نامه شماره نه: قرائت حسین (علیه السلام) در شب عاشورا
در شب عاشورا در ميان خيمه هاى حسين بن على عليهما السلام جنب و جوش عجيب و نشاط فوق العاده اى به چشم مى خورد: يكى سلاح خود را براى جنگ اصلاح و آماده مى نمود، ديگرى مشغول عبادت و مناجات با پروردگار و آن ديگرى مشغول خواندن قرآن.
از ضحاك بن عبداللّه مشرقى نقل شده كه در آن شب در هر چند لحظه گروهى سواركار از لشكريان عمرسعد به عنوان ماءموريت و نظارت به پشت خيمه هاى حسين بن على عليهما السلام مى آمدند و به وضع اين خيمه نشينان سر مى كشيدند، يكى از آنان صداى امام عليه السلام را كه اين آيه شريفه را مى خواند، شناخت :
(([b]آنانكه كفر ورزيدند گمان نبرند مهلتى كه به آنان مى دهيم به نفع آنهاست بلكه به آنان مهلت مى دهيم تا بر گناهان خود بيفزايند و براى آنان عذابى است ذلتبار، خداوند مؤ منان را با اين وضعى كه هستند واگذار نخواهد نمود تا بد را از نيك و ناپاك را از پاك جدا سازد)).
آن مرد با شنيدن اين آيه گفت : به خدا سوگند! اين افراد نيك ، ما هستيم كه خدا ما را از شما جدا كرده است !!
((برير)) هم جلو آمد و به او پاسخ داد كه : اى مرد فاسق ! خدا تو را در صف ناپاكان قرار داده است ، به سوى ما برگرد و از اين گناه بزرگ خود توبه بكن ؛ زيرا به خدا سوگند كه ماييم افراد پاك .
آن مرد از روى استهزا گفت :
(( من نيز به اين شهادت مى دهم )). آنگاه به سوى اردوگاه لشكر ابن سعد برگشت.
سلام و التماس دعا..
ممنون به خاطر مطلب خوبتون.
پيشنهاد ميكنم حماسه حسيني شهيد مطهري رو بخونين.
عاليه! در ضمن اين شبها در كنار عزاداري به تحليل هايي كه تلويزيون نشون ميده هم توجه داشته باشين . امشب در مورد جا ماندگان كربلا ميگفت مثل مختار ويا سليمان.. و دليل اين جا ماندن . از آنجا كه تاريخ تكرار ميشه خدا هممون رو عاقبت به خير كنه.
نامه شماره سیزده: اوّلین سخنرانی امام (علیه السلام) در روز عاشورا
امام عليه السلام پس از تنظيم صفوف لشكر خويش ، سوار بر اسب گرديد و از خيمه ها قدرى فاصله گرفت و با صداى بلند و رسا خطاب به لشكر افراد عمرسعد چنين فرمود:(( مردم ! حرف مرا بشنويد و در جنگ و خونريزى شتاب نكنيد تا من وظيفه خود را كه نصيحت و موعظه شماست ، انجام بدهم و انگيزه سفر خود را به اين منطقه توضيح بدهم اگر دليل مرا پذيرفتيد و با من از راه انصاف درآمديد راه سعادت را دريافته و دليلى براى جنگ با من نداريد و اگر دليل مرا نپذيرفتيد و از راه انصاف نيامديد همه شما دست به هم بدهيد و هر تصميم و انديشه باطل كه داريد درباره من به اجرا بگذاريد و مهلتم ندهيد ولى به هرحال امر بر شما پوشيده نماند، يار و پشتيبان من خدايى است كه قرآن را فرو فرستاد و اوست يار و ياور نيكان )).
اتمام حجت
حسين بن على عليهما السلام با اينكه مى ديد دشمن به تمام معنا آماده جنگ است تا آنجا كه از رسيدن آب نيز به اردوگاه و اطفال آن حضرت جلوگيرى نموده است و دقيقه شمارى مى كند كه با كوچكترين اشاره اى حمله را آغاز كند، ولى آن حضرت همانگونه كه به هنگام ورود به كربلا گفت ، نه تنهاحاضر نبود شروع به جنگ نمايد بلكه مى خواست تا جايى كه ممكن است ، براى آنان موعظه ونصيحت كند كه از طرفى راه حق و فضيلت را از باطل تشخيص دهند و از طرف ديگر مبادا در ميان آنان كسى ناآگاه و ناشناخته در ريختن خون امام عليه السلام شركت كند و بدون توجه و آگاهى از حقيقت در ورطه سقوط و بدبختى ابدى قرار بگيرد.
((سبط ابن جوزى )) در ((تذكرة الخواص )) مى گويد: چون حسين بن على عليهما السلام ديد كه مردم كوفه بر قتل وى اصرار دارند قرآنى برداشت و باز كرد و روى سرش گذاشت و در مقابل صفوف دشمن آنان را صدا كرد كه در ميان من و شما حاكم ، اين كتاب خدا و جدّم رسول اللّه باشد، مردم ! به چه جرمى ريختن خون مرا حلال مى دانيد، آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم ؟ آيا گفتار جدم را درباره من و برادرم نشنيده ايد كه ((هذانِ سيّدا شباب اهل الجنّة )) و اگر حرف مرا تصديق نمى كنيد از جابر و زيد بن ارقم و ابوسعيد خدرى سؤ ال كنيد، آيا جعفر طيار عموى من نيست ؟
از ميان مردم كسى پاسخ نگفت و تنها شمر بود كه صدا كرد الا ن وارد جهنم خواهى شد امام هم در جواب وى فرمود: ((اللّه اكبر! جدم خبر داده بود كه من در خواب ديدم سگى خون اهل بيت مرا مى ليسد و گمان مى كنم تو همان باشى ))
اشعار رجزيّه حضرت سيّدالشهداء در روز عاشورا و ذكر فضائل خود
در كتاب «كشف الغمّه» از كتاب «الفتوح» وارد است كه چون لشكريان ابن زياد آن حضرت را در پرّه گرفتند و از آب منع كردند و از اصحاب آن حضرت همه را كشتند، تيري به سوي طفل صغير آن حضرت آمد و او را بكشت.
حضرت او را به خونهايش آلوده كرد، و با شمشير حفيرهاي حفر و او را در آن مدفون ساخت، و سپس در مقابل لشكر ايستاده و حمله ميآورد، و اين رَجَز را ميخواند:
غَدَرَ الْقَوْمُ وَقِدْمـًا رَغِبُوا عَنْ ثَوَابِ اللَهِ رَبِّ الثَّقَلَيْن 1
قَتَلُوا قِدْم * عَلِيًّا وَابْنَهُ حَسَنَ الْخَيْرِ كَرِيمَ الطَّرَفَيْن 2
حَسَدًا مِنْهُمْ وَقَالُوا أَجْمِعُوا نُقْبِلِ الآنَ جَمِيعـًا بِالْحُسَيْن 3
يَا لَقَوْمٍ لاِنَاسٍ رُذَّلٍ جَمَعُوا الْجَمْعَ لاِهْلِالْحَرَمَيْن 4
ثُمَّ سَارُوا وَتَوَاصَوْا كُلُّهُمْ لاِجْتِيَاحِي، لِلرِّضَابِالْمُلْحِدَيْن 5
لَمْ يَخَافُوا اللَهَ فِي سَفْكِ دَمِي لِعُبَيْدِ اللَهِ نَسْلِ الْفَاجِرَيْن 6
وَابْنُ سَعْدٍ قَدْ رَمَانِي عَنْوَه بِجُنُودٍ كَوُكُوفِ الْهَاطِلَيْن 7
لَا لِشَيْءٍ كَانَ مِنِّي قَبْلَ ذَا غَيْرِ فَخْرِي بِضِيَآءِ الْفَرْقَدَيْن 8
بِعَلِيٍّ خَيْرِ مَنْ بَعْدَ النَّبِيّ وَالنَّبِيِّ الْقُرَشِيِّ الْوَالِدَيْن 9
خَيْرَه اللَهِ مِنَ الْخَلْقِ أَبِي ثُمَّ أُمِّي فَأَنَا ابْنُ الْخَيْرَتَيْن 10
فِضَّه قَدْ صُفِيَتْ مِنْ ذَهَبٍ فَأَنَا الْفِضَّه وَابْنُ الذَّهَبَيْن 11
مَنْ لَهُ جَدٌّ كَجَدِّي فِي الْوَرَي أوْ كَشَيْخِي فَأَنَا ابْنُ الْقَمَرَيْن 12
فَاطِمُ الزَّهْرَآءِ أُمِّي وَأَبِي قَاصِمُ الْكُفْرِ بِبَدْرٍ وَحُنَيْن 13
وَ لَهُ فِي يَوْمِ أُحْدٍ وَقْعَه شَفَتِ الْغِلَّ بِفَضِّ الْعَسْكَرَيْن 14
ثُمَّ بِالاحْزَابِ وَالْفَتْحِ مَعـًا كَانَ فِيهَا حَتْفُ أَهْلِ الْقِبْلَتَيْن 15
فِي سَبِيلِ اللَهِ؛ مَاذَا صَنَعَتْ أُمَّه السَّوءِ مَعـًا بِالْعِتْرَتَيْن 16
عِتْرَه الْبَرِّ النَّبِيِّ الْمُصْطَفَي وَ عَلِيِّ الْوَرْدِ37 بَيْنَ 38الْجَحْفَلَيْن 17
-------------------------
1 ـ «اين جماعت خيانت كردند و كافر شدند. و از زمان پيشين، از ثواب خداوند كه پروردگار جنّ و انس است اعراض كرده و روي گردانيدهاند.
2 ـ اين گروه، عليّ بن ابيطالب را كشتند. و پسر او حسن را نيز كه از ناحيه پدر و مادر، بزرگوار و كريم بود كشتند.
3 ـ از روي حِقد و كينهاي كه در دل داشتند، گفتهاند: جمع شويد تا همگي اينك بر حسين يورش بريم.
4 ـ اي قوم به فرياد رسيد! داد از دستِ مردم رَذل و پستي كه جماعتها را براي جنگ با اهل حَرَمين (مكّه و مدينه) برانگيختهاند.
5 ـ و سپس همه به راه افتادند و به خاطر خشنودي دو نفر مُلحد و زنديق (يزيد و عبيدالله بن زياد) براي استيصال و به هلاكت رسانيدن من، يكديگر را سفارش ميكردند.
6 ـ در ريختن خون من، به جهت رضاي خاطر عبيدالله بن زياد كه زاده دو نفر كافر است، از خداوند نترسيدند.
7 ـ و ابن سعد، از روي قهر و غلبه، با لشكري انبوه چون دانههاي باران شديد، بر من ريخت و مرا هدف تيرباران خود نمود.
8 ـ اين كينهتوزي و سلطه جوئي آنان، نه از جهت جُرم و جنايتي است كه از من سرزده است؛ بلكه تنها بجهت افتخار من به نور و ضياء دو ستاره فروزانست:
9 ـ يكي از آنها عليّ بن أبيطالب كه بهترين افراد روي زمين بعد از پيغمبر است، و ديگري رسول خدا كه هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر قُرَشي است.
10 ـ انتخاب شده و پسنديده خدا از ميان همه مردمان، پدر من است، و پس از آن مادرم؛ پس من فرزند دو پسنديدهترين و برگزيدهترين مردم هستم!
11 ـ من نقرهاي هستم كه از طلا به دست آمده است، و بنابراين من نقره بوده و فرزند دو طلا ميباشم.
12 ـ در ميان تمامي مخلوقات، كيست كه جدّي مانند جدّ من داشته باشد؟ و يا مربّي و معلّمي مانند پدر من عليّ؟ پس من فرزند دو ماه تابناكم.
13 ـ فاطمه زهراء مادر من است. و پدر من كوبنده و شكننده كفر است در روز جنگ بدر و غزوه حُنين.
14 ـ و از براي پدر من در واقعه اُحد داستاني است كه به واسطه پراكنده كردن لشكر اشرار و كفّار، موجبات شفاي غصّه و اندوه دل اهل ايمان را فراهم ساخت.
15 ـ و موقعيّت و داستان ديگر او در غزوه أحزاب و واقعه فتح مكّه است كه در آن شدائدي كه مرگ بر مسلمانان و اهل دو قبله ميباريد؛ با قدم راستين او در جنگ، مرگ و شكست در هم پيچيد و ظفر براي مسلمين شد.
16 ـ اين كارها را پدرم در راه خدا و في سبيل الله انجام ميداد؛ و حالا ببينيد اين امّت بدسرشت و بدكردار، با دو عترت پاك چه كردند!
17 ـ يكي عترت پيامبر نيكوي نيكوكردار محمّد مصطفي، و ديگر عترت عليّ بن أبيطالب كهدر هنگام جنگ ميان دو لشكر كه چهرهها زرد ميشد؛ پيوسته چهرهاش چون گل سرخ ميدرخشيد.»
عبدالله بن عمّار بن يَغوث ميگويد: من هيچ مغلوبي كه مورد تهاجم افراد بسياري قرار گرفته باشد، و تمام اولاد او و اهل بيت او و اصحاب او كشته شده باشند نديدهام، كه قلبش محكمتر و دلش مطمئنتر و گامش استوارتر بوده باشد از حسين بن عليّ. در اينحال كه به لشكر دشمن حمله مينمود تمام رجال و سپاهيان از مقابلش ميگريختند و يك نفر باقي نميماند. عمر بن سعد به جماعت لشكر فرياد زد: اين فرزند أنْزَع بَطين (عليّ بن أبيطالب) است! اين فرزند كشنده عرب است! او را در پرّه گيريد، و از هر جانب به او حملهور شويد!
* آيه الله شعراني در «دمع السُّجوم» ص 187، قَتَلوا القَرْمَ ضبط نموده است و آن به معني سيّد و عظيم است.[font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][font=Arial][size=medium][size=medium]