۲۵/شهریور/۹۶, ۲۱:۴۲
(۲۵/شهریور/۹۶ ۱۹:۲۵)mbanki نوشته است: [ -> ]ایمان امری درونی است مانند باور بخدا یا معاد یا نبوت یا امامت شرایط اونو بلد نیستم شما بفرمائید . امر الهی چیست؟ امر یا واجب است یا حرام مگر شکل دیگری هم هست؟ امامت یک حقیقته وانسان بایداونو با قلبش بپذیره این میشه بیعت اینجا جای اطاعت نیست .پیامبر وقتی علی رو معرفی میکنه در واقع یک حقیقت رو اعلام میکنه مثل نبوت خودش مردم باید فکر کنند واگر باور کردند بیعت کنند بنابراین بیعت کشکی وازروی اجبار ویا ناآگاهی اثری نداره هروقت پذیرفت اونوقت مرحله عمل واطاعته
ایمان امری قلبی ، بله اما تنها در قلب ایا کفایت میکنه ؟
در قلبی بودن هیچ شکی نیست و کلام شما صحیح و افرین ، اصْلُ الْايمانِ، حُسْنُ التَّسْليمِ لِامْرِاللَّهِ ، این هم تعریفی از ایمان توسط مولای متقیان ، و اینم ببنیم که مولای ما دیگه ایا تعریفی بیان میکنن ؟
الإیمان معرفة بالقلب وإقرار باللّسان وعملبالأرکان
، خوب ایمان رو برای شما با این زاویه نگاه کنین .
طاعت میشه عمل به اون فعل دیگه درسته ؟ خوب
لا يُقْبَلُ إيمانٌ بلا عملٍ ، و لا عملٌ بلا إيمانٍ _ این کلام نبی خاتم هست _
خوب اگه میبینین ادرس نمیدم چون خودتون هم کمی تحقیق کنین .
واحب در مقابل حرام قرار میگیره . اما امر دلالت بر وجوب میکنه نه بر حرام . دقت کنین . نهی دلالت بر حرمت داره .
میخوایین چی ازش بدست بیارین ؟
گرامی ، شما اینها رو برای کسی که ملسم هست داری تصور میکنی یا برای کسی که میخواد مسلم بشم ؟ کسی که مسلمان هست و شیعه به اینها رسیده و اگه در اونها شک و یا عدمش تکیه کنه از شمول مذهب خارج میشه . پذیرفتن اصول دین داستانش رو فکر کنم دارین خلط میکنین .
اگه میشه احترام رو فراموش نکنین .

گرامی درباره یقین کردن شخصی که وصی و خلیفه و امام و هدایتگر امت هست بعد از نبی ، بازها تذکر دادن ، مراجعه کنین به مواردی همچون حدیث منزلت : أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی .
امت ایا نمیدونستن ؟ یا درک نمیکردن ؟ زیاده گویی در این موارد اضافیه بلکه وجدان کردنشون اسونتر از توضیح.
شما کلا ماجرای غدیر رو مطالعه کردین ؟ مطالبی که ذکر شده و ایات و یاد اوری ها و تذکرات رو اطلاع دارید حتما ولی این سبک سوال به نوعی پاسخ به خودتون هست .
جناب اگه باور کردن و اگه نکردن بیعت نکنن ؟ میشه بگید اون امتی که بیش از چندین هزار نفر بودن چطور میشه به اون باور میرسن و بعد باورشون مثل خیلی چیزای دیگه کف روی اب میشه ؟
چطور میشه امثال خلیفه ثانی میان و بیان میکنن ولی کمتز از 3ماه کلا یادشون میره و باور زده میشن ؟
بیعت گرفته شده تا طبق ایه 1 سوره مائده: یا أیها الذین ءامنوا أوفوا بالعقود یک تعهد و یک پیمانی مهم باشه همونطور که مسلمین به قران و ایاتش اعتقاد دارن و حکم الهی هست این رفتار رو هم پیابند باشن بهش .
جناب بیعت کردن منافاتی با عدم اطاعت نداره ، همونطور که در طول تاریخ اسلام اعتقاد به خدا داشتن ، البته فقط زبانی ، ولی خلاف اوامر رفتار میکردن ، پس فقط شناخت بر انجام و یا ترک اطاعت نداره ، بلکه وقتی شناختی و بر شخص یقین حاصل شد امر واجب میشه که اطاعت صورت بگیره .
صفات امام و جانشین نبی خاتم در این خطبه در غدیر بیان میشه ، اثار اعتقادی ایمان به امام و تکیه کردن به امام و پشت امام بودن مطرح میشه از اینها هم صریحتر ایا میخوایین اطاعت شکل بگیره اونطوری که شما میخوایین بیاین بشه .
أَنْ أَقُومَ في هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ چرا چنین گفته میشه ؟
أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي عَلي أُمَّتي چرا این صفات گفته میشه و جایگاه ها معین میشه ؟
وَالْإمامُ مِنْ بَعْدي چرا با الفاظ مختلف که در کنارهم و با هم معانی انچنانی اختلاف ندارن بیان میشه ؟ وَالْإمامُ مِنْ بَعْدي ، خَليفَتي عَلي أُمَّتي ، وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ و .... .
فاَعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذالِكَ فيهِ وَافْهَموهُ [u]وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً
خیلی دقت کنین که اطاعت از امام کی و چگونه هست . بعدا تفسیرش نکنید .
فَاسْمَعوا وَ أَطيعوا وَانْقادوا لاِمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ
متوجه مفاهیم و کاربردها که حتما میشید ، پس تکرار این عبارت رو انتظار ندارم از سمت شما
(۲۵/شهریور/۹۶ ۱۹:۲۵)mbanki نوشته است: [ -> ]امامت یک حقیقته وانسان بایداونو با قلبش بپذیره این میشه بیعت اینجا جای اطاعت نیست .پیامبر وقتی علی رو معرفی میکنه در واقع یک حقیقت رو اعلام میکنه مثل نبوت خودش مردم باید فکر کنند واگر باور کردند بیعت کنند بنابراین بیعت کشکی وازروی اجبار ویا ناآگاهی اثری نداره هروقت پذیرفت اونوقت مرحله عمل واطاعتهبازرین خیلی مثال زمینی بزنیم ، پادشاهی عادل در زمانی کمتر از 3 ماه میدونن که از بین امت بروند ، برای خودشون ولیعهد از سوی شرع مشخص میکنن ، اصلا چرا دور بریم ، بزارین مثال از نبی دوست داشتنی مثال بزنم _ من شخصا ارادت خاصی به موسی کلیم الله دارم _ وقتی وعده داشتن به دیدار خدای رحمن بروند جانشین معین میکنن و امت باید از ایشون اطاعت میکردن ، ایا کردن ؟ ایا نمیدونستن که جایگاه جناب هارون چی هست ؟ ایا ایمان داشتن که هارون نماینده و جانشین موسی کلیم الله هست ؟ بله داشتن این ایمان رو ولی اون ایمانی که شما میخوای رو داشتن اکثرشون و تعدادیشون هم به عمل هم به زبان و هم قلبی ایمان داشتن . کدوماشون رستگار شدن ؟گروه هارون و موسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام یا گروه سامری ؟در انبیایی دیگه هم چنین روالی بوده جای اون دوستمون خالی ولی حیف نیستن این رو گذاشته بودم برای ایشون ولی خوب قسمت شما هست ولی خوب خلاصش رو گفتم .
شرایط یک عقد ؟ اهلیت طرفین ، قصد و رضای طرفین ، ازادی در اراده و اختیار و عدم وجود جبر و اکراه ، چرا پیامبر فقط همون بله زبانی رو از اینها نگرفت ؟ تا دو فردای دیگه نگن ما که بیعت نکردیم . چرا ؟ چون امت خودش رو خوب میشناخت بهتر بگم خدا میدونست این امت چه قرار هست بکنن و درس عبرتی باشه برای ایندگان . چرا تاکید میشه این پیام رو به غائبان برسانید و نسل در نسل بیان کنین و از خاطر نبرین ؟ دیگه درکش با شما /
جناب ، شما میشه به بنده صریح بگید که دستور خدا رو باید با چون و چرا انجام داد یا بدون جون و چرا ؟
این متن براتون شاید چون و چرایی رو رد کنه : مطالعه بفرمایید و اگه ابهامی خارج از مطالب بیان شده هست بگید
اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني اَللّهُمَّ لا تُمِتْني ميتَةً جاهِلِيَّةً وَلا تُزِغْ قَلْبي بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَني اَللّهُمَّ فَکَما هَدَيْتَني لِوِلايَةِ مَنْ فَرَضْتَ عَلَيَّ طاعَتَهُ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ اَمْرِکَ بَعْدَ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّي والَيْتُ وُلاةَ اَمْرِکَ اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلِيَّ بْنِ اَبيطالِبٍ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَعَلِيّاً وَمُحَمَّداً وَجَعْفَراً وَمُوسي وَعَلِيّاً وَمُحَمَّداً وَعَلِيّاً وَالْحَسَنَ وَالْحُجَّةَ الْقآئِمَ الْمَهْدِيَّ صَلَواتُکَ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ ....
(۲۵/شهریور/۹۶ ۱۹:۲۵)mbanki نوشته است: [ -> ]امامت یک حقیقته وانسان بایداونو با قلبش بپذیره این میشه بیعت اینجا جای اطاعت نیست .پیامبر وقتی علی رو معرفی میکنه در واقع یک حقیقت رو اعلام میکنه مثل نبوت خودش مردم باید فکر کنند واگر باور کردند بیعت کنند بنابراین بیعت کشکی وازروی اجبار ویا ناآگاهی اثری نداره هروقت پذیرفت اونوقت مرحله عمل واطاعته
کتاب کافی شریف - بَابُ فَرْضِ طَاعَةِ الْأَئِمَّةِ ع -
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ فَارِسِيٌّ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقَالَ طَاعَتُكَ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ مِثْلُ طَاعَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ نَعَمْ.
شرح مرآة العقول : الحديث الثامن: صحيح. برای این گفتم که نگید ایا کافی صحیح هستو ...
قوله: مثل طاعة علي بن أبي طالب عليه السلام، أي في كون الافتراض بالنص من الله تعالى أو في عموم الافتراض لجميع الخلق أو في التأكيد و القدر و المنزلة و ترتب الآثار عليها وجودا و عدما.
کافیه این قسمت از کتاب کافی شریف رو ورق بزنین : کتاب الحجة => بَابُ فَرْضِ طَاعَةِ الْأَئِمَّةِ ع همین جلد اول هست ، متوجه خواهید شد که اطاعت از امام چیه و چرا و چطور و ....
اینم سفارشی براتون میگم تا شک و شبهه نداشته باشین
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَخْبِرْنِی عَنْ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ مِنْكُمْ وَاجِبَةٌ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِینَ رَسُولًا وَ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ فِی أَرْضِهِ فَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَ اتَّبَعَهُ وَ صَدَّقَهُ فَإِنَّ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ مِنَّا وَاجِبَةٌ عَلَیْهِ وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ یَتَّبِعْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقْهُ وَ یَعْرِفْ حَقَّهُمَا فَكَیْفَ یَجِبُ عَلَیْهِ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ وَ هُوَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یَعْرِفُ حَقَّهُمَا قَالَ قُلْتُ فَمَا تَقُولُ فِیمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یُصَدِّقُ رَسُولَهُ فِی جَمِیعِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ یَجِبُ عَلَى أُولَئِكَ حَقُّ مَعْرِفَتِكُمْ قَالَ نَعَمْ أَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ یَعْرِفُونَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ هُوَ الَّذِی أَوْقَعَ فِی قُلُوبِهِمْ مَعْرِفَةَ هَؤُلَاءِ وَ اللَّهِ مَا أَوْقَعَ ذَلِكَ فِی قُلُوبِهِمْ إِلَّا الشَّیْطَانُ لَا وَ اللَّهِ مَا أَلْهَمَ الْمُؤْمِنِینَ حَقَّنَا إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
شرح مرآة العقول : الحديث الثالث: صحيح.
چون ممکن هست سخت باشه براتون اینو ترجمه میزارم
نقل قول:زرارة گويد: بامام باقر (علیه السلام) عرض كردم: بمن بفرمائيد كه آيا معرفت امام از شما خانواده بر تمام خلق واجبست؟ فرمود: خداى عز و جل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر تمام مردم بعنوان رسول و حجت خدا بر همه خلقش در روى زمين مبعوث فرمود، پس هر كه بخدا ايمان آورد و بمحمد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ايمان آورد و پيرويش كند و تصديقش نمايد معرفت امام از ما خانواده بر او واجبست واصول کافی جلد اول کتاب الحجة باب
كسى كه بخدا و رسولش ايمان نياورد و از او پيروى نكند و تصديقش ننمايد و حق خدا و رسولش را نشناسد، چگونه معرفت امام بر او واجب باشد در صورتى كه بخدا و رسولش ايمان نياورده و حق آنها را نشناخته است (بلكه بر او واجبست اولا خدا و رسولش را بشناسد و از رسول پيروى كند)
عرض كردم: پس چه ميفرمائيد در باره كسى كه بخدا و رسولش ايمان آورده و پيغمبر را نسبت بآنچه خدا بر او نازل كرده باور دارد، بر چنين اشخاص حق معرفت شما لازمست؟ فرمود: آرى مگر اينان (عامه و اهل سنت) بفلان و فلان (ابو بكر و عمر) معرفت ندارند؟ عرض كردم: چرا (از سؤال حضرت استفاده مىشود كه هر كس بخدا و رسولش ايمان آورد لازمست براى جانشينى پيغمبر و حفظ و ترويج شريعت به پيشوائى معتقد شود، چنانچه اهل سنت هم اين قاعده را قبول دارند ولى آنها در تعيين امام و خليفه باشتباه رفته اند) امام فرمود: مگر عقيده دارى كه خدا معرفت فلان و فلان را در دل ايشان انداخته است؟ بخدا آن را كسى جز شيطان در دل ايشان نينداخته است، نه بخدا، حق ما را كسى جز خدا بمؤمنين الهام نكند (يعنى اى زرارة اين را هم بدان كه معرفت ما گوهريست ربانى و توفيقى است الهى كه جز بمردم سالم و پاك فطرت نرسد، چنانچه پيروى از پيشوايان ناحق عقيدهايست شيطانى كه در اثر خبث باطن نصيب افراد ديگرى گردد).
بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِ
با قلبش وقتی پذیرفت ، چیو؟ شخصی که جانشین نبی ، فقط نبی نیست و همه شئون رو دارا هست ، از علم تا شجاعت ، از تبیین تا انذار ، از تفسیر تا ابلاغ و ... . خوب وقتی این جایگاه رو یقین و وجدان کرد چی بر او واجب میشه ؟ اطاعت / چرا ؟ ایه و روایت دوباره لیست کنم یا اینکه خودتون بلدین ؟
پیشنهاد میکنم بیشتر مطالعه و کمتر درگیر لفظ بشین ..
موفق باشید .
جناب وارد هر موضوع بشید چیزی بجز ابرو ریزی و ... براتون نمیمونه مولتی یوزر محترم .