تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اذکار و ادعیه موثق و مجرب جهت رفع مشکلات مادی و معنوی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بسمه تعالی
ذکر یونسیه....
لااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین

خدایا معبودی به جز تو نیست منزهى از هر عیب به درستى كه من از كسانى هستم كه بر خود ستم كردم .
خداوند درقرآن كریم مى فرماید: ما دعاى او را مستجاب كردیم و او را از غم نجات دادیم ، و این چنین همه مؤ منان را نجات میدهیم.
چند حدیث در فضیلت این دعا

1 - پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله : هر بیمار مسلمانى كه این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت
خوب شده در حالى كه تمام گناهانش آمرزیده شده است .
2 - رسول خدا صلى الله علیه و آله : آیا به شما خبر دهم از دعایى كه هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش ‍ حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس كه طعمه ماهى شد: لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین
3 - امام صادق علیه السلام : عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور این دعا را نمى خواند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین چرا كه خداوند به دنبال آن مى فرماید : فاستبجنا له و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین (ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم )
4 - مرحوم كلینى نقل میكند: مردى خراسانى بین مكه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا كنون فرزنددار، نشده ام ، چه كنم ؟حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ، و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین را تا سه آیه بخوان ان شاء الله فرزنددار خواهى شد
همين امروز سمت خدا داش درموردش صحبت مي كرد!!!!گفتن كه تو سجده بگين خيلي خيلي خوبه !!!!
آره اتفاقا منم امروز فهمیدم همچین ذکری هستHeartWink
تعقیباتی با عظمت كه حاجات بسیاری را برآورد

از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه فرموده هنگامی كه خدای متعال به این آیات امر فرمود كه به زمین فرود آیند ، آیاتی كه به عرش خدا متعلق بودند عرض كردند بار الها تا كی ما را به سوی گنهكاران اهل خدا می فرستی ؟

حق تعالی فرمود: فرود آیید ، به عزتم سوگند كه شما را كسی از آل محمد و شیعیانشان تلاوت نكنند مگر اینكه همین با چشمان غیبم هر روز 70بار به آنان نظر كنم و با هر نظر 70حاجت آنان را روا نمایم و او را با آنچه كه از او گناه سرزده قبول كنم .
[/font]
و آیات این است :

1- سوره مباركه حمد



2 - آیه شَهِدَ الله ُ اَنَهُ لا اله الا هو و الملاءكه واولواالعلم قائما بالقسط لااله ال هو العزیز الحكیم ( سوره آل عمران آیه 18 )

[font=Tahoma]3 - آیه الكرسی


4
- آیه ملك( سوره آل عمران آیه 26)
منیع رهنمای گرفتاران ص 162
با سلام
جناب سید عبدالکریم کشمیری (رحمة الله علیه) می فرمودند:
دستورالعمل های آقای قاضی در معرفت نفس و معرفت رب بسیار بود، سفارش به مراقبه می کردند و به ذکر یونسیه در سجده و تسبیحات اربعه بعد از هر نماز امر می کردند. و خواندن سوره قدر را در شب جمعه صدبار و عصر جمعه صدبار وصیت می کردند.
روزی عرض کردم برای نورانیت و روشنایی قلب چیزی بفرمایید، فرمودند بعد از نماز عصر هفتاد مرنبه استغفار خوب است.
(در محضر صاحبدلان، سید محمد حسین محمودی، ص271)
البته این ذکر همون ذکریه که در رکعت اول نماز غفیله بعد از سوره حمد خونده میشه.
التماس دعا
آثار ذكر در زندگي انسان
از جمله مباحثي كه در آموزه هاي ديني، مورد توجه قرار گرفته و حفظ و مراقبت از آن، به همگان توصيه شده است، «ذكر» و ياد خداي متعال در تمام مراحل زندگي است، بدون اين كه به زمان، مكان و شرايط خاصي، محدود و منحصر شده باشد.
امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: هر چيزي حدي دارد كه در آن جا به پايان مي رسد مگر ياد خدا كه حدي پايان پذير ندارد. خداوند عزوجل فرايض را واجب كرد و هر كه آن ها را به جاي آورد، همان حد آن هاست... مگر ذكر، كه خداي عزوجل به اندك آن، رضايت نداده و حدي كه در آن جا، پايان پذيرد، برايش قرار نداده است، سپس اين آيه را تلاوت كرد: اي كساني كه ايمان آورده ايد خدا را، بسيار ياد كنيد و بامدادان و شامگاهان او را تسبيح گوييد.» (احزاب.42) (1)
در حديث ديگري امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: «فاكثروا ذكرالله ما استطعتم في كل ساعه من ساعات الليل و النهار فان الله امر بكثره الذكر له؛ (2) تا آن جا كه مي توانيد در تمام لحظات و ساعات شب و روز، خدا را بسيار ياد كنيد زيرا خداوند به بسيار ياد كردن خود فرمان داده است.»
نوشتار حاضر در صدد بررسي آثار ذكر و ياد خداوند در زندگي انسان از ديدگاه قرآن كريم است.
معني ذكر
اهل لغت در تعريف ذكر گفته اند: «الذكر جري الشي علي لسانك؛ (3) ذكر جاري كردن چيزي بر زبان است. راغب اصفهاني ذكر را به دو نوع لفظي و قلبي، تقسيم كرده، مي گويد: ذكر لفظي و قلبي، همان گونه كه به تنهايي و جداي از هم، امكان وقوع دارد، به صورت همزمان نيز ممكن است محقق شود؛ به گونه اي كه قلب و باطن انسان ذاكر، در حين جاري كردن الفاظ و كلمات، معاني و پيام الفاظ و اذكار را نيز به خوبي دريافت نموده متوجه شود.
در واقع، ذكر خدا به معناي «خدابيني» و توجه به قدرت مطلق اوست كه همه جا حاضر و ناظر بوده و عالم هستي با تمام وسعت و گستردگي آن، از بزرگترين كهكشان ها تا كوچك ترين موجودات ذره بيني، تحت سيطره و قدرت او قرار دارند. هرگاه ياد چنين قدرت با عظمت، بر زبان، جاري شده، درون و باطن انسان نيز آن را درك نمايد، بدون شك، تأثير شگرفي بر اعمال و رفتار انسان، خواهد داشت. چنانكه امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: ... ذكر بدين معني است كه وقتي با چيزي، مواجه مي شوي كه خداي متعال به آن، امر كرده است، آن را انجام دهي و اگر نهي كرده از آن دوري نمايي.»(4)
مراتب ذكر
ذكر، داراي مراتب مختلفي است كه از ذكر لفظي شروع و تا انقطاع كامل و رسيدن به قرب حق، ادامه پيدا مي كند. اولين مرتبه ذكر، ذكر لفظي است كه انسان با تكرار الفاظ و اذكار مخصوصي، ياد و نام خداي متعال را بر زبان جاري نموده و در حين ذكر لفظي، زبان را از اعمال و گناهاني چون: غيبت، تهمت، دروغ و... باز مي دارد و زمينه رسيدن به مراحل بالاتر را فراهم مي سازد.
مرحله دوم، مرحله ذكر معنوي است؛ انسان ذاكر در اين مرحله، علاوه بر جاري نمودن الفاظ، به معاني و مفاهيم بلند آن نيز توجه دارد.
مرحله سوم، ذكر قلبي است. در اين مرحله ياد و نام خداي قادر مطلق، از كانون قلب انسان ذاكر، جريان و سريان پيدا نموده، روح و روان او را صيقل مي دهد.
مرحله چهارم كه عالي ترين مرحله ذكر به شمار مي رود آن است كه بندگان خاص خداوند در تمام لحظات زندگي، اعمال، رفتار، گفتار و افكار و خويش را در محضر حق تعالي، احساس مي كنند؛ به گونه اي كه لحظه اي غفلت از خدا را گناه مي دانند. در چنين حالتي، انسان ذاكر، تمام وجودش را از عشق به حق لبريز و خود را به منبع انوار الهي، متصل مي بيند و امور مادي و غيرخدايي را به كلي فراموش مي كنند.
آثار ذكر خدا
ذكر و ياد خداي متعال در صورتي كه تداوم پيدا كرده و از حوزه و دائره لفظ، عبور و با روح و روان انسان، عجين شود، آثار گرانبهايي را، به دنبال خواهد داشت كه به صورت اجمال مرور مي شود:
1) رعايت احكام الهي
اولين اثري كه ياد خداي متعال، به همراه دارد، تقيد و پايبندي انسان ذاكر، نسبت به دستورات الهي و رعايت حلال و حرام خداوند است. در واقع، ذكر خداي متعال، باعث مي شود انسان، نعمت هاي الهي و اجر و پاداشي را كه به بندگان صالح و درستكار، وعده داده شده، به ياد آورد و براي رسيدن به آن، تلاش مضاعف نموده، و پذيرش مشكلات بندگي، برايش آسان شود. از سوي ديگر به واسطه تقويت ايمان، اراده ذاكر در جهت رعايت احكام و دستورات الهي، براي نجات و رهايي از عذاب و آتش جهنم كه براي انسان هاي متخلف، وعده داده شده، قوي تر خواهد شد؛ لذا قرآن مي فرمايد: «مؤمنان كساني هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهايشان، ترسان مي گردد و هنگامي كه آيات او بر آن ها خوانده مي شود، ايمانشان افزون تر مي گردد.»(انفال.2)
در آيه ديگري مي خوانيم: «آنچه را از كتاب ]آسماني[ به تو وحي شده، تلاوت كن و نماز را بر پا دار كه نماز ]انسان را[ از زشتيها بازمي دارد و ياد خدا بزرگتر است و خدا از آنچه انجام مي دهيد، آگاه است.» (عنكبوت. 54)
امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: «از جمله سخت ترين تكاليف الهي درباره بندگان، سه چيز است... سومي، ياد خدا است، منظور از ياد خدا اين نيست كه انسان، سبحان الله و الحمدلله را تكرار نمايد، مقصود اين است كه شخص آن چنان باشد كه تا با كار حرامي مواجه شد، ياد خدا كه همواره در دلش هست، جلو او را بگيرد.»(5) آن حضرت درباره آيه «ولذكر الله اكبر» نيز مي فرمايند: «منظور به ياد خدا بودن در هنگام رو برو شدن با حلال و حرام خدا است»(6)
بنابراين اولين اثر ياد خداي متعال، تقيد و پايبندي انسان ذاكر، نسبت به احكام الهي است، و هر قدر، ياد خداي متعال در ظاهر و باطن انسان از نظر كميت و كيفيت، بيشتر و عميق تر شود، تقيد و پايبندي انسان در برابر قوانين الهي، بيشتر خواهد شد.
2) بصيرت و بينايي
بصيرت و روشن بيني، اثر ديگري است كه ذكر و ياد خداي متعال، به دنبال دارد. قرآن مي فرمايد: «پرهيزگاران، هنگامي كه گرفتار وسوسه هاي شيطاني شوند، به ياد ]خدا و پاداش و كيفر او[ مي افتند و ]در پرتو ياد او، راه حق را مي بينند و[ ناگهان بينا مي شوند.»(اعراف. 201)
جمله«اذاهم مبصرون» اشاره به اين حقيقت دارد كه وسوسه هاي شيطاني، پرده بر ديده انسان مي افكند؛ آن چنان كه راه را از چاه، دوست را از دشمن و نيك را از بد، نمي شناسد، ولي ياد خدا به انسان بينايي و روشنايي مي بخشد، قدرت شناخت واقعيت ها را به او مي دهد، شناختي كه نتيجه اش نجات از چنگال وسوسه هاست.(7)
امام علي(علیه السلام) مي فرمايد: «عليك بذكر الله فانه نور القلوب؛(8) بر تو باد به ذكر خدا كه آن روشنايي دل هاست» و در جمله ديگر مي فرمايد: «الذكر، جلاء البصاير و نور السراير؛(9) ياد خدا، جلادهنده بينش ها و روشنايي درون هاست.»
3-ايمني از نفاق
ايمني و سلامتي از نفاق، اثر ديگر از آثار ارزشمند ياد خداي متعال براي انسان ذاكر است. قرآن مي فرمايد: منافقان، خدا را فريب مي دهند و حال آن كه خدا فريبشان مي دهد و چون به نماز برخيزند با اكراه و كاهلي برخيزند و براي خودنمايي و فريب، نماز مي خوانند و جز اندك، خدا را ياد نكنند.» (نساء142.)
ذكر اندك منافقان، باعث دوري آنان از خدا و در نتيجه موجب فريب كاري و نيرنگ بازي آن ها با خدا و خلق خدا مي شود. رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايد: «من اكثر من ذكر الله فقد بري من النفاق؛(01) هر كسي خدا را فراوان ياد كند؛ از نفاق به دور ماند.»
امام علي(علیه السلام) نيز مي فرمايد: «و خداي عز و جل را بسيار ياد كنيد كه آن بهترين يادهاست و از نفاق، مصون مي دارد و از آتش نگه مي دارد.»(11)
4) ثواب ويژه
از جمله آثار ذكر حق و ياد خدا ثواب ويژه آن است؛ چرا كه انسان ذاكر تا هنگامي كه ياد خدا را در ظاهر و باطن رعايت كند، به منزله كسي است كه مشغول نماز و انجام ركوع و سجود باشد؛ همچنانكه نماز هم به خاطر ذكر خدا اقامه مي شود، خداوند مي فرمايد: «من الله هستم معبودي جز من نيست مرا بپرست و نماز را براي ياد من به پا دار.»(طه. 41)
رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايد: «لاتزال مصليا قانتا ما ذكرت الله قائما او قاعدا او في سوقك او في ناديك او حيثما كنت؛(21) مادام كه به ياد خدا باشي، ايستاده يا نشسته، در بازار و يا در محفل صميمي و يا هر كجا كه باشي، پيوسته درحال نماز و قنوت هستي.»
امام باقر(علیه السلام) نيز مي فرمايد: «مومن تا زماني كه به ياد خدا باشد ايستاده و يا نشسته و يا خفته، پيوسته در حال نماز است خداي تعالي مي فرمايد: آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو ياد مي كنند.»(31)
5) توجه خداوند به انسان ذاكر
يكي ديگر از آثار ياد خداي متعال، اين است كه توجه پروردگار جهان نسبت به بنده اش، بيشتر خواهد شد. به عبارت ديگر، هرگاه بنده اي، دائم الذكر بوده و ياد و نام خداي متعال را بر لب داشته باشد و همراه با ذكر لفظي، روح و روان و قلبش نيز با زبان همراه شود، خداي متعال نيز در مقابل، بنده اش را بيشتر مورد عنايت و توجه قرار داده و به ياد او خواهد افتاد؛ لذا در سوره بقره مي خوانيم: «فاذكروني اذكركم(بقره152.)؛ مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم.»
از امام صادق(علیه السلام) از قول ذات باري تعالي نقل شده است كه: «اي پسر آدم! در درون خود به ياد من باش تا من هم در جانم به ياد تو باشم. اي پسر آدم! در خلوت به ياد من باش تا در خلوت به ياد تو باشم. اي پسر آدم! در ميان جمع مرا ياد كن تا تو را در ميان جمع بهتر از جمع تو ياد كنم. هيچ بنده اي نيست كه خدا را در بين مردم ياد كند، جز اين كه خداوند او را در جمع ملائك ياد خواهد كرد.»(41) رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نيز مي فرمايد: «خداي تعالي فرمود: بنده ام! اگر مرا در تنهايي ياد كني تو را در تنهايي ياد كنم و اگر در ميان جماعتي، يادم كني، تو را در ميان جماعتي بهتر و فراوان تر از جمع تو، ياد كنم.»(51)
6) آرامش دلها
و بالاخره شاه بيت اصلي ياد خدا و به عبارتي، نتيجه نهايي ذكر حق، گوهر ناياب انسان ها، اصل ارزشمند آرامش دل ها و قلوب انسان هاي ذاكر است. براي روشن شدن مطلب، ذكر مقدمه اي لازم به نظر مي رسد:
انسان، موجود اجتماعي و داراي قوه تعقل و انديشه است. نيرويي كه باعث مي شود انسان در ارزيابي عملكرد روزانه اش، نيم نگاهي به گذشته داشته باشد و چشم اندازي نيز براي آينده خود، ترسيم كند. در تحليل و ارزيابي حوادث و ترسيم چشم اندازي از آينده، بدون شك حقايق، بايدها و نبايدها در ذهن و ضمير انسان، خطور مي نمايد كه به نوعي آرامش انسان را برهم زده، اضطراب و نگراني را فراروي او قرار مي دهد. ترس و دلهره از مسايل سياسي، اقتصادي، فرهنگي و خطرات دشمنان داخلي و خارجي و هزاران حوادث و اتفاقات كه هر لحظه و ساعتي، امكان دارد به وقوع بپيوندد، سلامتي و موقعيت انسان و يا اطرافيان او را به خطر اندازد و زندگي را به كام انسان، تلخ و ناگوار سازد. تلاش و فعاليت انسان در طول تاريخ، متوجه همين مطلب بوده است كه چه بايد كرد تا اضطراب و نگراني از قلمرو زندگي انسان، رخت بربندد و به جاي آن، آرامش و آسايش به وجود آيد.
از جمله آثاري كه در آموزه هاي ديني براي اصل ارزشمند «ذكر» و ياد خداي متعال، گفته شده است، اصل آرامش است. قرآن كريم در جمله اي كوتاه، ولي نغز و پرمحتوا، مي فرمايد: «الابذكر الله تطمئن القلوب؛(رعد28.) آگاه باشيد كه تنها راه مطمئن براي رسيدن به آرامش دل ها، ياد و نام خداوند است.»
ذكر و ياد خداوند و دقت و تأمل در آيات آسماني او، انسان را متوجه اين نكته مي سازد كه تمام فعل و انفعالات كه در عالم هستي «از كرات و كهكشان ها گرفته تا ذرات ريز و كوچك ذره بيني» محقق مي شود، خارج از قلمرو و قدرت مطلق الهي نخواهد بود. ايمان و اعتقاد به قدرت و نيروي برتر و بالاتر از نيروهاي مادي و طبيعي و ارتباط با آن، در واقع نگرش انسان را نسبت به جهان هستي، شكل خاصي مي دهد، جهان را هدفدار و هدف را خير و سعادت و تكامل انسان معرفي مي كند و دنيا را به عنوان كشتزار آخرت، قلمداد مي نمايد. با چنين بينشي، انسان حتي اگر در ظاهر ابرقدرت جهان شود، در برابر قدرت مطلق الهي، درحدي نيست كه بتواند نظام حاكم بر عالم خلقت و هستي را ذره اي مختل سازد.
هرگاه انسان مؤمن و متدين در سايه تقوا و تدين، دائم الذكر بوده و با تفكر و تأمل در آيات الهي از آموزه هاي بي بديل آن، بهره مند شود. اصول و ارزش هاي گرانسنگي را به دست خواهد آوردكه هركدام مي تواند زندگي انسان را دگرگون ساخته و متحول سازد.
انسان بايد بداند كه خداوند قادر متعال از رگ گردن، به او نزديك تر است. (ق16.) و چنانكه از او چيزي بخواهد، دعايش را مستجاب خواهد كرد؛(بقره186.) چرا كه خودش فرموده است: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم؛ «و قال ربكم ادعوني استجب لكم»(غافر60.) اگر انسان باور داشته باشد كه هرجا سه نفر با هم به رازگويي مشغول شوند خداوند چهارمي آنان خواهد بود و خدايي كه اعمال خوب و بد انسان را در دستگاه خلقت و آفرينش خود دقيقاً محاسبه خواهد نمودSadزلزال.و نه تنها اجر و پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كردSadتوبه120.) بلكه مزد و پاداش آنان را چندين برابر خواهد دادSadانعام160.)
با چنين اعتقاد و باورمندي، انسان هرگاه در برابر سيل حوادث اندوهناك، قرار گيرد، مردانه مي ايستد و مي گويد به ما جز آنچه خدا برايمان، مقرر و مقدر كرده است، نخواهد رسيد.(توبه51.) چنين انسان هايي در برابر مصائب و مشكلات، مضطرب نشده، جزع و فزع نخواهند كرد؛ چون اعتقاد دارند و مي دانند كه اگر مگسي چيزي از انسان بربايد، بازگرفتن آن، بدون اذن و اراده الهي، امكان پذير نخواهد بودSadحج73.)
چنين انسان هايي به رزق و روزي، مقام و موقعيت زندگي، و صحت و سلامت خود، اطمينان پيدا كرده و مي داند كه هيچ قدرتي، بدون اذن و اراده الهي، قدرت و توانايي دخالت و سنگ اندازي در زندگي او را نخواهد شد؛ چراكه «لشكريان زمين و آسمان ها از آن خداست و او دانا و حكيم استSadفتح.4)
باشد كه خداي متعال، توفيق دهد تا در ظاهر و باطن، خلوت و جلوت، و در تمام مراحل زندگي، ياد و نام او را ، همراه داشته و از آثار ارزشمند آن، به خصوص آرامش دروني بهره مند شويم، همان اصل ارزشمندي كه بشر در طول تاريخ، به دنبال آن بوده و شب و روز تلاش داشته و دارد تا به صورت نسبي، براي خود، خانواده اش و... تأمين و مهيا سازد. مركز ]فرهنگ و معارف قرآن[
پی نوشتها :
1-الكافي كليني، ج2، ص498
2-همان، ج8، ص7
3-كتاب العين، ج5، ص346؛ لسان العرب، 4، ص308، ذيل ماده «ذكر»
4-الكافي، ج2، ص18
5-الكافي، ج2، ص170
6-ميزان الحكمه، ج4، ص1856، ج6457
7-ر.ك، تفسير نمونه، ج7، ص56
8-غرر الحكم، ج189، ص3642
9-همان، ج189، ص3629
10-ميزان الحكمه، ج4، ص1852
11-بحارالانوار، ج47، ص291
12-ميزان الحكمه، ج4، ص1844، ج.6383
13-وسائل الشيعه، ج7، ص150، ج8975
14 و 15-بحارالانوار، ج9، ص158
ذکر چیست؟ چند نوع ذکر داریم؟ بهترین ذکر چیست؟
1- «ذکر»، یعنی یادکردن، خواه با زبان باشد، یا با قلب یا با هر دو، بعد از نسیان باشد، یا بعد از ادامه ذکر.
2-به عبارت دیگر، ذکر حالت روحی خاصی است که انسان در آن حال، دانسته خویش را مورد توجه قرار می‌دهد و گاهی به یادآوری چیزی با زبان و گاهی به حضور چیزی در قلب گفته می‌شود.

فضیلت ذکر خدا
ذکر خدای سبحان از بهترین و پاکیزه‌ترین اعمال نزد خدا، برترین لذّت نزد دوستداران خدا، خوی و خصلت خوب مؤمنان و صالحان و نشان همنشینی با محبوب واقعی بوده و مایه شرافت و رستگاری انسان می‌باشد و در آیات قرآنی و روایات اسلامی مورد سفارش واقع شده است. قرآن کریم می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً...»2
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را بسیار یاد کنید... .
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«اِعْلَمُوا اَنَّ خَیْرَ اَعْمالِکُمْ عِنْدَ مَلیکِکُمْ وَ اَزْکاها وَ اَرْفَعَها فی دَرَجاتِکُمْ وَ خَیرَما طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمعسُ، ذِکْرُاللهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی فَاِنّهُ اَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقال اَنا جَلیسُ مِنْ ذَکَرَنی.»3
بدانید که بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاکیزه‌ترین آن‌ها و آنچه از همه بیشتر درجات شما را بالا می‌برد و بهترین چیزی که آفتاب بر آن تابیده، ذکر خدای سبحان است؛ زیرا خدای تعالی از خودش خبر داده، فرمود: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.
علی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:
«ذِکْرُ اللهِ سَجِیَّةُ کُلِّ مُحْسِنٍ وَ شیمَةُ کُلِّ مُؤْمِنٍ»4
یاد خدا خصلت هر نیکوکار و خوی هر مؤمنی است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«ما مِنْ شَیءٍ اِلا وَ لَهُ حَدٌّ یَنْتَهی اِلَیهِ اِلا الذِّکْرَ فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ یَنْتَهی اِلَیه...»5
هر چیزی را حدّی است که به آن منتهی می‌شود، مگر ذکر که حدّی ندارد که به آن پایان یابد... .

حقیقت ذکر چیست؟
از آیات قرآنی و سخنان اولیای گرامی اسلام، استفاده می‌شود که ذکر عبارت است از یاد خدا در همه احوال و پیشامدها و توجه به حضور در محضر الهی و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خویش دانستن و این که هیچ امری بر او پوشیده نمی‌ماند. از این رو، هنگام رو به رو شدن با تکالیف واجب به یاد خدا بوده، آن‌ها را انجام دهد و هنگام رو به رو شدن با محرمات و معاصی از خدا غافل نباشد، و از انجام آن پرهیز نماید، چنان که قرآن کریم می‌فرماید:

«اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ به ما تَعْمَلُونَ»6
از خدا بترسید که خدا به کارهایی که می‌کنید، آگاه است.
«یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ»7
خیانت‌های چشمان و آنچه سینه‌ها پنهان ساخته می‌داند.
«وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَما کُنْتُمْ»8
خدا با شماست، هرجا که باشید.
«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»9
ما از رگ ورید به او نزدیک‌تر هستیم.
در روایتی امام صادق از جمله سخت‌ترین تکالیف خداوند بر بندگانش را «ذِکْرُ اللهِ عَلی کُلِّ مَوطِنٍ» به یاد خدا بودن در هرجا شمرده، می‌فرماید:
«منظور از ذکر خدا، گفتنِ «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَ اللهُ اَکْبَر» نیست ـ گرچه این‌ها هم ذکر است ـ بلکه مقصود آن است که اگر انسان با حرام خدا روبه رو شد، یاد خدا او را از آن باز دارد.»10
امام صادق ـ علیه السلام ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل کرده که فرمود: «هر کسی که اوامر خدا را اطاعت نمود و از گناهان پرهیز کرد، همانا او ذاکر خداست، گرچه نماز و روزه (مستحبی) و قرائت قرآن او، اندک باشد و هر کس که معصیت و نافرمانی خدا نماید، خدا را فراموش کرده، گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآن او بیش از حد معمول بوده باشد.»11
از این احادیث، به خوبی روشن می‌شود که منظور از ذکر، تنها ذکر زبانی نیست، گرچه ذکر زبانی هم ذکر بوده در مکتب اسلام دارای اهمیّت است، لکن مقصود حقیقی از ذکر خدا، رسیدن به درجه‌ای از ایمان و اعتقاد است، که انسان بر اثر آن، پیوسته خود را زیر نظر خدا دانسته، و در نهان و آشکار، او را شاهد و ناظر اعمالش بداند و از زشتی‌ها دوری گزیده و وظایف خود را برابر او انجام دهد. به عبارت دیگر، حقیقت ذکر، توجه قلبی به خداوند متعال است که در اعمال انسان پرتو افکند.

انواع ذکر
ذکر خدا انواعی دارد که برخی از آن‌ها را در زیر می‌آوریم
:

الف ـ ذکر زبانی:
ذکر زبانی به جا آوردن حمد و ثنای الهی، نجوا کردن (آهسته حرف زدن)، درد دل کردن، درخواست کمک از درگاه خدای سبحان و پناه بردن از شر شیاطین انس و جن به آن بارگاه مقدس است.
ذکر زبانی گرچه از تمام مراتب ذکر، نازل‌تر است ولی در عین حال مفید فایده است. زیرا که زبان در این ذکر به وظیفه خود قیام کرده و به علاوه ممکن است، این تذکّر پس از مداومت و قیام به شرایط آن، اسباب باز شدن زبان قلب نیز بشود.12
در روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ این گونه ذکر، زیاد به چشم می‌خورد و حتی مورد سفارش قرار گرفته است. چنانچه خود آن بزرگواران نیز در این زمینه الگوی پیروان خود هستند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«... پدرم «کثیرالذّکر» بود. من او را هنگام غذا خوردن و راه رفتن در حال ذکر گفتن خدا می‌یافتم، حتی صحبت کردن با دیگران، او را از یاد خدا باز نمی‌داشت. زبانش با گفتن «لا اله الا الله» به کامش چسبیده بود. او ما را جمع می‌کرد. کسانی را که قرآن خواندن می‌دانستند به قرائت قرآن و کسانی را که قرآن خواندن نمی‌دانستند، به ذکر خدا فرمان می‌داد تا خورشید طلوع کند».13
تسبیحات حضرت زهرا ـ سلام الله علی‌ها ـ ، گفتن تسبیحات اربعه، «یا الله» و «یا ربّ»، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ الْعَلیّ الْعَظیم» و استغفار و مانند آن، از جمله ذکرهای زبانی می‌باشند که هر کدام ثواب مخصوصی داشته و اثر ارزنده‌ای در انسان ایجاد می‌کند.
باید توجه داشت که ذکر زبانی لقلقه زبان نشود و همراه با غفلت دل نباشد، بلکه ذکر زبانی نشان ذکر قلبی و ابراز مکنون دل باشد یا دست کم مقدمه ذکر قلبی گردد.

ب ـ ذکر قلبی:
ذکر قلبی همان توجه قلبی به خدای سبحان است که دل را صفا و صیقل داده، جلوه گاه محبوب می‌کند و روح را تصفیه کرده، انسان را از قید اسارت نفس می‌رهاند. اگر قلب به تذکّر محبوب و یاد حق تبارک وتعالی عادت کرد و با آن عجین شد، انسان را دگرگون می‌کند، به طوری که حرکات و سکنات چشم، زبان، دست، پا و سایر اعضا، با ذکر حق انجام می‌گیرد و برخلاف وظایف، امری انجام نمی‌دهند. کامل‌ترین و بهترین مراتب ذکر نیز همین است که در همه مراتب انسانی، جاری شده و حکمش ظاهر و باطن و نهان و آشکار را در برگیرد و اگر ذکر زبانی نیز از نظر مکتب اسلام مطلوب است و به آن سفارش شده، سرّش در آن است که زبان قلب گشوده شود و به حدی برسد که زبان، چشم، گوش و سایر اعضای بدن از قلب پیروی کنند تا بدین وسیله دل برای ورود صاحب منزل، پاک و پاکیزه گردد.
علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الذِّکْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ...»14
همانا خداوند سبحان، ذکر را جلا و صفای دل‌ها قرار داده است... .
امام خمینی (قدس سرّه) می‌نویسد:
«پسی عزیز! در راه ذکر و یاد محبوب، تحمّل مشاقّ هرچه بکنی، کم کرده‌ای. دل را عادت بده به یاد محبوب، بلکه به خواست خدا، صورت قلب، صورت ذکر حقّ شود و کلمه طیّبه لا اله الا الله صورت اخیره و کمال اقصای نفس گردد که از این زادی بهتر برای سلوک الی الله و مُصلحی نیکوتر برای معایب نفس و راهبری خوبتر در معارف الهیه یافت نشود.
پس اگر طالب کمالات... و مهاجر الی الله هستی، قلب راعادت بده به تذکّر محبوب...»15
ج ـ ذکر عملی:
ذکر عملی آن است که انسان در عمل، خدا را ناظر و شاهد اعمال و رفتار خود دانسته، هرجا که صحبت واجب باشد، آنجا حاضر بوده و هر جا که صبحت از محارم الهی، گناه و نافرمانی خدا باشد، غایب باشد و در حال گناه و نافرمانی دیده نشود. این نوع ذکر در آیات قرآن، به تعابیر گوناگون، در مورد اعمال انسانی به کار رفته است .

پی نوشت ها :
1 . قاموس قرآن ، ج 3، ص 15، به نقل از مفردات قرآن، اسلامیه.
2 . احزاب، آیه 41.
3 . عدة الداعی، احمد بن فهد، ص 238.
4 . شرح غررالحکم، آمدی، ج 4، ص 30.
5 . اصول کافی، ج 4، ص 258.
6 . حشر، آیه 18.
7 . غافر (مؤمن)، آیه 19.
8 . حدید، آیه 4.
9 . ق، آیه 16.
10 . بحارالانوار، مجلسی، ج 93، ص 151.
11 . همان مدرک، ص 156.
12 . اربعین حدیث، امام خمینی (قدس سره)، ج 1، ص 250، نشر فرهنگی رجا.
13 . اصول کافی، ج 4، ص 258.
14 . شرح غررالحکم، آمدی، ج 2، ص 558.
15 . اربعین حدیث، امام خمینی (قدس سرّه)، ج 1،ص 249.
منبع: تبیان
ذکر در لغت به معنای یاد کردن، گفتن، بیان کردن، به زبان جاری کردن که مقابل صمت (سکوت) است[1]و در اصطلاح خارج شدن انسان از غفلت و فراموشی یاد خدا به سبب گفتار و اعمال مخصوص گفته می­شود.
ذکر غذای روح است و روح انسان را صیقل می­دهد و نه تنها منافات با زندگی روزمره انسان ندارد بلکه یک ضرورت جدا­نشدنی می­باشد.
فضیلت یاد خدا:
یاد خدا باعث می­شود دل انسان صفا پیدا کند و موجب تصفیه روح و خالص گشتن او از رذائل و آزادی انسان از قید اسارت نفس شود. یاد خدا برای انسان آرامش به ارمغان می آورد:
«آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد»[2]

[1] . دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373ش، چاپ اول، ج7، ص10122.

[2] . سوره رعد، آیه 28.


فضیلت یاد خدا...
پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می­فرمایند: «آیا به شما نگویم که بهترین و پاکیزه­ترین اعمال شما نزد خدایتان چیست؟ درجات شما را بیش از هر چیز دیگر بالا میبرد و از درهم و دینار براینان بهتر است و حتی از اینکه با دشمنان روبه­رو شوید و بکُشید و کشته شوید ارزشمندتر است؟ عرض کردند: بگویید ای رسول خدا! فرمودند:
«بسیار به یاد خدای عزیز بودن»[3]
در قرآن هدف از نماز ذکر خداوند معرفی شده است:
«... وأقم الصلاة لذکری[4] و نماز را به جهت یاد من به پای دار»
در حقیقت از نظر قرآن ذکر دارای مفهوم و حقیقتی است که نماز با همه اهمیتش برای آن ابزاری بیش به شمار نمی­آید».[5]


[3] . مجلسی، محمد تقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، 1403ق، ج93، ص157.

[4] . سوره طه، آیه 14.

[5] . مصباح، محمدتقی؛ مشکات، ره توشه، ج1، ص266.
حقیقت ذکر خدا:
«چه بسا ما ذکر را در گفتن «الحمدلله» یا تسبیحات اربعه منحصر می­کنیم؛ در صورتی که همه این الفاظ حاکی از ذکرند و ذکری که بدان تأکید شده، یاد خداوند و توجه قلبی به اوست. در واقع ذکر لفظی لباسی است برای ذکر قلبی و ذکر قلبی لُبّ و مغز آن است. پس اذکار زبانی مقدمه یاد و ذکر قلبی و درونی است و مسلماً باید مورد توجه قرار گیرند».[6]

[6] . مصباح، محمدتقی؛ مشکات، ره توشه، ج1، ص268.
حقیقت ذکر خدا:
امام صادق(علیه السلام) به یکی از اصحابش می­فرمایند:
«آیا تو را از سخت ترین چیزی که خداوند بر بندگانش واجب کرده است آگاه نکنم؟... به یاد خدا در همه حال باشی، منظور من از یاد خدا، گفتن سبحان الله و الحمدالله و لااله الالله و الله اکبر نیست. اگرچه اینها هم ذکر است اما منظور به یاد خدا بودن در هنگام روبرو شدن با اطاعت یا معصیت خداست.»[7]
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می­فرمایند:
«هرکس خدای عزوجل را فرمان برد خدا را یاد کرده است؛ هر چند نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندنش اندک باشد[8]



[7] . مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، 1403ق، ج93، ص154.

[8] . همان، ج77، ص86.

صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع