۲۰/آذر/۹۰, ۱۸:۳۷
به نام خدا
منازل توبه
منزل پنجم: ادای حق الناس
بدان که خدای کند که با مردم نیازت نیفتد که به در خانه ی خدای کریم رفتن آسان تر تا به در خانه مردم لئیم. ولی اگر حقوقی از مردم در عهده تو است چاره جز این نیست که آنها را راضی کنی و تا ایشان راضی نشوند، کار تمام نمی شود.
ای سالک! شانه تاب ِ کشیدن بار خود ندارد، بار دیگران چون توان کشید؟ گذشته گذشت، با راهنمایی ها امید که این بار نیز فرو نهی ولی بیندیش که از این به بعد بار دیگری به دوش ننهی که باز گذاشتنش در توبه از هر کاری مشکل تر آید، ولی همی دان که تسویه حساب در اینجا آسان تر که آنجای. اگر حساب در اینجای فرو ننهی، اگر واقعا توبه ات راست آید و بنده صالح باشی، چون به بهشت بخواهی شدن، صاحب حقوق را مانعی بینی. گویی اینان کیانند که مرا از این منزل دلکش باز دارند؟ یکی گوید: منزل از آن توست ولی تو آبروی من بردی، آبروی بازده و به منزل رو. دیگری گوید: قبل از ورود، مال مرا ده که تو فلان مقدار به من بدهکاری. سومی گوید: در فلان روز از تو با من ظلمی رفت، حق بگذار و به خانه درآی.
تو آنجا چه توانی که خدای شرط ورود به خانه را، رضایت اینان دانست. چون جز اعمال صالح چیزی نداری با این اعمال ایشان را راضی توانی کرد، ولی تا آنجا اگر دیونت آنقدر سنگین و سرمایه اندک باشد، زنجیر به گردنت اندازند و به راه جهنمت برند و چه بسا متظلمان و وام خواهان با اعمال تو راه بهشت پویند. ای نا امید و بدبخت چنین بنده ای که حسناتش همه بر باد رود، بگذار تا هرچه در این دنیا توانند، در غیابت بد گویند، چه در آن روز سرمایه ات بیش شود.
حضرت علی (علیه السلام) روزی بر منبر رفت و انواع گناه را برشمرد و از جمله فرمود:
گناهی که آمرزیده نشود ستم هایی ست که مردم با یکدیگر کرده اند؛ زیرا خدا سوگند یاد فرموده است به عزت و جلال خودم سوگند که ستم هیچ ستمکاری را گذشت نکنم، گو اینکه مشتی به مشتی کوبد و یا ساییدن مشتی باشد؛ برای بندگان از یکدیگر قصاص شود تا حقی از کسی بر کسی نماند.
و نیز از امام صادق (علیه السلام) رسیده است که:
مبادا به یکدیگر ستم و دست اندازی کنید، زیرا که از خصلت و خوی خوبان نیست. راستش این است که هرکه ستم و تعدی کند، خدا ستمش را به خودش برگرداند و باری خدا از آن ستمکش باشد. و هرکه را خدا یاری کند پیروز گردد و به ظفر خدا برسد.
آیا شنیده ای که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آخرین روزهای در یک خطبه از مردم خواست تا هرکه حسابی دارد از او بخواهد. تازیانه ای آورد و فرمود: هرکه را آزردم برخیزد و با این تازیانه قصاص کند. و اضافه کرد که: حساب در این جای به که در قبر.
باری اگر قصد و اراده کرده باشد، این منزل نیز دشواری ندارد. به آسانی از آن توانی گذشت، گوش دار:
اول؛ از غیبت با تو نویسم. آدمی غیبت کسی کند که او را می شناسد و یا با او آمیزش دارد، بیش از این نباشد. اگر واقعا غیبتی را به خاطر داری، از صاحبش حِلّیت خواه و اگر به یاد نداری از تمام آشنایان حلّیت خواه. با ایشان گوی خدای بخشنده است و بندگان بخشنده را دوست دارد. شاید مرا با تو حقی است و شاید تو را بر من، من تو را بخشم و تو مرا ببخش، باشد که خدای تعالی از گناه هردومان درگذرد. کمتر کسی است که درخواست تو را رد کند، دست در دستش گذار و با معانقه و دوستی از هم درگذرید. کار به همین زودی و آسانی به پایان رسد و از این به بعد بکوش تا مالک زبانت گردی و با این زبان به کسی ستم نکنی.
دوم؛ دزدی اگر به یاد داری، آن را به صاحبش پرداز و اگر صریح شرمنده می شوی از دزدی نام بری، با او بگو تو این مقدار از من طلب داری. آن را بپرداز و طلب مغفرت نما. و اگر توفیق پرداخت نداری، خدمتش کن. التماسش کن تا بدانجا که تا تو را نیامرزد دست از دامنش برمداری. و اگر مالی خورده و یا برده ای و صاحبش را ندانی، باید که به مقدار ردّ مظالمی با مساکین پردازی و ثوابش را به صاحب مال در نیت هدیه کنی و از خدا برایش طلب آمرزش نمایی. و بکوش که این محاسبه را از قبل از بلوغ خود نمایی تا هیچ مظالم بر گردنت نماند.
سوم؛ اگر ظلم و ستمی با کسی رفته است، هرچه در طَبَق اخلاص داری با او در میان نه، التماس کن یا ستم را جبران کند و یا ببخشد. با او بگو: همه در پیشگاه خدا ستمکاریم، بیا و مرا ببخش، باشد که خدای نیز تو را ببخشد. اگر او را آزرده ای به مانند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تازیانه ای در پیش گذار و التماس کن تا قصاص کند. با چشم اشکبار از او خواه و خود را از این زنجیر خلاص بخش که در حدیث گذشته دیدی که خدا از ستم نگذرد. و اگر مظلوم را نیابی تا توانی در غیاب با نیت خالص در حق او حسنات تقدیم دار تا در روز رستاخیز با دامنی پر، بر او وارد شدی و در حق تو ترحم روا دارد. و درباره غیبت نیز چنین آمده است.
چهارم؛ حقوق واجب شرعی است مانند خمس و زکات که اگر بر ذمه داری باید بپردازی و اگر تا کنون هیچ نپرداخته ای، در نزد حاکم شرع حساب خود را تسویه نما تا راه بر تو هموار باشد و نور غفران بتابد و شانه از زیر این بار آزاد گردد.
ان شاء الله ادامه دارد . . .