کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثی پیرامون بعد باطنی حضرت زهرا(سلام الله علیه) و شناخت مقام ليلة‌القدري ایشان#$
۰:۵۳, ۱۰/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام خدمت دوستان
نظر به اهمیت جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در باطن عالم و عدم شناخت صحیح ما
از وجود نورانی ایشان در اینجا خلاصه ای از کتاب مقام ليلة‌القدري فاطمه نوشته استاد اصغر طاهرزاده
تقدیم دوستان می گردد باشد که افق ذهن ما را نسبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) بالاتر برد.

قسمت 1
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
﴿اَلّلهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِفاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ‌الله﴾
﴿يا فاطِمَةَ‌الزَّهْراء، يا بِنْتَ مُحَمَّد، يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُول، يا سَيِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا﴾
﴿اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكِ اِلَي اللهِ وَ قَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا﴾
﴿يا وَجيهَةً عِنْداللهِ اِشْفَعي لَنا عِنْدَالله﴾


سلام بر فاطمه(سلام الله علیها)، آن حقيقتي كه قبل از خلقتِ زميني‌اش، پروردگار او را بر كاري بس عظيم امتحان كرد و آن حقيقتِ نوريية غيبيه به خوبي نسبت به آن امتحان صابر بود و نشان داد از عهدة آن برخواهد آمد، و سلام بر فاطمه‌ زهرايي كه حقيقت نوريه‌اش شهرة آسمان غيب است و هركس به آن حقيقت نوري توسل جويد، به گوهر گرانمايه‌اي دست يافته است.

رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: نور فاطمه(سلام الله علیها) پيش از خلقت زمين و آسمان آفريده شده است. بعضي از حاضران پرسيدند: مگر او بشر نيست؟ حضرت فرمودند: فاطمه(سلام الله علیها) حوريه‌اي بشرگونه است. حاضران سؤال كردند: چگونه؟ حضرت فرمودند: خداوند - عزّ و جلّ- پيش از آن‌كه آدم را بيافريند، او را از نور خود آفريد، آن هنگام كه ارواح بودند. سؤال كردند: فاطمه در آن هنگام كجا بود؟ فرمودند: در حُقّه و جايگاهي در زير ساقة عرش، و در جواب اين‌كه سؤال كردند: غذاي او چه بود؟ فرمودند: غذاي او «تسبيح» و «تقديس» و «تهليل، يعني لااله‌الاالله» و «حمد و ثناي الهي» بود.

اين روايت خبر از شدّت درجة وجودي آن حضرت مي‌دهد و از آن‌جا كه هر چه درجة وجودي و تجرّد موجودي بيشتر باشد، شدت حضور او در عالم بيشتر است، نتيجه مي‌گيريم كه حضور حضرت زهراء(سلام الله علیها) در عالم شديدتر از حضور ملائكه است. به عنوان مثال؛ نفس انسان درجة وجودي و تجرّدش از جسم انسان بالاتر است و بر تمام جسم احاطه دارد و در جسم حضور همه جانبه دارد و همة اين‌ها به جهت تجرّد نفس است،

حالا خداوند كه مجرّد مطلق است، حضور مطلق است و لذا از خود انسان در نزد انسان براي انسان حاضرتر است و قرآن هم در اين رابطه مي‌فرمايد:«اِنَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمرءِ وَ قَلْبِهِ»؛ يعني خداوند بين خود انسان و قلب اوست، و اين به معني نزديكي خدا است به انسان، حتّي نزديك‌تر از خود انسان به خودش. حالا در نظر بگيريد وقتي حضرت زهرا(سلام الله علیها) در چنين درجة وجودي هستند كه از همة ملائكه بالاترند، چه نحوه حضور و تأثير و احاطه‌اي بر آسمان‌ها و زمين دارند.

فاطمه(سلام الله علیها) و اتّصال دائمي به بهشت

ملاحظه مي‌كنيد كه چون پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين مطلب را فرمودند، اصحاب سؤال كردند: اي پيامبر! آيا او از جنس بشر نيست؟ چون اصحاب متوجّه بودند كه اگر موجودي فوق زمين و آسمان باشد، بايد در مرتبه ملائكه باشد، زيرا لازمه وجود بشر، وجود قبلي زمين و آسمان است، در حالي كه حضرت فرمودند: قبل از خلقت آسمان‌ها و زمين، نور فاطمه(سلام الله علیها) خلق شده است.

پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم در جواب نفرمودند شما اشتباه مي‌كنيد، بلكه سؤال آن‌ها را با طرح يك نكته دقيق جواب دادند و فرمودند: «فاطِمَه حَوْراءُ ‌الْإِنْسِيَّه»؛ يعني فاطمه يك جنبه حورايي و بهشتي و يك جنبه انساني و زميني دارد. يك وقت شما در اثر عبادت و معارف الهي، جنبه‌اي از وجود خود را در حدّي متعالي مي‌كنيد كه پس از جدايي از بدن به سوي بهشت سير مي‌كنيد و در بهشت جاي مي‌گيريد، يعني مقام شما از ابتدا بهشت نبود، بلكه به كمك شريعت الهي، نَفْسِ خود را بهشتي كرديد،

ولي طبق اين روايت، فاطمه(سلام الله علیها) وجهي دارد كه آن وجه از سنخ بهشت است و در عين داشتن آن وجه، در زمين زندگي مي‌كند و لذا همواره حالات اتّصال به بهشت در او هست، اين وجه را وجه حورايي حضرت زهرا(سلام الله علیها) مي‌گويند و انسان‌ها با دقّت در حركات و سكنات و سخنان فاطمه(سلام الله علیها) مي‌توانند با بهشت ارتباط پيدا كنند. او مثل مَلك است كه ظهور بشري و بروز انساني پيدا كرده است.

پس فاطمه(سلام الله علیها) وسعتش از آسمان تا زمين و از زمين تا آسمان است. پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خيلي عالي مخاطبان خود را روشن كردند و گفتند آري؛ او يك جنبه آسماني دارد كه اين جنبه تا زمين آمده است. وقتي ما متوجّه وجود چنين موجودي شديم، خواهيم فهميد كه همه ائمه‌ معصومين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مقامشان همين مقام است، يعني آن‌ها انسان‌هايي‌اند همراه با تجلّي يك حقيقت غيبي. ائمه در وجه انساني خود همه اقتضائات زندگي زميني را دارند، منتها عظمت آن‌ها در اين است كه در عين زميني بودن، ارتباط خود را با حقيقت غيبي خود محفوظ داشته‌اند.

اصحاب حضرت در ادامه، سؤال خوبي را مطرح نمودند كه اي پيامبر خدا! چگونه او حوريه‌اي بشرگونه است؟ يعني او چه جايگاهي در مراتب هستي دارد و از چه خلق شده است؟ حضرت رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «خَلَقَهَااللهُ- عَزّ وَجَلّ- مِنْ نُورِهِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَ آدَم، اِذْ كانَتِ الْاَرْواح»؛ يعني خداوند او را از نور خود خلق كرد، قبل از آن‌كه آدم را خلق كند، آن هنگام ارواح بودند و هنوز زمين و آسمان به وجود نيامده بود.

اين فراز از روايت سرّ بزرگي را گوشزد مي‌كند، چون اوّلاً؛ بحث خلقت نوري حضرت زهرا(سلام الله علیها) را توسط حضرت حق متذكّر مي‌شود، ثانياً؛ تقدّم خلقت آن حضرت را نسبت به آدم ابوالبشر(علیه السلام) مطرح مي‌كند و عرض شد كه اين تقدّم، تقدّم بالشّرف است و حاكي از تقرّب بيشتر وجودي حضرت زهراء(سلام الله علیها) مي‌باشد.

قلب فاطمه(سلام الله علیها) محل تجلي اسماء اعظم الهي

سؤال‌كننندگان -كه رحمت خدا بر آنان باد- باز سؤال مي‌كنند: اي رسول خدا! غذايش چه بود؟ حضرت فرمودند: غذاي آن وجه نوري حضرت زهرا ا(سلام الله علیها) عبارت بود از «تسبيح» و «تنزيه» و «تقديس» و «تهليل».

اين فراز اسرار فوق‌‌العاده‌اي از معارف عالم اعلاء را در اختيار ما مي‌‌گذارد. «تسبيح» يعني نظر به مقام سبحان الهي حضرت «الله» و چنانچه قلب محلّ تجلي اين اسم گشت، قلب از حضرت الله با جلوه سبحان الهي او برخوردار مي‌شود، و «تقديس» يعني نظر به مقام قدوسي حضرت «الله» و قلب از طريق انوار او با جلوه طهارت مطلق، از هر گونه محدوديت نفساني آزاد مي‌شود،

و «تهليل» يعني مقام يگانگي و «لااله‌الاّالله»ي حضرت «الله» و نظر به مقام وحداني حق و با پذيرش تجلّي حضرت الله در حالت «تهليل» دل از هر گونه تعلّق به محدوديت‌ها آزاد مي‌گردد و با آزاد شدن از تعلّقات محدود با انوار الهي يگانه مي‌گردد، و «تحميد» يعني نظر به جمال و كمال حق و توجّه به همه خوبي‌هايي كه در حضرت الله به نحو جامعيت هست و از انوار وجودي آن وجودِ پرجمال و كمال بهره‌گرفتن، و هزاران نكته ظريف در مقام «تسبيح و تقديس و تهليل و تحميد» هست كه در جاي خود بايد مورد بحث قرار داد.

با توجّه به اين روايات كه عرض شد، مطمئن باشيد اگر وارد عالَم فاطمي شديد، ديگر آن شخص قبلي نيستيد و از طريق آن حضرت دريچه‌هايي خاص از لطف الهي و بصيرت ربّاني به سوي شما باز مي‌شود كه آن را در هيچ مسير ديگري نخواهيد يافت.
آيت‌الله‌بهاء‌الديني«رحمه‌الله‌عليه» فرموده بودند: «مادرمان فاطمه(سلام الله علیها) فوق‌العاده است»

همان ‌طور كه با اتّصال به نور پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يا نور ولايت ائمه(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد عالَم خاصّي از معنويت مي‌شويد و عملاً به ابعادي از بهشت متّصل مي‌گرديد، بايد نسبت به اتّصال به نور فاطمه(سلام الله علیها) نيز تلاش نمود.
تدبّر در كلمات و حركات آن حضرت و همراهي با حزن خاصّي كه داشتند، موجب ارتباط با حضرت يعني ارتباط با ثلث وجه الهي و اتّصال به اصل بهشت است.

به عنوان نمونه، نَفْسِ غم فاطمه(سلام الله علیها) در مورد حذف حاكميت علي(علیه السلام) و خطبه عالمانه آن حضرت در مسجد مدينه، چه بصيرت‌ها و هدايت‌ها براي انسان ايجاد مي نمايد و چه زيبا سير تاريخ را تحليل مي‌كند و در اين تحليل معني حاكميت جور، به خوبي روشن مي‌شود

اين ارتباط يك ارتباط خاصّي است و آداب خاصّ خود را دارد. درست است كه وجود مقدس پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه هدي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سراسر راز است، ولي حقيقت وجود مقدس فاطمه(سلام الله علیها) راز پوشيده به راز است و اين است كه بسياري از شيعيان، محمّدي و علوي و حسيني شده‌اند ولي هنوز فاطمي نشده‌اند.

فهميدن و توجّه به اين نكته كه امامت يك حقيقت است و در هر زماني، امام معصومي در صحنه است، اعتقاد ذي‌قيمتي است و بحمدالله شيعه مفتخر به چنين شعوري است، ولي توجّه به حقيقت نوري زهراي اطهر(سلام الله علیها) آن‌چنان قيمتي است كه آن را به راحتي در اختيار همه شيعيان قرار نداده‌اند، بايد روحانيتِ خاصي در انسان حاصل شود تا آماده فيض چنين اعتقادي گردد، شايد از طريق آشنا شدن با رواياتِ بيشتر در اين مورد و تدبّر در آن‌ها، موضوع آرام‌آرام برايمان حل شود.

انشاءا.. ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۲۸, ۱۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
قسمت دوم

مقام فاطمه(سلام الله علیها) در غامض علم الهي

روايت داريم كه امام عسكري(علیه السلام) به نقل از پدران بزرگوارشان مي‌فرمايند كه رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
«هنگامي كه آدم و حوّا داخل بهشت فردوس اعلي شدند، چشمشان به خانمي افتاد كه بر بساطي از بساط‌هاي بهشت نشسته و بر سرش تاجي از نور، و در دو گوشش دو گوشواره از نور است، و از نور جمالش بهشت‌ها نوراني است، آدم پرسيد: محبوبم جبرائيل! اين خانمي كه بهشت‌ها از نور جمالش برافروخته و نوراني است، كيست؟

جبرائيل گفت: او فاطمه، دختر محمّد، پيامبري از فرزندان تو است كه در آخر‌الزمان مي‌آيد. سپس آدم پرسيد: اين تاجي كه بر سرش هست، چيست؟ عرض كرد: شوهرش علي‌بن‌ابي‌طالب است، پرسيد: دو گوشواره‌اي كه بر دو گوشش آويخته شده چيست؟ عرض كرد: دو فرزندش حسن و حسين هستند. سپس آدم فرمود: محبوبم جبرائيل! «أَخُلِقُوا قَبْلي»؛ آيا ايشان قبل از من خلق شده‌اند؟ عرض كرد: «هُمْ مَوْجُودُونَ في غامِضِ عِلْمِ اللهِ قَبْلَ اَنْ تُخْلَقَ بِأَرْبَعَةِ آلافِ سَنَةٍ» يعني آن‌ها چهارهزارسال، پيش از آفرينش تو، در فشردة علم الهي موجود بوده‌اند.

در روايت فوق مي‌فرمايد:«هنگامي كه آدم و حوّا داخل بهشت فردوسِ اعلي شدند»؛ اين بهشت غير از آن بهشتي است كه در آن آدم و حوّا به شجرة ممنوعه نزديك شدند، چون اوّلاً؛ روايت، تعبير «فردوس ‌اعلي» دارد، در حالي كه آن بهشتِ داراي شجره ممنوعه، بهشت برزخ نزولي است و آن را تعبير به فردوس اعلي نمي‌كنند.

ثانياً؛ بايد بين مشاهده‌ شوند و مشاهده‌كننده سنخيت باشد، پس چگونه ممكن است آدم و حوّايِ بهشت برزخي در بهشتِ فردوسِ اعلي، وجود نوري متمثّل فاطمه(سلام الله علیها) را مشاهده كنند، به خصوص كه در ادامة روايت از مقام حضرت زهرا(سلام الله علیها) با هزار مرتبة وجودي بالاتر از مقام آدم و حوّا خبر مي‌دهد كه بحث آن خواهد آمد.

روايت مي‌فرمايد: از نور جمال فاطمه(سلام الله علیها) بهشت‌ها نوراني بود. پس اگر كسي به نور فاطمه(سلام الله علیها) نزديك شود، بهشت‌ها برايش نوراني مي‌شود. شما در مسير بندگي خود بهشت‌ها مي‌سازيد، بهشتِ توكّل، بهشتِ روزه، بهشتِ صبر، ... حالا اگر خواستيد روزه و توكّل و صبر و عباداتتان در اين دنيا نوراني شود و در آن دنيا بهشتِ روزه و توكّل و صبرتان نوراني گردد، بايد با معرفت و محبّت به حضرت زهرا(سلام الله علیها) به اين اعمال بپردازيد.

در ادامه روايت هست كه آدم از جبرئيل پرسيد، اين خانم كه بهشت‌ها را با نور جمالش بر افروخته، كيست؟ يعني وجود مقدس حضرت آدم(علیه السلام) در آن حدّ نبوده‌اند كه خودشان در آن مقامِ شهود، فاطمه(سلام الله علیها) را بشناسند مگر به كمك جبرائيل، اين نشانة علوّ مقام حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. باز آدم مي‌داند كه آن تاج و گوشواره‌ها در آن مقام رمز و رازي دارد و حكايت از حقايقي در وجود فاطمه(سلام الله علیها) مي‌كند و لذا مي‌پرسد: تاجي كه بر سر اوست چيست؟

و جبرئيل عرض كرد: شوهر او علي‌بن‌ابي‌طالب است، يعني مقام ازدواج با علي(علیه السلام) و ماندن بر عهد شوهري چون علي(علیه السلام)، در عالم نور و معنويت، صورت تاجي است با آن خصوصيت و خبر از شكوه معنوي براي آن حضرت است.
گوشواره‌هاي حضرت در آن عالم، صورت زحماتي است كه در تربيت امام حسن و امام حسين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كشيدند.

اين زينت‌ها در آن عالَم صورت يك نحوه شخصيت معنوي است و حكايت از معنويت عالي فرد دارد، به طوري كه قرآن مي‌فرمايد:«خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»؛ يعني زينت‌هاي خود را در مساجد كسب كنيد، چون زينت حقيقي ما، زينت روح ما است، و زينت روح، معنوياتي است كه در مساجد به دست مي‌آيد و لذا زينت‌هاي عالم غيب، صورت اعمال و نيّات معنوي دنيا است.

سپس آدم سؤال كرد: آيا اينان - يعني فاطمه و علي و حسنين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) - قبل از من خلق شده‌اند؟ عرض كرد: اينان چهارهزار سال قبل از آفرينش تو، در فشردة علم الهي موجود بوده‌اند. همچنان‌كه عرض شد، تقدّم در عالم غيب، تقدّم بالشَّرف است و اين حكايت از مرتبة وجوديِ برتر آن حضرت دارد، مثل نوري كه از چراغ صادر مي‌شود، آن نوري كه اوّل از چراغ صادر مي‌شود، شدّت نورانيتش نسبت به نورهايي كه در مراتب بعدي قرار دارند بيشتر است، لذا اين روايت خبر از تعالي مرتبه وجودي آن حضرت مي‌دهد،

آن هم مراتبي بسيار عالي كه تعبير چهارهزار سال از آن شده است و مشخص شد به همان اندازه كه درجة وجودي آن‌ها بالاتر است و تجرّد آن‌ها بيشتر است، احاطه و تأثير آن‌ها بر عالم مادونِ خود بيشتر است و حاكي از ولايت كامل تكويني آن‌ها نسبت به عالم مادون خود است.

فرمود: در غامض علم الهي موجود بوده‌اند، يعني در مرتبة وحدتي از علم خدا كه هنوز صورت كثرت نيافته، موجود بوده‌اند و اين از عجيب‌ترين مسائل معارف الهي است

حالا شما حساب كنيد ارتباط با حضرت زهرا(سلام الله علیها) از طريق معرفت و محبّت به او چه نوري را به بشريت مي‌رساند. متوجّه باشيد كه اين‌ها خانوادة كرم‌اند و سائل را ردّ نمي‌كنند و اگر كسي طالب تجلّي انوار مقدس آن‌ها بود، او را محروم برنمي‌گردانند، آن‌ها تصرّف مي‌كنند و تصرّف آن‌ها، انسان را آسماني مي‌كند.

قلبي كه غذايش تسبيح و تحميد و تهليل و تقديس است، اگر به ما نظر كند، چگونه قلب ما مفتخر به تسبيح و تحميد و تهليل و تقديس خداوند مي‌شود! خدا مي‌داند. مسلّم آن قلب به چيزهايي مي‌رسد كه با هزاران هزار كتاب و استاد نمي‌توان به آن‌جاها رسيد.

پس توجّه به مقام نوري حضرت زهرا(سلام الله علیها) در جان ما هست، بايد موانع را برطرف نمود، به همين جهت روايت مي‌فرمايد: «اَلنِّظافَةُ نِصْفُ الايمان»؛ يعني نصف ايمان با از بين بردن حجاب‌هاي دنيايي و نفساني حاصل مي‌شود و نصف ديگرش خود به خود به لطف الهي محقّق مي‌گردد.

مثل اين است كه براي تشعشع نور آفتاب در اتاق بايد فقط شيشه‌ها را پاك كنيم و اين نصف كار است، نصف ديگرش تجلّي نور آفتاب است كه خود به خود محقّق مي‌شود و ما نمي توانيم نور آفتاب را هم به اتاق بكشانيم، به همين جهت روايت مي‌فرمايد: نصف ايمان به عهدة شما است كه عبارت است از بين بردن حجاب‌هاي نفساني و اخلاق رذيله، نصف ديگر آن كه عبارت باشد از تجلّيات انوار الهي بر قلب انسان، به لطف الهي محقّق مي‌شود

و اين روايت شريف اين سؤال را جواب مي‌دهد كه چه كار كنيم تا انوار اهل‌البيت بر قلب ما تجلّي كند. در جواب مي‌گوييم شما نمي‌خواهد كاري بكنيد، خداوند آنچه بايد بكند را كرده است، شما موانع تجلّي اين انوار را برطرف نماييد، در آن حال مي‌بينيد چقدر با آن‌ها آشناييد!

انشاءا.. ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۷, ۱۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۰ ۲۲:۱۷ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #3
آواتار
قسمت سوم

مقام ليلة‌القدري فاطمه‌زهرا

از امام صادق(علیه السلام) روايت شده است كه: «مَنْ اَدْرَكَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها فَقَدْ اَدْرَكَ لَيْلَةَ‌الْقَدْر»؛ يعني هركس فاطمه(سلام الله علیها) را حقيقتاً درك كند، به واقع لَيْلَةالْقَـدْر را درك كرده است. پس معلوم مي‌شود يك حقيقت بزرگي است كه شناخت آن كار ساده‌اي نيست، و لذا به صِرف اين‌كه بدانيم او دختر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و يا همسر علي(علیه السلام) و مادر حسنين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، او را نشناخته‌ايم.

درست است كه حادثه‌ها خبر از وجود حقايق تكويني مي‌دهند و همسر علي(علیه السلام) شدن يك موضوع اتّفـاقي نيست، ولي بحـث سـر ايـن‌است كـه ايـن روايــت مـا را بــه شنــاخـت ايشان آن ‌طور كه بايد و شايد است دعــوت كــرده‌،

بنابراين روح مقدس فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مثل شب قدر، يك روح پنهان و پرظرفيت است و درك آن آمادگي مي‌خواهد. اما شناخت او راهي است براي ادراك شب قدر و آماده‌شدن براي پذيرش نزول ملائكه و روح، بر قلب خود.

ارتباط با آن منصوره آسماني و فاطمه زميني، نياز به يك تجرد كامل دارد، چنانچه روايت مي‌فرمايد: صلب پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از چهل روز روزه‌داري محل اخذ نور فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) شد و لذا براي ارتباط با آن مقام يك تجرد كامل نياز است، در حالي كه ما در اين دنيا توجّهات بدني و غرايز حيواني و دغدغة جواب دادن به نيازهاي دنيايي‌مان را داريم، كه همه ‌و همه مانع آن تجرد كامل مي‌شود

بحث اين است كه توجّه كنيد؛ خود فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) هم دُرّي است گرانمايه و ذاتي است قدسي كه اولياء‌الله در كنار توجّه به ساير ذوات قدسي، از ذات مقدس اين بانوي بزرگ غافل نبوده‌اند.

معنيِ هدف خلقت‌بودن حضرت فاطمه(سلام الله علیها)


در قرآن داريم: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ اِلاّ لِيَعْبُدُونَ» يعني؛ هدف خلقت جن و انس، عبادت و بندگي است و از طرفي حضرت حق در حديث قدسي مي‌فرمايد: «يا اَحْمَد! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»؛ يعني اي احمد! اگر تو نبودي آسمان و زمين را نمي‌آفريدم، و اگر علي نبود، تو را نمي‌آفريدم و اگر فاطمه نبود، شما دونفر را نمي‌آفريدم.

اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامت حضرت علي(علیه السلام) دارد و به اعتبار نبوت حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامت حضرت علي(علیه السلام)، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت علي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است، به عنوان ظهور بندگي كامل خدا. يعني حال كه هدف خلقت انسان‌ها، بندگي خداست و از طرفي هدف از خلق نبي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اعتبار نبوتش، و هدف از خلق امام به اعتبار امامتش، همه ‌و همه، ظهور آن بندگي است كه خداوند هدف خلقت انسان‌ها قرار داده است،

و حال كه فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مظهر بالفعل آن بندگي است كه نبوت و امامت براي ظهور آن پديد آمده‌اند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگي كه همان فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) است نبود، اصلاً خداوند نبوّت و امامتي را اراده نمي‌كرد و لذا است كه مي‌توان نتيجه گرفت فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مظهر كامل بندگي است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمي‌خواهد مقام عبوديت پيامبر و علي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را نفي كند،

چراكه خداوند در توصيف رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مي‌دارد و در واقع عبوديت محض رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را تأييد كرده‌ است، ولي در پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عبوديت و نبوت و در علي(علیه السلام) عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان‌ نظر به عبوديت او دارد و فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) نمونة صريح و روشن اين عبوديت است.

روايت مي‌فرمايد: مقصدخلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمه‌‌زهرا(سلام الله علیها) است و در واقع فاطمه(سلام الله علیها) مظهر همان عبوديت پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و محبت شديد پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) در همين راستا است كه در آينه وجود فاطمه(سلام الله علیها) عبوديت خود را مي‌يابد و در عبوديت او مظهري از حقايق را مي‌بيند و لذا پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي‌فرمايد:

«فَاطِمَةُ حَوراءُ اِنْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اَشْتَقْتُ اِلي رائِحَةِ‌‌الْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ اِبْنَتي فاطِمَةَ»؛ يعني فاطمه حوريه‌اي بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوي بهشت مي‌شوم، دخترم فاطمه را مي‌بويم. در حديث ديگري مي‌فرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ اِلاّ وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِْنها»؛ يعني هرگز فاطمه را نمي‌بوسم، مگر اين‌كه بوي درخت طوبي را از او استشمام مي‌كنم.
پس فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتي مي‌خواهند به بهشت و شجرة طوبي منتقل شوند و از آن حقايق غيبي بهره گيرند، به فاطمه(سلام الله علیها) نظر مي‌كنند و او را مي‌بويند و ارادت به مقام فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالي را براي ما نيزدارد، البته در حدّ خودمان. توجه به اين‌گونه مقاماتِ حضرت‌زهرا(سلام الله علیها) مقدمه براي معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينة درك شب قدر مي‌شود.

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مقام جمع حقايق

ليلة‌القدر، شبي است كه محدوديت‌هاي عالم مادّه را ندارد و ظرفيت آن بيشتر شبيه عالم معنا است، چراكه مي‌فرمايد: از هزار شب بهتر است، يعني ظرفيت خوبي‌هاي بيش از هزارشب در آن جمع است، مثل قيامت كه ظرفيت اعمال يك عمر ما در آن جمع مي‌شود و جلوي ما قرار مي‌گيرد، حالا مي‌فرمايد: هر كس فاطمه ‌زهرا(سلام الله علیها) را آن‌طور كه حقّ معرفت اوست، درك كند، ليلة‌القدر را درك كرده است. يعني فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مقامي است كه ظرفيت جمع حقايق بسياري را در خود يك‌جا جمع كرده است و با نظر به او مي‌توان آن حقايق را يك‌جا ديد.

عمده آن است كه ديد خود را نسبت به فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) تصحيح كنيم و او را به عنوان يكي از دريچه‌هاي ورود به عالم غيب بنگريم

سر تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها)

خداوند متعال و پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و جبرئيل(علیه السلام) چه گوهري در فاطمه(سلام الله علیها) سراغ دارند كه مي‌خواهند در كشاكش همين مشكلات زندگي با چنين اذكار آسماني، آن گوهر فاطمي به بشريت ارائه ‌شود. مي‌بينيد نه تنها كنيز به او ندادند، در عين باقي بودن در آن مشكلات، ذكري از آسمان براي او فرستادند تا ‌زهرا(سلام الله علیها) را در قامتي به نهايت افراشته در بندگي خدا، به بشريت نمايش دهند و گوهر وجود او را اين‌چنين به صحنه بياورند.

و مسلّم فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) را مستعد تحقّق‌بخشيدن اذكار موجود در تسبيحات نازل‌شده براي او ديدند كه چنين اذكاري براي او فرستادند.
در اين تسبيحات «الله‌اكبر» مطرح است، يعني قلب فاطمه(سلام الله علیها) محل تصديق و اظهار كبريايي پروردگار است و هر كس خواست به مقام فهم كبريايي حضرت «الله» وارد شود بايد از روح فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مدد بگيرد و اين ذكر را 34 مرتبه بگويد و نيز در آن تسبيحات «اَلْحَمْدُلله» مطرح است، يعني قلب فاطمه(سلام الله علیها) محل تصديق و اظهار «حمد» خداست و هر كس مي‌خواهد به مقام حمد حضرت الله برسد بايد از روح فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها) مدد بگيرد و آن ذكر را 33 مرتبه بگويد. و در آن تسبيحات،«سُبْحانَ‌الله» مطرح است، يعني جايگاه نزول و پذيرش تسبيح و تنزيه حضرت الله قلب فاطمه(سلام الله علیها) است كه هم تسبيح خدا را مي‌فهمد و هم مي‌تواند بفهماند و به انسان‌ها كمك كند، و با 33 مرتبه تكرار آن ذكر شريف، موفق به تحقق تسبيح در جان خود شوند.

امام‌صادق(علیه السلام) در روايتي ديگر در تأويل آيه « اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْر» مي‌فرمايند: «اَللَّيْلَةُ «فاطِمَةُ»، وَالْقَدْرُ «اَللهُ»، فَمَنْ عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها، فَقَدْ اَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْر. وَ اِنَّما سُمِّيَتْ فاطِمَة، لِاَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِها» يعني تأويل «ليله» در آيه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْر» فاطمه(سلام الله علیها) است و تأويل «قدر» الله تعالي است.

لذا هركس فاطمه(سلام الله علیها) را حقيقتاً شناخت، شب قدر را درك نموده است و علت نام‌گذاري فاطمه(سلام الله علیها) به اين نام آن است كه مخلوقات از معرفت او باز گرفته شده‌اند.

اتمام کتاب
قسمت بعدی که همان قسمت پایانی است را حتما بخوانید

یک رمز گشایی ناب و ویژه خواهیم داشت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۱, ۱۲/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
در مجموع یازده شباهت بین زهرای مرضیه با آیات کریمه قدر آورده شده است که به اختصار بیان می‌شود:

همچنان که طبق آیات کریمه، شب، مایه سکون و آرامش است، حضرت زهرا عليهاالسلام نیز مایه آرامش و تسلی خاندان عصمت بالاخص پدر است او تنها دختري است که مام پدر است. کنیه «ام ابیها» نشانگر ابراز محبت شدید از سوی پیامبر اکرم نسبت به ایشان بود، اما درخشش و نورانیت زهرای اطهر با سیاهی و ظلمت شب در تضاد است.

1- "انا انزلناه فی لیلة القدر": همچنان که شب قدر ظرف زمانی نزول قرآن کریم است، صدیقه کبری، ام الائمه نیز محل نزول امامان معصوم عليهم السلام است، چرا که انسان کامل به منزله ی قرآن است که تمام صفات و خصائل قرآنی در او متجلی است. حضرت علی عليه السلام نیز در جنگ صفین با عبارت «انا قرآن ناطق» به این قضیه اشاره می‌فرمايد.

2- "و ما ادریک ما لیلة القدر": در این بخش به عظمت مافوق تصور و موجود الهی که قدرت شناخت کامل آنها را از ما سلب می‌کند و به رفتار پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله با ایشان اشاره شده است.

3- "و ما ادریک ما لیلة القدر": مجهولیت شب قدر بی شباهت به غربت و مظلومیت زهرای مرضیه نیست. علاوه بر ابعاد وجودی و درجات تقرب و سلوک الی الله، تاریخ دقیق ولادت، شهادت، طول عمر و بالاخص مزار ایشان برای ما مجهول می‌باشد. (که از دردها و مصائب بزرگ شیعه است).

4- "لیلة القدر": بین ستر و پوشش شب با حجاب و عفاف حضرت زهرا سلام الله عليها، شباهت وجود دارد و نیز بین دردها و مصائب بیکرانی که ایشان را یکی از بکائین (بسیار گریه کنندگان) نمود، با سیاهی و ظلمت شب اقتران وجود دارد.

5- "لیلة القدر": کوتاهی عمر زهرای مظلومه با کوتاهی شب قدر قابل قیاس است.

شب قدر

6- "لیلة القدر خیر من الف شهر": خیر کثیر کوثر طه صلي الله عليه و آله که ادامه ی نسل نبوت تا قیام قیامت از دامان مطهر اوست، با خیر و بركت شب قدر که به تنهائی از هزار ماه برتر است، مقایسه شده است.

7- "تنزل الملائکة والروح فیها": از نظر روایات مسلم است که جبرئیل امین بر فاطمه زهرا عليهاالسلام نازل می‌شد، در حالی که حتی بر ائمه عليهم السلام نیز نازل نمی‌شد؛ هر چند فرشتگان دیگر به محضر آنان می‌رسیدند. امام خمینی(رحمة الله علیه) نزول فرشته وحی بر ایشان را از بالاترین فضائل آن حضرت می‌شمارند. نزول فرشتگان در شب قدر و نزول آنها بر زهرای محدثه از شباهت‌های دیگر آن دو است.

8- "باذن ربهم": همچنان که در شب قدر همه چیز به اذن و فرمان الهی است، زندگانی زهرای مرضیه نیز در تمامی موارد به اذن و امر الهی بوده است. از زمان تکوین نطفه با آن سیب بهشتی، جریان تولد، اسما مبارکه، سکوت، فریاد، خشم، قهر ... همه برای رضای خدا بوده است چرا که او راضیه و مرضیه است. تحت اذن و فرمان کامل خدا بودن از وجوه دیگر شباهت‌های آن دو است.

9- "باذن ربهم من کل امر": همچنان که در شب قدر تمام امور و حوادث سال شخص، مقدر می‌شود، در کتاب منسوب به حضرت به نام مصحف زهرا عليهاالسلام نیز تمام اخبار، حوادث و پیشامدهای خاندان امامت و مسلمین از گذشته و آینده مشخص است. بین صحیفه ی حضرت زهرا عليهاالسلام با مشخص شدن حوادث مقدر (من کل امر) در شب قدر شباهت وجود دارد.

10- "سلام" : همچنان که این شب سراسر سلام و آرامش و امنیت است، صدیقه ی طاهره نیز تمام وجودش، مظهر لطف و رحمت الهی است. او حوراء انسیه‌اي است که همه خیر و برکت و نور و جمال دنیا و آخرت را با هم داراست. در این بخش به اسماء مبارکه ایشان اشاره شده است.

11- "سلام هی حتی مطلع الفجر": همچنان که انتهای شب قدر، طلوع فجر و صبح صادق است، انتهای امامت از دامان پاک حضرت فاطمه عليهاالسلام نیز، صبح ولایت است که یوسف زهرا، فرزند طور والعادیات، فرزند یس والذاریات، مهدی موعود (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) ظهور کرده و شب تاریک ظلمتکده جهان را به صبح هدایت و رستگاری دلالت خواهد نمود. مطلع الفجر حضرت زهرا، مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. الیس صبح بقریب؟! آیا سپیده نزدیک نیست؟!


التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۴, ۳/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۰ ۰:۲۱ توسط akhevi.)
شماره ارسال: #5
آواتار
در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» (1)

منبع: 1- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۷, ۳/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۰ ۰:۲۰ توسط akhevi.)
شماره ارسال: #6
آواتار
رسول خدا فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم به جانب راست عرش نظر افكند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد، عرض كرد: خدايا قبل از آفريدن من، كسى را از خاك خلق كرده‏اى؟ خطاب آمد: نه، نيافريده‏ام. عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى‏بينم چه كسانى هستند؟
خداى تعالى فرمود: اين پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى‏آفريدم، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده‏ام (و من خود آنان را نامگذارى كرده‏ام)، اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى‏آفريدم و نه عرش و كرسى را، نه آسمان و زمين را خلق مى‏كردم و نه فرشتگان و انس و جن را.
منم محمود و اين محمد است، منم عالى و اين على است، منم فاطر و اين فاطمه است، منم احسان و اين حسن است، و منم محسن و اين حسين است. به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره‏ى بسيار كوچكى كينه و دشمنى هر يك از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى‏افكنم... يا آدم، اين پنج تن، برگزيدگان من هستند و نجات و هلاك هركس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنان دارد. يا آدم، هر وقت از من حاجتى مى‏خواهى، به آنان توسل كن.
ابوهريره مى‏گويد، پيامبر اكرم در ادامه‏ى سخن فرمود: ما پنج تن كشتى نجاتيم، هركس با ما باشد، نجات يابد، و هركس كه از ما روگردان شود هلاك گردد. پس هركس حاجتى از خدا مى‏خواهد پس به وسيله‏ى ما اهل‏بيت از حضرت حق تبارك و تعالى مسئلت نمايد».
حقيقت آنست كه پنج تن مقدّس رمز خلقتند:
يا أحمَدُ! لَو لاكَ لَما خَلَقتُ الأفلاكَ، وَ لَو لا عَلِىُّ لَما خَلَقتُكَ، وَ لَو لا فاطِمَةُ لَماخَلقُتُكما. (1)
اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين نمى‏آفريدم و اگر على نبود تو را نمى‏آفريدم و اگر فاطمه نبود شما را نمى‏آفريدم (يعنى شمايان رمز خلقتيد).
و فاطمه حوريّه‏اى بود كه چند صباحى لباس آدميان در بر نمود: (2)

منابع: 1- ميرجهانى: (ال) جُنّة العاصمة، ص 148 (به نقل از كشف الآلى صالح بن عبدالوهّاب بن عرندس) (و) مرندى: ملتقى البحرين، ص 14 (و) مستنبط: القطره ج 1: ص 164 (و) قمى: سفينةالبحار، ماده «خلق» (و) نمازى: مستدرك سفينةالبحار، ج 3: ص 334 (حديث قدسى)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۲, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
ابن‏مسعود نقل مى‏كند كه، ديدم على بن ابى‏طالب عليه‏السلام را كه مشغول نماز است و در ركوع و سجودش مى‏گويد: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عبدك، اغفر للخاطئين من شيعتى»
پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مى‏گويد:
«اللهم بحق على عليه‏السلام عبدك اغفر للخاطئين من امتى»
خداوندا، خطاكاران از امت مرا، بحق على عليه‏السلام بنده‏ى مقربت ببخش.
از آنچه ديده بودم، در من وحشت و ترديد بزرگى ايجاد شد. وقتى نماز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آيا كافر شدى بعد از آنكه ايمان آورده بودى؟
عرض كردم، ابداً چنين نيست يا رسول‏اللَّه، بلكه ديدم على عليه‏السلام را كه خداوند را به حق شما طلب مى‏كرد و شما را ديدم كه خدا را به حق على عليه‏السلام مى‏خوانديد. پس ترديد كردم كه كداميك از شما نزد خداى عزوجل برتريد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اى پسر مسعود، بنشين.
پس من در مقابل، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشستم.
آن حضرت فرمودند: «ان اللَّه خلقنى و علياً من نور قدرته قبل ان يخلق الخلق بالفى عام اذ لا تسبيح و لاتقديس.» خداوند من و على عليه‏السلام را از نور عظمت و بزرگى خود خلق كرد: هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق را بيافريند. زمانى كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت.
«ففتق نورى، فخلق منه السموات و الارضين و انا و اللَّه اجل من السماوات و الارضين.» پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد به خداى تبارك و تعالى قسم كه من از آسمانها و زمين برترم.
«وفتق نور على بن ابى‏طالب عليه‏السلام فخلق منه العرش و الكرسى و على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و اللَّه افضل من العرش و الكرسى» و چون نور على عليه‏السلام را منتشر ساخت عرش و كرسى از نور او خلق گرديد؛ به پروردگار قسم كه على عليه‏السلام از عرش و كرسى افضل است.
«و فتق نور الحسن عليه‏السلام فخلق منه اللوح و القلم و الحسن عليه‏السلام و اللَّه افضل من اللوح و القلم». سپس نور حسن عليه‏السلام را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن عليه‏السلام به وجود آمد و به خدا قسم كه حسن عليه‏السلام از لوح و قلم نيز برتر است.
«وفتق نور الحسين عليه‏السلام فخلق منه الجنان و الحور العين و الحسين عليه‏السلام و اللَّه افضل من الحور العين.» و چون هستى را از نور حسين عليه‏السلام معطر كرد، بهشت و حوريان زيباروى از نور او پديدار گشتند؛ واللَّه حسين از حورالعين برتر است.
«ثم اظلمت المشارق و المغارب فشكت الملائكه الى اللَّه تعالى ان يكشف عنهم تلك الظلمه فتكلم اللَّه جل جلاله كلمه فخلق منها روحا ثم تكلم بكلمه فخلق من تلك الكلمه نورا فاضاف النور الى تلك الروح و اقامها مقام العرش فزهرت المشارق و المغارب فهى فاطمه الزهراء عليهاالسلام و لذلك سميت الزهراء لان نورها زهرت به السماوات.» سپس همه‏ى هستى از شرق تا به غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه پروردگار تاريكى را از ايشان برطرف كند. پروردگار در اجابت خواسته‏ى آنان كلمه‏اى فرمود، از آن كلمه روحى خلق گرديد، سپس كلمه‏اى ديگر فرمود و از آن كلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش قرار داد. همه‏ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست، جز فاطمه زهرا عليهاالسلام و به همين دليل او را زهرا عليهاالسلام ناميدند زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامه‏ى اين روايت زيبا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمايند:
«يابن مسعود اذا كان يوم القيامه يقول اللَّه جل جلاله لى و لعلى ادخلا الجنه من شئتما و ادخلا النار من شئتما و ذلك قوله تعالى (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) فالكافر من جحد نبوتى و العنيد من جحد بولايه على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترته و الجنه لشيعته و لمحبيه.» اى پسر مسعود، چون روز قيامت فرارسد، پروردگار به من و على عليه‏السلام مى‏فرمايد: هركس را كه مى‏خواهيد به بهشت داخل كنيد و به جهنم بفرستيد هركس را كه مى‏خواهيد. و اين قول پروردگار در قرآن مجيد است كه (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) (1)
هر كافر متكبر لجوج را به جهنم افكنيد پس كافر كسى است كه از نبوت من سرپيچى كند و عنيد كسى است كه از ولايت على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترتش و محبت كردن به شيعيان و دوستانش سر باززند. (2)
و در روايت ديگرى است كه:
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفريد، و آسمان و زمين را از نور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و عرش و كرسى را از نور على عليه‏السلام و لوح و قلم را از نور حسن عليه‏السلام و حورالعين را از نور حسين عليه‏السلام آفريد. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاريكى بود. فرشتگان از اين ظلمت به خدا شكايت كردند و خدا را به اين انوار قسم دادند كه ظلمت را بردارد.
اين بود كه خداوند روح و نور فاطمه عليهاالسلام را آفريد، و مشرق و مغرب آفرينش روشن شد.

منابع: 1- سوره‏ى مباركه‏ى ق، آيه‏ى 24.
2- بحارالانوار، ج 40، ص 43.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۴, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند: «إن اللَّه خلق محمداً من طينة من جوهرة تحت العرش، و إنه كان لطينته نضح فجبل طينة أميرالمؤمنين عليه‏السلام من نضح طينة رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم، و كان لطينة أميرالمؤمنين عليه‏السلام نضح فجبل طينتنا من فضل طينة أميرالمؤمنين عليه‏السلام، و كانت لطينتنا نضح فجبل طينة شيعتنا من نضح طينتنا، فقلوبهم تحن إلينا، و قلوبنا تعطف عليهم تعطف الوالد على الولد و نحن خير لهم و هم خير لنا، و رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم لنا خير و نحن له خير». (بصائر الدرجات ص 14، بحارالانوار 25/ 8).
يعنى: «خداوند محمد را از طينت و سرشتى كه از گوهرى در زير عرش بود خلق فرمود، و طينت محمد را تراوشى بود كه خداوند طينت اميرالمؤمنين را از همان تراوش طينت رسول خدا خلق نمود. و طينت اميرالمؤمنين را از نيز تراوشى بود كه خداوند طينت ما را از باقيمانده‏ى طينت اميرالمؤمنين خلق كرد، و براى طينت ما نيز تراوشى بوده كه خداوند شيعيان ما را از همان تراوش طينت ما خلق فرموده است. دلهاى شيعيان ما مشتاق ما هستند و دلهاى ما نيز- بمانند مهربانى و شفقت پدر به فرزند- به آنان توجه دارد. ما براى شيعيانمان بهترين‏ها هستيم و شيعيان ما براى ما بهترين‏ها هستند، رسول خدا نيز براى ما بهترين است و ما هم براى او بهترين‏ها هستيم».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۵, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
«آدم و حوا در كنار هم نشسته بودند كه جبرئيل به نزدشان آمد و آنان را همراه خود به داخل قصرى از طلا برد، در آنجا تختى از ياقوت قرمز بود و بالاى آن تخت قبه‏اى بود نورافشان، و در ميان آن قبه چهره‏اى غرقه در نور، كه تاجى بر سر نهاده و دو گوشوار از لؤلؤ در گوشش، و گردن‏بندى از نور بر گردنش آويخته بود. هر دو از نورانيت حيرت‏انگيز آن تمثال در شگفت شدند به حدى كه حضرت آدم زيبائى همسرش حوا را فراموش نمود (زيرا شاهد يك زيبائى بى‏سابقه و حسن بى‏نظيرى بود)، لذا روى به جبرئيل كرد و پرسيد اين صورت كيست؟ جبرئيل گفت: اين فاطمه است، و آن تاجش احمدنما، گردن‏بندش حيدرنما و دو گوشوارش نشانگر حسن و حسين اوست. آنگاه حضرت آدم سر خويش را به سوى قبه نور بلند كرد، و در آنجا اين پنج اسم را با خط نور نوشته ديد: من محمودم و اين محمد است، من اعلى هستم و اين على است، من فاطرم و اين فاطمه است، من محسنم و اين حسن است، و احسان از من است و اين حسين است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۹, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
در ضمن حديث معراج آمده است كه خداوند فرمود: اى محمد، من، تو و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين را از نور خودم آفريدم و ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمين عرضه كردم، هركس آن را پذيرفت در نزد من از مؤمنين به حساب آمد و هركس آن را منكر شد، در نزد من از گمراهان (از ستمگران. خ- ل) محسوب شد، اى محمد! اگر بنده‏اى از بندگان من آن قدر مرا بپرستد و عبادت كند كه از كار افتد و از لاغرى و ناتوانى بسان مشك خشكيده و فرسوده‏اى شود و بعد به هنگام ورود بر من منكر ولايت شما باشد او را نخواهم آمرزيد تا اينكه اقرار به ولايت شما نمايد.
اى محمد، آيا دوست دارى آنان را ببينى؟ گفتم: آرى، پروردگارا! فرمود: نگاه كن، من به طرف راست عرش نگريستم، و اسم خود را ديدم و اسم على و فاطمه و حسن و حسين و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن را و اسم مهدى را در وسط آن به گونه‏اى ديدم كه گويا ستاره‏اى درخشان است فرمود: اى محمد! اينان حجت‏هاى من بر آفريدگانم مى‏باشند و اين آن كسى است كه از فرزندان تو، به شمشير قيام مى‏كند و از دشمنانم انتقام مى‏گيرد. (1)

منبع: 1- تأويل الايات 1/ 98.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ایام فاطمیه! زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)+ متن و صوت AMINI 1 622 ۲۳/بهمن/۹۵ ۱:۲۸
آخرین ارسال: میثم2
  حضرت زهرا (سلام الله علیها) از منظر قرآن + سند ANTI satan 0 524 ۱۷/مرداد/۹۴ ۱:۱۸
آخرین ارسال: ANTI satan
  زندگینامه حضرت علی علیه سلام 1 جواد مخبریان 1 830 ۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۴۰
آخرین ارسال: zaviyehdid
  هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت ghoran 7 1,944 ۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اسناد هجوم به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)(1) dehmojtaba 5 1,502 ۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۰۷
آخرین ارسال: mahdy30na
  آیا گریه های حضرت زهرا موجب آزار مردم می شده؟ mahdy30na 0 632 ۱۴/اسفند/۹۳ ۱۴:۵۷
آخرین ارسال: mahdy30na
  خطبه حضرت زهرا در اهل سنت mahdy30na 0 588 ۱۴/اسفند/۹۳ ۱۴:۴۸
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا