دانشمندان اهل سنت و اعتراف به ولادت امام مهدي
مرحوم «شيخ نجم الدين عسکري» در جلد اول کتاب خويش
[1] نام چهل تن از علما و دانشمندان اهل سنت را
آورده است که همگي آنان در کتابهاي خويش با ايمان به روايات رسيده از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم به ولادت حضرت مهدي
عليه السلام اعتراف نموده اند.
همانگونه که علامه معاصر «آيت الله العظمي صافي» نيز در کتاب ارزشمند خود، نام و نشان گروه ديگري از آنان را آورده است
که شمارشان از 26 نفر مي گذرد و همگي به ولادت دوازدهمين امام نور، تصريح مي کنند و ما در اينجا براي رعايت اختصار برخي از
آن منابع اهل سنت را از اين دو کتاب ترسيم مي کنيم.
کساني که آگاهي بيشتري در اين موضوع مي خواهند، مي توانند به دو کتاب مورد اشاره و ديگر کتابهايي که در اين مورد نگارش
يافته است مراجعه کنند.
براي نمونه:
1- «محمد بن طلحه حلبي شافعي» در کتاب خود ضمن بحث گسترده اي مي نويسد: «باب دوازدهم در مورد حضرت مهدي عليه السلام
است....»
و آنگاه ضمن برشمردن نامها و القاب آن حضرت مي نويسد: «او در شهر تاريخي سامرا، ديده به جهان گشود....» color=red> [2] .
2- «محمد بن يوسف کنجي شافعي» از ديگر علماي اهل سنت است. او در کتاب خويش مي نويسد: «حضرت مهدي عليه السلام فرزند جناب
حسن عسکري عليه السلام است. آن وجود گرانمايه، زنده و در اوج سلامت و طراوت از زمان غيبت خويش تاکنون دراين جهان زندگي مي
کند....»
[3] .
3- «محمد بن احمد مالکي» معروف به «ابن صباغ» نيز از علماي اهل سنت است و در کتاب خويش در باب دوازدهم مي نويسد:
«ابوالقاسم، محمد، حجت، فرزند حضرت حسن عسکري عليه السلام است. او در شهر سامرا و در نيمه شعبان 255 هجري ديده به جهان
گشود.»
[4] .
4- از ديگر علماي آنان «سبط ابن جوزي حنفي» است. او در کتاب خويش در مورد فرزندان حضرت عسکري عليه السلام در بخشي تحت
عنوان «فصل في ذکر الحجة المهدي» مي نويسد: «او نام بلند آوازه اش محمد، فرزند حسن عسکري عليه السلام است و کنيه اش
ابوالقاسم مي باشد. او را: خلف الحجة، صاحب الزمان، القائم المنتظر نيز
خوانده اند و آن حضرت آخرين امامان است...».
[5] .
5- «احمد بن حجر» عالم ديگري از اهل سنت است او در کتاب خويش به هنگام بحث در مورد شخصيت حضرت عسکري عليه السلام مي
نويسد: «او جز فرزندش ابوالقاسم محمد الحجة، فرزندي به يادگار ننهاد و فرزند گرانمايه اش، به هنگامه شهادت پدر، پنج ساله
بود، اما خداوند حکمت و بينشي ژرف و اعجازآميز به او ارزاني فرمود....»
[6] .
6- از علماي ديگر اهل سنت «شبراوي شافعي» است. او در مورد ولادت دوازدهمين امام نور در کتاب خويش مي نويسد: «امام
يازدهم، «حسن خالص»
[7] که به لقب عسکري معروف است و او را شرافت همين بس که امام مهدي عليه
السلام از فرزندان گرانمايه اوست....»
[8] .
آنگاه مي افزايد: «امام مهدي عليه السلام فرزند حضرت عسکري عليه السلام است و در شهر تاريخي سامرا در پانزدهم شعبان 255
هجري ديده به جهان گشود.»
7- «عبدالوهاب شعراني» عالم ديگر اهل سنت در کتاب خويش تحت عنوان، «نشانه هاي نزديک شدن رستاخيز»، از جمله قيام و ظهور
حضرت مهدي عليه السلام را مي نويسد. آنگاه مي افزايد: «امام مهدي عليه السلام از فرزندان امام عسکري عليه السلام است و در
پانزدهم شعبان سال 255 بدنيا آمده و او زنده و باقي است تا طبق روايات رسيده از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم با حضرت
عيسي عليه السلام که به هنگامه ظهور او از آسمانها فرود مي آيد، ديدار کند....»
[9] .
8- از علماي ديگر اهل سنت «عبدالله بن محمد مطيري شافعي» است. او در
کتاب خويش پس از يادآوري نام بلندآوازه امامان معصوم عليه السلام تا حضرت عسکري مي نويسد: «فرزند حضرت عسکري عليه
السلام امام مهدي: دوازدهمين امامان است. نام او محمد و قائم است و به مهدي عليه السلام نيز شهرت دارد....»
9- «سراج الدين رفاعي» از ديگر دانشمندان اسلامي است. او در کتاب خويش
[10] دراين مورد مي
نگارد: «اما، يازدهمين امام، حضرت حسن عسکري عليه السلام پس از خويش، فرزندش حضرت مهدي را بر جاي نهاد و او جانشين پدر و
دوازدهمين امام است.»
[11] .
10- استاد «بهجت افندي» در کتاب خويش
[12] از جمله مي نويسد: «امام مهدي عليه السلام در
پانزدهم شعبان سال 255 هجري ديده به جهان گشود و مادرش نرجس بود....»
[13] .
11- عالم ديگر اهل سنت «حافظ محمد بن محمد حنفي نقشبندي» در کتاب خويش
[14] دراين رابطه مي
نويسد: «حضرت عسکري عليه السلام يازدهمين امام است و فرزند گرانمايه اش «محمد» نزد ياران و دوستان راستين خاندان وحي و رسالت
مشخص و معلوم بود. او در سال 255 هجري در پانزدهم شعبان ديده به جهان گشود.»
[15] .
اين مطلب را از جمله بانوي بزرگ و مورد اعتماد «حکيمه» دختر امام جواد عليه السلام آورده است.
12- «سليمان قندوزي حنفي» از ديگر دانشمندان اسلامي است. او در کتاب
خويش ضمن ترسيم ولادت حضرت مهدي عليه السلام از بانو حکيمه، دخت گرانقدر حضرت جواد عليه السلام به همان صورت که در
کتابهاي معتبر شيعه آمده است، مي افزايد: «اين روايت و اين گزارش از ديدگاه علما و شخصيتهاي مورد اعتماد اسلامي، محقق و مسلم
است که ولادت «قائم آل محمد» پانزدهم شعبان به سال 255 هجري رخ داد و آن حضرت در شهر تاريخي سامرا و در حيات پدرش ديده به
جهان گشود.»
[16] .
13- «شبلنجي شافعي» دانشمند ديگر اهل سنت در کتاب خويش در اين مورد مي نويسد: «رحلت حضرت عسکري عليه السلام روز جمعه
هشتم ربيع الاول به سال 260 هجري بود و از خود، فرزندي گرانمايه بر جاي نهاد که نام او را محمد نهاده بود.»
[17] .
14- دانشمند ديگر اهل سنت «ابن خلکان» است. او در کتاب خود پيرامون امام عصر عليه السلام مي نويسد: «ولادت آن گرانمايه،
پانزدهم شعبان به سال 255 هجري بود و هنگامي که پدرش جهان را بدورد گفت، آن حضرت پنج ساله بود و مادرش نرجس نام داشت....»
[18] .
15- عالم ديگر اهل سنت «ابن الخشاب» در اين مورد مي نويسد: «فرزند و جانشين شايسته کردار حضرت عسکري عليه السلام حضرت
مهدي عليه السلام بود که او را «الخلف الصالح» نيز مي گفتند. او همان صاحب الزمان است و به نام مقدس «مهدي» نيز شهرت دارد.»
[19] .
16- «عبدالحق دهلوي» نيز از دانشمندان اسلامي است. او در کتاب خود، در مورد زندگي امامان نور عليه السلام در اين رابطه
مي نويسد: «ابومحمد حضرت حسن
عسکري» عليه السلام يازدهمين امام نور است و فرزند گرانمايه اش محمد عليه السلام نزد ياران و دوستداران مورد اعتماد
شناخته شده است.»
آنگاه مي افزايد: «خلف صالح، از فرزندان حضرت عسکري عليه السلام همان صاحب الزمان است.»
17- «محمد امين بغدادي سويدي» در ولادت امام عصر عليه السلام مي نويسد:
«حضرت مهدي عليه السلام به هنگامه رحلت پدر گرانمايه اش، پنج سال داشت.»
[20] .
18- مورخ بزرگ اهل سنت «ابي الوردي» در تاريخ خود
[21] آورده است که «محمد، فرزند حضرت عسکري
عليه السلام در سال 255 هجري بدنيا آمد....»
اينها شماري از منابع و کتابهاي علما و دانشمندان اهل سنت است که همگي آنان به ولادت پربرکت دوازدهمين امام نور حضرت
مهدي عليه السلام، تصريح کرده و پانزدهم شعبان به سال 255 هجري را بطور مشخص، سالروز ولادت نور شناخته اند و همگي پدر
گرانمايه او را حضرت عسکري عليه السلام عنوان ساخته اند.
روشن است که اگر بخواهيم اعترافات و تصريحات همه دانشمندان اهل سنت را در اين مورد، ترسيم نماييم کتاب، طولاني و بحث،
خسته کننده مي گردد.
[22] .
[1] المهدي الموعود المنتظر عند اهل السنة، ج 1، ص 220.
[2] مطالب السؤول في مناقب آل الرسول، ص 88، چاپ ايران در سال 1287.
[3] البيان في اخبار صاحب الزمان، ص 336.
[4] الفصول المهمه، ص 273.
[5] تذکره الخواص، چاپ جديد، ص 363 و چاپ قديم، ص 88.
[6] الصواعق المحرقة، ص 127، چاپ مصر، 1308 هجري.
[7] خالص، از القاب ناشناخته حضرت عسکري عليه السلام است.
[8] الاتحاف بحب الاشراف، ص 178.
[9] اليواقيت و الجواهر، ج 2، ص 143 چاپ مصر.
[10] صحاح الأخبار.
[11] منتخب الأثر، ص 336 به نقل از صحاح الأخبار.
[12] محاکمه، در تاريخ آل محمد که از ترکي به فارسي ترجمه شده است.
[13] منتخب الاثر، ص 337 و دفاع عن الکافي، ج 1، ص 587.
[14] فصل الخطاب.
[15] منتخب الاثر، ص 332، به نقل از فصل الخطاب.
[16] ينابيع المودة، ص 449 - 452، چاپ ايران.
[17] نور الابصار، ص 185.
[18] وفيات الاعيان، ج 4، ص 176.
[19] مهدي منتظر در نهج البلاغه، ص 23 و دفاع عن الکافي، ج 1، ص 571 به نقل از تاريخ
مواليدالائمه.
[20] سبائک الذهب، ص 78.
[21] نور الابصار، ص 153 به نقل از تاريخ ابن الوردي.
[22] فقيه عاليقدر حضرت آيت الله صافي در کتاب خويش، منتخب الاثر، ص 320، نام 65 نفر و محقق
گرامي، فقيه ايماني در کتاب خود مهدي منتظر در نهج البلاغه، ص 23، نام 102 نفر از بزرگان اهل سنت را که متذکر ولادت حضرت ولي
عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف شده اند، ذکر نموده اند. و از کساني که در اين زمينه، بررسي مفصل کرده، محقق توانا و کاوشگر
فرزانه و برادر صديق ما، جناب ثامر عميدي هست که نام 128 نفر از علما و بزرگان اهل سنت را آورده که در کتابهاي خود به ولادت
حضرت ولي عصر عليه السلام تصريح کرده اند. رجوع شود به: دفاع عن الکافي، ج 1، ص 569 - 592.
و همچنين مصدر ياد شده، ص 548، نام 79 نفر را آورده که دوران طفوليت و يا قبل از آغاز غيبت کبري، وجود مقدس حضرت را
مشاهده نموده اند.
در مورد بقیه ادعا ها
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...epad&id=46
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...epad&id=34
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...pad&id=103
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...epad&id=21
روايات، دربارة حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ متواتر و مستفيض است، احاديث پرشماري كه از مسلمات بين اماميه و غير اماميه شمرده مي شود، از جمله، احاديث عامي كه هرچند نام حضرت مهدي نيامده است، اما دلالت صريح بر ولادت حضرت دارند.
دليل اول: احاديث عام[/b]
1ـ حديث ثقلين كه بين اماميه و اهل سنت متواتر است حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: انّي تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض.[1] "من بين شما دو چيز گرانبها مي گذارم يكي كتاب خدا و ديگري اهل بيتم و اين دو از هم جدا نمي شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند." جمله "لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض" بر استمرار همراهي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ با قرآن كريم دلالت دارد و اين پيوستگي و همراهي، جز با فرض تولد يافتن حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و پنهان بودن ايشان از ديدگان امكان ندارد زيرا اگر حضرت در آينده تولد يابد مي بايست در اين زمان، قرآن از اهل بيت جدا باشد و حال آنكه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرموده است: اين دو از هم جدا ناشدني هستند.
2ـ حديث دوازده خليفه كه از مسلّمات ميان اماميه و اهل سنت است. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: انّ هذا لاينقضي حتي يمضي فيهم اثنا عشر خليفة ـ كلّهم من قريش.[2] كار دنيا پايان نمي پذيرد تا اينكه دوازده خليفه كه همگي از قريش هستند روي كار آيند. اين روايت بر ولادت حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ دلالت التزامي دارد؛ زيرا اگر فرض كنيم از حضرت عسكري ـ عليه السّلام ـ فرزندي به نام مهدي ـ عليه السّلام ـ متولد نشده باشد خلفاي حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ يازده تن خواهند بود و اين با كلام پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه معصوم از خطا و اشتباه است تناقض پيدا خواهد كرد.
3ـ حديث: من مات و لا يعرف امامه مات ميتة جاهلية.[3] كه از حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ روايت شده است طبق اين حديث اگر حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ هنوز بدنيا نيامده باشد پس ما معرفتي از امام زمان نداريم و گرفتار مرگ جاهلي شده ايم، زيرا بنا بر اين حديث در هر زمان امامي وجود دارد و لازم است معرفت به او وجود داشته باشد و در صورت متولد نشدن امام مهدي ـ عليه السّلام ـ چنين شناختي حاصل نمي شود.
[i]دليل دوم: احاديث خاص[/b]
اما احاديث خاص كه از پيامبر و ائمه اطهار از تولد فرزندي براي امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ خبر مي دهند كه بعد از بدنيا آمدن، از ديدگان پنهان مي شود و زمين را پر از قسط و عدل خواهد كرد و ايمان به ايشان براي هر مؤمني ضروري است. شيخ صدوق در كمال الدين بيش از 135 حديث آورده است و مجموع روايات در اين زمينه در كتاب كافي، الغيبة و كمال الدين و ديگر كتب بيش از هزار حديث است.
[b]دليل سوم[/i]
دلیل سوم بر متولد شدن حضرت صاحب الزمان ـ عليه السّلام ـ مشاهده كردن عده اي از شيعيان، در هنگام كودكي آن حضرت است. احمد بن اسحاق قمي، يكي از ياران خاص و گرانقدر امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ مي گويد: به حضور امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ رسيدم، مي خواستم دربارة امام بعد از او بپرسم، حضرت پيش از سؤال من فرمود: اي احمد بن اسحاق، خداوند، از زماني كه آدم را آفريد تا روز رستاخيز، هرگز زمين را از حجت خالي نگذاشته و نمي گذارد. خداوند از بركت وجود حجت خود در زمين، بلا را از مردم جهان دفع مي كند و باران مي فرستد و بركات نهفته در دل زمين را آشكار مي سازد. عرض كردم: پيشوا و امام بعد از شما كيست؟ حضرت به سرعت برخاست و به اتاق ديگر رفت و طولي نكشيد كه برگشت، در حالي كه پسر بچه اي را كه حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده مي درخشيد، به دوش گرفته بود. فرمود: اي احمد بن اسحاق! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودي، اين پسرم را به تو نشان نمي دادم، او هم نام و هم كنية رسول خدا است، زمين را پر از عدل و داد مي كند، چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد...[4]
دليل چهارم
در تاريخ شيعه، قضية چهار سفير و نائب امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و صدور توقيعات از جانب آنان و واسطه بودن ايشان مابين شيعيان و حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ بسيار روشن و بديهي است و تا به حال كسي در اين قضيه شك و ترديد به خود راه نداده است.
[i][/b]
[i]دليل پنجم: [/b]
در كتابهاي تاريخي اماميه و غير اماميه، آمده است كه آن هنگام كه معتمد عباسي شنيد كه براي امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ فرزندي متولد شده است مأمورانش را به خانة امام فرستاد و خانة امام را مورد بازرسي قرار داد. اين نظارت و مراقبت و واكنش دستگاه خلافت، دليل روشني بر متولد شدن حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ[5] است.
[b]دليل ششم: [/i]
[b][/i]روشن بودن ولادت حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ نزد شيعه.
تفكر و انديشة مهدويت و غائب بودن ايشان از ديدگان از همان اوائل اسلام متداول و يك امر بديهي بوده است. از همين رو است كه فرقة ناووسيه مدعي بودند كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ همان امام پنهان است ولي پس از وفات امام صادق ـ عليه السّلام ـ بطلان اين عقيده روشن شد و نيز فرقة واقفيه ادعا مي كردند كه موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ همان امام مهدي ـ عليه السّلام ـ است. پس تفكر مهدويت با ولادت داشتن آن روشن مي باشد.
لذا به دلايلي كه ذكر شد و دلايل فراوان ديگر و همچنين تصريح علماي شيعه و همچنين تصريح علماي اهل سنت فرزندي به نام مهدي ـ عليه السّلام ـ براي امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ متولد شده است و اكنون در غيبت كبري به سر مي برد.
[b][/i]
[b]دليل هفتم: [/i]
[b][/i]اعتراف تاريخ نگاران و تبارشناسان غير شيعي.
ابن هجر هيثمي مي گويد: امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ غير از ابي القاسم، محمد الحجة فرزندي به جا نگذاشت و آن هنگام كه پدر بزرگوارش وفات يافت او پنج سال داشت.[6]
ذهبي مي گويد: شيعيان معتقدند كه پسر امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ يعني محمد بن الحسن، قائم و جانشين و حجت است. ايشان در سال دويست و پنجاه هشتم و بنا به قولي در سال دويست و پنجاه شش متولد شده است.
[b][/i]
[b]دليل هشتم: اتفاق شيعه[/i]
از زمان كليني و پدر شيخ صدوق تا الآن تمام آحاد شيعيان بر ولادت و پنهان بودن حضرت وحدت نظر دارند. اين ايده از اصول مذهب شيعه است و در تمام اعصار شيعه هيچ كس را نيافته ايم كه در ولادت يافتن و غيبت حضرت، شك و ترديد داشته باشد.
منابع براي مطالعه بيشتر:
1ـ مهدي موعود، علامه مجلسي، ج1و2.
2ـ منتخب الاثر، صافي گلپايگاني.
3ـ منتهي الآمال، علامة مجلسي، ج2.
پاورقیها:
[1] . مستدرك حاكم، جزء3، ص148. تاريخ بغداد، ج 8، ص 442.
[2] . كمال الدين، ص 272، غيبت طوسي، ص 128، صحيح بخاري، ج 9، ص 729.
[3] . اصول كافي، ج 2، كتاب الحجة، ص 208.
[4] . سيرة پيشوايان، مهدي پيشوايي، ص651، به نقل از كمال الدين، صدوق، ج2، ص384.
[5] . فصلنامة انتظار، سال دوم، پائيز81، شمارة5، ص89، مقالة آيت الله محمد باقر ايرواني، ترجمة بهروز محمدي.
[6] . الصواعق، ص 255 و 314.
[b]همانطور که در قوانین تالار میبینید این جا محل پاسخ به شبهات نیست و میتوانید به سایتهای مربوطه از جمله http://www.valiasr-aj.com/
مراجعه فرمایید
با تشکر
نقل قول:نوبختی از علمای شیعه می گوید
اسماعيل نوبختي
اسماعيل نوبختي
«ابوسهل، اسماعيل بن علي نوبختي»، از دانشمندان بزرگ شيعه بوده که در سالهاي 237 تا 311 هجري قمري مي زيسته است. وي يکي از متفکّران و متکلّمان برجسته جهان تشيّع، در قرق سوّم، است که او را در شمار «فلاسفه ي شيعه» ثبت کرده اند. از وي بيش از 30 تأليف، در رشته هايي چند از علوم عقلي کلامي و تحقيقي بر جاي مانده است. («فلاسفه شيعه»، ص 172)
اين عالم فيلسوف و متفکّر بزرگ، از اصحاب حضرت امام حسن عسکري عليه السلام و آخرين کسي است که در عهد آن حضرت، به ديدار حضرت ولي عصر عليه السلام نائل شده است.
«ابوسهل» در واپسين لحظات زندگي حضرت عسکري عليه السلام به ديدار امام رفت و در حالي رسيد که امام مي خواستند کاسه اي را که در آن مَصْطَکي (چيزي شبيه سَقّز که از ساقه ي درخت مصطکي بيرون مي آيد) با آن جوشيده بود ميل کند و از شدّت بيماري قادر نبودند و از فرزندش حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواستند که او را ياري کند.
حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کاسه را به دست مبارک گرفته، پدر بزرگوارش را ياري کرده تا آن را تناول فرموده است. آنگاه فرمود: «مرا آماده ي نماز کنيد» حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ايشان را ياري کرد تا اينکه وضو ساخت و خطاب به فرزند بزرگوارش فرود:
«مژده باد تو را، فرزندم! تو «صاحب الزّمان»، «مهدي» و «حجّت الله» در روي زمين هستي. تو پسر و جانشين من هستي...»
ابو سهل مي گويد: «سخنان امام حسن عسکري عليه السلام پايان يافت و همان لحظه جان به جان آفرين تسليم کرد.» («بحار الانوار»، ج 52، ص 16)
نقل قول:الان که دولت امام زمانی در ایران برپاست ایشان چِرا هنوز در غیبت هستند؟
چون خداوند مصلحت میداند
دلیل غیبت قصد قتل ایشان بود . اما دلایل ظهور چیز دیگریست
در مورد بحار الانوار هم همانطور که در مقدمه ان میخوانید نوشته شده : در این کتاب احادیث صرف نظر از صحت و سقمشان جمع اوری شده و برسی رجالی و صحت ان به علما سپرده شده است
در پناه خدا