کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خس و خاشاک؟!
۰:۵۰, ۱۵/اسفند/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۹۴ ۱:۱۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

الان این ارسال ادمین رو دیدم

خواهشاً بزارید حقیقت روشن بشه بعد تاپیک رو تخته کنید

نقل قول:ببخشین میشه یه توصیه برادرانه کنم. میشه یه کم بزرگ بشیم و اینقدر برد و باخت نکنیم. اصلا می خواین چند روزی حرف نزنیم تا التهاب پس از انتخابات بخوابه. خدا نگذره از احمدی نژاد که این برد و باخت رو پر رنگ کرد. همیشه وقتی کشتی نگاه می کردم دلم برای بازنده حتی غیر ایرانی می سوخت. وقتی کشتی گیر برنده می رفت دست بازنده رو می گرفت و بقلش میکرد اینقدر ذوق می کردم حد و حساب نداره. اخلاق اسلامی هم همینه. برنده به جای داد و قال کردن باید بره مردونه دست بازنده رو بگیره با مربی بازنده دست بده ازش دلجویی کنه. همه ما این رو می پسندیم چون فطرت ما خدایی است و این رفتارها هم از رحمت خداوند هست. ولی متاسفانه سال 88 مستر پرزیدنت به جای اینکه از مردمی که به موسوی رأی داده بودن دلجویی کنه جشن پیروزی گرفت و نمک پاشید روی زخم ملت و بهشون گفت خس و خاشاک. خود موسوی به جهنم ولی مردمی که رأی داده بودن و بهشون القا کرده بودن تقلب شده خب ناراحت بودن. اینجا اگه یه مسلمون برنده شده بود می تونست فضای کشور رو کاملا متفاوت کنه اما متاسفانه .... بعدش روحانی هم جشن گرفت الان هم به عارف گفتن جشن بگیر ایشون هم ادب کرده گفته به خاطر ایام فاطمیه فعلا جشن نداریم. تا کی مسئولان میخوان بچه بازی احمدی نژاد رو کش بدن و سر عقل بیان خدا میدونه. حالا اینجا هم جو همینطور شده.

بالاخره نتایج تهران معنی داره. از اونطرف تهران هم ایران نیست. بله بعضی شهرها مهره اصلاح طلب نداشتن ولی شهرهایی هم داشتن و رأی نیاوردن. متاسفانه تعصب حزبی لابلای حرفهای دوستان دیده میشه. عده ای کلا ملاک قضاوت رو گذاشتن آرای شهرستانها. یه عده هم کلا معتقدن شهرستانها نامزد فلان حزب نداشته و کلا شهرستانها رقابت درون حزبی بوده. هر دوی این صحبتها تندروی هست. تندروی فقط مختص مذهبی ها نیست. بارها به عینه رفتارها و گفتارهایی از طرفداران اصلاح طلب دیدم که آرزوی تندروی اصولگراها رو می کردم. اینو گفتم تا رعایت عدالت بشه و فقط مذهبی ها رو متهم به تندروی نکنن.
اما به هر حال 8 سال دولت دست احمدی نژاد بود و کرد آنچه نباید میکرد و بزرگترین عیبش هم اخلاقش بود. مجلس هم که دست اصولگراها بود. مردم همیشه دنبال تغییر هستن خصوصا توی این برهه که مردم خیلی امید دارن به روابط با آمریکا. پس بپذیریم مردم به دلایل مختلف گرایش به اصلاح طلبان و مستقل ها داشتن هر چند بپذیریم مردم همین کشور قشری مذهبی انقلابی داره که طرفدار اصولگراها هستن. لطفا به این اقشار انگ بی سوادی سیاسی و تندوری نزنین که ...

اینجا گفتم چرا مردم به ائتلاف اصلاح طلبان و حامیان دولت رأی دادن:

forum.bidari-andishe.ir/thread-41195-post-361443.html#pid361443

البته جای تاسف داره که مردم به هر دلیلی طوری خواستن دهن کجی و اعتراض که متاسفانه این وسط چند مهره خوب و دلسوز و حتی کاری اصولگرا هم این وسط سوختن و البته ضررش رو خود مردم می کنن.

حرف زیاده و فرصت کم.

لطفا آرامش خودتون رو حفظ کنین. حرف بزنین اما با عصبانیت نه. تعصب حزبی هم نداشته باشین.

ببینید دوستان تالاری و بقیه

درسته احمدی نژاد یه بچه تخسه و حضوری تلویحاً بهش گفتم ولی شما دارید بهش تهمت میزنید و گناه فتنه گران آشکار و پنهان رو به گردنش میاندازید

یادمه یه روحانی ( که بعدا همشون دونه دونه رسوا شدن از امام جماعت مسجد محلمون تا برخی مراجع) چنین حرفی رو تو پخش زنده زد

یه نمونه از تهمت به منتخب مردم

http://www.aparat.com/v/Z0K7d


حالا خواهشا اصل فیلم احمدی نژاد رو ببینید

اصلا نیازی به قضاوت هم نداره کافیه ببینید

http://www.aparat.com/v/ifxaN

من اگر به احمدی نژاد میتوپم نیتم چیز دیگه ایه و فرق داره

فکر نکنید کار درستیه بخاطر دلخوشی برخی افراد اصل قضیه رو فراموش کنیم و بخاطر کلاس داشتن ازش بدگویی کنید

احمدی نژاد اشتباهاتی داشت

اطرافیان احمق یا مزدوری داره و داشت ولی هرگز فتنه گران رو فراموش نکنید

لطفاً بخونید و فکر کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۸, ۱۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #21
آواتار
اصول گرای وقعی و اصلاح طلب واقعی یعنی کسی که گره ای از مشکلات مردم باز کنه نه اینکه مسائل حزبی خودش رو جلو ببره و 99% کارشو بذاره برای حاشیه ها و مردم رو با حرف مشغول کنه.

کلا تو دو دوره هم چرخ مملکت میچرخید ، هم چرخ زندگی مردم. یکی 3 سال اول احمدی نژآد و یکی هم زمان خاتمی. اگه حزب ها به هم کمک کنن، هم اصولگرایی واقعی میشه و هم اصلاح طلبی. وگرنه کسی که به مردم خدمت نکنه ، کلا بدردی نمیخوره که بخواد بهش اسمی تعلق بگیره
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۵, ۱۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #22

(۱۷/اسفند/۹۴ ۱۶:۳۶)عـرفان نوشته است:  Sad
جواب منو بدین
یعنی کسی که ترتیب زیر رو با در نظر گرفتن اعتدال رعایت کنه :
حب الله - حب الخلق - حب الذات
ببین توی تاریخ چه افرادی این ترتیب رو رعایت کردن همونا میشن هم اصولگراها و هم اصلاح طلبهای واقعی..اصولگرا و اصلاح طلب چیزی جدا از هم نیستن که ما اومدیم جداشون کردیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۶, ۱۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #23
آواتار
اصول گرا یعنی طرفدار سپاه پاسداران اصلاح طلب یعنی طرفدار مردم.
یادمه سال 88 یه شبه نتیجه رو اعلام کردن ولی امسال کلی طول کشید تا رای ها رو بشمارن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۸, ۱۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #24
آواتار
نقل قول:
اصول گرا یعنی طرفدار سپاه پاسداران اصلاح طلب یعنی طرفدار مردم.
لابد سپاه پاسداران هم طرفدار آمریکا Big Grin


نقل قول:یادمه سال 88 یه شبه نتیجه رو اعلام کردن ولی امسال کلی طول کشید تا رای ها رو بشمارن

اگه اون موقع طول میکشید میگفتن به هیچ دردی نمیخورن، اصلا یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست که اینقد طولش دادن...

دوستان این یه حقیقته که اصلاح طلب ها خودشون رو خیلی روشنفکر و عاقلتر از بقیه میدونن و اصلا به قانون احترام نمیذارن و یه جای تلاش برای بصیرت بعضی از جوون ها دنبال پیدا کردن طرفدار هستند و حرف دل اونها هر چند اشتباه باشه رو میزنن... اخلاق هم ندارند... به منتقدان هم توهین میکنند... حتی سران اصلاح طلب...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۴۹, ۱۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #25
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۴ ۱۵:۴۸)مهدی2012 نوشته است:  لابد سپاه پاسداران هم طرفدار آمریکا Big Grin



اگه اون موقع طول میکشید میگفتن به هیچ دردی نمیخورن، اصلا یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست که اینقد طولش دادن...

دوستان این یه حقیقته که اصلاح طلب ها خودشون رو خیلی روشنفکر و عاقلتر از بقیه میدونن و اصلا به قانون احترام نمیذارن و یه جای تلاش برای بصیرت بعضی از جوون ها دنبال پیدا کردن طرفدار هستند و حرف دل اونها هر چند اشتباه باشه رو میزنن... اخلاق هم ندارند... به منتقدان هم توهین میکنند... حتی سران اصلاح طلب...
لطفا وقتی راجب یه مسئله علم ندارید اونو با تمسخر و سفسطه جواب ندید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۷, ۱۸/اسفند/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۴ ۱۸:۲۱ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۴ ۱۷:۴۹)قاتل مرگ نوشته است:  لطفا وقتی راجب یه مسئله علم ندارید اونو با تمسخر و سفسطه جواب ندید.


به نام خدا


بنده خدا، اگر همون سپاه نبود الان داعش در حال بشکن زدن در تهران و کنیزی و بردگی گرفتن دختران ساپورت پوش برای اربابان سعودی بود!!!!!!!!!!!!!!

کی میخواست جلوی داعشیها بایستد ؟؟؟؟؟؟؟

مطمئنا هر که می‌ایستاد این شبه روشنفکرهای فوکولی سکولار لیبرال و بچه مایه دار که دنبال خوش ‌رقصی برای غرب و تقلید میمونوار از غربیها هستند، دنبال مهاجرت یا فرار بودند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۵, ۱۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #27
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۴ ۱۵:۰۶)قاتل مرگ نوشته است:  اصول گرا یعنی طرفدار سپاه پاسداران اصلاح طلب یعنی طرفدار مردم.
یادمه سال 88 یه شبه نتیجه رو اعلام کردن ولی امسال کلی طول کشید تا رای ها رو بشمارن
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا شما به مسیله ای استناد میکنید که اگاهی ندارید
انتخابات ریاست جمهوری هر رای یک نفر است و کاندیداها ده نفر که شمارشش سریع تر انجام میشود ولی مجلس و خبرگان در تهران روی هم هر رای چهل شش عدد و تعداد کاندیداها شش هزار خورده ای که شمارش نه این دوره بلکه برو دوره های قبل ببین چقدر طول کشیده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۴, ۱۹/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #28
آواتار
دبیر تاریخ ما میگه اصلاح طلاب واصولگرا رو اصلا دوتا حزب جدا نمیدونه!میگه تفکرانشون یکیه ولی بیانشون باهم فرق داره!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۴, ۲۰/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #29
آواتار
برای دوستانی که دل در گرو اصلاح طلبان دارند.




کلامی از سر نصح با اصلاح طلبان
سید مسعود شهیدی؛ 20 اسفند 94

تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۹




انتخابات اسفند ۹۴ برای اصلاح طلبان و اصولگرایان و برای حزب عدالت و توسعه ، درس های بسیاری داشت که باید به هرکدام جداگانه پرداخت . در اولین گام ، اصلاح طلبان موضوع این نوشته اند . انتخابات اسفند نشان داد که در سراسر کشور گرایش مردم به اصلاح طبان افزایش یافته و اگرچه در دور اول به آن حد نرسیده که یک فراکسیون اکثریت تشکیل دهند ، اما بدون تردید نسبت به سه مجلس گذشته ، موقعیت بسیار بالاتری را کسب کرده اند .به همین جهت از سر دلسوزی ، نکته ای حیاتی و سرنوشت سازرا یاد آور می شود .

برای تحلیل موقعیت کنونی ابتدا باید گذشته را مرور کرد . قبلا در دو مرحله ، چنین پیروزی ، درسطحی بالاتر ، برای اصلاح طلبان حاصل شده و فقط با بذل توجه نسبت به این تاریخچه است که میتوان پیروزی کنونی را ارزیابی نموده و از آن محافظت کرد . اولین پیروزی ، در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ حاصل شد و اصلاح طلبان توانستند در سطح کشور چهار برابر اصول گراها رأی بیاورند و در انتخابات مجلس ششم که دو سال بعد برگزار شد موفق شدند نود در صد کرسی های مجلس را از آن خود کنند .

آنها توانستند این موفقیت ممتاز اجتماعی و سیاسی را در انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری و دور اول شوراها نیز با فاصله زیاد از رقیب ، تکرار کنند .

آنها توانستند با موفقیت در چهار انتخابات متوالی ، قوای مجریه ، مقننه و شوراها را برای یک دوره هشت ساله ، در اختیاربگیرند ، ولی چرا نتوانستند این موقعیت بسیار ممتاز را حفظ کنند . به دلائلی که خواهد آمد و باید بر آنها تأمل کرد ، آنها با ارتکاب یک خطای راهبردی ، مردم را از خود هراسان و گریزان کردند ، به نحوی که مسیر آراء مردم تغییر کرد و در ۸ انتخابات بعدی یعنی به مدت ده سال از رأی اکثریت محروم شدند . علت اصلی رویگردانی مردم بنا بر نظر برخی تحلیلگران اصلاح طلب ، افراط گرائی شدید ، تعریض بر اسلام ،خروج از چارچوب های نظام ، بحران آفرینی ، بی توجهی به مشکلات اصلی مردم و همسو شدن با دشمن در برخی امور بوده است .

این اقدامات که از سوی قشر افراطی اصلاح طلب انجام شده و به مرز براندازی رسیده ، متأسفانه از سوی اکثریت اصلاح طلبان معتدل ، محکوم نشده و مورد اعتراض یا انتقاد جدی قرار نگرفته و با سکوت و مدارا ، همراه شده است ، سکوت معتدل ها سبب شد افراطی ها که یک اقلیت بودند ، میدانداراکثریت اصلاح طلبان شوند و اقدامات ساختار شکنانه آنها به پای همه ی اصلاح طلبان نوشته شود .ترجمه ی تئوری های بر اندازی نرم واجرای آن در داخل کشور، تلاش برای ایجاد حاکمیت دوگانه ، زمینه سازی برای ترویج نافرمانی مدنی ، بحران آفرینی های امنیتی اجتماعی ، تحصن ، استعفای جمعی، تهمت زدن به نظام ،دامن زدن به هرج و مرج مطبوعاتی ، زمینه سازی برای سپردن امام (رحمة الله علیه) به موزه ی تاریخ ، تلاش برای تضعیف ولایت فقیه ، تخریب نهادهای انقلابی و اسلامی مثل شورای نگهبان و سپاه ، همسو شدن با مواضع دشمن در برخی مواضع کلیدی و مخالفت با فلسطین و حزب الله لبنان ، مردم را از اصلاح طلبان و اصلاح طلبی رویگردان کرد .

آن کسانی که در سال ۷۶ با شعار درود بر سه سید فاطمی ، خمینی و خامنه ای خاتمی ، حرکت اصلاح طلبانه را شروع کردند ، در ادامه راه ، نه تنها ،خمینی و خامنه ای را از فرهنگ اعتقادی و سیاسی خود حذف کردند ، بلکه در سال آخر ، عبور از خاتمی را هم در دستور کار قرار دادند تا عهد و پیمان اولیه را به طور کامل زیر پا نهند . کار به جائی رسید که رئیس دولت اصلاحات در سخنرانی دانشگاه تهران صریحا گفت از اردوگاه اصلاح طلبان صدای دشمن را می شنوم ، این حرف شخص اول اصلاحات معنایش این است که دشمن در درون جبهه اصلاحات لانه کرده است .

عملکرد مجلس ششم ، نه تنها از سوی اصولگراها ، بلکه از سوی ده ها تن از چهره های شاخص اصلاح طلب ، نقطه ضعف بزرگی برای جریان اصلاح طلب معرفی و محکوم شد ولی آنچه موجب حیرت است آنکه ، هرگز مقابله ای با افراط گراها که این خسارت را برای جبهه اصلاح طلب پدید آوردند صورت نگرفت و هیچ فردی به عنوان مسئول آن تند روی ها معرفی یا مؤاخذه نشد . طبق گزارش پژوهشگران اصلاح طلب ، فقط ۶ در صد از مصوبات مجلس ششم مربوط به زندگی و معیشت و اقتصاد جامعه بود و مهم ترین مصوبات ،در جهت اغراض سیاسی و هیجان زائی و بحران آفرینی بود .

برخی از چهره های شاخص افراط گرای جریان اصلاحات ، برای توجیه کردن این عملکرد عجیب ، اعلان کردند اصلاح طلبان از ابتدا هیچ مسئولیتی در قبال اقتصاد مردم تعریف نکرده و هدف آنها توسعه ی سیاسی جامعه بوده است . در دوره ی هشت ساله اصلاحات ، آنچنان حمله به اصول و مبانی اسلام و انقلاب گسترش یافت و آنچنان آش شور شد که فریاد اعتراض آشپزهم بلند شد . وزیر ارشاد دولت اصلاحات که امروز پناهنده به دشمن است ، هنگام توقیف یکی از روزنامه های اصلاح طلب ، از توقیف شدن آن روزنامه حمایت کرد و گفت ، کفاره شراب خوری های بی حساب ، مخمور در میانه مستان نشستن است !.

گریزان شدن مردم از اصلاحات ، در شش دوره انتخابات متوالی امری پنهان نیست . گاه لیست های پیشنهادی اصلاح طلب ، کمترین استقبال مردمی را به همراه داشت ، و یا دردور اول انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ کاندیدای اختصاصی اصلاح طلب ، فقط چهار میلیون رأی مردم سراسر کشور را توانست کسب کند . عده ای از هواداران سطحی نگر در این شکست ها ، دستگاه های دیگر را مقصر قلمداد می کردند ولی متفکران اصلاح طلب ، افراط و تند روی را عامل اصلی شکست معرفی کرده اند .

دوران دولت اصلاحات گذشت و چند سال بعد با تغییر شرائط زمان ، در سال ۸۸ دوباره توجه جدیدی به سوی اصلاح طلبان جلب شد ، کاندیدای آنها مثل کاندیدای سال ۷۶ ، ابتدا با رهبر انقلاب ملاقات و بیعت کرد و سپس به عنوان نخست وزیر امام (رحمة الله علیه) و سید سبز، وکاندیدای وفادار به اسلام و انقلاب وارد رقابت شد. در شهرهای بزرگ ، جمعیت های چشمگیری به دفاع از او به خیابانها آمدند ودر انتخابات ، ۱۴ میلیون رأی مردم به نام اصلاح طلبان به صندوق ها ریخته شد و در تهران رأی اول را کسب کردند .

با توجه به شکست های سنگین قبلی ، این موفقیت ، بسیار بزرگ به حساب می آمد .اما باکمال تعجب این بار هم اصلاح طلبان عینا همان خطای قبلی را تکرار کردند . این بار هم ، افراط گران اصلاح طلب ، میدان دار شدند و با القاء تهمت تقلب ده میلیونی ، جوانان بی گناه را به خیابانها کشانده ، دشمن خارجی را به مداخله تشویق کردند و طی هفت ماه ، اسلام ، انقلاب ، نظام ، امنیت ، اقتصاد ، قانون ، قانونگرائی و آبروی جهانی کشور و ملت را در معرض خطر قرار دادند .

اصلاح طلبان معتدل هم درست مثل دفعه قبل ، به جای برخورد قاطعانه با این افراطها که به مرز براندازی رسید وبه جای برائت جستن از آن، ساکت نشستند ، نگاه کردند و حاضر نشدند دامان خود را از این اتهام پاک کنند . این بار هم مردم از اصلاح طلبان رو گرداندند و نه تنها با اجتماع میلیونی ۹ دی پاسخ دادند ، بلکه در انتخابات بعدی که انتخابات مجلس نهم بود ، ۹۴ در صد کرسی های مجلس را به اصولگرایان سپردند . اصلاح طلبان این بارهم فرصت طلائی را به علت میدان دادن به افراط گران ومیدان دادن به آنها و سکوت در مقابل آنها از دست دادند .

در انتخابات سال ۹۲ نیز این روند نزولی ادامه یافت و آنها اعلان کردند طبق نظر سنجی ها ، کاندیدای آنها ۵ در صد آراء مردم را به همراه داشته و به همین دلیل از او خواستند کناره گیری کند .

در انتخابات اسفند، اصلاح طلبان ، طبق دو مرحله ی قبل ،ابتدا ، عکس سی نفره کاندیداهای تهران را که نماد لیست کشوری آنها است ، زیر تصویر امام و رهبری قرار دادند تا به مردم بگویند به اسلام ، انقلاب ، امام ، نظام و رهبری وفادار خواهند بود . مردم هم با مشاهده این موضع گیری صحیح ، فرصت دیگری به آنها دادند تا این بار راه خدمت به مردم را بهتر از گذشته طی کنند .

اکنون اصلاح طلبان در معرض سومین امتحان خود ، قرار گرفته اند تا پس از دوبار مشروط شدن ، این بار شایستگی خود را به سنجش بگذارند . اگرچه هنوز برای ارزیابی زود است ولی باید به اصلاح طلبان معتدل هشدار داد که در این سومین آزمایش ، هنوز مرکب رأی مردم خشک نشده و هنوز نتایج انتخابات قطعی نشده ، همان افراط های گذشته دوباره ظاهر شده ، یکی میگوید حجاب آزاد باشد، دیگری می گوید ماه های قمری را باید از تقویم ایران حذف کنیم و سومی که افراطی ترین چهره مجلس ششم بوده ،دوباره میداندار شده و در روزنامه ها وسایت ها ی افراطی و تند رو، نقش لیدرو اطاق فکراصلاح طلبان را ایفا میکند و افکار عمومی هواداران را مدیریت میکند .

اصلاح طلبان معتدل هم با وجودی که از شکست های قبلی درسها گرفته اند و با وجودی که از انزوای قبلی خارج شده و اکنون یک فراکسیون قدرتمند مجلس اند ،باز هم همچون گذشته ، ساکت و صامت به این منظره نگاه میکنند . رئیس دولت اصلاحات در سال ۹۱ با صراحت گفت بزرگترین خطای ما در دوران اصلاحات و در سال ۸۸ میدان دادن به افراطی ها بود ، شخصیت های دیگری هم به این خطا تأکید کرده اند ولی آنچه موجب حیرت است این که این اعتراف بزرگ ، اثری در میدان عمل ندارد . باز هم همان نظریه پردازان افراطی دهه ۷۰ رسما نظریه پردازان اطاق های فکر جبهه اصلاحات و اداره کنندگان رسانه ها ی اصلاح طلب هستند و برای حرکت اصلاح طلبان ریل گذاری می کنند .

اصلاح طلبان معتدل با وجود آنکه می دانند چه کسانی در افراط گری ها و شکست های گذشته نقش اصلی داشته اند اما معلوم نیست به چه دلیل به خود اجازه نمی دهند حد اقل این افراطی ها را محترمانه باز نشسته کنند . آنها ساکت و بی صدا می نشینند تا شورای نگهبان و قوه قضائیه ، با هزینه ی سنگین ، افراطی های متخلف را حذف کند آنگاه در خلوت ابراز رضایت کنند . وجود افراطی ها در بالاترین سطوح سیاستگزاری جریان اصلاح طلب سبب شده ، اپوزیسیون ، برانداز ، بهائی و سلطنت طلب ، همه درکنار اصلاح طلبان معتدل ،متدین و خط امامی صف کشیده و جبهه سبز تشکیل دهند و چهره و عملکرد اصلاح طلبان حقیقی را تخریب کنند .

بیست سال است عملکرد این افراطی های شناخته شده ، مورد اعتراض بخشی از اصلاح طلبان است ولی معلوم نیست چه محذور و ملاحظه ای در کار است که هیچ کس دست به ترکیب این مجموعه ی ناهماهنگ نمی زند وآن را پالایش نمی کند . همه می نشینند نگاه میکنند تا راهبرد های افراطی ، شکست های بعدی را رقم زند .

این سخن نصح آمیز ، فقط سخن یک اصولگرا نیست که حمل بر اغراض سیاسی شود ، این ، سخن واقع بینانه ی چهره های شاخص اصلاح طلب هم هست که هر از چند گاه برای نجات جبهه اصلاح طلبی ، گفته می شود . سه مورد از این سخنان از میان صدها سخن مشابه ،انتخاب شده تا به اصلاح طلبان معتدل تقدیم گردد :

۱- آقای اکبر اعلمی نماینده اصلاح طلبان در چند دوره مجلس ، قبل از انتخابات سال ۸۸ طی نامه ای رسمی خطاب به مهندس موسوی کاندیدای اصلاح طلبان :

در طول ۸ سال حضور در مجلس شورای اسلامی عملکرد بسیاری از نمایندگان مجلس و همه وزرا و مدیران خاتمی و احمدی نژاد را از نزدیک رصد کرده و بارها تعداد قابل توجهی از آنها را بخاطر قانون شکنی ،فساد و سوء استفاده هائی که در دستگاه تحت امرشان وجود داشته به مجلس فراخوانده و یا در قالب نطق و مصاحبه نسبت به عملکرد آنان واکنش نشان دادم که یقین دارم جنابعالی هم کم و بیش با آنها آشنا هستید. اکنون مشاهده می شود بسیاری از همان کسانی که با گفتار و کردار انحصار طلبانه و تمامیت خواهانه خود و انحراف از معیارها و مطالبات مورد نظر مردم ،اسباب شکست حرکت اصلاح طلبانه مردم را فراهم ساختند هم اکنون نیز بوی کباب به مشامشان رسیده و با هدف سهم خواهی به همراه نمایندگان ،وزرا و مدیرانی که وصفش رفت شما را احاطه کرده اند و لاجرم این شائبه را بوجود آورده اند که در صورت به قدرت رسیدن مجدد جنابعالی ، این افراد کماکان امید مردم را به ناامیدی مبدل خواهند ساخت.

۲- آقای صادق زیبا کلام در مصاحبه با سایت کلمه :
ما از قرن ۱۹ برای آزادی و حاکمیت قانون مبارزه کرده ایم که حاصل آن حکومت مشروطه بود. شاید کمتر ملتی را بشود پیدا کرد که این قدر علیه استبداد و دیکتاتوری مبارزه کرده است. دست کم یکی از دلایل ناکامی این است که وقتی به فضای باز رسیدیم ، نخبگان و روشنفکرامون به کمتر از “شتر” رضایت نداده اند. مثلا دوران انقلاب کنار دانشگاه تهران چادر زده بودند و برای حزب کومله و دموکرات کردستان، لباس و پتو و غذا جمع می کردند، در حالی که این احزاب در حال جنگ با سپاه و ارتش بودند. یعنی اینقدر آزادی وجود داشت. این مشخص بود که دوام نمی آورد. بعد از دوم خرداد فضا باز شد. ما صادق زیباکلام ها چه کار کردیم؟ گفتیم درباره ولایت فقیه بحث کنیم؛ جنگ بعد از سوم خرداد و فتح خرمشهر درست نبوده؛ قصاص این گونه است؛ نعوذ بالله خدا و پیغمیر آن گونه است؛ ببینید اگر این دفعه هم دچار همین خطا شویم و بگوییم “شتر”، نه روحانی و نه پدر جد روحانی کاری نمی توانند بکنند.

ما باید یاد بگیریم که دموکراسی میلی متر به میلی متر جلو می رود و یک شبه نمی توانیم ره صدساله را برویم.... مساله مهم برای من، این است که تغییرات تدریجی است. ...من نوه ای دارم به اسم حسین علی. یکی از سوالاتی که حسین علی از من می پرسد اینه که چرا من هر وقت سمت پرنده ها می روم فرار می کنند، اما تو که می روی این کار را نمی کنند؟ به نوه ام می گویم بخاطر اینکه تو “نمی روی” به سمت پرنده ها، تو “می دوی” به سمت پرنده ها. تو می ترسانی پرنده ها را و من نمی ترسانم...من می گویم نحوه حرکت ما باید طوری باشد که جناح راست را سر لج نندازیم، ... همه حرف من این است که خیلی پخته و عاقلانه حرکت کنیم ."

۳- آقای محمد رضا تاجیک مشاورامور راهبردی رییس جمهور اصلاحات در مصاحبه با اعتماد :
" اصلاحات و اصلاح‌طلبان در شرايط حاضر از چه چيزهايي رنج مي‌برند؟ريشه اين دردها كجاست؟
چيزي كه ما خلأ آن را داريم و بن‌مايه رنج اصلاح‌طلبان شده اينكه مانيفست يا گفتمان اصلاح‌طلبي تعريف شده نيست؛ چيزي كه خيلي ابهام و ايهام دارد و تعريف و تصويب نشده است. ما از گفتمان اصلاح‌طلبي سخن مي‌گوييم اما هر كدام برداشتي داريم. مفهوم اصلاحات با هم يگانه نشده. وقتي سخن از جامعه مدني به عنوان يكي از اصول اصلاحات مي‌كنيم برداشت‌هاي متفاوتي از جامعه مدني مشاهده مي‌كنيم. وقتي داريم از پيشرفت و توسعه سياسي صحبت مي‌كنيم نمي‌دانيم كه دقيقا از كدام مفهوم حرف مي‌زنيم يا حداقل درباره آن گوناگون فكر مي‌كنيم.

وقتي از آزادي، دموكراسي و قانونمداري صحبت مي‌كنيم تعريف يكساني نداريم. تعاريف ما دقيقا شكل نگرفته‌اند، بنابراين ما از يك گفتمان تعريف نشده كه حالتي انتزاعي دارد صحبت مي‌كنيم و همين موضوع مصائب فراواني را براي ما به همراه داشته است. بعد از ١٨ سال ،که از اصلاح طلبی گذشته ، اگر شما جايي بخواهيد به دنبال مانيفست اصلاح‌طلبي باشيد كه تهيه شده باشد و بقيه زير آن را امضا كرده باشند هرگز پيدا نمي‌كنيد....
یک مانيفست اگر منتشر شود و درفتي عمومي شود به طور طبیعی می تواند ،نيروها را غربال كند...
ولی يكي از اصلي‌ترين مسائلي كه در اصلاحات وجود دارد و مانعانتشارمانيفست اصلاحات شده همين است كه اصلاحات نمي‌خواهدخيلي اهل غربال كردن باشد....

معتقدم... يك جريان يا حزب يا نظام انديشه و گفتمان بايد از نوعي ميدان گفتمانيت برخوردار باشد. يعني نمي‌تواند در هر لحظه همه‌چيز باشد. جايي بايد تشخص و هويت داشته باشد. يك جا بايد كلامش منعقد شود و گزاره‌اي جدي بگويد. در غير اين صورت انسان‌ها نمي‌دانند با چه چيزي بايد ارتباط برقرار كنند. جايي بايد درون و برون ايجاد شود و خودي و دگر به وجود‌ آيد. در غير اين صورت افراد نمي‌توانند با معناي اين جريان سياسي ارتباط برقرار كنند.

اين اتفاق نيفتاده است. به همين دليل است كه مي‌بينيم به نام نامي اصلاح‌طلبي هفتاد و دو ملت وجود دارد و هفتاد و دو كنش و واكنش انجام مي‌شود. همه ی فراز و فرودهايي كه تجربه كرديم امروز به ما مي‌گويد كه جريان اصلي اصلاح‌طلبي بايد مانيفست و گفتماني داشته باشد تا ديگران به نام اصلاح‌طلبي سخن نگويند. اگر اين مانيفست وجود داشته باشد و در معرض ديد افكار عمومي و هواداران اصلاحات باشد مردم تشخيص مي‌دهند چه كساني و چه گروه‌هايي متفاوت از جريان اصلي اصلاحات هستند.

عدم نهايي شدن مانيفست اصلاحات و انتشار آن مصايبي را براي اصلاحات و اصلاح‌طلبان به دنبال داشته ....
وقتي اين اتفاق نيفتاده ، ديگر راه چاره‌اي باقي نمانده و بايد هزينه هر گرايش و كنشي به نام اصلاحات را بپردازيم. از كسي كه به نام اصلاح‌طلبي مي‌رود و با فرح پهلوي ملاقات مي‌كند تا كسي كه با خارج از كشور مي‌بندد، تا كسي كه در پشت تريبون رسانه‌هاي خارجي مي‌خواهد نظام را براندازي كند همه‌اش را مي‌اندازند گردن اصلاح‌طلبان، پس ، از ماست كه برماست.

جريان اصلاحات نبايد هزينه هر كسي و هر حرفي و هر كنشي را بدهد. هر چه سريع‌تر بايد مشخص شود كه مرزهاي اصلاحات كجاست. هر كسي و جرياني كه از اين مرز عبور كند اصلاح‌طلب نيست. بايد معلوم شود كه اگر كسي از اين مرز عبور كرد ديگر عبور كرده و نام او، اصلاح‌طلب نيست. ... نبايد اجازه دهيم پشت سر اصلاحات حرف و حديث باشد. اگر اين مرزبندي مشخص شود هر كسي نمي‌تواند در واكنش به هر مساله كوچكي به دامن راديكال‌ترين اپوزيسيون خارج كشور پناه ببرد كه اگر برد قبل از خروج از حاكميت از اصلاحات خروج كرده است.

اصلاحات شخصيتي دارد كه هر كسي نبايد از آن عبور كند. با اين شخصيت مي‌توانيم با مردم حرف بزنيم. اگر اين شخصيت ، خط خطي و خدشه‌دار شود ما نمي‌توانيم با مردم رابطه برقرار كنيم. ما اول بايد بگوييم چيستيم و كيستيم. نمي‌توانيم در عين حال همه كس و همه‌چيز باشيم. جايي بايد خودمان را تعريف كنيم كه مردم بدانند با كه رابطه برقرار مي‌كنند و مي‌فهمند اين طيفي كه در خارج كشور نشسته‌اند و صداي‌شان از آنجا بلند شده و به پناه اپوزيسيون برانداز رفته‌اند ، اصلاح‌طلب نيستند و در دايره اردوگاه اصلاحات جايي ندارند.
مرزبندي‌ها ميان رفرميست و لگاليست و نيروي برانداز خارج از كشور مشخص نيست ".

فرصت طلائی انتخابات ۹۴ و نتایج آن ، می تواند بستر مناسبی باشد تا جریان اصلاح طلب ، یک بار برای همیشه خود را از شر پدر خوانده های افراطی و سیاست های بحران آفرین آنها رهائی بخشد . در این صورت است که خواهد توانست، از سرگردانی بین دوست و دشمن رها شده ، شخصیت مستقل خود را تعریف کند ، مانیفست اختصاصی خود را ارائه کند ،به آن افتخار کند و بر آن وفادار و پایدار بماند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۴۹, ۲۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #30
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۴ ۱۸:۱۷)عدالت نوشته است:  
به نام خدا


بنده خدا، اگر همون سپاه نبود الان داعش در حال بشکن زدن در تهران و کنیزی و بردگی گرفتن دختران ساپورت پوش برای اربابان سعودی بود!!!!!!!!!!!!!!

کی میخواست جلوی داعشیها بایستد ؟؟؟؟؟؟؟

مطمئنا هر که می‌ایستاد این شبه روشنفکرهای فوکولی سکولار لیبرال و بچه مایه دار که دنبال خوش ‌رقصی برای غرب و تقلید میمونوار از غربیها هستند، دنبال مهاجرت یا فرار بودند.
آیا من گفتم سپاه بده؟؟؟؟
تا اون جا که میدونم بچه های همین سپاهی ها مایه دار فوکولی هستن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا