۳/اردیبهشت/۹۰, ۱۶:۴۷
شباهت به خاتم النبیین(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
سخن جامع در این باب فرمایش رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)می باشد که فرمود:مهدی از فرزندان من است،اسم او اسم من،و کنیه اش کنیه من،از نظر خَلق و خُلق شبیه ترین مردم به من است.
فصل دوم:شباهت به ائمه معصومین علیهم صلوات الله علیه
نظر به اینکه بیان کردن هر یک ازویژگی ها و صفات و احوال و معجزات پدران پاک آن حضرت و تطبیق آنها با صفات و حالات و معجزات آن جناب ،شرحی طولانی و میدان وسیعی می خواهد ،به ناچار در ذکر هر یک از امامان به آشکار ترین و مشهورترین اوصاف اکتفا می کنیم:
اما امیر المومنین(علیه السلام):اظهر صفاتش علم و زهد و شجاعت می باشد و تمام آنها در قائم (علیه السلام)نمودار است.
و اما امام حسن(علیه السلام):بارزترین صفاتش حلم و بردباری است،و از جمله آثار این صفت؛سکون و آرامش داشتن و سبکسری نکردن در مواقعی است که شخص از دیگران نارواها ببیند.
و اگر در ناراحتی ها و ابتلاهای شدید مولا حضرت حجت صلوات الله علیه از دست رعیتش تامل کنی،حلم و بردباری آن بزرگوار برایت روشن می شود به طوری که از احدی به این کیفیت این صفت ظاهر نگردید ه است.
و اما امام حسین (علیه السلام):شباهت به آن حضرت به تفصیل در آینده خواهد آمد.
و اما حضرت علی بن الحسین(علیه السلام):بارزترین صفاتش عبادت می باشد،که به زین العابدین ،سید العابدین و ذو الثّفنات نامیده شد.وجه نامیده شدنش به ذوالثّفنات این بود که بینی آن حضرت ساییده ،و پیشانی و زانوها و کف دست هایش از اثر عبادت مداوم برآمدگی پیدا کرده بود،چنانکه در خبری از حضرت ابوجعفر باقر(علیه السلام)از فاطمه بنت علی بن ابی طالب (علیه السلام)آمده که از یکی از کنیزان امام سجاد (علیه السلام) راجع به حالات آن حضرت پرسیده،در جواب گفت:مختصر کنم یا مفصل بگویم؟گفت:مختصر کن.گفت:هیچ گاه در روز برایش غذا نبردم و در شب رختخواب نگستردم1.
و اخبار بسیاری که درباره کثرت و شدت اهتمام آن حضرت در عبادت وارد شده است.مولای ما حضرت حجت(علیه السلام)و عجل فرجه از جد بزرگوارش سید العابدین الگوی خوبی دارد،که از حضرت ابولحسن موسی بن جعفر (علیه السلام)آمده ،در وصف حضرت قائم-روحی فداه-فرمود:با ان چهره گندمگون زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است،پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره شماری (کنایه از بیداری)خواهد گذراند...2
واما حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام):بارزترین صفاتش ،شباهتش به رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بود.لذا جابر انصاری هنگامی که نگاهش به آن حضرت افتاد گفت:به پروردگار کعبه قسم شمائل پیغمبر است.3
با اینکه جابر پیش از امام باقر،حسن و حسین و علی بن الحسن(علیهم السلام)را دیده ولی چنین سخنی درباره آنها نگفته بود،مولای ما حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)نیز شبیه به پیغمبر است بلکه شباهتش به پیغمبر بیشترو کاملتر می باشد،به دلیل روایات بسیاری از طریق خاصه و عام از رسول اکرم در وصف قائم(علیه السلام)نقل شده که فرمود:شبیه ترین مردم به من است د ر شمائل و اقوال و افعالش.
و اما حضرت ابو عبدالله صادق(علیه السلام):بارزترین صفاتش کشف علوم و بیان احکام برای مردم بود به طوری که برای امامان پیش از آن حضرت این امر میسر نشد،یکی از اهل حدیث گفته:چهار هزارنفر از افراد مورد اعتماد از آن حضرت روایت کرده اند.4
و اما حضرت ابو ابراهیم موسی بن جعفر (علیه السلام)دچار تقیه و شدت ترس از دشمنان بود-بیش از انکه پدران گرامیش بدان دچار بودند-و این مطلب برای کسی که در احوال زندگی آن حضرت دقت کند واضح است.مولای ما حضرت قائم نیز همین طور است.در کافی به سند خود از زراه روایت کرده که گفت:شنیدم امام صادق (علیه السلام)می فرمود:قائم را پیش از قیام غیبتی است.عرضه داشتم چرا؟فرمود: او می ترسد-و اشاره به شکم خود کرد-یعنی از کشته شدن می ترسد5.
و اما حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام):خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای آن حضرت قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود،و تقیه و ترس در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد.قائم(علیه السلام) نیز خداوند متعال ترسش را به امنیت بدل خواهد ساخت و او را درزمین اقتدار و تسلی خواهد داد که برای احدی از پیشینیان میسر نشده است.و غلبه آن حضرت به جهان مانند غلبه سلطان روز است بر سلطان شب تار.
علی بن ابراهیم به سند صحیحی از حضرت ابوجعفر (علیه السلام)در باره آیه: ((وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّی))6؛سوگند به روز انگاه که تجلی نماید.
آورده که فرمود:روز همان قائم ما اهل بیت است که هرگاه بپا خیزد،بر دولت باطل پیروز می شود..7
و اما حضرت ابوجعفر محمد بن علی تقی(علیه السلام):وقتی امامت به آن حضرت رسید،که به سن مردان نرسیده و عمرش از هشت بهار نگذشته بود،حضرت حجت (علیه السلام)نیز همین طور بود که در سنین طفولیت لوای امامت را به دست گرفت.
و اما حضرت ابوالحسن علی بن محمد هادی(علیه السلام):هیبتی داشته که نظیر آن را احدی نداشته به طوری که دشمنان آن حضرت احترام ها و تعظیم هایی برای آن جناب انجام می دادندکه برای هیچ کس آن احترام ها را انجام نمی دادند،که این امر بر اثر هیبت آن حضرت بود نه از روی محبت و علاقه به آن بزرگوار.قائم(علیه السلام)نیز همین طور است.که –بویژه در دل دشمنان-هیبت و رعب خاصی دارد.
حضرت ابو محمدامام حسن عسکری (علیه السلام)نیز همین صفت را داشته است که بجاست این بحث را با بیان روایت شریفی که در مجلد دوازدهم بحار امده به پایان بریم.
مرحوم مجلسی به سند خود آورده که:عباسیان و صالح بن علی و گروهی از منحرفین از مسیر اهل بیت (علیهم السلام)بر صالح بن وصیف هنگامی که امام حسن عسکری(علیه السلام)نزد او زندانی بود بر او وارد شدند و به او گفتند:بر آن حضرت سخت بگیر و در وضع او رفاه و آسایشی فراهم مکن،در جواب گفت:بر او چکار کنم در حالی که از بدترین افرادی که توانسته م بر او گماشته ام ولی آنان در نماز و عبادت به جایگاه بلندی رسیده اند.سپس آن دونفر گماشته را احضار کرد و به آنها گفت:وای بر شما درباره این شخص چه فکر میکنید؟
گفتند:چه بگوییم،درباره مردی را که روزش را روزه دارو شبش به عبادت می گذرد،نه سخن می گوید و نه غیر عبادت به کاری مشغول می شود،هر گاه بر ما نظری بیافکند ،لرزه بر اندام ما افتد،و به طوری هیبت او در دل ما واقع شودکه خودداری نتوانیم کرد.هنگامی که عباسیان این گفتار را شنیدند با خواری و سرافکندگی رفتند.8
1)بحار الانوار،46/62
2)بحار الانوار،86/81.
3)بحار الانوار،46/223.
4)مناقب بن شهر آشوب،3/372.
5) کافی،1/337.
6)سوره لیل،آیه 2.
7)تفسیر القمی 2/425.
8)بحار الانوار،50/308.
ادامه دارد..
منبع همان..