تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فراماسونری در بازی ASSASSINS CREED توهین به مقدسات
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
اینارا دیدین
که من درسایت پردیس گزاشتم

http://www.pardisgame.net/postnav-13178-...ost-286356
خوب اگر فیلم ظهور دیده باشید تمام خدایان جن بودند .اتزیو از یک سری خدایان رومی وینونانی اطاعت میکند
1.مینروا
مینروا گفت من هم الهه پزشکی هستم وهمچنین اله های دیگر خدایان مصر وایتالیا همه جن بودند خداوند درسوره ی سبا اذهان میکند عده ای شیطان وجن میپرستند.بازی دارد با سیاست ضد ماسونی به اله های خودشان مردم علاقمند میکند.
تصویر مینروا
[تصویر: 250px-Minerva.JPG]

به نقل از ویکی پدیا مینروا چه اله بود؟
[تصویر: 280px-Mirror_Judgement_of_Paris_Louvre_Bj1734.jpg]
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو




قضاوت پاریس بر روی یک آینه پشت برنزی، مربوط به قرنهای چهارم تا سوم قبل از میلاد (موزه لوور)، مینروا از سمت چپ دومین شخصیتی است که در این تصویر دیده می‌شود


مینروا (که به صورت مِنروا، مینیروا، مِنفرا، مِروا و مِرا نیز تلفظ می‌شود)، ایزدبانوی جنگ، هنر، حکمت و سلامتی در اساطیر اتروسکی[مناطقی از روم باستان که امروزه بخشهایی از ایتالیا را در بر می‌گیرند] محسوب می‌شد. وی بخش زیادی از ویژگی‌های خود را از ایزدبانو یا الهه رومی، مینرو وام گرفته‌است.

اگرچه اتروسکی‌های تاثیرپذیرفته از تمدن هلنی یونان، آتنا را بعنوان همتای این ایزدبانو(مینروا) می‌شناسند، امّا وجود برخی از صفات و ویژگی‌های منحصربه فرد در مینروا، موجب روشن شدن این نکته شده‌است که وی، از یونان به اساطیر اتروسک راه نیافته‌است.

هنرمندان اتروسکی تحت تاثیر فرهنگ یونانی علاقمند هستند که مینروا را با گورگونیون، کلاه، نیزه، و سپر تصویر کنند و او را [همچون آتنا که گفته می‌شود از سر پدر خویش، ژوپیتر خارج شده‌است]، به صورت ایزدبانویی ترسیم کنند که از سر پدرش، تینیا، بدنیا آمده‌است. این ایزدبانو عموما، بعنوان محافظت کننده از هرکل(هراکلس) و فرسه یا پرسئوس نیز شناخته شده‌است.

بر روی یک آینه برنزی که در منطقه پرانست یافت شده‌است، تصویر مینروا در حالی دیده می‌شود که در حضور پرسئوس و متوجه اوست و در همین حال پرسئوس نیز مشغول مشاوره با دو نفر از گرائی هاست و یا در تصویری دیگر، وی درحالیکه سر مدوزا را بالا نگاه داشته‌است، در کنار پرسئوس و هرمس نشسته و همگی آنها به انعکاس تصویر آن در استخری که در زیر پاهایشان است، خیره شده‌اند. این امکان قوی است که این تصاویر، بیشتر از آنکه از عملکرد و طرز رفتار هر گروه یا فرقه‌ای سرچشمه گرفته باشند، بازتاب‌هایی از منابع ادبی باشند.

اما در تصویر دیگری که باز هم بر روی یک آینه برنزی کشف شده در بولسنا نقش شده و متعلق به حدود ۳۰۰ قبل از میلاد می‌باشد، اسپلاس(آسکلپیوس) [اسطوره معروف مربوط به دانش پزشکی]، مشاهده می‌شود که در حال باندپیچی کردن قفسه سینه پرومتئوس است و در کنار او مینروا نیز در صحنه حضور دارد. مینروا در اغلب سبک‌های اصلی اتروسکی، بیشتر به صورت الهه‌ای تصویر شده که رعد و برق را [بصورت نیزه‌ای]، به آسمان پرتاب می‌کند. مارتیانوس نیز به او بعنوان یکی از نه تن خدایان اتروسکی رعد و برق اشاره می‌کند. به نظر می‌آید که مینروا، بر خلاف آتنا، با پدیده‌های آب و هوایی در ارتباط باشد.

اسم مینروا از اسامی بومی خاص ایتالیا است و ممکن است حتی از یک ریشه اتروسکی مشتق شده باشد. هرچند که در مورد این نکته، اختلاف نظرها و مناقشاتی نیز وجود داشته‌است. کارل بکر در همین ارتباط خاطرنشان کرده‌است که نام مینروا (مِنروا)، از ریشه «مِن»، که معنایی مرتبط با مفهوم حافظه دارد، مشتق شده‌است. کلمات یونانی همچون «مِنموزاین» (به یونانی: μνημοσύνη) و «مِنزتیس» (به یونانی: μνῆστις)، همگی در معانی حافظه، یاد، و خاطره به کار می‌روند.

مینروا اغلب در قضاوت پاریس، به تصویر کشیده شده و نزد اتروسکی‌ها با نام السنتر (الکساندر یا همان اسکندر، که نام جایگزین آن در زبان یونانی است)، خوانده شده‌است. وی یکی از محبوبترین اسطوره‌های یونانی در اتروریا به شمار می‌آید.

مینروا، در همراهی با تینیا و یونی، بخشی از سه گانه(تریاد) مقدسی بود که بازتاب آن، بعدها در کاپیتولین سه گانه روم، که از ژوپیتر، جونو، و مینرو تشکیل شده بود، تجلی یافت.

شرح دیگر [ویرایش]

مینروا یا مِنروا یا منرفا، یک الهه رومی است که رومیان متأثر از تمدن هلنی (یونان باستان)، از قرن دوم پیش از میلاد به بعد، او را با آتنا الهه یونانی برابر می‌دانستند. او الهه باکره شعر، طب، حکمت، و تجارت بود، با بافندگی، صنایع دستی، و سحر و جادو ارتباط داشت، و مخترع موسیقی به حساب میامد. او اغلب همراه با یک جغد به تصویر کشیده شده‌است تا بعنوان موجودی مقدس از طریق ارتباط با این پرنده، به نماد حکمت نیز ارتباط یابد.

در متن این مقاله بر مینروا در روم باستان و در عمل cultic. برای کسب اطلاعات در لاتین حساب ادبی اساطیری از مینروا، که به شدت تحت تأثیر اساطیر یونانی بود، به پالاس آتنا، جایی که او یکی از سه الهه باکره همراه با آرتمیس و هستیا، شناخته شده توسط رومیان به عنوان دیانا و وستا

نام «الهه» از Etruscans که به نام Menrva او وارد شده‌است. Extrapolating از طبیعت او روم، فرض بر این است که در اساطیر Etruscan، Menrva الهه حکمت، جنگ، هنر بود، مدارس و بازرگانی. او با همتای یونانی Etruscan به آتنا بود. دوست آتنا، Menrva از سر پدر او، ژوپیتر (زئوس یونانی) به دنیا آمد.

با فرایند ریشهشناسی عامیانه، رومی‌ها می‌توانست از تلفن‌های نام خارجی او را با کسانی که از ریشه اشتباه مردان در کلمات لاتین مانند mens به معنی «ذهن»، شاید به این دلیل یکی از جنبه‌های خود را به عنوان الهه مربوط به روشنفکری. mens کلمه Proto - هند و اروپایی منگنز، ساقه، در ارتباط با حافظه در یونانی به عنوان نیمازینی (μνημοσύνη) و mnestis (μνῆστις: حافظه، یاد، خاطره).

Menrva بخشی از سه‌گانه مقدس با Tinia و الزهرا بود، معادل رومی Capitoline سه تایی مشتری - جونو، مینروا. مینروا دختر مشتری بود.

به عنوان مینروا Medica، او ایزدبانوی پزشکی و پزشکان بوده‌است. به عنوان مینروا Achaea، او بود که در Luceria در Apulia پرستش که در آن هدایای نذری و اسلحه گفته می‌شود کسانی که از Diomedes در معبد او حفظ شود. [۲] [۳]


رئیس "Sulis - مینرواً یافت شده در خرابه‌های حمام رومی در BathIn Fasti سوم، اووید به نام او بعنوان «الهه‌ای که هزار کار می‌کند»، اشاره کرده‌است. مینروا در سراسر ایتالیا، مورد پرستش بود.هر چند فقط در رم بود او را در تاریخ جنگاوری شخصیت مشترک توسط آتنا. پرستش او نیز به خارج از امپراتوری گرفته شده -- در انگلستان، به عنوان مثال، او با Sulis حکمت الهه محلی conflated شد.

رومیان او را از جشنواره ۱۹ مارس - ۲۳ مارس جشن گرفته در طول روز است که به نام، در جمع اسم یا صفتی که نه مذکر و نه مونی است، Quinquatria، ۵ بعد از Ides از ماه مارس، ۱۹، جشن، صنعتگران. نسخه کمتر، Quinquatria Minusculae، در Ides ماه ژوئن، ۱۳ ژوئن توسط فلوت، بازیکن، که به خصوص مفید برای دین و مذهب برگزار می‌شود. در ۲۰۷ پیش از میلاد)، انجمن صنفی از شاعران و فعالان برای دیدار با بیاندازید و ارائه نذری در پرستشگاه ایزدبانو در تاریخ Aventine تپه تشکیل شد. در این میان، اعضای آن شامل Livius Andronicus. محراب Aventine از مینروا همچنان مرکز مهمی از هنر را برای بسیاری از وسط جمهوری روم.

مینروا در Capitoline هیل به عنوان یکی از سه تایی Capitoline همراه با ژوپیتر و جونو پرستش در معبد الهه Medica، و در «Delubrum Minervae» معبد تاسیس حدود ۵۰ پیش از میلاد) توسط پومپه در سایت هم اکنون اشغال شده توسط کلیسا از سانتا ماریا sopra مینروا مواجه امروزی پیازا دلا سرا مینروا.
2.جونو
در پیش درآمد برادرهود او به دزموند دستور دادتا لوسی رابکشدتا با حوا آمیزش پیدا کند.
جونو، مینروا. مینروا دختر مشتری بود.
اینا همه یک چیزند
طبق فیلم arrivals
ماسونها علاقه شدید به خدایان دارند زیرا طبق مدارکی که کارگردانان فیلم جمع کردند تمام الهه ها وخدایان توسط یک انجمن مخفی تعیین میشدند.که آنها کابالا ارتباط داشتند .کابالا شامل ارتباط باجن هم است.خدایان اجنه بودند از طرفی مصر باستان بعدها شامل کنترل فرعونها شده بود.
اینم جونو
[تصویر: Juno.jpg]


من درمورد این خدا چیزی پیدا نکردم

3.رومولوس
اما رومولوس آیا این اسم به انجمنی در قسمت بازی نبودند که با گل های رومولوس معروف بودند واین لباس میپوشیدند.
[تصویر: Assassins-Creed-Brotherhood-Wolves-Among...l-Sync.jpg]


لباس گرگ رومولوس چه بوداو یک اله بود که از گرگ ماده شیر خورد.

او یک گرگ ماده بود .
به همین خاطر لباس گرگ دارند.
این رومولوس واقعی


[تصویر: 255px-Romolo_e_remo.jpg]
روموس ورومولوس درحال شیر خوردن از گرگ
[تصویر: She-wolf_suckles_Romulus_and_Remus.jpg]



http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%8...9%88%D8%B3

ز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از رومولوس)
پرش به: ناوبری, جستجو




رموس و رمولوس در حال شیر خوردن از پستان ماده‌گرگ؛ در سوی چپ نگارهٔ رئا سیلویا دیده می‌شود. تابلو رُمُلو و رمو اثر پتر پاول روبنز


رُمولوس و رِموس (به لاتین: Romulus - Remus) برپایهٔ اسطوره‌های رومی دو برادر بنیادگذار شهر رم بودند.

پدربزرگ این دو نومیتر برادر آمولیوس و پادشاه آلبا لونگا بود. این دو از کوچندگان شهر ویران‌شدهٔ تروا بودند. آمولیوس نومیتر را می‌کشد و رئا سیلویا را ناچار می‌کند که راه رهبانیت را بپذیرد تا بدین سان همسری نگزیند و فرزندی که شایستهٔ پادشاهی‌است از او نزاید. ولی مارس خدای جنگ شیفتهٔ رئا سیلویا شد و با او گرد آمد. رئا باردار شد و عمویش آمولیوس از این آگاه. پس رئا سیلویا را به زندان افکند تا زمان زایمانش فرا رسد. او دو پسر دوقلو زایید به نام‌ها رموس و رمولیوس. آمولیوس خشمگین شد، رئا را زنده به گور کرد و دو پسر خردسال دوقلویش -رمولوس و رموس- را به رود تیبر سپارد. دو برادر از خیزاب خروشان رهایی می‌یابند و به کرانهٔ رود می‌رسند. ماده‌گرگی بدانها شیر می‌دهد. این دو بزرگ می‌شوند و آمولیوس عموی خود و کشندهٔ پدرشان را نابود می‌کنند. سپس برفراز تپهٔ پالاسیوم شهر رم را پی‌می‌نهند و رمولوس نخستین شاه رم می‌گردد.

رمولوس پس از چندی برادرش را به دلیل گذر از قانون می‌کشد و خود نیز در توفانی سخت درمی‌گذرد.

روایتی ساده تر [ویرایش]

فئودور پتروویچ کوروفکین، در کتاب «تاریخ روم باستان» روایت سرراست تر و ساده تری از «افسانهٔ پیدایش شهر روم» که همان افسانه «رومولو و رما» می باشد، دارد:

زمانی دراز بعد از پیدایش شهر روم[=رُم]، افسانه ای بوجود آمد مبنی بر اینکه این شهر چگونه و بوسیلهٔ چه کسی ساخته شده است. بر طبق این افسانه، سزار یکی از شهرهای لاتینی دستور داد فرزندان خواهرزاده اش، یعنی رومولو و رِما را به رودخانهٔ تیبر افکنند. زیرا از این می ترسید که این دو چون بزرگ شوند، وی را از تخت به زیر آورند.

کودکان در نقطهٔ کم آبی از رودخانه فروافتادند و ماده گرگی آنها را نجات داد. گرگ با شیر خود ایشان را سیر می کرد تا زنده بمانند. سپس چوپانی آن دو کودک را یافت و به خانه بُرد و بزرگشان نمود.

برادران که بزرگ شدند، به جان یکدیگر افتادند. رومولو، رما را کشت و سپس شهر روم را در همانجایی که چوپان ایشان را یافته بود، بنا کرد. سپس آن را به یاد برادر مقتولش(رِما یا همان رموس)، روم نامید و خود سزار این شهر شد.
همچنین رومولوس به اتزیو کمک کرد تا یک لباس تهیه کند.
[تصویر: 1670671-romulus_tribe_brutus_armour_edited_21_thumb.jpg]
اینم نامه های او
[تصویر: Romulus%20Scroll--article_image.jpg]
در ضمن محلهای او ولباسی که به اتزیو داد وسربازان او لباس گرگ یا با آرم گرگ هستند.
Blush خیلی عالی بود
خب امیر آقا جونو نام دیگه ی هرا هست هرا یا جونو ملکه ی آسمان ها و خواهر زئوسه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

برای دیگر کاربردها هرا (ابهام‌زدایی) را ببینید.

هرا (به یونانی: Ἥρα)، در اسطوره‌های یونان، ملکهٔ آسمان‌ها است.
اساطیر یونان باستان
Hera Campana Louvre Ma2283.jpg
هرا
فرانسوی: هرا
عنوان: ملکهٔ آسمان‌ها
جنسیت: مونث
پدر: کرونوس
مادر: رئا
همسر: زئوس
فرزندان: آرس، هبه، هفایستوس
وابستگان: خواهر زئوس
در تروا: طرفدار یونانیان بود
[تصویر: 358px-Hera_Campana_Louvre_Ma2283.jpg]
[تصویر: assassin__s_creed_apple_of_eden_by_decan...35yvtu.jpg]

[تصویر: acb.jpg]


با تشکر از امیر جان و سرود پیروزی عزیز بخاطر مطالب عالی
توی بازی AssassinS creed Brotherhood
چیزی که توجه من را به خود جلب کرد یک گوی کروی بود که به آن apple of edden
می گفتند
اگر اطلاعاتی در موردش دارین ما رو بی بهره نگذارید
منشا تمام گرفتاری و بدبختی های انسان ها یک درخت هست با سیبش که خیلی ها به آن افتخار می کنند
درخت زندگی و سیب دانش

البته منبعی در موردش پیدا کردم
http://assassinscreed.wikia.com/wiki/Pieces_of_Eden
خوب عدن دراین فیلم بحش پرداختیم در سایت پردیس گیم
http://ceit.aut.ac.ir/~maissam/Assassin2.av
اینو دان کنید پایین ترجمه شو گذاشتم.

اوکی این ویدیو قسمتی از کار گروه آنتی ماسون در سایت پردیس است.
نام the masonic game the assassins creed خوب ویدیو چه میگوید اله ها وخدایان همه جن بودند . وماسونها به جن اعتقاد دارند ومیگویند خدایی وجود ندارد .شیطان هم یک جن است.
این اجنه با نام های خاص خدا میشدند خداوند تو سوره سبا اعلام میکنه عده ای شیطان وجن را میپرستیدند
ترجمه ویدیو
:
این هم ترجمه: (توجه کنید که اون قسمتهایی که با هم در یک پاراگراف هستند مربوط به یک صفحه از ویدئو اند، و هر خط خالی نشون دهنده تغییر صفحه است)ء

آدم، من اونو دارم
ایو (حوا)ء
مراقب باش

این ویدئو که نام آن "حقیقت" می باشد بخشی از بازی است. شما بعد از حل کردن 20 معمای سخت به این ویدئو میرسید که این معما ها خود نکات جالبی دارند که در آینده به آنها خواهیم پرداخت
خب
http://www.pardisgame.net/postnav-13178-86.html

شما از این ویدئو چه چیزی متوجه شدید؟
بگذارید آخرین بخش از بازی را با هم تماشا کنیم
آخرین ماموریت

تبریک به تو ای پیامبر (منتقل کننده پیام) خیلی خوب شد که آمدی، بگذار تا آن را ببینیم (منظورش اپل هست) تا به تو چیزهایی بدهیم

ما باید صحبت کنیم

تو چه کسی هستی؟

اسم های خیلی زیادی دارم، وقتی مردم به من مینروا (الهه پزشکی) میگفتند قبل از آن مروا، و مرا و خیلی چیزهای دیگر

دیگران هم همینطور: جونو که قبلا یونی گفته میشد، ژوپیتر که قبلا تینیا گفته میشد (اینها همه از نام های الهه های باستان هستند)ء

شما .... خدایگان هستید؟؟؟

خنده
نه، خدایگان نیستیم، ما فقط قبل از شما بر روی زمین آمدیم

وقتی ما بر زمین راه میرفتیم و زندگی میکردیم، نوع شما تلاش میکرد که وجود ما را درک کند

ما خیلی بودیم.... و زمان زیادی داشتیم،
عقل شما هنوز آماده نبود

هنوز هم نیست، شاید هیچ وقت، مهم نیست

شما شاید ما را درک نکنید، اما اخطار ما را درک خواهید کرد

باید درک کنید

ادزیو: هیچ کدام از حرفهایی که میزنی برای من قابل ملموس نیست

الهه: حرفهای من برای تو معنایی ندارد

ادزیو: در مورد چه چیزی حرف میزنی؟؟ کسی غیر از ما اینجا نیست!!ء

الهه: بس است، من نمیخواهم با تو حرف بزنم، اما میخواهم از طریق تو حرف بزنم، تو منتقل کننده پیام هستی

تو نقش خودت را بازی کردی

تو او را هدایت میکنی، اما لطفا ساکت باش تا ما بتوانیم ارتباط برقرار کنیم

گوش کن

وقتی ما هنوز جسم داشتیم، و خانه ما هنوز سالم بوود، نوع شما (انسان ها) به ما خیانت کردند

ما کسانی بودیم که شما را خلق کردیم، ما کسانی بودیم که به شما زندگی دادیم

ما قوی بودیم، اما شما زیاد بودید و هردوی ما باعث ایجاد جنگ شد

ما خیلی به موضوعات زمینی مشغول بودیم، و از توجه به بهشت ها غافل شدیم

و وقتی ما متوجه شدیم که دیگر جهان سوخته بود، و چیزی باقی نمانده بود جز مقداری خاکستر

این مساله باید همینجا و همین وقت تمام شود

اما ما شما را در چهره و ضاهر خودمان ساختیم، ما شما را ساختیم تا زنده بمانید

و خب ما این کار را کردیم، تعداد کمی از نوع شما و نوع ما تخلف کردند

تعدادی قربانی شدند. و از خود گذشتگی نشان دادند، اما ما دوباره آنها را ساختیم

و وقتی که زندگی به جهان باز گشت، ما تلاش کردیم که از این موضوع مطمئن شویم

این تراژدی دوباره نباید تکرار شود

اما حالا ما داریم میمیریم، و زمان علیه ماست

واقعیت به افاسنه تبدیل شده
آن چیزی که ما آفریدیم

اشتباه درک شد

بگذار تا کلام من پیغام را نگاه دارد (منتقل کند) و از شکست ما تجربه بگیرید

اما همچنین بگذار که کلام من امید را به شما برگرداند،
تو ابید مابقی معابد را هم پیدا کنی

که توسط آنهایی ساخته شده است که میدانستند باید از جنگ کنار بکشند

آنها برای نجات ما کار کردند، تا ما را از آتش نجات دهند

اگر تو بتوانی آنها را پیدا کنی.... اگر کار آنها باقی مانده باشد، شاید این دنیا نیز بتواند باقی بماند

سریع باش که زمان به سرعت میگذرد، و در مقابل صلیب (منظورش تمپلارها است) بایست

بسیاری هستند که بر سر راه تو قرار خواهند گرفت

تمام شد. پیام منتقل شد، ما دیگر از این دنیا میرویم

همه ما، ما کار دیگری نمیتوانیم انجام دهیم

مابقی کارها به عهده توست ، دزموند

سازنده کلیپ: خب، با توجه به جملاتی که نشانه گذاری شده بود (به رنگ آبی) یکبار دیگر ویدئو اول را با هم تماشا میکنیم


صبر کنید، صبر کنید

در انتهای این ویدئو شما کد زیر را مشاهده میکنید
01000101
01000100
01000101
01001110
برای کمتر از یک ثانیه، اما این به چه معنی است؟

این کد یک کد باینری است،
یعنی کد دوتایی، بیایید آن را به دهتایی تبدیل کنیم

01000101=69
01000100=68
01000101=69
01001110=78

آیا شما کد های اسکی را میشناسید>؟
کدهایی که برای نمایش حروف الفبا در کامپیوتر استفاده می شوند

با توجه به کدهای اسکی
کلمه
EDEN
به دست می آید
ء(این کلمه به باغی گفته می شود که باغ ادن نام دارد، باغی که حضرت آدم و حوا در آنجا بودند و بعد از اینکه توسط شیطان گول خورند از آن خارج شدند)ء

بله این بازی این را میگوید که این الهه ها انسان را آفریدند و ...ء

و آنجا که ماسون ها تلاش میکنند که در ذهن ما بگنجانند
که هیچ خدایی وجود ندارد

آدم و حوا اپل(سیب دانش) را از الهه ها دزدیدند و پس از آن انسانها علیه الهه ها شورش کردند و خدای خود شدند.
این بازی میگوید که شما نیازی ندارید که خدایی را بپرستید،
و این سیب در طول تاریخ ... (اشاره به قسمت بعدی این کلیپ که ساخته خواهد شد و نشانه هایی را در خود خواهد داشت)ء

نکات بسیاری دیگر در این بازی وجود دارد که تعلق آن را به ماسون ها نشان میدهد،
اگر خدا به ما کمک کند در آینده به بحث آنها خواهیم پرداخت
ادامه خواهد داشت
انشاءالله
[تصویر: assassin__s_creed_apple_of_eden_by_decan...35yvtu.jpg]
این قطعه همون گنجینه تمپلرها است که درمعبد سلیمان پیدا کردند.
این قطعه درآینده بیشتر بهش خواهییم پرداخت.
این یک وریل است.
بسیارعالی متشکر از تمامی دوستان به نکته ای بسیار جالب و خیلی مهم اشاره کردید. الهه ها که ادعا میکنند قبل از انسان بر روی زمین بوده اند و سپس انسان ها را خاق کرده و انسان ها اشتباهی انها را به نام خدا یا خدایان مینامند در واقع موجودات فضایی هستند این اسطوره های پر رمز و راز تقریباً در تمامی دنیا دیده میشوند و داستانی مشابه هم دارند برای مثال بهاینجا یک سر بزنید. تمام حرفاین است که: انانی که از اسمان امدند(انوناکی) نیاز به کارگر داشتند تا بتوانند از انها در معادن طلای زمین استفاده کنند انها انسان ها را از نسل میمون یا انسان های وحشی غار نشین با کمک مهندسی ژنتیک خلق کرده اما توانایی تولید مثل نداشتند تا اینکه با مطالعات و ترکیب ژنهای همان فضایی ها که خدایان نامیده میشدند توانستند نمونه ای از انسان با توانایی تولید مثل را خلق کنند و نام ادم و حوا را بر انها گذاشتند تا همین جا میخواد بگه همون خدایی که گفته من از روح خودم در انسان دمیدم یکجور هایی به زبان ساده همین مسئله بوده تا مردم بفهمند.محل نگهداری ادم و حوا هم باغی بوده به اسم اِدِنیا ، اِدِن، یا همان عدن . این موجود مخلوق دارای قدرت شگرفی بوده بدون انکه خود بداند به خاطر همین هم از اگاهی و دانستن منع شده بود بدون انکه خود بداند در بازی همین سیبها(قطعه های عدن) توانایی کنترل ذهن همه را دارند جز یک عده خاص که همان اساسین ها هستند که به طور تلویحی اشاره میشود که اساسین ها از نسل خالص و حقیقی ادم و حوا هستند. موضوع انسان در همان اغاز ماجرا برای خزندگان تغییر شکل دهنده فضایی گران امد این خزندگان دلخوشی هم از انوناکی ها و دیگر موجودات فضایی یا همان خدایان نداشتند و در پی تلافی کردن بودند روزی یکی از همین خزنده ها(خوب دقت کنید خزنده ) وارد باغ شده مثلاً به شکل مار و حقیقت را به ادم و حوا گفته که شما با این خدایان هیچ تفاوتی ندارید فقط او دانش دارد ولی شما ندارید اگر دانش داشته باشید و بتوانید ان سیب های مرموز را بدست اورید میتوانید مانند انها شوید خدایان از این سیب ها جهت بهره کشی از شما و دیگر انسان ها استفاده میکنند شما با سرقت یکی از این سیب ها و بدست گرفتن کنترل ذهن انسان های دیگر میتوانید از یوغ اسارت انها خارج شده و خود تصمیم گیرنده باشید. در پایان حل تمام معماهای نسخه دوم بازی و قرار گرفتن 30 قسمت حقیقت در کنار هم حقیقت به نمایش در می اید که زن و مردی برهنه در یک جایی شبیه به باغ با ساختمان های پیشرفته در حال فرار و گریز به سبک همان اساسین ها هستند در حین فرار یم صحنه به نمایش در می اید که یک شخصی که پشت به دوربین است یکی از همین سیبها را در دست دارد و عده ای از انسان های برهنه در حال کار با ادوات پیشرفته هستند در ادامه به فرار خود ادامه داده در نهایت به بام ساختمان میرسند و صحنه ای که نشان داده میشود نمایی از کوه کلیمانجارو واقع در تانزانیاست نشان داده میشود( قدیمی ترین فسیل انسان در تانزانیا یافت شده، متوجه شدید!!!) ادم حوا را صدا میکند حوا میگوید ان را در اختیار دارم، سیب در اختیار حوا ست، حوا به ادم میگوید مراقب باش و صحنه تمام میشود. گویا از چیزی میگریختند که به دام افتادند. این همان داستانی است که پیامبران در کتب الهی خود به زبان ساده اورده اند تا انسان را به بردگی خدا بازگردانند اما این همان خزنده که شیطان خوانده شده بود که انسان را نجات داد تا انسان خود اقا و سرور خودش باشد و..... ادامه داستان
دوستان من خیلی خلاصه این چرندیات را با کمی تحلیل شخصی که قطعاً خالی از اشکال نیست بیان کردم با بک جست و جوی ساده میتوانید اطلاعات بیشتری در مورد نیبیرو ، انوناکی و خزند های تغییر شکل دهنده بدست اورید. اصل کلام اینکه دری به تخته ای خورد انفجار بزرگ شکل گرفت، ادم فضایی ها برای یافتن طلا امدند زمین انسان را خلق کردند و ادامه داستان و 2012 زمان موعود بازگشتشان است.
اریک فون دانیکن جیره خور راکفلر و کتاب ارابه خدایانش معروفند. در این میان زکریا سچین ملعون( که کاملاً اتفاقی از یهودیان روسیه است و کاملاً اتفاقی تر ساکن اسراییل ) کتاب هایی در این زمینه چاپ کرده برای درک بهتر قضیه به کتاب گمشده انکی حتماً مراجعه کنید تا متوجه شوید چه خزعبلاتی را بجای حقیقت به خورد ملت ها داده اند.
لینک دانلود کتاب گمشده انکی
اگر کمی دقت کنید متوجه صحبت هایم میشوید و به مسائ بیشتری پی خواهید برد.
شهادت میدهم که خداdی جز خدای یگانه نیست که پیامبران را برای هدایت بشر فرستاد و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان پاکش را برگزید تا خورشیدی تابان برای هدایت و نجات مخلوقات باشند
نسخه جدید این بازی شماره سوم معرفی شده به نام Revelations و در سال های 1459 برمیگره یعنی تاریخ عثمانی
اولین تصاویر منتشر شده
این تصویر

[تصویر: f5rtqqmha7w8uftlv6n.jpg]

این مسجد ایاصوفیا در ترکیه هست

و همچنین بازهم ...
[تصویر: obelisk.jpg]
و اما واقعیت تاریخ ان زمان

چگونه آخرین خلافت اسلامی بدست فراماسون ها افتاد
[تصویر: index3453.jpg]
غرب با رویکرد استعماری و زیر بنای فکری ماسونی سعی بر بلعیدن هر آنچه که مانع اجرای اهداف خود می دانست کرد
نیروهایی که توانستند بعد از رنسانس و تا اوایل قرن 18 نمام اروپا و غرب زا تحت کنترل خود در آورند با نگاه به شرق امپراطوری های قدرتمند اسلامی را نشان گرفتند
امپراطوری ماسونی اروپا به رهبری بریتانیا برای درهم کوبیدن این مانع بزرگ نیاز به ابزار و راهکارهای نو و جدید داشت
در اندیشه های ماسون ها بیت المقدس پایتخت جهانی این نظم نوین می باشد و در آن زمان تحت سیطره سلاطین عثمانی بود
در اولین قدم برای اجرای این کار جاسوسان بریتانیا در تمام امپراطوری های مسلمان از جمله عثمانی و گورکانی پراکنده شدند
آنها به عنوان سیاح و تجار به تمام نقاط سرکشی می کردند و با بررسی های دقیق نقاط ضعف و قوت آنها را با دقت مورد بررسی قرار می دادند و ثبت می کردند .
پس از اینکه فراماسون ها در بریطانیا و اسپانیا و ایتالیا و فرانسه را با تلاشی خستگی ناپذیر و مثال زدنی به زیر سلطه خود در آوردند روی به سایر امپراطوری های بزرگ آن دوران نمودند .
در سال 1822 نخست وزیر اتریش نامه ایی به امپراطوری روسیه الکساندرنوشت و این اخطار را در آن گوشزد کرد :این جوامع بوی زننده ایی هستند که در بالاترین سطوح جامعه رخنه کرده اند شرارتی که به عمیق ترین و شتیع ترین ریشه خود رسیده است . اروپا تحت تهدید مورد حمله قرارگرفتن توسط این گروه هاست و تمام سازمانها و احراب همگی مکررا تحت حمله اینها هستند
با تمام این هشیاری ها این جوامع سری در راه تحقق و پایه ریزی نظم نوین جدید حاکم بر دنیا از هیچ گونه نیرنگ و توطئه کوتاهی نکردند .و به دنبال فرصتی برای نهایی کردن توطئه های خود بودند و این فرصت پس ازقتل ولیعهد اتریش به دست هفت آنارشیست صرب در سارایو به دست آوردند . و جنگ بزرگ جهانی که به نابودی آخرین نمادهای نظم جهانی قدیم که پس از آخرین جنگ های صلیبی بر جهان حاکم بود در گرفت . پس از اوج گیری درگیری ها و ناکامی ها و شکست های پی در پی فراماسون ها در جبهه های مختلف آنها به نیرنگ جدید دست زدند تا بن بست این جنگ احمقانه که می رفت به نابودی ساختار نوبنیاد آنها بیانجامد شکسته شود . آنها راه حل را در گشودن جبهه شرق دیدند . فرمانده نیروی دریایی انگلیس در آن دوران فراماسون بزرگ وینستون چرچیل بود. او در طرحی جاه طلبانه به استانبول مرکز امپراطوری عثمانی حمله ور شد اما مجاهدین مدافع ترک با مقاومتی حیرت انگیز عملیات دریایی و زمینی انگلیسیها و نیروی های هندی مستعمرات و استرالیایی را در هم کوبیدند چرچیل مجبور به استعفا شد . در یک عملیات دیگر انگلیسی ها از طریق تنگه هرمز نیروی های هندی خود را برای تصرف بغداد وارد عمل کردند اما نیروهای خلفای عثمانی باز هم نشان دادند که در دفاع بی رقیب هستند و این عملیات نیز با شکست مواجه شد . ارتش بزرگترین کشور ماسونی دنیا به بدترین شکل ممکن تحقیر شد . اما در ناامیدی برگ تازه ایی رو کردند . این برگ برنده توسط مامور کارکشته آنها و افسری گمنام به نام ادوارد لورنس معروف به لورنس عربستان و از صحرای شبه جزیره عربستان به دست آمد . این عملیات سری به همراه شکل گیری نهضت محمد بن عبدالوهاب و قیام ملک فیصل و قبایل عرب که به جنگ های چریکی روی آورده بودند سبب برپایی فتنه بزرگی در جهان اسلام گردید .لورنس که به عنوان یک مشاور و مستشار نظامی دوشادوش اعراب شورشی با خلفای عثمانی به نبرد پرداخته بود سرانجام موفق شد در یک عملیات استثنایی اعراب بیابانگرد را از صحرایی سوزان عبوردهد و بندر عقبه در اردن را تصرف کند و سپس مقدمات تصرف دمشق و بیت المقدس را فراهم سازد و آخرین خلافت اسلامی در دنیا را در آستانه فروپاشی قرار دهد .
این عملیات به همراه تحرکات یهودیان سالونیک که از پناهندگان یهودیانی بودند که از اسپانیا رانده شده بودند سرانجام به شکست خلافت عثمانی انجامید
پس از تقسیم امپراطوری های شکست خورده در جنگ جهانی بین فاتحین جنگ که وارثان تفکرات شیطانی ماسونی در دنیا بودند آنها نظم نوین جهانی خود را بنا کردند . آنها لزوم را برراه اندازی سیستم جدید مدیریتی کلان و تربیت کادرهای نوین با تفکرات ماسونی در تمام ممالک فتح شده بودند . به همین خاطر به سرعت سیستم آموزش نوین و لژهای فراماسونی در دنیا گسترش یافت .
تاریخ پیدایش مجامع و لژهای فراماسونری دربعضی از مناطق اسلامی بدین شکل است :
بنگال 1727 م – بمبئی 1728 م – ترکیه 1738 م – مدرس 1752 م – سیلان 1771 م – سورات 1771 م – جزایر پرنس دیگال 1780 – غرناطه 1780 - سوریه 1862 م – سوماترا 1772 م – مصر 1798 م – و ...
نخبه های مستعمرات که اکثرا عضو لژها بوده و مدارج لازم را گذارنده بودند به مقام های بالای مدیریتی و سیاسی رساندند . پس از تثبیت پایه های فکری ماسونی و تربیت ماموران ماسونی از بین مردم مستعمرات و بالا رفتن هزینه ها نگه داری مستعمرات به مرور اقدام به واگذاری این ممالک به افرادی نمودند که تربیت شدگان لژهای فراماسونری بودند و خود را مقید به ادامه راه برپایی این نظم نوین در جهان بودند و پس از جنگ دوم جهانی و طراحی نقشه جدید جغرافیای سیاسی دنیا و تشکیل سازمان ملل و هدفمند کردن این نظم جهانی که بر پای قانون اساسی فراماسونری جهانی که اعلامیه حقوق بشر و حاکم کردن مذهب جهانی یعنی امانیسم و انسان پرستی به جای خدا پرستی بود دنیای مورد نظر فراماسون ها و جوامع سری حاکم بر دنیا شکل گرفت که از پایان جنگ جهانی اول تا کنون به مانند خزنده ایی در حال پوست افکندن می باشد و به زودی با تکامل آن ما شاهد شکل گیری نظمی خواهیم بود که دارای یک سیستم متمرکز مالی و سیاسی و دینی خواهد شد و این نهایت این نظم شیطانی حاکم بر دنیا است
اینم لینک دانلود تیزر جدید با حجم 1.3 مگابایت
تیزر Assassins Creed : Revelations
نفوذ یا ضعف تخصصی و کارشناسی در مقوله های تاثیرگذار فرهنگی در این بنیاد تا کی ادامه خواهد داشت؟ ارائه مجوز به بازی های غیراخلاقی ، ضد امنیتی ، مروج فراماسونری و شیطان پرستی و ... کافی نیست تا شاید مسئولان به فکر افتاده و توجهی به عرصه بازی های رایانه ای داشته باشند ؟

این بازی‌های فراماسونری و شیطان پرستی چگونه مجوز گرفتند؟
http://www.cloob.com/club/article/show/c...id/2311584
سلام من تازه عضو این سایت شدمBlush
و اینکه با نظر اعضا موافقم اگر این بازی روانجام داده باشین میبینید که در بیشتر تالارها به صورت نامفهوم اسم امام علی وجود داره که با افتادن این اسم مقدس بر روی کف این تالار ها بازیکن اون روبه صورت وارونه میبینه که این خودش نوعی توهین محسوب میشه
به گزارش شیعه آنلاین - هادی ناصری* در سال 2007 میلادی شرکت مشهور «یوبی سافت» بازی نرم افرازی جدید، زیبا و سرگرم کننده ای را به بازار جهانی عرضه کرد که مانند دیگر بازی های این شرکت دارای محیطی جذاب با گرافیک بالا بود که مورد استقبال جهانی واقع گردید. در پی این استقبال، شرکت «یوبی سافت» نسخه دو این بازی را نیز فورا آماده و به بازار جهانی عرضه کرد. نام این بازی «آساسینس کرید» است که ترجمه فارسی آن "قاتلان" یا "فدائیان مذهبی" است.
برخی این بازی را مرتبط با «حشاشین» می دانند. حشاشین از فرقه اسماعیلیه بودند که بعد از امام جعفر صادق (علیه السلام) اسماعیل فرزند دیگر ایشان را امام زمان می دانستند و او را بعنوان امام آخرشان قبول داشتند. در زمان سلسله سلجوقیان فردی بنام «حسن صباح» رهبری فرقه اسماعیلیه در ایران را بعهده گرفت. او مردی دانشمند، سیاستمداری زیرک و دانشمندی با ذکاوت بود. از زمان او به بعد پیروان اسماعیلیه در ایران با نام باطنی شناخته شدند.
آنها بر این اعتقاد بودند که قرآن دارای چندین لایه از مفاهیم و معانی است و هرکس نمی تواند به این لایه ها پی ببرد و برای پی بردن به این لایه ها نیاز به سال ها تحصیل، کسب علم، تفکر و تدبر ویژه در قرآن دارد، از این رو آنها "باطنی" نامیده شدند. «حسن صباح» مقر حکومت خود را "الموت" انتخاب کرد. این منطقه یک منطقه کوهستانی در میان البرز مرکزی است و خود مانند یک دژ طبیعی است و در گذشته از آب و هوائی خوب و زمین های کشاورزی حاصلخیزی برخوردار بود.
«حسن صباح» و یارانش در "الموت" به ساخت داروهای مختلف می پرداختند و آنها را به دیگر نقاط ایران می فرستادند تا در اختیار مردم برای مداوا قرار گیرد. از جمله داروهائی که آنها تولید می کردند عبارت بوده اند از: انواع داروهای گیاهی نظیر گل گاوزبان، الکل، جوهر بید و غیره. در مورد جوهر بید باید گفت که این دارو از برگ های درخت بید تولید می شود و دارای خاصیت خنک کنندگی و ضد التهاب بوده و هم اکنون داروهائی نظیر آسپرین و سالسیلات نیز از همان خانواده هستند. (آسپرین: اسید استیک سالسیلیت) بدین ترتیب شغل اصلی «حسن صباح» و یارانش، تولید و صدور دارو به نقاط مختلف جهان بود. بنابراین آنها را داروساز می نامیدند و چون در گذشته داروساز را حشاش می نامیدند، از این رو باطنی ها را حشاشین نیز می خوانند.
داستان بازی
داستان بازی در سال 2012 میلادی در فضای زندان مانند یک آزمایشگاه مدرن بنام آبسترگو شروع می شود. «دزموند مایلز» شخصی است که توسط عوامل آبسترگو دزدیده شده و در این آزمایشگاه محبوس شده است. وی که یکی از نوادگان اساسینس است، توسط یک دکتر و دستیارش تحت آزمایش های ویژه قرار دارد. در وسط این آزمایشگاه دستگاه خاصی بنام آناموس وجود دارد که با استفاده از فرمول های DNA شما (دزموند مایلز) را به جنگ های صلیبی باز می گرداند و شما با دستور دکتر مجبور می شوید به گذشته برگردید.
در واقع بازی اصلی شما از اینجا (در زمان گذشته) آغاز می شود. پس از تعلیمات خاصی در ابتدای بازی (راه رفتن، دویدن، پریدن، مخفی شدن و غیره) جنگیدن و فرار کردن را بصورت مجازی فرا می گیرید و رفته رفته مهارت شما در مراحل بازی بشتر و بیشتر می شود. شروع بازی در زمان جنگ های صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان است و کسی که هدایت بازی را برعهده دارد، یک اساسین یا در واقع قهرمان بازی است که نامش الطیار است. الطیار در طی مراحل بازی به ماموریت های خاصی بین سرزمین های ریچارد شیردل، عکا، اورشلیم و دمشق می رود تا در نه ماموریت ویژه حاکمان ظالم، افراد زورگو، فرماندهان شرور و جاسوسان را با زیرکی خاصی به قتل برساند و از مردم بی دفاع حمایت کند و در نهایت به این جنگها خاتمه دهد. او با موفقیت در هر ماموریت به سلاح های مختلف جدیدی دسترسی پیدا می کند که بر مهارتش در نبرد می افزاید و قدرت او را بیشتر می کند.
هدف آزمایشگاه آبسترگو چیست؟
عوامل این آزمایشگاه می خواهند با استفاده از دستگاه آناموس، دزموند را به گذشته اژدادی اش برگردانند تا او نیز جام مقدس را که قدرت خاصی دارد، برای آنها به زمان حال آورده و تحویلشان بدهد.
فضای بازی بسیار هوشمندانه و متنوع است به نحوی که تمام مردم شهر اعم از زن و مرد، پیر و جوان، دیوانه و مست، سرباز و قلدر، خبرچین و جیب بر همه و همه وجود شما را حس می کنند و نسبت به تمام اعمال شما عکس العمل های متفاوتی دارند. گرافیک بازی هم بسیار زیبا بوده و معماری اسلامی با ظرافت و دقت خاصی و کیفیت بالا و بسیار نزدیک به واقعیت طراحی شده است. با تمامی این احوال جای تعجبی برای تمام نکاتی که راجع به بازی «اساسین کرید» اشاره شد وجود ندارد، چرا که با پیشرفت لحظه به لحظه علوم نرم افزاری و کامپیوتری در دنیای امروز، از شرکت توانمندی چون شرکت یوبی سافت، غیر از این توقعی نیست.
اما مسئله مهمی که شاید تا بحال هیچ کسی متوجه آن نشده اینکه آیا این شرکت با تمام دقتی که در مراحل ساخت یک چنین بازی نرم افزاری به کار می گیرد، ممکن است بطور اتفاقی، لوگو و آرم اساسینس را نام مقدس امیرالمومنین علی (علیه السلام) قرار دهد یا اینکه از این کار هدفی داشته است؟ پر واضح است که این مسئله اتفاقی نبوده زیرا کسانی که محصولات این شرکت را دیده اند، یقینا می دانند طراحان آن حتی در کوچک ترین اجزاء تشکیل دهنده این بازی ها مانند حرکات لب، مو، مژه، صداگذاری و هزاران مسأله دیگر نهایت دقت را اعمال می کنند چه رسد به آرم و پرچم که نمادین ترین اجزاء یک بازی را تشکیل می دهند.
پس یقینا این مسئله سهوا رخ نداده است. خوب یا بد این مسأله را هنوز نفهمیده ایم! اما این شرکت چنان ماهرانه نام مقدس علی (علیه السلام) را در اجزاء بازی "اساسینس" جای داده که نه تنها میلیون ها کاربر ایرانی تا به حال متوجه این قضیه نشده اند، بلکه سازمان های مربوط به مجوز و پخش نیز متوجه این مسأله نشده اند! این شرکت که با ارائه بازی های «شاهزاده ایرانی» علاقه خود را به موضوعیت ایرانی نشان داده، بار دیگر با بازی "اساسینس کرید" اینکار را بسیار حرفه ای تر تکرار کرده است.
هنگام بازی چند پرسش در ذهن خطور می کند. چرا خیلی از اوقات الطیار ناخودآگاه روی این صندوق ها پا می گذارد؟ چرا در قلعه اساسینس این آرم مقدس را بصورت قرینه روی زمین هم می بینید؟ چرا قهرمان محبوب بازی، در مرحله آخر رهبر خود را به قتل می رساند؟ مسلما باید با دوبله و تحقیق درباره این بازی به جواب رسید.
اما اینکار بعهده وزارت ارشاد اسلامی و بنیاد ملی بازی های رایانه ای و سازمان هائی است که چنین اموری را عهده دار هستند. اما صد حیف که نه تنها متوجه نشده اند، بلکه وقتی با آنها تماس گرفته ایم و موضوع را به آنها اطلاع دادیم، خیلی بی تفاوت پاسخ دادند که: "حالا که چی؟" واقعا جای تأسف نیست که در تنها کشور شیعه جهان به همین راحتی به ترویج عقائد ضد شیعی اجازه پخش داده می شود؟AngryAngryAngryAngryAngryAngryAngry
ببخشید چند روز نبودم این نسخه در واقع اتزیو از نفوذ ماسونها در عثمانی با خبر است.واز طرف پدربزرگ خود به او وحی شده است.وحی از طرف خدایان نعوذبااله
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
آدرس های مرجع