تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: راهبردها در کلام امام خامنه ای ((ویژه))
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2

[b]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
طی ایجاد تاپیک هایی در تالار با مضمون های مظلومیت رهبری و حمایت از رهبری به فکر ایجاد تاپیکی افتادم که به نظرم جاش در تالار خیلی خالیه .
(( راهبردها در کلام امام خامنه ای ))
دوستان؛ اگر به طور واقعی صحبت ها و راهبرهای رهبر عزیزمون رو گوش بدیم و به
اونها عمل کنیم صد درصد به هدفی که همه ما به دنبالش هستیم یعنی بیداری اندیشه
خواهیم رسید . متأسفانه در این دوره عده ی زیادی از مردم حتی کسانی که حامی
[/font][font=Tahoma]
ولایت هستند و همچنین عده ای از مسئولین توجهی به صحبت ها و راهبرد های
حضرت آقا ندارند ، که این مسئله خود باعث به وجود آمدن خیلی از مشکلات در جامعه
شده است . امیدوارم با توجه خاص به رهنمود های نائب عمومی به حق امام
زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود و جامعه خود را برای ظهور آماده کنیم . انشاءالله
( از مدیران این بخش تقاضای عاجزانه دارم که این تاپیک را ادغام نفرمایند . )

اولین رهنمود : اراده و قدرت انسان
من به نقش انسان و اراده و قدرت انسانی ، ایمان زیادی دارم . این جزو اصول فکری
ماست که در طول دوران انقلاب و در بررسی مسائل اسلامی به آن رسیده ایم و آن را در
عمل اجرا کرده ایم و آثار و نتایجش را هم دیده ایم . ایمان به اراده انسانی و در کنارآن ،
اعتقاد و ایمان و اطمینان به کمک الهی ، باعث میشود که بزرگترین مشکلات به آسانی
حل شوند . با این دید ، من نسبت به آینده انقلاب و کشور و نظام خوشبینم و این

خوشبینی را با قوت تمام حفظ کرده ام و امروز به اندازه یک ذره ، احساس بدبینی و
ضعف نمیکنم ؛ به خصوص که حرکت عظیم مردم ، معجزه الهی را نشان می دهد و مارا
با عظمت و تأثیر نقش مردم آشنا میکند .

mall">مراسم بیعت وزیر کشور به همراه استانداران سراسر کشور 19/3/68
دومین رهنمود : فساد انگیزی و نفوذ در نسل جوان
یکی دیگر از توطئه های دشمن ، توطئه فساد انگیزی است . نفوذ در نسل جوان ایجاد فساد در میان سربازان واقعی اسلام ، جوانان را به مسائل فساد بر انگیز سرگرم و مشغول کردن . جوانان بدانند که این توطئه است
دیدار مردم خرم آباد 30/5/70
و هم اکنون 23/7/90 آیا به این هشدار که بارها و بارها توسط امام خامنه ای داده شد توجه شده است ؟؟؟؟؟؟؟ نیاز به توضیح نیست .

سومین رهنمود : آگاه سازی جوانان در مسائل دینی
همت شما عزیزان امور تربیتی در درجه اول این باشد که جوانان را مؤمن ، آگاه ، روشن بین در مسائل دینی و پایبند به معارف و عمل اسلامی بار بیاورید . آینده کشور این گونه تأمین خواهد شد . وسوسه دشمنان برای ایجاد تشکیک در اعتقادات جوانان را ، زمزمه خصمانه به حساب آورید و نگذارید در کارشان موفق شوند . سرگرم شدن جوانان به چیزهایی که جوانان دنیا پیش از جوانان ما به آنها سرگرم شدند و امروز تاوانش را پس می دهند ، کمک به نسل جوان این کشور نیست . عده ای سعی می کنند جوان ایرانی را با بهانه های گوناگون ، به سمت مسائل سرگرم کننده ، موسیقیهای مضر ، سرگرمیهای جنسی و از این قبیل سوق دهند . این همان لجنزاری است که جوان غربی و جوان آمریکایی و اروپایی را در خودش غرق می کند؛ این چیز تقلید کردنی ای نیست . در مقابل این بایستید .
دیدار اعضای اتحادیه های انجمن های اسلامی دانش اموزان 8/12/79
و اکنون سال 90 . آیا در مقابل این زمزمه خصمانه ایستادگی شده است ؟؟؟؟ تعجب اور است که این زمزمه تبدیل به فریاد شده اما باز هم کسی در مقابل این ایستادگی نمیکند . !!
سلام
سومین رهنمود: ملتها باید بیدار شوند
سیاستمدارها مثل دیوار نازک و بی پشتوانه ای هستند که با یک فشار می شود آنها را از بین برد . آن چیزی که در مقابل آنها میتواند ایستادگی کند ، سد محکم ملت هاست . ملتها باید بیدار شوند و امروز در دنیا ملتهای اسلامی دارند بیدار میشوند .
دیدار زائران حرم امام رضا در صحن جامع رضوی 2/1/83 و اکنون سال 1390 خاورمیانه اسلامی به سرعت در حال تشکیل است و مردم اروپا نیز بیدارار شده اند.

[/b]
چهارمین رهنمود : امر به معروف و نهی از منکر فریضه ای واجب و همگانی
همه باید امر به معروف و نهی از منکر بکنند … امروز امر به معروف و نهی از منکر، هم مسئولیت شرعی و هم مسئولیت اتقلابی و سیاسی شماست. مسئله امر به معروف و نهی از منکر مثل مسئله نماز یاد گرفتنی است و شما باید بروید و مسائل آنرا یاد بگیرید، در هر مورد، اینکه در کجا و چگونه، باید امر به معروف و نهی از منکر کرد مسائلی وجود دارد. در جامعه اسلامی در تکلیف عامه مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است، اما اگر کار به برخورد بکشد آن دیگر بعهده مسئولین است. چیزی که جامعه را اصلاح می کند همین نهی از منکر زبانی است، اگر مردم به آدم بدکار، خلافکار، کسی که اشاعه فحشاء می کند، می خواهد قبح گناه را از جامعه ببرد بگویند، و ده یا صد یا هزار نفر و بطور کلی افکار عمومی جامعه روی وجود و ذهن او سنگینی کند این برای او شکننده ترین چیزهاست. راه مقابله با انحرافات قدرتهای استکباری، پایبندی به اصول، اجرای امر به معروف و نهی از منکر و حرکتهای حزب اللهی است.


پنجمین رهنمود : بین مردم و مسئولین نباید اختلافی وجود داشته باشد

[/b]

شما جوانها بايد براى آينده، بيشترين بار اين مسئوليت را بر دوش بگيريد و خودتان را بسازيد؛ نگذاريد دشمن با توطئه‌هاى تبليغاتى، با دروغ‌پردازى، اميد را از دلها بزدايد؛ نگذاريد بين شما اختلاف ايجاد كنند؛ نگذاريد بين ملت و مسئولين، ايجاد اختلاف و جدائى كنند؛ آنها اين را ميخواهند؛ آنها از اين يكپارچگى ميترسند؛ آنها از اين شعارهاى مستحكم شما ميترسند؛ آنها از عزم و اراده‌ى جدى مسئولين ميترسند؛ ميخواهند اين عزم و اراده را متزلزل كنند. وقتى ملت در كنار مسئولين ايستاده است، هيچ مسئولى احساس ترديد نميكند؛ احساس تزلزل نميكند و پيش ميرود. اين براى كشور ما لازم است؛ تا امروز بوده است، ان‌شاءالله در آينده هم خواهد بود. قطعاً ملت ايران در همه‌ى اين چالشهائى كه امروز با آن مواجه است و احياناً در آينده هم با آنها مواجه خواهد بود، بينى دشمن را به خاك خواهد ماليد.


ششمین راهبرد :
مسئولان كشور در هر نقطه‌اى كه هستند، در سطوح مختلف، سعيشان اين باشد كه كاستى‌ها را از بين ببرند؛ مشكلات را از سر راه مردم بردارند؛ در حد مقدورات كشور، زندگى را براى مردم آسان كنند؛ از تلاش و دوندگى و سعى و كوشش باز نايستند؛ اين مربوط به مسئولان كشور است. آن كسانى هم كه داراى تريبونهاى گفتن هستند، داراى رسانه هستند، صدايشان در جامعه شنيده ميشود، سعى كنند نقاط برجسته‌ى اين ملت را طبق ميل دشمن كوچك نكنند، تضعيف نكنند، كمرنگ نكنند. اين هوشيارى ملت ايران بايد همواره محفوظ بماند
.






سخنرانی در بین مردم کنگاور 1390
هفتمین راهبرد:محرم و عزاداری

عاشورا ؛ روح انقلاب اسلامي ايران : در مورد مساله محرم و عاشورا‚ بايد بگويم كه روح نهضت ما و جهتگيري كلي و پشتوانه پيروزي آن‚ همين توجه به حضرت ابي عبدالله(عليه الصلاتوالسلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود. 11/5/68


الهام امام خميني از نهضت عاشورا : در دو فصل‚ امام(رحمة الله علیه) مساله نهضت را به مساله عاشورا گره زدند: يكي در فصل اول نهضت -يعني روزهاي محرم سال 42- كه تريبون بيان مسايل نهضت‚ حسينيه ها و مجالس روضه خواني و هيئات سينه زني و روضه روضه خوانها و ذكر مصيبت گويندگان مذهبي شد و ديگري‚ فصل آخر نهضت -يعني محرم سال 57- بود كه امام(رحمة الله علیه) اعلام فرمودند: ماه محرم گرامي و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس برپا كنند . ايشان‚ عنوان اين ماه را ماه پيروزي خون بر شمشير قرار دادند و مجددا همان طوفان عظيم عمومي و مردمي به وجود آمد‚ يعني ماجراي نهضت كه روح و جهت حسيني داشت‚ با ماجراي ذكر مصيبت حسيني و ياد امام حسين(علیه السلام) گره خورد. 11/5/68

ما بيشتر از گذشتگان، قدر نهضت حسيني را مي دانيم: آنچه كه نهضت ما را جهت مي داد و امروز هم بايد بدهد‚ دقيقا همان چيزي است كه حسين بن علي(عليه السلام) در راه آن قيام كرد. ما امروز‚ براي شهداي خود كه در جبهه هاي گوناگون و در راه اين نظام و حفظ آن‚ به شهادت مي رسند‚ با معرفت عزاداري مي كنيم. آن شهيد و جواني كه يا در جنگ تحميلي و يا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسيده‚ هيچ شبهه يي براي مردم ما وجود ندارد كه اين شهيد‚ شهيد راه همين نظام است و براي نگهداشتن و محكم كردن ستونهاي همين نظام و انقلاب‚ به شهادت رسيده است‚.

اگر عاشورا نبود..: اگر در جامعه ما‚ عشق به امام حسين(علیه السلام) و ياد او و ذكر مصايب و حوادث عاشورا معمول و رايج نبود‚ معلوم نبود كه نهضت با اين فاصله زماني و با اين كيفيتي كه پيروز شد‚ به پيروزي مي رسيد.

قوي كردن نگاه عاطفي لازمه عزاداري: امام(رحمة الله علیه) با ظرافت‚ آن تصور غلط روشنفكرمآبانه قبل از پيروزي انقلاب را كه در برهه يي از زمان رايج بود‚ از بين بردند. ايشان‚ جهتگيري سياسي مترقي انقلابي را با جهتگيري عاطفي در قضيه عاشورا پيوند و گره زدند و روضه خواني و ذكر مصيبت را احيا كردند و فهماندند كه اين‚ يك كار زايد و تجملاتي و قديمي و منسوخ در جامعه ما نيست‚ بلكه لازم است و ياد امام حسين و ذكر مصيبت و بيان فضايل آن بزرگوار -چه به صورت روضه خواني و چه به شكل مراسم عزاداري گوناگون- بايد به شكل رايج و معمول و گريه آور و عاطفه برانگيز و تكان دهنده دلها‚ در بين مردم ما باشد و از آنچه كه هست‚ قويتر هم بشود. ايشان‚ بارها بر اين مطلب تاكيد مي كردند و عملا هم خودشان وارد مي شدند.

اثر محسوس محرم در زندگي ما:محرم دوران انقلاب‚ بامحرمهاي قبل از انقلاب و دوران عمر ما و قبل از ما‚ متفاوت است. اين محرمها‚محرمهايي است كه در آن‚ معنا و روح و جهتگيري‚ واضح و محسوس است. ما نتايج محرم را در زندگي خود مي بينيم. حكومت و حاكميت واعلاي كلمه اسلام و ايجاد اميد به بركت اسلام در دل مستضعفان عالم‚ آثار محرم است.
عزاداري ميداني براي پيشرفت روحي: پروردگارا ! اين ماه محرم و ايام عزاداري را‚ براي ما ميدان پيشرفتي در معارف و عمل اسلامي قرار بده.
20/4/70
درس از محرم فقط به معني كشته شدن نيست.:در ايام محرم و صفر‚ ملت عزيز ما‚ بايد روح حماسه را‚ روح عاشورايي را‚ روح نترسيدن از دشمن را‚ روح توكل به خدا را‚ روح مجاهدت فداكارانه در راه خدا را‚ در خودشان تقويت كنند‚ و از امام حسين‚ عليه السلام‚ مدد بگيرند. مجالس عزاداري براي اين است كه دلهاي مارا با حسين بن علي‚ عليه السلام‚ و اهداف آن بزرگوار نزديك و آشنا كند. يك عده ي كج فهم نگويند كه امام حسين‚ عليه السلام‚ شكست خورد. يك عده ي كج فهم نگويند كه راه امام حسين‚ عليه السلام‚ معنايش اين است كه همه ي ملت ايران كشته شوند. كدام انسان ناداني‚ چنين حرفي را ممكن است بزند.‚ يك ملت از حسين بن علي‚ عليه السلام‚ بايد درس بگيرد. يعني از دشمن نترسد‚ به خود متكي باشد‚ به خداي خود توكل كند‚ 10/4/71

نوحه خواني و عروج معنوي مردم.:نوحه ي سينه زني خواندن هم شرايط دارد. بايد آن كساني كه اينها را تهيه مي كنند‚ مي سرايند‚ مي خوانند‚ مواظب باشند كه درست برطبق معارف اسلامي حرف بزنند‚ تا اين سينه زني‚ اين روضه خواني‚ اين نوحه خواني‚ قدمي باشد در راه عروج مردم به اوج قله ي افكار اسلامي.
26/3/72
بهانه اي براي نوشيدن از چشمه عاشورا.:از همان روزي كه موضوع ذكر مصيبت حسين بن علي‚ عليه السلام‚ مطرح شد‚ چشمه ي جوشاني از فيض و معنويت‚ در اذهان معتقدين و محبين اهل بيت‚ عليهم السلام‚ جاري گشت. اين چشمه ي جوشان‚ تا امروزهمچنان ادامه و جريان داشته است‚ بعد از اين هم خواهد داشت‚ و بهانه ي آن هم‚ يادآوري خاطره ي عاشوراست.17/3/73
وسيله اي براي ارتباط روحي و قلبي با اهل بيت: مسلما شركت در مجالس مذكور‚ ثواب اخروي دارد‚ اما ثواب اخروي مجالس عزا‚ از چه ناحيه و به چه جهت است‚ مسلما مربوط به جهتي است كه اگر آن جهت نباشد‚ ثواب هم نيست. بعضي از مردم متوجه اين نكته نيستند. همه بايد در اين مجالس شركت كنند‚ قدر مجالس عزاداري را بدانند‚ از اين مجالس استفاده كنند‚ و روحا و قلبا‚ اين مجالس را وسيله اي براي ايجاد ارتباط و اتصال هرچه محكم تر ميان خودشان و حسين بن علي‚ عليه السلام‚ خاندان پيغمبر‚ و روح اسلام و قرآن قرار دهند. اين‚ از وظايفي كه در اين خصوص مربوط به مردم است.

سه ويژگي عزاداري حسين بن علي (علیه السلام): مجالس عزاداري ماه محرم‚ اين سه ويژگي‚ بايد وجود داشته باشد: 1. عاطفه را نسبت به حسين بن علي و خاندان پيغمبر‚ عليهم صلواه الله‚ بيشتر كند. (علقه و رابطه و پيوند عاطفي را بايد مستحكم تر سازد.) چون رابطه ي عاطفي‚ يك رابطه ي بسيار ذي قيمت است.2. نسبت به حادثه ي عاشورا‚ بايد ديد روشن و واضحي به مستمع بدهد. 3. نسبت به معارف دين‚ هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان - ولو به نحو كمي – كند.
هشتمین راهبرد : محرم و عزاداری 2

سه عنصر در حرکت حضرت ابى‌عبداللَّه(علیه السلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه… ما مبلّغان، زیر نام حسین‌بن‌على تبلیغ مى‌کنیم. این فرصت بزرگ را یادِ این بزرگوار به مبلّغان دین بخشیده است، که بتوانند تبلیغ دین را در سطوح مختلف انجام بدهند. هر یک از آن سه عنصر باید در تبلیغ ما نقش داشته باشد؛ هم صِرف پرداختن به عاطفه و فراموش کردن جنبه‌ى منطق و عقل که در ماجراى حسین‌بن‌على(علیه السلام) نهفته است، کوچک کردن حادثه است، هم فراموش کردن جنبه‌ى حماسه و عزت، ناقص کردن این حادثه‌ى عظیم و شکستن یک جواهر گرانبهاست؛ این مسأله را باید همهروضه‌خوان، منبرى و مداح – مراقب باشیم.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم ۵/۱۱/۸۴

[b]در مجالس عزادارى ماه محرّم، این سه ویژگى باید وجود داشته باشد: ۱٫ عاطفه را نسبت به حسین‌بن‌على و خاندان پیغمبر(علیه السلام) بیشتر کند. (علقه و رابطه و پیوند عاطفى را باید مستحکم‌تر سازد.) ۲٫ نسبت به حادثه‌ى عاشورا، باید دیدِ روشن و واضحى به مستمع بدهد. ۳٫ نسبت به معارف دین، هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان – ولو به نحو کمى – کند. نمى‌گوییم همه‌ى منبرها باید برخوردار از همه‌ى این خصوصیات باشند و به همه‌ى موضوعات بپردازند؛ نه. شما اگر یک حدیثِ صحیح از کتابى معتبر را نقل و همان را معنا کنید، کفایت مى‌کند
.
بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه‌ى ماه محرّم ۱۷/۳/۷۳

نفس به نفس

مسأله‌ى تبلیغ، یکى از مسائل اساسى در حیات اجتماعى است و مخصوص یک دوره نیست. تبلیغ که از آن در قرآن به «بلاغ»، «بیان»، «تبیین» و از این قبیل تعبیر شده است، یکى از وظایف مقدّس، وظیفه‌ى انبیا، وظیفه‌ى علما، وظیفه‌ى متفکّران و دانایان و مصلحان است. تبلیغ، یعنى رساندن. رساندنِ چه؟ رساندنِ آن حقایقى به اذهان و دل‌هاى مخاطبان که بدون آن، دچار خسارت خواهند شد. این است که ارزش تبلیغ را بالا مى‌برد. تبلیغ، یک جنبه‌ى انسانى دارد. تبلیغى که اسلام به آن امر مى‌کند و علماى اسلام و روحانیت شیعه، در طول تاریخ به آن پای‌بند بوده‌اند، وظیفه‌اى است که هم جنبه‌ى الهى دارد – «لتبینّنه للنّاس و لاتکتمونه» – هم جنبه‌ى انسانى دارد؛ چون دستگیرى از دل‌ها و ذهن‌ها و انسان‌هایى است که دچار عدم علم، دچار شک و دچار جهالتند. به این وظیفه، باید با این چشم نگاه کرد.
بیانات در دیدار علما و روحانیون در آستانه‌ى ماه محرم ۰۲/۰۲/۱۳۷۷

من عرض مى‌کنم فقط بحث روضه نیست؛ در بیان معارف الهى، معارف اهل بیت، حدیثى که نقل مى‌کنیم، داستانى که نقل مى‌کنیم، نسبتى که به امام مى‌دهیم، معرفتى که مى‌خواهیم پای‌بند آن باشیم؛ در همه‌ى این‌ها ما باید اتقان را رعایت کنیم. علماى ما این‌همه در فقه سر یک مسأله‌ى جزئى کوچک کم اهمیت به وثاقت فلان راوى تکیه مى‌کنند، اهمیت مى‌دهند، بحث مى‌کنند، رد و قبول مى‌کنند، این راوى مورد قبول است یا نیست؛ براى این‌که بالاخره سند روایت را تنقیح کنند و دربیاورند؛ بگویند این سند، سند درستى است؛ که اگر سند درستى بود، به این روایت بشود اعتماد کرد؛ تا اگر اعتماد کردیم، یک حکم فرعى درجه‌ى سه در باب طهارت یا در باب بقیه‌ى احکام عبادى به دست بیاید. آن‌جا ما این‌همه اهمیت مى‌دهیم؛ چطور در باب معارف و در باب دلبستگى‌هاى فکرى و عاطفى، به هر حدیثى، به هر روایتى، به هر حرفى و به هر گفته‌یى اعتماد کنیم؟ این، قابل قبول نیست.
بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ۱۷/۶/۸۴[/b]

[b]خوف را همراه رجاء حتماً به دل‌ها بدمید؛ و خوف را بیشتر. این‌که ما آیات رحمت الهى را بخوانیم و یک عده‌اى را غافل کنیم و نتیجه‌اش این بشود که خیال کنند – با یک توهّم معنویت – غرق در معنویتند و از واجبات و ضروریات دین در عمل غافل بمانند، درست نیست. در قرآن، بشارت مخصوص مؤمنین است؛ اما انذار براى همه است؛ مؤمن و کافر مورد انذارند. پیغمبر خدا گریه مى‌کند، شخصى عرض مى‌کند: یا رسول‌اللَّه! خداوند فرمود: «لیغفر لک اللَّه ما تقدّم من ذنبک و ما تأخر». این گریه براى چیست؟ عرض مى‌کند: «أولا اکون عبدا شاکرا»؛ یعنى اگر شکر آن مغفرت را نکنم، پایه‌ى آن مغفرت سُست خواهد شد. در همه حال، انذار باید بر دل ما و مستمعان ما حاکم باشد. راه، راهِ دشوارى است؛ بشر بایست خود را براى پیمودن این راه و رسیدن به آن سرمنزل آماده کند
.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم ۵/۱۱/۸۴

من به منبر خیلى عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهاى گوناگون ارتباطىِ فراوان هست، اما هیچ‌کدام از اینها منبر نیست؛ منبر یعنى روبه‌رو و نفس‌به‌نفس حرف زدن؛ این یک تأثیر مشخص و ممتازى دارد که در هیچ‌کدام از شیوه‌هاى دیگر، این تأثیر وجود ندارد. این را باید نگه داشت؛ چیز باارزشى است؛ منتها بایستى آن را هنرمندانه ادا کرد تا بتواند اثر ببخشد.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم ۵/۱۱/۸۴

جامعه‌ى تبلیغى ما باید به تبلیغ به صورت یک کار اصلى و حقیقى و لازمه‌ى قطعىِ علمِ دین نگاه کند. جامعه‌ى علمىِ دینى – یعنى روحانیت – اولین وظیفه‌اش تبلیغ است. تبلیغ یک وظیفه‌ى درجه‌ى دومِ مخصوصِ عدّه‌اى خاص از روحانیون نیست. شرایط و لوازم و نیازها و تلاش‌هایى احتیاج دارد. کسانى که اهل این کارند، باید دامن همّت به کمر بزنند و آستین‌ها را بالا کنند و این حرکت را انجام دهند.
بیانات در دیدار جمع زیادى از روحانیون، فضلا و مبلّغان اسلامى در آستانه‌ى ماه مبارک رمضان ۲۷/۱۰/۷۴

مبادا در حرف و منبر و تبلیغ ما – آنچه به عنوان تبلیغ داریم انجام مى‌دهیم – حرف سُست، بى‌منطق و ثابت نشده‌اى وجود داشته باشد. گاهى بعضى از چیزهایى که در کتابى هست و سند ندارد، خود، یک حکمت و مسأله‌ى اخلاقى است، که دیگر سند نمى‌خواهد و مى‌توانیم آن را بیان کنیم؛ این، عیبى ندارد؛ اما یک وقت هست که یک چیزى دور از ذهن مخاطب است، که باورش براى او مشکل است؛ این را نباید بگوییم؛ چون این مسأله، او را از اصل قضیه دور مى‌کند و موجب موهون شدن دین و مبلّغ دین در ذهن و دل او مى‌شود و خیال مى‌کند این، از منطق عارى است؛ در حالى که پایه‌ى کار ما منطق است. بنابراین، منطق، عنصر اصلى در تبلیغ ماست.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم ۵/۱۱/۸۴

چشمه جوشان عاطفه

هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه یک نقش تعیین‌کننده‌اى ایجاد کرده است، که باعث شد مرزى بین جریان عاشورایى و جریان شیعى با جریان‌هاى دیگر پیدا شود. حادثه‌ى عاشورا، خشک و صرفاً استدلالى نیست، بلکه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گریه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظیمى است؛ لذا ما را امر مى‌کنند به گریستن، گریاندن و حادثه را تشریح کردن. زینب کبرى(سلام الله علیها) در کوفه و شام منطقى حرف مى‌زند، اما مرثیه مى‌خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حکومت اموى مى‌کوبد، اما مرثیه مى‌خواند. این مرثیه‌خوانى تا امروز ادامه دارد و باید تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است که مى‌توان خیلى از حقایق را فهمید، که در خارج از این فضاها نمى‌توان فهمید.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم ۵/۱۱/۸۴

بیان ماجراى عاشورا، فقط بیان یک خاطره نیست. بلکه بیان حادثه‌اى است کههمان‌طور که در آغاز سخن عرض شد – داراى ابعاد بى‌شمار است. پس، یادآورى این خاطره، در حقیقت مقوله‌اى است که مى‌تواند به برکات فراوان و بیشمارى منتهى شود. لذا شما ملاحظه مى‌کنید که در زمان ائمّه(علیه السلام)، قضیه‌ى گریستن و گریاندن براى امام حسین علیه‌السّلام، براى خود جایى دارد. مبادا کسى خیال کند که در زمینه‌ى فکر و منطق و استدلال، دیگر چه جایى براى گریه کردن و این بحثهاى قدیمى است! نه! این خیالِ باطل است. عاطفه به جاى خود و منطق و استدلال هم به جاى خود، هر یک سهمى در بناى شخصیت انسان دارد.
بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه‌ى ماه محرّم ۱۷/۳/۷۳

این همان چشمه‌ى جوشانى است که از ظهرِ روزِ عاشورا شروع شد؛ از همان وقتى که زینب کبرى(سلام الله علیها) – طبق نقلى که شده است – بالاى «تلّ زینبیه» رفت و خطاب به پیغمبر عرض کرد: «یا محمداه، صلّى علیک ملیک السّماء هذا حسینک مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، مصلوب العامة و الرّداء.» او خواندنِ روضه‌ى امام حسین علیه‌السّلام را شروع کرد و ماجرا را با صداى بلند گفت؛ ماجرایى که مى‌خواستند مکتوم بماند. خواهر بزرگوار امام، چه در کربلا، چه در کوفه و چه در شام و مدینه، با صداى بلند به بیان حادثه‌ى عاشورا پرداخت. این چشمه، از همان روز شروع به جوشیدن کرد و تا امروز، همچنان جوشان است. این حادثه‌ى عاشوراست.
بیانات در جمع روحانیون استان «کهگیلویه و بویراحمد» در آستانه‌ى ماه محرّم ۱۷/۳/۷۳

مداحى رایج در بین ما، یک حرفه‌ى دو جانبه است؛ فقط آوازه‌خوانى و شعرخوانى نیست؛ ترکیب هنرمندانه‌اى از این دو مقوله است. البته من نمى‌دانم این شیوه از چه زمانى باب شده؛ از زمان صفویه است، از قبل از اوست، از بعد از اوست. به‌هرحال امروز در جامعه‌ى ما رواج دارد. صداى خوش، آهنگ مناسب و شعر، سه رکن کار است. خود این شعر هم دو بخش دارد: یک بخش لفظ، یک بخش مضمون. اگر چهار پایه‌ى اصلى مداحى – یعنى صداى خوش، آهنگ درست، لفظ خوب و مضمون حقیقى متناسب با نیاز – کامل باشد، بهترین وسیله‌ى تبیین است و تأثیرش از منبر و درس فقهى‌اى که ما مى‌گوییم بیشتر است.[/b]


نهمین راهبرد : بدبینی نسبت به مسئولین ممنوع!

اصرار بنده بر اين است كه آحاد مردم، ملت ايران، جريانات مختلف سياسى، همه در مقابل آن افراد معدودى كه با اصل اين انقلاب مخالفند، با اصل استقلال كشور مخالفند، هدفشان دودستى تقديم كردن كشور به آمريكا و به استكبار است، با يكديگر يكى باشند. دشمن از اينگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اينجور كسانى هستند، معدودى از اين قبيل پيدا ميشوند. متن ملت، آحاد مردم، اين توده‌ى عظيم مردمى - از خواص تا عامه‌ى مردم - اينها را بايد از آن عناصر معدود خودفروخته جدا كرد؛ نبايد اشتباه اتفاق بيفتد. من مى‌بينم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش ميشود كه افراد سردرگم ميشوند؛ مردم نسبت به همديگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبين ميشوند؛ اين درست نيست.
حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.

بيانات در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور (۱۳۸۸/۰۹/۰۴)

آیا هم اکنون مردم اینگونه هستند ؟
دهمین راهبرد : جوانان

[/b]

مهمترین نیاز جوانان
راجع به نیازهای جوانها زیاد صحبت می شود؛ من گفته ام، قبل از من هم گفته اند؛ اما می دانید از نظر من مهمترین نیاز جوانان چیست؟
نیاز عمده ی جوانان، هویت است؛ باید هویت و هدف خودش را بشناسد: باید بداند کیست و برای چه می خواهد تلاش و کار کند. دشمن می خواهد هویت جوان ایرانی را از او بگیرد؛ اهداف را از بین ببرد؛ افقها را تیره کند؛ به او بگوید تو یک موجود حقیر و محدود هستی؛ پیش من بیا تا تو را زیر بال بگیرم. معلوم است؛ کشور ثروتمند ایران و منطقه ی بسیار مهم و راهبردی ما و تأثیرات فراوانی که این ملت از همه سو می تواند بگذارد؛ همه از طریق تحقیر شخصیت جوانها، در مشت دشمن می آید. امروز برنامه ی دشمن نسبت به شما جوانها این است؛ خیلی باید بیدار باشید.
جوان ازمنظر آفتاب
کسانی این طور وانمود می کنند که نسلی که دارد روی کار می آید –که اصطلاحا به آن (نسل سوم انقلاب) می گویند- پشت کرده به انقلاب و رویگردان از ارزشهای دینی است؛ یا اگر هم نیست، به طور اجتناب ناپذیری این طور خواهد شد! بنده صددرصد حرف آنها را رد می کنم. نه این که من عوامل فساد برانگیز فرهنگی را نمی بینم یا نمی شناسم یا از آنها خبر ندارم؛ نخیر، بنده از ماهواره، اینترنت، رمانها، فیلمها، آهنگها و حرفهای فاسد کاملاخبر دارم و آنها را دست کم نمی گیرم.
... اما معتقدم نسل کنونی امروز این قدر هم آسیب پذیر و شکننده نیست؛ این را بد فهمیده¬اند.
... امروز جوان ایرانی، آگاه، با معرفت، بصیر، سیاسی و اهل تحلیل است؛ و از همه بالاتر با ایمان است ... جوان که پرورش یافته¬ی دوران انقلاب است، از معرفت دینی برخوردار است، ایمانش هم ایمان عمیقی است؛ البته احتیاج دارد که تغذیه¬ی معنوی و فکری دایمی شود. ابزارها و فعالیتها و کارهای فرهنگی باید در اختیار جوان قرار بگیرد. روحانیون خوشفکر و دانشگاهیان مؤمن باید در مقابل ایمان جوانان احساس مسئوولیت کنند.(1)

کسب دانش و تعمیق ایمان
شما جوانان در بهار زندگی خود به کسب دانش سرگرمید. اولا این را مهم شمرید و هرچه می توانید از آن برخوردار شوید. ثانیا عمق بخشیدن به ایمان و دست یافتن به معرفت دینی و مجاهدت برای حفظ طهارت و صفای دل نیز در جوانی از همیشه میسرتر است. در این نیز، کوششی در خور، به کار برید.(2)
جوانان عزیز! حضور در صحنه ی پرشور دانش اندوزی که از زیباترین و مبارک ترین فصول دوران جوانی است هنگامی که با مجاهدتهای اسلامی و تلاش در راه گسترش فهم و معرفت درست دینی و سیاسی همراه باشد، یکی از بزرگترین آمیزه-های معنوی برای نسل جوان کشور را پدید می آورد.(3)

اینک فرصت بی نظیری از حکومت دین و دانش بر ایران پدید آمده است که باید از آن در جهت اعتلای فکر و فرهنگ این کشور بهره جست. امروز کتابخوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ی ملی، که یک واجب دینی است. از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان، باید احساس وظیفه کنند. اگرچه آنگاه که انس با کتاب رواج یابد، کتابخوانی نه یک تکلیف، که یک کار شیرین و یک نیاز تعلل ناپذیر و یک وسیله برای آراستن شخصیت خویشتن تلقی خواهد شد، و نه تنها جوانان که همه ی نسلها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد. (4)




توصیه به جوانان
توصیه ی من به شما جوانان عزیز –چه دختران و چه پسران- همین است. شما در صحنه¬ی فعالیت های جوانانه، فعالیت علمی، فعالیت تحصیلی، فعالیت تحقیقی، فعالیت سیاسی، فعالیت¬های اجتماعی گوناگون، کار فرهنگی¬، مطبوعاتی، هنری، ورزشی و امثال اینها با همه¬ی نشاط و با همه¬ی قدرت حضور داشته باشید و طهارت، تقوا، ایمان، اخلاص و صفایتان را -که حقا و انصافا در بین جوانان دنیا، شما از این جهات نمونه¬اید- حفظ کنید. اگر این تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بین بخصوص جوانان ما و در بین بقیه ی آحاد ملت هم –هرکدام به سهم خودشان- وجود داشته باشد استکبار در مبارزه ی خود با ملت ایران قطعا و یقینا، نه یکبار، بلکه بارها به زانو درخواهد آمد و شکست خواهد خورد. (5)

جوانان و توطئه ی دشمن
به جوانها عرض می کنم: عزیزان من! دنبال تقلید نباشید؛ برروی آن شیوه و راهی که ذهن و اراده و ایمان شما قوی می شود و اخلاق شما پاک و آراسته می گردد، فکر کنید؛ آنگاه شما عنصری خواهید بود مثل یک ستون؛ سقف مدنیت این کشور و تمدن حقیقی این ملت بر آن قرار می گیرد.
من به شما عرض می کنم، امروز دستگاه های تبلیغاتی فوق مدرن غربی -به خصوص آمریکایی و صهیونیستی- دارند برای ذهنها و فعالیتها و احساسات و اداره¬ی شما طرح عملیات تهیه می کنند؛ خیال نکنید آن ها غافل نشسته اند و این سی میلیون جوان را در کشور ما نمی بینند آن ها این سی میلیون جوان را می بینند، آن ها برای کار و هدف خودشان دارند برنامه ریزی می کنند؛ آن ها برای اخلاق و فکر و عقیده و ایمان جوان ما دارند برنامه ریزی می کنند.
خیلی از حرفهایی که گاهی در فضای مطبوعاتی یا فرهنگی کشورمان زده می شود، تفسیرش این است و با این دید، قابل تحلیل است. آن ها می خواهند نسلی که الگوی جوانان فداکار برجسته ی دنیا شد، به یک نسل بی خاصیت تبدیل شود.
... آن ها می خواهند فرهنگ سازی و الگو سازی کنند؛ آن ها می خواهند جوان ایرانی و نسل نوی ایرانی، یک نسل تحقیر شده ی تو سری خور باشد تا بتوانند روی او سوار شوند و به او دیکته و آن کاری را که می خواهند؛ انجام دهند.(6)

انتخاب راه حقیقی
به نظر من خود شما جوانها بزرگترین مسئوولیت را دارید؛ مسوولیتی که می توانید آن را انجام دهید. عزیزان من! هر جوانی دوست می دارد کشوری که در آن زندگی می کند و خاکی را که از آن روییده، عزیز، سربلند، مقتدر و برخوردار از همه ی زیباییها و نیکی ها باشد؛ دلش می خواهد جامعه ی متمدنی داشته باشد؛ دلش می خواهد از پیشرفت های علمی و عملی برخوردار باشد؛ این آرزوی هر جوانی است.
برای این، دو راه در پیش است: یک راه حل واقعی، یک راه حل کاذب و بدلی.
راه واقعی چیست؟ این است که جوان ایرانی تصمیم بگیرد در زمین خود، بذر خود را بپاشد؛ از اندوخته و ثروت فرهنگی خود استفاده کند؛ اراده ی خودش را به کار بگیرد؛ برای شخصیت و استقلال خود ارزش قایل شود؛ جامعه ی عاریت نخواهد و دنبال تقلید و عاریه گیری الگوهای بیگانه نباشد.
... راه کاذب چیست؟ راه حل کاذب این است که یک ملت به تغییر ظاهری دل خوش کند و از حرکت عمیق روبرگرداند. یک وقت می بیند آدمی هست که نه معلوماتی دارد، نه سوادی دارد؛ نه تجربه¬ایی نشان داده؛ نه اراده¬ایی دارد؛ نه کاری از او بر می آید؛ لباس و آرایش و شکل خودش را شبیه فلان هنر پیشه یا فلان جوان غربی کرده است، این راه حل کاذب است. آیا شما با این کار متمدن شدید و تحول پیدا کردید؟!(7)

انرژی، امید و ابتکار
من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم، که اگر آنها مشخص بشود و اگر آنها به سمت درستی هدایت بشود، به نظر می آید که می شود به این سؤال شما (چگونه یک جوان می تواند مسیر زندگی را طی کرده و به اهدافش برسد؟) پاسخ داد. آن سه خصوصیت عبارت است از:
1- انرژی 2- امید 3- ابتکار
اینها سه خصوصیت برجسته در جوان است .(8)

دستگیری جوانان در برابر شبهات
امروز جوانهای ما احتیاج دارند به اینکه از لحاظ فکری دستگیری بشوند؛ هم آن کسانی که در حال شبهه اند، هم آن کسانی که شبهه در آنها کارگر شده است و از حیطه ی این اعتقاد صحیح خارج شده اند، هم آن کسانی که جزو معتقدان و متعبدانند؛ که در اینها باید فکر را عمق داد؛ آنها را باید آورد و شبهه را از آنها زدود، اینهایی که هستند بایستی اعتقادشان را عمیق کرد؛ ثبات قدم در آنها بوجود آورد و آنها را مصونیت بخشید.(9)

قدردانی از فرصت جوانان
همه ی جوانان را به قدردانی از فرصت بی نظیر جوانی و حفظ پاکدامنی و عفت وتلاش و کار در این دوران بی نظیر و درخشان عمر آدمی توصیه می نمایم.(10)

اقامه ی امر به معروف و نهی از منکر
جوانان در محیط خودشان، امر به معروف و نهی از منکر کنند. چرا این واجب –امر به معروف و امر به کار خوب- در جامعه ی اسلامی هنوز اقامه نشده است؟
نگویید به من چه؛ او هم نمی تواند بگوید به تو چه؛ اگر هم گفت، شما اعتنا نکیند.
بعضی ها خیال می کنند تا منکری دیده شد باید با مشت به سراغش بروند! نه، ما سلاحی داریم که از مشت کارگرتر است. آن چیست؟
زبان از مشت خیلی کارگرتر و نافذتر و مؤثرتر است، مشت کری نمی کند.
... حرف بزنید، بگویید، یک کلمه بیشتر هم نمی خواهد؛ لازم نیست یک سخنرانی بکنید. کسی که می بینید خلافی را مرتکب می شود –دروغ، تهمت، کینه توزی نسبت به برادر مؤمن، بی اعتنائی به محرمات دین، بی اعتنایی به مقدسات، اهانت پذیرفته های ایمانی مردم، پوشش نامناسب، حرکت زشت- یک کلمه ی آسان بیشتر نمی خواهد؛ بگویید این کار شما خلاف است. لازم نیست که با خشم همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید. امر به معروف و نهی از منکر را اقامه کنید؛ نگذارید در جوامع جوان –چه در مدرسه ها و چه در دانشگاهها- کار به فساد بکشد این مراکز برای دشمن هدف است.(11)

تقویت ایمان با عمل
آینده ی این انقلاب، آینده ی این نظام و این کشور به برکت اسلام، یک آینده ی بسیار روشن و درخشانی است. کسانی که باید این آینه را شکل بدهند، عمدتا شما جوانها هستید. اولا ایمان اسلامی را با عمل در خودتان تعمیق کنید، که این اساس کار است.
ایمان هم یک چیز کتابی و ذهنی نیست، در عمل، ایمان تقویت پیدا می کند. انسان، خدا را در میدان مجاهدت برای خدا بهتر می بیند. این مجاهدت هم سنگرهای مختلفی دارد، سنگر علم و سازندگی هم از آن جمله است.
با تقوا، با تضرع پیش خدای متعال، با انجام عبادات و با اجتناب از محرومات ایمان را تقویت کنید.(12)

زدودن ایمان و تعهد از ذهن جوانان
امروز تلاش تبلیغی و گسترده¬ای از سوی دشمنان ایران و اسلام به کار می رود تا مایه ی صلی استقلال و سربلندی و پیشرفت کشور را که همان ایمان و تعهد به اصول انقلاب است از ذهن و عمل جوانان بزدایند.
همه در جهان دانسته اند که شکست تاریخی جبهه ی استکبار در مقابل انقلاب اسلامی بیش از همه، از ایمان صادقانه ی جوانان، نشأت گرفته است و دشمن با هزار زبان و هزار وسیله، به تهاجم بر این سنگر استوار دست زده است.(13)

تحصیل، تهذیب و ورزش
اگر در یک جمله ی کوتاه از من بپرسند که شما از جوانان چه می خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر می کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند. تحصیل اعم از تحقیق و کارهای علمی هم است. چون این نیرو در جوانان هست، بایستی در کار تحصیل خیلی تلاش کنند. هر کاری هم بخواهید بکنید، در دوران جوانی می شود کرد، یعنی در هر سه زمینه –هم زمینه ی علمی، هم در زمینه ی تهذیب نفس، هم در زمینه ی ورزش –باید در دوره ی جوانی کار کنید. البته همه می دانند که در دوره ی پیری، ورزش این قدر تأثیری که در دوره ی جوانی دارد، ندارد. اما غالبا تهذیب نفس را نمی دانند، خیال می کنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند. در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل است، و گاهی محال است. در دوره ی پیری، تهذیب نفس سخت است، اما در دوره ی شما- در دوره ی جوانی- تهذیب نفس خیلی آسان است. به هر حال جوانان این سه کار را باید جدی بگیرند. (14)

اجتناب از تند خویی و خشونت
از جمله چیزهایی که به خصوص در رابطه با جوانان، لازم است به آنها گفته شد و آنها به آن هدایت بشوند، سوق دادن جوانان به اندیشیدن، تعقل، اخلاق اسلامی، حلم، اجتناب از شتابزدگی و عجله در امور، اجتناب از تند خویی و اعمال خشونت است. (15)

بزرگترین سرمایه
گاهی با خود فکر می کنم جوان که در بهترین اوقات عمر خود به سر می برد، اگر بخواهد سرمایه¬ای را بدست بیاورد که موفقیتهای دنیایی و آخرتی او را تضمین کند. دنبال چه چیزی باید باشد؟
سؤال مهمی است، اولا موردنظر، موفقیتهای دنیایی و اخروی است –جسم و جان، فکر و دلیل- ثانیا این سؤال مخصوص به یک دسته از جوانها نیست.
پاسخی هم که به ذهن من می رسد، باز مخصوص یک دسته از جوانها نیست، یعنی این جور نیست که فرض کنیم این پاسخ، مخصوص جوانهای کاملا متدین و متعبد است. نه، حتی اگر جوانی را فرض کنیم که از لحاظ تعبد و تدین، در رتبه ی خیلی بالایی هم نباشد، باز این پاسخ درباره ی او صدق می کند. حتی اگر فرض کنیم جوانی را که در برخی عقاید خود مشکلی هم داشته باشد، باز این پاسخ درباره ی او صدق می کند.
جوابی که من به آن رسیده ام، این یک کلمه است: تقوا!
اگر جوان در دوره ی جوانی سعی کند تقوا داشته باشد –با همان تعریفی که در فرهنگ دین و قرآنی ازتقوا شده است- بزرگترین سرمایه را هم برای درس هم برای فعالیتهای فرهنگی، هم برای عزت دنیوی، هم برای بدست آوردن دست آوردهای مادی،هم برای معنویت، اگر اهل معنویت است- به دست آورده است. (16)

تکیه به جوانان مؤمن
جوانان، چون پرچمدار، بدنه و عقبه ی نظام هستند، باید همیشه در صحنه باشند. تربیت شوند آموزش ببینند و مبارزه کنند.
علمی و عملی دانش بیندوزند به تخصصهای مختلف دست پیدا کنند تا کشورمان بی نیاز شود، مستقل بماند، وابسته نباشد، خود کفا شود، جوانان آینده سازان این دیارند امیدوار و پرتلاش باید به آنها اعتماد کرد، اعتقاد داشت و هدایت کرد. جوان مؤمن و معتقد و مخلص هیچ چیزی نمی خواهد جیز میدانی برای مجاهدت و مبارزه در راه خدا و سازندگی.
جوانان را باید در صحنه نگه داشت، روحیه ی بسیجی شان باید حفظ شود. مسأله ی مهم در امر سازندگی و بازسازی کشور، سپردن کارها بدست جوانان است.
اگر جوانان به سلاح علم و ایمان مجهز نشوند، نخواهند توانست بار سنگین اداره ی کشور را به دوش بگیرند.(17)

توقع ازجوانان
آنچه که ما امروز ازجوانان انتظار داریم؛ عینا همان چیزی است که درروز اول انقلاب و قبل از انقلاب از جوانان انتظارداشتیم. ما از جوان می خواهیم که در عین پاکی و پارسایی و دین داری، با نشاط باشد، پرشور باشد، اهل ابتکار باشد، خلاق باشد، کار کند و از تنبلی بپرهیزند، تقوا را برای خودش شعار قار بدهد، واقعا دنبال تقوا باشد. (18)









منابع:
1- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در میدان با جوانان 12/2/80.
2- برگزیده بیانات مقام معظم رهبریروزنامه کیهان 26/6/78.
3- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی به دومین کنگرهای جامعه ی اسلامی دانشجویان 9/7/77.
4- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز هفته کتاب 4/10/72.
5- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هزاران تن از دانشجویان و دانش آموزان 10/8/75.
6- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان 12/2/80.
7- همان
8- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان و قهرمانان ورزشی 7/2/77.
9- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در آغاز درس خارج فقه 20/6/ 79.
10- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج2، ص 240.
11- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج8، ص 199.
12- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هزاران تن از دانشجویان و دانش آموزان 11/8/73.
13- برگزیده پیام مقام معظم رهبری به اجلاس انجمن های اسلامی 10/5/77.
14- برگزیده بیانات مقام معظم رهبریدر دیدار با هزاران تن از دانشجویان، هنرمندان و نخبگان المپیادها 7/2/77.
15- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از مبلغان دینی 2/2/77.
16- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با تشکلهای مختلف دانشجویی 24/10/77.
17- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج9، ص 175.
18- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان 13/11/77






این سخنرانی خیلی جالب است . حتما بخونید
شهيد آيت‌الله دستغيب
«اگر كسي اشكال كند چنانكه اشكال هم كرده‌اند و گفته‌اند كه بلي، مثل امام خميني كجا ديگر پيدا مي‌شود در دوره‌هاي قبل نبوده ايشان نابغه بوده است و بعد از اين هم ديگر مثل ايشان پيدا نخواهد شد. ممكن است يك فقيهي بعد از ايشان بيايد و چطور و چطور بشود، آن‌وقت ما دچار ديكتاتوري روحانيت خواهيم شد. تمام اين‌ها شبهه‌هاي واهي است البته بدانيد و مي‌دانيد، جسارت نكنم، تذكر است هرگاه اكثر خلق حاضر شدند به اطاعت از ولي امر و فقيه عادل، والله خداي‌تعالي مثل خميني و بهتر از او براي‌شان پيدا خواهد كرد «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها»... اين حرف شيطاني است كه پس از آيت‌الله خميني چكار خواهيم كرد، همان كسي كه آقاي خميني را به‌وجود آورد، بعد از ايشان بهتر از او يا مثل ايشان را در رأس مسلمين قرار خواهد داد. مسلمانان را حيران نمي‌گذارد ولي شرطش حاضر بودن مسلمين مثل حالا هست. مادامي كه خلق حاضرند اطاعت كنند از ولي امر، خدا ولي امر را براي‌شان مستقر خواهد داشت. اين اولاً، و ثانياً بر فرض بگوييم نعوذ باللّه فقيهي كه بعد مي‌آيد ممكن است منحرف شود و ممكن است ديكتاتوري كند، ممكن است حب رياست داشته باشد، ممكن است فساد داشته باشد، اولاً اين احتمال در رياست جمهوري هم هست. هر مقامي را كه شما فرماندهي كل قوا به او بدهيد بلكه در او صد برابر است. چطور اگر بگويند فرماندهي كل قوا براي رياست جمهور باشد، هيچ‌كس هيچ حرفي نمي‌زند؟ در حالي كه صد برابر احتمال است كه فساد كند و ديگر اينكه ممكن است در همين قانون قيد شود كه هرگاه آن فقيهي كه رهبر شده اگر انحرافي در او پيدا شد، از همان مجرايي كه تثبيت شده از همان مجرا منعزل مي‌گردد.

از چه مجرايي فقيه را تثبيت كرديد در قانون؟ از مجراي اكثريت خلق. خلق، خبرگان را معين كردند و خبرگان هم اين رهبر را معين كرده‌اند. تا اين رهبر منحرف شد فوراً دو مرتبه اكثريت خلق، خبرگان را تأسيس مي‌كنند و همان خبرگان عزلش مي‌كنند و فقيه ديگري را سرجاي او مي‌نشانند. اين چه خطري است كه شما را به وحشت انداخته است كه چطور خواهد شد؟ اين‌ها موهومات است.»(1)



«كيست كه اين ناله مرا به گوش عمامه [به] سر‌هاي ايران برساند، هر كسي مي‌خواهي باش! خودت را مجتهد مي‌داني، مقدمات خوان مي‌داني، نمي‌دانم، هر چه خودتان مي‌دانيد. بر تو واجب است امروز تبعيت از يك نفر، تو حق نداري درمقابل رهبر حرفي بزني، تماماً بايد تبعيت كنند... هر عمامه سري كه از رهبر مكرم فاصله بگيرد، لعنت خدا برش باد. تمام عمامه سرها همه بايد مطيع، همه بايد مطيع يك رهبر، امام يكي نائب امام هم يكي، ديگري هيچ تقدم ندارد. همه بايد فرمان ببرند، همه بايد اطاعت بكنند.

حتي مكرر گفته‌ام، حسن و حسين(علیه السلام) يكي‌شان امام بود، حسن امام، حسين مأموم، هيچ‌وقت حسين تا حسن بود در عرض نبود، تابع، تابع، هر چه بهش مي‌گفتند، مي‌گفت هر چه حسن بفرمايد، دو تا امام نمي‌شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است. واي به امتي كه از رهبر الهي خود فاصله بگيرد، هلاك است، هلاك است، طعمه دشمن است...»



پي‌نوشت‌ها:

1. صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، جلد دوم، انتشارات مجلس شوراي اسلامي، صفحه 1158
بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی مرز بین تخریب و انتقاد در کلام رهبر
عده‌ای تخريب مي‌كنند، اسمش را مي‌گذارند انتقاد!

وقتى شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادى كند، او ميگويد كه آقا! اين عيارش بيست است؛ يعنى عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاى خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادى اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهى كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اينكه چيزى نيست! اين اسمش نقادى نيست.
[تصویر: 53_econews._Roozname%28anavin%29_Fixd_Fixd.jpg]



در دین مبین اسلام بر لزوم نقد و انتقاد سازنده تأكید فراوانی شده است. به طوری که مسلمانان باید نسبت به مشکلات جامعه حساسیت داشته باشند و در صدد رفع آن مشکلات باشند.

روایت معروف «المؤمن مراه المؤمن» به خوبی گویای این واقعیت است. امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «محبوب‌ترین برادرانم نزد من كسی است كه عیب‌هایم را به من هدیه كند.» امام علی(علیه السلام) نیز در این بحث می‌فرمایند: «باید برگزیده‌ترین مردم نزد تو آن كسی باشد كه عیب تو را به تو هدیه كند و در پیكار با نفست تو را یاری رساند.» بنابراین آنچه در آیات و روایات بر آن تأكید شده است ارائه نقد سازنده و نشان دادن عیب به منظور اصلاح و رفع آن می‌باشد.

در همین آیات و روایات با تخریب و نقد گزنده، به شدت مخالفت شده است. بر همین اساس چه در قرآن و چه در احادیث معصومین(علیه السلام) به افرادی كه از مردم و مسئولین عیب‌جویی، و آنان را تخریب می‌كنند به شدت حمله شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند: «وای بر هر غیبت‌‌كننده غیبت‌‌جویی» (همزه/ 1).

در این آیه شریفه، «همزه» در لغت به معنای كسی است كه به‌ناحق بر دیگران بسیار خرده می‌گیرد و آنچه را عیب نیست از آنان عیب می‌گیرد. این واژه در اصل به معنای شكستن است، بنابراین كسی كه از دیگری عیب‌جوی و خرده‌گیری می‌كند، با این كار خود، گویی او را می‌شكند و شخصیت او را خرد می‌كند. «همزه» به معنای عیب نیز است. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: «بدترین مردمان كسانی هستند كه سخن‌چینی می‌كند و میان دوستان جدایی می‌افكند و كسانی كه برای بی‌گناه عیب می‌تراشند.»

با توجه به این آیات و روایات متوجه می‌شویم که دین مبین اسلام‌ حامی و مدافع نقد و انتقاد پویا و سازنده می‌باشد و با تخریب به شدت مخالف است و این عمل غیراخلاقی را تهدیدی برای وحدت و اتحاد تلقی می‌كند.



*شاخص های نقد سازنده چیست؟

در روزهای اخیر با توجه به نزدیک شدن ایام انتخابات، در رسانه ها‌ گروهی شاهد اظهار نظرهای تند برخی از احزاب و گروه‌ها علیه یکدیگر هستیم. عده‌ای برای حزب و گروه خود خطوط قرمز هایی مشخص کرده‌اند و هر کسی را که تشخیص دهند وارد مجموعه خود و هر کسی را که تشخیص دهند مورد انتقاد و یا تخریب قرار می‌دهند.

اکثر این احزاب و گروها بر لزوم پیروی از ولی فقیه و قانون اساسی متفق‌القول هستند. اما آیا تمام این احزاب پایبندی خود را بر این اصول به اثبات رسانده‌اند؟

بدون شک یکی از دلایل برای اثبات این مدعا توجه و پیروی از فرامین رهبری بدون هیچ گونه افراط و تفریط است.

شاید بتوان علت تعدد احزاب و جریانات مختلف در کشور را افراط و تفریط در سیاسیت گذاری ها و همچنین برداشت‌های شخصی از قوانین و سخنان مقام معظم رهبری دانست.

تمامی کارشناسان بر این امر اتفاق نظر دارند که برای شناخت نخبه ممتاز از نخبه مردود می‌توان به اظهارات و عمل کرد او در مقابل با جریانات و موج‌های رسانه‌ای توسل جست.

متأسفانه برخی از افراد در داخل که داری وجهه سیاسی و علمی در کشور هستند، گاهی اوقات اسیر برخی از موج های رسانه‌ای هدایت شده از سوی دشمنان غربی می‌شوند و در زیر چتر انتقاد به تخریب و له کردن چهره رقیب و یا جریان مخالف خود می‌پردازند و از رسانه‌ای شدن اظهارات خود هیچ ابایی ندارند.

این افراد فارغ از اینکه مطلع باشند که سخنان آنان دقیقاً همان اهداف دشمن است، توسط برخی از رسانه،های دیگر تحریک می‌شوند و آگاه یا نآگاهانه در پازل دشمن نقشی را بازی می‌کنند.

حال این سوال برای مخاطب به وجود می‌آید که از چه طریقی باید تفاوت انتقاد سازنده و تخریب را شناسایی کند؟

بدون شک یکی از مهمتیرین شاخص های یک فرد با صلاحیت و قابل اعتماد، مسئله وحدت و تقوا در کلام و در عملکرد اشخاص است.

از این رو برای روشن شدن این صفات و تفاوت نقد و تخریب به شاخص و کدهایی که مقام معظم رهبری در مقاطع زمانی مختلف و حساس، ایراد فرمودند اشاره ای می‌نمائیم:



* انتقاد به معناى تضعيف نيست

«البته معناى اين حرف آن نيست كه ما بگوييم هيچ‏كس حق ندارد از دولت انتقاد كند؛ چون انتقاد به معناى تضعيف نيست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، كمك هم مى‏كند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى‏شود. در مقابل حركت دولت، اگر يك وقت عيبجويىِ غيرمنصفانه‏اى هم بشود، نخواهد توانست افكار عمومى و واقعيّتهاى بيرونى را تحت تأثير قرار دهد. بنابراين من نمى‏خواهم انتقاد را منع كنم؛ اما تخريب را چرا. تخريب به‏هيچ‏وجه مصلحت نيست. با هيچ توجيهى كسى نمى‏تواند خود را قانع نمايد كه دولت را تخريب كند.»

(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى هيأت دولت، به مناسبت هفته 04/06/81)



* بعضي‌ها طورى انتقاد مى‏كنند كه تخريب است



«من البته هيچ‏وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‏ام و كسى را منع نكرده‏ام. انتقاد صحيح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما اين انتقاد بايستى به تخريب نينجامد. بعضيها طورى انتقاد مى‏كنند كه تخريب است؛ اين مصلحت نيست. كسى كه مسؤوليت سنگينى در كشور بر دوشش هست و از او توقّع داريم كه فلان كار را بكند - اقتصاد را درست كند و... - اگر ما او را تقويت نكنيم؛ اگر يك وقت ضعفى هم پيدا شد، آن را نپوشانيم؛ آيا مى‏توانيم چنين توقّعى داشته باشيم؟ باز هم مى‏توانيم اميدوار باشيم كه آنچه كه ما مى‏خواهيم، انجام خواهد گرفت و آنچه كه وظيفه اوست، انجام مى‏گيرد؟ به نظر من، وظيفه همه است كه به مسؤولان كشور كمك كنند و آنها را يارى نمايند.»

(پاسخ‌هاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف‏ 01/09/78)



*اهانت و تخریب جزء رسوم زشت برخی از کشورهای غربی

«آن كسانى هم كه دستى در تبليغات دارند، فضاى سياسى كشور را آشفته نكنند؛ بدگويى از اين، اهانت به آن، معارضه‌ى جناحهاى سياسى با هم. مردم چه تقصيرى كرده‌اند كه بايستى ذهن آنها به خاطر انگيزه‌هاى مختلف سياسىِ اشخاص و گروهها و جناحها و مجموعه‌ها، آشفته و مغشوش شود. اينها بگذارند فضاى انتخابات سالم باشد. البته هركس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمايت كند؛ اين مانعى ندارد. تبليغات در حد متعارف و بدون اسراف و زياده‌روى، خيلى خوب است؛ اما اهانت، تخريب و بدگويى - اين‌كارهايى كه جزو رسوم زشتِ بعضى از كشورهاى غربى است - را كنار بگذارند»
(خطبه‌‌هاى نماز عيد سعيد فطر02/08/85)




* بعضى از اين مطبوعاتى كه امروز هستند، پايگاه‌هاى دشمنند

«متأسّفانه امروز مى‏بينم همان دشمنى كه به‏وسيله تبليغات خود، همّتش اين بود كه افكار عمومى يك كشور را به سمتى متوجّه كند، به‏جاى راديوها آمده در داخل كشور ما پايگاه زده است! بعضى از اين مطبوعاتى كه امروز هستند، پايگاههاى دشمنند؛ همان كارى را مى‏كنند كه راديو و تلويزيونهاى بى.بى.سى و امريكا و رژيم صهيونيستى مى‏خواهند بكنند!

من نه با آزادى مطبوعات مخالفم، نه با تنوّع مطبوعات. اگر به‏جاى بيست عنوان روزنامه، دويست عنوان روزنامه در اين كشور در بيايد، بنده خوشحالتر هم خواهم بود و از اين‏كه روزنامه‏هاى كشور زياد شوند، هيچ احساس بدى ندارم. اگر مطبوعات، آن‏طورى كه در قانون اساسى هست، مايه روشنگرى باشند؛ مصالح كشور را رعايت كنند، به نفع مردم قلم بزنند، به نفع دين قلم بزنند، هرچه بيشتر باشند، بهتر است. اما امروز مطبوعاتى پيدا مى‏شوند كه همه همّتشان، تشويش افكار عمومى و ايجاد اختلاف و بدبينى در مردم و خوانندگانشان نسبت نظام است! ده عنوان، پانزده عنوان‏روزنامه، گويا از يك مركز هدايت مى‏شوند؛ با تيترهاى شبيه به هم در قضاياى مختلف. قضاياى كوچك را بزرگ مى‏كنند و تيترهايى مى‏زنند كه هركس اين تيترها را مى‏بيند، خيال مى‏كند كه همه چيز در كشور از دست رفته است! اينها اميد را در جوانان مى‏ميرانند؛ روح اعتماد به مسؤولان را در آحاد مردم كشور تضعيف مى‏كنند و نهادهاى اصلى كشور را مورد اهانت و توهين قرار مى‏دهند!

من مى‏دانم كه در بسيارى از اين مطبوعات، آدمهاى خوب و مؤمنى مشغول كارند - چه كسانى كه قلم مى‏زنند، چه كسانى كه اداره مى‏كنند - اما در لابلاى همينها اثرِ انگشت «عبداللَّه‏بن‏ابى‏ها» را مى‏بينم: تفرقه‏افكنيها، اختلاف‏افكنيها، تشنج آفرينيها، تشويش افكار عمومى، نا اميد كردنها، يأس پراكنيها، چهره‏سازى عناصر وابسته و مريد دشمن، از نظر انداختن عناصر مفيد و مؤمن و مخلص و دلسوز! البته اين كارها به جايى هم نخواهد رسيد؛ خداى متعال رسوا مى‏كند.»

بيانات بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با جوانان در مصلّاى بزرگ تهران‏01/02/79)



*مسائل اختلافی را در در مجامع تخصصی بيان كنید

«هر كس حرفی و طرحی درباره آينده كشور و حل مسائلی همچون تورم و گرانی دارد آنرا به ويژه در مجامع تخصصی بيان كند اما اين مسائل نبايد با تخريب مسئولان و دولت همراه شود همچون روند موجود در برخی كشورهای غربی، به بهانه دمكراسی، موجب تضعيف و تخريب مسئولان شود. فضای باز و آزاديهای جاری، امكان اظهار نظر را درباره هر مسئله ای برای همه فراهم آورده است اما نبايد دچار بی انصافی شد و با هدف تخريب ديگران به اظهار نظر پرداخت.

همه جناحها و مسئولان و اشخاص بايد مراقب گفتار و رفتار خود باشند و نخبگان و سياسيون بهتر است اين واقعيت را در نظر داشته باشند كه مردم نيز از اين اخلاق ناراضی هستند و به دور از حرفهای مخرب، آگاهانه تصميم می گيرند.»

(نماز جمعه تهران با امامت ولی امر مسلمین در دانشگاه تهران اقا 29/06/87)



* اميد را در دلهاى مردم متزلزل نكنيد

«توقّع دوم اين است: نظامى را كه قبول دارند، تضعيف نكنند. نمى‏گوييم به فلان وزير يا فلان مسؤول يا فلان بنياد يا فلان نهاد انقلابى، اعتراض نكنيد. اگر اعتراض و انتقاد در حدّ معقولى باشد، چه مانعى دارد؟! به قول آقايان دولتيها «سازنده» هم هست. بر سرِ انتقاد، بحثى نداريم. بحث بر سرِ نظام است. از آن‏جا كه پايه هر نظام و هر زندگىِ فردى بر اميد است، پس اميد را در دلهاى مردم متزلزل نكنيد. اين، يكى از سفارشهاى ماست. به گونه‏اى حرف نزنيد كه پير و جوان و زن و مرد، افق آينده خود را تيره و مه آلود ببينند. چرا اين كار را مى‏كنيد؟! ايران كه افق مه آلود و تيره‏اى ندارد! اين ملت، ملتى است كه با همه مشكلات بزرگ در طول قرنها دست و پنجه نرم كرده و بر همه آنها، ولو بعد از گذشت مدتها، فائق آمده است. پس افق تيره‏اى در كشور نداريم.»

(بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مديران و مسؤولان مطبوعات كشور 12/02/75)



* بعضيها طورى انتقاد مى‏كنند كه تخريب است



«من البته هيچ‏وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‏ام و كسى را منع نكرده‏ام. انتقاد صحيح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما اين انتقاد بايستى به تخريب نينجامد. بعضيها طورى انتقاد مى‏كنند كه تخريب است؛ اين مصلحت نيست. كسى كه مسؤوليت سنگينى در كشور بر دوشش هست و از او توقّع داريم كه فلان كار را بكند - اقتصاد را درست كند و... - اگر ما او را تقويت نكنيم؛ اگر يك وقت ضعفى هم پيدا شد، آن را نپوشانيم؛ آيا مى‏توانيم چنين توقّعى داشته باشيم؟ باز هم مى‏توانيم اميدوار باشيم كه آنچه كه ما مى‏خواهيم، انجام خواهد گرفت و آنچه كه وظيفه اوست، انجام مى‏گيرد؟ به نظر من، وظيفه همه است كه به مسؤولان كشور كمك كنند و آنها را يارى نمايند.»

(پاسخ‌هاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف‏ 01/09/78)



* نامزد مورد علاقه‌ خودتان را تمجيد كنيد، اما ديگران را تخريب نكنيد

«از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقيهاى انتخاباتى، شايسته‌ى ملت ما نيست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونيت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پايگاههاى اينترنتى و غيره، اينها اصلاً مصلحت نيست. من به طور جد از همه‌ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست ميكنم، اصرار ميكنم كه اين علاقه‌مندى خودتان را از راه تخريب ديگران، اهانت به ديگران، متهم كردن ديگران نشان ندهيد. هرچه ميخواهيد، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجيد كنيد، تعريف كنيد؛ اما ديگران را تخريب نكنيد. اين علامت بدى است. بعضى جاها در دنيا معمول است اسرار خانوادگى يكديگر را برملا ميكنند، عكسهاى پنهانى از هم ميگيرند، افشا ميكنند.»

(بیانات در اجتماع عظیم مردم يزد 12/10/86)



* به خاطر علاقه به نامزدانتخاباتی خود ، نامزد ديگر را تخريب نكنید

«به همه‏ى برادران و خواهران و همه‏ى ملت عزيز ايران سفارش مى‏كنم كه فضاى انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. كسانى كه به يك نامزد انتخاباتى علاقه‏مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‏ى به او، نامزد ديگر را تخريب نكنند؛ اين بين مردم اختلاف و نقار ايجاد مى‏كند؛ علاوه بر اين‏كه تخريب اساساً كار درستى نيست و فايده‌ای هم ندارد. كسى كه با تخريب يك نامزد انتخاباتى مى‏خواهد آراء او را كم كند، به مقصود خودش دست پيدا نمى‏كند؛ هم يك كار غلط و خلاف منطق و در موارد بسيارى خلاف شرع انجام مى‏گيرد، هم فايده‌ای گير او نمى‏آيد. فضا را سالم نگه داريد. شما از نامزدِ خودتان حمايت كنيد، ديگران هم از نامزدِ خودشان حمايت كنند و به او رأى دهند. در پيدا كردن نامزد مورد نظر دقت كنيد. به كسى گرايش پيدا كنيد كه به دين مردم، به انقلاب مردم، به دنياى مردم، به معيشت مردم، به آينده‏ى مردم و به عزت مردم اهميت مى‏دهد. بحمداللَّه ميدان براى آزمودن و ديدن و شناختن باز است؛ ملت ما هم هشيار است.»

(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى (رحمة الله علیه) 14/03/84)



* تخريب، فضاى انتخابات را خراب مي‌كند

«بعضى فضاى انتخابات را خراب ميكنند؛ تخريب كردن، اهانت كردن و خُرد كردن شخصيتهاى گوناگون، همه بر خلاف اقتضاى سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم راديو و تلويزيون، هم كسانى كه به ابزارهاى گوناگون ارتباط جمعى ديگرى مجهز هستند - رايانه‌ها و شيوه‌هاى رايانه‌اى - هم كسانى كه يك منبرى براى سخن گفتن دارند؛ مثل خطباى جمعه و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى؛ همه توجه داشته باشند كه «تخريب، فضاى انتخابات را خراب ميكند». شما از آن كسى كه به او علاقه‌منديد، دفاع كنيد؛ هيچ مانعى ندارد؛ اما به آن كسى كه رقيب اوست، مطلقا حمله نكنيد؛ تخريب نكنيد. اين تخريب و اين حرف‌زدنها و اهانت كردنها، نه حجيت دارد براى مستمعان، و نه جايز است؛ به خاطر اينكه فضا را خراب ميكند.»

(بيانات‌ در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى‌ 18/07/85)



* عده‌ای تخريب مي‌كنند، اسمش را مي‌گذارند انتقاد!

«به انتقادها هم توجه كنيد؛ البته بعد هم عرض خواهم كرد. انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب مي‌كنند، ولى اسمش را مي‌گذارند انتقاد. آن جايى كه واقعاً انتقاد است و كسانى با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبتِ كارى را توجه مي‌كنند و نقاط اشكالش را هم ذكر مي‌كنند، اينها را با سعه‌ى صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائى كه واقعاً درست است از شما فوت نشود. اينها چيزهايى است كه قبلها عرض كرده‌ايم؛ حالا هم تأكيد ميكنيم. به بعضيها توجه شده، بعضى را هم بايد بيشتر توجه بكنيد.

يك مسئله هم - كه مسئله‌ى آخر باشد كه عرض ميكنيم - مسئله‌ى انتقاد و تخريب است. مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخريب از آن داشته باشيم. خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناى انتقاد آن ارزشيابىِ منصفانه‌اى است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادى همين است ديگر. وقتى شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادى كند، او ميگويد كه آقا! اين عيارش بيست است؛ يعنى عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاى خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادى. البته زرگر هم هست و وسيله‌ى نقادى را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهى كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اينكه چيزى نيست! اين اسمش نقادى نيست. اولاً اصل طلا بودن اين، انكار شده. خب، بالاخره مرد حسابى! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانياً: شما كه اهل اين كار و آشناى اين كار نيستى!»

( بیانات در ديدار رئيس‌جمهوری و اعضاى هيئت دولت 02/06/87)



*انتقاد خدمت است و تخريب خيانت

«آدم متأسفانه مى‌بيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته مي‌شود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمع‌بندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمع‌بندى كرد.

انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند.»

(بیانات در ديدار رئيس‌جمهوری و اعضاى هيئت دولت 02/06/87)



*با تخریب، جدول دشمن را کامل نکنید

«در انتقادها، مرز میان انتقاد سازنده و تخریب رعایت شود و سخنان به گونه ای نباشد كه جدول دشمن را كامل كند و زمینه گسترش بدبینی در جامعه را فراهم آورد. »

(دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب 02/06/90)
* انتقاد، نق‌نق نيست


«انتقاد» كه دوستان ذكر مى‌كنند و به تعبير اين دوستمان مى‌گويند انتقادگرى «نق نقو» تلقى نشود؛ نه، انتقاد، نق‌نق نيست؛ انتقاد - معناى لغوى انتقاد را نمى‌خواهيم بگوييم- يعنى همان عيب‌جويى. منظور از انتقادى كه ممكن است نق‌نقو بودن از آن تلقى شود؛ يعنى عيب‌جويى كردن. دو نوع عيب‌جويى ممكن است؛ الان من و شما روبه‌روى هم نشسته‌ايم، خيلى آزادانه مى‌توانيم از هم عيب‌جويى كنيم؛ شما هم از من عيب‌جويى كنيد، من هم از شما عيب‌جويى كنم. منتها اين عيب‌جويى دو نوع است؛ يك وقت عيب‌جويى جنبه‌ى تحقير، اهانت، طرف را به خاك سياه نشاندن، از طرف انتقام گرفتن و چهره‌ى او را در نظر ديگران زشت كردن است و اين كار در هيچ عرف نجيبانه‌اى - نمى‌گويم اسلامى - ممدوح نيست. يك وقت هم نه، هدف از انتقاد، دلسوزى است، تكميل است، برطرف كردن عيب است و آيينه‌وار نمودن عيب شخص يا نظام يا مدير يا مردم به خود آنهاست و اين ممدوح است. ممكن است اين هم به نظر شنونده تلخ باشد؛ اما اين تلخى، تلخى گوارايى است. اين هيچ ايرادى ندارد. حالا من ادعا مى‌كنم از نظر دستگاه هم ايرادى ندارد؛ اگر شما در اين ترديدى داريد، من به شما صادقانه مى‌گويم، لااقل از نظر شخص من، هيچ ايرادى ندارد. ببينيد! اين هدف و اين جهتگيرى در كيفيت كار معلوم مى‌شود؛ يعنى اينكه ما توقع داشته باشيم يك جورى انتقاد كنيم كه آن جهتگيرىِ اول در آن وجود داشته باشد، اما مردم يا مخاطبين خيال كنند كه ما داريم دلسوزى مى‌كنيم، اين هم نمى‌شود. همين‌طور كه چند نفر از دوستان گفتيد، مخاطبين ما هوشمندند و مى‌فهمند»

بيانات در ديدار جمعى از كارگردانان سينما و تلويزيون‌ 22/03/85



* انتقاد در واقع هديه كردن عيوب آنها به خود آنهاست

«وحدت كلمه را حفظ كنيد. يكى از بدترين كارها اين است كه مسؤولان موظف نظام، به وسيله‌ى اشخاص ديگر - صرفا به خاطر اين‌كه تريبونى در اختيارشان قرار گرفته - مورد تخريب واقع شوند. انتقاد كردن غير از تخريب كردن است. انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت يا مسؤولان ديگر، مورد انتقاد قرار نگيرند، عيوب خودشان را نمى‌فهمند. انتقاد در واقع هديه كردن عيوب آنها به خود آنهاست. ممكن است گاهى انتقاد درست باشد، ممكن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد كردن غير از تخريب كردن است. نه قوه‌ى مجريه و دولت را تخريب كنيد؛ نه قوه‌ى قضاييه را تخريب كنيد؛ نه قوه‌ى مقننه را تخريب كنيد؛ بخصوص كسانى كه خودشان جزو اين مجموعه هستند؛ تخريب آنها يك عيب مضاعف است. بايد يكپارچه باشيد؛ كمااين‌كه هدف و خاستگاه فكرى شما يكى است. اين معنى ندارد كه اگر كمبود و ضعفى در كار دولت و در بخشى ايجاد شد، كليت دولت مورد اهانت قرار گيرد و يا اگر كسى به يك حكم قضايى اعتمادى ندارد، قوه‌ى قضاييه را تخريب كند. بدترين رفتار با قوه‌ى قضاييه‌ى يك كشور همين است كه كسى به خاطر نپسنديدن صدور و اجراى حكمى از صدها و هزاران حكم، بنا كند كل قوه‌ى قضاييه و دادگسترى كشور را زير سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. يكى هم يك حكم ديگر را قبول ندارد، ديگرى هم حكم سومى را قبول ندارد؛ اين‌كه مجوز اهانت نمى‌شود. اهانت كردن و تخريب كردن و زير سؤال ناشايست بردن قوه‌ى مقننه - چه مجلس و چه شوراى نگهبان كه جزو قوه‌ى مقننه است - برخلاف مصالح ملت و ناسپاسى نسبت به رأى ملت است. همه بايد مراقب باشند.»

(بيانات پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى سيد محمد خاتمى 11/05/1380)




* تضعیف دیگری خلاف رضای خداست

«باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم و راهنمایی دولت در همه کارهایی که می‏خواهد انجام بدهد، اینها از اموری است که لازم است. اما اینکه خدای نخواسته، یک وقت برای اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنی بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبی است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد....

در نطقهای قبل از دستور و در صحبتهایی که وقتی معرفی می‏کنند وزرا را هتاکی نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکی دیگری را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهایی که در اکثریت هستند، نه آنهایی که در اقلیت هستند، نه آنهایی که ممتنع هستند، هیچ‏کدام نباید این کار را بکنند، برای اینکه این خلاف رضای خداست، خلاف شرع است.»


امام خمینی(رحمة الله علیه)

* شاخص های یک انتقاد سازنده

با توجه به این رهنمودها اگر بخواهیم شاخص‌هایی را برای یک انتقاد سازنده و مصلح مطرح کنیم ، باید به موارد زیر اشاره کنیم:

1. دیدن ویزگی‌های مثبت در کنار ویزگی های منفی(انصاف)

2. انتقاد از سر دلسوزی و در جهت اصلاح باشد

3. انتقاد به نحوی باشد که اذهان عمومی را نسبت به مسولین ناامید نکند

4. انتقاد، خوارک رسانه‌های بیگانه نشود.

5. انتقاد تا حد ممکن به خود شخص و یا در محافل تخصصی گفته شود و از رسانه‌ای کردن آن پرهیز شود.

6. منتقد بر شرایط آگاهی و اشراف داشته باشد

7. انتقاد به عملکرد، نه به خود شخص باشد

8. انتقاد همراه با پیشنهاد و راهکار باشد



با این اوصاف هر کسی که وارد میدان انتقاد می‌شود باید دقیقا به این ویزگی‌ها اهتمام بورزد تاانتقاد او اثر داشته باشد.

حال باید دید که مسئولین در اظهارنظرهای خود و رسانه‌ها در قبال انتشار و نحوه پرداختن به سخنان افراد تا چه میزان به این اصول پایبند هستند.

منبع: باید کاری کرد
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع