کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پس چی شد ،پس چرا ظهور اتفاق نمی افته
۲۱:۲۷, ۱۴/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۱ ۲۲:۴۶ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمان الرحیم
باسلام خدمت تمام بیدار دلان عزیز
باور کنین دیگه خسته شدم انقدر منتظر موندم.
پس چی شد انقدر گفتین ظهور نزدیکه، ظهور نزدیکه؟
پس چی شد حرف های آیت الله بهجت ؟
اگر تأخیر افتادن ظهور بخاطره گناهان ماست، آدم ها درست نمیشن که هیچی هر روز بدتر از دیروز هم میشن، پس این طوری هم آقا ظهور نمیکنن.
بعدم با این وضع گرونی ها ادامه خواهد داشتف تحریم ها هم بیشتر خوا هد شد و نفتمونم تا چند وقته دیگر تموم میشه ، و کلی بد بختی که جلوی راه ما جوونا هست ، حالا
اگر این وسط هم یک کشور بخواد حمله کنه قوزه بالا قوز میشه ،تازه برای نشانه های ظهورم انقدر اسم گذاری نکنین ،بداء پیش میاد.
فکر نمکنین یک حرکت جهادی عظیم سرتا سر دنیا باید انجام بدین ، و گرنه فقط تو ایران یا یکی دو کشور فایده ایی ندارد.مثلآ همین 40 روز دعای عهد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۵۲, ۱۶/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۱ ۱۹:۵۸ توسط yektasepas.)
شماره ارسال: #21
آواتار
باسمه تعالی
سخن رانی "عبور ازنیل "استاد رائفی را گوش کنید بسیار عالی است و جواب این سوالتان را می گیرید
خلا صه اش این است که قبل از ظهور هر منجی ای از طرف خداوند در طول تاریخ 4 امتحان صورت می گیرد :
1- امتحان اقتصادی
2- امتحان جنگ و مبارزه با دشمنان و انفاق جان در راه خدا
3- امتحان حکمیت
4- امتحان مستجاب الدعوه
و ایشان به شیرینی و زیبایی این ها را در طول تاریخ اقوام پیامبران شرح می دهد و ضمنا به این قضیه نیز اشاره می کند که این تحریم و برخورد مردم با آن همان امتحان اقتصادی قبل از ظهور است .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۰, ۱۷/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۱ ۱۰:۲۴ توسط abbas313.)
شماره ارسال: #22
آواتار
با سلام

این مطلب رو سایت وعده صادق به نقل از موعود گذاشته بود:
و زمانی قیام می‌کند که در میان مردم یادش از بین رفته و بیشتر افرادی که قائل به امامت او هستند، مرتد می‌شوند. غیبتش طولانی می‌شود و مخلصان، در انتظار ظهور او می‌مانند و شکّاکان او را انکار می‌کنند.

بسیاری از مردم حاضرند تقریباً هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسئله قدمتی به درازای هبوط آدم(علیه السلام) در زمین دارد. وقتی روایت‌ها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(علیه السلام) مطرح بوده است. اصحاب معصومان(علیه السلام) نیز از این قاعده مستثنا نبودند.

بارها از معصومان(علیه السلام) در مورد زمان خروج قائم(علیه السلام)پرسیدند؛ امّا آنان از مشخّص نمودن آن نهی نمودند و زمان ظهور را همانند علم به زمان قیامت در انحصار خدا معرفی کردند. معصومان(علیه السلام) اغلب با آنها در مورد ظهور و زمانی که مستضعفان پیروز و حکومت الهی بر همه چیز حاکم خواهد شد، صحبت کرده‌اند.

شاید بهترین روایتی که به طور مفصّل به احوالات آخرالزّمان می‌پردازد، حدیث نبوی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که ابن عبّاس نقل کرده است و آن ماجرای گفت‌وگوی سلمان و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.
گفت‌وگوهای اصحاب با معصومان(علیه السلام) قرن‌ها پیش رخ داده است. مسلّماً حضرت مهدی(علیه السلام) نمی‌توانست در طول عمر آن اصحاب ظهور کند؛ آنها سال‌های زیادی را به انتظار گذراندند و همگی مردند؛ در حالی که هنوز در انتظار ظهور او بودند.


زمانی که آنها زنده بودند، به طور جدّی بارها و بارها وعده ظهور او را تبلیغ کردند و مشتاقانه آرزوی ظهور او را داشتند. یکی از روایت‌های نقل شده به وسیله یکی از این افراد از امام جواد(علیه السلام) هشداری برای مردمان آخرالزّمان است که در طول زمان باقی مانده و اکنون نیز خوانده می‌شود. ایشان از برخی شکّاکان و منکران سخن به میان آوردند که او را انکار و یادش را به سخره می‌گیرند:


"... او زمانی قیام می‌کند که در میان مردم یادش از بین رفته و بیشتر افرادی که قائل به امامت او هستند، مرتد می‌شوند ... غیبتش طولانی می‌شود و مخلصان، در انتظار ظهور او می‌مانند و شکّاکان او را انکار می‌کنند و منکران یاد او را مسخره می‌کنند. هر کس که وقتی را مشخّص می‌کند، دروغ می‌گوید و هر کس که عجله کند، هلاک می‌شود و هر کس تسلیم خداوند باشد، نجات می‌یابد."1

ابوالجارود گوید: امام باقر(علیه السلام) به من فرمودند:
"ای ابوالجارود! چون فلک دوّار بچرخد و مردم بگویند: قائم مرده یا هلاک شده و در کدامین وادی سلوک می‌کند؟ و طالب بگوید: کجا قائمی وجود دارد و استخوان‌های او نیز پوسیده است، در این هنگام بدو امیدوار باشید و چون دعوت او را شنیدید، نزد او بروید؛ گرچه به صورت سینه‌خیز و بر روی برف باشید."2
امّا "خدا هرگز خلف وعده نمی‌کند."3
پی‌نوشت‌ها:
1. بحارالأنوار، ج 51، ص 158؛ شیخ صدوق، کمال الدّین و تمام النّعمه، ص 378.
2. کمال الدّین و تمام النّعمه، ج 1، ص 596، ح 5.
3. سوره ابراهیم، آیه 47.

یا علی

دوباره در سایت وعده صادق آمده:

خبرگزاری شبستان: پیروزى هر انقلات وهر فعالیت اجتماعى به یک سلسله شرایط و موقعیت هاى عینى وخارجى بستگى دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط نمى تواند به هدفش برسد. اگر چه قسمتى از شرایط وموقعیت هاى انقلاب مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آسمانى وخدایى است وجنبه آسمانى دارد، اما اجراى کلى ماموریت وى، به گرد آمدن شرایط عینى وخارجى وابسته است.

همان گونه که آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد، وآنگاه نداى آخرین رسالت آسمانى را از سوى پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بشنود؛ این انتظار، یعنى اجراى برنامه الهى هم مستلزم تحقق موقعیت هاى عینى وخارجى است، یا عواملى است مانند محیط مساعد وفضاى عمومى مناسب ویا بعضى ویژگیهاى جزیى که جنبش دگرگونى بخش از لا به لاى پیچ وخم هاى جزیى، در جستجوى آن است.

سنت تغییر ناپذیر خداوند سبحان، بر این است که اجراى انقلاب اسلامى حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز به موقعیت هاى خارجى وپذیرنده اى که محیط مساعد وفضاى عمومى را براى درک وپذیرش انقلاب آماده مى سازد، وابسته باشد، وبه همین دلیل هم بود که اسلام پس از گذشت چندین سده از پایان یافتن کار انبیاى پیشین وایجاد خلأ تلخ چند صد ساله، ظاهر شد. خداوند با همه توانایى اش، در هموار ساختن تمامى مشکلات راه رسالت پیامبر، وایجاد محیط مساعد براى ابلاغ این رسالت، نخواست چنین شیوه اى را به کار گیرد، بلکه با ابتلا وآزمایش، که تکامل بخش انسانند کار کلى انقلاب الهى را به گونه اى طبیعى وبر بنیادها وعوامل اجتماعى صورت داد.

البته این ویژگى، مانع نیست که گه گاه، در پاره اى از جزئیات دخالت خداوندى، از راههاى غیر عادى انجام پذیرد، زیرا جزئیات در ساختن محیط مساعد نقش اساسى ندارد وفقط گاهى براى حرکت در محیط مناسب، لازمند، یارى هاى وتوجهات عینى اى که خداوند متعال در لحظات دشوار به رهبران الهى مى فرماید، از این گونه است، براى پاسدارى رسالت ابراهیم آتش نمرود را بر او سرد وسلامت مى کند، ودست آن مرد یهودى که با شمشیر بر بالاى سر پیامبر ایستاده، از حس مى افتد وتوانایى حرکت وتکان را گم مى کند، یا باد شدیدى مى وزد وپرده هاى دشمنان حق را که در روز خندق، مدینه را محاصره کرده اند، از بیخ وبن بر مى اندازد؛ وهراس در دل آنها مى افکند. اما همه ى اینها از یک سلسله امور جزئى وکم در لحظاتى قاطع، فراتر نمى رود، وباید پیش از این کمکها، زمینه وفضایى مساعد براى دگرگونى عمومى موجود باشد.

اکنون در پرتو همین مبانى، وهمساز با موقعیت هاى عینى وخارجى، موضع گیرى امام مهدى (علیه السلام) را، بررسى مى کنیم. مسلما انقلاب امام(علیه السلام) نیز، مانند هر دگرگونى اجتماعى دیگر، از جهت اجرا به موقعیت هاى اجتماعى بستگى دارد؛ که باید همساز با آن موقعیت هاى معین، پیش آید. زیرا حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را براى اقدامى اجتماعى ودر سطحى محدود، آماده نکرده، بلکه رسالتى که از سوى خداوند براى او تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتى مى باشد، به صورتى که همه افراد بشر از تاریکی هاى ستم وبیداد، به فروغ دادگرى راه یابند.

براى چنین دگرگونى بزرگى، تنها یک رهبر شایسته، کافى نیست، زیرا ویژگی هاى یک رهبر شایسته را پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در همان روزگار سیاه در خویش داشت، بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانى مساعد ویک فضاى عمومى مناسب نیز هست تا موقعیت هاى خارجى مطلوب را براى انجام انقلاب جهانى آماده سازد.

از دیدگاه انسانى که بنگریم، باید (احساس نابودى مداوم) در انسان متمدن ایجاد شود ویک انگیزه اساسى در درونش پدیدار گردد ورسالت دادگرانه مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بپذیرد وتنها با تجربه هاى اجتماعى، مدنى وسیاسى گوناگون امکان دارد چنین احساسى در درون انسانها جاى گیرد، زیرا با تجربه مکتبها و... مى تواند بار گرانى از نقاط منفى به دوش خود بیابد ونیازمندی هاى او را به یارى جویى از سرشت پاک وجهان نهان آشکار سازد.

از دیدگاه مادى نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، براى انجام رسالت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بر تمامى جهان، باید آمادگى وتوانایى بیشترى داشته باشند، تا در روزگارى همچون زمان غیبت صغرى؛ زیرا که بخش هاى جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط وپیوند میان انسانها بهتر انجام مى گیرد. ارتباط وپیوندى که دستگاه رهبرى مرکزى، براى پرورش مردم، بر بنیاد رسالت؛ به آن نیاز دارد). (1)
پی نوشت ها:
(1) بحث حول المهدى، شهید آیه الله صدر، ص 75.

بقول آقای حسن عباسی باید باور کنیم که این آقا نیستند که غایبند بلکه ما غایبیم.ما ها فکر میکنیم باید بشینیم که آقا بیاید در صورتی که این درست نیست. آقا نبایند بیایند بلکه ما باید به نزد ایشون بریم.اگر قرار بود اقا همین طوری خودشون بیایند باید پرسید که چرا الان بیاید؟ چرا 100 سال پیش نیامد؟ چرا 100 سال دیگر نیاید؟ اصلا چرا رفت که بخواهد بیاید؟


دوستان ظهور آمادگی میخواهد، نه آمادگی حضرت حجت بلکه آمادگی ما. آقا منتظر هستند که ما ظهور کنیم که آن حضرت برای کسی که واقعا بخواهد ظاهر است. این فکر که بخواهیم بشینیم که ایشون ظهور کنند فقط سکون، یاس و نا امیدی می اورد.
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  علامه حسن زاده: ظهور اتفاق افتاده !! Islam 9 5,205 ۲۶/بهمن/۹۱ ۲۳:۴۴
آخرین ارسال: وحید110

پرش در بین بخشها:


بالا