این یکی از نشانه های آخرالزمان هست که در روایات اشاره شده.مرد باید ابهت داشته باشه نه مثل زن باشه.واقعا دیگه آدم به بن بست میرسه که این افراد چطور فکر میکنن.
(۷/آبان/۹۰ ۱:۱۴)Rman نوشته است: [ -> ]دوستان فکر نکنید که زیر ابرو برداشتن و موی پا زدن فقط مخصوص مرفحین بی درده بلکه باید به اطلاع بسیاری از دوستان برسونم بیشتر مردانی(!) که زیر ابرو برمیدارن از طبقه ای هستند که از فرهنگ پایین تری برخوردار هستند(ببخشید یکم تند گفتم)و البته از اون دردناکتر و بسیار تعجب آورتر پسران برخی از جانبازان و سربازان و شهیدان دفاع مقدس هستند که به این اعمال روی میارن!!(اینو با چشم خودم دیدم(البته این روزا آدم به چشمشم نمیتونه اعتماد کنه!!))دلیل اصلی رو یکی از دوستان گفت که همون میل به متفاوت بودنهاگه اجازه بدین من هم میخوام یه دلیل دیگه برای اون بیارم و اون هم "عقده" هست.رفتاری که بعضی از افراد در جامعه و حتی پدر و مادران تو خونه ها با بچه هاشون انجام میدن باعث بروز اینجور رفتار ها میشه(این کاملا نظر شخصی خودمه).
من در مورد قبح این کار نوشتم...
مهم نیست قشری که این کار رو انجام میدهند،از چه طبقه ای هستند.
اصلا" این طبقه طبقه کردن جامعه،که فرهنگ را با شمال یا جنوب شهر و یا مرفه و غیر مرفه می سنجند،اشتباه است.
هرکسی ممکن است اشتباه کند و این ربطی به اینکه پدرش یا مادرش چه سابقه درخشان یا غیر درخشانی داشتند،ندارد.
وقتی چیزی "مُد" می شود،برای عموم است..فارغ از طبقه اجتماعی...
البته قبول دارم تربیت نادرست،ایجاد عقده می کند،اما این عقده یک زمینه است،باید دید چه چیزی این زمینه را رشد می دهد.
نقل قول:واقعا مسلمونی به ریش هست؟!پس با توجه به این دیگه نامه اعمال معنی نداره روز قیامت یه خطکش میندازن پای ریش مردم و میفرسنشون بهشت و جهنم.البته نظر هر کسی محترم هست,قصد توهین نداشتم.
دوست من همیشه این حرف شما شنیده میشه.مسلمونی به ریش نیست و دوستمون این رو نگفت،بلکه بحث بر سر تسلیم بودن در برابر امر خداست.
(۷/آبان/۹۰ ۰:۳۲)stranger00 نوشته است: [ -> ]دوستان عزیز دغدغه مند .
فقط یه نکته رو من اینجا یاد آور بشم . همون طور که اباحی گری در عرصه دینداری خطرناکه ؛ افراط هم خطرناکه .
اسلام یعنی تسلیم فرمان حق نه یک قدم عقب؛ نه یک قدم جلو .
رفتار های تکفیری می تونه باعث دین گریزی افراد بشه و همین بشه که شده . رفتار های اباحی گرانی هم باعث بی دینی میشه و همین میشه که شده .
خیر الامور اوسطها.
برادر عزیز
اینجا صحبت از نحوه امر به معروف نیست. مسلمه که اگه من برم جلوی یکی رو بگیرم بگم چرا قیافت چنین و چنانه نتیجه ای نداره چه بسا بدتر هم بشه!
تا اون جا که بنده می دونم ما باید در فروع دین تقلید کنیم.
و تا اونجا که من می دونم هیچ کدوم از مراجع تقلید آرایش رو برای مرد درست نمی دونن.
(۷/آبان/۹۰ ۱:۱۴)Rman نوشته است: [ -> ]دوستان فکر نکنید که زیر ابرو برداشتن و موی پا زدن فقط مخصوص مرفحین بی درده بلکه باید به اطلاع بسیاری از دوستان برسونم بیشتر مردانی(!) که زیر ابرو برمیدارن از طبقه ای هستند که از فرهنگ پایین تری برخوردار هستند(ببخشید یکم تند گفتم)و البته از اون دردناکتر و بسیار تعجب آورتر پسران برخی از جانبازان و سربازان و شهیدان دفاع مقدس هستند که به این اعمال روی میارن!!(اینو با چشم خودم دیدم(البته این روزا آدم به چشمشم نمیتونه اعتماد کنه!!))دلیل اصلی رو یکی از دوستان گفت که همون میل به متفاوت بودنهاگه اجازه بدین من هم میخوام یه دلیل دیگه برای اون بیارم و اون هم "عقده" هست.رفتاری که بعضی از افراد در جامعه و حتی پدر و مادران تو خونه ها با بچه هاشون انجام میدن باعث بروز اینجور رفتار ها میشه(این کاملا نظر شخصی خودمه).نقل قول:عزیز من اگه مسلمونی، مثل بچه آدم مسلمونیتو کن!! لا اقل به اندازه یه ریش گذاشتن تسلیم باش!!
مسلموووووووون!!
واقعا مسلمونی به ریش هست؟!پس با توجه به این دیگه نامه اعمال معنی نداره روز قیامت یه خطکش میندازن پای ریش مردم و میفرسنشون بهشت و جهنم.البته نظر هر کسی محترم هست,قصد توهین نداشتم.
برادر خوبم
حالا مگه کسی گفت مربوط به چه قشری هست؟!
بعد طبق این طبقه بندی شما مرفهین بی درد انسان های با فرهنگی هستن!!! نسبت به قشر مستضعف!!!
زمان جنگ یه سری بر حسب وظیفه جبهه رفتن
و یه سری پشت جبهه موندن.
وظیفه رزمنده ها دفاع بود
و یکی از وظایف پشت جبهه ای ها نگهداری از خانواده های رزمنده ها و شهدا!
حالا وجدانا کدوم وظیفه شونو درست انجام دادن؟؟!!
مسلمونی به ریش نیست
ولی انجام تکالیف شرعی جزئی از دینه.
منظور بنده این بود که گاهی ما به اندازه یک سر سوزن تسلیم نیستیم و ادعای مسلمونی داریم
نقل قول:بعد طبق این طبقه بندی شما مرفهین بی درد انسان های با فرهنگی هستن!!! نسبت به قشر مستضعف!!!
بنده رسما عذر خواهی میکنم و قبول دارم که نگارش جملم طوری بود که باعث شد شما اینطوری برداشت کنید ببخشید.
نقل قول:نقل قول از خودم:واقعا مسلمونی به ریش هست؟!
میگن جمله ی کلیشه ای خریدار نداره همچنین منم برای اینکه تاپیک از موضوع اصلیش منحرف نشه این بحث رو ادامه نمیدم.
این دیگه بحث دست چندمه به نظر من.
فکر کنم کسانی که از نظر درک ذهنی این موضوع در حد پایین باشن اینو میدونن که ظاهر نماینده و نمایش دهنده باطنه.
که این طور نیست. توهین نکردم نظرم رو گفتم.
من از لبام تا نوک پام ریش میزارم یعنی دیگه بیخ بهشتم ؟
پس فرض و حکم غلط اندر غلطه.هیچ کس جز خدا به قلب ما آگاه نیست.
بخث هم به نظرم منحرف شد به بعضی مسائل که نباید بشه چون موضوع تاپیک چیز دیگست.
سلام دوستان،
موضوع بحث این بود که چرا بعضی ها شکلشون رو به شکل زن ها در میارن یا آرایش آنچنانی می کنند. اگه میشه بحث رو روی همین موضوع نگه داریم خیلی بهتره. ضمناً وقتی کسی نظری میده که خیلی با عقاید ما سازگار نیست سریع مخالفت نکنیم شاید راست بگه.
من در مورد این موضوع قبلاً فکر کردم که نتیجش رو خدمتتون ارائه می کنم.
نظریه 1- جلب نظر خانوم های محترم. این نظریه با تقریب خیلی خوبی رده. چون کسی که به اندازه سر سوزن جنس مخالف رو بشناسه میفهمه که برای جلب نظر اون به المانهای مردانه تو قیافش نیاز داره نه لطافتهای زنانه. زنها به اندازه کافی لطافت زنانه دارند و دیگه احتیاجی برای لطافت نخراشیده یه مرد ندارند. اگر درصد کمی هم به این دلیل این قیافه رو درست کردند یقیناً به زودی متوجه اشتباه خودشون خواهند شد.
نظریه 2- این قیافه نشانی از همجنس بازی باشه. این نظریه رو نه میتونم تایید کنم نه رد چون اطلاعاتی ندارم. فقط می تونم بگم که به عنوان یک نظریه مطرحه.
نظریه 3- نشانه اعتراض به خوانواده، جامعه، دین و ... . این نظریه در مورد تعداد قابل توجهی از این اشخاص صادقه. من نظر Rman عزیز رو که این عمل رو به برخی از فرزندان جانبازها نسبت داده بودند تایید می کنم چون مثال های زیادی رو دیدم. مخصوصاً در مورد جانبازهای عزیزی که موجی هستند. این قشر از عزیزان معمولاً نمی تونند رفتار درستی رو در قبال خانواده از خودشون نشون بدند و غالباً خوانواده های اونها دچار نابسامانی های اینچنینی هستند. در این زمینه باید نهادهای حمایتی و حکومتی نقش پررنگتری رو توی زندگی این عزیزها بازی کنند چون واقعاً نیاز به حمایت دارند. مشکل این افراد اینه که در ظاهرشون مشکلی دیده نمیشه ولی در داخل به مراتب وضع بدتره. در مورد اعتراض به جامعه هم نابسامانی های اجتماعی ما و عملکرد نادرست دولت مردان باعث بوجود آمدن همچین اعتراضاتی میشود.
نظریه 4- بیماری. برخی از این اشخاص دچار بیماری های ژنتیکی هستند که نیمی زن و نیمی مرد هستند. در این موارد به هیچ عنوان نمی توان ایرادی به کار انها گرفت یا آنها را تنبیه کرد. در این موارد رفتار ناصحیح جامعه می تونه اونها رو تا مرز خودکشی هم ببره در نتیجه باید خیلی محتاط بود. البته لازم به ذکره که تعداد این افراد به نسبت تعداد افرادی که در جامعه با اشکال نا متعارف دیده می شوند بسیار محدود است.
فعلاً این چهارتا نظریه رو من می تونم مطرح کنم. اگر دوستان نظریه دیگری دارند میشه به این لیست اضافه کرد. تازه بعد از تکمیل لیست مرحله بعدی کار شروع میشه که چه کار کنیم توی محیط شخصی دچار این ناهنجاریها نشیم. این میشه موضوع ادامه بحث.
2- لباس وپوشش
پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه توان تهيه كردن و پوشيدن بهترين لباس ها را از نظر قيمت و كيفيت داشت ،آراستگي ظاهری نيز موردتوجّه آن حضرت بوده است؛آراستگي، تنهامنحصير با تجمّل های که امروز ه در اکثرجوا مع اسلا مي بخاطربي اطلاعي ازسيره نبو ی رايج شده وآراستن را فقط درپوشيدن لباسهای گران قيمت وفاخرمي داند، نيست ؛
زيرا آراستگي بالباس های ساده و ارزان قيمت نيز ممکن است؛پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از ساده ترين پوشاك آن زمان استفاده مي كرد ودرمواردی هم لباس های درشت وخشن بر تن مي کرد .عايشه مي گويد: «كان علي رسوا الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ثوبان خشنان غليظان »رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو لباس درشت و خشن داشت .البته آن حضرت لباس پشمينه زخيمي نيز مي پوشيده است . حضرت به اندازه نياز و ضرورت مي پوشيد و هر نوع لباس كه برايش فراهم مي شد ،استفاده مي كرد. در بيشتر موارد، لنگ ،پيراهن زبر و خشن وعباي زمخت بر تن مي كرد .آنچه براي پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اهميت داشت پاكيزگي ومعمولي بودن لباس بود،نه گرانبها بودن آن .
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از ميان جامه هاي گوناگون ،پوشيدن پيراهن را بيشتر دوست مي داشت (زيرا آن در مقايسه با ردا و لنگ ، پوشاننده تر بود و نيازي به بستن و باز كردن و مانند آن نداشت)هنگامي كه هيأتي بر حضرت وارد مي شدند، هم خود زيبا ترين لباس را مي پوشيد ، و هم مهتران اصحابش را به اين كار دستور مي داد . همواره لباسش پاكيزه بود؛ مي فرمود: از عوامل ارجمندي مؤمن نزد آفريدگار والا ،پاكيزگي لباس اوست. بنابراين لباس پاکيزه ومرتب که موجب ارجمندی نزد پر وردگا رعالم است ،انسان را آراسته مي کندوزيبای خاص مي بخشد.از اين رو پيامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آراستگی را در لباس های گران قيمت وفاخر ندانسته است بلکه نظافت وپاکی لباس را مور دتاکيدقرارداده است. در اين قسمت لازم است به نمونه هايي از سيره پيامبر خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد جنس ورنگ لباس و ... پرداخته شود:
الف_جنس لباس
لباس مناسب و پاکيزه که پوشيدن واستفاده کردن آن اصراف ،تجمل گرايی و ...را به دنبال نداشتته باشد ،نقش مهم درآراستگي انسان دارد؛ پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علاوه بر اينكه به سلامت و عافيت جسمي توجه وافر داشت ،به سادگي و نوع سالم تر پارچه لباس نيز توجه شايان داشت .لباس ازجنس پنبه اي بيشتر مورد علاقه آن حضرت بود ، امام علي(علیه السلام) مي فرمايد: «لباس پنبه بپوشيد ،چرا كه آن لباس رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود وآن حضرت ،لباس پشمين و مويين نمي پوشيدند مگردرحال ناچاري »وبهترين جامه ها جامه اي است كه از پنبه بافته شده باشد، لباس پنبه اي لباس اهل بيت (علیه السلام) است »پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم لباس برد يماني مي پوشيد و هم در حال اظطرار جبّه اي پشمين بر تن مي كرد .
بنا بر اين بهترين جنس لباس از نوع پنبه است كه براي بدن مفيد مي باشد و از مام صادق (علیه السلام) روايت شده است كه:
«پوشيدن كتان (از جنس پنبه) بدن را فربه مي كند ».
ب- رنگ لباس
طبيعي است که رنگ لباس درآراستگي ظاهری انسان نقش وافری دارد،انتخاب رنگ نامناسب وزننده،موجب تنفر ديگران ازانسان مي گردد؛لباس اولين حايل بين بدن انسان بامحيط است . ازيک سو تماس مستقيم بابدن انسان دارد وازطرفي بامحيط خارج.دراين ميان علاوه برنوع وجنس،رنگ لباس هم مي تواندازلحاظ مانع انتقال برخي از امواج وتشعشعات محيطي به بدن شود.
اگرانتخاب نوع،جنس ورنگ لباس با آگاهي وشناخت صحيح صورت بگيرد،مي تواند نقش عمده ومؤ ثری درحفظ سلا متي جسم وروح انسان داشته باشد.بنابر اين برای تعادل وسلا متي جسمي ،روحي ورشد طبيعي،شناخت سيره پيا مبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)درانتخاب نوع وجنس ورنگ لبا س، لازم وضروري است.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در پوشيدن لباس ،افزون برنوع وجنس آ ن،به رنگ وپاكيزگي آن نيز اهميت فراون مي داده است.زيراانتخاب رنگ نامناسب وآشفتگي لباس علاوه برمضرات جسمي وروحي موجب انزجار ،بي علاقگي وتنفر ديگران مي گردد.
ديل كارنگي در مورد تأثير آراستگي ظاهر و تميز و مرتب بودن لباس در روح و روان افراد جامعه مي گويد: يك روان شناس ،پرسش نامه اي براي عده ي زيادي فرستاد .در اين پرسش نامه از تأثير لباس برآنها سؤال شده بود .همه پاسخ دادند وقتي لباس مرتب و تميز پوشيده اند ،احساس اينكه يك چنين لباسي را در بر نموده اند اثري درآن ها مي گذارد كه غير قابل بيان است ،ولي اثراتش قطعي و حقيقي است. لباس مرتب و تميز در آنها اعتماد به نفس ايجاد مي كرد و بر عزت نفسشان مي افزود .آنها اظهار داشتند وقتي به چهره يك فرد موفق در مي آمدند ،احساس مي كردند در باره موفقيت و رسيدن به آن راحت تر فكر مي كنند. چنين است اثر لباس در مورد نفس پوشنده آن البته به همان اندازه كه تميز بودن و مرتب بودن لباس درروح وروان افراد تأثير مثبت دارد طبيعي است كه رنگ آن نيز اثر گذار خواهد بود .
پيامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه الگوي زندگي است رنگ هايي براي لباس خود انتخاب مي نموده است كه اينك به اختصار برخي آنها ذكر مي گردد:
1 ـ سبز:
قطعا رنگ سبز لباس درزيبای وآراستگي انسان نقش دارد، رنگ سبز ،رنگ مورد پسند پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)براي لباس بود . پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عبايي به رنگ سبز داشت كه گاهي آنرا برشانه خود مي انداخت .
طبق نطرروانشناسان امروزه هريکي ازرنگها ازلحاظ روحي ورواني آثار مخصوص به خودرا دارند،رنگ سبز از نظرروان شناسي نمايان گرهدف واراده درعمل است.سبز نمودار ثبات واستقا مت درمقابل تغيرات است.رنگ سبزبرای
درمان بيماريهای عصبي واختلالات رواني توصيه شده است وقدرت تحمل وصبوری را افزايش مي دهد . خشم وفشارها ی عصبي را مي کاهدوفشار خون را کاهش مي دهد وخون بافت هارا ازميکروبها پاک مي سازد، اين رنگ مسکن وهيپنو تيک است ودرتحريکهای عصبي، بي خوابي ها وتشنگي ها مؤثر است. فشار خون را کم مي کند ميگرن را تسکين مي دهد .
2- سفيد:
رنگ سفيدازرنگهای بوده است که بيشترمورد توجّه پيامبر بوده است؛طبق روايات بيشتر جامه هاي پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سفيد بود ومي فرمود: لباس سفيد را بر زندگانتان بپوشانيد و مردگانتان را هم با پارچه سفيد كفن كنيد . هيچ لباسي زيبا تر از سفيد نيست ، پس آن را بپوشيد و مردگانتان را درآن كفن كنيد .
زيبا ترين رنگي كه در گورها ومساجدتان با آن خداوند را ملاقات خواهيد كرد (رنگ) سفيد است .
بنابراين رنگ سفيد بيشترموردتوجّه پيامبر بوده است که ازنظر روانشنا سان نيز لباس سفيد، لباس خنک کننده خوبي است؛ زيرا تمام اشعه های تا بيده شده سراپای را گرفته منعکس مي سازد ،ودرنتيجه گرمای زيادی توليد نمي کند ومکانيسم طبيعی ، تنظيم حرارت بدن که مرکز آن درقا عده مغز قرار داردآسانتر صورت مي گيرد .
پيامبر خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نمونه اعلاي تميزي وآراستگي بود، در لباس پوشيدن نيز به اين نكته توجه داشت لباس سفيد مي پوشيد؛امت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)نيز به پيروي از سنت او،لازم است تا مي توانندلباس هاي سفيدبپوشند؛زيرا لباس سفيد خود به خود به گونه اي است كه چرك وآلودگي آن زودتر معلوم مي شود وانسان مقيد به سنت نبوي ،به شستن و تميز كردن آن روي مي آورد .البته انبساط خاطر و باز شدن روحيه نيز از فوايد پوشيدن لباس روشن و سفيداست
3- زرد:
لباسي بارنگ زرد مورد توجه وعنايت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده است . طبق روا يا ت پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ملحفه اي داشت كه با زعفران رنگ آميزي شده بود و گاهي تنها با پوشيدن همان با مردم نماز مي خواند زيدبن اسلم مي گويد: «كان رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يصبغ ثيابه كلها بالزعفران حتي العمامة ». پيامبرهمه لباس هايش حتي عمامه اش را بازعفران رنك مي كرد.
ازمنظر روان شناسان رنگ زردسمبلي برای روح آزاد واستقلال است.درخشش رنگ زرد احساسات انسان رازيرورو مي کندوانسانراازاندوه آزادورها مي سازدوافکاری را به انسان تلقين مي کند که بيشترين تأثيررا برنيروی خوددرماني فرد مي گذارد.رنگ زرد به عنوان درمان ضدافسر دگي شناخته شده است .درمان افسر دگي بارنگ معمولا بدون واکنشهای دفاعي چون سوزش چشم ازخود بروز مي دهد.تحريک چشم،سيستم عصبي را نيز تحريک مي کند،به اين طريق تمام بدن نيرويش را برا ی مقابله با افسردگي فرا مي خواند. چون رنگ زرد سيتم عصبي را تحريک مي کند اين رنگ راخوراک اعصاب ناميده اند.رنگ زرد دردرمان پو ستي وشفاف کردن پوست نيزمؤثر است. ونو عي حالت تحريک کننده ذهن وهوش رادارد که شديدا موجب تقويت فکر انسان مي گردد.
4- قرمز:
رنگ قرمز رنگي بود كه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) براي لباس آن را نمي پسنديد «انه كره الحمره في اللباس ».
روان شناسان درمورد رنگ قرمز مي گويند:» رنگ قر مز محر ک است وبرای افرادی که عصبا ني هستند نبايستي در منازل ازآن استفاده کنند.«
5- سياه:
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جز در سه چيز رنگ سياه را خوش نداشت: چكمه ،عمامه و عبا .ازنظر روان شناسان رنگ سياه حزن آور است،آلودگي وچرک رابه آساني نشان نمي دهد .
ج- اندازه و بی تکلفی در لباس
لباس درصورتي موجب آراستگي انسان است که علاوه بر پا کيزگي آن، ازنظر بلندی،کوتاهي،گشاد بودن و...متناسب وبه اندازه قد وقا مت انسان باشدونو وکهنه بودن و... ملاک نيست ،جامه اي كه تكبّر و خود برتر بيني آورد يا انسان را مغرور و سرمست نمايد ،مذموم و ناپسند است. مقيد شدن به نوع خاصّي از لباس نيز اسارت آور خواهد بود.
جامه بلندي كه بر زمين كشيده شود نشانه تكبر است و در جاهليت ، شيوه اشراف جاهلي بوده است.پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ضمن اينكه از پوشيدن آن گونه جامه ها، نهي مي كرد ،خود جامه اي مي پوشيد كه از نظر بلندي به قوزك پاهايش نمي رسيد: «كانت ثبابه ُلُّها مُثمِرّه فوق الكعبين » پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ابوذر فرمود هركه از روي تكبر جامه اش رابرزمين كشد ،خداوند در قيامت به او نظر رحمت نفرمايد. ازار(شلوار) مرد...تا بند پا جايز است نه بيشتر از آن ؛ پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در وصيتي به شخصي فرمود: مبادا كه پيراهن و شلوار خود را بلند كني كه اين نشانه تكبر است و خداوند تكبر را دوست ندارد.
از نشانه هاي وارستگي پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در پوشيدن لباس و اينكه فخر خويش را در جامه و نوع آن نمي دانست، اين بوده است كه نقل شده هر نوع لباسي كه فراهم مي شد مي پوشيد ،از لنگ و پيراهن يا جبّه يا هر چيز ديگر :
براي رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مقيد شدن به نوع خاص لباس مطرح نبود .چنانكه پيامبر گاهي عباي كهنه و وصله داري داشت كه آن را بر تن مي كرد و مي فرمود: من بنده ام و لباس بندگان را مي پوشم .دو جامه داشت كه ويژه اي روز جمعه بود، غير از لباس هاي ديگري كه در روزهاي غير جمعه برتن مي نمود. چه بسا كه فقط يك روپوش بدون لباس ديگر برتن مي كرد و دو سوي آن را ميان شانه اش گره مي زد و با همان لباس برجنازه ها با مردم نماز مي خواند و چه بسا كه با همان يك لباس روپوش در خانه خود نماز مي خواند وآن رادورخود مي پچيدو... اي بسا كه باهمان لباس ، نماز شب مي خواند و هم چنين گاهي يك طرف لباس را بر تن مي نمود و طرف ديگرش را بر روي بعضي از زنان خود مي انداخت و به اين ترتيب در آن نماز مي خواند.
ادامه دارد،ان شاء الله..
من پیشنهاد میکنم یه تاپیک باز کنیم در مورد زیبایی حلالی که یه مسلمون میتونه داشته باشه اسمشم بذاریم آراستگی یک مسلمان.
(۷/آبان/۹۰ ۱:۳۲)guided نوشته است: [ -> ] (۷/آبان/۹۰ ۰:۳۲)stranger00 نوشته است: [ -> ]دوستان عزیز دغدغه مند .
فقط یه نکته رو من اینجا یاد آور بشم . همون طور که اباحی گری در عرصه دینداری خطرناکه ؛ افراط هم خطرناکه .
اسلام یعنی تسلیم فرمان حق نه یک قدم عقب؛ نه یک قدم جلو .
رفتار های تکفیری می تونه باعث دین گریزی افراد بشه و همین بشه که شده . رفتار های اباحی گرانی هم باعث بی دینی میشه و همین میشه که شده .
خیر الامور اوسطها.
برادر عزیز
اینجا صحبت از نحوه امر به معروف نیست. مسلمه که اگه من برم جلوی یکی رو بگیرم بگم چرا قیافت چنین و چنانه نتیجه ای نداره چه بسا بدتر هم بشه!
تا اون جا که بنده می دونم ما باید در فروع دین تقلید کنیم.
و تا اونجا که من می دونم هیچ کدوم از مراجع تقلید آرایش رو برای مرد درست نمی دونن.
[
دوست عزیز ؛ ظاهر اسلامی برای خود من به شخصه خیلی مسئولیت در جامعه داره . یعنی اگه من ریش گذاشتم اونوقته که تک تک افعال من می ره زیر ذره بین . یه وقت کوچکترین کار غلط من توسط مردم به اسم اسلام نوشته می شه . میگن ها ببین این ریشو ها همشون .... اند.

البته مقصودم از این حرف این نیست که نباید ظاهر اسلامی داشت . باید داشت حتما هم ؛ اما مسئولیت و مراقبت دو چندان میشه .
در ضمن به ریش نیست به ریشه است . خدا کنه ریش ما ریشه دار باشه ؛ وگرنه ریش بی ریشه به درد عمه مون میخوره . برای خانم ها چادر هم همین طوره ؛ چادر باید ریشه داشته باشه .
=
در مورد آرایش هم عرض من این بود که نه یک قدم از اسلام جلو , نه یک قدم عقب! در روایات داریم که پیامبر سرمه می کشیدند. و این حتما زینت برای مرد است و از سنت هم هست . اما اون چه که در اسلام حرام است ؛ سرمه کشیدن برای مرد نیست . بلکه مرد اگر خود رو شبیه زن کنه یا بلعکس اون حرام است.