تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: از ما نیست! (مقاله ی فوق ویژه) (طاقت ندارید نخوانید!)هر 40 مورد اضافه شد$#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
بنام ستار معاصی عاصیان


واقعا ممنون از علی آقا و سایر دوستان که به فضای این تایپک روح معنوی بخشیدند.


اگر هر روز 10 بار هم مرور کنیم باز برای فکر کردن و تامل جا دارد


خداوند توفیق رعایت حدود و انجام امورات را عنایت بفرماید.انشالله
بسم ا...
سلام
ممنون از تلنگرایی که ثبت میکنید
خدا آخر عاقبتمون رو به خیر کنه، ما که خیلی ازین مرحله پرتیم....
مطلب مفیدی بود خیلی ممنون
سلام
با تشکر از آقای علی 110 به خاطر ایجاد این تایپیک.
می خواستم بگم که شیخ صدوق کتابی دارند به نام " خصائل الشیعه" که توش دقیقاً همین کار رو کرده اند و احادیث " منا" و " لیس منا" رو جمع آوری کردن. یک سری از این احادیثی که دوستان در اینجا زحمت کشیدن اونجا هم هست به علاوه احادیث جالب و تاثیرگذار دیگه ای که توصیه می کنم حتماً بخونیدشون.
سندى پسر محمّد نقل كرد:
روزى جماعتى پشت سر امير المؤمنين عليه السّلام به راه افتادند. حضرت رويش را به سوى آنها برگرداند و فرمود: شما كيستيد؟
گفتند: يا امير المؤمنين، ما از شيعيان تو هستيم.
امام عليه السّلام فرمود:
پس چرا در سيماى شما آثار و نشانه‏هاى شيعه را نمى‏بينم؟
گفتند: آثار و نشانه‏هاى شيعه چيست؟ فرمود: در اثر شب‏زنده‏دارى رنگ رخسارشان به زردى گراييده، در اثر روزه، شكمهايشان لاغر گشته و در اثر دعا و نيايش، لبهايشان خشكيده است و آنان را، غبار خشوع و فروتنى فرا گرفته است.
ابو بصير گفت: به امام جعفر صادق عليه السّلام عرض كردم: فدايت شوم، [صفات‏] شيعيانت را برايم وصف فرما. حضرت فرمود:
شيعه ما كسى است كه صدايش از گوشش نمى‏گذرد و دشمنى‏اش از بدنش به ديگرى تجاوز نمى‏كند. بارش را به دوش ديگرى نمى‏اندازد و اگر از گرسنگى هم بميرد، از غير برادران دينى‏اش چيزى نمى‏خواهد.
شيعه ما كسى است كه همچون سگ پارس نمى‏كند و همچون كلاغ طمع نمى‏ورزد. شيعه ما، سبك بار زندگى مى‏كند و هر زمان در جايى مأوا مى‏گيرد.
شيعيان ما كسانى هستند كه در اموالشان، حقّ مشخّصى براى ديگران قرار مى‏دهند، با يك ديگر مواسات مى‏كنند، هنگام مرگ، بى‏تابى نمى‏كنند و در قبرهايشان به زيارت يك ديگر مى‏روند.
ابا بصير گفت: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: فدايت شوم، اينان را كجا بجويم؟ فرمود: در اطراف زمين و بين بازارها، آن گونه‏اند كه خداى بزرگ در كتابش [در باره آنها] فرموده است: «در برابر مؤمنين فروتن و در مقابل كافران سرفرازند».

و این یکی که با خوندنش حس زیبای " صاحب داشتن" وجود آدم رو فرا می گیره:

پسر ابى نجران گفت: از امام رضا عليه السّلام Heart شنيدم كه فرمود:
هر كس با شيعيان ما دشمنى ورزد، با ما دشمنى ورزيده، و هر كس شيعيان ما را دوست بدارد، ما را دوست داشته، چون آنها از ما هستند و از سرشت ما خلق شده‏اند.
هر كس آنان را دوست بدارد، از ماست، و هر كس آنها را دشمن بدارد، از ما نيست.
شيعيان ما به نور خدايى مى‏نگرند و در رحمت خداوند غوطه‏ورند و به كرامت الهى رستگارند.
هيچ يك از شيعيان ما مريض نمى‏شود مگر اين كه ما به خاطر بيمارى او بيمار مى‏شويم، و مغموم و اندوهگين نمى‏شود مگر اين كه ما به خاطر غم و غصه‏اش اندوهناك مى‏شويم، و شاد نمى‏شود مگر اين كه ما به خاطر شادى‏اش فرحناك مى‏شويم. هيچ يك از شيعيان ما، در هر كجا كه باشد، چه در مشرق و چه در مغرب، از ما پنهان و غايب نيست. هر كدام از آنها از دنيا برود و از خود قرضى بجا گذارد، اداى آن بر عهده ماست و اگر مالى از خود بجا گذارد، تعلّق به وارثانش دارد.
شيعيان ما كسانى هستند كه نماز بر پا مى‏دارند، زكات مى‏دهند، حجّ خانه خدا را بجا مى‏آورند، ماه رمضان روزه مى‏گيرند، اهل بيت پيامبر را دوست مى‏دارند و از دشمنانشان بيزارى مى‏جويند. آنها اهل ايمان و تقوى و اهل ورع و پرهيزكاريند. هر كس آنها را نپذيرد، خدا را نپذيرفته و هر كس به آنها طعنه زند و سرزنششان نمايد، خدا را سرزنش كرده، چون اينها بندگان حقيقى خداوند و اولياى راستين او هستند.

به خدا سوگند، هر يك از آنها در جماعتى مثل قبيله ربيعه و مضر [كه به زيادى نفرات در عرب مشهورند] شفاعت مى‏كند و خداوند شفاعت او را در باره آنها مى‏پذيرد و اين، براى كرامتى است كه اينان در پيشگاه خدا دارند.
(۲۵/اسفند/۹۰ ۸:۴۸)awakened نوشته است: [ -> ]و این یکی که با خوندنش حس زیبای " صاحب داشتن" وجود آدم رو فرا می گیره:



درسته حس خیلی خوبیه ولی آیا ما (من نوعی) جزو شیعیان این بزرگان هستیم ؟!!
علی جان حرفات همیشه بوی حقیت میده.
همیشه جلو همین کسان در تالار می ایستی
تا دیشب خوشحال بودم که حتی نفسی هیچ نفسی من رو از خدا دو نمی کنه از وقتی گوشه ای از خقیقت برایم روشن شده قبلا خیلی گناه کار بودم.
ولی دیشب یک اشتباه بزرگ کردم و نتونستم خشم خودم رو بخورم. و خیلی پشیمونم امید وارم خدا منو ببخشه و اون حال و هوایه اللهی رو که چند وقتیه دارم ازم نگیره.چون هییییییییییییییییییییییییییییییییچ لذتی رو بالاتر از با خدا بودن ندیدم. شاید خیلی ها بگن اغراق می کنه. ولی به خداییی خدا که اینطور نیست من خیلی از لذت های گناه رو انجام ددم قبلا و وقتی این لذت با خدا بودن رو تجربه کردم از همه اون ها بریدم. یا بهتره بگم بریده شدم. دعا کنین خدا به خاطر اشتباه من خودش و اون حال و هوا رو از من نگیره.
حتما برام دعا کنین.
چون خودش به موسی فرمود :‌مرا با زبانی دعا کن که با آن گناه نکردی.
موسی گفت :‌خدایا آن چه زبانی است !
فرمود:‌زبان دیگران !!
یا حق
سلام
شاید نباشیم، ولی امیدوار که میشیم. این که اگه یه راهی هست که به این چنین مقامی ختم میشه ...
و فی ذالک فلیتنافس المتنافسون ...
سلام
مطالبتون خیلی خوب بود.اما یه سوال تقیه ای که تو خیلی از روایت ها اومده به چه معناست ؟
یعنی ما در زمان خودمون چه طور باید تقیه کنیم؟اصلا چطور باید آیات و احادیث امامان (علیه السلام) را در
زمان خودمون به اجرا در بیاریم؟
(۲۵/اسفند/۹۰ ۲۱:۰۹)mahyamatin نوشته است: [ -> ] تقیه ای که تو خیلی از روایت ها اومده به چه معناست ؟
یعنی ما در زمان خودمون چه طور باید تقیه کنیم؟اصلا چطور باید آیات و احادیث امامان (علیه السلام) را در
زمان خودمون به اجرا در بیاریم؟

سعی میکنم در اولین فرصت پاسخ دهم
إن شاء الله و به توفیق الهی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع