا برای سلامتی حضرت صاحب الزمان بسیار سفارش شده است به طوری که گفته شده امام صادق علیه السلام در تعقیب نمازشان بسیار و بیشتر از دعا برای خویش برای امام زمان علیه السلام دعا می کردند.
با توجه به این روایت وارده، اهمیت بسیار دعا کردن برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشن می شود. دعا برای سلامتی حضرت مهدی آثار و برکات فراوانی هم دارد. از جمله اینکه دعا برای آن حضرت باعث ازدیاد محبت آن حضرت به ما خواهد شد. ارتباط قلبی ما با حضرت زیاد می شود و از طرف دیگر دعا برای سلامتی آن حضرت موجب می شود که مردم از بلاهای طبیعی دور بمانند. دعا باعث زنده نگه داشتن یاد امام در دل ما می باشد. دعا برای فرج آن حضرت باعث گشایش در زندگیمان خواهد بود و خیلی آثار و برکات دیگری دارد که قابل شمارش نمی باشد.


دعای سلامتی حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ
نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ
تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
بسم الله الرحمن الرحیم

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ(دعای فرج)

كفعمى در بلد الا مين فرموده اين دعاء حضرت صاحب الا مرعليه السلام است كه تعليم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد.


اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ
خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ

و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام
وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد

فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ

همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل پاكيزه اش






دانلود دعای عظم البلا با صدای استاد فرهمند

دانلود دعای عظم البلا به صدای ملا باسم کربلایی

توصيه به خواندن دعاي فرج

مرحوم شيخ طبرسي (رحمة الله علیه) در کتاب «کنوز النجاح» نقل مي کند: ابوالحسن محمد بن احمد بن ابي الليث از ترس کشته شدن به قبر امام کاظم (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) پناه آورد. در عالم رؤيا امام زمان (علیه السلام) را زيارت کرد. آن حضرت اين دعا (دعاي فرج) را به او تعليم دادند و او به برکت خواندن آن، از کشته شدن نجات يافت.

توصیه آیت الله بهجت به خواندن دعای فرج(عظم البلا):

سوال:در عصر ما که گرفتاری ها و فشارها از هر سو متوجه شیعیان در اقصی نقاط جهان و خصوصا کشور ماست،چه باید کرد؟
پاسخ:مخصوصا دعای شریف «عظم البلا و برح الخفا» را بخوانیم،و از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را!
با او باشیم،حالا اگر رساند که رساند،و اگر نرساند،دور نرویم از کنار او.از رضای او دور نرویم او می بیند،او می داند حرفهایی که ما به همدیگر می زنیم...(کتاب سوالهای شما،پاسخهای آیت الله بهجت(ره)_ص 43)


دعا براي فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آقا ميرزا محمدباقر اصفهاني (رحمة الله علیه) مي گويد که شبي در خواب گويا مولايم، حضرت امام حسن مجتبي (علیه السلام) را ديدم که به من فرمودند: «روي منبرها به مردم بگوييد که توبه کنند و براي فرج حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا نماييد و بدانيد اين دعا مثل نماز ميت واجب کفايي نيست بلکه مانند نمازهاي يوميه بر تمام مکلفين واجب است.»(ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص 87)

در تشرف مرحوم آيت الله حاج سيد محمد فرزند آيت الله سيد جمال الدين گلپايگاني، امام زمان (علیه السلام) فرمودند: «از علايم ظهور، فقط علامات حتمي مانده است و چه بسا آنها نيز در مدتي کوتاه به وقوع بپيوندند شما براي فرج من دعا کنيد.»(ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص 87)
مبحث بسیار ارزنده ای رو سیدِ عزیز ما مطرح کرده اند در این مورد بخش های بسیار ارزشمندی در کتاب مهدی موجود موعود ، تألیف آیت الله جوادی آملی وجود داره
اگه خدا توفیق عنایت کنه به زودی مطالبی در مورد ادعیه مهدوی و نکاب بسیاری که در این مورد وجود داره تقدیم دوستان میکنم
عجالتاً دوستان نگاهی به دعایی با مطلع
اللهم الرزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة که در مفاتیح هم اومده بیاندازند
در این دعای کم نظیر آقا امام زمان به زبان دعا وظیفه و انتظاراتشون رو از تک تک اقشار جامعه بیان کردن از وظایف و انتظاراتی که از مردان و زنان و جوانان و علما و دانشمندان و دانشجویان و حکام و رزمندگان و ... همه ی اقشار دربر میگیره
به طور مثال در مورد حکام میفرمایند که باید عمل کنند بر مبنای (بالعدل و الشفقة) یعنی عمل بر مبنای عدل و شفقت
خیلی نکته ظریف هست
امام نمی فرمایند عدل به تنهایی
عدل بدون شفقت نمیشود
خود خدا اگه بخواد بر مبنای عدل عمل کنه که پوست همه ما حتی رسول اکرم کندس
حاکم باید بر محور عدل و شفقت در جامعه عمل کنه
ما گرفتار افراط و تفریط میشیم خیلی جاها یا عدل ما اونقدر احکام ما رو بعضاً خشک میکنه که دافعه تنها نتیجه اش میشه و یا بعضاً اینقدر شفقت پیدا میکنیم که حق عده ای دیگه بر اساس این شفقت بیجا پایمال میشه
خدا همه ما رو هدایت کنه
از دل این ادعیه معارف بسیار ناب و عملیاتی میشه استخراج کرد
حیف که ما برای ادعیه و تفکر در این ادعیه به اندازه دربی الکلاسیکو( بارسلنا و رئال مادرید) هم وقت نمیگذاریم معمولاً
فقط خدا میدونه چند تا نود دقیقه از عمر بی بازگشت به ارزش بینهایت را پای .... گذاشتیم
در روایت است که در روز قیامت به اندازه هر لحظه ای که در غیر یاد خدا و رضای خدا گذشته ما مغبون و پشیمانی بی اندازه ای خواهیم داشت
واقعاً تو این زندگی دنبال چی هستیم؟
سلام
با تشکر از تاپیک خوب شما .
اگر برایتان امکانش هست کیفیت های عریضه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نماز های استغاثه به ایشان را هم بنویسید .
آیت الله بهجت عرض کردند اگر مردم میدانستند که از عریضه چقدر زود پاسخ میگریند کوچه های قم را پر از عریضه میکردند.
من شخصا تا حالا هر بار عریضه نوشتم یا نماز استغاثه خوندم خیلی خیلی زود به طوری که واقعا متحیر میمونم نتیجه میگیرم.و تا حالا محال بوده که نتیجه نگرفته باشم.
یک مطلبی رو هم همینجا بگم که خالی از لطف نیست .
در مراسم نیمه شعبان حتما سکه هایی رو در نقل ها یا آجیل ها دیده اید که نام صاحب الزمان در آن حک شده .
این سکه ها رو دور نیاندازید . در کیف پولتان بگذارید.واقعا باعث برکت هست . همین که کیفتان را باز میکنید ناخودآگاه چشمتان به این سکه میافتد و به یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می افتید تاثیر خوبی دارد.
من تا به حال به چد نفر این سکه ها رو دادم و به این نتیجه رسیدند
حتما امتحان کنید.
(۴/بهمن/۸۹ ۱۰:۳۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]اگه خدا توفیق عنایت کنه به زودی مطالبی در مورد ادعیه مهدوی و نکاب بسیاری که در این مورد وجود داره تقدیم دوستان میکنم
علی جان به شخصه منتظر مطلب ارزندتون در مورد ادعیه مهدوی هستم.
(۴/بهمن/۸۹ ۱۰:۳۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]« عجالتاً دوستان نگاهی به دعایی با مطلع
اللهم الرزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة که در مفاتیح هم اومده بیاندازند
در این دعای کم نظیر آقا امام زمان به زبان دعا وظیفه و انتظاراتشون رو از تک تک اقشار جامعه بیان کردن از وظایف و انتظاراتی که از مردان و زنان و جوانان و علما و دانشمندان و دانشجویان و حکام و رزمندگان و ... همه ی اقشار دربر میگیره »
دعاى حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
این دعا از دعاهاى مشهور و معروف و داراى محتواى عالى است و مرحوم «کفعمى» آن را در « مصباح کفعمى، صفحه 280 » نقل کرده است:

________________________________________
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ


اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ، وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ، وَصِدْقَ النِّیَّةِ، وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ، وَاَکْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِسْتِقامَةِ، وَسَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ
خدایا روزى ما کن توفیق اطاعت و دورى از گناه و صدق و صفاى در نیّت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را بوسیله هدایت شدن و استقامت و استوار کن زبانهاى ما را به درستگویى

وَالْحِکْمَةِ، وَامْلاْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ، وَ طَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ، وَاکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ، وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ
و حکمت و لبریز کن دلهاى ما را از دانش و معرفت و پاک کن اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناک و بازدار دستهاى ما را از ستم و دزدى و بپوشان چشمان ما را از

الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ، وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَالْغیبَةِ، وَتَفَضَّلْ عَلى عُلَمآئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ، وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمینَ بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ، وَعَلَى

هرزگى و خیانت و ببند گوشهاى ما را از شنیدن سخنان بیهوده و غیبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسایى و خیرخواهى کردن و بر دانش آموزان به کوشش داشتن و شوق و بر

الْمُسْتَمِعینَ بِالاِتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ، وَ عَلى مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفآءِ وَالرّاحَةِ، وَعَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ وَالرَّحْمَةِ، وَعَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ

شنوندگان به پیروى کردن و پند گرفتن و بر بیماران مسلمان به بهبودى یافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت و مهربانى کردن و بر پیرانمان به وقار

وَالسَّکینَةِ،وَعَلَى الشَّبابِ بِالاِنابَةِ وَالتَّوْبَةِ،وَعَلَى النِّسآءِ بِالْحَیآءِ وَالْعِفَّةِ، وَعَلَى الاَغْنِیآءِ بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ،وَعَلَى الْفُقَرآءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ،وَعَلَى

و سنگینى و برجوانان به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران به فروتنى و بخشش کردن و بر مستمندان به شکیبایى و قناعت و بر
الْغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ، وَعَلَى الاُسَرآءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ، وَعَلَى الاُمَرآءِ بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ، وَعَلَى الرَّعِیَّةِ بِالاِنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَةِ، وَبارِکْ

پیکار کنندگان به یارى و پیروزى و بر اسیران به رهایى یافتن و آسودگى و بر زمامداران به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و برکت ده

لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَ النَّفَقَةِ، وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ، بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

براى حاجیان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب کردى از اعمال حج و عمره بوسیله فضل و رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.


دانلود دعای شریف اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ
«شیخ جلیل، احمد بن على بن ابى طالب طبرسى» در کتاب شریف «احتجاج» روایت کرده که از ناحیه مقدّس حضرت مهدى(علیه السلام)زیارت زیر در پاسخ نامه «محمّد حمیرى» آمده است که زیارتى است بسیار عالى و پرمحتوا (و در سرداب مقدس و غیر آن مى توان از آن استفاده کرد)، آن حضرت فرمود: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، لا لاَمْرِهِ تَعْقِلُونَ، وَ لا مِنْ اَوْلِیائِهِ تَقْبَلُونَ، حِکْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِى النُّذُرُ عَنْ قَوْم لا یُؤْمِنُونَ، اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ. هر گاه خواستید بوسیله ما به خدا، و به سوى ما توجّه کنید، این زیارت را بخوانید.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
سَلامٌ عَلى آلِ يس، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا داعِيَ اللهِ وَرَبّانِيَ آياتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بابَ اللهِ وَدَيّانَ دينِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفَةَ اللهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ وَدَليلَ اِرادَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا تالِيَ كِتابِ اللهِ وَتَرْجُمانَهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ في آناءِ لَيْلِكَ وَاَطْرافِ نَهارِكَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللهِ في اَرْضِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ميثاقَ اللهِ الَّذي اَخَذَهُ وَوَكَّدَهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَعْدَ اللهِ الَّذي ضَمِنَهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ، وَعْداً غَيْرَ مَكْذوُب، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقوُمُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْعُدُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْرَأُ وَتُبَيِّنُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُصَلّي وَتَقْنُتُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَرْكَعُ وَتَسْجُدُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُهَلِّلُ وَتُكَبِّرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُصْبِحُ وَتُمْسي، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ فِي اللَّيْلِ اِذا يَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الاْمامُ الْمَأمُونِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأمُولُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوامِعِ السَّلام اُشْهِدُكَ يا مَوْلاىَ اَنّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبيبَ اِلا هُوَ وَاَهْلُهُ، وَاُشْهِدُكَ يا مَوْلايَ اَنَّ عَلِيّاً اَميرَ الْمُؤْمِنينَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَالْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ وَعَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ، وَموُسَى بْنَ جَعْفَر حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ موُسى حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ مُحَمَّد حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ حُجَّةُ اللهِ، اَنْتُمُ الاْوَّلُ وَالاْخِرُ وَاَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لا رَيْبَ فيها يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْساً ايمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ كَسَبَتْ في ايمانِها خَيْراً، وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَاَنَّ ناكِراً وَنَكيراً حَقٌّ، وَاَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعَثَ حَقٌّ، وَاَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْميزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعيدَ بِهِما حَّق، يا مَوْلايَ شَقِيَ مَنْ خالَفَكُمْ وَسَعِدَ مَنْ اَطاعَكُمْ، فَاَشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ، وَاَنَا وَلِيٌّ لَكَ بَريٌ مِنْ عَدُوِّكَ، فَالْحَقُّ ما رَضيتُمُوهُ، وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُمُوهُ، وَالْمَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْكَرُ ما نَهَيْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسي مُؤْمِنَةٌ بِاللهِ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِاَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَبِكُمْ يا مَوْلايَ اَوَّلِكُمْ وَآخِرِكُمْ، وَنُصْرَتي مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَكُمْ آمينَ آمينَ.

سلام بر آل ياسين سلام بر تو، اي دعوت کننده‌ي به سوي خدا، و داناي بزرگ آيات او سلام بر تو، اي دروازه‌ي‌ (سراي رحمتِ) خدا و (اي) داور دين او سلام بر تو، اي جانشين خدا و ياري کننده‌ي حق او سلام بر تو، اي حجّت خدا و (نشانگر و) راهنماي اراده‌ي او سلام بر تو، اي تلاوت کننده‌ي کتاب خدا و روشنگر آن سلام بر تو، در تمام لحظه‌هاي شبانه‌ات و ساعت‌هاي روزت سلام بر تو، اي باقي‌نهاده‌ي‌ خدا در زمين سلام بر تو، اي ميثاق خداوند که بر آن پيمان گرفته و استوارش ساخته است سلام بر تو، اي وعده‌ي خدا که خود آن را تعهّد کرده‌است سلام بر تو، اي پرچمِ بلندِ افراشته و اي دانشِ ريزان و اي فريادرسِ (درماندگان) و اي رحمتِ گسترده (که) وعده‌اي دروغ ناشدني (است) سلام بر تو؛ آن گاه که مي‌ايستي سلام بر تو؛ آن گاه که مي‌نشيني سلام بر تو؛ آن گاه که (قرآن) مي‌خواني و بيان مي‌کني سلام بر تو[/b][/color]؛ آن گاه که نماز مي‌گزاري و قنوت مي‌خواني سلام بر تو؛ آن گاه که رکوع و سجود مي‌آوري سلام بر تو؛ آن گاه که «لا اله الا الله» و «الله اکبر» مي‌گويي سلام بر تو؛ آن گاه که (خدا را) مي‌ستايي و آمرزش مي‌خواهي، سلام بر تو؛ آن هنگام که روز را آغاز مي‌کني و آن گاه که روز را پشت سر مي‌‌گذاري سلام بر تو در شب؛ آن گاه که (تاريکي‌اش گيتي را) فرو پوشد و در روز؛ آن گاه که روشنايي‌اش آشکار گردد سلام بر تو؛ اي امامِ امان‌يافته سلام بر تو؛ اي پيشاپيش‌داشته‌ي آرزو شده سلام بر تو، همه‌ي سلام‌هاي جامع و فراگير اي مولاي من، تو را به گواهي مي‌گيرم که من شهادت مي‌دهم: خدايي جز الله نيست و او يکتاي بي‌همتاست و اين که حضرت محمّد بنده و فرستاده‌ي اوست و محبوبي جز او و خاندانش نيست مولايم، نيز گواهت مي‌گيرم که علي امير مؤمنان حجّت اوست و حسن حجّت اوست و حسين حجّت اوست و عليّ ‌بن الحسين حجّت اوست و محمّد بن علي حجّت اوست و جعفربن محمّد حجّت اوست و موسي بن جعفر حجّت اوست و عليّ بن موسي حجّت اوست و محمّد بن علي حجّت اوست وشهادت مي‌دهم که تو حجّت خدايي آغاز و انجام شماييد و (نيز گواهم بر) اين که بازگشت شما (به اين جهان)،‌ راست است و شکي در آن نيست؛ در آن روز که ايمانِ کسي که از پيش ايمان نياورده‌باشد، يا از ايمان بهره‌ي نيکويي نداشته‌باشد، او را سود نمي‌بخشد هم چنين (گواهي مي‌دهم) که مرگ راست است و آمدن دو فرشته‌ي پرسشگر (در گور) راست است نيز شهادت مي‌دهم که از نو زنده شدن راست است و برانگيخته‌شدن راست است و (پل) صراط راست است و (در) کمين‌گاه (بودن خدا) راست است و ترازوي (سنجش اعمال) راست است و رستاخيز راست است و حساب‌رسي کردارها راست است و بهشت و دوزخ راست است و نويد و هشدار به آن دو راست است اي مولاي من، آن که با شما به مخالفت برخاست نگون‌بخت و آن که شما را اطاعت کرد سعادتمند است پس بر آن چه تو را بر آن شاهد گرفتم گواه باش که من دوست‌دار توام و از دشمن تو بيزار حق همان است که شما را پسند آيد و باطل همان که شما از آن ناخشنود باشيد تنها آن چه شما فرمان داده‌ايد، آشنا (و پذيرفته‌ي فطرت) است و آن چه نهي فرموده‌ايد ناشناخته (و ناپسند) است پس دل من به خداوند ايمان دارد خداي يکتاي بي همتا و به رسول او و به امير‌المومنين (ايمان دارد) و به شما -اي مولايم- از نخستين تا واپسينان (ايمان دارد) و همواره آماده‌ي ياري شمايم و دوستي من فقط براي شماست بپذيريد، بپذيريد.

دانلود زیارت آل یاسین بانوای استاد فرهمند(حدودا 3 MB)
دانلود زیارت آل یاسین با نوای حاج مهدی سماواتی

دوستمون علی 110 تذکر به جایی دادند از بابت اینکه ترجمه ی این دعای پر منفعت رو هم قرار بدیم،بنده هم این پست رو ویرایش کردم.
سلام سید
اگه زحمتی نیست معنی زیارت رو هم بنویس و فرازهای نابش رو هم بلد کن و رنگی
مطالب رو اگه زحمتی نیست ریز بزن
ممنون و یا علی
من با این 2 دعا خیلی صفا می کنم رفقا، خواستم شما هم استفاده کنید:

دعای جمعه
http://aramis0.persiangig.com/audio/2A/a...Z.Com).amr[/url]

دعای عهد
http://www.persiangig.com/pages/download...%d8%af.amr[/url]
این داستان را با دقت بخوانید و ببینید که شیعیان چه روزگار سختی را پشت سر گذاشته و ما اکنون چه راحت دم از شیعگی می زنیم!

ابوالحسن ضراب اصفهانی می‌گوید:
در سال 281 هجری قمری به قصد حج همراه قافله ای، عازم مکه شدیم . افراد کاروان ما همه از اهل تسنن بودند و فقط من در آن جمع ، شیعة اثنی عشری بودم [و به حضرت مهدی(علیه السلام) به‌عنوان امام زمان و دوازدهمین حجّت خدا و آخرین وصی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعتقاد داشتم].

پیش از آن که قافلة ما به مکه برسد یکی از همراهیان ما ، خود را به مکه رسانده و منزلی در گوشه سوق اللیل ، اجاره کرد که بعدها متوجه شدیم این منزل به حضرت خدیجه(سلام الله علیها) تعلّق داشته و به دارالرضا(علیه السلام) معروف است.
پیرزنی گندمگون با قدی بلند را در حیاط خانه دیدم، که دارای هیبتی چشمگیر بود. قاطع و کم حرف به نظر می آمد . نزدیک وی رفته و سلام کردم ، محبت کرد وبه گرمی جوابم داد.

یک روز که موقعیت را مناسب دیدم و دوستان و همراهان سنی مذهب در منزل نبودند از او پرسیدم : درست است که اینجا خانه امام رضا(علیه السلام) بوده؟
گفت: آری.
گفتم: شما با صاحبان این خانه چه ارتباطی دارید؟
گفت: من از خدمتکاران آنان هستم و این منزل از امام رضا(علیه السلام) به امام جواد(علیه السلام) وبعد به امام هادی(علیه السلام) وبعد به امام حسن عسکری(علیه السلام) رسیده و من خادمة امام حسن عسکری(علیه السلام) بوده ام.

وقتی فهمیدم که آن بانو ،سرایدار و خدمتگزار حضرت امام عسکری(علیه السلام) بوده خیلی خوشحال شدم و با او انس گرفته، خدا را شکر کردم که بالاخره سر نخی به مقصد و مقصود خود یافتم. اما چون دوستانم از اهل سنت بودند ، قضیه را از ایشان پنهان کردم و باید چنین می کردم، زیرا ممکن بود برایم مشکلات فراوانی به‌وجود آورند، علاوه بر این که زمان هم زمان تقیه و مراعات بود.

شب هنگام پس از برگزاری نماز و طواف [در مسجد الحرام] به خانه بر می گشتم و با رفقایم در راهرو می خوابیدم .
به علت ناامنی حاکم بر شهر ، در خانه را می بستیم و سنگ بزرگی را که در آن نزدیکی بود، می‌غلطاندیم و پشت در قرار می دادیم.
شاید بسیاری از شب ها که دوستان ابوالحسن می خوابیدند ، او بیدار بود. شور و حال عجیبی داشت . غرق فکر بود : مکه! مسجد الحرام! منزلی که در آن بود! امام رضا(علیه السلام)، امام عسکری(علیه السلام)، امام زمان(علیه السلام)، به اعماق قلبش که می نگریست، نوری از امید سوسو می کرد.گویا زندگی ابوالحسن قرار است، وارد فصل جدیدی گردد و او را در شمار سعادتمندان حضور و ره یافتگان به کوی نور قرار دهد ،شاید در این خیال و فکر بود که آیا می توان سر بر آستانش نهاد و پایش را بوسید، آیا چشمان بی رمق من به جمال دل آرایش خواهد افتاد؟

ابوالحسن چون پرنده ای پرشور و شعف و نشاط در آسمان فکر و خیال پرو بال می زد که ناگهان... .
ناگهان صدای باز شدن در خانه را شنیدم! نوری به‌سان نور شمع فضایی را که در آن بودیم، روشن ساخت. خدایا! ما که در منزل را بسته و سنگ بزرگی پشت آن انداخته بودیم. ولی با کمال تعجب دیدم در باز شده و آقایی وارد خانه شدند.

گر چه هوا تاریک بود، اما یادم هست که شکل و شمایل او را خوب می دیدم، حتی رنگ صورتش را ، مردی بود نه کوتاه قد، نه بسیار بلند، رنگ رخساره اش گندمگون، پوششی مناسب فصل گرما داشت و پارچه ای نازک بر دوش خود انداخته بود؛ و شب‌های بعد می‌دیدم گاهی سر و صورت خویش را با آن می پوشاند. آثار سجده در پیشانی مبارکش نمایان بود. بارقة نوری بود که از برابر ما می گذشت ، و به طرف راه‌پله ای که از پشت اتاق ما به طبقة بالا راه داشت تشریف می برد، من برخاستم و به در خانه نگاهی انداختم، اما با کمال تعجب دیدم در بسته و سنگ نیز به همان شکلی که ماقرار داده بودیم ، پشت در قرار گرفته و هیچ حرکتی نکرده است!.

گویا ابوالحسن حس غریبی داشت و از دور آنچه را اتفاق می افتاد، زیر نظر داشت ، اما هیبت آن بزرگوار مانع می شد که بیشتر وارد این جریان بشود. هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء و طواف به منزل می آمدم در را می‌بستم و همان سنگ بزرگ را پشت آن قرار می دادیم. شام می خوردیم، و دوستان می خوابیدند. من منتظر می ماندم، بعد از مدتی، بدون این که سنگ پشت در حرکتی کند، در خانه باز می شد و آن بزرگوار وارد منزل شده به سمت اتاق بالایی می رفتند.

یک روز که دوستانم از منزل بیرون رفته بودند و من تنها بودم آن بانو را در حیاط دیدم . پرسیدم ، در اطاق بالایی چه کسی با تو زندگی می کند؟
گفت: دخترم.
اما بسیار حساس بود و اجازه نمی داد کسی حتی به راه پله ها نزدیک شود.
شگفت آورتر این که این شخص نورانی وقتی وارد منزل می شد همانند مشعلی از نور، اطراف را روشن می کرد، و وقتی در اطاق فوقانی قرار می گرفت آن نور از طبقة پایین دیده می شد وحتی دوستان من که هیچ اعتقادی به مذهب من و امامت امامان معصوم(علیه السلام)، نداشتند، نور آن بزرگوار را که همة اطراف را روشن کرده بود، مشاهده می کردند. من در این زمینه با آنها هیچ گفت و گویی نمی کردم و نمی بایست می کردم.

آنها می گفتند: این جوان نورانی، علوی و از فرزندان حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) است و چون آن مرد نورانی را فقط در بعضی شب‌ها می دیدند، می گفتند: او دختر این پیر زن را به عقد موقت خود درآورده و شیعیان این کار را جایز می دانند. ولی [به نظر ما اهل سنت] عقد موقت بین زن و مرد، حرام است!
رفت و آمد آن بزرگوار به صورت معجزه آسا و مشاهدة آن نور که حتی همراهیان من نیز می دیدند، هر روز مرا بیشتر و بیشتر به فکر فرو می برد. فکری که بر دلم سنگینی می کرد و هراسی در آن انداخته بود.

یک روز آن بانوی مخدره را در حیاط خانه دیدم. فرصت را غنیمت شمرده به آرامی به او نزدیک شدم و گفتم: ای بانو! مدتی است که می خواهم از شما سؤالی بپرسم و گفت‌وگویی داشته باشم ولی وجود همراهانم ، مانع از آن شده است. خواهش دارم که هرگاه مرا در این خانه تنها دیدی از آن بالا به پایین بیایی تا پرسش خویش را با تو در میان بگذارم. آن مجلله تا این جمله را شنید، بلافاصله گفت : من هم می خواستم تو را به رازی آگاه سازم ولی به خاطر وجود همراهانت موقعیت مناسبی پیش نیامده بود! گفتم: چه می خواستی بگویی؟

شاید قلب ابوالحسن در سینه به طپش افتاده بود وحکایت سفر او به نقطه حساس رسیده بود.دوست می داشت هر چه زودتر ، رمز این راز را بداند و نامة سر بستة این قصه را بخواند. به راستی این آقا کیست و در این خانه چه خبر است؟ کم کم داشت به آن چه که حدس می زد نزدیک می شد. آیا این سیّد سراسر نور ، همان کعبة آرزوها ، و امام زمان من است ؟ آیا به شرافت ابدی دیدار او و سعادت همسایگی او دست یافته ام؟ در امواج طوفانی این افکار شیرین ، غرق شده بود که صدای بانو را شنید که می گفت :

به شما می فرمایند: با مسایل اعتقادی شریکان و همراهانت با خشونت برخورد مکن. با آنها به مباحثه و مجادله مپرداز. آنها در ظاهر با تو صمیمی و دوستند ، ولی در باطن دشمن تو هستند! با آنها مدارا کن و راز دل نگه دار و از این گفت و گو نیز با خبرشان منما.

از این که در شروع گفت‌وگویش به من گفت: «می فرمایند: ...» شگفت زده شدم و پرسیدم: چه کسی می فرمایند؟ با هیبتی خاص، اخم کرده و گفت: خودم می گویم. و من به خاطر هیبتی که از آن زن در دلم افتاد، جسارت و جرئت آن را در خود نیافتم که او را به اول صحبت خودش برگردانم و بگویم که شما خودتان گفتید: « می فرمایند ».
از این جهت پرسیدم: کدام دوستان وهمراهان را می گویید ؟ من گمان کردم، منظورش دوستان هم کاروانی است که از اصفهان همراه ایشان برای حج به سمت مکه حرکت کردیم.

او گفت: منظورم شرکای اصفهانی است که فعلاً در همین خانه با تو به سر می برند. او راست می گفت. با همین همراهان، اختلافی در مسایل اعتقادی و دینی داشتیم و در اصفهان که بودیم، شکایت مرا به نزد حاکم برده بودند و خبر آن نیز به من رسیده بود. و چون جان خود را در خطر دیدم، مدتی خود را پنهان ساختم.

دیگر روز به آن بانو گفتم: از ارتباط ونسبتی که با صاحب این خانه داری برایم بگو. گفت: من خادمة امام حسن عسکری(علیه السلام) بوده ام و در منزل ایشان خدمت می کردم.گفتم: مرا پرسشی است ، تو را به خدا سوگند که پرسشم را پاسخ بدهی و پیر زن منتظر شد که من سؤالم را طرح کنم.

گفتم: آیا حضرت غایب(علیه السلام) را به چشم خویش دیده ای؟
گفت: ای برادر ، من او را ندیده بودم؛ زیرا وقتی از سامرا به دلیلی عازم کشور مصر شدم خواهرم نرجس خاتون به حضرت قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، باردار بود و امام عسکری(علیه السلام) به من فرمودند: تو حضرت غایب(علیه السلام) را خواهی دید، و همان گونه که به من خدمت کردی به او نیز خدمت خواهی کرد. تا این که بعد از بیست سال زندگی در مصر امسال قبل از مراسم حج، مردی از خراسان که خوب عربی نمی دانست در مصر به دیدنم آمد و سی دینار (طلا) به عنوان هزینة سفر برایم آورد. و از حضرت غایب(علیه السلام)، فرمان آورده بود که قبل از فرارسیدن زمان حج ، از کشور مصر به سمت مکه حرکت کنم ومن به عشق دیدار او راهی مکه شدم و در این خانه سکنی گزیدم.

ابوالحسن که این سخنان را از او شنید به خاطرش رسید آن شخص نورانی را که شب‌ها می بیند ، همان یوسف زهرا(علیه السلام)، است. اما موقعیت حساس بود و همه از مخالفان بودند. آن زن هم گویا وظیفه داشت که مبهم و همراه با تقیه گفت‌و‌گو کند ولی قضیه از روز هم روشن تر بود.

ده سکة نقره برای ادای نذر ، کنار گذاشته بودم؛ زیرا نذر کرده بودم، ده سکه در (مقام ابراهیم) بیندازم. شش عدد از آنها از سکه هایی بود که مأمون بعد از قبول ولایت عهدی از سوی امام رضا(علیه السلام) به نام آن حضرت زده بود [ و با گذشت چند دهه و مرگ مأمون عباسی، لعنةالله علیه، آن سکه ها هم از دور خارج شده بودند ، اما بالاخره نقره بود و شغل من اقتضا می کرد و برایم ممکن می نمود که بتوانم شش سکه از سکه های رضوی را جمع کنم ].

ناگهان به نظرم رسید که خوب است این ده سکه را به فرزندان حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بدهم که ثواب آن هم بیشتر است. پس بهتر است آنها رابه آن بانو بسپارم تا به آن بزرگوار برساند. گفتم: این ده سکه را شما به یکی از فرزندان حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) برسانید و البته می دانستم که سکه ها را به همان آقایی که شب‌ها به طور معجزه آسا وارد خانه می شوند ، خواهد داد. او سکه ها را گرفت و به اتاق بالایی رفت ، مدتی طول کشید ، تا برگردد .

همین که برگشت ده سکه را جلو من گذاشت امّا سکه ها ، سکه های قبلی نبود یعنی آن شش تایی که به نام امام رضا(علیه السلام)، ضرب شده بود برداشته شده و شش تای معمولی به جای آن گذاشته بودند. گفت: فرمودند: ما را در این سکه ها حقی نیست، همان جایی که نذر کرده ای بینداز، اما سکه هایی را که به نام جد ما ضرب شده برداشتیم و شش سکة رایج به جای آن فرستادیم و تو این تبدیل را از ما بپذیر.

به او گفتم: توقیعی از آن غایب از نظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای قاسم بن علاء در آذربایجان صادر شده و یک نسخه از آن نزد من است.آن را به شخصی که توقیعات آن امام پنهان(علیه السلام) را دیده، عرضه نما می خواهم بدانم آیا نسخة من صحیح است یانه؟ گفت: توقیع را به من بده که من آنها را می شناسم. من یافتم که خود او به توقیعات، آشناست. توقیع را به او دادم. گفت : اینجا خواندن آن برایم ممکن نیست و برخاست و به اتاق بالایی رفت. بعد ازمدتی بازگشت وگفت: نسخة توقیع ، صحیح است.

سپس گفت: می فرمایند که چگونه بر پیامبر صلوات می فرستی؟ گفتم: با این جمله :
«اللَّهم صل علی محمّد وآل محمّد وبارک علی محمّد وآل محمّد کأَفضل ماصلیت و بارکت وترحَّمت علی إبراهیم و آل إبراهیم إنَّک حمید مجید». آن علیا مخدره برخاست و رفت (معلوم بود که حتی یک کلمه از نزد خود چیزی نمی گوید). و فردا در موقعیتی مناسب نزد من آمد و با او دفتر کوچکی بود. دفتر را نزد من، گذارد و گفت:

می فرمایند: هر گاه خواستی بر پیامبر و اهل بیت طاهرینش صلوات بفرستی به این گونه که ما برای تو فرستادیم صلوات بفرست. دفتر را برداشتم و از روی آن صلوات را نوشتم و هر روز می خواندم.
بعد از این بسیار شب‌ها منتظرش می شدم تا شاید جمالش راببینم ، بسی شب‌ها که می دیدم از بالا به پایین می آید و همان نور... از منزل بیرون می رفت ومن در پی او روان می شدم. ولی هرگاه می خواستم به او نزدیک‌تر شوم، نمی شد. مشاهدة من از آن حضرت بدین صورت بود که نور او را می دیدم اما شخص او را نه ؛ تا وارد مسجد الحرام می شد و از چشمم غایب می گشت.

چه سال شگفت انگیزی بود و حج عجیبی انجام شد ، حجی که ابوالحسن در آن احرام دیدار یار بسته بود و فکر صاحب خانه او را از خیال خانه باز داشته بود.
چه خانة شور آفرینی ، که جانش را در آنجا جاگذاشت و خود عزم سفر کرد.

ابوالحسن گوید:
مردان بسیاری را دیدم که به آن منزل می آمدند و آن زن با آنان گفت و گو می کرد. اما من نمی فهمیدم که چه می گویند ، نامه ای به دست آن بانو می دادند و او به اتاق بالا می رفت و برمی گشت و نامه ای که گویا در بر دارندة جواب آنها بود به ایشان می داد. در قافله ای که از مکه به سمت بغداد می آمدیم مردان صالحی را مشاهده می کردم که آنها را در آن منزل در حال صحبت با آن بانوی گرامی، دیده بودم.

حاصل این تشرف و همسایگی با حضرت غایب(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دستور صلواتی است که به صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی شهرت یافت و مرحوم حاج شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه) در کتاب شریف مفاتیح الجنان ضمن اعمال عصر روز جمعه آن را آورده است.
ایشان از قول سید بن طاووس(رحمة الله علیه) نقل می کند:
صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی مروی از مولای ما حضرت مهدی، صلوات اللَّه علیه، است واگر تعقیب عصر جمعه را به جهت عذری ترک کردی ، ولی هرگز این صلوات را ترک مکن به خاطر امری که خداوند جل و علا ما را بر آن مطلع ساخت.
البته آن چه از متن روایت این صلوات استفاده می شود اختصاص به عصر روز جمعه ندارد ، از این رو است که خواندن آن را بزرگان همیشه سفارش می کرده اند و از گفتار جناب ابوالحسن ضراب هم چنین بر می آید که هر روز و مکرر آن را می‌خوانده است.


صلوات ابوالحسن ضرّاب

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ خاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ الْمُنْتَجَبِ فِى الْمیثاقِ الْمُصْطَفى فِى الظَّلالِ الْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ افَة الْبَرىءِ مِنْ کُلِّ عَیْب الْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ الْمُرْتَجى لِلشَّفاعَةِ الْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دینُ اللّهِ ، اَللّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ وَ اَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَضِىءْ نُورَهُ وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضیلَةَ وَ الْمَنْزِلَةَ وَ الْوَسیلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفیعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقامًا مَحْمُودًا یَغْبِطُهُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاَْخِرُونَ وَ صَلِّ عَلى اَمیرِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ قآئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ وَ سَیِّدِ الْوَصیّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ العالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَر اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُوسى اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَى الْخَلَفِ الْهادِى الْمَهْدِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْئِمَةِ الْهادینَ الْعُلمآءِ الصّادِقینَ الاَْبْرارِ الْمُتَّقینَ دَعآئِمِ دینِکَ وَ اَرْکانِ تَوحیدِکَ وَ تَراجِمَةِ وَحْیِکَ وَ حُجَجِکَ عَلى خَلْقِکَ وَ خُلَفآئِکَ فى اَرْضِکَ الَّذینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ اصْطَفَیْتَهُمْ عَلى عِبادِکَ وَ ارْتَضَیْتَهُمْ لِدینِکَ وَ خَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکْ وَ جَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ وَ غَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ وَ رَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ وَ غَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ وَ اَلْبَسْتَهُمْ نُورَکَ وَ رَفَعْتَهُمْ فى مَلَکُوتِکَ وَ حَفَفْتَهُمْ بِمَلائِکَتِکَ وَ شَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ عَلَیْهِمْ صَلوةً زاکِیَةً نامِیَةً کَثیرَةً دآئِمَةً طَیِّبَةً لا یُحیطُ بِها اِلاّ اَنْتَ وَ لا یَسَعُها اِلاّ عِلْمُکَ وَ لا یُحْصیها اَحَدٌ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلِیِّکَ الْمُحْیى سُنَّتَکَ الْقآئِمِ بِاَمْرِکَ الدّاعى اِلَیْکَ الدَّلیلِ عَلَیْکَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ وَ خَلیفَتِکَ فى اَرْضِکَ وَ شاهِدِکَ عَلى عِبادِکَ اَللّهُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ وَ مُدَّ فى عُمْرِهِ وَ زَیِّنِ الاَْرْضَ بِطُولِ بَقآئِهِ اَللّهُمَّ اکْفِهِ بَغْىَ الْحاسِدینَ وَ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْکآئِدینَ وَ ازْجُرْ عَنْهُ اِرادَةَ الظّالِمینَ وَ خَلِّصْهُ مِنْ اَیْدِى الْجَبّارینَ اَللّهُمَّ اَعْطِهِ فى نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ شیعَتِهِ وَ رَعِیَّتِهِ وَ خآصَّتِهِ وَ عآمَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَمیعِ اَهْلِ الدُّنْیا ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ اَفْضَلَ ما اَمَّلَهُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ اَللّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحى مِنَ دینِکَ وَ اَحْىِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ وَ اَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّى یَعُودَ دینُکَ بِهِ وَ عَلى یَدَیْهِ غَضًّا جَدیدًا خالِصًا مُخْلَصًا لا شَکَّ فیهِ وَ لا شُبْهَةَ مَعَهُ وَ لا باطِلَ عِنْدَهُ وَ لا بِدْعَةَ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَة وَ هُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَة وَ اهْدِمْ بِعِزِّهِ کُلَّ ضَلالَة وَ اقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبّار وَ اَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نار وَ اَهْلِکْ بِعَدْلِهِ جَورَ کُلِّ جآئِر وَ اَجْرِ حُکْمَهُ عَلى کُلِّ حُکْم وَ اَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطان اَللّهُمَّ اَذِلَّ کُلَّ مَنْ ناواهُ وَ اَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عاداهُ وَ امْکُرْ بِمَنْ کادَهُ وَ اسْتَأصِلْ مَنْ جَحَدَهُ حَقَّهُ وَ اسْتَهانَ بِاَمْرِهِ وَ سَعى فى اِطفآءِ نُورِهِ وَ اَرادَ اِخْمادَ ذِکْرِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد الْمُصْطَفى وَ عَلِىّ الْمُرْتَضى وَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضا وَ الْحُسَیْنِ الْمُصَفّى وَ جَمیعِ الاَْوصِیآءِ مَصابیحِ الدُّجى وَ اَعْلامِ الْهُدى وَ مَنارِ التُّقى وَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ الْحَبْلِ الْمَتینَ وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ وَ صَلِّ عَلى وَلِیّکَ وَ وُلاةِ عَهْدِکَ وَ الاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فى اَعْمارِهِمْ وَ زِدْ فى اجالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ اَقْصى امالِهِمْ دینًا وَ دُنْیا وَ اخِرَةً إنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.

بر معنای قسمت قرمز رنگ نیک تامل کن که از زیباترین و کامل ترین دعاها در حق مولایمان است:

بار خدايا!به او عطا كن براى خودش و فرزندانش و پيروانش و رعيتش و خاصانش و همه آنان‏كه فرمانش برند و دشمنانش‏ و همه اهل دنيا
آنچه كه ديدگانش را به آن روشن كنى و دلش را به آن شاد نمايى و او را در دنيا و آخرت به برترين آرزوهايش‏ برسان


دانلود
التماس دعا
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع